بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و عرض ادب ظهر ادینه منتظرتون بخیر باشه
5-نمونههایی از تأویلات ابداعی بهائیت و غیر مستند
1. مراد از معرفتالله، معرفت مظهر اوست. مراد از پناه به خدا، پناه به مظهر اوست. مراد از لقاءالله، لقاء مظهر اوست.(جواد تهرانی، بهائی چه می گوید، ص7. )
2. مقصود از سماء در کلمات نبویه، سماء دیانت و سماء امر الله است.( ر.ک: گلپایگانی، فرائد، ص372.)
۳. منظور از شمس، قمر و نجوم در یک مقام، امر الله و اولاد او در ظهور دیانت جدیده است. در مقامی دیگر، ارکان، احکام و فقهای دیانت سابقه است (ر.ک: گلپایگانی، فرائد، ص373.)
4. اطلاق تلویحی «شمس»، به مفهوم «مظهر الهی»، به نقطه بیان (باب) از سوی بها. گلپایگانی، فرائد ص135.
۵. منظور از لقاء، لقای جمال او(بها).گلپایگانی، فرائد ص142
۶. منظور از مشارق و مغارب، مظاهر الهی و از بین رفتن آنهاست.گلپایگانی، فرائد36
۷. «إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ»، یعنی سماء ادیان، که در هر ظهور مرتفع میشود و با ظهور بعد شکافته میشود؛ یعنی باطل و منسوخ میگردد.گلپایگانی، فرائد37
۸. تفسیر «ابرار» در آیه 5 سوره دهر به بهائیان.گلپایگانی، فرائد35
۹. منظور از «الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ»، من (بها) هستم.گلپایگانی، فرائد17
۱۰. تفسیر آیة «یَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ»(ابراهیم: 48)، به قلوب کسانی که بدون سواد بودند، ولی خداوند به آنها علم لدنی داد.
۱۱. «أرض و سماوات» در آیة 67 سوره زمر، سماوات به معنای سماوات ادیان و أرض به معنای أرض معرفت و علم است.
۱۲. در آیه 72 سورة الرحمان، «حور مقصورات» = معانی ای که در غرفه های حکمت، محصور گشته اند.
۱۳. در آیه 10 سورة دخان، «دُخانٍ مُبِینٍ یَغْشَی النَّاسَ هذا عَذابٌ أَلِیمٌ» مراد آن حوادثی است که برای امتحان مردم است، مانند، قتل موسی(علیه السلام)، تغییر قبله و داستان مریم«س».
۱۴. در آیه 74 سوره الرحمان، سؤال به معنای شناخت از روی سیمای آنهاست. وقتی نگاه به صورتشان میکنند، همه چیز را میفهمند و دیگر نیازی به سؤال کردن به مفهوم مصطلح آن ندارند.تمام تأویلات مذکور از ایقان است. ر.ک: اسلمنت، بهاءالله و عصر جدید، ص29-30؛ ایقان، ص 76.
۱۵. اینها برای اثبات گفتههای خویش، از قرآن استفاده کرده و تفسیر به رأی میکنند تا جایی که علاوه بر آنکه بهاء خودش را همطراز قرآن ناطق، یعنی ائمه اطهار(علیه السلام) دانسته، بلکه تفسیرهای شخصی خود را بر تفسیرهای منقول از ائمه اطهار(علیه السلام)، مقدم شمرده، خود را مصداق «ابرار» در آیة شریفه «إِنَّ الْأَبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُوراً» شمرده است.ایقان، ص 35.
اصولاً شخصیتسازی برای خود و سایر سران بهائیت، لازمه رسیدن به اهداف و منویات درونی «بها» و سایر سران بهایی است.
۱۶. امام صادق(علیه السلام) میفرمایند: منظور از کرّوبین، قومی از شیعیان ما در خلف عرش هستند. در این مورد، بها میگوید: و اگرچه از ذکر خلف عرش معانی بسیار منظور بوده، هم برحسب ظاهر، هم بر حسب باطن ولکن در یک مقام مدلّ است بر عدم وجود شیعه، چنانچه در مقام دیگر میفرماید: مؤمن مثل کبریت احمر است و بعد به مستمع میفرماید: آیا کبریت احمر دیده[؟] ملتفت شوید، به این تلویح که ابلغ از تصریح است، دلالت میکند بر عدم وجود مؤمن.ایقان، ص66 .
۱۷. تأویل مفهوم ختم نبوت: با توجه به آنچه گذشت، وقتی حضرت رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرمایند: منم آدم و نوح و موسی و عیسی و نیز فرمود: اما النبیون فأنا، پس میتواند بگوید: منم آخرین نبی، زیرا بعد از آنکه بدء النبی، بر آن حضرت صادق است، ختم النبی هم صادق است. مظهر خدا اولیت و آخریت بر او معنا ندارد، همچنانکه در خدا معنا ندارد. ایقان، ص136
۱۸. باب قیامت را روز ظهور شجره حقیقت [خودش] دانسته و سخن احدی از شیعه یوم قیامت را نفهمیده، بلکه همه موهوماً امری را توهم نموده که عندالله حقیقت ندارد.ر.ک: علّامه مصطفوی، محاکمه و بررسی باب و بها.مراد از برزخ را هم فاصله بین دو ظهور پیامبران دانسته است.جواد تهرانی، بهائی چه می گوید، ص7.بها منظور از قیامت را قیام خود برای نبوت دانسته ایقان، ص65.و از ساعة، واژة قرآنی به معنی قرآن قیامت است، ساعت بعثت خودش را اراده کرده، و از اینرو، آیات قرآن را به خودش تأویل کرده است. ر.ک: اقدس، ص102، س3؛ مکاتیب عبدالبها، ص33، س15؛ اقدس، ص252، س9؛ مکاتیب ثانی عبدالبها، ص165، س11؛ که علائم قیامت در برخی از اینها شمرده شده از نظر آنها.او هم مانند باب، قیامت را به معنایی که علمای اسلام قائلند، موهوم میداند. «اکثر علما چون این آیات را ادراک ننمودهاند و از مقصود قیامت واقف نشدهاند، لهذا جمیع را به قیامت موهوم من حیث لا یشعر تفسیر مینمایند.» (ایقان، پیشین، ص65).
۱۹. منظور از مصیبت و بلای آخرالزمان، که در کتاب مکاشفات یوحنا، به عنوان نبرد آرمجدّون (باب 16، آیه 14) به آن اشاره شده و در متون مقدس دیگر، هم به آن اشاره شده، «حادثه بدشت» و نیز جنگ جهانی اول و دوم است. البته، مترجم همین مقاله نبرد آرمجدون را نبرد نهایی خیر و شر و بهطور کلی، مبارزة شدید نور با ظلمت دانسته، میگوید: علاوه بر مسیحیت، دین زرتشتی نیز آن را پیشبینی کرده است. استفن لمبدن، مقاله بلای عظیم، ارمجدون، و هزاره معهود. وی مینویسد: اصطلاح مصیبت و بلا، که در کتاب مقدس و قرآن در مورد معاد آمده مانند سوره واقعه منظور، حادثه دشت بدشت -که طی آن باب اعدام و اسلام نسخ شد- و دو جنگ جهانی است. همچنانکه حضرت ولی امر الله در کتاب گاد پاسزبای میفرمایند: «در آن روز تاریخی نقره ناقور به صدا درآمد و نفخة صور مرتفع گردید. طامة کبری، که در آیات قرآنیه مذکور است، ظاهر و هویدا گشت.» قرن بدیع، طبع کانادا، ص96. طبق منابع بهائی نبرد آرماجدون دارای مفاهیمی از این قرار است: 1. معنی ظاهری: همان جنگهای ملموس و عینی سده بیستم است؛ 2. معنای غیرظاهری: انواع حرکتهای ایذایی ضدبهایی یا حمله عینی و ملموس عقیدتی به بهائیت. انبیاء بها (در سال 1858 در فقره 63 کلمات مکنونه فارسی با تعبیر: «بلای ناگهانی و عقاب عظیم») و عبدالبها (باتعبیر: چه که در انتهی نورانیت ملکوت بر ظلمت عالم ناسوت غلبه خواهد کرد. (نجم باختر، مجلد یک، ش 10، صفحات 2ـ1.)آنرا پیشبینی نمودهاند. ضمن اینکه عبدالبها، نتیجه آنرا که پیروزی بهائیان باشد را نیز پیشبینی نموده اند.آرمجدون، که به عنوان کوه مجِِِِِدّو شناخته میشود و اکنون غالباً با کوه کرمل یکی دانسته میشود و مسیح هم در عکّو (عکا) پتولمائیس که نزدیکترین نقطه ورود به میدان نبرد ارمجدون مذکور در عهد جدید است فرود میآید.
۲۰. منظور از الصیحه، القارعة، الحاقه، الساهره، الطامة، الصاخة، الازفة، الفزع الاکبر، الصور، الناقور و مثل آنها، الواح(نامههای بها)است. منبع پیشین
۲۱. مراد از «وجه الله» در آیه «کُلُّ شَیْءٍ هالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ»، وجود بها است. همان: در آثار مقدسه بهائی به این نکته اشاره شده است که در لحظه قبل از اعلام امر، مظهر ظهور الهی وقتی که هنوز کسی به هدف او پی نبرده و به حضرتش اقبال نکرده، وجود «خلقت» هدفمند معلق میگردد؛ و کل شیء به هلاکت میرسد مگر وجود آن حضرت، یعنی «وجه الله». بعد از آن به فضل الهی و با اقبال پیروان و اصحابش، «خلق جدید» صورت میگیرد. (به بیان عربی و فارسی در مورد قیامت و موت رجوع کنید)
۲۲. یکی از محققان بهایی، هزارهای که در کتاب مقدس به آن اشاره شده است، که بعد از ظهور حضرت مسیح(علیه السلام) است، مکاشفات، باب 20 آیه 1 به بعد. این هزاره را ابتدا به سه هزاره قبل، حین و بعد از هزاره تقسیم نموده، میگوید: مراد از هزاره، هزاره قبل است که از سال شروع ادعای باب (1260ق) شروع شده است و در آن صلح و امنیت برقرار میشود. (صلح اصغر و اکبر) و دلیلش، سخن عبدالبها است.همان با استناد به سخن عبدالبها
ادامه خواهد داشت ...