تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چهل حدیث از سیره حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
51-عزیزترین افراد نزد ایشان کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.

52-احدی از محضر ایشان نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.»

53-هرگاه کسی از ایشان حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.

54-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد.

55-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.

56-غریبان را خیلی مراعات می نمود.

57-با نیکی به شروران دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.

58-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .

59-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.

60-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .


ادامه دارد . . .


61-مزاح می کرد اما به بهانه ی مزاح و خنداندن حرف لغو و باطل نمی زد.

62-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.

63-بردباریش همواره بر خشمش سبقت می گرفت.

64-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.

65-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی ایشان را نمی شناخت

66-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.

67-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.

68-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.

69-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .

70-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.


ادامه دارد . . .

71-بر روی خاک می نشست و بر روی خاک غذا می خورد.

72-بر روی زمین می خوابید.

73-کفش و لباس را خودش وصله می کرد.

74-با دست خودش شیر می دوشت و پای شتر ش را خودش می بست.

75-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.

76-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.

77-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.

78-چون جامه ی نو می پوشید جامه ی قبلی خود را به فقیری می بخشید.

79-جامه ی فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.

80-در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد.

81-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.

82-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.

83-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.

84-نور چشم ایشان در نماز بود و اسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.

85-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.


ادامه دارد . . .


86-هرگز نعمتی را مذمت نکرد.

87-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.

88-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.

89-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.

90-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.

91-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شدو از همه دیرتر دست می کشید.

92-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.

93-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.

94-در غذا هرگز آروغ نزد.

95-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.

96-بعد از غذا دستها را می شست و بر روی خود می کشید.

97-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.

98-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.

99-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.

100-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و نیز بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.

منبع :
http://dataa.mihanblog.com


... پایان...
http://www.mouood.org
به نام خالق بی همتا

امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت مى‏کند که آن حضرت فرمود: پنج چیز است که تا لحظه مرگ ترک نمى‏کنم: پوشیدن لباس پشمى، سوار شدن بر الاغ بى‏پالان، غذا خوردن با بردگان، بافتن کفش با دستانم و سلام کردن به کودکان؛ تا پس از من سنّت شود «۱».

یهودى با اخلاق پیامبر صلى الله علیه و آله مسلمان مى‏شود
حضرت امام موسى بن جعفر علیهما السلام از پدران بزرگوارش از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت مى‏کند: شخصى یهودى چند دینار از رسول خدا صلى الله علیه و آله طلب داشت، اداى آن وام را از حضرت درخواست کرد، پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: نمى‏توانم طلبت را بپردازم، یهودى گفت: تا نپردازى تو را رها نمى‏کنم، حضرت فرمود: در این صورت کنارت مى‏نشینم و کنار او نشست تا جایى که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا و صبح را همان جا خواند.

اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله در مقام تهدید و ترساندن او برآمدند، حضرت به آنان نظر انداخته، فرمود: مى‏خواهید در حق او چه کنید؟ گفتند: اى رسول خدا! یک یهودى تو را این گونه نزد خود حبس کند؟ حضرت فرمود: پروردگارم مرا به ستم بر اهل ذمه و غیر اهل ذمه مبعوث ننموده است.

هنگامى که روز به نهایت رسید، یهودى گفت: «أشهد أن لا إله إلّااللّه و أشهد أنّ محمّداً عبده و رسوله» و بخشى از ثروتم را در راه خدا [بخشیدم‏]، اى پیامبر! به خدا سوگند! در حق تو این سخت گیرى را روا نداشتم جز اینکه ببینم تو همان کسى هستى که در تورات وصف شده ‏اى؟


من در تورات در وصف تو خوانده ‏ام: محمّد بن عبدالله محل ولادتش مکه و محل هجرتش مدینه است. درشت‏خوى و خشمگین و فریادزن نیست وسخنش را به زشت‏گویى وگفتارش را به فحش نمى ‏آلاید. من به وحدانیت خدا و نبوت تو شهادت مى ‏دهم و این ثروت من است، در آن به قانونى که خدا نازل کرده است فرمان بران‏ «۲».


وام بى ‏بهره براى رفع نیاز حاجتمند
حضرت امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش حضرت امام محمّد باقر علیه السلام روایت مى ‏کند: نیازمندى به محضر پیامبر خدا صلى الله علیه و آله آمد و از حضرت درخواست کمک کرد، پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: آیا کسى هست که وام بى ‏بهره‏ اى در دستش باشد؟ مردى از انصار از عشیره بنى حُبلى برخاسته، گفت: من چنین وامى را دارم، حضرت فرمود: چهار ظرف خرما به این نیازمند بپرداز.

آن مرد انصارى چهار ظرف خرما را پرداخت. مرد انصارى بعد از مدتى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد و پرداخت وامش را از پیامبر صلى الله علیه و آله درخواست کرد، حضرت فرمود: ان شاء الله در آینده پرداخت مى ‏شود.

پس از مدتى نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آمد، حضرت باز هم فرمود: ان شاء الله در آینده پرداخت مى‏ شود و چون بار سوم آمد حضرت فرمود: ان شاء الله در آینده پرداخت مى‏شود، [او به پیامبر صلى الله علیه و آله‏] عرضه داشت: یا رسول الله! این ان شاء الله آینده را فراوان به من گفتى!

حضرت تبسم کرده، فرمود: آیا مردى هست که وام بى ‏بهره در اختیارش باشد؟ مردى برخاسته، گفت: یا رسول اللّه! در اختیار من هست، فرمود:چه مقدار در اختیار دارى؟ گفت: هر چه بخواهى! فرمود: هشت ظرف به این مرد بپرداز، مرد انصارى گفت: فقط چهار ظرف طلبکارم، حضرت فرمود: چهار ظرف دیگر هم براى تو «۳».

غذا خوردن با تهیدستان‏
حضرت امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش روایت مى ‏کند: در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله تهیدستان به خاطر نداشتن خانه، شب‏ها را در مسجد به صبح مى ‏رساندند.

پیامبر صلى الله علیه و آله شبى در مسجد کنار منبر در ظرفى سنگى با آن تهیدستان افطار کرده، و هم غذا شد و آن شب از برکت وجود پیامبر صلى الله علیه و آله سى نفر از غذایى که در آن دیگ سنگى بود خوردند و باقى ‏مانده غذا به همسرانش برگردانده شد «۴».

زهد و قناعت‏
حضرت امام رضا علیه السلام از پدران بزرگوارش روایت مى ‏کند که رسول‏ خدا صلى الله علیه و آله فرمود: فرشته ‏اى نزد من آمده، گفت که: اى محمّد! پروردگارت به تو درود فرستاده، مى‏ فرماید اگر بخواهى، پهن دشت پر از ماسه و شن منطقه مکه را برایت طلا مى ‏کنم، ولى آن حضرت سر به سوى حق برداشته، گفت: پروردگارا! یک روز سیر مى ‏مانم تا تو را سپاس و حمد گویم و یک روز گرسنه تا از تو درخواست و گدایى کنم! «۵»


تواضع و فروتنى شگفت‏انگیز
ابن عباس مى ‏گوید: پیامبر صلى الله علیه و آله همواره روى زمین بدون فرش مى نشست، بر روى زمین غذا مى ‏خورد و خود شیر گوسپند را مى‏ دوشید و دعوت بردگان را بر سفره نان جوین مى ‏پذیرفت‏ «۶».


غم مردم داشتن‏
در زمان رسول خدا صلى الله علیه و آله در میان اهل صفّه مؤمنى بود تهیدست و سخت نیازمند و محتاج، او همه نمازهایش را به رسول خدا صلى الله علیه و آله اقتدا مى ‏کرد و هیچ یک از نمازهایش را بدون جماعت نمى ‏خواند، پیامبر بزرگوار صلى الله علیه و آله دلش به حال او مى ‏سوخت و غربت و نیاز او را زیر نظر داشت.

پیامبر بزرگوار صلى الله علیه و آله پیوسته به او مى ‏فرمود: اى سعد! اگر چیزى به دست من برسد تو را بى ‏نیاز مى ‏کنم.

دیر زمانى گذشت و پیامبر صلى الله علیه و آله چیزى بدست نیاورد از این‏رو غم و اندوه‏ حضرت براى سعد زیاد شد. خداى مهربان که ناظر حال پیامبر صلى الله علیه و آله نسبت به سعد بود جبرئیل را با دو درهم فرو فرستاد، جبرئیل به پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: خداوند به غم و اندوه تو نسبت به سعد آگاه بود، آیا دوست دارى سعد را بى ‏نیاز کنى؟ فرمود: آرى، عرضه داشت: این دو درهم را به او بده و بگو که با آن تجارت کند.

حضرت دو درهم را گرفته، براى اداى نماز ظهر از خانه بیرون آمد در حالى که سعد در انتظار پیامبر کنار در حجر‏ه اى ایستاده بود.

پیامبر صلى الله علیه و آله به او فرمود: تجارت و داد و ستد را دوست دارى؟ گفت:دوست دارم، ولى مایه و سرمایه ‏اى ندارم، حضرت دو درهم را به او داد و فرمود: با این پول تجارت کن و رزق و روزى الهى را به دست آر.

پیامبر صلى الله علیه و آله پس از خواندن نماز به سعد فرمود: از این لحظه دنبال کار و تجارت برو که من اندوه تو را داشتم.سعد به فرمان پیامبر صلى الله علیه و آله دنبال تجارت رفت، جنسى را به یک درهم مى ‏خرید و به دو درهم مى ‏فروخت و به دو درهم مى ‏خرید و مردم با اشتیاق از او به چهار درهم مى ‏خریدند.

به همین صورت دنیا به سعد رو آورد و مال و متاعش زیاد شد وتجارت او چشمگیر گشت تا اینکه بر در مسجد جایى را به چنگ آورد و تجارت خود را در آن گردآورى کرد تا جایى که بلال اذان مى‏ گفت و پیامبر صلى الله علیه و آله براى اداى نماز به مسجد مى ‏آمد ولى سعد مشغول خرید و فروش بود، فرصت وضو گرفتن و آمدن به مسجد از دستش رفته بود، سعد دیگر سعد گذشته نبود.

حضرت روزى به او فرمود: اى سعد! آن چنان دنیا تو را مشغول کرده که از نماز باز مانده ‏اى آن هم نماز با پیامبر! آن حال و وضع گذشته کجا رفت؟ آن سیر و سلوک چه شد؟! عرضه داشت: چه کنم، مالم را تباه کنم؟

چاره ‏اى ندارم، به این یکى مى ‏فروشم باید بهایش را از او بگیرم و از آن یکى مى ‏خرم باید بهایش را به او پرداخت کنم. حضرت از این وضعى که براى سعد پیش آمده بود غصه ‏دار شد، غصه ‏اى بیش از روزهاى تهیدستى او!

جبرئیل به محضر پیامبر صلى الله علیه و آله آمده، گفت: اى محمّد! خداوند غمت را از جهت سعد مى ‏داند آیا روزگار گذشته سعد را بیشتر دوست دارى یا وضع فعلى او را؟ فرمود: روزگار گذشته ‏اش را بیشتر دوست دارم، اکنون در وضعى قرار گرفته که دنیا دارد آخرتش را از بین مى ‏برد، جبرئیل گفت: آرى، این گونه عشق به دنیا و اموال و ابزارش چیزى جز فتنه و باز دارنده از آخرت نیست، عرضه داشت: به سعد بگو دو درهمت را که به اودادى باز گرداند، وقتى آن را باز گرداند به روزگار اوّلش برمى ‏گردد.

پیامبر صلى الله علیه و آله از خانه بیرون آمده، نزد سعد رفت و با محبتى خاص به او فرمود: اى سعد! نمى ‏خواهى دو درهم ما را باز گردانى؟ عرضه داشت:چرا، همراه با دویست درهم! حضرت فرمود: اى سعد چیزى جز آن دو درهم نمى ‏خواهم! سعد دو درهم را تقدیم پیامبر صلى الله علیه و آله کرد، به تدریج وضعش عوض شد تا جایى که هرچه فراهم آورده بود از دستش رفته، به حال اول بازگشت‏ «۷».


نیکى بسیار در برابر ناسپاسى مردم‏
حضرت امام موسى بن جعفر علیهما السلام از پدرانش از امیرالمؤمنین‏ روایت مى ‏کند که: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله همواره و پیوسته بسیار نیکوکار و احسان کننده‏ بود که نیکى و احسانش از سوى مردم سپاس‏گزارى نمى‏ شد و نیکى او نسبت به قریش و عرب و عجم فراگیر بود و ما اهل بیت‏ هم بسیار نیکوکار و احسان‏ کننده هستیم که نیکى ما سپاس‏گزارى نمى ‏شود و مؤمنان برگزیده نیز مانند ما هستند «۸».



..............................................................................
پی نوشت ها:

۱- الخصال: ۱/ ۲۷۱، حدیث ۱۳؛ وسائل الشیعه: ۱۲/ ۶۳، باب ۳۵، حدیث ۱۵۶۵۲؛ بحار الأنوار: ۱۶/ ۲۱۹، باب ۹، حدیث ۱۱.

۲- الأمالى، صدوق: ۴۶۵، المجلس الحادى والسبعون، حدیث ۶؛ بحار الأنوار: ۱۶/ ۲۱۶، باب ۹، حدیث ۵؛ مستدرک الوسائل: ۱۳/ ۴۰۷، باب ۱۷، حدیث ۱۵۷۴۱.

۳- قرب الإسناد: ۴۴؛ وسائل الشیعه: ۹/ ۴۳۵، باب ۳۰، حدیث ۱۲۴۲۲؛ بحار الأنوار: ۱۶/ ۲۱۸، باب ۹، حدیث ۷.

۴- قرب الإسناد: ۶۹؛ بحار الأنوار: ۱۶/ ۲۱۹، باب ۹، حدیث ۹.

۵- عیون أخبار الرضا: ۲/ ۳۰، باب ۳۱، حدیث ۳۶؛ بحار الأنوار: ۱۶/ ۲۲۰، باب ۹، حدیث ۱۲.

۶- لأمالى، طوسى: ۳۹۳، حدیث ۸۶۶؛ بحار الأنوار: ۱۶/ ۲۲۲، باب ۹، حدیث ۱۹.

۷- الکافى: ۵/ ۳۱۲، باب النوادر، حدیث ۳۸؛ وسائل الشیعه: ۱۷/ ۴۰۱، باب ۱۴، حدیث ۲۲۸۴۵؛ بحار الأنوار: ۲۲/ ۱۲۲، باب ۳۷، حدیث ۹۲.

۸- علل الشرائع: ۱۸۷.

کتاب اهل بیت علیهم‏السلام عرشیان فرش نشین -حضرت آیت الله حسین انصاریان
مرکز خبر حوزه- براي دست‌يابي به جامعه‌اي سعادتمند و خداباور، راهي جز تمسک به قرآن و فرامين پيامبر‌(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل‌بيت عليهم‌السلام نداريم، اگر هر مسلمان واقع‌بيني فقط به توصيه‌هاي آخرين فرستاده خدا به جناب ابوذر غفاري توجه کند،‌ جامعه آرماني اسلام محقق خواهد شد.
توصيه‌هاي هفت‌گانه پيامبر به جناب ابوذر غفاري را منتشر مي‌کند.

ابوذر گفت: پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم مرا به هفت چيز توصيه نمود؛

1- با تهيدستان، دوست باشم

2- از ثروتمندان، دوري کنم

3-صله رحم، به جا آورم

4- سخن غير حق بر زبان نياورم،

5-از ملامت ديگران در انجام فرمان الهى نترسم،

6-به زير دستان خود نگاه كنم، به بالاتر از خود توجهى نكنم (و وضع زندگى تهيدستان را ببينم نه ثروتمندان را)

7- سبحان اللَّه و لا اله الا اللَّه و اللَّه اکبر و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم، بسيار بگويم،

كه باقيات صالحات همين‌ها مى‏باشد،
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع