شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله
توقع امام صادق(علیه السلام) از یارانش برای برقراری حاکمیت، در حدّ شیعۀ تنوری بود
- امام صادق(علیه السلام) در معرضِ به دست گرفتن حاکمیت دینی بودند اما در چنان فضایی، حاکمیت را نپذیرفتند، چون به یک حاکمیت ناپایدار منجر میشد و باعث میشد همان تعداد-اندک- مؤمنین هم به شهادت برسند و آن نهالی که در خاک ریشه دوانده بود، خشکیده شود. لذا وقتی که اطرافیان حضرت میآمدند و از ایشان تقاضا میکردند که «آقا شما قیام کنید» ایشان-با تعابیر مختلف- مباحثی را مطرح میکردند که نشان میداد انتظار و توقع ایشان از یارانشان، برای برقراری حاکمیت خیلی بالاست. در واقع حضرت -به تعبیری- میفرمودند: با شماها نمیشود جامعه را اداره کرد! ما اگر بخواهیم حکومت کنیم، یارانی میخواهیم که شیعۀ تنوری باشند! یعنی حضرت سطح توقع خودشان را بالا میبردند تا حساب کار دستِ دیگران بیاید.
- امام صادق(علیه السلام) به آن شخصی که نزد حضرت آمده بود و تقاضای قیام داشت، فرمود: بلند شو و برو در آتش! او گفت: برای چه؟ مگر من چهکار کردهام؟ آقا فرمود: نمیخواهد بروی! و بعد، یکی از یارانشان آمد و حضرت بدون مقدمه به او فرمودند: برو در آتش! او هم بلافاصله وارد تنور آتش شد. آن شخص اول که خیلی نگران بود، رفت درون تنور را نگاه کرد و دید که او سالم در درون آتش نشسته و ذکر میگوید. بعد حضرت به آن شخص اول فرمود: چند نفر مانند این داریم؟ گفت: هیچکس، همین یک دانه است.(عَنْ مَأْمُونٍ الرَّقِّیِّ قَالَ کُنْتُ عِنْدَ سَیِّدِیَ الصَّادِقِ ع إِذْ دَخَلَ سَهْلُ بْنُ حَسَنٍ الْخُرَاسَانِیُّ فَسَلَّمَ عَلَیْهِ ثُمَّ جَلَسَ فَقَالَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَکُمُ الرَّأْفَةُ وَ الرَّحْمَةُ وَ أَنْتُمْ أَهْلُ بَیْتِ الْإِمَامَةِ مَا الَّذِی یَمْنَعُکَ أَنْ یَکُونَ لَکَ حَقٌّ تَقْعُدُ عَنْهُ وَ أَنْتَ تَجِدُ مِنْ شِیعَتِکَ مِائَةَ أَلْفٍ یَضْرِبُونَ بَیْنَ یَدَیْکَ بِالسَّیْفِ...ثُمَّ قَالَ قُمْ یَا خُرَاسَانِیُّ وَ انْظُرْ مَا فِی التَّنُّورِ قَالَ فَقُمْتُ إِلَیْهِ فَرَأَیْتُهُ مُتَرَبِّعاً فَخَرَجَ إِلَیْنَا وَ سَلَّمَ عَلَیْنَا فَقَالَ لَهُ الْإِمَامُ ع کَمْ تَجِدُ بِخُرَاسَانَ مِثْلَ هَذَا فَقُلْتُ وَ اللَّهِ وَ لَا وَاحِداً فَقَالَ ع لَا وَ اللَّهِ وَ لَا وَاحِداً أَمَا إِنَّا لَا نَخْرُجُ فِی زَمَانٍ لَا نَجِدُ فِیهِ خَمْسَةً مُعَاضِدِینَ لَنَا نَحْنُ أَعْلَمُ بِالْوَقْت؛ مناقب ابنشهرآشوب/۴/۲۳۷)
- دربارۀ امام باقر(علیه السلام) نیز نقل شده است که شخصی خیلی به حضرت اصرار میکرد «قیام کنید! شما تعداد زیای شیعه دارید.» حضرت فرمود: آیا شما نسبت به همدیگر اینگونه هستید که راحت دست در جیبِ هم کنید؟ یعنی از نظر مالی، با هم اینقدر راحت هستید؟ گفت: نه اینطور نیست که از اموال همدیگر برداریم. آقا فرمود: آن کسیکه قیام خواهد کرد، یارانش اینگونه خواهند بود. پس دیگر نگو ما قیام کنیم. (قِیلَ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع: إِنَّ أَصْحَابَنَا بِالْکُوفَةِ لَجَمَاعَةٌ کَثِیرَةٌ فَلَوْ أَمَرْتَهُمْ لَأَطَاعُوکَ وَ اتَّبَعُوکَ قَالَ: یَجِیءُ أَحَدُکُمْ إِلَى کِیسِ أَخِیهِ فَیَأْخُذُ مِنْهُ حَاجَتَهُ؟ فَقَالَ: لَا. فَقَالَ: هُمْ بِدِمَائِهِمْ أَبْخَلُ. ثُمَّ قَالَ... إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَتِ الْمُزَامَلَةُ وَ أَتَى الرَّجُلُ إِلَى کِیسِ أَخِیهِ فَیَأْخُذُ حَاجَتَهُ فَلَا یَمْنَعُهُ. اختصاص شیخ مفید/۲۴)
ان شاء الله ادامه دارد ...
(۱۷/شهریور/۹۴ ۱۵:۰۳)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]بسم الله
- دربارۀ امام باقر(علیه السلام) نیز نقل شده است که شخصی خیلی به حضرت اصرار میکرد «قیام کنید! شما تعداد زیای شیعه دارید.» حضرت فرمود: آیا شما نسبت به همدیگر اینگونه هستید که راحت دست در جیبِ هم کنید؟ یعنی از نظر مالی، با هم اینقدر راحت هستید؟ گفت: نه اینطور نیست که از اموال همدیگر برداریم. آقا فرمود: آن کسیکه قیام خواهد کرد، یارانش اینگونه خواهند بود. پس دیگر نگو ما قیام کنیم. (قِیلَ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع: إِنَّ أَصْحَابَنَا بِالْکُوفَةِ لَجَمَاعَةٌ کَثِیرَةٌ فَلَوْ أَمَرْتَهُمْ لَأَطَاعُوکَ وَ اتَّبَعُوکَ قَالَ: یَجِیءُ أَحَدُکُمْ إِلَى کِیسِ أَخِیهِ فَیَأْخُذُ مِنْهُ حَاجَتَهُ؟ فَقَالَ: لَا. فَقَالَ: هُمْ بِدِمَائِهِمْ أَبْخَلُ. ثُمَّ قَالَ... إِذَا قَامَ الْقَائِمُ جَاءَتِ الْمُزَامَلَةُ وَ أَتَى الرَّجُلُ إِلَى کِیسِ أَخِیهِ فَیَأْخُذُ حَاجَتَهُ فَلَا یَمْنَعُهُ. اختصاص شیخ مفید/۲۴)
ان شاء الله ادامه دارد ...
بسم الله الرحمن الرحیم
[دوست عزیز علت خاصی داره بسم الله الرحمن الرحیم رو کامل ادا نمی کنید؟]
این حدیث دومی خیلی عجیبه. گنگه یه جورایی.
بسم الله
فرهنگ سیاسی جامعۀ ما با فضای بیانات امام صادق(علیه السلام) فاصله دارد
- الان این سخنان، در فضای جامعۀ ما قابل تطبیق است، یعنی ما باید از سیاسیون جامعۀمان بیشترین تقوا، بیشترین ولایتمداری و بیشترین دیانت و محبت به اهل ایمان را انتظار داشته باشیم. اما فرهنگ سیاسی جامعۀ ما با فضای فرمودههای امام صادق(علیه السلام) فاصله دارد. اصلاً اگر بنا باشد منویات و تصریحات امام صادق(علیه السلام) در فضای فرهنگیسیاسی جامعه ما حکمفرما باشد، بسیاری از سیاسیون ما باید از صد فرسخی سیاست هم عبور نکنند! چون امام صادق(علیه السلام) دنبال اصحابی در حد و اندازههای فوقالعاده بالا میگشتند. کِی سیاسیون ما میتوانند اینقدر ارزشمند باشند؟ آیا اگر سیاسیون ما در اطراف امام صادق(علیه السلام) بودند، ایشان قیام میکردند؟ مسلماً نه! چرا؟ برای اینکه حضرت بقیة اللّه الأعظم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز هنوز قیام نکردهاند. در زمان ما هم به تناسب خودش، اگر بنا باشد یک حکومت امام زمانیِ کامل برقرار شود، دوباره همان شرایط لازم است.
ان شاء الله ادامه دارد ...
بسم الله
ضعف مهم ما اینست که اساساً مردم از مسئولین سیاسی زیاد انتظار تقوا ندارند
- امام صادق(علیه السلام) اندازهها را-برای سیاسیون- مشخص کردهاند. آیا الآن سیاسیون ما در آن حدّ و اندازهها هستند؟! جالب این است که خیلی از مردم ما اصلاً اینقدر انتظار از سیاسیون ندارند! مثلاً مردم ما از مسئولین سیاسی زیاد انتظار تقوا ندارند و این همان ضعفی است که متوجه ما است. ما اصلاً از برخی از سیاسیون چنین انتظار بالایی نداریم. و اصلاً نمیدانیم عشق و آرمان او چیست، چه فهم و درکی دارد، و چگونه زندگی کرده است؟ مثلاً ما از رئیس جمهورها، نمایندگان مجلس و وزرای خودمان چقدر انتظار داریم؟ انتظار داریم چقدر آدمهای خوبی باشند؟
- یک وقت ما یک چیزی را اصلاً نمیفهمیم که بخواهیم به آن علاقهمند شویم یا آن را اجرا کنیم. اما یک وقت ما یک چیزی را میفهمیم ولی آن را اراده نمیکنیم، یا توان انجام آن را نداریم، یا مِیلش را نداریم. مثلاً ما میفهمیم که «نماز را باید با توجه بخوانیم، چون بالاخره در محضر پروردگاره عالم هستیم» اما در عمل نمیتوانیم، و در انجام آن ضعیف و ناتوان هستیم. این زیاد اشکال بزرگی نیست. ولی اگر اصلاً این موضوع را نفهمیم و ندانیم که نماز را باید با توجه بخوانیم، خیلی اشکال بزرگی است.
- باید در فضای سیاسی جامعۀمان، این فهم نهادینه شود که سطح معنوی سیاسیون جامعه، خیلی باید بالا باشد! باید بدانیم که انتظار امام صادق(علیه السلام) از سیاسیون چه بود و انتظار ما هم از سیاسیون جامعه، به همان نسبت، بالا باشد.
ان شاء الله ادامه دارد ...
بسم الله
شرایط زمانۀ ما بهتر از شرایط زمانۀ امام صادق(علیه السلام) است / ما در این شرایط باید «کادرسازی» کنیم
- شرایط زمانۀ ما بهتر از شرایط زمانۀ امام صادق(علیه السلام) است و ما در این شرایط، دنبال این هستیم که کادرسازی کنیم، دنبالِ این هستیم که جامعۀمان رشد کند. دنبال این هستیم که در نظام ولایی زیر بیرقِ نائب امام زمان(علیه السلام)، بتوانیم به آن اندازههای مطلوب برسیم، ولی هنوز نرسیدهایم. یکی از دلایل اینکه نرسیدهایم، این است که انتظارات ما از مسـئولین، زیاد بالا نیست، باید انتظاراتمان را بالا ببریم. مسلماً وضعِ زمانۀ ما از وضع زمانۀ امام صادق(علیه السلام) بهتر است و در این تردیدی نیست، ولی خودِ ما در آن حدّ و اندازههای مطلوبی که حضرت بیاید و حاکمیت دینیِ مطلق را برقرار کند، نیستیم.
- امام صادق(علیه السلام) به شدت یک امام سیاسی هستند. ابعاد، آثار و ریشههای سیاسیِ قیام نکردن امام صادق(علیه السلام) و بهدست نگرفتن حکومت توسط ایشان، خیلی گستردهتر از ابعاد سیاسی صلح امام حسن(علیه السلام)، قیام امام حسین(علیه السلام)، دعاهای امام سجاد(علیه السلام) و فعالیتهای علمی امام باقر(علیه السلام) است. این برخورد سیاسی حضرت، مسائل زیادی به همراه دارد و اصلاً ساده نیست!
ان شاء الله ادامه دارد ...
بسم الله
امام صادق(علیه السلام) از سیاسیون اطرافش چه انتظاری دارد؟ / سطح یارانی که امام صادق(علیه السلام) میخواست، از یارانِ خوب امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم بالاتر بود
- واقعاً امام صادق(علیه السلام) از سیاسیون اطرافشان چه انتظاری دارند؟ انتظار حضرت از اطرافیانشان برای برقراری حاکمیت خیلی بالا است. ما ندیدهایم که چنین انتظارات بالایی از زبان دیگر ائمۀ هدی(علیه السلام) بیان شود. حتی امیرالمؤمنین(علیه السلام) با کمتر از اینقبیل آدمها، کار کرده است. اما وقتی به استاندارهای مورد نظر امام صادق(علیه السلام) نگاه میکنید، میبینید که سطح افرادی که امام صادق(علیه السلام) میخواهد، از یارانِ خوب امیرالمؤمنین(علیه السلام) هم بالاتر است. برای همین است که حاکمیت امیرالمؤمنین(علیه السلام) پایان مییابد و به امام حسن(علیه السلام) نمیرسد. حتی در بین یاران امیرالمؤمنین(علیه السلام) که بعدها به شهادت رسیدند، برخی بودند که به امام حسن(علیه السلام) گفتند: «یا مذل المؤمنین!» آیا چنین کسی میتواند «شیعۀ تنوری» باشد؟!
- کمیل که از یاران خوب امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود، در برخی موارد توسط امیرالمؤمنین(علیه السلام) توبیخ شده(إِنَّ تَعَاطِیَکَ الْغَارَةَ عَلَى أَهْلِ قِرْقِیسِیَا وَ تَعْطِیلَکَ مَسَالِحَکَ الَّتِی وَلَّیْنَاکَ لَیْسَ بِهَا مَنْ یَمْنَعُهَا وَ لَا یَرُدُّ الْجَیْشَ عَنْهَا لَرَأْیٌ شَعَاعٌ. فَقَدْ صِرْتَ جِسْراً لِمَنْ أَرَادَ الْغَارَةَ مِنْ أَعْدَائِکَ عَلَى أَوْلِیَائِکَ... لَا مُجْزٍ عَنْ أَمِیرِه؛ نهجالبلاغه/نامه ۶۱)لااقل دو مورد اشتباه-در امر مدیریت و تصمیمگیری برای جنگ- از کمیل سر زده بود که باعث شد حضرت به کمیل بفرماید: «از این بهبعد هر کاری خواستی انجام دهی از من اجازه بگیر»(فانظُر لا تَغزُوَنَّ غَزوَةً ولا تَجلُوَنَّ إلى حَرْبِ عَدُوِّکَ خُطوَةً بعدَ هذا، حَتَّى تَستأذِنَنی فی ذلِک؛ مکاتیب الائمه/۲/۱۲۳)
ان شاء الله ادامه دارد ...
بسم الله
برخی اطرافیان امام صادق(علیه السلام) آدمهای خوبی بودند، ولی در حدّ توقع امام(علیه السلام) برای عرصۀ سیاست نبودند
- انتظار امام صادق(علیه السلام) از یارانش برای برقراری حاکمیت، بسیار بالا بود و در این حدّ بود که وقتی یکی از یاران حضرت آرزو کرد «ای کاش شما حاکم بودید» حضرت به او فرمودند: اگر من حاکم بودم، شما باید از شب تا صبح در کنار من مینشستی و به برنامهریزی امور میپرداختیم و از صبح تا شب به کار کردن و تلاش مشغول میشدی، ولی الآن آسوده هستی. ممکن است در این کلام حضرت یک تعریض وجود داشته باشد، و یک اشارهای باشد به اینکه «شما دوست دارید که ما حاکم باشیم ولی شما اینکاره نیستید!»(عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ...قَالَ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ نَظَرِی إِلَى بَنِی الْعَبَّاسِ وَ مَا فِی أَیْدِیهِمْ مِنْ هَذَا الْمُلْکِ وَ السُّلْطَانِ وَ الْجَبَرُوتِ فَلَوْ کَانَ ذَلِکَ لَکُمْ لَکُنَّا فِیهِ مَعَکُمْ فَقَالَ یَا مُفَضَّلُ أَمَا لَوْ کَانَ ذَلِکَ لَمْ یَکُنْ إِلَّا سِیَاسَةُ اللَّیْلِ وَ سَبَاحَةُ النَّهَارِ وَ أَکْلُ الْجَشِبِ وَ لُبْسُ الْخَشِنِ شِبْهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ إِلَّا فَالنَّارُ فَزُوِیَ ذَلِکَ عَنَّا فَصِرْنَا نَأْکُلُ وَ نَشْرَبُ وَ هَلْ رَأَیْتَ ظُلَامَةً جَعَلَهَا اللَّهُ نِعْمَةً مِثْلَ هَذَا؛ غیبت نعمانی/۲۸۷) (عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ خُنَیْسٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع یَوْماً جُعِلْتُ فِدَاکَ ذَکَرْتُ آلَ فُلَانٍ وَ مَا هُمْ فِیهِ مِنَ النَّعِیمِ فَقُلْتُ لَوْ کَانَ هَذَا إِلَیْکُمْ لَعِشْنَا مَعَکُمْ فَقَالَ هَیْهَاتَ یَا مُعَلَّى أَمَا وَ اللَّهِ أَنْ لَوْ کَانَ ذَاکَ مَا کَانَ إِلَّا سِیَاسَةَ اللَّیْلِ وَ سِیَاحَةَ النَّهَارِ وَ لُبْسَ الْخَشِنِ وَ أَکْلَ الْجَشِبِ فَزُوِیَ ذَلِکَ عَنَّا فَهَلْ رَأَیْتَ ظُلَامَةً قَطُّ صَیَّرَهَا اللَّهُ تَعَالَى نِعْمَةً إِلَّا هَذِهِ؛ کافی/۱/۴۱۰)
- برخی اطرافیان امام صادق(علیه السلام) آدمهای خوبی بودند، ولی آن کسی که امام صادق(علیه السلام) میخواست، نبودند. یکی از صحابۀ جلیلالقدر و ارزشمندِ امام صادق(علیه السلام) از شدت علاقه به زیارت حضرت و اینکه میترسید فرصت تعیین شده برای ملاقات اصحاب با حضرت را از دست بدهد، غسلنکرده نزد خدمت حضرت رسید.امام صادق(علیه السلام) در همان ابتدا، میفرماید: «آدم تا وقتی که طاهر نشده، پیش امامش نمیرود» این صحابی جلیلالقدر نیز عذرخواهی میکند و برمیگردد که غسل کند.(... فَمَشَیْتُ مَعَهُمْ حَتَّى دَخَلْتُ الدَّارَ فَلَمَّا مَثُلْتُ بَیْنَ یَدَیْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع نَظَرَ إِلَیَّ ثُمَّ قَالَ یَا أَبَا بَصِیرٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ بُیُوتَ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَوْلَادِ الْأَنْبِیَاءِ لَا یَدْخُلُهَا الْجُنُبُ فَاسْتَحْیَیْتُ وَ قُلْتُ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی لَقِیتُ أَصْحَابَنَا فَخَشِیتُ أَنْ یَفُوتَنِی الدُّخُولُ مَعَهُمْ وَ لَنْ أَعُودَ إِلَى مِثْلِهَا وَ خَرَجْت؛ ارشاد مفید/۲/۱۸۵)
- البته در بین اصحاب امام صادق(علیه السلام) کسی بود که حضرت دربارۀ او میفرماید: هیچکسی برای من، مثل او نمیشود. اگر من یک انار به دست او بدهم و بگویم که نصفش حلال است و نصفش حرام، در دلش هم سوال نمیکند که چرا؟ اینقدر ما را قبول دارد(مَا وَجَدْتُ أَحَداً یَقْبَلُ وَصِیَّتِی وَ یُطِیعُ أَمْرِی إِلَّا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِی یَعْفُورٍ؛ رجال کشی/۲۴۶) (عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ، قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) وَ اللَّهِ لَوْ فَلَقْتَ رُمَّانَةً بِنِصْفَیْنِ فَقُلْتَ هَذَا حَرَامٌ وَ هَذَا حَلَالٌ لَشَهِدْتُ أَنَّ الَّذِی قُلْتَ حَلَالٌ حَلَالٌ وَ أَنَّ الَّذِی قُلْتَ حَرَامٌ حَرَامٌ فَقَالَ رَحِمَکَ اللَّهُ رَحِمَکَ اللَّهُ؛ رجال کشی/۲۴۹)
ان شاء الله ادامه دارد ...
بسم الله
«امام صادقی باشیم» یعنی انتظارمان از سیاسیون خیلی بالا باشد/ فاجعۀ زمانِ امام صادق(علیه السلام) این بود که خوبها سطح عالی نداشتند
- امام صادق(علیه السلام) و امام زمان(علیه السلام) یارانی برای ظهور و برای عرصۀ سیاست میخواهند و عرصۀ سیاست خیلی عرصۀ حساسی است، ما باید انتظاراتمان را بالا ببریم. «باید امام صادقی» باشیم یعنی باید انتظار ما از سیاسیون خیلی بالا باشد، این مسألۀ امام صادق(علیه السلام) بود.
- مسألۀ اجتماعی امام صادق(علیه السلام) که همۀ شیعیان به آن تصریح میکردند این بود که «چرا ایشان قیام نمیکند؟» و البته بنا بوده قیام رخ دهد و قصه تمام شود، اما بداء حاصل شده و خدا تصمیمش را تغییر داده است(عَنْ عُثْمَانَ النَّوَّاءِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کَانَ هَذَا الْأَمْرُ فِیَّ فَأَخَّرَهُ اللَّهُ وَ یَفْعَلُ بَعْدُ فِی ذُرِّیَّتِی مَا یَشَاءُ؛ غیبت طوسی/۴۲۹) اما چرا اینطور شده؟ بهخاطر همین خوبهایی که سطح عالی نداشتند. فاجعۀ زمان امام صادق(علیه السلام) این بود که خوبها سطح عالی نداشتند. البته این فاجعهای بود که خودش را به صورت یک فاجعه نشان نداد، چون حضرت صبر کردند.
- شما امروز هم وقتی نام شریف امام صادق(علیه السلام) را میشنوید باید مثل شیعیان زمان حضرت بگویید: «چرا ایشان قیام نکرد؟» در حالیکه بنیالعباس با نام اهلبیت قیام کردند و اسم خودشان را هم مطرح نکردند و به قدرت رسیدند. پس چرا خودِ امام صادق(علیه السلام) این کار را نکرد؟ امام صادق(علیه السلام) لااقل چهار هزار شاگرد داشتند(یُنْقَلُ عَنِ الصَّادِقِ ع مِنَ الْعُلُومِ مَا لَا یُنْقَلُ عَنْ أَحَدٍ وَ قَدْ جَمَعَ أَصْحَابُ الْحَدِیثِ أَسْمَاءَ الرُّوَاةِ مِنَ الثِّقَاتِ عَلَى اخْتِلَافِهِمْ فِی الْآرَاءِ وَ الْمَقَالاتِ وَ کَانُوا أَرْبَعَةَ آلَافِ رَجُلٍ؛ مناقب ابن شهرآشوب/۴/۲۴۷) (وَ لَا نَقَلُوا عَنْهُمْ کَمَا نَقَلُوا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَإِنَّ أَصْحَابَ الْحَدِیثِ قَدْ جَمَعُوا أَسْمَاءَ الرُّوَاةِ عَنْهُ مِنَ الثِّقَاتِ عَلَى اخْتِلَافِهِمْ فِی الْآرَاءِ وَ الْمَقَالاتِ فَکَانُوا أَرْبَعَةَ آلَافِ رَجُلٍ؛ ارشاد مفید/۲/۱۷۹) اما با وجود اینهمه شاگرد فقیه و اهل علم، امام صادق(علیه السلام)-برای قیام- حتی چهل یار هم نداشتند؛ یارانی که در حدّ توقع و انتظار حضرت باشند(فَقَالَ: وَ اللَّهِ یَا سَدِیرُ لَوْ کَانَ لِی شِیعَةٌ بِعَدَدِ هَذِهِ الْجِدَاءِ مَا وَسِعَنِی الْقُعُودُ وَ نَزَلْنَا وَ صَلَّیْنَا فَلَمَّا فَرَغْنَا مِنَ الصَّلَاةِ عَطَفْتُ عَلَى الْجِدَاءِ فَعَدَدْتُهَا فَإِذَا هِیَ سَبْعَةَ عَشَرَ؛ کافی/۲/۲۴۲)
ان شاء الله ادامه دارد ...
بسم الله
انتظار بالای امام صادق(علیه السلام) از یارانش، برای عرصۀ سیاست بود نه عبادت! / تعجب ندارد اگر اکثر سیاسیون بلغزند، سیاست «مردان خیلی بزرگ» میخواهد!
- مدام به امام صادق(علیه السلام) میگفتند: «آقا قیام کنید!» ولی حضرت میفرماید: من آن یاران مورد نظر را ندارم. چرا حضرت میفرماید که من یار ندارم؟ چون امام صادق(علیه السلام)- از یاران مورد نظرش- عالیترین انتظارها را داشت؛ انتظارهایی که ما هم الآن باید داشته باشیم، البته حضرت این انتظارها را برای عرصۀ سیاست مطرح میکند نه برای عرصۀ عبادت! و الا همان اطرافیان حضرت -که تعدادشان هم کم نبود- برای عبادت، برای محبت و برای خیلی چیزها خوب بودند. حتی جدا از عرصۀ سیاست، برای اطاعت هم خوب بودند اما برای سیاست نه! نه اینکه سیاست کار خیلی سختی باشد، ولی سیاست نیاز به «مردان خیلی بزرگ» دارد.
- شما در این سی و پنج سال بعد از انقلاب، تعجب میکنید از اینکه خیلیها در عرصۀ سیاست میآیند و خراب میشوند. بله! طبیعی است؛ چون آدم خیلی باید محکم باشد. لذا ما تعجب نمیکنیم اگر اکثر سیاسیون ما لغزش داشته باشند یا اکثراً بلغزند. ما باید توقعمان را از سیاست و عرصۀ سیاست بالا ببریم و مثلِ امام صادق(علیه السلام) نگاه کنیم!
ان شاء الله ادامه دارد ...