این چند بیت سروده بنده حقیر است در وصف مولایمان امام علی(علیه السلام):
یا علی ذکر شب و روز من است
یاعلی تسکین درد های من است
نام تو نوشته هر عَلَمیست
حک شده بر دل من ذکر علیست
مخفیانه نان مسکینان دهی
زکات در حین نمازت می دهی
علی آن شیر خدا کوه ادب
نام توست همیشه بر این دل و لب
ما همه مست ولایت هستیم
کشته راه ولایت هستیم
برکه در برکه ، آواز بلند علوی ات طنینانداز شد،
آسمان ها، کوه ها، دره ها، بیشه ها و درختان ، تمامقد به احترام قامت هاشمی ات ایستادند،
تاریخ، ثانیههای بی رمقش را به یاد می آورد .
آفتاب لحظهای ایستاد، همه دیدند که به احترام تو ، لحظه ای خورشید روی نتابید تا همه ببینند ، نور تو از آفتاب بیشتر است ؛ صدای تپش قلبها حتی ریگهای بیخیال آن بیابان تفتیده را مجبور کرد ، سرکی بکشند تا ببینند چه خبر است ،
پنجرههای نداشته بیابان، باز شده بودند ، کویر گوش شده بود تا بشنود هر آنچه باید می شنید، رفتگان برگشتند ، کاش رفتگان تاریخ هم بر می گشتند تا دوباره ببینند ….
تا چشم خُم افتاد به سیمای تو ساقی!
مثل همه خَم شد جلوی پای تو ساقی!
دل بست به آن حالت گیرای تو ساقی!
شد مثل نبی غرق تماشای تو ساقی!
«اليوم» چه کردي که خرابت شده احمد
«اکملت لکم» گفته و راحت شده احمد
اين سلسله عشق به موی تو رسيده
سيب دل عشاق به جوی تو رسيده
اين عقل به سر منزل روی تو رسيده
هي گشته و آخر به سبوی تو رسيده
خاتم به تو باليده که پايان پيامی
هم نقطهی آغازی و هم ختم کلامی
من عاشق آن لحظه که انگشتريت را ...
مجنونِ تو وقتي رجز خيبريت را ...
ديوانهي آن دم که دمِ حيدريت را ...
وحي آمده تا گوشهاي از دلبريت را ...
دل بردهای از دختر يک دانهي هستيی
تا خانهی کوثر شده ميخانهي هستی
امشب صد و ده مرتبه ديوانه ترم من
شمعی؛ صد و ده مرتبه پروانه ترم من
ساقی! صد و ده مرتبه پيمانه ترم من
مست توام و از همه فرزانه ترم من
در دست نبي دست تو يا دست خدا بود
حق داشت محمد که چنین مست خدا بود
درويش، علی گو شده، دف می زند امشب
در شادي شاهی تو کف می زند امشب
هر نادعلی گو به هدف می زند امشب
زهرا به دلش مهر نجف می زند امشب
بر گرد غدير آمده تا کعبه بگردد
دور تو حرا آمده با کعبه بگردد
ايمان و نماز و اصل اسلام علي است
توحيد و معاد عارفان است علي
مفتاح علوم ايزدي در نزدش
ديباچه ي علم لا مكان است علي