ی دلنوشته ای چند روز پیش نوشتم، این تاپیک رو دیدم یاد اون افتادم، میذارمش اینجا
***
اگر قاطعانه نگویم جزء لشگر یزید هستم،
اما از این مطمئنم ک در لشگر حسین هم نیستم ...
تفاوت علی اصغر با طفل معصومی که گلوله تمام بدنش را منفجر کرده چیست ؟!
تفاوت علی اصغری ک تیر به گلویش زدند با کودکی که زیر بمباران ها کشته می شود چیست ؟!
تفاوت عباسی ک دست هایش بریده شد و با هزاران مسلمانی که هر روز سرشان را میبرند چیست؟!
تفاوت زینبی که حسینش را جلوی چشمانش شهید کردند با مادر و همسر و دختری که مردش را جلوی چشمانش و جلوی چشمان هزاران هزار شاهد و ناظر در میدان شهر سر میبرند و اعدام میکنند و می کشند، چیست ؟!
تفاوت حسینی که لبهایش را با چوب خیزران ........، با شیعه ای که با سر بریده شده اش فوتبال بازی می کنند و عکس یادگاری میگیرند چیست ؟
دیروز آب را به روی حسین و آلش بستند، امروز شهر تماما شیعه سید را محاصره می کنند
دیروز حسین فریاد میزد : هل من ناصر ینصرنی، امروز مسلمانان سوریه و یمن و لبنان و ... فریاد کمک دارند، نامه به زبان من و تو ایرانی می نویسندو کمک می خواهند
.
.
.
شاید معنی کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، همین است
شاید اشک من برای فاجعه کربلا دیروز، باید اشکی شود برای فجایع کربلای امروز
شاید دلیل و توجیه کسی که دیروز به حمایت از حسین بلند نشد، امروز دلیل من شده باشد برای سکوت
شاید ماجرای توابین دیروز، امروز ، با ظهور حضرت، تکرار شود؛
اما ....
نماز پس از طلوع خورشید، قضاست ....
اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد
و
آخر تابع له علی ذلک
پ.ن : دیدن ی سری صحنه ها و خوندن ی سری اخبار، ب شدت منو ب هم ریخته
اما چ فایده؟!
به هم ریختن و نهایت چهارتاتیکه کاغذ پاره و متن نوشته، چ فایده ای داره؟!
همین کنار، دارن سر میبرن، زنده ب گور می کنن،نارنجک میندازن بین مردم بیگناه، زن و بچه رو میبندن به رگبار و حمام خون راه میندازن
و من دارم اینجا تایپ می کنم ....
یکی میشه رزمنده و میره توی سوریه میجنگه،
یکی میشه من و ....
الانم یمن...
اگه قاطعانه نگم ک جزء لشگر یزیدم،
اما از این مطمئنم ک در لشگر حسین هم جایی ندارم
***
آماده بودن واقعی با اینکه من مدام شعار بدم آماده ام، فرق داره
همین الان اینه وضعیت من ....
هی میگیم زمان حضرت علی، مظهر حق، ب این روشنی بود، چرا مردم انتخابش نکردن ؟
میبینم همین الان هم همینم، ورژنش آپدیت شده...
حضرت مهدی هم بیان، بازم مظهر حق هستن،
باید ی تضمین بزرگی توی خودم بوجود بیارم که مطمئن بشم اگه ایشون بیان، در بهترین حالت، منم نمیشم همونی که میگه : نگرانی خانواده دارم، نگرانی فلان چیز آینده رو دارم و ... .
التماس دعای عاقبت بخیری ...