تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: توصیه های اولیاء و ابرار در باب خانواده
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
استاد حسن زاده : خاطره ای از مرحوم حضرت آیت الله آقای سیدمحمدحسن الهی درباره استاد بزرگ اخلاق و عرفان، آیت الله العظمی میرزا علی آقا قاضی دارم. بنده در گذشته به مدت بیست و پنج سال در ایام تعطیلات حوزه تهران و قم، به شهرمان آمل میرفتم و روزی چند درس و بحث برای آقایان و سروران خودم داشتم و جلسات پربرکتی بود. چندی قبل مرحوم آقای الهی مریض شده و در بیمارستان نکویی قم بستری شده بودند، من هم در خدمتشان بودم. ایشان پس از بهبودی، چند روزی قبل از عزیمت من به آمل به شهر تبریز رفتند. در آمل در مسجد سبزه میدان مشغول درس و بحث و اقامه نماز شدم. روز دوم پس از نماز به منزل آمدم. پس از ناهار آماده استراحت شدم، ولی بچه ها با سر و صدا و بازی نگذاشتند، من که خسته بودم با بچه ها و مادرشان دعوا کردم، در حالی که نباید دعوا میکردم، بالاخره در محیط خانواده پدر باید با عطوفت رفتار کند. پس از لحظاتی ناراحت شدم، به حدی که اشکم جاری شد. از خانه بیرون رفتم و مقدرای میوه و شیرینی برای بچه ها خریدم تا شاید دلشان را به دست آورم و از ناراحتیم کاسته شود. جناب رسول الله صل الله علیه و آله و سلم فرمود: دلی را نشکن که اگر شکسته شد قابل التیام نیست، چنانچه اگر ظرف سنگینی شکست، با لحیم اصلاح نمی شد. زمین و آسمان بر من تنگ شد و احساس کردم که نمیتوانم در آمل بمانم. از آمل بیرون آمده، به قصد عزیمت به تبریز و محضر آقا سیدمحمدحسن الهی به تهران آمدم. پاسی از شب گذشته بود، به خیابان باب همایون رفته و پس از تهیه بلیط عازم تبریز شدم. هنگام اذان صبح به تبریز رسیدم و به مدرسه طالبیه رفتم. پس از خواندن نماز صبر کردم تا مقداری از روز بگذرد. آنگاه پس از پرس و جو به منزل آقای الهی رفتم. وقتی در زدم خانمی پشت در آمد. خودم را معرفی کردم و پرسیدم: آقا تشریف دارند ،پس از چند لحظه آقا خودشان آمدند و پس از خوشامدگویی مرا به منزل بردند. پس از لحظاتی احوالپرسی اظهار داشتند: من نمیدانستم شما قم هستید یا آمل؟ لذا میخواستم نامه ای به اخوی (علامه طباطبائی) بنویسم تا نامه را به شما برسانند. با تعجب عرض کردم: آقا چه اتفاقی افتاده که میخواستید مرا در جریان بگذاری؟ فرمودند: من خدمت آقای قاضی مشرف شدم و سفارش شما را به ایشان کردم. ولی حاج آقای آملی! (استاد خیلی مؤدب بودند و مرا حاج آقای آملی خطاب میکردند) ایشان از شما راضی نبودند. با شنیدن این جمله تا لاله گوش سرخ شدم، عرض کردم: آقا چطور؟ چرا راضی نبودند؟ فرمودند: ایشان به من گفتند: آقای آملی چطور هوس این را دارد در حالی که با عائله اش اینطور رفتار میکند؟ بعد فرمود: حاج آقای آملی! داستان رفتار با عائله چیست؟ زبانم بند آمد و اشکم جاری شد و بالاخره به ایشان ماجرا را عرض کردم . فرمود: آقا! چرا؟ اینها امانت خدا در دست ما هستند. به قم بازگشتم و کل ماجرا را نیز خدمت آقای علامه طباطبائی عزیز عرض کردم و ایشان هم تعجب کرد و پس از سکوت زیادی فرمود: «آقای قاضی بزرگمردی بود
آیت الله العظمی بهجت:
هماهنگی و موافقت بین زن و مرد در محیط خانواده از هر لحاظ و به صورت صد در صد برای غیر انبیاء و اولیا غیر ممکن است.
اگر بخواهیم محیط خانه،گرم و با صفا و صمیمی باشد،فقط باید صبر و استقامت و گذشت و چشم پوشی و رافت را پیشه خود کنیم تا محیط خانه گرم و نورانی باشد.اگر این ها نباشد اصطکاک و برخورد پیش خواهد آمد.و همه اختلافات خانوادگی از همین جا ناشی می شود
نصیحت های پدرانه آیت الله خامنه ای به زن و شوهر ها

اگر كدورتي پيش‌ آمد بايد لابلاي محبت ذوبش كنيد. نبايد يك حرف كوچكي را بزرگ كنند و مرتب كش‌ بدهند.

زن چه در محيط خارج خانه باشد و چه در داخل خانه در اين كشاكش با تلاطم‌هايي برخورد مي‌كند كه بيشتر به آرامش، آسايش و تكيه كردن به يك شخص مطمئن نياز دارد. او كيست؟ او شوهر است.

سعي شما اين باشد كه در تمام دوران زندگي به خصوص در پنج سال اول با هم سازگاري داشته باشيد. اين طور نباشد كه يكي اندكي ناسازگاري نشان داد آن ديگري هم حتما در مقابل او ناسازگاري نشان دهد.

زن و شوهر بايد به يكديگر احترام بگذارند. نه احترام ظاهري و تشريفاتي بلكه احترام واقعي. احترام را در قلب خود نگه داريد و براي هم حرمت قائل شويد.

* اگر نسبت به احساسات يكديگر بي اعتنايي و بي‌توجهي كنند به تدريج حالت بي‌محبتي از يك طرف به وجود بيايد حتما به آن طرف ديگر هم سرايت مي‌كند.

اگر ديديد كه همسرتان يك نقطه عيبي دارد تحمل كنيد كه او هم همزمان دارد يكي عيبي از شما را تحمل مي‌كند... اگر قابل اصلاح است، اصلاحش كنيد. اگر ديديد كاري نمي‌شود كرد، با او بسازيد.

غالبا متلاشي شدن خانواده‌ها به خاطر بي ملاحظه‌گي هاست. مرد بلد نيست رعايت كند، تندي و خشونت بي‌حد مي‌كند. زن بلد نيست كه تحمل به خرج دهد، بي‌تحملي و سركشي مي‌كند
مرحوم علامه طهرانی:

سالك واصل و عارف كامل مرحوم آیت‌الله حاج سيد جمال الدين گلپايگاني براي سالك سه امر را ضروري مي‌دانستند:
۱. ترك معصيت.
۲. نماز شب و شب‌زنده‌داری.
۳. رعايت حقوق


«خود مرحوم سيد جمال عجيب بود. همسري داشتند جسور، زبان‌دار، اهل امر و نهي و خلاصه به گونه‌اي بود كه ساختن با اين زن براي ايشان سخت ولي كمال‌آور بود. آن‌گاه، مرحوم سيد جمال براي اينكه به خلوت‌هاي شبانة خود در دو مسجد سهله و كوفه برسد، بسيار مواظب بود حقّي از حقوق اين خانم از دست نرود. براي او شيريني مي‌خريد، با او ملاطفت مي‌كرد تا بتواند او را راضي كند و به خلوت سلوكي خويش بپردازد. انصاف اينكه مرحوم سيد جمال در رعايت حقوق ديگران عجيب بود».
بسم الله الرحمن الرحیم

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و علی (علیه السلام)، زندگی را در خانه‌ای گِلی شروع کردند،
اما زیباترین گل‌های یاس در همان خانه پرورش یافتند. . .


امام خمینی (رحمة الله علیه) با اشاره به این مطلب می‌فرماید:
«یک کوخ چهار ـ پنج نفری در صدر اسلام داشته‌ایم و آن، کوخ فاطمه زهرا (سلام الله علیها) است.

برکات این کوخ چند نفری آن‌قدر زیاد است که عالم را از نورانیت پر کرده است.



کوخ‌نشینان این کوخ محقر، در مراتب معنوی آن‌قدر بالا بودند که دست ملکوتی‌ها هم به آن‌ها نمی‌رسد.
جنبه‌های تربیتی این کوخ، آن‌قدر والا بوده است که همه برکات در بلاد مسلمین، خصوصاً در مثل بلاد ما، همه از برکات آنهاست.»




صفحه: 1 2
آدرس های مرجع