تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حیدر نامه : زیباترین جملات و پیامک ها در مدح مولا علی (علیه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم



«الحمدُ للهِ الذی جَعَلنَا مِنَ المُتَمَسِّكِینَ بِوِلایَتِ اَمیرِالمُؤمِنین وَ الاَئِمَّةِ عَلَیهِمُ السلام»


[تصویر: 812x4h4qn2rczforfh62.jpg]

هر دل به سینه قبله گاهی دارد *** هر قبله برای خود خدایی دارد
اما ز درون کعبه می گفت خدا *** ایوان نجف عجب صفایی دارد

ایوان نجف عجب صفایی دارد *** حیدر بنگر چه بارگاهی دارد
در طوف حرم یوسف زهرا گوید *** ایوان نجف عجب صفایی دارد

نازد به خودش خدا که حیدر دارد*** دریای فضایلی منور دارد
مانند علی دگر نیاید والله *** صد بار اگر کعبه ترک بردارد
بسم الله

علي مع الحق و الحق مع علي‎

[تصویر: 1_02.jpg]

[تصویر: emam2.jpg]

یا الله
ممنون از تمامی علی دوستان
فقط چند نکته:
تصاویر ارسالیتون کوچک باشه تا کاربران با سرعت پائین مشکل پیدا نکنن

سعی کنید مطلب ارسالیتون مفیدتر باشه، یه حدیثی، شعر پر مغزی یا احساستون

تشکر از پست ها یادتون نره


پیامک هایی زیبا تقدیم به علی دوستان:

دل هر چه نظر به وسعت عالم تافت / جز نور تو در عرصه ی آفاق نیافت

هنگام نهادن قدم بر سر خاک / دیوار حرم به احترام تو شکافت . . .

---------- ---------

زان سبب ماه رجب ماه خداست / که اندر آن میلاد شاه لافتی ست

شد رخش از کعبه ظاهر، عقل گفت: / چون که صد آمد نود هم پیش ماست

---------- ---------

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .

---------- ---------

زد عشق تو خیمه در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت /از روز ازل خدا دل ما

---------- ---------
ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (علیه السلام) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .

---------- ---------

هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

-------------------
--------- ---------

برخیز که قدسیان جوابت بدهند

وز کوثر معرفت شرابت بدهند

چون ماه رجب باشد و اعیاد علی

کعبه مانند صدف در دل خود گوهر داشت

گوهری زینت هستی چونان حیدر داشت

یک پیاله ز می اش مست کند عــــالم را

آنکــه اندر قدحش باده ای از کوثر داشت

---------- ---------

دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم

---------- ---------

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد

---------- --------

قرآن جز از مدح علی آیه ندارد

این صدف جز این دُر گرانمایه ندارد

رفتم زیر سایه لطفش بنشینم

دیدم علی نور بود سایه ندارد

علی علیه السلام و زیبائی ها:

از کعبه حق بانگ جلی می آید

آوای خوش لم یزلی می آید

بشنو که سروش وحی حق می گوید

آغوش گشایید علی می آید

---------------
مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

---------- ---------



-------------------

ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

کن نظر از روی لطف، به تمام پدران

روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

---------- ---------

دلم شده غرق سرور و شعف

کعبه شده بهر علی یک صدف

مرغ دلم رها شده به سوی

ایوان باصفای شاه نجف

------------------

نیستم بیگانه، هستم آشنایت یا علی

از ازل دل داده بر مهر و ولایت یا علی

تا جمال خویش را در کعبه حق ظاهر کند

پرده گیرد از جمال دلربایت یا علی

---------- ---------

میلاد مرتضی اسدالله حیدر است

جشن ولادت علی(علیه السلام) آن میر صفدر است

زوجی برای فاطمه حق آفریده است

این زادروز همسر زهرای اطهر است

با کوردل بگو، که بجز شیر حق علی (علیه السلام)

جای ولادتش حرم خاص داور است؟.

---------- ا---------

آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود . . .

---------- ---------

تمام لذت عمرم همین است

که مولایم امیرالمومنین است . . .

---------- ---------


ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود

---------- ا--------



زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است

---------- ---------
یا علی مولا

معنی ذات احد نیست بغیر از علی

آن صمد لم یلد کیست بغیر از علی

با همه پیغمبران آمده اندر نهان

جان ده و هم جان ستان کیست بغیر ازعلی

پرتو انوار او عکس رخ یار او

معنی دادار و هو کیست بغیر از علی

مالک ملک وجود برده شهانش سجود

بانی بود و نبود کیست بغیر از علی

جلوه خاوندکار،مظهر پروردگار

ایزد و یزدان ویار کیست بغیر از علی

چرخ به فرمان اوست،حق و حی و رب هوست

قاری و باری و دوست کیست بغیر از علی

ذکر مناجاتیان،قبله حاجاتیان

پیر خراباتیان،کیست بغیر از علی

عالی و اعلاست او، والی و والاست او

شمس حقیقت بگو،کیست بغیر از علی

در طلبش روز و شب،در شرریم و تعب

مظهر الله و رب ،کیست بغیر از علی

عاصیم و شرمسار ،مستم و هم "بیقرار"

قاضی روزشمار،کیست بغیر از علی

دوستان شاید این شعر یک مقدار بیش از حد از مولا گفته باشه
ولی مولاست علی
هر چه گویم کمست از علی
پیشاپیش روز پدر مبارک.
به امید ظهور پدر معنوی جهان مهدی فاطمه
تا مرا هست نفس
ذکر علی گویم و بس
دوستان نمیدونم کربلا مشرف شدید یا خیر.اما من رو سیاه که قسمتم شد و رفتم یک خاطره از نجف دارم که هیچ وقت یادم نمیره و اصلا سر در نمیارم که چطور همچین چیزی ممکنه.
ما سه روز در نجف بودیم.باورتون نمیشه اون سه روز چقدر طول کشید .
توی نجف انگار اصلا زمان نمیگذره.یک جوری هست که باید اونقدر بشینی تا یک ساعت بگذره.نمیدونم این وقت پر برکتی که در این شهر هست از چیه. 1 ساعت که میخوابیدیم انگار 10 ساعت خوابیدیم.اینقدر انرژی داشتیم.قطعا به خاطر برکت امام علی(علیه السلام) هست.
با خودم گفتم بی حکمت نبوده که اکثر علما نجف رو برای تحصیل و کسب فضایل انتخاب میکردن.از بس که این شهر برکت داره.
خدا قسمت همگی عاشقان آن حضرت بفرماید.آمین.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم


عشقش به خداامیدوجان می بخشد
براین تن خسته ام توان می بخشد

بی عشق علی مرده ام وعشق علی
برمرده من دوباره جان می بخشد

-----------------------------

تولد حضرت على (عليه السلام )

على (عليه السلام ) اولين هاشمى است كه پدر و مادرش هاشمى بودند (فاطمه بنت اسد بن هاشم و ابوطالب ابن عبدالمطلب بن هاشم ) حضرت امير در روز جمعه 13 رجب ده سال قبل از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و 23 سال پيش از هجرت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم در شهر مكه و در خانه خدا به دنيا آمد. ابن قعنب مى گويد: با عباس ‍ بن عبدالمطلب و گروهى ديگر روياروى خانه ى خدا نشسته بوديم فاطمه بنت اسد به سوى خانه ى خدا آمد و ايستاد و گفت : خداوندا به تو پيامبرانت و كتابهايشان ايمان دارم . گفتار ابراهيم (عليه السلام ) جد خود را راستين مى دانم همانگونه اين خانه را به فرمان تو بنا نهاد... تو را به او، و به اين كودك كه با خود در شكم دارم ، سوگند مى دهم كه زادنش را بر من آسان كن در همين هنگام به چشم خويش همه ما ديديم كه ديوار خانه ى خدا از هم شكافت و آن گرامى بانو پا به درون آن گذارد و ديوار دوباره به هم آمد ما هم شتابناك برخاستيم تا در خانه را باز كنيم اما هر چه كرديم باز نشد... و دانستيم كه اين حكمت خداوندى است . سپس ‍ فاطمه بنت اسد بعد از چهار روز با كودك خود از خانه كعبه بيرون آمد. طبق پاره اى از روايات ابوطالب در هنگام ولادت حضرت على (عليه السلام ) در مكه حضور نداشت ، آنگاه كه ابوطالب آمد، فرزند را از مادر گرفت و به همراه فاطمه به سمت خانه كعبه رفت و از خداى كعبه خواست كه نام او را هم خود معين كند و شعرى در پى درخواستش ‍ خواند: اى پروردگار شبهاى تيره و تاريك ، اى پروردگار ماه نورانى و درخشان ، به امر خود براى ما بيان كن ، كه چه سزاوار او مى بينى درباره اين فرزند و او فكر مى كرد نام فرزند خود را چه بگذارد ورقه سبزى از آسمان فرود آمد كه روى آن نوشته شده بود:

خصصتما من ولد الزكى

الطاهر المطهر المرضى

واسمه من شامخ على

على اشتق من العلى



يعنى : شما زن و شوهر را به وجود فرزندى پاك ، مفتخر ساختيم . فرزندى كه پاكيزه و برگزيده و مورد پسند خداست . نام او را به سبب عظمتش على گذاشتيم . نام على از نام خداى على اعلى مشتق است .


[تصویر: f2bah5es4u0iochq1qxk_thumb.jpg]


[تصویر: 91w14bymj3e03ftf3cdk_thumb.gif]
خبر تولد على (عليه السلام )

امام صادق (عليه السلام ) فرمود: هنگامى كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم متولد شد، فاطمه بنت اسد نزد همسر خود ابوطالب (پدر على (عليه السلام ) آمد و مژده تولد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم را به او داد، ابوطالب به او فرمود: يك سبت (روزگار دراز و طولانى ) صبر كن من هم مژده تولد مانند آن را كه جز نبوت ندارد، به تو خواهم داد، آنگاه امام فرمود: سبت مدت سى سال است و فاصله زمانى بين تولد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم تا تولد اميرالمؤ منين (عليه السلام ) سى سال بود.


دستهايم رو به خداست ...


وقتى حضرت امير (عليه السلام ) بدنيا آمد، فاطمه بنت اسد همانند ساير نوزادان على (عليه السلام ) را قنداق مى كرد و دستهاى آن حضرت را در قنداق مى بست . اما بعد از اينكه فاطمه به سراغ على (عليه السلام ) مى آمد، مشاهده مى كرد دستهاى آن حضرت بيرون از قنداق است و پارچه ها هم پاره شده است ، فاطمه بنت اسد دو پارچه مصرى محكم آورد دستهاى آن حضرت را محكم تر از قبل بست و آنگاه حضرت را در گهواره خود گذاشت ، حضرت امير (عليه السلام ) با تكانى ، مجدد دستمال ها را پاره كرد و دست خود را از قنداق بيرون آورد، مجدد فاطمه بنت اسد با سه پارچه محكم دست هاى حضرت را مى بندد، اجمالا تا هفت بار و هفت پارچه بر روى هم ، دست هاى حضرت را در قنداق مى بندد باز حضرت دستان خود را باز مى نمايد. آنگاه حضرت على (عليه السلام ) به مادر خود مى فرمايد:
مادر دست مرا رها كن ، دست على بايد باز باشد كه به درگاه خدا دراز كند.





---------------------------------------
به ادعا نتوان شيعه بود، شيعه كسى ست

كه پاى خود بگذارد به جاى پاى على


------------------------
کتاب 1001داستان از زندگانی امام علی علیه السلام
تالیف محمدرضا رمزی اوحدی
بسم الله

زندگی امیرالمومنین(علیه السلام) همیشه در راه جهاد گذشت...

یک مرد بزرگ در چند خط

۳۰ سال پس از عام الفیل (۵۹۹ یا ۶۰۰ میلادی)/ در خانه کعبه به دنیا آمد. پدرش ابوطالب عموی پیامبر و مادرش فاطمه بنت اسد بود.

ابوطالب، فرزندان زیادی داشت و از عهده تامین زندگی آنان برنمی آمد. پیامبر و عمویش عباس، هرکدام یکی از پسران ابوطالب را گرفتند تا پیش خودشان بزرگش کنند: آن گاه که کودک بودم، مرا در کنار خود نهاد و بر سینه خویش جا داد و در بستر خود می خوابانید... در پی او بودم، چنان که شتر بچه در پی مادر. هر روز از اخلاق خود برای من نشانه ای برپا می داشت و مرا به پیروی آن می گماشت.

۱۳ سال قبل از هجرت/ ۱۰ سال داشت که محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به پیامبری رسید و نخستین مردی بود که اسلام آورد : هر سال در حرا خلوت می گزید و جز من، کسی او را نمی دید. آن هنگام جز در خانه ای که رسول خدا و خدیجه در آن بودند، در هیچ خانه ای مسلمانی راه نیافته بود. من سومین آنان بودم. روشنایی وحی و پیامبری را می دیدم و بوی نبوت را احساس می کردم.

سه سال گذشت...

پیامبر باید دعوت به اسلام را آشکار می کرد. خویشان خود را مهمان کرد و از اسلام گفت. خواست بداند کدامشان حاضرند یاری اش کنند و در عوض، برادر و وصی اش باشند... سه بار پرسید و هربار تنها از علی پاسخ شنید: ابوطالب بر جان پیغمبر می ترسید. بسیار شب ها نزد بستر او می رفت، او را بر می خیزاند و علی را به جای او می خواباند. مسلمانان، پنهانی و به تدریج از مکه رفته بودند. تنها پیامبر بود و چند نفر از نزدیکانش. قرار بود هر کدام از طایفه های قریش، یک شمشیرزن بفرستند و همه، شب به خانه محمد بریزند و او را از پا درآورند: جبرئیل، رسول خدا را آگهی داد که باید این شب در بستر خود نخوابی.

رسول خدا علی را گفت: در جای من بخواب. آسیبی به تو نخواهد رسید.

اگر در جای تو بخوابم، در امان خواهی ماند؟
بلی.
علی لبخندی بر لب آورد.


سال ۲ هجری/ مسلمانان در مدینه جا گرفتند. اما خیلی زود، کارشان با مشرکان به جنگ کشید. هزار نفر سپاه مکه با سیصد نفر مسلمان، نزدیک چاه های بدر: من در خردی، بزرگان عرب را به خاک انداختم و سرکردگان ربیعه و مضر را هلاک ساختم.

سال ۳ هجری/ مدینه پس از پیروزی بدر، آرامش یافت. عمر و ابوبکر، فاطمه را خواستگاری کردند، اما پیامبر نپذیرفت. علی به خانه رسول خدا رفت:

ـ پسر ابوطالب برای چه آمده است؟

ـ برای خواستگاری فاطمه.

ـ مرحباً و اهلاً! مردانی از قریش از من رنجیدند که چرا دخترم را به آنان نداده ام. به آن ها گفتم این کار به اذن خدا بوده است.

سال های ۳ و ۵ هجری/ دو جنگ دیگر در پی هم. در احد برای محافظت از جان پیامبر، نود زخم کاری برداشت. بعد نوبت به خندق رسید. عَمرو پسر عبدود از خندق رد شد و هماورد خواست: او از بی خردی، سنگ را یاری کرد و من از درست رایی، پروردگار را. او را همچون شاخ درخت خرما بر روی خاک ها واگذاردم. به جامه هایش نگاه نکردم. اما اگر او مرا کشته بود، جامه های مرا بیرون می آورد.

پیامبر گفت پیکار علی با عمرو، از کردار امت من تا رستاخیز، برتر است.

پیامبر با یارانش به سوی مکه رفت تا عمره به جا آورد. اما مشرکان مکه مانع شدند و پیمانی با پیامبر بستند: پیمان صلح. این پیمان را علی کتابت کرد. سال بعد، مشرکان پیمان شکستند و مسلمانان، مکه را فتح کردند. علی بر دوش پیامبر رفت و بت ها را برانداخت: خالد بن ولید مامور شد که برای دعوت به اسلام، به اطراف مکه برود. خالد سر وقت بنی جذیمه رفت. آنان سلاحشان را افکندند و تسلیم شدند. اما خالد دستور داد دست هایشان را ببندند و بسیاری را بکشند: خبر به رسول خدا رسید. علی را خواند و به آن جا فرستاد. علی نزد بنی جذیمه رفت. خونبهای کشتگان و غرامت اموال را پرداخت و بازگشت. پیامبر گفت: نیکو کاری کرد و به حق کرد.

سال ۱۰ هجری/ علی را به یمن فرستادند. سال قبل، خالد پسر ولید رفته بود و مردم نپذیرفته بودند: علی به یمن رفت؛ ابتدا به قبیله همدان. همه قبیله در یک روز، اسلام آوردند و پس از آن، مردمان دیگر یمن، پی در پی مسلمان شدند. علی به پیامبر نامه نوشت و خبر داد و رسول خدا شکر به جای آورد.

پیامبر به حج رفت. با مردم وداع کرد و در منزل جحفه، همه را نگاه داشت. سپس به منبر رفت و علی را جانشین خود خواند...: رسول خدا جان سپرد، در حالی که سینه او بر سینه من بود و شستن او را به عهده گرفتم. فرشتگان، یاورم بودند و از خانه و پیرامون آن، فریاد می کردند. چه کسی سزاوارتر است به او از من؛ چه در زندگی و چه پس از مردن؟

گفتی مرا چون شتری بینی مهار کرده می راندند تا بیعت کنم. به خدا که خواستی نکوهش کنی. ستودی و خواستی رسوا کنی. رسوا شدی... مسلمان را چه عیب که مظلوم باشد و در دین خود استوار و از دودلی برکنار... درود بر تو ای فرستاده خدا از من و دخترت که در کنارت آرمید و زودتر از دیگران به تو رسید. مرگ دختر گرامی ات شکیبایی ام را گرفت و توان خویشتن داری ندارم... امانت بازگشت و به صاحبش رسید. کار همیشگی ام اندوه است و تیمارخواری و شب هایم زنده داری... دخترت به زودی، تو را خبر دهد که امتت چگونه بر او ستم ورزیدند...

دامن از خلافت برچیدم و پهلو از آن پیچیدم. اندیشه کردم که چه باید کرد. با دست تنها بستیزم یا صبر پیش گیرم و از ستیز بپرهیزم؟ که جهان، تیره است و بلا بر همگان چیره. بلایی که پیران در آن فرسوده شوند و خردسالان پیر؛ و دینداران تا دیدار پروردگار در چنگال رنج، اسیر. چون نیک سنجیدم، شکیبایی را خردمندانه تر دیدم...


سال ۳۵ هجری/ دوره خلافت های سه گانه سرآمد. عثمان کشته شد و مردم ستمدیده به علی رو آوردند: چنان بر من هجوم آوردند که شتران تشنه به آبشخور رو آرند و ساربان، پایبند آنان را بردارد و یکدیگر را بفشارند. چندان که پنداشتم خیال کشتن من را در سر دارند یا در محضر من، بعضی خیال کشتن بعضی دیگر دارند...

سال ۴۱ هجری/ در دوره حکومت کوتاه او، سه جنگ را بر او تحمیل کردند و آنچنان خسته اش کردند که نوف بکالی تعریف می کند در آخرین خطبه اش عمار یاسر و مالک اشتر را صدا کرد و فریاد کشید: «کجایند برادران من؟» بعد ریش مبارکش را به دست گرفت و زمانی طولانی گریه کرد. بعد صدا زد: «الرحیل، الرحیل ... هر کس مشتاق دیدار خداوند است، فردا با من حرکت کند.» فردا صبح، شمشیر ابن ملجم در مسجد کوفه، برق می زد ...

لیلا کاظمی

روزنامه تهران امروز ( http://www.tehranemrooz.net )
ولادت حضرت علي(علیه السلام) در كعبه از ديدگاه اهل سنت

به نقل مورخان و محدثان مشهور ولادت امام علي ـ عليه السلام ـ در سيزدهم رجب سي سال بعد از عام الفيل در درون خانه كعبه روي داده است و جريان از اين قرار است كه: «يزيد بن قعنب گويد: من و عباس بن عبدالمطلب و گروهي از خاندان عبدالعزي در برابر خانه خدا نشسته بوديم كه ناگهان ديديم فاطمه بنت اسد، مادر اميرمؤمنان ـ عليه‎ السلام ـ كه به آن حضرت حامله بود و نُه ماه از مدت حملش مي گذشت و دچار درد زايمان شده بود وارد شد و به درگاه خداوند عرض كرد: پروردگارا!‌ من به تو و پيامبران و كتاب هايي كه از جانب تو فرستاده شده اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق مي كنم و باور دارم كه او اين خانه‌ والا را بنا كرده و به حق اين فرزندي كه در شكم دارم سوگند مي دهم كه وضع حمل مرا آسان كني.

يزيد بن قعنب مي گويد: در اين هنگام ديدم ديوار پشت كعبه شكافت و فاطمه وارد كعبه شد و از چشمان ما ناپديد گشت و ديوار به هم چسبيد. برخاستيم كه قفل در خانه‌كعبه را باز كنيم، قفل باز نشد، دانستيم كه اين رويداد به فرمان خدا رخ داده است.

پس از چهار روز كه گذشت فاطمه از خانه‌كعبه بيرون آمد و نوزادش اميرمؤمنان ـ عليه‎ السلام ـ را روي دست داشت و گفت: من بر زنان گذشته تاريخ برتري يافته ام زيرا آسيه دختر مزاحم، خدا را به صورت پنهاني در جايي عبادت مي كرد كه عبادت خدا در آنجا جز از روي ناچاري سزاوار نبود، و مريم دختر عمران آن شاخه خشكيده خرما را با دستش تكان داد تا آنكه خرمايي تازه از آن فرو ريخت و خورد. ولي من وارد خانه خدا شدم و از ميوه ها و نعمتهاي بهشتي خوردم و وقتي خواستم خارج شوم هاتفي به من گفت: فاطمه! او را علي نام بگذار، چرا كه او بلند مرتبه است و خداوند علي اعلي مي گويد نام او را از نام خودم مشتق ساختم و او را به آداب و اخلاق خودم تربيت كردم و از علوم پيچيده خود آگاهش نمودم او كسي است كه بت ها را در خانه من مي شكند و بر بام خانه ام اذان مي گويد و مرا به مجد و بزرگواري ياد مي كند. خوشا به حال كسي كه او را دوست بدارد و از او فرمان برد و واي بر كسي كه او را دشمن بدارد و فرمانش نبرد.[1]»

شايان ذكر است كه: اين رويداد با اندكي تفاوت در منابع بسياري ذكر شده است و از شگفتي هاي اين واقعه مهم تاريخي اين است كه فاطمه نه از درب خانه بلكه با شكافته شدن ديوار آن وارد كعبه گرديد تا اين رويداد عجيب دليل و برهاني روشن تر بر معجزه باشد و آيندگان نتوانند آن را پديده اي تصادفي و اتفاقي قلمداد كنند و جالب اين است كه پس از گذشت قرن ها از آن رويداد مهم و تجديد ساختمان كعبه و تعمير آن و پر كردن جاي شكاف با نقره، هنوز هم اثر شكاف بر ديوار خانه، خود را نمايان مي سازد.[2]

«ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ در كتب اهل سنت»

1. حافظ ابو عبدالله محمد بن عبدالله، معروف به حاكم نيشابوري، كه همه بزرگان اهل سنت او را مورد اعتماد و استناد دانسته اند در كتاب بسيار معروفش، «مستدرك صحيحين» مي گويد: روايات متواتر است كه فاطمه بنت اسد، اميرمؤمنان علي بن ابي طالب ـ كرّم الله ـ وجهه، را در خانه كعبه به دنيا آورده است.[3]

2. شاه ولي الله احمد بن عبدالرحيم دهلوي، محدث متعصب اهل سنت، در كتاب «ازاله الخفا» مي نويسد: «بي گمان روايات متواتر است در اين كه فاطمه بنت اسد، اميرالمومنين علي بن ابي طالب را در درون كعبه به دنيا آورد، بدون ترديد او در روز جمعه سيزدهم رجب، سي سال بعد از عام الفيل، در خانه كعبه به دنيا آمده است، و هرگز پيش از او يا بعد از او كسي در خانه‌كعبه زاده نشده است.»[4]

3. شهاب الدين ابوالثنا، سيد محمود آلوسي، صاحب تفسير آلوسي، در شرح بر قصيده عينيه عبدالباقي افندي عمري مي نويسد: ولادت اميرمؤمنان كرم الله وجهه در درون كعبه، در سراسر دنيا مشهور است و در كتابهاي هر دو فرقه شيعه و سني روايت شده است، و هرگز در مورد غير ايشان چنين فضيلتي ثابت نشده است.[5]

4. نورالدين علي بن محمد بن صباغ مكي، از دانشمندان معروف اهل سنت، مشهور به ابن صباغ مالكي در كتاب «الفصول المهمّه» با سلسله سند از ابن مغازلي، از امام سجاد ـ عليه‎ السلام ـ مبني بر ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ در درون خانه كعبه نقل كرده است كه: پيش از او كسي در بيت الله الحرام متولد نشد، و اين برتري ويژه اوست از سوي خداوند براي ابراز كرامت و شرافت و شكوهمندي او[6]»

منابعي از اهل سنت كه به طور صريح به شكافته شدن ديوار كعبه اشاره كرده اند:

1. محمد شريف خان شيرواني در كتاب «چوتهي كتاب» به ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ در درون كعبه و شكافته شدن ديوار كعبه و شنيده شدن صداي هاتف غيبي تصريح كرده است.[7]

2. مولوي حافظ حكيم ظهير احمد سهسواني در كتاب «ظهير البشر» در احوال و فضائل ائمه مي نويسد:
«چون خداوند اراده نمود كه شرفي بر شرفهاي كعبه بيفزايد، ديوار كعبه را بشكافت و فاطمه بنت اسد را به درون كعبه فرا خواند و فاطمه فرزندش علي را در درون كعبه به دنيا آورد.»[8]

3. علامه حسن بن امان الله مولوي عظيم آبادي هندي، دركتاب تجهيز الجيش جريان ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ را طبق روايت «بشائر المصطفي» از يزيد بن قعنب نقل كرده است.»[9]

4. دكتر محمد شاه قادري، دانشمند و پزشك نامي سرزمين لاهور، در كتاب «مصباح المقربين» تصريح مي كند كه اميرمؤمنان در درون كعبه متولد شد و تصريح مي كند كه ما در آنجناب در حال طواف كعبه بود كه او را درد زايمان گرفت، ديوار كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد به درون كعبه فرا خوانده شد، سپس تأكيد مي كند كه هرگز چنين شرف و فضيلتي به جز اميرمؤمنان براي احدي نصيب و ميسر نشده است...[10]

نتيجه گيري:
با بررسي متون تاريخي به اين نتيجه مي رسيم كه جريان ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ و شكافته شدن ديوار كعبه در منابع متعددي از اهل سنت به آن اشاره شده است كه براي نمونه به شماري از آنها اشاره كرديم.

[1] . صابري يزدي،‌عليرضا، هزار حديث در فضائل امام علي ـ عليه‎ السلام ـ ، ترجمه، محمد رضا انصاري محلاتي، قم: دفتر انتشارات اسلامي، 1380، صفحات 32،31، محمد بن فتّال نيشابوي، روضه‌ الواعظين، قم، رضي، 1386ق، ج1، ص 76 و ابي محمد الحسن بن محمد ديلمي،‌مؤسسه اعلمي بيروت، ص 211 و علي بن عيسي اربلي، كشف الغمه ج1، ص 59، و شيخ طوسي، امالي، ص 80، 1313، شيخ صدوق علل الشرايع، ص 56.
[2] . قزويني، سيد محمد كاظم، امام علي ـ عليه السلام ـ،از ولادت تا شهادت، ترجمه: علي كرمي، قم: دليل، 1379،‌صفحات 43-41.
[3] . حافظ ابي عبدا... محمد بن عبدا.... نيشابوري، مستدرك الصحيحين، حيدرآباد هندوستان، 1324، ج3،‌ص 483، و موسوي همداني، سيد محمد باقر، علي ـ عليه‎ السلام ـ در كتب اهل سنت، تهران، واژه‌آرا، 1380، ص 46
[4] . شاه ولي ا... دهلوي، ازاله الخفا، چاپ هند، ج2، ص 251.
[5] . شهاب الدين ابوالثنا، سيد محمود آلوسي، سرح الفريده، در شرح قصيده عينيه عبدالباقي افندي، ص 15 و اردوبادي،‌محمد علي، مولود كعبه، ترجمه عيسي سليم پور اهري: قم: رسالت، 1378، ص 81.
[6] . ابن صباغ مالكي، الفصول المهمه، ص 14، و اردوبادي، محمد علي، مولود كعبه، ترجمه عيسي سليم پور اهري، قم: رسالت 1378 ص 132.
[7] . محمد شريف خان شيرواني، چوتهي كتاب،‌به زبان اردو، ص 123، 1935م، و مولود كعبه ص1.
[8] . مولوي حافظ حكيم ظهير احمد سهسواني، «ظهير البشر» به زبان اردو ص 18 و مولود كعبه ص 218.
[9] . علامه حسن بن امان الله مولوي عظيم آبادي هندي. تجهيز الجيش، چاپ هند، ص 110، و مولود كعبه ص 222.
[10] . دكتر محمد شاه قادري، مصباح المقربين ص 16، چاپ لاهور، مولود كعبه، ص 228.


میلاد مولود کعبه مبارک باد
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع