۲۷/تیر/۹۴, ۱۲:۲۷
یه اشکال معروفی هست که چرا امیر المومنین علی علیه السلام وقتی تیر را در نماز از پای مبارکشان بیرون کشیدند، احساس نکردند، ولی صدای فقیر را در نماز شنیدند؟؟
سند دومی که متواتر یا نزدیک به تواتره، (و در قرآن عزیز هم اشاره شده)
سند اولی هم در ارشاد القلوب، ج2، ص 217 است.
اولا به قول استاد جوادی آملی،كوته نظري است كسي خيال كند مقام معنوي اميرمؤمنان(عليهالسلام) در همين حد خلاصه ميشود كه درد بيرون كشيدن تير از پاي مباركش را حس نكرد. چون مقامات انسان کامل از اینها فراتره
ثانیا اینکه شخصی بشه انقدر محو جمال یا کمال چیزی بشه که از بدن خودش غفلت پیدا کنه، مثال قرآنی داره:عدهاي در جمال يوسف غرق شدند و دست خود را بريدند.: (قَطَّعنَ أيدِيَهُن)،حالا كسي كه در جمال يوسفآفرين غرق است، بيرون كشيدن تير را هرگز حس نميكند. به قول مرحوم حكيم سبزواري(قدسسره) در اسرار الحکم، ص 619: «جايي كه جمالِ صوري يوسفي محدود، زنان را فاني كند، به نص كلام الهي كه (فَلَمّا رَاَينَهُ اَكبَرنَهُ وقَطَّعنَ اَيدِيَهُنّ) ، جمال مطلق كه هر جمالي ظلّ جمال اوست، چه خواهد كرد؟ خاصّه نسبت به عارفين در حال استغراق در ذكر و عبادت»
ثالثا تو این عالم، برخی از امور صبغه الهی دارند و برخیشون صبغه مادی. حضور قلب شایسته برای انسان کامل اینه که وقتی در نماز در محضر خداوند قرار می گیره، از امور الهی غفلت نداشته باشه، ولی به امور عادی و مادی توجه نکنه.
از طرف دیگه توجّه به درد پا منافي حضور قلب است،
ولي توجه به درخواست نيازمند با حضور قلب منافات نداره.چون ياري ضعيف صدقه است و مؤمن، مظهر لطف خداست.كسي كه غرق در عبادت خدا است، حرف فرستاده او را ميشنود، ولی درآوردن تير از پا و درد آن را كه امر نفساني و بدني است، احساس نميكند.دپس اگر كسي صداي مستضعف مستمند را نشنود، انسان کامل نیست، چون حضور قلبی که سزاوار انسان کامل است رو نداره.
البته روشنه که کمک به فقیر، جنبه الهی ویژه ای داره، ولی باز در اثباتش مطلبی فقط اجمالی عرض کنم، یکی اینکه خداوند اخذ صدقات را به خودش نسبت داد:
أ لَمْ يَعْلَمُوا أنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقَات
فرمود خداوند خودش اخذ صدقه می کنه. و گویا بخاطر همین بود که امام باقر وقتی صدقه می داد صدقه را پس از وقوع در دست سائل مىبوييد و مىبوسيد و به قول امام راحل در چهل حدیث استشمام رايحه طيبه محبوب از آن مىكرد.
جواب فنی تر رو ان شاء الله در پست بعدی، عرض می کنم
سند دومی که متواتر یا نزدیک به تواتره، (و در قرآن عزیز هم اشاره شده)
سند اولی هم در ارشاد القلوب، ج2، ص 217 است.
اولا به قول استاد جوادی آملی،كوته نظري است كسي خيال كند مقام معنوي اميرمؤمنان(عليهالسلام) در همين حد خلاصه ميشود كه درد بيرون كشيدن تير از پاي مباركش را حس نكرد. چون مقامات انسان کامل از اینها فراتره
ثانیا اینکه شخصی بشه انقدر محو جمال یا کمال چیزی بشه که از بدن خودش غفلت پیدا کنه، مثال قرآنی داره:عدهاي در جمال يوسف غرق شدند و دست خود را بريدند.: (قَطَّعنَ أيدِيَهُن)،حالا كسي كه در جمال يوسفآفرين غرق است، بيرون كشيدن تير را هرگز حس نميكند. به قول مرحوم حكيم سبزواري(قدسسره) در اسرار الحکم، ص 619: «جايي كه جمالِ صوري يوسفي محدود، زنان را فاني كند، به نص كلام الهي كه (فَلَمّا رَاَينَهُ اَكبَرنَهُ وقَطَّعنَ اَيدِيَهُنّ) ، جمال مطلق كه هر جمالي ظلّ جمال اوست، چه خواهد كرد؟ خاصّه نسبت به عارفين در حال استغراق در ذكر و عبادت»
ثالثا تو این عالم، برخی از امور صبغه الهی دارند و برخیشون صبغه مادی. حضور قلب شایسته برای انسان کامل اینه که وقتی در نماز در محضر خداوند قرار می گیره، از امور الهی غفلت نداشته باشه، ولی به امور عادی و مادی توجه نکنه.
از طرف دیگه توجّه به درد پا منافي حضور قلب است،
ولي توجه به درخواست نيازمند با حضور قلب منافات نداره.چون ياري ضعيف صدقه است و مؤمن، مظهر لطف خداست.كسي كه غرق در عبادت خدا است، حرف فرستاده او را ميشنود، ولی درآوردن تير از پا و درد آن را كه امر نفساني و بدني است، احساس نميكند.دپس اگر كسي صداي مستضعف مستمند را نشنود، انسان کامل نیست، چون حضور قلبی که سزاوار انسان کامل است رو نداره.
البته روشنه که کمک به فقیر، جنبه الهی ویژه ای داره، ولی باز در اثباتش مطلبی فقط اجمالی عرض کنم، یکی اینکه خداوند اخذ صدقات را به خودش نسبت داد:
أ لَمْ يَعْلَمُوا أنَّ اللَّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَأْخُذُ الصَّدَقَات
فرمود خداوند خودش اخذ صدقه می کنه. و گویا بخاطر همین بود که امام باقر وقتی صدقه می داد صدقه را پس از وقوع در دست سائل مىبوييد و مىبوسيد و به قول امام راحل در چهل حدیث استشمام رايحه طيبه محبوب از آن مىكرد.
جواب فنی تر رو ان شاء الله در پست بعدی، عرض می کنم