۴/شهریور/۹۴, ۱۶:۰۴
سلام دوستان
ذهن ما دارای یک سری "جهت گیری های شناختی" (cognitive bias) است که می تونه باعث جهت گیری ما در مورد مسائل مختلف بشه. به نظر من مهمترینهاش این سه تاست:
تمایل به تایید
تمایل به حمایت از انتخاب
اثر لنگر انداختن
تمایل به تایید باعث میشه ما ناخودآگاه دنبال مواردی بگردیم که به تایید عقاید قبلیمون کمک کنند و به مسائلی که ممکن است موجب زیر سوال رفتن عقایدمان شود بی اعتنایی کنیم. تمایل به حمایت از انتخاب باعث میشه از چیزی که پذیرفته ایم متعصبانه طرفداری کنیم و اثر لنگر انداختن نیز موجب می شود که به اولین چیزهایی که دیده ایم توجه بیشتری کنیم.
می توان مثالهای مختلف این تاثیر این جهت گیری ها را بیان نمود. به طور مثال شاید برای شما پیش آمده باشد که وارد بازاری شوید و در اولین مغازه یک پیراهن خوب ببینید و ازش خوشتون بیاد. بعد از این وقتی بله مغازه های دیگر سر می زنید، حس می کنید هیچ کدوم از اجناسشون مثل اون اولی نمیشه، چون علاقه به اون پیراهن در ذهن شما لنگر انداخته.
یه مثال دیگه اش رو میشه در طرفداران تیمهای استقلال و پرسپولیس دید. فرض کنید فردی در ابتدای زمانی که به فوتبال علاقه مند شده، تحت تاثیر دوستان یا به هر دلیل دیگه به تیم یک تیم علاقه مند شده. اثر لنگر انداختن می تونه باعث بشه این فرد تا انتها طرفدار همون تیم بمونه، حتی اگر تیم مورد علاقه اش بد بازی کنه (به خاطر اثر لنگر انداختن). دوست هم داره همه مردم طرفدار همون تیم مورد علاقه اش بشن (به خاطر تمایل به حمایت از انتخاب).
اما می خوام براتون در مورد تمایل به تایید بگم.
فرد کنید یک نفر از بچگی تحت تاثیر تبلیغات ضد شیعه قرار گرفته و اون تبلیغات رو پذیرفته. این فرد از آن پس اگر بخواد در مورد تشیع تحقیق کنه، ترجیح میده به مقالات و سخنرانی هایی مراجعه کنه که مخالفان شیعه نوشته اند و به جوابیه های علمای شیعه رجوع نمی کنه. اگر بخواد در مورد رفتار شیعیان تحقیق کنه، ذهنش نکات منفی رو خیلی بزرگنمایی می کنه و نکات مثبت رو کوچک نشون میده. این فرد در یک چرخه معیوب گرفتار میشه که روز به روز به آنچه در ابتدا بهش گفته شده معتقد تر میشه.
این فرد ممکنه تصور کنه که عقایدش رو با تحقیق پذیرفته، اما مشکل اینه که این تحقیقات با جهت گیری همراه بوده. فرد نا خود آگاه به دنبال تاید عقاید پیشینش بوده و به این خواسته اش هم رسیده.
اما این فرد چطور می تونه از این چرخه معیوب خارج بشه؟
قدم اول اینه که فرد از اعتقاداتش مطلع بشه. یعنی یک لیست از اعتقاداتش رو بیاره روی کاغذ.
در قدم دوم، باید دنبال دلایلی برای رد هر کدوم از این عقاید بگرده. اگر فرد تمام تلاشش رو برای رد یک اعتقاد به کار برد و در انتها دید که دلایلی که برای عقایدش هست هیچکدام قانع کننده نیست، آنگاه می تونه مطمئن باشه که اعتقاداتش درسته.
حالا چند تا سوال:
1- آیا این روش منافاتی با اسلام داره؟ نه. در اسلام آیات و احادیث بسیاری هست که ما رو به اندیشیدن و تحقیق دعوت می کنند. همچنین می دونیم که اصول دین رو نمیشه تقلیدی پذیرفت.
2- آیا باید در تحقیقاتمون به همون نتایجی برسیم که از ابتدا درست تصورشون کردیم؟ نه. ممکنه پس از تحقیق متوجه شویم که نظرات قبلیمون درست نبودند.
3- آیا این روش ما رو به ندانم گرایی می رسونه؟ نه لزوماً. به طور مثال ممکنه شما بخواید اعتقادتون مبنی بر گرد بودن زمین رو بررسی کنید. شاید در جریان این بررسی متوجه شوید که یک "انجمن زمین مسطح" وجود داره که معتقده تمام عکسهای گرفته شده از فضا، عکسهای ساختگی اند که برای تضعیف اعتقادات مردم منتشر شده. اما اگر تحقیقبیشتری کنید متوجه خیلی شواهد دیگه بر گرد بودن زمین میشی که نمی تونند ساختگی باشند، مانند وجود ماهواره ها.
ذهن ما دارای یک سری "جهت گیری های شناختی" (cognitive bias) است که می تونه باعث جهت گیری ما در مورد مسائل مختلف بشه. به نظر من مهمترینهاش این سه تاست:
تمایل به تایید
تمایل به حمایت از انتخاب
اثر لنگر انداختن
تمایل به تایید باعث میشه ما ناخودآگاه دنبال مواردی بگردیم که به تایید عقاید قبلیمون کمک کنند و به مسائلی که ممکن است موجب زیر سوال رفتن عقایدمان شود بی اعتنایی کنیم. تمایل به حمایت از انتخاب باعث میشه از چیزی که پذیرفته ایم متعصبانه طرفداری کنیم و اثر لنگر انداختن نیز موجب می شود که به اولین چیزهایی که دیده ایم توجه بیشتری کنیم.
می توان مثالهای مختلف این تاثیر این جهت گیری ها را بیان نمود. به طور مثال شاید برای شما پیش آمده باشد که وارد بازاری شوید و در اولین مغازه یک پیراهن خوب ببینید و ازش خوشتون بیاد. بعد از این وقتی بله مغازه های دیگر سر می زنید، حس می کنید هیچ کدوم از اجناسشون مثل اون اولی نمیشه، چون علاقه به اون پیراهن در ذهن شما لنگر انداخته.
یه مثال دیگه اش رو میشه در طرفداران تیمهای استقلال و پرسپولیس دید. فرض کنید فردی در ابتدای زمانی که به فوتبال علاقه مند شده، تحت تاثیر دوستان یا به هر دلیل دیگه به تیم یک تیم علاقه مند شده. اثر لنگر انداختن می تونه باعث بشه این فرد تا انتها طرفدار همون تیم بمونه، حتی اگر تیم مورد علاقه اش بد بازی کنه (به خاطر اثر لنگر انداختن). دوست هم داره همه مردم طرفدار همون تیم مورد علاقه اش بشن (به خاطر تمایل به حمایت از انتخاب).
اما می خوام براتون در مورد تمایل به تایید بگم.
فرد کنید یک نفر از بچگی تحت تاثیر تبلیغات ضد شیعه قرار گرفته و اون تبلیغات رو پذیرفته. این فرد از آن پس اگر بخواد در مورد تشیع تحقیق کنه، ترجیح میده به مقالات و سخنرانی هایی مراجعه کنه که مخالفان شیعه نوشته اند و به جوابیه های علمای شیعه رجوع نمی کنه. اگر بخواد در مورد رفتار شیعیان تحقیق کنه، ذهنش نکات منفی رو خیلی بزرگنمایی می کنه و نکات مثبت رو کوچک نشون میده. این فرد در یک چرخه معیوب گرفتار میشه که روز به روز به آنچه در ابتدا بهش گفته شده معتقد تر میشه.
این فرد ممکنه تصور کنه که عقایدش رو با تحقیق پذیرفته، اما مشکل اینه که این تحقیقات با جهت گیری همراه بوده. فرد نا خود آگاه به دنبال تاید عقاید پیشینش بوده و به این خواسته اش هم رسیده.
اما این فرد چطور می تونه از این چرخه معیوب خارج بشه؟
قدم اول اینه که فرد از اعتقاداتش مطلع بشه. یعنی یک لیست از اعتقاداتش رو بیاره روی کاغذ.
در قدم دوم، باید دنبال دلایلی برای رد هر کدوم از این عقاید بگرده. اگر فرد تمام تلاشش رو برای رد یک اعتقاد به کار برد و در انتها دید که دلایلی که برای عقایدش هست هیچکدام قانع کننده نیست، آنگاه می تونه مطمئن باشه که اعتقاداتش درسته.
حالا چند تا سوال:
1- آیا این روش منافاتی با اسلام داره؟ نه. در اسلام آیات و احادیث بسیاری هست که ما رو به اندیشیدن و تحقیق دعوت می کنند. همچنین می دونیم که اصول دین رو نمیشه تقلیدی پذیرفت.
2- آیا باید در تحقیقاتمون به همون نتایجی برسیم که از ابتدا درست تصورشون کردیم؟ نه. ممکنه پس از تحقیق متوجه شویم که نظرات قبلیمون درست نبودند.
3- آیا این روش ما رو به ندانم گرایی می رسونه؟ نه لزوماً. به طور مثال ممکنه شما بخواید اعتقادتون مبنی بر گرد بودن زمین رو بررسی کنید. شاید در جریان این بررسی متوجه شوید که یک "انجمن زمین مسطح" وجود داره که معتقده تمام عکسهای گرفته شده از فضا، عکسهای ساختگی اند که برای تضعیف اعتقادات مردم منتشر شده. اما اگر تحقیقبیشتری کنید متوجه خیلی شواهد دیگه بر گرد بودن زمین میشی که نمی تونند ساختگی باشند، مانند وجود ماهواره ها.