۳/شهریور/۹۴, ۱۶:۵۷
با عرض سلام احترام به خدمت تمامیه کاربران سایت بیداری اندیشه چن روزیه متوجه چیزی بسیار خطرناک شدم هر چه گشتم هیچ جا به جز مصاحبه ای که با سردار متولیان داشتن پیدا نکردم شاید کمی طولانی برسه ولی عاجزانه طلب میکنم وقت بذارین و مطالعه کنین ارزش داره بعد مطالعه امیدوارم هرکس به هر شکلی که میتونه آگاه سازی کنه که اگر کوتاهی کنیم سیلی محکمی میخوریم
فتنه 78، 88 و 98؟
(به دلیل طولانی بودن متن مصاحبه را در چند قسمت قرار میدهم)
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
فتنه جویان به دنبال براندازی قانونی نظام؛
ابعاد شكل گيري فتنه ای پیچیده و موج سوم براندازي
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۷
فتنه جويان و افراطيون اصلاح طلب با حمايت سرويس هاي جاسوسي خارجي در صدد تحميل فتنه اي پيچيده ، چند لايه و مرکب بوده و اين بار به عکس دو مرحله قبلي که بر ترويج خشونت و اغتشاش و بحران هاي اجتماعي استوار بود ، خود را براي براندازي قانوني از طريق واداشتن نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به قبول اعمال تغييرات در متن قانون اساسي آماده مي کنند.
ابعاد شكل گيري فتنه ای پیچیده و موج سوم براندازي
پایگاه خبری تحلیلی هم اندیشی: سابقه تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران به شيوه جنگ نرم ، از سوي شيطان بزرگ و با همکاري هم پيمانان آمريکا به ويژه دولت هاي اروپايي ، به سال هاي پاياني جنگ تحميلي باز مي گردد. مراکز تحقيقاتي آمريکايي با بررسي نوار پيروزي هاي پي در پي رزمندگان شجاع ايران ، ضمن تجزيه و تحليل ويژگي هاي اختصاصي رزمندگان شيعه ايراني به عنوان عوامل اصلي پيروزي ، به بزرگ ترين اشتباه استراتژيک غرب در انتخاب منطقه نبرد پي برده و به اين نتيجه رسيدند که علاوه بر سه بعد و ويژگي منحصر به فرد شيعيان شامل:
1– اميد به مهدويت و آينده روشن و تسخير ناپذيري
2–عشق به امام حسين و آرزوي شهادت عاشورايي و فنا ناپذيري
3–تقليد و ولايت پذيري و تأثير ناپذيري از دشمن ، مهم ترين علت پيروزي ايران ، انتخاب کشور عراق براي نبرد با ايران بوده است که کربلا به عنوان قبله قلبي شيعه در آن جا قرار دارد.
جمع بندي حاصله ، شيطان بزرگ را به فکر تغيير در مدل براندازي ايران انداخته و حاصل تحقيقات مراکز مطالعاتي آمريکايي بر روي ايران منتج به تدوين پروژه براندازي نرم ، متأثر از مدل هاي براندازي در شوروي سابق ، نيکاراگوئه ، اوکراين ، گرجستان ، لهستان و... با عنوان "پروژه 2020" گرديد که در سه مقطع 10 ساله و جمعاً 30 ساله طراحي شده و تا کنون دو مرحله از اين پروژه با ناکامي غرب و فتنه گران داخلي مواجه شده است.
گفتگو با دكتر متوليان را درباب موج سوم براندازي نرم در لابه لاي سئوالات زير پي مي گيريم:
با توجه به مصاحبه سال قبل با عنوان "آيا فتنه اي ديگر در راه است؟" مناسب است که به منظور آماده شدن ذهن خوانندگان مرور اجمالي و مختصري از گفتگوي پيشين ارائه فرماييد.
متوليان :بر اساس نتايج تحقيقات ميداني يک تيم زبده متشکل از پاتريک کلاوسون ، فرانسيس فوکوياما ، کنت تيمرمن ، ساموئل هانتينگتون و... تجزيه و تحليل و بررسي هاي صورت گرفته در مراکز پژوهشي و تحقيقاتي ، که منجر به تدوين دکترين جديد آمريکا براي براندازي جمهوري اسلامي ايران از طريق "جنگ نرم" شد؛ پروژه 30 ساله اي را با عنوان "پروژه 2020 " تهيه و در قالب سه مقطع 10 ساله براي سال هاي 78 و 88 و 98 در دستور کار خود قرار دادند.
اين پروژه 30 ساله بر ريل گذاري در حوزه هاي سياسي امنيتي ، اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي تاکيد دارد. در هر کشوري وقتي نظام سياسي تغيير مي کند که چهار نظام مشتمل بر : 1– نظام سياسي 2– نظام اقتصادي 3– نظام فرهنگي 4– نظام اجتماعي با هم سقوط نموده و دگرگون شود و بر اين اساس استکبار جهاني به سرکردگي شيطان بزرگ (با توجه به تأثير قطعي انقلاب اسلامي بر شکل و ساختار آينده سياسي جامعه جهاني) با هدف پيشگيري از سقوط امپراتوري قانون مند شده سلطه ، در پروژه 2020 براي نابود کردن اين 4 نظام برنامه ريزي نموده است.
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي در آذر ماه سال 68 (حدود 6 ماه بعد از قبول مسئوليت ولايت امري مسلمين) پرده از اين پروژه برداشته و فرمودند: "اين ها راجع به اسلام ، کارشناس و متفکر دارند که مي نشينند و در باره ملت ها و انديشه ها و روحيات و مذاهب گوناگون پرونده هايي درست مي کنند و در مراکز فرهنگي و تحقيقاتي و جاسوسي خود ، تمام آن پرونده هاي آرشيو شده را دوباره مطرح مي کنند و کارهاي تحقيقاتي جديد انجام مي دهند ؛ اين که مي شنويم که در اسرائيل سميناري تحت عنوان «شناخت اسلام و تشيع در ايران» برگزار مي شود ، به همين معنا و در همين جهت است.
در بسياري از جاهاي دنيا سمينارها و جلسات تحقيقاتي ، توسط دنياي غرب و استکبار تشکيل مي شود و تزهاي گوناگوني براي بازنگري به اسلام مطرح مي گردد. استکبار همه وجودش را در جهت اداره مطلوب خودش به کار مي گيرد و کاملاً با فکر حرکت مي کند و جريانات جهاني را هدايت مي نمايد تا محفوظ بماند چون مي داند که اگر فکر و پيش بيني و آينده نگري نکرده و اگر آمار نداشته باشد ، ضربه خواهد خورد. عالي ترين و متمايز ترين دستگاههاي فکري در اختيار استکبار است ، اين ها از 15 يا 20 سال قبل براي مسائل بلند مدت سرمايه داري ، فکر و طراحي مي کنند و نقشه مي ريزند تا در آينده ، دقيقاً بيست سال ديگر از آن جواب بگيرند."
.
قسمت دومم
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
تأسف بار اين جاست که عليرغم گذشت بيش از دو دهه از پروژه 2020 و با توجه به اين که شاهد دو مرحله از آن پروژه ، در سال هاي 78 و 88 بوده ايم ، هنوز بسياري از نخبگان و خواص که وظيفه شناخت و مقابله با آن را دارند ، از اين پروژه بسيار خطرناک بي اطلاع بوده و تأسف بارتر اين که بسياري از دست اندر کاران در حوزه سياست و برخي جناح ها و احزاب سياسي به اين پروژه اعتقاد و باور ندارند و مصيبت و بلا از آن هم بالاتر ، که برخي از سياسيون و احزاب سياسي خواسته يا ناخواسته در چنبره اين پروژه ، گرفتار شده و متأسفانه به جاي توبه و عذر خواهي از پيشگاه خداوند و مردم و تلاش براي جبران گذشته ننگين خود ، کماکان بر حفظ ارتباط با براندازان خارجي تاکيد ورزيده و خود را براي انجام وظايف محوله در مرحله بعدي براندازي آماده مي کنند.
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
با توجه به اين که تمامي طرح هاي براندازي در کشورهاي مختلف در همان مرحله نخستين به پيروزي رسيده ، جنابعالي علت اصلي شکست پروژه براندازي در ايران را در سال هاي 78 و 88 چگونه ارزيابي مي کنيد؟
متوليان :تجربه براندازي مخملين و انقلاب هاي رنگين به سبک غرب ، که در کشورهاي نيکاراگوئه ، شوروي سابق ، اوکراين ، گرجستان ، لهستان ، و... در همان مرحله نخستين به ثمر نشسته و نظام سياسي کشور هاي هدف مطابق با مدل طراحي شده ، به صورت بنيادين تغيير يافت و ديگر نيازي به انجام مراحل بعدي نبوده در مورد ايران به دلايل متعدد از جمله موارد زير در مراحل اول و دوم طرح براندازي جمهوري اسلامي ايران با شکست مواجه شد:
1 - پيشينه فرهنگي ايران زمين و بد بيني مفرط ايرانيان به غرب
2 - عامل مذهبي و مشخصاً اعتقاد به مهدويت و عاشورا و کربلا
3 –قدرت ولايت و رهبري نظام
4 - باورها و اعتقاد قلبي مردم به نظام و ولايت فقيه
5 – قدرت روحانيت و بسيج در بيدار سازي مردم و خنثي کردن توطئه ها
6 –خاطرات تلخ مردم از دخالت هاي آشکار و پنهان غرب در امور داخلي ايران و....
به طور کلي مرحله سوم براندازي را چگونه مي بينيد؟
متوليان :هم اينک قرائن وشواهد بسياري بر تلاش دشمنان بيروني با استفاده از عوامل و منابع داخلي خود ، براي انجام مرحله سوم فتنه براندازي نظام با بهره گيري از تجربه مراحل قبلي و به صورت فتنه اي مرکب دلالت مي کند.
اين شواهد و قرائن نشان مي دهد ، فتنه جويان و افراطيون اصلاح طلب با حمايت سرويس هاي جاسوسي خارجي در صدد تحميل فتنه اي پيچيده ، چند لايه و مرکب بوده و اين بار به عکس دو مرحله قبلي که بر ترويج خشونت و اغتشاش و بحران هاي اجتماعي استوار بود ، خود را براي براندازي قانوني از طريق واداشتن نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به قبول اعمال تغييرات در متن قانون اساسي آماده مي کنند.
در فتنه هاي پيشين از اراذل و اوباش در کف خيابان ها استفاده شد و به پاره کردن عکس حضرت امام خميني سلام الله عليه و جسارت به مقدسات ديني و حتي دستگاه حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام کشيده شد ، اما دشمن در فتنه 88 نقاط ضعف خود را شناخته و فهميده که وقتي به حضرت امام ره جسارت مي شود و وقتي به حضرت آقا جسارت مي شود ، مردم يک پارچه به پا مي خيزند؛ به همين دليل در فتنه آينده پاره شدن عکس امام را نخواهيم داشت ، بلکه برعکس احترام به حضرت امام و ولايت فقيه تحريف شده رمز عملياتي فتنه آينده است.
قسمت سوم
آيا اين تحليل دشمنان بيروني در مورد اقتدار و توانمندي بسيار بالا و استراتژيک ولايت فقيه به عنوان علت العلل شکست هاي پي در پي طرح هاي براندازانه و ضرورت تغيير استراتژي و اتخاذ تاکتيک هاي جديد مبتني بر تغيير قانون اساسي جمهوري اسلامي را افراطيون و فتنه گران داخلي هم قبول دارند يا نظريه اي متفاوت از نگاه هاي بيروني ارائه مي دهند؟
متوليان :بله تقريباً در کليات بسيار شبيه هم بوده و برتغيير تاکتيک ها و استفاده از ظرفيت هاي ناشناخته در داخل نهادهاي ديني و از جمله مهم ترين آنها يعني حوزه هاي علميه تاکيد دارند. واقعيت اين است که با خلق حماسه عظيم 9 دي و پراکنده شدن اطراف فتنه گران، يكي از همين فتنه گران در تحليل ناکارآمدي طرح هاي
براندازانه فتنه گران ، با يک چرخش 180 درجه اي مواجه شده و مي گويد اصلاح طلبان (فتنه گران) به اين باور قطعي رسيده اند که گسست رابطه مردم با روحانيت و به ويژه با شخص (حضرت امام) خامنه اي به عنوان يک انسان مهذب و متقي -و واسطه فيض رحماني حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- ، ناممکن بوده و در اکثر موارد نتيجه عکس داده است، به همين دليل در برنامه (بخوانيد فتنه ) جديد ، ضمن قطع اميد از مردم به عنوان پياده نظام خود در مرحله شروع فتنه ، بر ورود در لايه هاي حوزه هاي علميه و بهره گيري از ظرفيت هاي روحانيت تأکيد مي گردد. به اين ترتيب ، اصحاب فتنه به خوبي در يافته اند که هر حرکت و برنامه اي که به رابطه مردم با روحانيت و اصول اساسي مکتب شيعه (اعتقاد به امام زمان عج و کربلا و امام حسين عليه السلام) لطمه وارد کند ، لزوماً محکوم به شکست خواهد بود ، به همين دليل در حرکت جديد خود بنا دارند مستقيماً و از طريق به کار گيري فتنه هاي چند لايه و مرکب و از درون روحانيت شيعي ، نظام را وادار به تسليم نمايند.
به استفاده فرصت طلبان از ظرفيت حوزه هاي علميه اشاره کرديد ؛ منظورتان به طور اخص از اين ظرفيت ها چيست يا بهتر است اين گونه سئوال را مطرح کنيم که منظور فتنه گران از ظرفيت حوزه هاي علميه چيست؟ و آيا اصولاٌ براي اين مطلب قرينه و شاهدي هم وجود دارد؟
متوليان :در کنارشواهد متعدد براين مدعا ، فرمايشات مقام معظم رهبري بهترين دليل است ؛ در سال 89 و يک سال بعد از فتنه سبز اموي ، مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، طي سفري استثنايي و 10 روزه به قم ، همه توجه ها را به قم و خود جلب نمودند.( تا کنون و پس از آن هيچ گاه سابقه نداشته که معظم له بيش از 5 روز سفر داشته باشند.) حضرت آقا در اين سفر استراتژيک و بسيار مهم ضمن ديدار با آيات عظام تقليد و مردم و نخبگان و مسئولين استاني ، پرده از سناريو و استراتژي جديد دشمنان بيروني و فتنه جويان داخلي براي مقابله با انقلاب اسلامي برداشته و به عنوان نتيجه و حاصل اين سفر 10 روزه فرمودند: "همان گونه که انقلاب از قم و حوزه علميه آغاز شد ، قرار است که آنتي تز انقلاب را نيز از قم آغاز کنند". فرمايشات امام خامنه اي (اگر چه 5 سال است که مورد کم لطفي و بلکه بي توجهي نخبگان و خواص جامعه قرار گرفته است) ، به عيان و آشکارا از توطئه جديدي پرده بر مي دارد که در آن ، به عکس دو فتنه قبلي ، در بدو امر از اراذل و اوباش خياباني و اغتشاش و آشوب خبري نيست ، بلکه فتنه و منازعه اصلي در کانون دين و انقلاب يعني حوزه هاي علميه شکل گرفته و در قدم هاي بعدي با مردمي مواجه خواهيم شدکه (نه به شکل اوباش گري بلکه به شکل خوارج که بر پيشاني آنان داغ عبادت نقش بسته و تعريف ديگري از دين دارند) به دفاع از خط فکري منبعث از حوزه ، وارد ميدان مبارزه خواهند شد.
قسمت 4
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
نزديک شدن فتنه گران به حوزه هاي علميه براي تعقيب اهداف خود ، آيا ممکن است براي آنان نتايج عکس به همراه داشته و همين نزديکي ، سبب تغيير بنيادين و اصلاح انديشه آنان شود؟
متوليان :از آن جا که اساس اين طرح در بيرون از کشور و به خصوص در کشور اَنگلستان طراحي شده است ، بروز تغييرات در انديشه فتنه گران منطقي و معقول به نظر نمي رسد ، بلکه بايد گفت جريان برانداز در بررسي علل شکست خود در مراحل پيشين متوجه غفلت از روحانيت و حوزه هاي علميه شيعي شده و بر اين باور است که اسلام مورد نظر انقلاب اسلامي ايران مبتني بر فرهنگ تشيع که به عنوان اسلام ناب محمدي يا اسلام (امام) خميني سلام الله عليه از آن ياد مي شود بر سه پايه زيرين استوار است :
1 – حوزه هاي علميه شيعي به عنوان پايگاه اصلي تفکر شيعه
2 –ولايت فقيه به عنوان رکن اصلي استقرار حاکميت انديشه شيعي
3 – مردم به عنوان قاعده حکومت اسلامي که از آن تحت عنوان امت امام ياد مي شود.
طراحان فتنه آينده از ميان سه رکن فوق الاشاره ، اين بار رکن اول يعني حوزه هاي علميه به عنوان پشتوانه علمي و عملي حرکت و رستاخيز شيعه را هدف گيري کرده اند و از آن جا که در حوزه هاي علميه به صورت هدفمند به دنبال روحانيوني مي روند که به انحاء مختلف با ولايت فقيه زاويه دارند ، وقوع احتمال فوق الذكر تقريباً صفر به نظر مي رسد.
به نظر مي رسد ورود در حوزه هاي علميه ، بدون مقدمه و برنامه ريزي قبلي تا حدود زيادي با شکست مواجه شود ، به نظر شما برنامه فتنه گران براي ورود به حوزه هاي علميه چيست؟
متوليان :قطعا همين طور است ، پس از شکست فتنه گران در فتنه سبز اموي در سال 88 ، مقدمات ورود فتنه گران به حوزه ها فراهم شد و کانون اصلي اين مقدمه در داخل دولت دهم شکل گرفت . يکي از مهم ترين مقدمات فتنه مرکب سوم براي ورود به حوزه هاي علميه ، جريان انحراف موسوم به جريان مشاييسم است که با پوشش دين و امام زمان عج و به عنوان نزديک ترين فرد به احمدي نژاد پا به عرصه وجود گذاشته و پيش از دولت احمدي نژاد هيچ رد پايي از اين جريان سياسي پيدا نمي شود ، اين جريان محصول دو فتنه قبلي است و مدل به روز شده کارگزاران سازندگي و جبهه مشارکت است. دو جريان سياسي قبلي خواسته يا ناخواسته (و قاصر يا مقصر) در راستاي انهدام نظام هاي اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي و به عنوان مقدمه دو فتنه قبلي ايفاي نقش نمودند.
قسمت 5
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
با توجه به اختلاف ماهوي سياسي و فکري دولت دهم با جريان اصلاح طلبي ، چگونه مي توان حضور جريان برانداز در دولت دهم را توجيه نمود؟
متوليان :پس از فروکش کردن التهاب هاي ناشي از فتنه 88 ، جريان برانداز بيروني ، با استفاده از ظرفيت هاي پنهان و آشکار خود در کشور ، وارد عمل شده و پس از پي ريزي مقدمات انديشه انحرافي در بدنه دولت دهم ، به شکل عملياتي از سال 1390 با هدايت دفتر محلي سازمان سيا در دبي موسوم به "دفتر دبي" و نفوذ در بدنه دولت دهم، چند وظيفه مهم و پايه اي را بر عهده مي گيرد:
1 – محاصره فکري احمدي نژاد و مرز بندي وي با جريان اصولگرايي و ايجاد زمينه هاي تنفر از وي در بين جناح هاي سياسي.
2 – طرح ريزي يکي از پيچيده ترين پرونده هاي فساد اقتصادي کلان در درون مجموعه رياست جمهوري و زير گوش احمدي نژاد پاکدست. البته اين طرح اگر چه در زمان احمدي نژاد دنبال مي شد ليکن براي مقطع بعد از سال 92 و دوران رياست جمهوري يازدهم صورت مي پذيرفت
و در تحقق مرحله سوم براندازي نقش کليدي ايفا مي نمايد. همچنان که ملاحظه مي شود هم اينک بحث داغ فساد اقتصادي دولت دهم يکي از ابزارهاي مهم براي حمله به اصولگرايان به شمار رفته و جريان فتنه از موضوع فساد اقتصادي دولت دهم بيشترين بهره را در جهت تطهير فسادهاي سياسي و فرهنگي بي شمار دوره اصلاحات و سران فتنه سبز اموي ، برده و در صورت عدم مديريت صحيح اين موضوع از سوي نهادهاي قضائي ،امنيتي و اطلاعاتي ذيربط ، حتي امکان بهره برداري و فشار بيشتر بر نظام در بازگشت سران فتنه به حاکميت ، دور از ذهن نيست.
امروز هيچ کس از ريشه يابي مفاسد اقتصادي در دولت دهم سئوال نمي کند و صرفا به بزرگ نمايي و موج انتشار اخبار مربوط به فساد اقتصادي در دولت قبلي بدون ورود به فسادهاي اقتصادي دولت هاي پيشين و مقايسه کمي و کيفي و ريشه اي ، بسنده مي شود.
3 – استفاده از ظرفيت هاي موجود در حاکميت مثل دفتر ايرانيان خارج از کشور براي توجيه سفر به خارج از کشور و اخذ تماس با اپوزيسيون خارج نشين. خوب است به ياد بياوريم که بعد از فتنه 88 مقام معظم رهبري فرمودند "در حوادث اخير چشم نظام بينا و بيدار نبود" و وزير اطلاعات وقت در اسفند ماه 88 به غفلت وزارت از اين فتنه اذعان مي نمايد.
سئوال جدي امروز اين است که با توجه به اين که در دو فتنه 78 و 88 متأسفانه چشمان نظام (دستگاه اطلاعاتي) بينا و بصير نبود ، آيا اين احتمال وجود ندارد که خداي ناکرده ، در فتنه بعدي هم شاهد غفلت دستگاه اطلاعاتي نظام از فتنه گران باشيم.
4 – فتنه گري و ايجاد اختلاف بين اصولگرايان با هدف شکست اصولگرايان در انتخابات 1392 . بايد اذعان نماييم که جريان برانداز ، اين وظيفه را به بهترين وجه ممکن انجام داده تا جايي که به جرأت مي توان گفت مهم ترين عامل و علت اصلي پيروزي جناب آقاي دکتر روحاني در انتخابات 92 بروز اختلاف بين اصولگرايان بوده و بسياري از صاحب نظران بر اين باورند که بيش از نيمي از آراي جناب آقاي روحاني متعلق به اصولگرايان است.
اين طور که مي فرماييد ظاهراً محور اصلي جريان برانداز در حوزه هاي علميه ، ايجاد محفلي بزرگ از مخالفان ولايت فقيه است ، اگر موافق باشيد قدري در خصوص نحوه تجميع مخالفان ولايت فقيه توضيح دهيد.
متوليان :در حوزه هاي علميه امروز 4 مکتب فکري نسبت به ولايت فقيه وجود دارد:
1 – معتقدين به ولايت مطلقه فقيه و پيروان مکتب امام خميني سلام الله عليه که اکثريت قاطع حوزه را به خود اختصاص داده است.
2 –کساني که ولايت فقيه را از ريشه قبول ندارند مانند انجمن حجتيه.
3 – کساني که مي گويند همان طور که قبلاً ماهواره نبوده ولي حالا که هست بايد حکمش را کشف و صادر نماييم ، ولايت فقيه هم از مواردي است که فعلاً وجود دارد و بايد حکمش را بدهيم ، ليکن اين ولايت مطلقه نبوده بلکه مقيده است. اين عده خود به دسته هاي جزيي ديگري تقسيم مي شوند.
4 – کساني که ولايت بر مهجورين را فقط قبول دارند.
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
اگر موافق باشيد قدري عيني تر به پروژه براندازي آينده ، يا همان "پروژه 2020" بپردازيم و به اصطلاح از حواشي گذشته و وارد متن پروژه شويم . شما در تبيين مقدمات اين پروژه از پيچيدگي و مرکب بودن براندازي آينده صحبت کرديد ، لطفاً در مورد پيچيدگي اين پروژه قدري توضيح دهيد.
متوليان :قرائن و شواهد زيادي وجود دارد که به خوبي نشان مي دهد موج سوم فتنه بر اساس سه حلقه اصلي و تعدادي حلقه فرعي و پشتيبان بنا نهاده شده است. اين حلقه ها اگر چه مستقل از هم عمل مي کنند ولي در واقع در عين استقلال ، نسبت به يکديگر هم پوشي
کامل داشته به طوري که وجود يک فرماندهي خارجي پنهان و به اصطلاح نخ تسبيح شيطاني اين حلقه ها ، آنان را در طول يکديگر در فتنه 98 قرار داده است. توجه به اين مطلب بسيار ضروري است که اساساً برخي از حلقه هاي فتنه سوم مانند حلقه تشيع لندن نشين
از همان سال 68 شروع به فعاليت و يار گيري کرده و برخي از حلقه هاي فرعي به عنوان ايجاد بستر هاي فتنه بزرگ ، از همان سالهاي 88 به بعد فعاليت خود را آغاز کرده و برخي ديگر نيز در 2 سال اخير و در دولت تدبير و اميد در مسير تصرف سنگر مجلس دهم در حال اجراست.
به نظر مي رسد مديريت چنين فتنه بزرگي ، کار بسيار مشکلي باشد ، سئوال مهم اين است که کساني که در اداره يک فتنه ساده ناموفق بوده اند چطور مي خواهند يک فتنه بزرگ را اداره کنند؟
متوليان :ناگفته پيداست که تمامي فتنه هاي براندازي در کشور هاي مختلف و از جمله ايران ، با هدايت سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه و به ويژه شيطان بزرگ و عوامل داخلي آنان صورت گرفته و مشخصاً در مورد ايران؛ علت شکست فتنه گران پيچيدگي و يا سادگي فتنه هاي پيشين نبوده ، بلکه يکي از علل مهم شکست آنان بي توجهي به نقاط قوت نظام سياسي و مردم ايران بوده است . تجربه دو فتنه پيشين مبتني بر سناريوي "فشار از پايين ، چانه زني در بالا" به براندازان نشان داد که اين سناريو در ايران به دلايل متعدد از جمله موارد زير فاقد کارايي است :
1 – نفوذ روحانيت و در صدر آن ولايت در بين مردم ايران.
2 – فرهنگ ديني مردم ايران بر اساس تقليد بنيان گذاري شده است.
3 – رابطه ويژه شخص حضرت امام خامنه اي با مردم که به دليل مراتب تقوايي ايشان سخنانش در دل مردم فوري اثر مي کند و به همين دليل افراد ناراضي نيز به نداي او لبيک مي گويند.
4 – وجود تشکيلات معظم و سازماندهي شده بسيج که به دليل حضور در متن مردم ، از نفوذ بسيار بالايي برخوردار بوده و به راحتي بحران ها را کنترل و هدايت مي کند.
جريان برانداز چگونه مي خواهد بر نقاط قوت نظام به عنوان مشکل اساسي خود غلبه کند؟
متوليان :براساس جمع بندي مذکور ، طراحي مدل جديد براندازي در ايران به مسئول سابق ميز سوريه در پنتاگون که در مورد مسائل ايران نيز از اشراف بسيار خوبي برخوردار بود محول گرديد. وي با بررسي نقاط ضعف و قوت روحانيت و دو فتنه قبلي و با بهره گيري از ديدگاههاي متفاوت در حوزه هاي علميه شيعي ، پروژه مرکب وچهار مرحله اي
زير را با هدف تغيير نظام جمهوري اسلامي ايران از طريق تغيير قانون اساسي پيشنهاد داده است:
1- فشار سياسي از بالا ، فشار اجتماعي از پايين. در اين مرحله حلقه هاي سه گانه ، با تصرف ميکروفيزيک قدرت ،
فشار سياسي خود را از طريق مجالس خبرگان رهبري و شوراي اسلامي به نظام با تکيه بر فشار هاي اجتماعي از سوي اقشار اجتماعي و قوميت ها وارد خواهند کرد.
2- فشار امنيتي از پايين ، چانه زني در بالا. در اين مرحله صحنه منازعه و امتياز خواهي به کلي واژگون شده و با تکيه بر تحرکات و فشار امنيتي اسلام سلفي و تکفيري در استان هاي سني نشين از يک سو و فشارهاي طرفداران تشيع لندن نشين و ضد ولايت فقيه در حوزه هاي علميه از سوي ديگر قدرت چانه زني را در بالا تقويت مي کنند.
3- فشار بين المللي از بيرون و فشار امنيتي از پايين ، چانه زني در بالا. در مرحله سوم ، موضوع خواسته هاي
داعش ايراني در پوشش حقوق اهل سنت ايران به يک موضوع بين المللي تبديل و با هدايت سرويس هاي جاسوسي بيگانه و حمايت تند روها و افراطيون و فتنه گران ،پاي شيطان بزرگ و بيگانگان به مناقشات داخلي ايران باز شده و با فشار مضاعف غرب به جمهوري اسلامي ،
ميدان عمل جريانات سلفي و تکفيري تقويت شده و به تحرکات خود افزوده و قدرت چانه زني در بالا را به شدت افزايش خواهند داد.
4- تسليم شدن رهبري و تشکيل کميته تغيير قانون اساسي و اعمال خواسته هاي روحانيون بي اعتقاد به ولايت فقيه ، اهل سنت ، اقوام و مذاهب و...
5- انجام مرحله نهايي براندازي با دخالت بيگانگان در اعمال تغييرات مورد نظر در قانون اساسي و تغيير بنيادين نظام اسلامي به يک جمهوري همسو با غرب و يا شبيه نظام هاي موجود در منطقه نظير عراق و افغانستان.
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
با اين فرمايش جنابعالي چنين مي توان نتيجه گرفت که اولين حلقه فتنه مرکب بعدي در داخل حوزه و مبتني بر اعمال فشار بر نظام و صدر آن يعني ولايت فقيه شکل خواهد گرفت ، اگر چنين است در اين خصوص نيز توضيح دهيد؟
متوليان :از فرداي شکست فتنه گران در سال 88 جريان سياسي حامي فتنه با بهره گيري از تجربه جداسازي مجمع روحانيون از دل جامعه روحانيت ، پروژه اي را با عنوان "پروژه آيت الله سازي" از بين روحانيون مخالف ولايت فقيه و در راستاي ترويج اسلام سکولار در متن نظام اسلامي را در دستور کار خود قرار داده و طي 7 سال گذشته موفق به سازماندهي بيش از 250 روحاني مجتهد جوان که در مورد ولايت فقيه نظريات متفاوتي دارند شده است. اين جريان که در حال حاضر فاقد هويت سياسي و نام مشخص هستند در حقيقت نسخه به روز شده همان "مجمع روحانيون مبارز" است که به مقتضاي شرايط زماني و محيطي به صورت بي نام و تحت حمايت پنهاني برخي از رجال صاحب نام کشور ، در حال شکل گيري هستند. گفته مي شود در صورت شکل گيري اين جريان سياسي ، باعث بروز مشکلات بسيار زياد براي نظام خواهند شد.
اين روحانيون که همگي زير پرچم فلسفه سيد حسين نصر وحدت و اشتراک نظر دارند ، قرار است در گام نخست با پنهان کردن اعتقادات خود نسبت به ولايت فقيه و عبور از فی*ل*تر شوراي نگهبان ، در انتخابات مجلس خبرگان رهبري در اسفند ماه سال جاري به عنوان نامزد انتخاباتي شرکت کرده و با هزينه بسيار زياد (که اين هزينه از سوي غرب و به ويژه اَنگلستان و شيطان بزرگ تامين مي شود) و با تبليغات ويژه اي که قرار است با پول هاي کلان پنهاني ستاد فتنه بزرگ ، براي آنان صورت پذيرد ، وارد مجلس خبرگان شده و تغييرات اساسي در مورد ولايت فقيه در قانون اساسي را در دستور کار خود قرار دهند. به واقع اين پروژه اولين حلقه از حلقات اصلي موج سوم براندازي با عنوان "حلقه اسلام سکولار"است که در کنار حلقه هاي اصلي و فرعي بعدي عمل مي نمايند.
اين ظن وگمان آن جايي قوت مي گيرد که يکي از عناصر سياسي متنفذ در نظام ، در گفتگو با يکي از روزنامه هاي زنجيره اي ، خواسته يا ناخواسته پرده از اين بازي شيطاني برداشته و با آشکارسازي بخشي از اين طرح مي گويد; (نقل به مضمون) "سالهاست که دشمنان بخشي از نظام جمهوري اسلامي را غير دموکراتيک مي دانند ، حال چه اشکالي دارد که ما با پيشنهاد خبرگان و رأي مستقيم مردم ، ولايت فقيه را هم مثل رياست جمهوري به صورت انتخاب مستقيم توسط مردم برگزيده و بهانه را از دست دشمن بگيريم."
نفس پذيرش اين پيشنهاد (صرف نظر از غير عقلي و غير قانوني و توطئه آميز بودن آن) ناخواسته مستلزم پذيرفتن مدت دار کردن ولايت فقيه هم خواهد بود چرا که تکرار پذيري از اصول دموکراسي بوده و تمامي جواناني که طي مدت زمان معين مثلاً 10 سال بعد واجد شرايط رأي دادن خواهند شد ، حق خود را براي تعيين رهبري ، مطالبه خواهند نمود. قبول اين رفرم ظاهري نظام را وارد بازي بسيار خطرناکي خواهد کرد که انتها نداشته و به شورايي کردن و تخصصي کردن رهبري و در نهايت انهدام حکومت شيعه و ايجاد حکومتي شبيه عراق و لبنان نيز خواهد کشاند و صد البته غرب در اين منازعه با جديت تمام به دنبال اعمال تغييرات اساسي در نقشه ايران براساس نقشه از پيش طراحي شده خاورميانه جديد است ، خاصه اين که ساير حلقه هاي فتنه که در ادامه شرح خواهيم داد نيز با اين موضوع هماهنگي کامل داشته و طالب تغييرات فوري در قانون اساسي هستند.
متأسفانه اخباري وجود دارد که برخي افراد و جناح هاي سياسي به دلايل شخصي و يا هماهنگ با سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه ، قوياً از اين حلقه حمايت کرده و از پشتيبانان اصلي آن در داخل به شمار مي روند.
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
آيا حلقه دوم فتنه 98 هم مانند حلقه اول در حوزه هاي علميه در حال تکوين و شکل گيري است؟
متوليان :بله ؛ حلقه دوم که به تشيع لندن نشين و يا تشيع انگليسي مشهور بوده و مستقيماً توسط سرويس اطلاعاتي اَنگلستان (اينتليجنت سرويس) حمايت و پشتيباني مي شود نيز (مانند حلقه اسلام سکولار) از همان سالهاي آغازين طراحي پروژه 2020 (1368 شمسي و 2000 ميلادي) در متن و بطن حوزه هاي علميه ايران ، عراق ، کويت و... راه اندازي شده و از آن با عنوان "اسلام متحجر يا اسلام لندن نشين" ياد مي شود.
قسمت 6
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
در فتنه هاي پيشين ، فتنه گران تمام توان خود را در واگرايي مردم از نظام صرف مي کردند ؛ آيا حلقه اسلام متحجر يا شيعه لندن نشين هم در جهت واگرايي مردم از نظام عمل خواهد کرد؟
متوليان :فتنه گران و براندازان در دو فتنه پيشين بر اختلاف افکني بين صفوف متّحد مردم و جدا کردن مردم از نظام با تئوري هاي "دولت مردم" ، "مردم نظام" و... تاکيد داشتند اما در هر دو فتنه ، بر خلاف انتظار فتنه گران ، آنان نظاره گر اتحاد بيشتر مردم حول ولايت فقيه ، با استفاده از نقاط قوت نظام؛ نظير ماه محرم و عاشورا و شکست قطعي همه برنامه هاي خود بودند. در فتنه آينده در گام نخست فتنه گران به هيچ وجه به دنبال ايجاد فضاي بحراني و آشوب گري نبوده ، بلکه به دنبال طرح ريزي يک برنامه مرموز مبتني بر وقوع درگيري هاي گسترده بين شيعيان و اهل سنت در سراسر کشور هستند.
آيا مي توان به صورت فهرست وار به اهم برنامه هاي اين حلقه اشاره بفرمائيد؟
متوليان : اگر چه اين جريان انگليسي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي برنامه هاي گسترده اي تدارک ديده است ليکن شايد بتوان به صورت نمونه به ترتيب توالي زير اشاره داشته باشيم:
1 –يارگيري از بين جوانان شيعه به شيوه انجمن حجتيه.
2 – جلب حمايت هاي مادي و معنوي مردم و به خصوص جوانان فريب خورده از برنامه هاي اين جريان خطرناک.
3 – سازماندهي و ايجاد ساختارهاي لازم براي ايجاد و حفظ و گسترش ارتباط با مردم.
4 – ايجاد سامانه هاي تبليغي مناسب براي انجام برنامه هاي از پيش طراحي شده.
5– انجام برنامه هاي تفرقه افکنانه بين شيعيان و اهل سنت نظير توهين به خلفا و بزرگان
اهل سنت.
6–پمپاژ موج نفرت و کينه و عداوت در بين اهل سنت بويژه اهل سنت استان هاي مرزي ايران.
7 –تلاش براي ايجاد پيوند بين اهل سنت ايران با سلفي هاي تکفيري اهل سنت در آن سوي مرز ها.
8 – تلاش براي گسترش واگرايي جوانان شيعي نسبت به ولايت فقيه و نظام مقدس جمهوري اسلامي.
9 –تلاش براي گسترش خصومت و درگيري بين شيعيان و اهل سنت در ايران و ساير کشورهاي مسلمان.
10 – اعلام موجوديت سياسي براي ورود به حاکميت نظام و انجام براندازي به وسيله تمامي اهرم هاي در اختيار.
گفتيد که اين جريان مرموز انگليسي در حال ايجاد ساختارهاي لازم براي تحقق مأموريت هاي محوله از سوي سرويس هاي جاسوسي بيگانه است ؛ لطفاً مقداري در مورد ساختارهاي مورد نظر اين جريان توضيح دهيد؟
متوليان :طي سال هاي گذشته ، سرويس هاي جاسوسي اَنگلستان موفق به جذب ، نفوذ و سازماندهي حدود 70 روحاني نماي شيعي از جنس علي محمد باب ، بر اساس نيازهاي جديد در حوزه هاي
علميه شيعي بويژه در حوزه علميه قمشده است که تنها يکي از اين جماعت سازمان داده شده فتنه اَنگليسي سيدصادق شيرازي موسوم به "فرقه شيرازيه" است. جريان اسلامي متحجر و لندن نشين در طول سال هاي پس از انقلاب مشغول يارگيري و توسعه و نفوذ در سراسر ايران بوده و موفق به ايجاد ساختار در زمينه هاي تبليغي فرهنگي و اقتصادي نظير ايجاد صندوق هاي قرض الحسنه (با پول هاي دريافتي از اَنگلستان) شده است که به برخي از اين ساختارها اشاره مي شود:
۱- شبکه مداحان و عناصر تبليغي:
بهرهبرداري از عواطف و احساسات مذهبي يکي از شيوههاي توسعه نفوذ اين جريان است که با ارتباطگيري با هيأتهاي مذهبي، حوزههاي علميه، مداحان و طلاب و روحانيون و پيشنهاد کمکهاي مالي (با استفاده از پول هاي سرويس هاي
اطلاعاتي اَنگلستان و آمريکا و...) و حل مشکلات آنها دنبال ميشود. هيأتها و مداحاني که گرايش افراطي به تحريک احساسات و استفاده از شيوههاي نامتعارف و جنجالي مثل قمهزني و اهانت عليه مقدسات اهل سنت دارند، از جمله اهداف اصلي اين جريان براي وصل به شبکه تبليغي به شمار ميآيند.
۲- تأسيس مؤسسات ديني: يکي از شبکه هاي فرهنگي و اجتماعي اين جريان با تأسيس حوزههاي علميه و مراکز فرهنگي اجتماعي مثل کتابخانه و صندوق قرضالحسنه شکل گرفته که گفته ميشود به ۱۰۰۰ مؤسسه در زمينههاي مذهبي، مالي، اجتماعي، علمي و فرهنگي ميرسد. تنها در داخل کشور تعدادي حوزه علميه و ۲۳ کتابخانه و دهها صندوققرضالحسنه در اختيار اين جريان انحرافي ميباشد.
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
۳- شبکه وسيع رسانه اي:بهرهبرداري گسترده از فضاي مجازي و شبکههاي ماهوارهاي از جمله ويژگيهاي اين جريان است که با سخاوت و حمايت انگليس و سرويسهاي دول غربي تبديل به شبکهي گسترده و توانمندي شده است. اين جريان با در اختيار داشتن دهها شبکه ماهوارهاي و سايت اينترنتي تحت عناوين مقدسي چون شبکه هاي جهاني امام حسين(علیه السلام) ، چهارده معصوم ، فدک ، حضرت ابوالفضل ، مرجعيت ، القائم، سايت عقايد شيعه، سايت حرم امامحسين(علیه السلام) و… به زبانهاي فارسي، عربي، اَنگليسي و ترکي و … فعاليت ميکند. اين شبکهها در حالي با بهترين کيفيت (براي هرشبکه به صورت ماهانه مبلغ حدود يکصد ميليون دلار خرج مي شود) اداره ميشوند که رسانههاي جمهوري اسلامي ايران تحت تحريم مطلق قرار داشته و حتي به شبکه قرآن جمهوري اسلامي ايران هم اجازه فعاليت داده نميشود. جالب اينکه شبکه فدک که توسط ياسرالحبيب داماد سيدمجتبي شيرازي اداره ميشود در شهر لندن قرار داشته ولي هيچ مزاحمتي از سوي اَنگلستان عليه آن صورت نمي گيرد.
۴- ارتباط آشکار با پيراستعمار و سرويسهاي اطلاعاتي:شبکه هاي ماهوارهاي و سايتهاي اينترنتي اين جريان مروز انگليسي ، بدون هيچگونه مزاحمتي با عناوين مذهبي در سراسر جهان فعال ميباشند و انتقال پول به راحتي از طريق شبکههاي بانکي کشورهاي مختلف براي آنها مقدور است. جالب اين جاست که عناصر اصلي شبکههاي رسانهاي آنها در انگليس مستقر مي باشند.
اين جريان انحرافي و خطرناک چه اهدافي را در کشور تعقيب مي نمايد؟
متوليان :اين فرقه هاي نوظهور انحرافي در پناه ساختارهاي فوق ، اهداف متعددي را تعقيب مي کنند مثل:
1 –ساختن چهره اي خشن و طالباني و داعشي از شيعه در منظر افکار عمومي جهاني
2 –گم شدن حقانيت شيعه و اسلام ناب محمدي
3 –مبارزه با جريان اصيل مهدويت شيعي
4 –ايجاد شکاف در بين صفوف شيعه در جهان
5 – تعقيب پروژه اَنگليسي مدل سازي و ارائه اسلام بي خطر و آمريکايي در مقابل اسلام ناب
6 – ارائه يک مدل جايگزين براي ولايت فقيه در ساختار جمهوري اسلامي مورد نظر اَنگلستان
7 –استفاده ابزاري از عشق به اهل بيت عليهم السلام براي فريب مردم و سازماندهي آنان در فتنه آينده
8 –ترويج ، گسترش و پمپاژ تنفر و کينه نسبت به شيعيان در دل اهل سنت بويژه اهل سنت استان هاي مرزي ايران
9 – تعقيب مدل سازي انديشه سياسي تکفيري شيعي شبيه طالبانيزم سني به عنوان مکمل جريان تکفيري
10 –ترويج موج جنگ شيعه و سني درجهان اسلام
11 – ايجاد زمينه براي ترويج اسلام سکولار به عنوان خواستگاه غرب (اسلام آمريکايي).
12 – ايجاد زمينه همکاري بين اسلام سکولار و جريان سني مذهب جهت اعمال فشار مشترک به نظام به منظور تغيير بنيادين نظام همسو با ساختارهاي جهاني و ايجاد جمهوري منهاي ولايت فقيه.
در سخنان مقدماتي از سه حلقه اصلي نام برديد . لطفاً در مورد سومين حلقه اصلي براندازي 98 نيز توضيح دهيد؟
متوليان :جريان شيعه لندن نشين که در بالا توضيح دادم ؛ با جديت تمام به دنبال ايجاد سومين حلقه از حلقه هاي اصلي براندازي در داخل کشور با نام " حلقه سلفي هاي تکفيري ايران"هستند. به اين منظور جريان شيعه لندن نشين مأموريت دارد با ضرب آهنگ تند و به صورت مستمر و از طريق ده ها شبکه هاي تلويزيوني و هزاران و بلکه ميليون ها سايت اينترنتي و شبکه هاي گسترده اجتماعي و... به صورت شبانه روزي موج نفرت و کينه عليه شيعيان را در استان هاي سني نشين ايران پمپاژ نموده و به اين ترتيب ، استان هاي
مرزهاي شرق و غرب ايران که سني نشين هستند (و به فضل پروردگار در همگرايي کامل با مرکزيت کشور به سر برده و هيچ مشکلي با نظام ندارند) را به واگرايي و ميل به جدا شدن از مرکزيت ايران سوق داده و براي ايران مشکلات امنيتي درست کنند. واقعيت اين است که تا اين لحظه خود اهل سنت ايران بهترين مانع جدي در برابر تعرضات احتمالي جريان تکفيري اهل سنت آن سوي مرز بوده و داعش و طالبان و... بيش از آن که از مرکزيت ايران کينه به دل داشته باشند از اهل سنت مرزنشين ايران شاکي هستند. امّا چنانچه خداي ناکرده اسلام متحجر تکفيري موفق به واگرايي اهل سنت نسبت به مرکزيت نظام شود ،
پاي داعش و سلفي هاي تکفيري اهل سنت نيز به ايران باز خواهد شد. با باز شدن پاي سلفي هاي تکفيري به ايران و انجام انفجارات احتمالي ، جبهه متحد عبري ، عربي ، غربي به خود اجازه دخالت در اوضاع داخلي ايران ، به نفع اهل سنت را خواهد داد.
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
آيا مي توان پيش بيني کرد که حلقه سلفي هاي تکفيري در ايران در صورت شکل گيري ، چه هدفي را دنبال مي کند؟
متوليان :بله ؛ در صورت نتيجه دادن بازي اسلام لندن نشين متحجر ، و باز شدن پاي سلفي هاي تکفيري سني ، در هماهنگي با اهل سنت به داخل کشور ، آنچه که به عنوان يکي از مهمترين مستمسک ها براي فشار بر حاکميت ايران مورد توجه قرار خواهد گرفت ، تکيه بر روي جمعيت اهل سنت در ايران و ضرورت تغيير قانون اساسي ، منطبق با موازنه جمعيتي خواهد بود. قابل ذکر است که سال 1395 سال سرشماري نفوس در کشور است و يک جريان انحرافي در صدد
سوء استفاده از افزايش نفوس اهل سنت و درخواست اعمال تغييرات در برخي اصول قانون اساسي نظير مذهب رسمي وولايت فقيه بوده و به دنبال ايجاد مدل بيمارگونه و ديکته شده غربي که در کشورهاي عراق و لبنان به کار گرفته شده است خواهند بود که در آن سهم اهل سنت در يکي از پست هاي کلان نظام نظير رئيس قوه مجريه و يا تعداد قابل توجهي از وزارت خانه ها مشخص شده باشد و ناگفته پيداست که وقتي که اين دومينوي ضد امنيتي در کشور همراه با دخالت بيگانگان و در رأس آن ها شيطان بزرگ آغاز شود تا انهدام کامل نظام مقدس جمهوري اسلامي و تجزيه ايران به چند کشور ، منطبق با طرح خاورميانه بزرگ دنبال خواهد شد.
يا اهداف اين جريان و حلقه خطرناک را هم مي توانيد فهرست وار برشماريد؟
متوليان :آن طوري که از شواهد و قرائن بر مي آيد ؛ سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه بويژه سرويس اطلاعاتي اَنگلستان براي اين حلقه نيز يک برنامه مدون و منظم ارائه داده که برخي از راهبردهاي مهم اين حلقه عبارت است از:
1 – ايجاد واگرايي در استان هاي سني نشين مرزي.
2 – تشکيل احزاب سياسي سنّي در مناطق سني نشين.
3 – گسترش فعاليت هاي سياسي ، با ضرب آهنگ رو به رشد مخالفت با مرکزيت جمهوري اسلامي ايران.
4 – تبديل شدن احزاب سياسي سني به سه شاخه شامل الف) شاخه اکثريت سياسي همسو با مرکزيت نظام ب) شاخه اقليت سياسي مخالف با مرکزيت نظام ج) شاخه اقليت نظامي سلفي تکفيري که تنها راه را ، مقابله نظامي و چريکي با نظام جمهوري اسلامي مي داند. ( قابل ذکر است که هر سه شاخه به صورت پنهاني از سوي سرويس هاي اطلاعاتي مثلث غربي عبري عربي حمايت و پشتيباني خواهند شد.)
5 –افزايش تحرکات سياسي و تبليغاتي جريان سني مذهب با حمايت رسمي بيگانگان پس از اعلام رسمي نتايج سرشماري نفوس در آغاز نيمه دوم سال 95 . اين جريان عمده فعاليت خود را به بعد از اعلام نتايج سرشماري نفوس در سال 95 موکول کرده و بر اين باور است که چنانچه طبق قرائن و شواهد موجود ، آمار اهل سنت نسبت به وضع موجود افزايش قابل ملاحظه داشته باشد ، زمينه براي افزايش تحرکات و اعمال فشار سياسي ،
تبليغاتي ، نظامي در داخل و با همکاري بيگانگان به شدت فراهم خواهد شد.
6 – انجام تحرکات نظامي از جنس عمليات هاي
خرابکارانه و انفجارات در داخل کشور و ايجاد ناامني در سراسر کشور بويژه اهداف مورد نظر داعش در مناطق شيعه نشين.
7 – اعلام رسمي خواسته هاي شاخه اکثريت به مرکزيت نظام ، مبني بر اعمال تغييرات در متن قانون اساسي در چارچوب افزايش سهم اهل سنت در حاکميت.
8– افزايش سطح همکاري شاخه نظامي با جريان سلفي خارج از مرزها نظير داعش ، النصره ،
القاعده ، طالبان و... و کشاندن پاي بيگانگان به موضوعات داخلي ايران ، هم زمان با اعلام نتايج سرشماري نفوس ، به منظور تضمين اثر بخشي فرايند تحقق خواسته هاي شاخه اکثريت و وادار کردن نظام به قبول و تن دادن به خواسته هاي فرا قانوني شاخه اکثريت.
9–بين المللي کردن خواسته هاي جريان سلفي اهل سنت ايران مبني بر ضرورت اعمال تغييرات در متن قانون اساسي در جهت تضمين سهم اهل سنت در هر سه قوه نظام متناسب با جمعيت و تغيير مذهب رسمي کشور و حتي تعيين سهم اهل سنت در اداره کلان نظام و ولايت فقيه.
10 –همسويي بين اسلام سلفي سني راه يافته به مجلس يازدهم با جريان اسلام سکولار براي تغيير و تبديل بنيادين نظام از يک نظام ديني مبتني بر ولايت مطلقه فقيه به يک نظام ديني سمبليک ترکيبي از اهل سنت و تشيع مبتني بر اسلام بي خطر آمريکايي.
11 –اعلام طرح آمريکايي ، انگليسي ضرورت جداشدن استان هاي سني نشين از مرکزيت با حمايت آشکار بيگانگان و مثلث شوم غربي ، عبري ، عربي ، به عنوان تضمين عقب نشيني جمهوري اسلامي ايران در برابر خواسته هاي نامشروع حلقه سلفي.
12 – پياده سازي طرح تجزيه ايران در راستاي طرح جامع خاورميانه بزرگ با مدل از پيش طراحي شده آمريکايي. (قابل ذکر است که طرح تجزيه ايران به چند کشور ، اولين بار در سال 78 و در جريان فتنه 18 تير دنبال شد که به دليل هوشياري رهبري معزز و معظم نظام ، عقيم و خنثي گرديده و در نطفه خفه گرديد.
رسالت :آن طور که در مقدمه پروژه 2020 اشاره کرديد ، سه حلقه اصلي اين پروژه را تعدادي حلقه هاي فرعي حمايت و پشتيباني مي کنند. لطفاً در مورد
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
حلقه هاي فرعي نيز توضيح دهيد.
متوليان :همان طور که عرض شد؛سه حلقه اصلي در فتنه 98 را مجموعه اي از حلقه هاي فرعي حمايت و به نتيجه رسيدن آن را تضمين مي کنند ، اگرچه هر کدام از اين حلقه هاي فرعي بجز نقشي که در موج سوم براندازي و فتنه بزرگ ايفا مي نمايند ، به صورت مستقل در خدمت بعضي از جناح هاي سياسي نيز هستند ولي در يک نگاه کلان در خدمت پروژه 2020 بوده و در يک قالب کلي طرح ايجاد آشفتگي و ايجاد فضاي غبار آلود و پرشبهه را دنبال مي کنند به طوري که مجموعه اين حلقه هاي فرعي در يک ريل گذاري هدفمند فضايي را در جامعه ايجاد خواهد کرد که تشخيص حق و باطل حتي براي خواص نيز بسيار دشوار خواهد شد ، که به اختصار و ايجاز به برخي از آن ها اشاره مي شود:
1 – پروژه پان قوميسم:
اين پروژه از دير باز و از همان آغاز انقلاب اسلامي مورد نظر و طمع سياستمداران اَنگلستان و سرويس هاي اطلاعاتي شيطان بزرگ بوده و عليرغم شکست هاي پي در پي ، دشمنان غربي از اين پروژه دست بر نداشته و کماکان بر استفاده از ظرفيت اقوام در به چالش کشيدن جمهوري اسلامي ايران ، تکيه مي کنند و هم اينک نيز در دوران دولت يازدهم نيز براي آن حساب ويژه باز شده است.
2 –پروژه حمايت قشري از فتنه گران:
از آغاز دولت يازدهم جريان مرموز فتنه که به دولت جناب آقاي روحاني به صورت کنسرسيوم نگاه کرده و به شکل نانوشته ، وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري و وزارت آموزش و پرورش را سهم خود مي داند ، با استفاده از موقعيت خود در دولت و وزارت علوم ، بر سازماندهي جريانات سياسي راديکال و تند رو در محيط هاي دانشجويي در سراسر کشور و بازگرداندن دانشگاه ها به سال هاي 78 تا 82 تحت عنوان بازگرداندن نشاط سياسي به دانشگاه ها و احترام به ديدگاههاي متکثر دانشجويي اصرار داشته و بايد گفت متأسفانه تا حدودي موفق هم بوده اند. ستاد فتنه براين باور است که بر اساس نسخه هاي براندازي و دستورالعمل هاي جورج سوروس ، جريانات دانشجويي بيشترين نقش را در پيشبرد اهداف فتنه گران ايفا خواهد نمود. ستاد فتنه در ارزيابي خود از نقش هر يک از اقشار و صنوف در موفقيت طرح هاي براندازي به اين نتيجه رسيده که تشکل هاي دانشجويي بيشترين نقش را ايفا خواهند کرد.
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
3 – پروژه ناراضي کردن مردم و ايجاد فشار اقتصادي بيشتر بر مردم:
مکتب اقتصادي نئوکينزي (مکتب مورد نظر کارگزاران سازندگي) علاوه بر گسترش و نهادينه سازي فساد اقتصادي بر استثمار طبقه کارگر تاکيد ويژه داشته و مدعي است که اگر شکم کارگر سير باشد کار نمي کند و به همين دليل بر گرسنه نگه داشتن اين طبقه آبرومند کارگري اصرار مي ورزند. اما در وضعيت فعلي شوا
فتنه 78، 88 و 98؟
(به دلیل طولانی بودن متن مصاحبه را در چند قسمت قرار میدهم)
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
فتنه جویان به دنبال براندازی قانونی نظام؛
ابعاد شكل گيري فتنه ای پیچیده و موج سوم براندازي
چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۷
فتنه جويان و افراطيون اصلاح طلب با حمايت سرويس هاي جاسوسي خارجي در صدد تحميل فتنه اي پيچيده ، چند لايه و مرکب بوده و اين بار به عکس دو مرحله قبلي که بر ترويج خشونت و اغتشاش و بحران هاي اجتماعي استوار بود ، خود را براي براندازي قانوني از طريق واداشتن نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به قبول اعمال تغييرات در متن قانون اساسي آماده مي کنند.
ابعاد شكل گيري فتنه ای پیچیده و موج سوم براندازي
پایگاه خبری تحلیلی هم اندیشی: سابقه تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران به شيوه جنگ نرم ، از سوي شيطان بزرگ و با همکاري هم پيمانان آمريکا به ويژه دولت هاي اروپايي ، به سال هاي پاياني جنگ تحميلي باز مي گردد. مراکز تحقيقاتي آمريکايي با بررسي نوار پيروزي هاي پي در پي رزمندگان شجاع ايران ، ضمن تجزيه و تحليل ويژگي هاي اختصاصي رزمندگان شيعه ايراني به عنوان عوامل اصلي پيروزي ، به بزرگ ترين اشتباه استراتژيک غرب در انتخاب منطقه نبرد پي برده و به اين نتيجه رسيدند که علاوه بر سه بعد و ويژگي منحصر به فرد شيعيان شامل:
1– اميد به مهدويت و آينده روشن و تسخير ناپذيري
2–عشق به امام حسين و آرزوي شهادت عاشورايي و فنا ناپذيري
3–تقليد و ولايت پذيري و تأثير ناپذيري از دشمن ، مهم ترين علت پيروزي ايران ، انتخاب کشور عراق براي نبرد با ايران بوده است که کربلا به عنوان قبله قلبي شيعه در آن جا قرار دارد.
جمع بندي حاصله ، شيطان بزرگ را به فکر تغيير در مدل براندازي ايران انداخته و حاصل تحقيقات مراکز مطالعاتي آمريکايي بر روي ايران منتج به تدوين پروژه براندازي نرم ، متأثر از مدل هاي براندازي در شوروي سابق ، نيکاراگوئه ، اوکراين ، گرجستان ، لهستان و... با عنوان "پروژه 2020" گرديد که در سه مقطع 10 ساله و جمعاً 30 ساله طراحي شده و تا کنون دو مرحله از اين پروژه با ناکامي غرب و فتنه گران داخلي مواجه شده است.
گفتگو با دكتر متوليان را درباب موج سوم براندازي نرم در لابه لاي سئوالات زير پي مي گيريم:
با توجه به مصاحبه سال قبل با عنوان "آيا فتنه اي ديگر در راه است؟" مناسب است که به منظور آماده شدن ذهن خوانندگان مرور اجمالي و مختصري از گفتگوي پيشين ارائه فرماييد.
متوليان :بر اساس نتايج تحقيقات ميداني يک تيم زبده متشکل از پاتريک کلاوسون ، فرانسيس فوکوياما ، کنت تيمرمن ، ساموئل هانتينگتون و... تجزيه و تحليل و بررسي هاي صورت گرفته در مراکز پژوهشي و تحقيقاتي ، که منجر به تدوين دکترين جديد آمريکا براي براندازي جمهوري اسلامي ايران از طريق "جنگ نرم" شد؛ پروژه 30 ساله اي را با عنوان "پروژه 2020 " تهيه و در قالب سه مقطع 10 ساله براي سال هاي 78 و 88 و 98 در دستور کار خود قرار دادند.
اين پروژه 30 ساله بر ريل گذاري در حوزه هاي سياسي امنيتي ، اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي تاکيد دارد. در هر کشوري وقتي نظام سياسي تغيير مي کند که چهار نظام مشتمل بر : 1– نظام سياسي 2– نظام اقتصادي 3– نظام فرهنگي 4– نظام اجتماعي با هم سقوط نموده و دگرگون شود و بر اين اساس استکبار جهاني به سرکردگي شيطان بزرگ (با توجه به تأثير قطعي انقلاب اسلامي بر شکل و ساختار آينده سياسي جامعه جهاني) با هدف پيشگيري از سقوط امپراتوري قانون مند شده سلطه ، در پروژه 2020 براي نابود کردن اين 4 نظام برنامه ريزي نموده است.
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي در آذر ماه سال 68 (حدود 6 ماه بعد از قبول مسئوليت ولايت امري مسلمين) پرده از اين پروژه برداشته و فرمودند: "اين ها راجع به اسلام ، کارشناس و متفکر دارند که مي نشينند و در باره ملت ها و انديشه ها و روحيات و مذاهب گوناگون پرونده هايي درست مي کنند و در مراکز فرهنگي و تحقيقاتي و جاسوسي خود ، تمام آن پرونده هاي آرشيو شده را دوباره مطرح مي کنند و کارهاي تحقيقاتي جديد انجام مي دهند ؛ اين که مي شنويم که در اسرائيل سميناري تحت عنوان «شناخت اسلام و تشيع در ايران» برگزار مي شود ، به همين معنا و در همين جهت است.
در بسياري از جاهاي دنيا سمينارها و جلسات تحقيقاتي ، توسط دنياي غرب و استکبار تشکيل مي شود و تزهاي گوناگوني براي بازنگري به اسلام مطرح مي گردد. استکبار همه وجودش را در جهت اداره مطلوب خودش به کار مي گيرد و کاملاً با فکر حرکت مي کند و جريانات جهاني را هدايت مي نمايد تا محفوظ بماند چون مي داند که اگر فکر و پيش بيني و آينده نگري نکرده و اگر آمار نداشته باشد ، ضربه خواهد خورد. عالي ترين و متمايز ترين دستگاههاي فکري در اختيار استکبار است ، اين ها از 15 يا 20 سال قبل براي مسائل بلند مدت سرمايه داري ، فکر و طراحي مي کنند و نقشه مي ريزند تا در آينده ، دقيقاً بيست سال ديگر از آن جواب بگيرند."
.
قسمت دومم
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
تأسف بار اين جاست که عليرغم گذشت بيش از دو دهه از پروژه 2020 و با توجه به اين که شاهد دو مرحله از آن پروژه ، در سال هاي 78 و 88 بوده ايم ، هنوز بسياري از نخبگان و خواص که وظيفه شناخت و مقابله با آن را دارند ، از اين پروژه بسيار خطرناک بي اطلاع بوده و تأسف بارتر اين که بسياري از دست اندر کاران در حوزه سياست و برخي جناح ها و احزاب سياسي به اين پروژه اعتقاد و باور ندارند و مصيبت و بلا از آن هم بالاتر ، که برخي از سياسيون و احزاب سياسي خواسته يا ناخواسته در چنبره اين پروژه ، گرفتار شده و متأسفانه به جاي توبه و عذر خواهي از پيشگاه خداوند و مردم و تلاش براي جبران گذشته ننگين خود ، کماکان بر حفظ ارتباط با براندازان خارجي تاکيد ورزيده و خود را براي انجام وظايف محوله در مرحله بعدي براندازي آماده مي کنند.
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
با توجه به اين که تمامي طرح هاي براندازي در کشورهاي مختلف در همان مرحله نخستين به پيروزي رسيده ، جنابعالي علت اصلي شکست پروژه براندازي در ايران را در سال هاي 78 و 88 چگونه ارزيابي مي کنيد؟
متوليان :تجربه براندازي مخملين و انقلاب هاي رنگين به سبک غرب ، که در کشورهاي نيکاراگوئه ، شوروي سابق ، اوکراين ، گرجستان ، لهستان ، و... در همان مرحله نخستين به ثمر نشسته و نظام سياسي کشور هاي هدف مطابق با مدل طراحي شده ، به صورت بنيادين تغيير يافت و ديگر نيازي به انجام مراحل بعدي نبوده در مورد ايران به دلايل متعدد از جمله موارد زير در مراحل اول و دوم طرح براندازي جمهوري اسلامي ايران با شکست مواجه شد:
1 - پيشينه فرهنگي ايران زمين و بد بيني مفرط ايرانيان به غرب
2 - عامل مذهبي و مشخصاً اعتقاد به مهدويت و عاشورا و کربلا
3 –قدرت ولايت و رهبري نظام
4 - باورها و اعتقاد قلبي مردم به نظام و ولايت فقيه
5 – قدرت روحانيت و بسيج در بيدار سازي مردم و خنثي کردن توطئه ها
6 –خاطرات تلخ مردم از دخالت هاي آشکار و پنهان غرب در امور داخلي ايران و....
به طور کلي مرحله سوم براندازي را چگونه مي بينيد؟
متوليان :هم اينک قرائن وشواهد بسياري بر تلاش دشمنان بيروني با استفاده از عوامل و منابع داخلي خود ، براي انجام مرحله سوم فتنه براندازي نظام با بهره گيري از تجربه مراحل قبلي و به صورت فتنه اي مرکب دلالت مي کند.
اين شواهد و قرائن نشان مي دهد ، فتنه جويان و افراطيون اصلاح طلب با حمايت سرويس هاي جاسوسي خارجي در صدد تحميل فتنه اي پيچيده ، چند لايه و مرکب بوده و اين بار به عکس دو مرحله قبلي که بر ترويج خشونت و اغتشاش و بحران هاي اجتماعي استوار بود ، خود را براي براندازي قانوني از طريق واداشتن نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران به قبول اعمال تغييرات در متن قانون اساسي آماده مي کنند.
در فتنه هاي پيشين از اراذل و اوباش در کف خيابان ها استفاده شد و به پاره کردن عکس حضرت امام خميني سلام الله عليه و جسارت به مقدسات ديني و حتي دستگاه حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام کشيده شد ، اما دشمن در فتنه 88 نقاط ضعف خود را شناخته و فهميده که وقتي به حضرت امام ره جسارت مي شود و وقتي به حضرت آقا جسارت مي شود ، مردم يک پارچه به پا مي خيزند؛ به همين دليل در فتنه آينده پاره شدن عکس امام را نخواهيم داشت ، بلکه برعکس احترام به حضرت امام و ولايت فقيه تحريف شده رمز عملياتي فتنه آينده است.
قسمت سوم
آيا اين تحليل دشمنان بيروني در مورد اقتدار و توانمندي بسيار بالا و استراتژيک ولايت فقيه به عنوان علت العلل شکست هاي پي در پي طرح هاي براندازانه و ضرورت تغيير استراتژي و اتخاذ تاکتيک هاي جديد مبتني بر تغيير قانون اساسي جمهوري اسلامي را افراطيون و فتنه گران داخلي هم قبول دارند يا نظريه اي متفاوت از نگاه هاي بيروني ارائه مي دهند؟
متوليان :بله تقريباً در کليات بسيار شبيه هم بوده و برتغيير تاکتيک ها و استفاده از ظرفيت هاي ناشناخته در داخل نهادهاي ديني و از جمله مهم ترين آنها يعني حوزه هاي علميه تاکيد دارند. واقعيت اين است که با خلق حماسه عظيم 9 دي و پراکنده شدن اطراف فتنه گران، يكي از همين فتنه گران در تحليل ناکارآمدي طرح هاي
براندازانه فتنه گران ، با يک چرخش 180 درجه اي مواجه شده و مي گويد اصلاح طلبان (فتنه گران) به اين باور قطعي رسيده اند که گسست رابطه مردم با روحانيت و به ويژه با شخص (حضرت امام) خامنه اي به عنوان يک انسان مهذب و متقي -و واسطه فيض رحماني حضرت ولي عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)- ، ناممکن بوده و در اکثر موارد نتيجه عکس داده است، به همين دليل در برنامه (بخوانيد فتنه ) جديد ، ضمن قطع اميد از مردم به عنوان پياده نظام خود در مرحله شروع فتنه ، بر ورود در لايه هاي حوزه هاي علميه و بهره گيري از ظرفيت هاي روحانيت تأکيد مي گردد. به اين ترتيب ، اصحاب فتنه به خوبي در يافته اند که هر حرکت و برنامه اي که به رابطه مردم با روحانيت و اصول اساسي مکتب شيعه (اعتقاد به امام زمان عج و کربلا و امام حسين عليه السلام) لطمه وارد کند ، لزوماً محکوم به شکست خواهد بود ، به همين دليل در حرکت جديد خود بنا دارند مستقيماً و از طريق به کار گيري فتنه هاي چند لايه و مرکب و از درون روحانيت شيعي ، نظام را وادار به تسليم نمايند.
به استفاده فرصت طلبان از ظرفيت حوزه هاي علميه اشاره کرديد ؛ منظورتان به طور اخص از اين ظرفيت ها چيست يا بهتر است اين گونه سئوال را مطرح کنيم که منظور فتنه گران از ظرفيت حوزه هاي علميه چيست؟ و آيا اصولاٌ براي اين مطلب قرينه و شاهدي هم وجود دارد؟
متوليان :در کنارشواهد متعدد براين مدعا ، فرمايشات مقام معظم رهبري بهترين دليل است ؛ در سال 89 و يک سال بعد از فتنه سبز اموي ، مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي، طي سفري استثنايي و 10 روزه به قم ، همه توجه ها را به قم و خود جلب نمودند.( تا کنون و پس از آن هيچ گاه سابقه نداشته که معظم له بيش از 5 روز سفر داشته باشند.) حضرت آقا در اين سفر استراتژيک و بسيار مهم ضمن ديدار با آيات عظام تقليد و مردم و نخبگان و مسئولين استاني ، پرده از سناريو و استراتژي جديد دشمنان بيروني و فتنه جويان داخلي براي مقابله با انقلاب اسلامي برداشته و به عنوان نتيجه و حاصل اين سفر 10 روزه فرمودند: "همان گونه که انقلاب از قم و حوزه علميه آغاز شد ، قرار است که آنتي تز انقلاب را نيز از قم آغاز کنند". فرمايشات امام خامنه اي (اگر چه 5 سال است که مورد کم لطفي و بلکه بي توجهي نخبگان و خواص جامعه قرار گرفته است) ، به عيان و آشکارا از توطئه جديدي پرده بر مي دارد که در آن ، به عکس دو فتنه قبلي ، در بدو امر از اراذل و اوباش خياباني و اغتشاش و آشوب خبري نيست ، بلکه فتنه و منازعه اصلي در کانون دين و انقلاب يعني حوزه هاي علميه شکل گرفته و در قدم هاي بعدي با مردمي مواجه خواهيم شدکه (نه به شکل اوباش گري بلکه به شکل خوارج که بر پيشاني آنان داغ عبادت نقش بسته و تعريف ديگري از دين دارند) به دفاع از خط فکري منبعث از حوزه ، وارد ميدان مبارزه خواهند شد.
قسمت 4
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
نزديک شدن فتنه گران به حوزه هاي علميه براي تعقيب اهداف خود ، آيا ممکن است براي آنان نتايج عکس به همراه داشته و همين نزديکي ، سبب تغيير بنيادين و اصلاح انديشه آنان شود؟
متوليان :از آن جا که اساس اين طرح در بيرون از کشور و به خصوص در کشور اَنگلستان طراحي شده است ، بروز تغييرات در انديشه فتنه گران منطقي و معقول به نظر نمي رسد ، بلکه بايد گفت جريان برانداز در بررسي علل شکست خود در مراحل پيشين متوجه غفلت از روحانيت و حوزه هاي علميه شيعي شده و بر اين باور است که اسلام مورد نظر انقلاب اسلامي ايران مبتني بر فرهنگ تشيع که به عنوان اسلام ناب محمدي يا اسلام (امام) خميني سلام الله عليه از آن ياد مي شود بر سه پايه زيرين استوار است :
1 – حوزه هاي علميه شيعي به عنوان پايگاه اصلي تفکر شيعه
2 –ولايت فقيه به عنوان رکن اصلي استقرار حاکميت انديشه شيعي
3 – مردم به عنوان قاعده حکومت اسلامي که از آن تحت عنوان امت امام ياد مي شود.
طراحان فتنه آينده از ميان سه رکن فوق الاشاره ، اين بار رکن اول يعني حوزه هاي علميه به عنوان پشتوانه علمي و عملي حرکت و رستاخيز شيعه را هدف گيري کرده اند و از آن جا که در حوزه هاي علميه به صورت هدفمند به دنبال روحانيوني مي روند که به انحاء مختلف با ولايت فقيه زاويه دارند ، وقوع احتمال فوق الذكر تقريباً صفر به نظر مي رسد.
به نظر مي رسد ورود در حوزه هاي علميه ، بدون مقدمه و برنامه ريزي قبلي تا حدود زيادي با شکست مواجه شود ، به نظر شما برنامه فتنه گران براي ورود به حوزه هاي علميه چيست؟
متوليان :قطعا همين طور است ، پس از شکست فتنه گران در فتنه سبز اموي در سال 88 ، مقدمات ورود فتنه گران به حوزه ها فراهم شد و کانون اصلي اين مقدمه در داخل دولت دهم شکل گرفت . يکي از مهم ترين مقدمات فتنه مرکب سوم براي ورود به حوزه هاي علميه ، جريان انحراف موسوم به جريان مشاييسم است که با پوشش دين و امام زمان عج و به عنوان نزديک ترين فرد به احمدي نژاد پا به عرصه وجود گذاشته و پيش از دولت احمدي نژاد هيچ رد پايي از اين جريان سياسي پيدا نمي شود ، اين جريان محصول دو فتنه قبلي است و مدل به روز شده کارگزاران سازندگي و جبهه مشارکت است. دو جريان سياسي قبلي خواسته يا ناخواسته (و قاصر يا مقصر) در راستاي انهدام نظام هاي اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي و به عنوان مقدمه دو فتنه قبلي ايفاي نقش نمودند.
قسمت 5
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
با توجه به اختلاف ماهوي سياسي و فکري دولت دهم با جريان اصلاح طلبي ، چگونه مي توان حضور جريان برانداز در دولت دهم را توجيه نمود؟
متوليان :پس از فروکش کردن التهاب هاي ناشي از فتنه 88 ، جريان برانداز بيروني ، با استفاده از ظرفيت هاي پنهان و آشکار خود در کشور ، وارد عمل شده و پس از پي ريزي مقدمات انديشه انحرافي در بدنه دولت دهم ، به شکل عملياتي از سال 1390 با هدايت دفتر محلي سازمان سيا در دبي موسوم به "دفتر دبي" و نفوذ در بدنه دولت دهم، چند وظيفه مهم و پايه اي را بر عهده مي گيرد:
1 – محاصره فکري احمدي نژاد و مرز بندي وي با جريان اصولگرايي و ايجاد زمينه هاي تنفر از وي در بين جناح هاي سياسي.
2 – طرح ريزي يکي از پيچيده ترين پرونده هاي فساد اقتصادي کلان در درون مجموعه رياست جمهوري و زير گوش احمدي نژاد پاکدست. البته اين طرح اگر چه در زمان احمدي نژاد دنبال مي شد ليکن براي مقطع بعد از سال 92 و دوران رياست جمهوري يازدهم صورت مي پذيرفت
و در تحقق مرحله سوم براندازي نقش کليدي ايفا مي نمايد. همچنان که ملاحظه مي شود هم اينک بحث داغ فساد اقتصادي دولت دهم يکي از ابزارهاي مهم براي حمله به اصولگرايان به شمار رفته و جريان فتنه از موضوع فساد اقتصادي دولت دهم بيشترين بهره را در جهت تطهير فسادهاي سياسي و فرهنگي بي شمار دوره اصلاحات و سران فتنه سبز اموي ، برده و در صورت عدم مديريت صحيح اين موضوع از سوي نهادهاي قضائي ،امنيتي و اطلاعاتي ذيربط ، حتي امکان بهره برداري و فشار بيشتر بر نظام در بازگشت سران فتنه به حاکميت ، دور از ذهن نيست.
امروز هيچ کس از ريشه يابي مفاسد اقتصادي در دولت دهم سئوال نمي کند و صرفا به بزرگ نمايي و موج انتشار اخبار مربوط به فساد اقتصادي در دولت قبلي بدون ورود به فسادهاي اقتصادي دولت هاي پيشين و مقايسه کمي و کيفي و ريشه اي ، بسنده مي شود.
3 – استفاده از ظرفيت هاي موجود در حاکميت مثل دفتر ايرانيان خارج از کشور براي توجيه سفر به خارج از کشور و اخذ تماس با اپوزيسيون خارج نشين. خوب است به ياد بياوريم که بعد از فتنه 88 مقام معظم رهبري فرمودند "در حوادث اخير چشم نظام بينا و بيدار نبود" و وزير اطلاعات وقت در اسفند ماه 88 به غفلت وزارت از اين فتنه اذعان مي نمايد.
سئوال جدي امروز اين است که با توجه به اين که در دو فتنه 78 و 88 متأسفانه چشمان نظام (دستگاه اطلاعاتي) بينا و بصير نبود ، آيا اين احتمال وجود ندارد که خداي ناکرده ، در فتنه بعدي هم شاهد غفلت دستگاه اطلاعاتي نظام از فتنه گران باشيم.
4 – فتنه گري و ايجاد اختلاف بين اصولگرايان با هدف شکست اصولگرايان در انتخابات 1392 . بايد اذعان نماييم که جريان برانداز ، اين وظيفه را به بهترين وجه ممکن انجام داده تا جايي که به جرأت مي توان گفت مهم ترين عامل و علت اصلي پيروزي جناب آقاي دکتر روحاني در انتخابات 92 بروز اختلاف بين اصولگرايان بوده و بسياري از صاحب نظران بر اين باورند که بيش از نيمي از آراي جناب آقاي روحاني متعلق به اصولگرايان است.
اين طور که مي فرماييد ظاهراً محور اصلي جريان برانداز در حوزه هاي علميه ، ايجاد محفلي بزرگ از مخالفان ولايت فقيه است ، اگر موافق باشيد قدري در خصوص نحوه تجميع مخالفان ولايت فقيه توضيح دهيد.
متوليان :در حوزه هاي علميه امروز 4 مکتب فکري نسبت به ولايت فقيه وجود دارد:
1 – معتقدين به ولايت مطلقه فقيه و پيروان مکتب امام خميني سلام الله عليه که اکثريت قاطع حوزه را به خود اختصاص داده است.
2 –کساني که ولايت فقيه را از ريشه قبول ندارند مانند انجمن حجتيه.
3 – کساني که مي گويند همان طور که قبلاً ماهواره نبوده ولي حالا که هست بايد حکمش را کشف و صادر نماييم ، ولايت فقيه هم از مواردي است که فعلاً وجود دارد و بايد حکمش را بدهيم ، ليکن اين ولايت مطلقه نبوده بلکه مقيده است. اين عده خود به دسته هاي جزيي ديگري تقسيم مي شوند.
4 – کساني که ولايت بر مهجورين را فقط قبول دارند.
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
اگر موافق باشيد قدري عيني تر به پروژه براندازي آينده ، يا همان "پروژه 2020" بپردازيم و به اصطلاح از حواشي گذشته و وارد متن پروژه شويم . شما در تبيين مقدمات اين پروژه از پيچيدگي و مرکب بودن براندازي آينده صحبت کرديد ، لطفاً در مورد پيچيدگي اين پروژه قدري توضيح دهيد.
متوليان :قرائن و شواهد زيادي وجود دارد که به خوبي نشان مي دهد موج سوم فتنه بر اساس سه حلقه اصلي و تعدادي حلقه فرعي و پشتيبان بنا نهاده شده است. اين حلقه ها اگر چه مستقل از هم عمل مي کنند ولي در واقع در عين استقلال ، نسبت به يکديگر هم پوشي
کامل داشته به طوري که وجود يک فرماندهي خارجي پنهان و به اصطلاح نخ تسبيح شيطاني اين حلقه ها ، آنان را در طول يکديگر در فتنه 98 قرار داده است. توجه به اين مطلب بسيار ضروري است که اساساً برخي از حلقه هاي فتنه سوم مانند حلقه تشيع لندن نشين
از همان سال 68 شروع به فعاليت و يار گيري کرده و برخي از حلقه هاي فرعي به عنوان ايجاد بستر هاي فتنه بزرگ ، از همان سالهاي 88 به بعد فعاليت خود را آغاز کرده و برخي ديگر نيز در 2 سال اخير و در دولت تدبير و اميد در مسير تصرف سنگر مجلس دهم در حال اجراست.
به نظر مي رسد مديريت چنين فتنه بزرگي ، کار بسيار مشکلي باشد ، سئوال مهم اين است که کساني که در اداره يک فتنه ساده ناموفق بوده اند چطور مي خواهند يک فتنه بزرگ را اداره کنند؟
متوليان :ناگفته پيداست که تمامي فتنه هاي براندازي در کشور هاي مختلف و از جمله ايران ، با هدايت سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه و به ويژه شيطان بزرگ و عوامل داخلي آنان صورت گرفته و مشخصاً در مورد ايران؛ علت شکست فتنه گران پيچيدگي و يا سادگي فتنه هاي پيشين نبوده ، بلکه يکي از علل مهم شکست آنان بي توجهي به نقاط قوت نظام سياسي و مردم ايران بوده است . تجربه دو فتنه پيشين مبتني بر سناريوي "فشار از پايين ، چانه زني در بالا" به براندازان نشان داد که اين سناريو در ايران به دلايل متعدد از جمله موارد زير فاقد کارايي است :
1 – نفوذ روحانيت و در صدر آن ولايت در بين مردم ايران.
2 – فرهنگ ديني مردم ايران بر اساس تقليد بنيان گذاري شده است.
3 – رابطه ويژه شخص حضرت امام خامنه اي با مردم که به دليل مراتب تقوايي ايشان سخنانش در دل مردم فوري اثر مي کند و به همين دليل افراد ناراضي نيز به نداي او لبيک مي گويند.
4 – وجود تشکيلات معظم و سازماندهي شده بسيج که به دليل حضور در متن مردم ، از نفوذ بسيار بالايي برخوردار بوده و به راحتي بحران ها را کنترل و هدايت مي کند.
جريان برانداز چگونه مي خواهد بر نقاط قوت نظام به عنوان مشکل اساسي خود غلبه کند؟
متوليان :براساس جمع بندي مذکور ، طراحي مدل جديد براندازي در ايران به مسئول سابق ميز سوريه در پنتاگون که در مورد مسائل ايران نيز از اشراف بسيار خوبي برخوردار بود محول گرديد. وي با بررسي نقاط ضعف و قوت روحانيت و دو فتنه قبلي و با بهره گيري از ديدگاههاي متفاوت در حوزه هاي علميه شيعي ، پروژه مرکب وچهار مرحله اي
زير را با هدف تغيير نظام جمهوري اسلامي ايران از طريق تغيير قانون اساسي پيشنهاد داده است:
1- فشار سياسي از بالا ، فشار اجتماعي از پايين. در اين مرحله حلقه هاي سه گانه ، با تصرف ميکروفيزيک قدرت ،
فشار سياسي خود را از طريق مجالس خبرگان رهبري و شوراي اسلامي به نظام با تکيه بر فشار هاي اجتماعي از سوي اقشار اجتماعي و قوميت ها وارد خواهند کرد.
2- فشار امنيتي از پايين ، چانه زني در بالا. در اين مرحله صحنه منازعه و امتياز خواهي به کلي واژگون شده و با تکيه بر تحرکات و فشار امنيتي اسلام سلفي و تکفيري در استان هاي سني نشين از يک سو و فشارهاي طرفداران تشيع لندن نشين و ضد ولايت فقيه در حوزه هاي علميه از سوي ديگر قدرت چانه زني را در بالا تقويت مي کنند.
3- فشار بين المللي از بيرون و فشار امنيتي از پايين ، چانه زني در بالا. در مرحله سوم ، موضوع خواسته هاي
داعش ايراني در پوشش حقوق اهل سنت ايران به يک موضوع بين المللي تبديل و با هدايت سرويس هاي جاسوسي بيگانه و حمايت تند روها و افراطيون و فتنه گران ،پاي شيطان بزرگ و بيگانگان به مناقشات داخلي ايران باز شده و با فشار مضاعف غرب به جمهوري اسلامي ،
ميدان عمل جريانات سلفي و تکفيري تقويت شده و به تحرکات خود افزوده و قدرت چانه زني در بالا را به شدت افزايش خواهند داد.
4- تسليم شدن رهبري و تشکيل کميته تغيير قانون اساسي و اعمال خواسته هاي روحانيون بي اعتقاد به ولايت فقيه ، اهل سنت ، اقوام و مذاهب و...
5- انجام مرحله نهايي براندازي با دخالت بيگانگان در اعمال تغييرات مورد نظر در قانون اساسي و تغيير بنيادين نظام اسلامي به يک جمهوري همسو با غرب و يا شبيه نظام هاي موجود در منطقه نظير عراق و افغانستان.
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
با اين فرمايش جنابعالي چنين مي توان نتيجه گرفت که اولين حلقه فتنه مرکب بعدي در داخل حوزه و مبتني بر اعمال فشار بر نظام و صدر آن يعني ولايت فقيه شکل خواهد گرفت ، اگر چنين است در اين خصوص نيز توضيح دهيد؟
متوليان :از فرداي شکست فتنه گران در سال 88 جريان سياسي حامي فتنه با بهره گيري از تجربه جداسازي مجمع روحانيون از دل جامعه روحانيت ، پروژه اي را با عنوان "پروژه آيت الله سازي" از بين روحانيون مخالف ولايت فقيه و در راستاي ترويج اسلام سکولار در متن نظام اسلامي را در دستور کار خود قرار داده و طي 7 سال گذشته موفق به سازماندهي بيش از 250 روحاني مجتهد جوان که در مورد ولايت فقيه نظريات متفاوتي دارند شده است. اين جريان که در حال حاضر فاقد هويت سياسي و نام مشخص هستند در حقيقت نسخه به روز شده همان "مجمع روحانيون مبارز" است که به مقتضاي شرايط زماني و محيطي به صورت بي نام و تحت حمايت پنهاني برخي از رجال صاحب نام کشور ، در حال شکل گيري هستند. گفته مي شود در صورت شکل گيري اين جريان سياسي ، باعث بروز مشکلات بسيار زياد براي نظام خواهند شد.
اين روحانيون که همگي زير پرچم فلسفه سيد حسين نصر وحدت و اشتراک نظر دارند ، قرار است در گام نخست با پنهان کردن اعتقادات خود نسبت به ولايت فقيه و عبور از فی*ل*تر شوراي نگهبان ، در انتخابات مجلس خبرگان رهبري در اسفند ماه سال جاري به عنوان نامزد انتخاباتي شرکت کرده و با هزينه بسيار زياد (که اين هزينه از سوي غرب و به ويژه اَنگلستان و شيطان بزرگ تامين مي شود) و با تبليغات ويژه اي که قرار است با پول هاي کلان پنهاني ستاد فتنه بزرگ ، براي آنان صورت پذيرد ، وارد مجلس خبرگان شده و تغييرات اساسي در مورد ولايت فقيه در قانون اساسي را در دستور کار خود قرار دهند. به واقع اين پروژه اولين حلقه از حلقات اصلي موج سوم براندازي با عنوان "حلقه اسلام سکولار"است که در کنار حلقه هاي اصلي و فرعي بعدي عمل مي نمايند.
اين ظن وگمان آن جايي قوت مي گيرد که يکي از عناصر سياسي متنفذ در نظام ، در گفتگو با يکي از روزنامه هاي زنجيره اي ، خواسته يا ناخواسته پرده از اين بازي شيطاني برداشته و با آشکارسازي بخشي از اين طرح مي گويد; (نقل به مضمون) "سالهاست که دشمنان بخشي از نظام جمهوري اسلامي را غير دموکراتيک مي دانند ، حال چه اشکالي دارد که ما با پيشنهاد خبرگان و رأي مستقيم مردم ، ولايت فقيه را هم مثل رياست جمهوري به صورت انتخاب مستقيم توسط مردم برگزيده و بهانه را از دست دشمن بگيريم."
نفس پذيرش اين پيشنهاد (صرف نظر از غير عقلي و غير قانوني و توطئه آميز بودن آن) ناخواسته مستلزم پذيرفتن مدت دار کردن ولايت فقيه هم خواهد بود چرا که تکرار پذيري از اصول دموکراسي بوده و تمامي جواناني که طي مدت زمان معين مثلاً 10 سال بعد واجد شرايط رأي دادن خواهند شد ، حق خود را براي تعيين رهبري ، مطالبه خواهند نمود. قبول اين رفرم ظاهري نظام را وارد بازي بسيار خطرناکي خواهد کرد که انتها نداشته و به شورايي کردن و تخصصي کردن رهبري و در نهايت انهدام حکومت شيعه و ايجاد حکومتي شبيه عراق و لبنان نيز خواهد کشاند و صد البته غرب در اين منازعه با جديت تمام به دنبال اعمال تغييرات اساسي در نقشه ايران براساس نقشه از پيش طراحي شده خاورميانه جديد است ، خاصه اين که ساير حلقه هاي فتنه که در ادامه شرح خواهيم داد نيز با اين موضوع هماهنگي کامل داشته و طالب تغييرات فوري در قانون اساسي هستند.
متأسفانه اخباري وجود دارد که برخي افراد و جناح هاي سياسي به دلايل شخصي و يا هماهنگ با سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه ، قوياً از اين حلقه حمايت کرده و از پشتيبانان اصلي آن در داخل به شمار مي روند.
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
آيا حلقه دوم فتنه 98 هم مانند حلقه اول در حوزه هاي علميه در حال تکوين و شکل گيري است؟
متوليان :بله ؛ حلقه دوم که به تشيع لندن نشين و يا تشيع انگليسي مشهور بوده و مستقيماً توسط سرويس اطلاعاتي اَنگلستان (اينتليجنت سرويس) حمايت و پشتيباني مي شود نيز (مانند حلقه اسلام سکولار) از همان سالهاي آغازين طراحي پروژه 2020 (1368 شمسي و 2000 ميلادي) در متن و بطن حوزه هاي علميه ايران ، عراق ، کويت و... راه اندازي شده و از آن با عنوان "اسلام متحجر يا اسلام لندن نشين" ياد مي شود.
قسمت 6
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
در فتنه هاي پيشين ، فتنه گران تمام توان خود را در واگرايي مردم از نظام صرف مي کردند ؛ آيا حلقه اسلام متحجر يا شيعه لندن نشين هم در جهت واگرايي مردم از نظام عمل خواهد کرد؟
متوليان :فتنه گران و براندازان در دو فتنه پيشين بر اختلاف افکني بين صفوف متّحد مردم و جدا کردن مردم از نظام با تئوري هاي "دولت مردم" ، "مردم نظام" و... تاکيد داشتند اما در هر دو فتنه ، بر خلاف انتظار فتنه گران ، آنان نظاره گر اتحاد بيشتر مردم حول ولايت فقيه ، با استفاده از نقاط قوت نظام؛ نظير ماه محرم و عاشورا و شکست قطعي همه برنامه هاي خود بودند. در فتنه آينده در گام نخست فتنه گران به هيچ وجه به دنبال ايجاد فضاي بحراني و آشوب گري نبوده ، بلکه به دنبال طرح ريزي يک برنامه مرموز مبتني بر وقوع درگيري هاي گسترده بين شيعيان و اهل سنت در سراسر کشور هستند.
آيا مي توان به صورت فهرست وار به اهم برنامه هاي اين حلقه اشاره بفرمائيد؟
متوليان : اگر چه اين جريان انگليسي براي نظام مقدس جمهوري اسلامي برنامه هاي گسترده اي تدارک ديده است ليکن شايد بتوان به صورت نمونه به ترتيب توالي زير اشاره داشته باشيم:
1 –يارگيري از بين جوانان شيعه به شيوه انجمن حجتيه.
2 – جلب حمايت هاي مادي و معنوي مردم و به خصوص جوانان فريب خورده از برنامه هاي اين جريان خطرناک.
3 – سازماندهي و ايجاد ساختارهاي لازم براي ايجاد و حفظ و گسترش ارتباط با مردم.
4 – ايجاد سامانه هاي تبليغي مناسب براي انجام برنامه هاي از پيش طراحي شده.
5– انجام برنامه هاي تفرقه افکنانه بين شيعيان و اهل سنت نظير توهين به خلفا و بزرگان
اهل سنت.
6–پمپاژ موج نفرت و کينه و عداوت در بين اهل سنت بويژه اهل سنت استان هاي مرزي ايران.
7 –تلاش براي ايجاد پيوند بين اهل سنت ايران با سلفي هاي تکفيري اهل سنت در آن سوي مرز ها.
8 – تلاش براي گسترش واگرايي جوانان شيعي نسبت به ولايت فقيه و نظام مقدس جمهوري اسلامي.
9 –تلاش براي گسترش خصومت و درگيري بين شيعيان و اهل سنت در ايران و ساير کشورهاي مسلمان.
10 – اعلام موجوديت سياسي براي ورود به حاکميت نظام و انجام براندازي به وسيله تمامي اهرم هاي در اختيار.
گفتيد که اين جريان مرموز انگليسي در حال ايجاد ساختارهاي لازم براي تحقق مأموريت هاي محوله از سوي سرويس هاي جاسوسي بيگانه است ؛ لطفاً مقداري در مورد ساختارهاي مورد نظر اين جريان توضيح دهيد؟
متوليان :طي سال هاي گذشته ، سرويس هاي جاسوسي اَنگلستان موفق به جذب ، نفوذ و سازماندهي حدود 70 روحاني نماي شيعي از جنس علي محمد باب ، بر اساس نيازهاي جديد در حوزه هاي
علميه شيعي بويژه در حوزه علميه قمشده است که تنها يکي از اين جماعت سازمان داده شده فتنه اَنگليسي سيدصادق شيرازي موسوم به "فرقه شيرازيه" است. جريان اسلامي متحجر و لندن نشين در طول سال هاي پس از انقلاب مشغول يارگيري و توسعه و نفوذ در سراسر ايران بوده و موفق به ايجاد ساختار در زمينه هاي تبليغي فرهنگي و اقتصادي نظير ايجاد صندوق هاي قرض الحسنه (با پول هاي دريافتي از اَنگلستان) شده است که به برخي از اين ساختارها اشاره مي شود:
۱- شبکه مداحان و عناصر تبليغي:
بهرهبرداري از عواطف و احساسات مذهبي يکي از شيوههاي توسعه نفوذ اين جريان است که با ارتباطگيري با هيأتهاي مذهبي، حوزههاي علميه، مداحان و طلاب و روحانيون و پيشنهاد کمکهاي مالي (با استفاده از پول هاي سرويس هاي
اطلاعاتي اَنگلستان و آمريکا و...) و حل مشکلات آنها دنبال ميشود. هيأتها و مداحاني که گرايش افراطي به تحريک احساسات و استفاده از شيوههاي نامتعارف و جنجالي مثل قمهزني و اهانت عليه مقدسات اهل سنت دارند، از جمله اهداف اصلي اين جريان براي وصل به شبکه تبليغي به شمار ميآيند.
۲- تأسيس مؤسسات ديني: يکي از شبکه هاي فرهنگي و اجتماعي اين جريان با تأسيس حوزههاي علميه و مراکز فرهنگي اجتماعي مثل کتابخانه و صندوق قرضالحسنه شکل گرفته که گفته ميشود به ۱۰۰۰ مؤسسه در زمينههاي مذهبي، مالي، اجتماعي، علمي و فرهنگي ميرسد. تنها در داخل کشور تعدادي حوزه علميه و ۲۳ کتابخانه و دهها صندوققرضالحسنه در اختيار اين جريان انحرافي ميباشد.
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
۳- شبکه وسيع رسانه اي:بهرهبرداري گسترده از فضاي مجازي و شبکههاي ماهوارهاي از جمله ويژگيهاي اين جريان است که با سخاوت و حمايت انگليس و سرويسهاي دول غربي تبديل به شبکهي گسترده و توانمندي شده است. اين جريان با در اختيار داشتن دهها شبکه ماهوارهاي و سايت اينترنتي تحت عناوين مقدسي چون شبکه هاي جهاني امام حسين(علیه السلام) ، چهارده معصوم ، فدک ، حضرت ابوالفضل ، مرجعيت ، القائم، سايت عقايد شيعه، سايت حرم امامحسين(علیه السلام) و… به زبانهاي فارسي، عربي، اَنگليسي و ترکي و … فعاليت ميکند. اين شبکهها در حالي با بهترين کيفيت (براي هرشبکه به صورت ماهانه مبلغ حدود يکصد ميليون دلار خرج مي شود) اداره ميشوند که رسانههاي جمهوري اسلامي ايران تحت تحريم مطلق قرار داشته و حتي به شبکه قرآن جمهوري اسلامي ايران هم اجازه فعاليت داده نميشود. جالب اينکه شبکه فدک که توسط ياسرالحبيب داماد سيدمجتبي شيرازي اداره ميشود در شهر لندن قرار داشته ولي هيچ مزاحمتي از سوي اَنگلستان عليه آن صورت نمي گيرد.
۴- ارتباط آشکار با پيراستعمار و سرويسهاي اطلاعاتي:شبکه هاي ماهوارهاي و سايتهاي اينترنتي اين جريان مروز انگليسي ، بدون هيچگونه مزاحمتي با عناوين مذهبي در سراسر جهان فعال ميباشند و انتقال پول به راحتي از طريق شبکههاي بانکي کشورهاي مختلف براي آنها مقدور است. جالب اين جاست که عناصر اصلي شبکههاي رسانهاي آنها در انگليس مستقر مي باشند.
اين جريان انحرافي و خطرناک چه اهدافي را در کشور تعقيب مي نمايد؟
متوليان :اين فرقه هاي نوظهور انحرافي در پناه ساختارهاي فوق ، اهداف متعددي را تعقيب مي کنند مثل:
1 –ساختن چهره اي خشن و طالباني و داعشي از شيعه در منظر افکار عمومي جهاني
2 –گم شدن حقانيت شيعه و اسلام ناب محمدي
3 –مبارزه با جريان اصيل مهدويت شيعي
4 –ايجاد شکاف در بين صفوف شيعه در جهان
5 – تعقيب پروژه اَنگليسي مدل سازي و ارائه اسلام بي خطر و آمريکايي در مقابل اسلام ناب
6 – ارائه يک مدل جايگزين براي ولايت فقيه در ساختار جمهوري اسلامي مورد نظر اَنگلستان
7 –استفاده ابزاري از عشق به اهل بيت عليهم السلام براي فريب مردم و سازماندهي آنان در فتنه آينده
8 –ترويج ، گسترش و پمپاژ تنفر و کينه نسبت به شيعيان در دل اهل سنت بويژه اهل سنت استان هاي مرزي ايران
9 – تعقيب مدل سازي انديشه سياسي تکفيري شيعي شبيه طالبانيزم سني به عنوان مکمل جريان تکفيري
10 –ترويج موج جنگ شيعه و سني درجهان اسلام
11 – ايجاد زمينه براي ترويج اسلام سکولار به عنوان خواستگاه غرب (اسلام آمريکايي).
12 – ايجاد زمينه همکاري بين اسلام سکولار و جريان سني مذهب جهت اعمال فشار مشترک به نظام به منظور تغيير بنيادين نظام همسو با ساختارهاي جهاني و ايجاد جمهوري منهاي ولايت فقيه.
در سخنان مقدماتي از سه حلقه اصلي نام برديد . لطفاً در مورد سومين حلقه اصلي براندازي 98 نيز توضيح دهيد؟
متوليان :جريان شيعه لندن نشين که در بالا توضيح دادم ؛ با جديت تمام به دنبال ايجاد سومين حلقه از حلقه هاي اصلي براندازي در داخل کشور با نام " حلقه سلفي هاي تکفيري ايران"هستند. به اين منظور جريان شيعه لندن نشين مأموريت دارد با ضرب آهنگ تند و به صورت مستمر و از طريق ده ها شبکه هاي تلويزيوني و هزاران و بلکه ميليون ها سايت اينترنتي و شبکه هاي گسترده اجتماعي و... به صورت شبانه روزي موج نفرت و کينه عليه شيعيان را در استان هاي سني نشين ايران پمپاژ نموده و به اين ترتيب ، استان هاي
مرزهاي شرق و غرب ايران که سني نشين هستند (و به فضل پروردگار در همگرايي کامل با مرکزيت کشور به سر برده و هيچ مشکلي با نظام ندارند) را به واگرايي و ميل به جدا شدن از مرکزيت ايران سوق داده و براي ايران مشکلات امنيتي درست کنند. واقعيت اين است که تا اين لحظه خود اهل سنت ايران بهترين مانع جدي در برابر تعرضات احتمالي جريان تکفيري اهل سنت آن سوي مرز بوده و داعش و طالبان و... بيش از آن که از مرکزيت ايران کينه به دل داشته باشند از اهل سنت مرزنشين ايران شاکي هستند. امّا چنانچه خداي ناکرده اسلام متحجر تکفيري موفق به واگرايي اهل سنت نسبت به مرکزيت نظام شود ،
پاي داعش و سلفي هاي تکفيري اهل سنت نيز به ايران باز خواهد شد. با باز شدن پاي سلفي هاي تکفيري به ايران و انجام انفجارات احتمالي ، جبهه متحد عبري ، عربي ، غربي به خود اجازه دخالت در اوضاع داخلي ايران ، به نفع اهل سنت را خواهد داد.
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
آيا مي توان پيش بيني کرد که حلقه سلفي هاي تکفيري در ايران در صورت شکل گيري ، چه هدفي را دنبال مي کند؟
متوليان :بله ؛ در صورت نتيجه دادن بازي اسلام لندن نشين متحجر ، و باز شدن پاي سلفي هاي تکفيري سني ، در هماهنگي با اهل سنت به داخل کشور ، آنچه که به عنوان يکي از مهمترين مستمسک ها براي فشار بر حاکميت ايران مورد توجه قرار خواهد گرفت ، تکيه بر روي جمعيت اهل سنت در ايران و ضرورت تغيير قانون اساسي ، منطبق با موازنه جمعيتي خواهد بود. قابل ذکر است که سال 1395 سال سرشماري نفوس در کشور است و يک جريان انحرافي در صدد
سوء استفاده از افزايش نفوس اهل سنت و درخواست اعمال تغييرات در برخي اصول قانون اساسي نظير مذهب رسمي وولايت فقيه بوده و به دنبال ايجاد مدل بيمارگونه و ديکته شده غربي که در کشورهاي عراق و لبنان به کار گرفته شده است خواهند بود که در آن سهم اهل سنت در يکي از پست هاي کلان نظام نظير رئيس قوه مجريه و يا تعداد قابل توجهي از وزارت خانه ها مشخص شده باشد و ناگفته پيداست که وقتي که اين دومينوي ضد امنيتي در کشور همراه با دخالت بيگانگان و در رأس آن ها شيطان بزرگ آغاز شود تا انهدام کامل نظام مقدس جمهوري اسلامي و تجزيه ايران به چند کشور ، منطبق با طرح خاورميانه بزرگ دنبال خواهد شد.
يا اهداف اين جريان و حلقه خطرناک را هم مي توانيد فهرست وار برشماريد؟
متوليان :آن طوري که از شواهد و قرائن بر مي آيد ؛ سرويس هاي اطلاعاتي بيگانه بويژه سرويس اطلاعاتي اَنگلستان براي اين حلقه نيز يک برنامه مدون و منظم ارائه داده که برخي از راهبردهاي مهم اين حلقه عبارت است از:
1 – ايجاد واگرايي در استان هاي سني نشين مرزي.
2 – تشکيل احزاب سياسي سنّي در مناطق سني نشين.
3 – گسترش فعاليت هاي سياسي ، با ضرب آهنگ رو به رشد مخالفت با مرکزيت جمهوري اسلامي ايران.
4 – تبديل شدن احزاب سياسي سني به سه شاخه شامل الف) شاخه اکثريت سياسي همسو با مرکزيت نظام ب) شاخه اقليت سياسي مخالف با مرکزيت نظام ج) شاخه اقليت نظامي سلفي تکفيري که تنها راه را ، مقابله نظامي و چريکي با نظام جمهوري اسلامي مي داند. ( قابل ذکر است که هر سه شاخه به صورت پنهاني از سوي سرويس هاي اطلاعاتي مثلث غربي عبري عربي حمايت و پشتيباني خواهند شد.)
5 –افزايش تحرکات سياسي و تبليغاتي جريان سني مذهب با حمايت رسمي بيگانگان پس از اعلام رسمي نتايج سرشماري نفوس در آغاز نيمه دوم سال 95 . اين جريان عمده فعاليت خود را به بعد از اعلام نتايج سرشماري نفوس در سال 95 موکول کرده و بر اين باور است که چنانچه طبق قرائن و شواهد موجود ، آمار اهل سنت نسبت به وضع موجود افزايش قابل ملاحظه داشته باشد ، زمينه براي افزايش تحرکات و اعمال فشار سياسي ،
تبليغاتي ، نظامي در داخل و با همکاري بيگانگان به شدت فراهم خواهد شد.
6 – انجام تحرکات نظامي از جنس عمليات هاي
خرابکارانه و انفجارات در داخل کشور و ايجاد ناامني در سراسر کشور بويژه اهداف مورد نظر داعش در مناطق شيعه نشين.
7 – اعلام رسمي خواسته هاي شاخه اکثريت به مرکزيت نظام ، مبني بر اعمال تغييرات در متن قانون اساسي در چارچوب افزايش سهم اهل سنت در حاکميت.
8– افزايش سطح همکاري شاخه نظامي با جريان سلفي خارج از مرزها نظير داعش ، النصره ،
القاعده ، طالبان و... و کشاندن پاي بيگانگان به موضوعات داخلي ايران ، هم زمان با اعلام نتايج سرشماري نفوس ، به منظور تضمين اثر بخشي فرايند تحقق خواسته هاي شاخه اکثريت و وادار کردن نظام به قبول و تن دادن به خواسته هاي فرا قانوني شاخه اکثريت.
9–بين المللي کردن خواسته هاي جريان سلفي اهل سنت ايران مبني بر ضرورت اعمال تغييرات در متن قانون اساسي در جهت تضمين سهم اهل سنت در هر سه قوه نظام متناسب با جمعيت و تغيير مذهب رسمي کشور و حتي تعيين سهم اهل سنت در اداره کلان نظام و ولايت فقيه.
10 –همسويي بين اسلام سلفي سني راه يافته به مجلس يازدهم با جريان اسلام سکولار براي تغيير و تبديل بنيادين نظام از يک نظام ديني مبتني بر ولايت مطلقه فقيه به يک نظام ديني سمبليک ترکيبي از اهل سنت و تشيع مبتني بر اسلام بي خطر آمريکايي.
11 –اعلام طرح آمريکايي ، انگليسي ضرورت جداشدن استان هاي سني نشين از مرکزيت با حمايت آشکار بيگانگان و مثلث شوم غربي ، عبري ، عربي ، به عنوان تضمين عقب نشيني جمهوري اسلامي ايران در برابر خواسته هاي نامشروع حلقه سلفي.
12 – پياده سازي طرح تجزيه ايران در راستاي طرح جامع خاورميانه بزرگ با مدل از پيش طراحي شده آمريکايي. (قابل ذکر است که طرح تجزيه ايران به چند کشور ، اولين بار در سال 78 و در جريان فتنه 18 تير دنبال شد که به دليل هوشياري رهبري معزز و معظم نظام ، عقيم و خنثي گرديده و در نطفه خفه گرديد.
رسالت :آن طور که در مقدمه پروژه 2020 اشاره کرديد ، سه حلقه اصلي اين پروژه را تعدادي حلقه هاي فرعي حمايت و پشتيباني مي کنند. لطفاً در مورد
علی پایدار, [23.08.15 19:26]
حلقه هاي فرعي نيز توضيح دهيد.
متوليان :همان طور که عرض شد؛سه حلقه اصلي در فتنه 98 را مجموعه اي از حلقه هاي فرعي حمايت و به نتيجه رسيدن آن را تضمين مي کنند ، اگرچه هر کدام از اين حلقه هاي فرعي بجز نقشي که در موج سوم براندازي و فتنه بزرگ ايفا مي نمايند ، به صورت مستقل در خدمت بعضي از جناح هاي سياسي نيز هستند ولي در يک نگاه کلان در خدمت پروژه 2020 بوده و در يک قالب کلي طرح ايجاد آشفتگي و ايجاد فضاي غبار آلود و پرشبهه را دنبال مي کنند به طوري که مجموعه اين حلقه هاي فرعي در يک ريل گذاري هدفمند فضايي را در جامعه ايجاد خواهد کرد که تشخيص حق و باطل حتي براي خواص نيز بسيار دشوار خواهد شد ، که به اختصار و ايجاز به برخي از آن ها اشاره مي شود:
1 – پروژه پان قوميسم:
اين پروژه از دير باز و از همان آغاز انقلاب اسلامي مورد نظر و طمع سياستمداران اَنگلستان و سرويس هاي اطلاعاتي شيطان بزرگ بوده و عليرغم شکست هاي پي در پي ، دشمنان غربي از اين پروژه دست بر نداشته و کماکان بر استفاده از ظرفيت اقوام در به چالش کشيدن جمهوري اسلامي ايران ، تکيه مي کنند و هم اينک نيز در دوران دولت يازدهم نيز براي آن حساب ويژه باز شده است.
2 –پروژه حمايت قشري از فتنه گران:
از آغاز دولت يازدهم جريان مرموز فتنه که به دولت جناب آقاي روحاني به صورت کنسرسيوم نگاه کرده و به شکل نانوشته ، وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري و وزارت آموزش و پرورش را سهم خود مي داند ، با استفاده از موقعيت خود در دولت و وزارت علوم ، بر سازماندهي جريانات سياسي راديکال و تند رو در محيط هاي دانشجويي در سراسر کشور و بازگرداندن دانشگاه ها به سال هاي 78 تا 82 تحت عنوان بازگرداندن نشاط سياسي به دانشگاه ها و احترام به ديدگاههاي متکثر دانشجويي اصرار داشته و بايد گفت متأسفانه تا حدودي موفق هم بوده اند. ستاد فتنه براين باور است که بر اساس نسخه هاي براندازي و دستورالعمل هاي جورج سوروس ، جريانات دانشجويي بيشترين نقش را در پيشبرد اهداف فتنه گران ايفا خواهد نمود. ستاد فتنه در ارزيابي خود از نقش هر يک از اقشار و صنوف در موفقيت طرح هاي براندازي به اين نتيجه رسيده که تشکل هاي دانشجويي بيشترين نقش را ايفا خواهند کرد.
ابعاد شكل گيري فتنه بزرگ و موج سوم براندازي
3 – پروژه ناراضي کردن مردم و ايجاد فشار اقتصادي بيشتر بر مردم:
مکتب اقتصادي نئوکينزي (مکتب مورد نظر کارگزاران سازندگي) علاوه بر گسترش و نهادينه سازي فساد اقتصادي بر استثمار طبقه کارگر تاکيد ويژه داشته و مدعي است که اگر شکم کارگر سير باشد کار نمي کند و به همين دليل بر گرسنه نگه داشتن اين طبقه آبرومند کارگري اصرار مي ورزند. اما در وضعيت فعلي شوا