(۲۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۱:۱۷)Dido Armstrong نوشته است: [ -> ]سلام.
سلام
(۲۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۱:۱۷)Dido Armstrong نوشته است: [ -> ]اولا که بحث غم و قصه نیست. وقتی یک نوزاد میمیره خیلی فرق داره با وقتی که یک بچه 5 ساله میمیره. بچه نوزاد یا از بیماری میمیره یا از گرسنگی ولی بچه 5 ساله امکان داره بیوفته تو چاه، یا برق بگیرتش! مورد اول تو کشور نروژ اتفاق نمیوفته ولی مورد دوم تو هر جایی از دنیا ممکنه اتفاق بیوفته!
چطور میگید بحث غم و غصه نیست؟
مطلب میخواست آماری از خوشبختی و شادی بده و از دنیا رفتن کودکان رو به عنوان یک عامل مزاحم عنوان کرده بود.
فکر نمیکنم حتی خود این آمار هم گفته باشه در نروژ هیچ نوزادی بر اثر بیماری از دنیا نرفته. پس چرا شما اینطور میگید؟
هیچکس خدا نیست که تمام بیماریها رو بتونه درمان کنه.
اولاً توان پزشکی با سطح رفاه رابطهی خطی نداره،
ثانیاً اگر تصویر حقیقیتری از یک کشور میخواید باید روی یک فیلم مؤلف یا مقاله که مردم اون کشور دربارهی جامعهی خودشون تألیف میکنن حساب کنید، چون سطح واقعی رفاه متفاوته با رؤیایی که توی ذهن توریستها یا کسانی که چند مسئلهی جزئی از هر کشور میشنون شکل میگیره.
(۲۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۱:۱۷)Dido Armstrong نوشته است: [ -> ]ثانیا : شما این آیه قرآن رو نشنیدید که : «انّ الله لا يُغيِّرُ ما بقوم حتّي يغيّرو ما بانفسهم»
یعنی اینکه اگر مردم نروژ در رفاه بیشتری هستند به خاطر تلاش خودشونه نه کافر بودنشون! و اینکه مادران ما تو رتبه 83 هستند به خاطر کم کاری خودمونه نه مومن بودنمون!
این برداشت شما از این آیه کاملا غلط هست که وقتی مصیبتی به ما رسید بگیم فقط کار خداست و بشینیم نگاه کنیم. وقتی مصیبتی اومد باید همت کرد که بتونیم اون رو رفع کنیم. وقتی تحریم میشه تلاش میکنیم که کالای داخلی رو با کیفیت تر تولید کنیم و خود کفا شیم. چرا نمیگیم که این یک آزمون الهی است و ارج و قرب ما میره بالا ( البته که هست ) ولی نمی ایستیم که تحریم ها کمرمون رو بشکنه!
من کجا گفتم که ایمان داشتن یا نداشتن باعث رفاه کمتر یا بیشتر میشه؟
من کجا گفتم که صبر کردن در برابر مصیبتها اینطوریه که بنشینیم نگاه کنیم؟
برداشت شما از حرفهای من اشتباه هست.
این درسته که این سنت جاری الهی هست که تلاشهای انسان ثمر بده تا انسان تلاش کردن رو یاد بگیره، اما موضوع بحث حاضر این نیست و موضوع آیهای که آوردین هم این نیست.
موضوع حاضر این بود که بعضی مواقع خدا میخواد آزمایش کنه. مسلماً این هیچ منافاتی با ثمر دادن نتایج نداره و نباید آزمونهای خدا رو با عاقبت ِ تلاش نکردن قاطی کنید و نباید صبر در برابر آزمونهای خدا رو با تلاش نکردن اشتباه بگیرید.
تفسیری که از معنای آیه داشتین اشتباهه.
طبق جستجویی که انجام دادم این عبارات در سوره انفال آیه 53 و سوره رعد آیه 11 بیان شده.
بررسی میکنیم(آیات مورد بحث در پایین آورده شده):
آیه 53 تغییر رو دربارهی نعمتی که ارزانی داشته شده بیان میفرماید، یعنی این تغییر شامل ارزانی داشتن نعمات نمیشه و فقط شامل گرفتن نعمتی که پیشتر ارزانی داشته شده میشه.
(اسم این رو میذاریم قضیه 1)
واژهی "اين بدان سبب است" در ابتدای آیه 53 نشون میده که آیه 53 داره دلیل مطلب آیهی قبلش رو بیان میفرماید.
پس برای پی بردن به اینکه قاعدهی مطرح شده در آیه 53 در مورد چه مسائلی صدق میکنه، آیه 52 رو میبینیم.
آیه 52 سرگذشت کسانی رو بیان میفرماید که بخاطر کفرشون گرفتار عذاب شدهاند. یعنی دقیقاً منطبق با قضیه 1.
واژهی "مانند" هم در ابتدای آیه 52 میگه که این آیه مثالی دیگر برای توضیح مفهومی هست که پیش از این آیه در حال شرح بوده.
پس برای اطمینان بیشتر آیات 50 و 51 رو هم میخونیم و میبینیم که دقیقاً مفهوم قضیه 1 رو تأیید میکنه.
سوره انفال:
کاش میدیدی آن دم كه فرشتگان جان كافران را میستانند، [چگونه] بر صورتها و پشتهايشان میزنند و [میگويند]: بچشيد عذاب سوزان را. (50)
اين به سزاى اعمالى است كه با دستان خويش پيش فرستادهايد و خدا هرگز بر بندگان ستمگر نيست. (51)
مانند رسم فرعونيان و كسانى كه پيش از ايشان بودند که به آيات خدا کفر ورزیدند پس خدا به خاطر گناهانشان آنها را گرفتار ساخت. بیگمان خدا نيرومند سخت كيفر است. (52)
اين بدان سبب است كه خداوند هيچگاه نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغيير نمیدهد، تا آنكه آنها آنچه در خود دارند تغيير دهند، و خداوند شنواى داناست. (53)
در آیه 11 سوره رعد نیز انتهای آیه تنها به گرفتن نعمت و عذاب اشاره میفرماید:
... بیترديد خداوند سرنوشت قومى را تغيير نمیدهد تا آنكه آنها آنچه در خود دارند تغيير دهند و چون خدا براى قومى بدى خواهد آن را بازگشتى نيست و جز خدا كارسازى براى آنان نیست.
پس دقیقاً مطابق با قضیه 1 معلوم میشه که این قاعده تنها در مورد گرفتن نعمت هست.
امکان نداره در اعطای نعمت این قاعده باشه، چون منشأ خیر تنها خداست و نفس بشر منشأ خیر نیست و تنها منشأ شرّ هست(براساس
آیه 79 سوره نساء). یعنی اگر قرار باشه عطای خیر وابسته به رفتن انسان بسوی خیر باشه، در اولین بار که انسان به سمت شرّ بره عطای خیر متوقف خواهد شد، و این توقف ابدی خواهد بود.
رحمانیت و رحیمیت خداوند به نسبت حرکت انسان به سمت خیر یا شرّ، زیاد یا کم میشه، اما منتظر حرکت ما نیست.
(۲۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۱:۱۷)Dido Armstrong نوشته است: [ -> ]درباره پول هم که فرمودید:
اگر فقر بیاید ، ایمان میرود.
واقعاً جای تعجبه.
آیه 155 سوره بقره که چند بار آوردم بطور قطع یقین این گفته رو نقض میفرماید:
و قطعاً شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كاستى در اموال و جانها و محصولات میآزماييم، و شكيبايان را مژده ده.
این یکی ارسال رو تنها برای اینکه باطل بیپاسخ نمونه پاسخ میدم.
(۲۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۲:۲۸)مجتبی110 نوشته است: [ -> ]چه کسی گفته نروژی ها به خدا اعتقاد ندارند؟ و چه کسی گفته لزوما انسان بی اعتقاد به خدا کافر!؟ می شه گفت ملحد اما کافر خیر!
چه کسی گفت نروژی ها به خدا اعتقاد ندارند؟ (البته که خیلیهاشون ندارند)
پس درمییابیم که سطح دقت بعضی افراد کجاست!
و اما در مورد کافر:
کافر یعنی ناسپاس.
اونها که به خدا ایمان میارن، در مورد بخشی از نعمت هدایت سپاسگزارن.
اونها که عمل صالح هم انجام میدن، در مورد دیگر بخشهای نعمت هدایت سپاسگزارن.
ممکنه یک نفر مؤمن باشه ولی در بعضی مسائل ناسپاسی کنه و مقداری کفر بورزه.
کفر در صالحین ناچیزه.
هر چه افراد سستتر باشن، کفر زیاد و زیادتر میشه تا میرسه به اون افراد که فقط اسم خودشون رو گذاشتن مؤمن!
در این آیه ابتدا میفرماید:
آنهایی که ایمان نمیآورند به خدا و به روز واپسین و آنچه را که خدا و فرستادهاش حرام گردانيدهاند را حرام نمیدارند و به دين حق نمیگرایند
و بعد میفرماید:
از میان آنان که به آنان کتاب داده شده
سوره توبه:
قَاتِلُواْ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ لاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ وَ لاَ يُحَرِّمُونَ مَا حَرَّمَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لاَ يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حَتَّى يُعْطُواْ الْجِزْيَةَ عَن يَدٍ وَ هُمْ صَاغِرُونَ (29)
بکشید آنهایی که ایمان نمیآورند به خدا و به روز واپسین و آنچه را که خدا و فرستادهاش حرام گردانيدهاند را حرام نمیدارند و به دين حق نمیگرایند از میان آنان که به آنان کتاب داده شده، تا به دست خود جزيه دهند در حالی که خوار و کوچک شده باشند. (29)
اونهایی که اسم خودشون رو نمیذارن مؤمن رو هم کسی نگفته صددرصدشون غیر قابل هدایت و جهنمی هستن. ممکنه فقط سخن حق به گوششون نخورده باشه. بحث من در مورد کسانی بود که از یاد خدا رویگردان بشن.
(۲۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۲:۲۸)مجتبی110 نوشته است: [ -> ]شما یک جزء کوچک از مادران این سرزمین (که مادران شهدا باشند) رو آوردید می گویید چه کسی گفته آنها از این مادران خوشبخت ترند!؟ تن ارسطو با این منطق در گور لرزید.
باز هم سطح دقت رو مشاهده میکنیم!
آیا تمام مادرانی که فرزندشون از دنیا میره رو نگفتم؟
(۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۸:۳۶)ـــ نوشته است: [ -> ]یعنی اگر یک مادر کافر باشه و به خدا اعتقادی نداشته باشه و به آخرت هم امیدی نداشته باشه خیلی متفاوته با اینکه یک مادر مؤمن باشه و بدونه که از دنیا رفتن نزدیکانی که بهشون دلبستهایم یکی از بزرگترین آزمونهای خداست و اگر به خدا بگه "راضیام به رضای تو" خدا از صبرش خشنود میشه.
مثلاً آیا حس و حال مادران شهداء جدای از خوشبختی و شادی هست؟
و آیا مادران شهداء رو تنها به عنوان "مثال" نیاوردم تا بخاطر غیرقابلانکار بودنش مطلب رو ثابت کنه؟
(۲۲/اردیبهشت/۹۴ ۱۸:۳۶)ـــ نوشته است: [ -> ]مثلاً آیا حس و حال مادران شهداء جدای از خوشبختی و شادی هست؟
هم به درگاه خدا دعا میکنن و هم برای بچههاشون اشک میریزن و هم باطنشون بسیار زیبا و نورانی میشه. اگر تعاریفمون از خوشبختی و شادی شامل این حال مادران نشه، آیا نباید تعاریفمون رو اصلاح کنیم؟
مثال نقضی برای قاعدهای که بی هیچ پایهای مطرح شده بود.
(۲۴/اردیبهشت/۹۴ ۱۲:۲۸)مجتبی110 نوشته است: [ -> ]آری!
کسانیکه دنیا را برایت جهنم سازند مجبورند بگویند بهشت جای دیگریست !
هرکسی فکر میکنه خارج بهشته یهخورده پول جمع کنه یه سفر بره اروپا یا آمریکا و مناطق غیرتوریستی ِ حومهی شهرهای توریستی بزرگ رو ببینه، اگر بعد از حالت تهوعش هنوز زنده بود، برگرده بیاد ایران ببینیم چند چندیم!
یا حداقل یهخورده فیلم مستند یا داستانی خارجی (مؤلف یا غیرمؤلف) سانسور شده گیر بیاره (سانسور شده بخاطر اینکه دلش مرتب بسته و بستهتر نشه، بلکه فرصتی پیدا کنه تا باز بشه) بعد نگاه کنه ببینه آیا هیچکس رو در اونها نمیبینه که نشانی از رنج همراه داشته باشه و بعد اظهارنظر کنه که آیا بهشت رو یافته یا نه.
اما توی این مملکت هم این درسته که هرکسی به کسی ظلم کرده باید مجازات بشه.
اینکه بعضیها ظلم میکنن چه ربطی داره به اینکه اونهایی که میگن بهشت جای دیگریست دروغ بگن؟
اتفاقاً اونهایی که ظلم میکنن همونها هستن که به بهشت واقعی آخرت بیاعتقادن و بهشت رو توی دنیا میبینن.
اتفاقاً اونهایی که ظلم میکنن فرصت ظلم رو همونهایی بهشون میدن که مملکت خودشون رو شایسته نمیدونن برای داشتن اون سلامت امور و نظم امور که در مورد بعضی کشورها بعضاً به درست و بعضاً به غلط شنیدن.
اگر کسی فکر میکنه با اسلام آزادیاش محدود میشه، کسی حق نداره به زور ببرتش بهشت.
کسانی که نمیخوان برن بهشت میتونن برن به جهنم!
اما حق ندارن تلاش کنن کسانی که میخوان برن بهشت رو هم جهنمی کنن.
قانون قانون خداست.
هر کسی دلش نمیخواست حرف حق رو بشنوه و زور میگفت، اگر بشه که مثل بچههای سه ساله از روی زمین بلندش کنیم تا شیطونی نکنه، این کار رو میکنیم، و اگر نشه، با هر شیوهی دیگری که مناسب باشه سرجاش مینشونیمش. این به این خاطره که اونها زورگویی رو آغاز کردن، و ما باور داریم زورمون بیشتره.