(۲۹/آذر/۸۹ ۲:۴۸)mohamad نوشته است: [ -> ]با سلام
سوالی که مطرح کی کنم شاید ربطی مستقیمی به این بحث نداشته باشه، ولی در صورت امکان پاسخ دهید، ممنون
شب قبل با فردی بحث می کردم که معتقد بود امامان ما معصوم نیستند و مثال خود را با امام علی شروع کرد.
البته ایشان کلی از امام علی تعریف و تمجدید کرد ولی معصوم بودن امام را رد کرد.
من نیز نتوانستم او را قانع کنم. نه بوسیله بحث در مورد کرامات، نهج البلاغه، غدیر، حدیث ثلقلین، یا هر چیز دیگر.
لطفا کمک کنید.
سلام برادر
شما در اين مواقع ابتدا بايد بپرسي: آيا از نظر او پيامبر صلوات الله عليه و اله معصوم است يا خير؟
نظر اهل سنت يك آش شله قلمكاري هست در اين زمينه
بسيار متعدد است
نمونهای از نظراتشان در ذيل آمده است:
"دیدگاه علمای اهل سنت درباره عصمت یکسان نیست، زیرا بیشتر آنان گناه را به طور سهو و انجام گناهان صغیره را جایز می دانند و برخی با جواز انجام صغیره مخالف اند. عده ای از محققان عقاید نیز بر این عقیده اند که انجام آنچه باعث نفرت مردم از پیامبران شود، خواه گناه صغیره باشد، یا چیز دیگر جایز نیست و بدین جهت آیات و روایاتی را که حکایت از ارتکاب گناه توسط انبیا دارد توجیه و تأویل می کنند و می گویند مقصود از این گونه ظواهر، ترک اولی است نه اینکه پیامبران دروغ گفته و یا مرتکب معصیت شده باشند."
خوب اگر سهو يا صغيره را هم براي رسول الله صلوات الله عليه و آله جايز بدانند اول بايد بپرسي چگونه ممكن است خدا دستور به اطاعت بي قيد و شرط از كسي بدهد و او را در همه امور به صورت مطلق الگو معرفي كند در حالي كه گرفتار خطا و معصيت است (ولو صغيره)
اگر كسي گفت ميشود كسي گرفتار خطا و معصيت باشد اما خداوند هم بگويد كه بايد از او بي قيد و شرط اطاعت كرد ديگر سخني باقي نميماند چون از حيث منطق گرفتار انكار بديهيات شده و ...
اما اگر عصمت پيامبر صلوات الله عليه و آله را پذيرفت
بايد بپرسي به چه علت پيامبر صلوات الله عليه و اله بايد معصوم باشد.
دلايل متعدد است برخي از آنها چينن است:
تا به مردم بنماياند درست از غلط را و دانش آنچه براي بندگي مورد نياز است از جمله علوم قرآن را كه بايد توسط پيامبر صلوات الله عليه و آله تبيين شود را به مردم بياموزد و همچنين تا حكم كند به آنچيزهايي كه مورد سعادت دنيا و عقباي مسلمين است در همه امور!
خوب اينجا سوال پيش ميايد كه آيا پيامبر تمام مطالب مورد نياز مسلمين تا روز قيامت را بيان كرده بوده است يا خير؟ (كار با حكم كردن پيامبر در امور جاريه براي رساندن مردم به سعادت دنيا و عقبا فعلا نداريم!)
جواب قطعاً منفي است!
چرا؟
چون درباره بسياري از آيات قرآن هيچ توضيح و سخني از رسول الله صلوات الله عليه و آله نقل نشده است و در آن موارد هم بعضاً در تفاسير مفسران اختلافات 180 درجهاي مشاهده ميشود!!!
خب تكليف چيست؟!
آيا خداوند باب هدايت مردم را پس از پيامبر صلوات الله عليه و آله بسته و در ساحت خود دريغ راه داده؟! كه به اصطلاح علمايي بيايند و معارف اعتقادي و احكام عبادي 180 درجه متضاد از آيات قرآن استنباط كنند؟ و بر اين اساس به جان يكديگر هم بيافتند؟ كما اينكه در طول تاريخ مذاهب چهارگانه اهل سنت با اين گرفتاريها دست و پنجه نرم ميكردند؟!
خب باز قطعاً پاسخ منفي است و خداوند كساني را قرار ميدهد كه به فرموده خود قرآن علم كتاب و قرآن نزد ايشان است و اولوي الامر هستند و حجت خدا هستند بر خلقند و مردم بايد از ايشان اطاعت كنند و تبيين معارف حقه بر عهده ايشان است. يعني لزوم عصمت امام همان لزوم عصمت پيامبر صلوات الله عليه و آله است كه الگو و پيشوا و مقتداست و بايد از او در همه امور تبعيت كرد و با عدم عصمت از خطا و اشتباه حكم خدا دچار تناقض ميشود
چرا كه از يك سو فرموده گناه نكنيد خطا نكنيد
از سوي ديگر امر مي كند به اقتدا كردن به كسي كه خودش هم خطا مي كند و هم گناه!
بعد ممكن است سوال كند كه الان در زمان غيبت شما با ما چه فرقي داريد.
بحث هدايت به امر و واسطه فيض و نزول ملائكه بر حجت خدا در شب قدر و ... جوابهاي متعدد دارد.
آنكه ربطش به بحث از همه بيشتر است بحث هدايت به امر و هدايت باطني امام عليه السلام است.