تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: 40 قدم بسوي دوست(2)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
9) طلبه شدن :
اما اين مطلب در مورد سربازي امام زمان و ورود به عالم شيرين و لذت بخش طلبگي است . چقدر شيرين است كه مهر سربازي امام زمان ( عجل الله تعالي فرجه الشريف ) بر پيشاني ما زده بشه وما تمام اوقاتمون رنگ وبوي خدا داشته باشه .
شايد يكي از بالاترين نعمتي كه مي شه تصور كرد همين نعمت طلبگي است . چرا كه ما فقط يكبار تو اين دنيا زندگي خواهيم كرد وقراره با همين يكبار زندگي براي ابد خودمون توشه جمع كنيم . وچه قدر عالي مي شه وقتي كه تو همين زندگي زود گذر دنيا تو مسيري باشيم كه امكان بيشترين استفاده رو از تك تك لحظا تمون براي دوستي وقرب خداي عزيز و نوكري امام زمان ( عليعه السلام ) داشته باشيم .
بنده خودم دانشجو بودم و بعد دانشگاه وارد حوزه علميه شدم . والان خداي مهربان خودم رو شكر مي كنم كه سرباز امام زمان ( عليه السلام ) هستم . ان شا الله .
نمي دانم از دوران شيرين حجره نشيني بگم كه به قول استاد، حجره نشيني مثل اعتكاف مي مونه كه شما بهترين فرصت رو براي بندگي و خود سازي داري . اون رفاقتها و مهربوني طلبه ها . اون نماز شبهاي شيرين . اون سحري هاي دسته جمعي كه طلبه ها برا روزه هاي مستحبي بلند مي شدن . اون دعاهاي آل ياسين كه شبها تو حجره ها برگزار مي شد . و خيلي از شيرينيهاي حجره نشيني.
طلبگي يك عنايت خدايي است . چرا كه اوقات شما با نيت خالصي كه داشته باشي يكسره عبادت خدا خواهد بود . تحصيل علم دين كه اين همه سفارش اهل بيت ( عليهم السلام ) است . هدايت مردم . دور بودن از بسياري از گناهان و توفيقات بسياري كه در عالم طلبگي وجود داره . وبسياري از عنايات خاص امام زمان كه تا نچشي نداني . لذتهايي كه فقط بايد چشيد .
اي شيعه امام زماني كه اين مطلب رو مي خوني . اي دوست عزيز. اگه واقعا مي خواي تو عالم خودسازي و رفاقت وبندگي خدا باشي بيا و سرباز امام زمان باش بگو پسرفاطمه، امام زمان من امدم نوكر شما باشم اي گل زهرا خودت كه مي دوني من نه دنبال پولم نه دنبال مقام وشهرت ونه هيچ چيز ديگه من مي خوام بنده خدا باشم . لذت دوستي خدا رو مي خوام من شما رو مي خوام . خود شما دست منو بگير .
دوستان . ما فقط يكبار تو اين دنيا زندگي خواهيم كرد و فقط با همين يكبار زندگي ابد و زندگي هميشگي خودمون رو خواهيم ساخت . كمي تو همين واژه ابد فكر كنيد .ابد ابد و براي ابد خودمون بايد اماده باشيم وطلبگي شايد بهترين موقعيت رو براي ساختن ابد فراهم مي كنه .
اگه فقط براي خدا ونه براي چيزهاي ديگه وارد طلبگي بشيد . ان شا الله خداي مهربان يك لذتهايي رو به شما مي چشاند كه نه گفتي است و نه شنيدني . فقط چشيدني است. كه به قول ايت الله بهجت اگه پادشاهان عالم مي دانستند انسان در نماز چه لذتهايي مي برد هيچ وقت دنبال اين لذايذ مادي نمي رفتند .
و اگر خود فعلا به هر دليلي نمي توانيم افتخار سربازي امام زمان ( عليه السلام) را داشته باشيم ، نيتمان باشد كه اولادمان را طوري تربيت كنيم كه علاقه مند به طلبگي و روحانيت باشند و انها را براي سربازي امام زمان ( عليه السلام) تشويق كنيم .
10) سكوت را روش و پيشه خودمون كنيم. (البه در جاي خودش وگرنه گاها امر به معروف ونهي از منكر و.. واجب است).
آقاي جاودان مي فرمايد:
در مورد حاج آقا خوشوقت هم مثلا فرض کنيد اگر ما پنج ساعت کنار ايشان مي نشستيم، ايشان هم همين مدت را مي نشستند و يک کلمه حرف نمي زدند. اگر کسي از ايشان سؤال مي کرد، جواب مي داد. استاد ايشان، مرحوم علامه طباطبايي بود. من خدمت مرحوم علامه طباطبايي متعدد مشرف مي شدم، ايشان هم همين طور مي نشستند و سکوت مي کردند. اگر کسي از ايشان سؤال مي کرد، جواب مي داد. درغير اين صورت جواب نمي داد و باز مي نشست. به مقداري که انسان حواسش به جايي و کسي و چيزي باشد، قيمت دارد. مثلا در اين چند سال هفته اي يکبار من خدمت حاج آقاي خوشوقت مي رسيدم و يک روز ديدم که ايشان خودش شروع به صحبت کرد و يک عالِم ديگري کنارشان نشسته بودند و گفت اين آقاياني که در مقابل شما نشستند، فلان عقيده را دارند که ايشان به ميدان آمد و شروع به صحبت کرد.(www.javedan.ir)
در مورد غيبت بسيار بسيار زياد توجه كنيم واحكام غيبت ر ا حتما ياد بگيريم.
11) قدر وقت را بدانيم وآنرا درست و بجا استفاده كنيم.
رفقا ساعات عمر ما محدود است و روزي عمر ما تمام مي شود . نباشد آن روزي كه حسرت ساعات عمرمان را بخوريم كه در غفلت بسر برديم .
اي آنكه نتيجه چهارو هفتي وز هفت وچهار دايم اندر تفتي
كار كن كه هزار بار بيشت گفتم باز آمدنت نيست چو رفتي رفتي
عزيزان يك سوال از شما دارم 80 سال بعد من و شما كجاييم. خوب حتما اكثريت ما زير خاكيم وپوسيديم . كمي فكر كنيم صورتي كه تو اين دنيا اين همه بهش مي رسيم .اون موقع چه وضعي داره آيا مي تونيم به صورت خودمان نگاه كنيم . خوب اونهايي كه 80 سال قبل تو اين دنيا بودن و بعضي هاشون براي لذت اين چند روزه دنيا چقدر گناه و معصيت كردن كه مثلا چند روز خوش باشن الان كجان؟ وضعيتشون چه جوريه؟
آيا اين روز براي ما هم نخواهد رسيد؟
من خودم جواب مي دم . بطور عادي اكثر ما 80 سال بعد مرده ايم و فرصت چند ساله زندگي دنيا براي ساختن ((ابد))تمام شده است.
خوب يك سوال ديگه. ما 800 سال بعد كجاييم؟ 8000 سال بعد كجاييم؟ 80000سال بعد چي؟ و800000000000000000000 سال بعد چي؟وما بالاخره تا بينهايت كجا زندگي خواهيم كرد؟
خوب حالا كمي فكر كنيم . اين 80 سال در مقايسه با بينهايت اصلا عددي حساب مي شه ؟ يانه؟ وما قراره ابد خودمون رو با همين چند ساله دنيا درست واباد كنيم.
نگه دار فرصت كه عالم دمي است دمي پيش دانا به از عالمي است .
نكند اوقات ما صرف تماشاي تلويزيون و مجالس غفلت و .. شود.
در خواب بدم مرا خردمندي گفت كز خواب كسي را گل شادي نشكفت
كاري چه كني كه با اجل باشد جفت كار كن كه به زير خاك بايد خفت.
رفقا سختي هاي زندگي هر چه باشدتمام مي شود . اين جمله هميشه يادمان باشد وتكرار كنيم.
(( چون مي گذرد غمي نيست.))
اگر چه عشرت وعيش جهان نخواهد ماند غمين مباش كه غم جاودان نخواهد ماند
حالا بگذريم كه دوستان خدا از اين سختي ها لذت مي برند.
چون آزادي و عشق همي نامد راست بنده شدم و ز يك سو نهادم خواست
زين پس چنان كه خواهدم دوست رواست گفتار وخصومت ز ميانه برخواست
اي دل غم اين جهان فرسوده مخور بيهوده نئي غمان بيهوده مخور
چون بوده گذشت ونيست نابوده پديد خوش باش غم بوده ونابوده مخور
رفقا بياييد تصميم خودمون رو بگيريم .بياييد مرد مردانه بگيم خدا و استقامت كنيم. قدر لحظه لحظه ي عمرمون رو بدونيم. مبادا عمرمون رو صرف تماشاي سريال و فوتبال و... كنيم. حكايت يك پادشاهي رو مي كنن كه جواهر هاي خودشو توي رودخونه مي ريخت و مي گفت از صداي افتادن اين جواهر به آب خوشم مياد. حال ارزش ثانيه هاي عمر ما بسيار بالاتر از جواهر هست . آيا اين درسته كه ما بشينيم و يك ساعت فيلم ببينيم و بگيم از اين سريال خوشم مياد؟
اي بس نباشيم و جهان خواهد بود ني نام ز ما وني نشان خواهد بود
زين پيش نبوديم و نبدهيچ خلل زين پس چو نباشيم همان خواهد بود

بيدار شو اي دل كه جهان مي گذرد وين مايه عمر رايگان مي گذرد
در منزل تن مخسب و غافل منشين كز منزل عمر كاروان مي گذرد
كمي فكر كنيم انهايي كه عمرشون رو به غفلت ومعصيت صرف كردن الان كجا هستن؟ و چه آرزويي دارن؟آيا نمي خوان همين يكروز از عمري كه ما در اختيارمون هست رو بهشون بدن تا عمل نيكي انجام بدن؟ خوب ما اين عمررو در اختيار داريم . چرا قدر نمي دونيم؟
افسوس كه عمر رفته مي نايد راست فرياد كه بر باد شد آن عمر دراز
خدايا دوستان تو با ياد و ذكر تو لذتها بردن و زندگيها كردن ولي من رو سياه اسير لذات و هواي نفسم شدم .خدايا مي شه ما هم لذت عباد ت و بندگي تو رو بچشيم؟ لذت ياد و محبت تو رو بچشيم؟ يكي از ملازمان آيت الله بهجت مي گفت( قريب به مضمون) : برا آيت اله بهجت شيريني آوردن و ايشون به كسي گفتن از اين شيريني بخور . بعد به اون كسي كه شيريني رو خورده بود فرمودن : شيرينه؟ گفت بله آقا. آيت الله بهجت فرمود: شيريني نخوردي.(يعني شيريني ولذت معنوي رو بايد بچشي تا بدوني لذت و شيريني تو چيه.)
عمرمون گذشت ما مثلا خوشحاليم كه عيد آمد در حاليكه:
از آمدن عيد واز رفتن دي اوراق وجود ما همي گردد طي
در اخر دستور العمل آيت الله بهجت رو تقديم مي كنم. باشد كه با توجه بيشتر بخوانيم وعمل كنيم.
بسمه تعالي
همه مي دانيم که رضاي خداوند اجّل، با آنکه غني بالذات [است] و احتياج به ايمان بندگان و لوازم ايمان آنها ندارد، در اين است [ که]: بندگان، هميشه در مقام تقرب به او باشند، پس مي دانيم که براي حاجت بندگان به تقرب به مبدأ الطاف و به ادامه تقرب، [ خداوند] محبت به ياد او و ادامه ياد او دارد.
پس مي دانيم به درجه اشتغال به ياد او، انتفاع ما از تقرب به او، خواهد بود؛ و در طاعت و خدمت او، هر قدر کوشا باشيم به همان درجه، متقرب و منتفع به قرب خواهيم بود؛ و فرق بين ما و سلمان سلام الله عليه، در درجه طاعت و ياد او که مؤثر در درجه قرب ما است، خواهد بود.
و آنچه مي دانيم که اعمالي در دنيا محل ابتلاء ما خواهد شد، بايد بدانيم؛ که آنها هر کدام مورد رضاي خداست، ايضاً خدمت و عبادت و طاعت او محسوب است.
پس بايد بدانيم که هدف بايد اين باشد که تمام عمر، صرف در ياد خدا و طاعت او و عبادت، بايد باشد، تا به آخرين درجه قرب مستعد خودمان برسيم، و گرنه بعد از آنکه ديديم بعضي، به مقامات عاليه رسيدند و ما بي جهت، عقب مانديم، پشيمان خواهيم شد.
وقفنا الله لترک الاشتغال بغير رضاه بمحمد و آله صلوات الله عليهم اجمعين.
الأقل محمد تقي بهجت(سايت شهيد آويني)
خدايا به داد ما برس كه بيدار شويم . از اين غفلتها رها شويم.
اي خفته در اين سراي فاني برخيز كه رفت زندگاني
رفقا هميشه يادمون باشه :
(( عنقرب است كه از ما اثري باقي نيست)).
12) تفكر . ((در مرگ و گذر زمان بسيار فكر كنيم.)) رفقا بايد راحت طلبي را كلا كنار بگذاريم. با لذت طلبي و راحت طلبي سخت است.
13) شبهاي جمعه و عصر جمعه 100 مرتبه سوره قدر را حتما بخوانيم.
14)صبح ها سوره ي يس و وقت خواب 100 مرتبه سوره توحيدبخوانيم.
15) بعد از نماز صبح 11 مرتبه سوره توحيد و 70 مرتبه استغفار.
16) بعد از اتمام هر5 نماز روزانه تسبيحات حضرت زهرا ( سلام الله عليها) حتما گفته شود.قبل از اينكه از حالت نماز خار ج شويم. واينكه بعد از هر نماز حتما سجده ي شكر انجام دهيم.
17) نافله ها را بخوانيم . هر 51 ركعت نماز واجب و مستحبي. مي توان نمازهاي نافله را بعد از نماز جماعت و در طول روز وحتي در حال راه رفتن و مواقعي كه در مسير كار ومدرسه و... هستيد به نيت ما في الذمه يا قضا خواند. ( به فتواي مرجع تقليدتان رجوع كنيد.).پس همان مقدار كه مي توانيم نافله ها را در وقت خودشان بجا آوريم . وبقيه را بعد از نماز جماعت به نيت ما في الذمه ( به فتواي برخي مراجع) و يا در طول روز هر موقعي كه امكانش باشد مثلا در مسير هايي كه پياده مي رويم . يا مواقعي كه سوار اتوبوس و در حال حركت هستيم به نيت ما في الذمه يا به نيت قضا ( بر اساس نظر مرجع تقليدمان) به جا مي آوريم.
18) نسبت به نامحرم و صحبت ونگاه به نامحرم اشد مراقبت لازم است. بطوريكه در طول روز حتي يكبار نگاهش به نامحرم نيافتد. فلذا نگاه به برنامه هاي غير مفيد تلويزيون قطع شود . مساله ترك نگاه به نامحرم ولو نگاه حلال بسيار مهم است. بايد با تمام وجودمان از خداي عزيز بخواهيم كه نگاهمان به نامحرم نيافتد.
أقاي جاودان مي فرمايد:
حاج آقاي حق شناس مطلبي را مکرر براي ما مي فرمودند که حاج مقدس مي گفت اگر يک بار، دقت کنيد، يک بار چشم به نامحرم بيفتد ( آت شخص)يک هفته لذت مناجات، نماز و زيارت را نمي برد. نمي گويد نگاه کند، مي گويد چشم به نامحرم بيفتد. اگر چشم به نامحرم افتاد ديگر تا يک هفته لذت نماز و مناجات و دعا را نمي برد. مشخص شد که چرا ما از نمازمان لذت نمي بريم؟ اگر بکوشيم خداي متعال يک راهي باز مي کند. بنده در زمان جواني يک رفيق نوجواني داشتم که مي گفت وقتي من به کوچه مي آيم اين بي حجاب ها را نمي بينم. يک سفيدي رويشان کشيده شده. اگر آدم بکوشد خدا راه حل مي دهد. چون مي بيند که نمي شود. آدم خودش را مي کشد اما يک مرتبه پيش مي آيد. چکار کنم؟ خدا آن چکار کنم را نشان مي دهد. اما اگر من کوشش نکنم و به خواب بسنده کنم هيچ.(www.javedan.ir)
19) نسبت به خيالات خود و اون چيزهايي كه به ذهن مي آيد بايد توجه كرد كه خداوند به اين خيالات آگاه است ونسبت به آگاهي خداوند از خيالات بايد بسيار تلقين وتكرار كرد تا هميشه اين توجه باشدو ان شاالله حيا از خداوند در وجودمان هميشگي باشد. مثلا اين فكر وعمل مرا اگر مثلا مادرم بفهمد آيا خجالت نمي كشم؟ بدانيم كه خدا اين فكر و عمل مرا مي داند . پس از خداي عزيز و مهربان هم حيا كنيم.
20) در تمامي كارها اخلاص داشته باشيم.
رفقا در مورد اعمالمان بايد اصل پنهان بودن را كاملا رعايت كنيم. بغير از اعمالي كه در شرع نسبت به آشكار بودنش توصيه شده است. يعني بدانيم كه چون خداي عزيز اين عمل مرا مي بيند ومي داند برايم كافيست . وچنين نباشد كه برويم واعمال حسنه خود را براي ديگران تعريف كنيم. كه مثلا من به فلاني كمك كردم . من چنين وچنان هستم. نه بگذاريم فقط خدا بداند و اولياي خدا.
چله اخلاص رو حتما انجام بديم.
رفقايي كه مي خوان ان شاالله با خداي عزيز رفيق بشن و بندگي خدا رو بكنن حتما وحتما به اين چله عمل كنند.
از همين الان دوستان نيت بكنند كه تا 40 روز مي خوام فقط وفقط براي خداي عزيزم خالص خالص باشم. و اي خداي عزيز مي خوام همه ي اعمال ريز ودرشتم و فقط وفقط برا رضايت و دوستي خودت عمل كنم ورضايت بقيه از مردم رو مي خوام بزنم كنار.
رفقا در مورد اعمالمان بايد اصل پنهان بودن را كاملا رعايت كنيم. بغير از اعمالي كه در شرع نسبت به آشكار بودنش توصيه شده است. يعني بدانيم كه چون خداي عزيز اين عمل مرا مي بيند ومي داند برايم كافيست . وچنين نباشد كه برويم واعمال حسنه خود را براي ديگران تعريف كنيم. كه مثلا من به فلاني كمك كردم . من چنين وچنان هستم. نه بگذاريم فقط خدا بداند و اولياي خدا.
مثلا مي خوام درس بخونم نيت خودم رو بررسي مي كنم. من برا چي ميخوام درس بخونم؟
-مثلا برا اينكه نمره ام بالا بياد و پيش بقيه كلاس بذارم.
-برا ينكه مثلا فاميلها بگن فلاني عجب پسر خوب و درس خونيه؟
-برا اينكه مي خوام مهندس و دكتر بشم كه پولدار باشم.
- يا نه اصلا عادت كردم نيت خاصي ندارم و عادت كردم.
خوب يك قسمت عمده ي اعمال ما از روي عادت و هواي نفس هستش كه مي شه اونها رو با قصد قربت انجام داد .مثلا خوابيدن و خوردن و درس خوندن و استراحت كردن و خيلي از اعمال ديگه.
پس تو اين 40 روز تمام فكر م رو جمع مي كنم كه همه اعمالم رو به خاطر خدا انجام بدم.وهيچ گناهي رو مرتكب نشم.
خدايا من درس مي خونم چون تو خوشت مياد . من كار مي كنم و نون حلال در ميارم چون تو خوشت مياد. چون تو رو دوست دارم. خدايا من حرف پدر ومادرم رو گوش مي دم چون تو رو دوست دارم.خدايا من دست مادرم رو مي بوسم چون تو رو دوست دارم. خدايا من نگاهبه نامحرم نمي كنم چون مي خوام بندگي تو رو بكنم.
موقعي كه تو خيابون دارم راه مي رم سرم رو مي اندازم پايين و به خدا مي گم خدايا من تو رو دوست دارم .مي شه تو هم نگاه رحمتت رو بهم بندازي؟
پس ان شا الله 40 روز تصميم مي گيرم تمام اعمالم به خاطر خدا باشه. يگ قلم وكاغذ هم هميشه همراهم باشه تا اعمالي كه غافل بودم رو يادداشت كنم. شب به حساب تمام اعمالم مي رسم و خودم رو محاسبه مي كنم.
ونكته ي بعد اينكه تو اين 40 روز با تمام توان سعي كنم كه تمام اوقات به ياد خدا باشم.
آيت الله حق شناس مي فرمود:
دادش جون من چندي پيش داشتم در معناي مراقبه فكر مي كردم . لحظه اي چشمام روي هم رفت وديدم از آسمان باران متصل وبدون انقطاع به سوي من در حال باريدن است . در همان حالت براي يك لحظه كوتاه موضوعي ديگر فكرم رو به خودش جلب كرد . همزمان با آمدن اين خطور بلافاصله آن باران قطع شد . پس صدايي در گوشم گفت : اين است معناي مراقبه . يعني اگر مراقبه باشد باران رحمت ولطف الهي يكسره مي بارد.
(شايد نقل به مضمون :كتاب عبد كريم . محمد حسن سيف اللهي . انتشارات نبوغ)
آقاي شمس از قول آيت الله بهجت مي فرمايد:
ايشان سفارش اکيد مي‌کرد که سعي کنيد از خدا هيچ وقت غافل نشويد. اگر کسي بخواهد از خدا غافل نشود، درس و مباحثه را چه کار کند؟ محاورات روز مره را چه کار کند؟ اشتغال به امور ديگر را چه کار کند؟ کسي که مي‌رود پاي درس يک عالمي، بايد گوش بدهد که آقا چه دارد مي‌گويد؟ يا اگر درس مي‌خواهد بگويد، بايستي بفهمد که چي دارد مي‌گويد. براي من اين سؤال مطرح بود که اينها چگونه با هم قابل جمع است؟ شيريني مطلب اينجا است. ايامي که چشم آقا را عمل کرده بودند و مسجد تشريف نمي‌بردند، همان شب قرار شد که بنده به ديدن ايشان بروم. هوا خيلي سرد بود. در مسير نابينايي کنار خيابان ايستاده بود. ماشين‌ها به سرعت مي‌رفتند، گفت مي‌خواهم بروم آن طرف خيابان کوچة ارک. دستش را گرفتم بردم به کوچة ارک. بعد از آن او راه خودش را رفت و من هم راه خودم را. لحظات بعد که خدمت آقا رسيدم، عرض کردم آقا! اينکه شما قبلاً فرموديد: هيچ‌گاه از خدا غافل نشويد، حقيقتش اين است که نمي‌شود؛ به خاطر اينکه درس، بحث و يا کارهاي ديگري مانع مي‌شود. آقا فرمود: نه، منافاتي ندارد. اينها «ذکر عملي» است؛ مثل اعمايي که دستش را بگيري از آن طرف خيابان بياوري اين طرف خيابان. اينها ذکر عملي است و منافات با آنچه من گفتم، ندارد.(سايت دوستداران آيت الله بهجت)
استاد تفسير ما مي فرمود(نقل به مضمون):يك لحظه كه انسان از خدا غافل ميشود در قيامت به اندازه يك عالم براي اين يك لحظه غفلت حسرت مي خورد.
دو نفر كه كاملا به يك شكل زندگي كرده اند و تمام اعمالشان عينا مثل هم باشد فقط يكي براي يك لحطه بيشتر به خدا توجه كرده در قيامت جايگاهي پيدا مي كند كه ديگري وقتي انرا مي بيند چنان حسرتي مي خورد كه ...

21) هميشه تبسمي بر چهره داشته باشيم.
22) با بنده هاي خدا مهربان و خوشرو و متواضع باشيم.
23) احترام وتواضع نسبت به استاد معنوي بسيار لازم است.
24) سعي تمام وبسيار در مورد پرداخت حق الناس هايي كه بر گردن داريم داشته باشيم. از همه دوستان واشنايان حلاليت كلي بگيريم و بخواهيم كه هر حق و حقوق چه مادي و هر چيز ديگر كه بر گردن داريم رو حلال كنن و البه ازشون بخواهيم كه ما رو بري الذمه كنن.
واگر در گذشته حق مالي كسي رو ضايع كرديم ولو در زمان قبل بلوغ وكودكي ازش حلاليت بگيريم يا به هر نوعي بهش حق ضايع شده رو برسونيم.
و در ضمن همين الان به خدا بگيم: اي خداي عزيز . هر كسي كه من حقي به گردنش دارم. هر حقي باشد من مي بخشمش. خداي عزيز تو هم مرا ببخش. رفقا بدانيم معمله با خيلي خيلي شيرين و پر سوده . نقل شده كه حسن بن خنيس مي گه : به امام صادق(عليه السلام) عرض كردم: ...از مردي طلبي داشت وآن مرد جان سپرد وما با...گفتگو كرديم كه از طلبش صرفنطر كند ومتوفي را ببخشد. وي امتناع كرد. امام(عليه السلام) فرمود: اي واي مگر نمي داند اگر بر او ببخشد به هر درهمي ده درهم عوض خواهد گرفت و اگر نبخشد در مقابل هر درهم بيش از يك درهم حق او نيست.( من لا يحضره الفقيه. ترجمه غفاري. علي اكبر و محمد جواد بلاغي . صدره / نرم افزار جامع الاحاديث/ موسسه نور).
و حقوق واجب خودمان از قبيل خمس و زكات و رد مظالم و ... را پرداخت كنيم.آيت الله حق شناس مي فرمايد: ((در متن رياض اين روايت نقل شده كه شخصي عرض كرد : يابن رسول الله . چه اشكالي دارد شما حقوق خودتان را به ما ببخشيد ؟ حضرت رضا ( عليه السلام ) فرمودند: اين حقي است كه با اداء آن گناهان شما آمرزيده مي شود و كليد رزق شما اداء حق ما آل محمد است. (( فقال الرضا عليه الصلاه والسلام فان اخراجه مفتاح رزقكم وتمحيص ذنوبكم)).(كتاب زملك تا ملكوت / جلد2/ متن سخنان آيت الله حق شناس))
دوباره آيت الله حق شناس مي فرمايد: يك كوزه فروش براي حساب و كتاب مالش پيش بنده آمد و به من گفت : وقتي با يك مشتري معامله مي كردم وسط كوزه ها چند كوزه شكسته هم بود . حال چه كنم؟ به او گفتم: به اندازه آن كوزه هايي كه شكسته بوده شما بدهكار هستي. اگر آن مشتري را مي شناسي حلاليت بطلب واگر نمي شناسي بايد رد مظالم بدهي. بعد خمس مالش را حساب كرد . به او گفتم من خمس مال شما را تا فردا عصر زير اين نعلبكي مي گذارم اگر خواستي به اهلش مي رسانم والا پولت را بردار و برو.
وقتي كه فردا عصر امد گفت: من ديشب در عالم رويا ديدم كه آقا فرمودند: آي مرد تو تا به حال شير را باآب مي خوردي. يعني معامله ي غش دار مي كردي. .. و از ديشب كه اين كار را كردي شير خالص مي خوري. پس يكي از موانع دعا اين است كه شما حقوق واجب خودتان را نپردازيد .(كتاب زملك تا ملكوت / جلد2/ متن سخنان آيت الله حق شناس))
25) تمامي اعمال حتي اعمال مباح رو با نيت الهي انجام بديم.
در اينجا گفتاري رو از آقاي جاودان تقديم مي كنم.:
-آن احاديثي که درجه بالاتر را نشان مي دهد مي گويد نگاه کند ببيند اگر معصيت است، نکند و اگر طاعت است، بکند. فرق کرد. آنجا مي گفت اگر معصيت است نکند و اگر چيز ديگر است بکند. حرام است، نکند. حلال است بکند. اينجا مي گويد اگر معصيت است، نکند و اگر طاعت است، بکند. خب من تمام روز مراقب گناهان هستم. اما زندگي مي کنم ديگر. زندگي معمولي. راحت مي خوابم. راحت مي خورم. حرف مي زنم. نگاه مي کنم. گوش مي دهم. اما مراقبم همه حلال باشد. مراقبم گناه نکنم. غيبت گوش نمي دهم. غيبت نمي کنم. دروغ نمي گويم اما حرف معمولي مي زنم. اين که طاعت نيست. اين طاعت نيست. خب اين همان مرتبه پايين است. که مواظبتش فقط مواظبت از گناه است. اين مرتبه که ممکن است آدم را به جايي برساند اين است که نگاه مي کند اگر معصيت است، آن کار را نمي کند. اگر طاعت است، مي کند. مثلا غذا خوردنش معصيت که نيست. چون هم پولش حلال است هم پاک است.
خب. اين کاري که مي خواهد انجام دهد بايد طاعت باشد. غذا خوردن ما طاعت است آقا؟ طاعت نيست. گرسنه ام، غذا مي خورم. حکم طبيعت. گرسنه ام غذا مي خورم. خسته ام، مي خوابم. مثلا فرض کن حوصله ام سر رفته، تلويزيون را روشن مي کنم و تماشا مي کنم. يا فرض کن تلفن مي زنم به رفيقم و مي گوييم و مي خنديم. هيچ گناهي هم نمي کنم. اينها هيچ کدام طاعت نيست. همه اعمالي است که مباح است. فرمودند در حلالش و حرامش. اينها حلال است. اما آنجا مي گويد اگر طاعت است. اگر طاعت است مي کند و اگر معصيت است نمي کند. بين طاعت و معصيت. آن وقت اين آدم بايد تمام کارهايش را محاسبه کند ببيند اطاعت خدا هست يا خير. حالا من عبارت را عوض مي کنم. مي بيند اين کار رضاي خدا هست يا نه. اگر رضاي خدا نيست نمي کند. رضاي خدا هست مي کند. اين مي شود طاعت. رضاي خدا نيست، يعني طاعت نيست، نمي کند. اين آدم را به جايي مي رساند
بدون آن مرحله اول آدم هيچ وقت، هيچ چيز نمي شود. و اگر آنجا بلغزد گرفتار خواهد شد. آنجا اگر کسي در بند رضاي خدا باشد، در بند رضاي خدا باشد. البته اين را بدانيد که آدم يک روزه به اين نمي رسد. يک کوششي است. اگر صاحب همتي هست، يک کوششي است که اين دائما مي کوشد يک کار بيشتر براي رضاي خدا انجام دهد. مدام مي کوشد که کار بيشتري براي رضاي خدا انجام دهد. يعني بيست و چهار ساعت مي کوشد. سعي مي کند که مثلا اگر شصت درصد بود حالا شصت و يک درصد بشود. شصت و دو شود. شصت و پنج درصد شود. همينطور بيشتر. اگر آدم توانست همه اعمالي که انجام مي دهد طاعت باشد يا به زبان ديگر بگوييم هرکاري که مي کند، رضاي خدا باشد اين آدم نماز مي خواند. اين آدم نماز مي خواند. هيچ وقت هيچ کس ديگري نمي تواند يک نماز درست بخواند. مگر اينکه بکوشد اينگونه باشد.
بنده امروز عصر که بلند شدم، يک چاي خوردم. خب اين چاي را به چه دليل خوردي؟ به چه دليل خوردي؟ به چه دليل؟ عادت دارم. روز قيامت شما نمي تواني جواب بدهي، من عادت داشتم که عصرها يک چاي بخورم. يا صبح براي صبحانه نان و پنير و چاي مي خوردم. مي گويند چرا؟ مي گويد عادت داشتم. نمي شود عادت را جواب داد. نمي خواستم اين را عرض کنم. مي خواستم عرض کنم که اگر من يک چاي مي خورم و بعد از ظهر استراحت يا کار مي کنم و کارم هرچه مي خواهد باشد، قبلش دارم ناهار مي خورم و قبلش اين کار و آن کار و آن کار را مي کنم، تا صبح، صبح هم صبحانه مي خورم و از خانه بيرون مي آيم و دنبال کار مي روم. خب به چه دليلي دنبال کار رفتم؟ به چه دليل صبحانه خوردم؟ دليل دارد. همينطور قبلش. بيست و چهار ساعت را بگرديد. اگر اينها دليل داشت و دليل درست داشت، خوب است و شما ظهر که نماز مي خوانيد، نماز مي خوانيد.
(www.javedan.ir)
26)رضايت مطلق از خدا
آزادي و عشق چون همي نامد راست بنده شدم و ز يك سو نهادم خواست
زين پس چنان كه خواهدم دوست رواست گفتار وخصومت از ميانه برخواست
27) هرروز كتاب احاديث معصومين(عليهما السلام) مثل كتاب ترجمه كتاب تحف العقول يا كتاب جهاد با نفس كه ترجمه باب جهاد النفس كتاب وسائل الشيعه است وكتاب حديثي ديگر رو حتماحتما بخوانيم وعمل كنيم.(( با تاكيد بسيار)).
28) كتاب اخلاقي معراج السعاده رو حتما هرروز بخوانيم و لو يك صفحه وتصميم بر عمل كردن آن داشته باشيم . واگر امكانش باشد آنرا نزد يك استاد اخلاق و يا همراه يك طلبه يا هر كسي كه خودش متخلق واهل علم وعمل است مباحثه كنيم.
29) رو به قبله بنشينيم و بخوانيم وغذا بخوريم و درس بخوانيم.
30) هرروزصبح به نيت سلامتي امام زمان( عليه السلام) صدقه بدهيم.
ودر مشكلات زندگي و براي حاجات مشروعه ختم زيارت عاشورا را به نحوي كه از آيت الله حق شناس نقل شده و بسيار تاثير گذار است رو انجام دهيم.( مشروح و نحوه ختم زيارت عاشورا با شرائط وروش و مقدمه خاصش در وبلاگ بنده موجود است.)
31) سه روز از هر ماه را روزه گرفتن( پنجشنبه اول ماه و چهارشنبه وسط ماه و پنجشنبه آخر ماه)
32) نسبت به مستمندان و فقرا وكمك به نيازمندان هر ماه مبلغ معلوم ومشخصي را قرار دهيم و به نيازمندان با حفظ آبروي انها برسانيم.واين را منتي از جانب خدا ي متعال بدانيم. و نسبت به گره گشايي از كار خلق بسيار و بسيار و بسيار اهميت دهيم.
و نسبت به مظلومان عالم خصوصا شيعيان كه در چنگال دشمنان گرفتارند بسيار دعا كنيم.و بغض دشمنان شيعه را داشته باشيم.و از خدا بخواهيم كه توفيق هدايت خلق را به ما عنايت كند . ونسبت به هدايت خانواده و آشنايان و دوستان بسيار تلاش كنيم.و نسبت به سلام دادن هميشه پيشقدم باشيم و جواب سلام رو با صداي رسا بدهيم.
33)برنامه ريزي كنيم كه هر روز رساله مرجع تقليدمان و كتب استفتائات را بخوانيم و احكاممان را حتما ياد بگيريم.وهمچنين برنامه ريزي براي مطالعه كتب مفيد داشته باشيم به طوريكه حتما هر روز مقيد به مطالعه باشيم.
34) تمام علقه ها را سعي كنيم كه از دلمان پاك كنيم . وبه هيچ چيز فاني دلبستگي وعلقه اي نداشته باشيم
وآرزوي شهادت و فدا شدن در راه خدا و اهل بيت (عليهم السلام ) را با تمام وجودمان از خدا بخواهيم.
رفقا فرض كنيد مثلا يك گوشي نو خريده ايد يا يك ماشين صفر كيلومتر آيا امتحان كرده ايد كه به اين گوشي يا ماشين دلبستگي داريد يا نه؟ راهش اين است فرض كنيد روي صفحه اين گوشي يا روي بدنه ي ماشين يك خط افتاده باشد آيا ناراحت مي شويد و افسوس مي خوريد كه حيف شد اين اتفاق افتاد . اگر اينطوري باشد پس دلبستگي به اين گوشي پيدا كرده اي.بايد طوري باشد كه همه اينها ذره اي فكر من وشما را مشغول نكند.
35)در هر عملي كه پيش مي آيد حتي كوچكترين عمل مثل اينكه مي خواهم چند كلمه صحبت كنم. يا اينكه مي خواهم چاي بخورم . ببينيم كه آيا خدا راضي است يا نه؟ وبا قصد ونيت خدايي كارم را انجام بدهم.
36)غذا را بعد از گرسنه شدن بخورد و قبل از سيري دست از غذا بكشد. وخود را سنگين نكند.و غسل جمعه را ترك نكند ونسبت به انجام آن بسيار اهميت دهد.
37)در جلسات اخلاق شركت كند ويا حداقل از سايت اساتيد اخلاق مثل آقاي جاودان و... متن جلسات اخلاق را مطالعه كند. و خلاصه برداري هم داشته باشد.
38)در محافل مذهبي واز جمله مجالس اهل بيت عصمت وطهارت ( عليهم السلام) شركت كند. ودر شادي اهل بيت ( عليهم السلام) شاد و در ناراحتي ايشان ناراحت باشد . و حتما سعي كند در خانه خود ولو مختصر مجلس روضه اهل بيت ( عليهم السلام) داشته باشد و يا اگر نشد در مجالس ديگر كمك مالي يا كمك عملي داشته باشد . وافتخارش باشد كه كفش جفت كن عزاداران امام حسين (عليه السلام) باشد.
39)هر شب و روز دقايقي رو براي درد ودل ومناجات با خدا قرار دهيم وبنشينيم و با خدا درد ودل كنيم با زبان مادري خودمون.
40) هرروز صبح با خودمون يك تصميم محكم براي رعايت نكات بالا وهرآنچه كه مي دانيم مورد رضاي خداست رو بگيريم و در طول روز يك برگه ي كوچك ومدادي همراه داشته باشيم وآخر شب يك محاسبه كامل انجام بديم.
اي آنكه نتيجه چهارو هفتي وز هفت وچهار دايم اندر تفتي
كار كن كه هزار بار بيشت گفتم باز آمدنت نيست چو رفتي رفتي.
رفقا بايد راحت طلبي را كلاً كنار بگذاريم. با لذت طلبي و راحت طلبي سخت است.
التماس دعا.
طلبه و نوكر امام زمان( عليه السلام)

در ضمن در حد امكان براي ترويج معارف اهل بيت عصمت وطهارت (عليهم السلام) اين نوشته رو تكثير و در وبلاگ خودمون وهر جايي كه تونستيم نشر بديم. اجركم عندالله.
و ان شا الله 40 گام ديگر بسوي خدا در آينده نوشته و جمع آوري خواهد شد.
آدرس های مرجع