تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: به وقتش . . .
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم


به قیام عاشورا نگاه کنیم...

وقتی امام قیام می کند به واقع قیامتی بر پا می شود....
مگر نه اینکه یکی از اسامی روز قیامت یوم تبلی السرائر هست؟


قبل از قیام امام، کوفیان مشتاق امام بودند در اشتیاقشان هم اهل فریب نبودن...
اگر تاریخ رو مطالعه کنیم می بینیم وقتی امام به سمت کوفه می رفتند از کاروانهایی که به مکه می آمدن احوالات کوفه رو می پرسیدن...


یکی از کسانی که امام اوضاع کوفه رو از اون پرسید بن مطیع بود...
که توی فیلم مختار هم این شخصیت بود...

بن مطیع عرض کرد به امام : دلهای کوفیان با شماست اما شمشیرهایشان بر شماست....
امام در پاسخش فرمود: این برادر کوفی راست می گوید.


پس ببینید... در اشتیاق و علاقه شان دروغ هم نمی گفتن...



براتون عجیب نیست؟
قبل از قیام کسی در فکر قتال با امام نبود
بعد از قیام و جریان اسارت هم همه از کرده خودشون پشیمون شدن
اما حین قیام!!!!...


این قیام چی بود که همه اینقدر سرسختانه در کشتن امام و یارانش متحد شده بودن؟



اونها نمی دونستن قیام ولایت ، قیامت است...
یعنی یوم تبلی السرائر هست...


قبل و بعد قیام رذایل باطنیشون در ظرف وجودشون ته نشین بود فقط حین قیام، باطن اونها هم قیام کرد باطن های ته نشین شده اومد بالا...
قیامت بود... یوم تبلی السرائر بود...

آدم وقتی به این مسائل فکر می کنه از خودش وحشتش میگیره...




کمی واضح تر بگم:
شما فرض کنید شخصی رو که انسان خوبی هست اعمال مذهبیش رو هم انجام میده اهل آزار و خیانت و خباثت هم نیست منتها به صورت ژنتیکی آدم ترسویی هست (بلاخره خُلق هم میتونه ژنتیکی انتقال پیدا کنه)

هیچ وقت هم در صدد بر نیامده این ضعف نفسش رو برطرف کنه... خب شرایطی هم به اون صورت پیش نیومده که این خصلت ترسو بودنش زیاد براش تجلی کنه... مثلا اغلب در امنیت زندگی کرده...

این آدم درسته ترسو هست اما آدم بدی نیست دوستدار ولایت هم میشه و ممکنه دم از حامی ولایت بودن هم بزنه...


ممکنه در راستای حمایتش از ولایت ناگهان در شرایط هولناکی قرار بگیره که اون خصلت ترسو بودنش بر خودش غلبه کنه و به علت ترس زیاد ناگهان مسیری خلاف مسیر ولایت رو طی کنه...


حالا ترسو بودن یکی از رذیله های نفس هست...
شما مثال رو تعمیمش بدید به همه رذایل



اینجا اصطلاحا میگیم اون خصلتهای باطنی شخص عیان شد...باطن شخص قیام کرد...


کوفیان هم قلبا امام حسین رو دوست داشتن اما در شرایطی که اون رذیله هاشون در ظرف وجودشون ته نشین بود امام رو دوست داشتن...

امام وقتی قیام فرمود اون خصلتهای ته نشین شده اومد بالا... یوم تبلی السرائر اتفاق افتاد


این مسئله رو در ادعاهای امروزمون باید در نظر داشته باشیم...

.
.
.
.
.
.

حالا بیایم به زمان خودمون...

میایم حنجره پاره می کنیم که:
"وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد..."


حالا که آقا به صراحت حکم جهاد داده...مگه نفرمود جهاد فرهنگی، جهاد علمی، جهاد اقتصادی...
خب ما چی کار کردیم؟

این همون به وقتشه است...


مگه حکم جهاد، نامه اداری با شماره ثبت و سند و پیوست و چه و چه است که باید به دستمون برسه تا تصمیم بگیریم به جهاد؟!

حکم جهاد میتونه فقط یک اشارت چشم "ولی" باشه! چه برسه به اینکه "ولی" به وضوح دغدغه هاش رو فریاد بزنه و من فقط بشینم و بگم :" نچ نچ نچ...!!!"

ببینیم چشمان سرخ و بشنویم صدای گرفته اش رو، اما انگار نه انگار؟!


الان وقتشه...
پس درست به وقتش کارمون رو انجام بدیم
تا در قیام ولایت، یوم تبلی السرائرِ حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، باطن های ته نشین شده، کار دستمان ندهد


بسم الله الرحمن الرحیم


تفاوت عمل حسنه و عمل صالح


* عمل حسنه یعنی کار نیکو...
هر کاری که خوب باشه میگن حسنه: نماز، زکات، ادب، نظافت، ایثار و....


* اما صالح،عملی هست که در زمان خودش انجام میشه..

و فقط در زمان خودشه که تاثیر داره..
چه بسا در زمان دیگری بارها هم انجام بشه اما اثر خودش رو نداره.. (مثل قضای نماز رو خوندن، بجای نماز اول وقت..)

مثال براش زیاده در تاریخ...


بودن افرادی که امام حسین رو قبول داشتن، قصد یاری داشتن، اما به کربلا نرسیدن...

یا کسانی که جلوتر از امام آماده ی جنگ شدن اما توی اصل قیام، توی کربلا، نبودن که صدای هل من ناصر رو پاسخ بدن....

همیشه سجده بر خدا عمل حسنه و نیکوست، اما اگر جلوتر از امامت به سجده بری، نمازت باطله...


پس به وقتش کارها را باید انجام داد

ان الانسان لفی خسر
الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات
و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر



بسم الله الرحمن الرحیم


پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند:
در ایام زندگی شما نسیم‌های روح بخش ربوبی می وزد.
پس مواظب باشید آنها را از دست ندهید و خودتان را در مسیر آنها قرار دهید باشد که نسیمی به شما برخورَد و تیره روز نشوید.



همچنین در حدیث دیگری می فرمایند :
درایام زندگی شما نسیم های الهی می وزد، مترصد این لحظه ‏ها باشید [و از آنها هوشیارانه بهره برداری کنید].

.
.

پس در لحظه انتخاب، به وقتش، درست و مخلصانه انتخاب کنیم
که خدا این اخلاص و این “لحظه شناسی” را که “عرضه خود بر مقاطع نفحات الهی” است، دوست دارد.


کاش ما هم متوجه این نسیم های ربوبی که به سمت ما می وزه، بشیم
بتونیم حسش کنیم و درست و به موقع تصمیم بگیریم
مثل حر
مثل شاهرخ
مثل رضا سگه
و ...

.
.
.


رضا سگه!...
یه لات بود تو مشهد
هم سگ خرید و فروش می کرد و هم دعواهاش از نوع سگی بود.


یه روز داشت می رفت سمت کوه سنگی برای دعوا و غذا خوردن، دید یه ماشین داره تعقیبش می کنه.
آرم ماشین : ستاد جنگهای نا منظم
راننده: شهید چمران




شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت: فکر کردی خیلی مردی؟!
– بروبچه ها اینجور میگن!

– اگه مردی بیا بریم جبهه....

به غیرتش بر خورد.
راضی شد، بردش جبهه

.
.

شهید چمران تو اتاق نشسته بود. یه دفعه دید که صدای دعوا میاد!
با دست بند، رضا رو آوردن تو اتاق. رضا رو انداختنش رو زمین.


-این کیه آوردید جبهه ؟!...

رضا شروع کرد به فحش دادن . . . چه فحشای رکیکی. . .
اما چمران مشغول نوشتن بود.

دید که شهید چمران توجه نمی کنه!
یه دفعه داد زد: اوهوی کچل با توام...!!!


شهید چمران با مهربانی سرش رو بالا آورد: بله عزیزم! چی شده عزیزم؟ چیه آقا رضا؟ چه اتفاقی افتاده؟


قضیه این بود : آقا رضا داشت می رفت بیرون. بره سیگار بگیره و برگرده. با دژبان دعواش شده بود.

شهید چمران: آقا رضا چی میکشی؟!!... برید براش بخرید و بیارید...!

.
.

حالا شهید چمران و آقا رضا . . . تنها تو سنگر . . .

آقا رضا: میشه یه دو تا فحش بهم بدی؟! کشیده ای، چیزی!!


شهید چمران: چرا؟!
آقا رضا: من یه عمر به هرکی بدی کردم، بهم بدی کرده . . . تا حالا نشده بود به کسی فحش بدم و اینطور برخورد کنه . . .



شهید چمران:
اشتباه فکر می کنی...! یکی اون بالاست، هر چی بهش بدی می کنم، نه تنها بدی نمی کنه، بلکه با خوبی بهم جواب میده . . . هی آبرو بهم میده . . .
تو هم یکیو داشتی که هی بهش بدی می کردی بهت خوبی می کرده . . .! منم گفتم بذار یه بار یکی بهم فحش بده بگم بله عزیزم. . . یکم مثل اون شم . . .!




آقا رضا جا خورد. . .
تلنگر خورد به شخصیت معنویش . . .
رفت تو سنگر نشست . . .
آدمی که مغرور بود و زیر باز کسی نمی رفت زار زار گریه می کرد . . .

عجب! یکی بوده هرچی بدی کردم بهم خوبی کرده؟


اذان شد. . . .
آقا رضا اولین نماز عمرش بود . . .
رفت وضو گرفت . . .
سر نماز، موقع قنوت صدای گریه اش بلند بود. . . .


وسط نماز، صدای سوت خمپاره اومد . . .
صدای افتادن یکی روی زمین شنیده شد. . .



آقا رضا رو خدا واسه خودش جدا کرد . . .
فقط چند لحظه بعد از توبه کردنش . . .
توبه واقعی و یه نماز واقعی . . .

به وقتش درست انتخاب کرد . . .


بسم الله الرحمن الرحیم


چقدر شیرین است حج خانه خدا!
چقدر لذت بخش است درک آن فضای ملکوتی!
از آن گذشته حج رکن اسلام است : بنی الاسلام علی خمس: علی الصلاة و الزکاة و الصوم و الحج و الولایة...
و جزئی از فروع دین.

اما شرط کربلایی شدن، پشت کردن به مکه است و انتخاب حسین...



چه حادثه ی شگفتی که واجب هم به پای او کنار می رود،
حتی حج،
حج واجب!

چرا که حسین "اوجب" است
و جایی که "اوجب" هست ترجیح بر "واجب" پیدا کردن، امری بدیهی است.



اینجاست که باید اولویت را تعیین کرد، کدام یک : حج یا حسین!
و چه تصویر غریبی پشت کردن به یک اولویت!
برای رسیدن امامی که امروز اولویتش با همه فرق دارد . . .


کسانی که با خود گفتند اول حج بگذاریم، بعد به حسین می رسیم، نرسیدند! . . .

تاریخ می خواست به همه درس اولویت دهی یاد بدهد :
جایی که اولویت "حسین" است، هیچ تاخیری جایز نیست!


باید اولویت ها را همراه امام انتخاب کرد، نه زودتر، نه دیرتر :
المتقدم لهم مارق، و المتاخر عنهم زاهق، و اللازم لهم لاحق!


و چقدر سخت می شود تشخیص این اولویت، خیلی ها اشتباه کردند.
یک عده بغل دست حسین (علیه السلام) هم نشسته بودند، اما اشتباه کردند.


چه کسی می تواند بگوید عبدالله بن عباس، عبدالله بن جعفر از اسلام و از محبت خاندان پیغمبر نصیبی نداشتند؟
اینهایی که در دامان آل پیغمبر بزرگ شده بودند، نمی دانستند آن سرزمینی که باید از آن دفاع بشود و آن نقطه ای که باید برایش فداکاری بشود، کجاست!


نشستند در مدینه به امید آن که چهار تا مسئله بگویند.
اسلام مجسم را، قرآن ناطق را، حسین فاطمه را تنها گذاشتند.

به همین علت در شب عاشورا امام به یارانش می فرمایند: اصحابی مثل شما ندیدم!


وقتی حسین به سمت کربلا حرکت آغاز می کند، همه چیز از اولویت خارج می شود،
حتی طواف حج واجب!

دیگر مکه و مدینه ماندن، اولویت خود را از دست می دهد.


پشت به قبله و رو به امام بودن در آداب زیارت، می تواند یادآور این جلوه از تاریخ باشد :
اول حسین، آخر حج . . .

.
.
.


به کارهایمان اولویت دهیم
به وقتش درست عمل کنیم!
کدام یک از کارهایمان اولویت دارد؟؟...



بسم الله الرحمن الرحیم

(۱۷/شهریور/۹۴ ۱۵:۱۳)مصباح نوشته است: [ -> ]
بسم الله الرحمن الرحیم

تفاوت عمل حسنه و عمل صالح
* عمل حسنه یعنی کار نیکو...
هر کاری که خوب باشه میگن حسنه: نماز، زکات، ادب، نظافت، ایثار و....


* اما صالح،عملی هست که در زمان خودش انجام میشه..

و فقط در زمان خودشه که تاثیر داره..
چه بسا در زمان دیگری بارها هم انجام بشه اما اثر خودش رو نداره.. (مثل قضای نماز رو خوندن، بجای نماز اول وقت..)

مثال براش زیاده در تاریخ...


بودن افرادی که امام حسین رو قبول داشتن، قصد یاری داشتن، اما به کربلا نرسیدن...

یا کسانی که جلوتر از امام آماده ی جنگ شدن اما توی اصل قیام، توی کربلا، نبودن که صدای هل من ناصر رو پاسخ بدن....

همیشه سجده بر خدا عمل حسنه و نیکوست، اما اگر جلوتر از امامت به سجده بری، نمازت باطله...

سلام
ببخشید کلی روی این حرف فکر کردم

به نظرم دقیق و درست تفاوت عمل صالح و حسنه رو نگفته




حالا نظر من اینه که :
عملی که برخلاف شرایط لازم انجام بشه نه صالحه و نه حسنه.
درست مثل نمازی که در اردوگاه معاویه و یزید خوانده می شد. اون نماز، فقط ظاهری نیکو داشت ولی در اصل، هر لحظه موجب دوری از خدا می شد.

یا مثل موقعی که عبدالله بن عباس و عبدالله بن جعفر و .. به بهانه ی تفسیر و فقه توی مدینه موندن و از دررکاب بودن امام بازماندن



پس به نظرم اول یه مقدماتی باید باشه تا به اون عمل حسنه گفته شه.

با توجه به قرار دادن مصادیق مختلف کنار هم ، من فک می کنم، اون شرایط اولیه و اون مقدمه هم چیزی جز ولایت نیست تا تحت اون مقدمه به اون عمل حسنه گفته شه
تو همین مثال نماز تو اردوگاه معاویه. چون ولایتی در کار نیست، به نظرم کلا اون نماز حسنه نیست



بعد این حسنه با اون مقدمه، اگه شرایط مکانی، زمانی و جهتی مناسب رو داشته باشه می شه عمل صالح


یعنی یه عمل خوب ( یعنی یک حسنه) با سه خصوصیت زمان و مکان و جهت مناسب، یعنى با توجه به تاریخ و جغرافیا و مختصاتی ویژه، صالح میشه و به اون عمل صالح میگن

ممکنه کسی، خون بده و شهید بشه، ولى تو زمان مناسب و مکان مناسب و در جهت و هدف مناسبى قرار نگرفته باشه.
مثل توابین
اگه تو "روز"عاشورا "بــا" امام حسین (علیه السلام) و در "کنــار" او بودند و خونشان درکنار خون امام حسین (علیه السلام) می‏ ریخت، بهتر بود قطعا
پس خون همون خونه. ولی این که "کجا و در چه زمانی" ریخته شده، این مهمه.

پس همین قیام توابین با اینکه مقدمه ی ولایت رو داشت و با هدف انتقام خون امام بود از نظر خودشان، ولی در زمان و مکان مناسب انجام نشد.



بسم الله الرحمن الرحیم


کلا اوضاع این روزای کشورمون خیله غصه داره
فقطم بحث برجام نیست
بلکه برجام یه پوششی برای یک سری کارهای دیگه هستش
این وضعیتم فقط محصول همین روزا نیست، از قبل انقلاب شروع شده
اگرم خیلی عمیقتر نگاه کنیم از ابتدای تاریخ بوده

همیشه دو جریان و دو اندیشه در جامعه در جریانن. جریان حق و جریان باطل. جریان سومیم نداریم.

این دو جریان بعد انقلاب ماهیتشون هر روز بیشتر روشن شد.

یکی : جریان و اندیشه و مکتب حق که خط دین و به تبع اون خط امام و تفکر انقلابی بود (اصلا منظورم جریانهای سیاسی خاصی نیست، کلی می گم)

یکیم: جریان باطل. تو این جریان افراد متنوعی قرار میگیرن: افراد ساده لوح، افراد صادق اما بی تدبیر، افراد خبیث، افراد مکار، افراد شیاد، افراد دلسوز اما احمق...


چیزی که الان نمودش خیلی زیاده اینه که مقابله ی این دو جریان این روزها خیلی اوج گرفته :
گفتم که منظورم صرفا برجام نیست======> به صحبت های حضرت آقا گوش بدیم :
نفوذ نفوذ نفوذ،
راضی نیستم از اقتصاد مقاومتی ====> نفوذ اقتصادی
نفوذ فرهنگی
نفوذ سیاسی
خط سازش
چرا مرگ بر آمریکا
اسلام رحمانی
با دشمنان مدارا
و ....

طیف فکری سازش کار و گاها ترسو و بعضا نادان و به فرمایش مقام معظم رهبری سهل اندیش، هیچ وقت تو این کشور آرام ننشستن و همواره در کار بودن و نیرو سازی کردن
وای اگه اینها تمام قدرت رو به دست بگیرن جامعه کفر چنان ضربه ای به این کشور می زنه که تا چند ده نسل آینده رو می سوزونه...تازه اگه نسلی باقی بمونه!


یه سال پیش آقای صدیقی امام جمعه موقت تهران که خدا حفظشون کنه توی کاشان سخنرانی ای داشتن و هشدار دادن برای انتخابات مجلس خبرگان امسال...

فرمودن خیلی آگاه باشید که دشمنان داخلی و خارجی برای این انتخابات نقشه ها دارن و میخواد ایادی خبیث خودشون رو وارد مجلس کنن

به خیال اونا حالا دیگه ده سال آخر رهبری آقا هست برای اینکه رهبر بعدی از خط فکری خودشون باشه باید این مجلس خبرگان رو جور دیگری چیدمان کنن.
همین الان الان کلی کار کردند و دارن کار می کنن.
باید به هوش باشیم


عزیزان: تو جامعه ما افرادی که دل به خط امام و رهبری دارن کم نیستن، باور کنید.
فقط ایراد بزرگ ما جماعت عاشق امام و رهبری اینه که به اندازه اون کج اندیش ها فعال نیستیم. و این فعال نبودن، جریان حق رو منزوی میکنه هر چند تعدادمون زیاد باشه


قرار نیست در حد یک وزیر برای خومون برنامه بریزیم و از خودمون انتظار داشته باشیم و یا در حد یه استاد دانشگاه
ببینیم توانمندیمون در چه حدیه. در همون حد در میدان باشیم.

اگه گرافیستیم با طرح هامون. اگه دست به قلممون خوبه، با قلم زنی،

کار رو عار ندونیم. این همه رهبری عزیز می فرمایند اقتصاد مقاومتی ولی ما همش دنبال پشت میز نشستنیم. انقدر می شه کارآفرینی داشته باشیم خودمون

رهبری می فرمایند حمایت از تولید داخلی ولی تا مارک نباشه، زندگی رو غیر ممکن می دونیم

حتی خانوم ها می تونن با کارهای هنری مثل خیاطی بیان تو میدان. لباس هایی که رنگی از عفت و حیا ندارند و تو اخرین مدشون هم شیشه ای شدن، کل بازار ما را پر کردن. خانوم ها بریم، خیاطی یاد بگیریم حداقل حداقل لباس و مانتوهای خودمون و اطرافیانمون رو تامین کنیم

و هزار تا کار دیگه ای که ممکنه تو نگاه اول کوچیک و بی ربط به چشم بیاد
ولی همه ی این چیزهاست که فرهنگ و اقتصاد و سیاست و جامعه ی ما رو تشکیل می ده


اگه هر کدوم از ماها که عاشق خط فکری امام و رهبری هستیم در حد توان خودمون تلاش کنیم و کم کاری نکنیم حجت بر خدا تمام میشه همونطور که خدا با دادن نعمت ولایتی چون مقام معظم رهبری حجت رو بر ما تمام کرد و ما در قبال این نعمت مسئول شدیم
اگه ما هم در حد توانمون در راه این ولی خدا گام برداریم خدا بر خودش افزون کردن نعمت ولایت رو بر این امت واجب میکنه


اما اگه سستی کنیم اینجاست که دیگه خدا رو با نام "شدید العقاب" درکش می کنیم.


پس الان وقتشه، بیایم تا دیر نشده با مدد از امام حسین قدمی برداریم
یا علی...





بسم الله الرحمن الرحیم


انسان در آغاز محرم باید محاسبه ای داشته باشد تا ببیند که کجای کار است:
  • حبیب است که از قبل آماده بوده
  • یا زهیر است که در وسط راه خودش را رسانده است
  • یا حُر است که روز عاشورا خودش را رسانده
  • یا کسی است که حج اش را انجام داده و به خانه رفته است و دارد استراحت می کند و خیالش راحت است.


انسان باید قبل از عاشورا مراقبه داشته باشد که اگر نرسیده است خودش را برساند.
و وقتی روز عاشورا می رسد احساس کند که لااقل مثل حُر است، همه چیز را پشت سر انداخته و فارغ از همه چیز است.


و الا ممکن است روز قیام و قیامت اسرار دل‌ ها هویدا شود: « یوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ»
در آن روز که اسرار نهان (انسان) آشکار می شود


برداشتی از صحبت های استاد سید مهدی میر باقری



آدرس های مرجع