۶/خرداد/۹۴, ۲۳:۱۸
متن ارسالي(( گربه را ناز كن)) عجيب ترين متني بود كه تو چند روز اخير ديدم . راجع به رد نظريات فرويد سالها قبل هم پاسخ هاي كاملا قانع كننده اي داده شده و بسيار متعجب شدم كه كسي فرويد و يونگ را به عنوان داناترين افراد بنامد .
اما واقعا فرويد كه بود؟ شخصي اتريشي كه تمام مشكلات نوع بشر را ناشي از سركوب ميل جنسي ميدانست از نظر فرويد حتي رابطه كودك با والدين نيز نتيجه تمايلات جنسي بود ، بر اساس نظريه فرويد شاهكار نقاشي يك هنرمند هم نشان از سركوب غرايز جنسي اوست ! فرويد با اينكه دين را نفي ميكرد اما همزمان براي اثبات ادعاهاي خويش دست به دامان اسطوره هاي افسانه اي ميشد !!!از نظر فرويد راه حل تمام مشكلات بشر هم لاجرم ازادي بي قيد وبند جنسي بود!!! نتيجه ي وحشتناك نظريات فرويد هم ناگفته خود پيداست انديشه هاي منحرف فرويد باعث شد تا شهوت پرستان توجيهي براي اعمال خود بيابند و نتايج ازادي مطلق جنسي به وضوح در جوامع بشري معلوم است.
حتي استعمار 80 ساله ي كومونيسم كه بي شك جزو تلخ ترين تجربه هاي بشر در طول تاريخ بود نتيجه ي مستقيم تفكر مادي گرايي بود . اصولا فردي مانند فرويد كه مرگش نيز بر اساس نوعي خودكشي بود چگونه ميتواند به عنوان الگويي براي بشر مطرح باشد ! افراطيگري فرويد در زمينه ارتباط دادن همه چيز! به غريزه جنسي باعث شد تا همكارانش و يونگ از او فاصله بگيرند و به نقد افكار او بپردازند ، رفتار و گفتار يونگ گرچه به دور از الحاد مورد نظر فرويد بود و نشانه هاي از باور به دين در او وجود داشت و حتي مدعي تجربه نزديك به مرگ و مشاهده روح بود اما روانشناسي يونگ نيز بسيار درهم و برهم بود و نقدهاي جدي بر او نيز وارد است ! دوست عزيز باور كن بازي با كلمات و استفاده از نام هاي مانند فرويد يا يونگ نميتواند نشانگر ميزان سواد يا نشاندهنده ي روشن فكري باشد وحتي اوردن نام اين دو در كنار هم نشان از يك ناآگاهيست!!! چرا كه (نظريات دو فرد با انديشه هاي متضاد در ان واحد )نميتواند هر دو درست باشد حتما يكي و يا احتمالا هر باطل است!! يعني كسي كه به فرويد معتقد است حتما يونگ را نقد ميكند وكسي كه به يونگ معتقد است فرويد را نقد ميكند گرچه ممكن است فردي نيز هر دو را نقد كند و هر دو انديشه مورد نقد جدي باشد.
به هر حال واكاواي انديشه هاي فرويد و اثر آن بر جوامع مخصوصا جامعه خودمان نياز به بررسي
دقيق تر و موشكافانه تري دارد .
اما واقعا فرويد كه بود؟ شخصي اتريشي كه تمام مشكلات نوع بشر را ناشي از سركوب ميل جنسي ميدانست از نظر فرويد حتي رابطه كودك با والدين نيز نتيجه تمايلات جنسي بود ، بر اساس نظريه فرويد شاهكار نقاشي يك هنرمند هم نشان از سركوب غرايز جنسي اوست ! فرويد با اينكه دين را نفي ميكرد اما همزمان براي اثبات ادعاهاي خويش دست به دامان اسطوره هاي افسانه اي ميشد !!!از نظر فرويد راه حل تمام مشكلات بشر هم لاجرم ازادي بي قيد وبند جنسي بود!!! نتيجه ي وحشتناك نظريات فرويد هم ناگفته خود پيداست انديشه هاي منحرف فرويد باعث شد تا شهوت پرستان توجيهي براي اعمال خود بيابند و نتايج ازادي مطلق جنسي به وضوح در جوامع بشري معلوم است.
حتي استعمار 80 ساله ي كومونيسم كه بي شك جزو تلخ ترين تجربه هاي بشر در طول تاريخ بود نتيجه ي مستقيم تفكر مادي گرايي بود . اصولا فردي مانند فرويد كه مرگش نيز بر اساس نوعي خودكشي بود چگونه ميتواند به عنوان الگويي براي بشر مطرح باشد ! افراطيگري فرويد در زمينه ارتباط دادن همه چيز! به غريزه جنسي باعث شد تا همكارانش و يونگ از او فاصله بگيرند و به نقد افكار او بپردازند ، رفتار و گفتار يونگ گرچه به دور از الحاد مورد نظر فرويد بود و نشانه هاي از باور به دين در او وجود داشت و حتي مدعي تجربه نزديك به مرگ و مشاهده روح بود اما روانشناسي يونگ نيز بسيار درهم و برهم بود و نقدهاي جدي بر او نيز وارد است ! دوست عزيز باور كن بازي با كلمات و استفاده از نام هاي مانند فرويد يا يونگ نميتواند نشانگر ميزان سواد يا نشاندهنده ي روشن فكري باشد وحتي اوردن نام اين دو در كنار هم نشان از يك ناآگاهيست!!! چرا كه (نظريات دو فرد با انديشه هاي متضاد در ان واحد )نميتواند هر دو درست باشد حتما يكي و يا احتمالا هر باطل است!! يعني كسي كه به فرويد معتقد است حتما يونگ را نقد ميكند وكسي كه به يونگ معتقد است فرويد را نقد ميكند گرچه ممكن است فردي نيز هر دو را نقد كند و هر دو انديشه مورد نقد جدي باشد.
به هر حال واكاواي انديشه هاي فرويد و اثر آن بر جوامع مخصوصا جامعه خودمان نياز به بررسي
دقيق تر و موشكافانه تري دارد .

