تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زمینه سازی دموکراسی_ لزوم آزادی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
-1 آزادي يك حق طبيعي است.


انسان به آزادي نياز ذاتي دارد. مثل نياز به غذا، مسكن و نياز به
اجتماع. هر كدام از اين نيازهاي ذاتي ، منشاء حقي براي انسان مي شود.
همانطور كه انسان حق تغذيه ي كافي و حق مسكن دارد حق آزادي نيز
دارد. همانطور كه محروم كردن انسان از نيازهاي ذاتي ديگر مثل تغذيه يا
مسكن، موجب آزار او مي شود، محروم كردن انسان از آزادي نيز موجب
آزار رواني فرد مي شود كه معروفترين روش ايجاد اين آزار، زندان است .
به طور قطع آزادي، توسط اكثر نظريه پردازان كلاسيك و
نويسندگان اعلاميه هاي مختلف حقوق بشر مورد پذيرش بوده است.
آسانترين و مطمئن ترين روش براي پي بردن به نيازهاي طبيعي انسان،
مراجعه به انسان است؛ يعني مطالعه ي علمي انسان مخصوصا مطالعه ي
كودكان در حال رشد. چون كودك هنوز كپي كامل اجتماع نشده است و در
روند رشد بتدريج ويژگيها، استعدادها و تمايلات انسان را بروز مي دهد.
محدود و ممنوع كردن كودك موجب آزردگي وي مي شود. چون كودكان
هنوز محدوديتهاي اجتماعي را درك نمي كنند ، مخالفتشان با سلب آزادي،
شديد و همراه با جيغ و داد است. افراد بزرگسال نيز از سلب آزادي مثل
زنداني شدن مي رنجند. همگان از ممنوعيت شنيدن، آموختن و گفتن
ناراحت مي شوند و واضح است كه محروم كردن يك متفكر از آزادي بيان،
بزرگترين شكنجه براي وي خواهد بود.




-لازمه ی مختار بودن انسان ازادی است


بدیهي است كه انسان داراي اختيار است يعني مي تواند از بين
چند گزينه يا راه، يكي را انتخاب كند. براي اختيار و انتخاب واقعي، آزادي
در سه مرحله ي انتخاب ضرورت دارد. اول: آزادي ارائه ي وجوه مختلف
مورد گزينش، همراه با دلائل له و عليه آنان. در اين مرحله آزادي بيان كاملا
ضروري است. چون بدون آزادي بيان نه وجوه مختلف يك موضوع مطرح
مي شود و نه دلائل هركدام ارائه مي شود. دوم: آزادي انتخاب بين وجوه
مختلف . فرد با داشتن اطلاعات در مورد موضوع و وجوه مختلف آن و
انديشيدن و مقايسه ي آنان، يكي از شقوق را برمي گزيند و يا همه را كنار
مي زند و هيچكدام را نمي پذيرد. واضح است كه در اين مرحله، نياز به
آزادي گزينش وجود دارد. اگر فرد مجبور باشد كه يك طرف را قبول كند،
انتخاب بي معني خواهد بود. بهمين دليل مجبور كردن انسان براي رفتن به
يك سو، نوعي برخورد حيواني بحساب مي آيد چون انسان را از حق
اختيار محروم مي كند. سوم: بايد انتخاب و گزينش، آزادانه بيان شود. اين
مرحله در مورد كليه ي امور غير فردي ضرورت دارد. در مورد مسائل
اجتماعي، گزينش دروني كافي نيست. اگر گزينش فرد مشخص نباشد، بيان
نشود و يا ارائه نشود، با عدم گزينش فرقي نمي كند. بنابراين در اين مرحله
آزادي بيان بمعني عام ضروري است. بنابراين همانگونه كه انسان بطور ذاتي
مختار است، بطور ذاتي هم آزاد است چون بدون آزادي، اختيار تحقق نمي
يابد.




نقض و خطاي انسان، مستلزم آزادي بيان است.


نقض و خطاي انسان از مسلمات است و براي اصلاح نقص و رفع
خطا، آزادي بيان ضرورت دارد. بايد نظرات و راه حلهاي مختلف براي
اصلاح و رفع خطا آزادانه بيان شوند، تا امكان مقايسه و بررسي فكري
فراهم شود . اگر آزادي بيان وجود نداشته باشد، جامعه از تكامل و رشد باز
مي ماند و خطاها و نقصانها پايدار مي شوند. براي مثال در اروپاي قرون
وسطي، تحت فشار كليسا، آزادي بيان وجود نداشت. در نتيجه باورها و
نظرات كليسا حتي در مورد امور طبيعي مثل گردش زمين مورد نقد قرار
نمي گرفت و نظريات جايگزين ارائه نمي شد. قطعا در اين قرون متمادي،
انديشمنداني به خطا بودن اين نظرات پي برده بودند اما با حاكميت ترس و
سلب آزادي بيان، امكان رفع خطا وجود نداشت در نتيجه اين باورهاي
غلط قرنها دوام آوردند.
اگر آزادي بيان وجود نداشته باشد، فرصت ارائه و آزمودن هيچ
نظري فراهم نمي شود و طبعا صحت ادعائي هيچ نظري هم قابل اعتماد
نيست. اين امر در مورد نظرات علمي محض نيز صادق است، حتي در
مورد مطمئن ترين علم يعني رياضي. چه بسيار اتفاق افتاده است كه قضيه
اي رياضي را كسي اثبات كرده و دانشمند ديگري نقص آنرا كشف كرده
است، چه رسد به مسائل سياسي- اجتماعي .


آزادي بيان زمينه ساز خردورزي، خلاقيت و پيشرفت
است.


اگر انسان آزاد نباشد چگونه مي تواند خرد خويش را بكار گيرد؟
خردورزي، ديدن و شنيدن و درك است و بدنبال آن انديشيدن و سنجيدن
و سپس ارائه ي نتيجه ي انديشه. در تمام اين مراحل، آزادي ضرورت دارد.
آنچه فهميدني و ديدني و شنيدني است بايد آزادي ارائه داشته باشد و افراد
هم آزادباشند تا ببينند و بشنوند. سپس فرد آزاد باشد كه بينديشد. گرچه اين
مرحله بظاهر شخصي است اما با عدم آزادي ارائه ي انديشه ها، زمينه و
محرك انديشيدن در افراد ايجاد نمي شود و همچنين فشار و ترس موجب
مي شود كه انسانها از انديشه و انديشيدن هم هراس داشته باشند.
در مواردي فرد متفكر، وجوه يا راه حلهاي ارائه شده را كافي نمي
يابد و راه حل يا ايده ي جديدي را خلق مي كند. اين خلاقيت موجب
گسترش حيطه ي دانش و فن يعني تكامل مي شود. بديهي است كه اگر
آزادي نقد و آزادي ارائه ي ايده ي جديد وجود نداشته باشد خلاقيت و
پيشرفتي حاصل نمي شود.
نبوغ و خلاقيت و هنر در محيط آزاد ظهور پيدا مي كند. اين يكي
از دلائل مهمي است كه عاليترين سطح خردورزي در دموكراسيهاي نوين
حاصل شده است. بقول آبراهام لينكلن "در جائي كه آزادي نباشد چيزي
بنام فرزانگي ظهور پيدا نمي كند". نبوغ و خلاقيت و هنر نياز به زمينه ي
پرورشي مناسب دارد. كودكي كه استعداد برجسته اي دارد، در صورت
حضور در مدرسه اي كه به او تفكر را بياموزد، رشد خواهد كرد. اگر در
محيط آموزشي آزادي بحث و انتقاد و ارائه ي نظر باشد، دانش آموز نظر
ميدهد و آن نظر در بحث و تبادل نظر با ديگر دانش آموزان و معلم اصلاح
و پخته مي شود. بهمين ترتيب با پيشرفت تحصيلي، نبوغ و خلاقيت فرد
رشد و تعالي پيدا مي كند و نهايتا توانائي وي در جامعه ي آزاد به ظهور مي
رسد. نبودن آزادي بيان در محيطهاي تربيتي و در اجتماع موجب نابود كردن
خلاقيت و نبوغ مي شود. بقول كوهن "عدم آزادي موجب از
دست رفتن متقكران مبتكر و دليري مي شود كه از بيم متهم شدن به بدعت
گذاري و يا از ترس زور، رشد فكريشان متوقف و خردشان ترسان مي شود
و به اين صورت كل اجتماع بشري آسيب مي بيند. براي پيشرفتهاي ارزنده
ي فكري، آدميان بايد آزاد باشند كه بي وحشت از مجازات يا انتقام، از عقل
خود كه راهنماي آنان است پيروي كنند". عدم آزادي موجب ويراني محيط
فكري مي شود كه در آن افراد هوشمند و پژوهشگر و خلاق مي توانند
پرورش يابند. نه تنها انديشمندان بلكه افراد متوسط نيز بر اثر سركوب و
تهديد، موقعيتهاي رشد خود را از دست مي دهند. بقول جان استوارت ميل
''هر جا كه بحث در باره ي اصول را نهي كنند، جائي كه بحث در مورد
بزرگترين مسائلي كه ذهن بشر را به خود مشغول مي كند، مسدود تلقي
شود، نمي توان اميدوار بود كه فعاليت فكري به سطح بالائي برسد". و اين
يكي از دلائل مهمي است كه جامعه ي ما قرنهاست از زادن متفكران بزرگ
عقيم است. به اين دليل نيست كه ما استعداد برجسته در بين كودكانمان
نداريم بلكه به اين دليل است كه اين استعدادها مجال رشد و بروز پيدا نمي
كنند و خفه مي شوند . پيشرفت بشريت در هر زمينه اي مستقيما با ميزان
آزادي در آن زمينه تناسب دارد. براي مثال در قرون وسطي در محيط
اسلامي، دانش ستاره شناسي و فلسفه و طب آزادتر از محيط اروپا بود و در
نتيجه رشد اين دانشها در محيط اسلامي بيشتر بود. در نقطه ي مقابل،
مجسمه سازي، نقاشي و موسيقي در اسلام حرام بود و طبعا در اين زمينه ها
فرهنگ اسلامي از اكثر تمدنهاي ديگر عقب تر است، در حاليكه در اروپا در
اين زمينه هاي هنري پيشرفت شگرفي وجود داشته است. مثال ديگر جوامع
كمونيستي قرن بيستم است. در اين جوامع مثلا در شوروي سابق، د ر حيطه
ي علوم تجربي آزادي وجود داشت، در نتيجه پيشرفت قابل ملاحظه اي در
علوم تجربي و فني حاصل شد. اما علوم انساني مثل اقتصاد، جامعه شناسي،
تاريخ، ادبيات و فلسفه تحت سيطره ي دگمهاي ماركسيستي فلج شدند و
از رشد باز ايستادند.



دکتر سها
سلام.

به به بحث جنجالی آزادییییییی!

آزادی یک هدف است; نه وسیله.
متاسفانه امروزه بعضی به اصطلاح روشن فکرها برای اینکه افکار را مثل موم به دست بگیرن آزادی را وسیله می نامند!(البته به طور نا محسوس)
اخلاق جدید به ما می گه آزادی یک حق و باید اون را ادا کرد. وقتی آزادی یک حق باشه ، بلافاصله پای حقوق دیگه آدمی میاد وسط! و لذا پای عدالت در میان میاد و اینجاست که پیوند آزادی با عدالت آشکار می شه.نتیجه: تأمین آزادی زیرمجموعه عدالت قرار می گیرد.
ولی وقتی میخوان جنجال باشه و بحث های بیهوده!! فقط میگن آزادی و اسم آزادی رو میارن!
آزادی به چه معنایی؟؟؟؟؟!!!!!
آزادی به معنای چارچوب مشخص شده از عرف(در مسائل مختلف مذهبی اقتصادی سیاسی اجتماعی) مردمان آن جامعه که توسط نمایندگان مردم تبدیل به چارچوبی به نام قانون می شود و توسط حاکم مشخص شده در سیستم اجرایی حکومت , اعمال می شود
سلام بر خانم ثاقب

خوش امدید

ازادی مفهومی نسبی است و مبانی و چارچوب و کیفیت های مختلفی داره

اما به نظر من ازادی در همه چیز از دین گرفته تا سیاست لازم و مورد نیازه

نظر شما چیست؟
(۲۱/شهریور/۹۴ ۱۱:۵۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]سلام بر خانم ثاقب

خوش امدید

ازادی مفهومی نسبی است و مبانی و چارچوب و کیفیت های مختلفی داره

اما به نظر من ازادی در همه چیز از دین گرفته تا سیاست لازم و مورد نیازه

نظر شما چیست؟

سلام.

خوبه!پس شما میگید که آزادی نسبی .Cool


بله! آزادی لازمه! اما دوباره میپرسم آزادی به چه معنایی؟؟

لطف کنین و بحث ازادی در همه چیز رو باز تر کنید(مثلا با رسم شکل توضیح بدینBig Grin)
سلام


آزادی در همه چیز!منظورتان اینه که هر کسی هر طور دوست داشت زندگی کندو...ودر همه ابعاد زندگی ...چه فردی واجتماعی آزاد عمل کند؟Huh


خدا به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)میگه سخن وآیات ما را به مردم برسان و وظیفه تو اینه.... و از ناراحتی وغصه ایمان نیاوردنشان خود را به زحمت نینداز...


بالاخره که مردم در انتخاب دین و...مختارن عاقبت هر انتخابی روشنه ولی آیا پیامبر باکفار ودشمنان مبارزه نکرد!جنگی نبود؟


برای رسیدن به جامعه مهدوی باید بذاریم هر کسی به اسم آزادی هرشیوه ای را اختیار کند وحقوق اجتماعی را زیر پابذاره؟!


خب اینطور که نمی رسیم به جامعه مهدوی


ونهایتا در چنین جامعه ای نمی توان احکام واهداف وفرهنگ قرآنی را پیاده کرد...وباید نظاره گر بود که هر روز هر شخصی چه چیزی را آزادی میپنداره ودوست داره اجرا کنه!ExclamationExclamation

به به کاربر ماحی سلام خوش آمدید قدم رنجه فرمودید

اصلا یه پیشنهاد

من فعلا با آقای سید ابراهیم و کاربر ماحی و خانم ثاقب قرارداد صلح امضا میکنم و اعلام آتش بس میکنم

من که فرار نکردم ایشالا بعدا در خدمت دوستان خوبم هستم
(۲۱/شهریور/۹۴ ۱۵:۰۹)ماحی نوشته است: [ -> ]

برای رسیدن به جامعه مهدوی باید بذاریم هر کسی به اسم آزادی هرشیوه ای را اختیار کند وحقوق اجتماعی را زیر پابذاره؟!


خب اینطور که نمی رسیم به جامعه مهدوی


ونهایتا در چنین جامعه ای نمی توان احکام واهداف وفرهنگ قرآنی را پیاده کرد...وباید نظاره گر بود که هر روز هر شخصی چه چیزی را آزادی میپنداره ودوست داره اجرا کنه!ExclamationExclamation

وقتی حضرت علی دیدن که اکثر مردم از وی حمایت نمی کنند 25 سال سکوت کرد . باید دید آیا اکثر مردم علاقه ای به جامعه مهدوی دارند یا بعضی میخواهند بزور مردم را به بهشت ببرند. بیان شما یعنی دیکتاتوری اقلیت بر اکثریت . شما آمال و آرزوهایتان را بسط به کل جامعه می دهید . هر قشری و هر گروهی خواسته ها و آرزوهایی دارد و بایستی با مشورت و اجماع راه کارهای مناسب برای خواسته های طیف های عمده جامعه را پیدا کرد . حتی شیعه جبل امل لبنان که شیعه بودن فعلی ما مدیون اونهاست چنین شیوه ای ندارند که شما بیان میکنید . در یک خانواده شیعه می تواند هم دختری محجبه باشد و خواهر او بدون حجاب اسلامی در آنجا فرهنگ سازی می کنند نه ظاهر سازی
(۲۱/شهریور/۹۴ ۲۰:۲۱)mirza47824 نوشته است: [ -> ]وقتی حضرت علی دیدن که اکثر مردم از وی حمایت نمی کنند 25 سال سکوت کرد . باید دید آیا اکثر مردم علاقه ای به جامعه مهدوی دارند یا بعضی میخواهند بزور مردم را به بهشت ببرند. بیان شما یعنی دیکتاتوری اقلیت بر اکثریت . شما آمال و آرزوهایتان را بسط به کل جامعه می دهید . هر قشری و هر گروهی خواسته ها و آرزوهایی دارد و بایستی با مشورت و اجماع راه کارهای مناسب برای خواسته های طیف های عمده جامعه را پیدا کرد . حتی شیعه جبل امل لبنان که شیعه بودن فعلی ما مدیون اونهاست چنین شیوه ای ندارند که شما بیان میکنید . در یک خانواده شیعه می تواند هم دختری محجبه باشد و خواهر او بدون حجاب اسلامی در آنجا فرهنگ سازی می کنند نه ظاهر سازی
نقل قول:وقتی حضرت علی دیدن که اکثر مردم از وی حمایت نمی کنند 25 سال سکوت کرد
سلام

بیشتر توضیح بدین؟حضرت علی هدفش چی بود؟از کدوم امام ما حقیقتا اکثریت دفاع کردند؟پس امام حسین(علیه السلام) هم که یارانشان اندک بود؟چرا سکوت نکرد؟پشتیبانی اکثریت نبود!
خب بعد اسلام ما باید تا کی سکوت کند؟


نقل قول:بیان شما یعنی دیکتاتوری اقلیت بر اکثریت
دقیقا کدام بیانم؟!

نقل قول:بایستی با مشورت و اجماع راه کارهای مناسب برای خواسته های طیف های عمده جامعه را پیدا کرد .

باچه پشتوانه ای این تصمیمات واجماع در دست مشورت درست هستند؟!


نقل قول:حتی شیعه جبل امل لبنان که شیعه بودن فعلی ما مدیون اونهاست چنین شیوه ای ندارند که شما بیان میکنید

کدام شیوه را منظورتان هست؟Huh
سلام

نقل قول:حضرت علی هدفش چی بود؟از کدوم امام ما حقیقتا اکثریت دفاع کردند؟
حضرت علی و دیگر ائمه هدفشان خلافت بر مردم (از جانب خدا)بود . از هیچ امامی اکثریت مردم دفاع نکردن به همین دلیل در تاسیس حکومت مدنظر خودشون ناکام ماندن .

نقل قول:پس امام حسین(علیه السلام) هم که یارانشان اندک بود؟چرا سکوت نکرد؟پشتیبانی اکثریت نبود!
امام حسین به پشتیبانی عده ی کثیری از مردم کوفه تصمیم به قیام گرفت نه اینکه از اول بخواهد با حدود 100 نفر قیام کند شما کمی مطالعه نمایید متوجه می شوید

نقل قول:خب بعد اسلام ما باید تا کی سکوت کند؟
منظورم من این نبود که سکوت کنید . منظورم در جامعه ای که سلایق مختلف داره باید همزیستی و درک مشترکی وجود داشته باشه اینطور نباشه که طرفداران یک دیدگاه بخواهند نوع زندگی مورد نظر خودشون رو به دیگران تحمیل کنند. اخبار میانمار را دنبال کردید؟
نقل قول:دقیقا کدام بیانم؟!
این بیان
نقل قول:برای رسیدن به جامعه مهدوی باید بذاریم هر کسی به اسم آزادی هرشیوه ای را اختیار کند وحقوق اجتماعی را زیر پابذاره؟!
خب اینطور که نمی رسیم به جامعه مهدوی
ونهایتا در چنین جامعه ای نمی توان احکام واهداف وفرهنگ قرآنی را پیاده کرد


نقل قول:باچه پشتوانه ای این تصمیمات واجماع در دست مشورت درست هستند؟!

با پشتوانه بزرگان و اندیشمندان مذهبی سیاسی اقتصادی اجتماعی و...

نقل قول:کدام شیوه را منظورتان هست؟Huh
همین شیوه ای که دیدگاه خود را حق می پندارید
نقل قول:باید بذاریم هر کسی به اسم آزادی هرشیوه ای را اختیار کند وحقوق اجتماعی را زیر پابذاره؟!
چطور به این یقین رسیدین که آنچه شما فکر میکنید حقوق اجتماعی درست است؟شاید آنچه شما فکر میکنید بواقع تضییع حقوق اجتماعی باشد .
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع