۶/شهریور/۹۴, ۲۲:۰۵
بسم الله الرحمن الرحیم
هارون مكّى در حالی که کفش هایش را در دست داشت وارد شد امام صادق گفت هارون کفش هایت را زمین بگذار و وارد تنور آتش شو
...
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم.
دوستان با خودم می گفتم سهل عجب آدم عوضی بوده بابا امام صادق گفته برو تنور چرا نرفته خاک تو سرش....!!!
یه مدت بعد با خودم گفتم عجب آدم خوبی شدم اگر از من می خواست برم تو تنور با کله می پریدم.
سرتون رو در نمیارم بعد از یه مدت صبح ساعت ... نمی دونم چی شد صدای اذان رو شنیدم عجیب بود. من معمولاً چنان خوابم که صدای اذان من رو بیدار نمی کنه. هنوز نیم ساعت مونده بود به ساعتی که زنگ موبایلم رو برای نماز کوک کرده بودم.
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو حالت گیجی و منگی خواب با خودم گفتم: "خوب وقت نمازه دیگه میگه بلند شو نماز اول وقتت رو بخون." جاتون خالی گیج خواب بودم با خودم گفتم: "که ساعت کوک کردم دیگه نیم ساعت دیگه بیدار میشم و ...."
لازم نیست توضیح بدم که چی شد.
خیلی ساده است، لازم نیست برم تو تنور، خیلی گنده تر از کله منه. همون نمازم رو اول وقت بخونم کلی هنر کردم.
از این اتفاقات زیاد بوده، خسته بودم صدای اذان از مسجد می اومد با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟؟؟؟؟ جاتون خالی تو خونه نماز خوندم.
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو درست رو بخون"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو برای مادرت نون بخر"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو ورزش کن"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو تنبلی نکن بازی با موبایل بسه"
با خودم گفتم خاک توی سر من تا حالا اگر فقط به حرفش گوش داده بودم وضع من کلی با اینی که هست تفاوت می کرد.
شما چطور؟ تو تنور میرید؟
...
امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اى سهل ! ما خود مى دانيم كه در چه زمانى خروج و قيام نمائيم ؛ و آن زمان موقعى خواهد بود، كه حدّاقلّ پنج نفر هم دست ، مطيع و مخلص ما يافت شوند، در ضمن بدان كه ما خود آگاه به تمام آن مسائل بوده و هستيم.
دوستان با خودم می گفتم سهل عجب آدم عوضی بوده بابا امام صادق گفته برو تنور چرا نرفته خاک تو سرش....!!!
یه مدت بعد با خودم گفتم عجب آدم خوبی شدم اگر از من می خواست برم تو تنور با کله می پریدم.
سرتون رو در نمیارم بعد از یه مدت صبح ساعت ... نمی دونم چی شد صدای اذان رو شنیدم عجیب بود. من معمولاً چنان خوابم که صدای اذان من رو بیدار نمی کنه. هنوز نیم ساعت مونده بود به ساعتی که زنگ موبایلم رو برای نماز کوک کرده بودم.
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تو حالت گیجی و منگی خواب با خودم گفتم: "خوب وقت نمازه دیگه میگه بلند شو نماز اول وقتت رو بخون." جاتون خالی گیج خواب بودم با خودم گفتم: "که ساعت کوک کردم دیگه نیم ساعت دیگه بیدار میشم و ...."
لازم نیست توضیح بدم که چی شد.
خیلی ساده است، لازم نیست برم تو تنور، خیلی گنده تر از کله منه. همون نمازم رو اول وقت بخونم کلی هنر کردم.
از این اتفاقات زیاد بوده، خسته بودم صدای اذان از مسجد می اومد با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟؟؟؟؟ جاتون خالی تو خونه نماز خوندم.
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو درست رو بخون"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو برای مادرت نون بخر"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو ورزش کن"
با خودم گفتم الان امام زمان از من چی می خواد؟ "بلند شو تنبلی نکن بازی با موبایل بسه"
با خودم گفتم خاک توی سر من تا حالا اگر فقط به حرفش گوش داده بودم وضع من کلی با اینی که هست تفاوت می کرد.
شما چطور؟ تو تنور میرید؟
