۱۸/شهریور/۹۴, ۲۲:۱۵
بسم الله الرحمن الرحیم
درد دلی با برادران سلام به همه برادران و خواهران گلم به خصوص برادران اهل سنت عزیزم روی این مطلب من با برادران اهل سنتمه اول از برادران خواهش میکنم اگه رو مذهبتون تعصب دارین این مطلبو نخونین و دوم این که اگه جوابی برای گفته هام به نظرتو رسید حتما منو تو جریان بذارید. خب حالا مطلب من همه ما میدونیم که بیشتر اهل سنت قائل به ظاهر قرآنند،من چندتا سوال از ظاهر قرآن دارم که با عقل و منطقم جور درنمیاد شاید بین شما دوستای گلم کسی باشه که جوابشو بدونه و بتونه منو منطقی توجیه کنه. این آیاتو با هم میخونیم: اعوذ بالله من اشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم 1. قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى شوری/23 2.
قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبيلا فرقان/57 3.
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيرا نسا/82 حال به ترجمه فارسی این آیات مراجعه می کنیم: 1-
بگو به ازاي آن [رسالت] پاداشي از شما خواستار نيستم مگر دوستي در باره خويشاوندان 2-
بگو بر اين [رسالت] اجري از شما طلب نمي كنم جز اينكه هر كس بخواهد راهي به سوي پروردگارش [در پيش] گيرد 3-
آيا در [معاني] قرآن نمي انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسياري مي يافتند از آیه سوم این مفهوم برداشت میشه که هیچ کجای قرآن با جای دیگرش در تضاد نیست که هیچ متفاوت هم نیست. دو آیه اول هم از قول پیامبره(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم).اولی میگه پاداش رسالت، محبت به خویشان و نزدیکان پیامبره و تو آیه دوم میگه پاداش رسالت در پیش گرفتن راهی به سوی پروردگار است!!!!! بنا بر آیه سوم میشه گفت اون خویشان همون راهِ به سوی پروردگارند! خب حالا این خویشان چه کسانی هستند؟ چیزی که مسلمه اینه که حضرت زهرای اطهر(سلام الله علیها) قطعا جزء خویشان به حساب میان.
پس چه بود ماجرای یورش به خانه ی این بزرگوار، سقط جنین فاطمه(سلام الله علیها)،لگد زدن به دری که حضرت پشت آن بود، فرو کردن میخ در پهلوی اون بزرگوار و بالاخره به شهادت رساندن تنها و تنها یادگار رسول مهربانی؟آیا این است تفسیر آیه {< قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى>}؟
4.
فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبين آل عمران/61
4- فَمَنْ حَاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبين آل عمران/61
پس هر كه در اين [باره] پس از دانشي كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم این آیه اخیر مربوط به ماجرای مباهله است و در آن صراحتا اعلام شده که پیامبر خویشان خود را برای مباهله برده است.حال من میپرسم، ای دوستان شیعه و سنی، پیامبر رحمت چه کسانی را برای مباهله برد؟
كشف الأسرار و عدة الأبرار،ج2،146و147:(({فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ} معنى محاجّه و محاقّه حجت آوردن است و خويشتن را حق نمودن. ميگويد: هر كه با تو حجت آرد در كار عيسى، و آنچه اللَّه گفت و بيان كرد نپذيرد، {مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ} پس از آنكه از خدا بتو پيغام آمد، و بدانستى كه عيسى بنده خدا بود و رسول وى.
{فَقُلْ تَعالَوْا} ايشان را گوى، يعنى ترسايان نجران و مهتران ايشان سيّد و عاقب كه با تو خصومت ميكردند، {تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ...} بيائيد تا خوانيم ما پسران خويش و شما پسران خويش، و ما زنان خويش و شما زنان خويش، و ما خود بخويشتن و شما خود بخويشتن، آن گه مباهلت كنيم. مباهلت آن بود كه دو تن يا دو قوم بكوشش مستقصى يكديگر را بنفرينند، و از خداى عزّ و جلّ لعنت خواهند از دو قوم بر آنكه دروغزناناند. و بهلة ناميست لعنت را، مباهلت و تباهل و ابتهال در لغت يكىاند. و تفسير ابتهال خود در عقب لفظ بگفت. {فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ.} گفتهاند كه: روز مباهلت روز بيست و يكم از ماه ذى الحجّه بود. مصطفى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بصحرا شد. آن روز دست حسن (علیه السلام) گرفته و حسين (علیه السلام) را در بر نشانده، و فاطمه (علیه السلام) از پس ميرفت، و على (علیه السلام) از پس ايشان. و مصطفى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ايشان را گفت: چون من دعا كنم شما آمين گوئيد. دانشمندان و مهتران ترسايان چون ايشان را بصحرا ديدند بر آن صفت، بترسيدند، و عام را نصيحت كردند و گفتند:
يا قوم! انّا نرى وجوها لو سألوا اللَّه عزّ و جلّ ان يزيل جبلا من مكانه لازاله، فلا تبتهلوا فتهلكوا و لا يبقى على وجه الارض نصرانى الى يوم القيامة.» ترسايان آن سخنان از مهتران خويش بشنيدند همه بترسيدند، و از مباهلت باز ايستادند و طلب صلح كردند و جزيت بپذيرفتند، بآنكه هر سال دو هزار حلّه بدهند، هزار در ماه صفر و هزار در ماه رجب. مصطفى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با ايشان در آن صلح بست. آن گه رسول خدا گفت:
و الذى نفسى بيده لو تلاعنوا لمسخوا قردة و خنازير، و لاضطرم عليهم الوادى نارا، و لاستأصل اللَّه نجران و اهله حتى الطير على الشجر، و لما حال الحول على النصارى كلهم حتى هلكوا.))
این عین عبارت كشف الأسرار و عدة الأبرار است که آن را احمد بن محمد از علمای اهل سنت به نگارش در آورده است باهم کتابنامه را میبینیم: نام كتاب: كشف الأسرار و عدة الأبرار نويسنده: ميبدى، احمد بن محمد موضوع: عرفانى قرن: 6
زبان: فارسى كهن مذهب: سنى ناشر: انتشارات امير كبير مكان چاپ: تهران سال چاپ: 1371 ش
نوبت چاپ: پنجم تحقيق: على اصغر حكمت توضيح: كامل
در باره مؤلف در مطلب دیگر خواهم نوشت.
حرف دل بسیار دارم اما ترس از تفرقه میان این دو گروه برادر مانع ادامه مطلب شد
منابع: قرآن کریم دعای ندبه نرم افزار جامع التفاسیر نور