(۱/مهر/۹۴ ۰:۲۲)عشق نوشته است: [ -> ]در اینجا شبهه ای مطرح شد که به آن پاسخ داده نشد. سیستم بانکی کشور اگرچه در قبال وام سود دریافت می کند، اما به هیچ عنوان ربا نیست.
ربا بر دو قسم است. ربای قرضی و ربای معاوضی. به طور مثال اگر شما یک کیلو برنج مرغوب را با دو کیلو برنج نامرغوب معاوضه کنید این کار در حکم ربای معاوضی است. اما به نوعی دیگر می توان این معاممله را انجام داد. یک کیلو برنج به طرف مقابل بفروشید و در ازای برنجی که فروخته اید به او بدهکار می شوید. حال در ازای طلبتان دو کیلو برنج را بگیرید. این دو معامله اگرچه شبیه اند، اما آثار اخروی و اخلاقی آنها متفاوت است. این چیزی است که تنها راسخون در علم در می یابند.
در مورد ربای قرضی نیز همینگونه است. اگر شما از کسی قرضی بگیریو و با آن خودرویی بخرید و او در ازایش اقساطی را با سود طلب کند، این ربای قرضی است و حرام. اما می توان آن را در چهارچوب عقود شرعی آورد. به این صورت که ابتدا پول را از آن فرد بگیرید و خودرو را برای فرد قرض دهنده خریداری نمایید. سپس خودرو راا به صورت اقساط و از همان شخص بخرید. در بانکداری اسلامی وام به منزله قرض نیست و به همین دلیل است که بانکها برای پرداخت وام، فاکتور خرید اجناس را دریافت می نمایند.
شاید من و شما متوجه تفاوت ظریف این دو نباشیم، اما قطعا کسی که به علم حقیقی دست یافته است می داند که میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است.
در جواب شما باید گفت که همه این موارد در حال حاضر ربا است و گفته های شما توجیهی بیش نیست .
در ابتدا به نحوه خلق پول و پول افزایی در سیستم بانکی که از سیستم های غربی کپی برداری شده است خواهیم پرداخت .
مکانیزم پول ؛ روند خلق پول در سیستم بانکداری فرکشنال ریزرو
یک چیز روشن است: اینکه ریشه ی همه ی مشکلات و معضلات امروز جامعه ما به طور خاص و جامعه ی جهانی، به طور عام، پول است؛ چه بدانیم و چه ندانبم! پول در لایه لایه ی پیکره ی جامعه، همچونسم در خون، در تمام رگ های جامعه ی بشری، جریان یافته و یک مسمومیت شدید و کشنده را رقم زده است. بنابراین، درک مکانیسم پول، برای فهمیدن اینکه چرا زندگی ما به این شکل است، حیاتی می نماید.
حقیقت این است که پیچیدگی همراه شده با سیستم مالی، تنها یک نقاب است که طراحی شده تا چهره ی یکی از فلج کننده ترین ساختار های جامعه که بشر تا کنون تجربه کرده را مخفی کند.
سال ها پیش، بانک مرکزی ایالات متحده با نام فدرال رزرو، کتابچه ای منتشر کرد به نام مکانیکز پول مدرن، (
دانلود). این نوشته به تشریح روش خلق پول توسط فدرال رزرو و شبکه ای از بانک های تجاری تحت حمایت او، می پردازد. در صفحه ی اول، هدف خود را بیان می کند: این کتابچه بر آن است تا روند اساسی تولید پول را در سیستم «بانکداری فرکشنال ریزرو – Fractional Reserve Banking» توضیح دهد.
در ادامه به توضیح این سیستم می پردازد: محتوای آن چیزی شبیه این است: دولت ایالات متحده به این نتیجه می رسد که به پول نیاز دارد، پس با فدرال رزرو تماس گرفته و تقاضای مثلا ده میلیارد دلار می کند. فد (FED) در جواب می گوید حتما، ما از شما ۱۰ میلیارد اوراق ضمانت نامه ی دولتی می خریم؛ پس دولت، چند تکه کاغذ بر می دارد، چند شکل رسمی روی آن می کشد و اسم آنها را اوراق خزانه می گذارد. بعد عددی روی این اوراق می گذارد به جمع ۱۰ میلیارد دلار و آنها را برای فد می فرستد، در عوض آدم های فد نیز چند تکه کاغذ چشم نواز درست می کنند اما این بار، اسم آن را اسناد فدرال رزرو (بانک مرکزی) می گذارند که همچنین ارزش آن ۱۰ میلیارد دلار تعیین می شود.
سپس فد، اسناد را برداشته و با اوراق معاوضه می کند. وقتی که این مبادله تمام شد، دولت ۱۰ میلیارد دلار از کاغذهای فدرال رزرو را بر میدارد و در حسابی در یک بانک می گذارد، در هنگام این پس انداز، کاغذ ها به پول رایج تبدیل می شوند و ۱۰ میلیارد به ذخیره ی پولی اضافه می شود، و در نتیجه، ۱۰ میلیارد دلار پول نو ایجاد شد. البته این مثال کلی گویی است، زیرا در واقعیت این تبادل ها، به صورت الکترونیکی انجام می شود، بدون استفاده از هیچ گونه کاغذی. در واقع تنها ۳% ذخیره پولی ایالات متحده، به شکل پول فیزیکی وجود دارد و ۹۷ درصد دیگر، تنها در کامپیوتر ها وجود دارند.
این اوراق دولتی، در واقع، ابزار بدهی اند و هنگامی که بانک مرکزی، این اوراق را با پولی که اساسا از ناکجا خلق کرد، می خرد، دولت قول برگرداندن آن پول را به بانک مرکزی می دهد، به عبارت دیگر، پول از بدهی خلق شد. این تناقض حیرت آور که چگونه پول یا ارزش می تواند از بدهی یا قرض، خلق شود؛ هر چه پیش برویم، روشن تر خواهد شد. پس تبادل انجام شده است و اکنون ۱۰ میلیارد دلار در یک بانک تجاری نشسته است. در اینجا قضیه خیلی جالب خواهد شد چون بر اساس روش فرکشنال ریزرو، آن حساب ۱۰ میلیارد دلاری، آنا به ذخیره ی بانک تبدیل می شود. و با توجه به شرایط مطرح شده: در مکانیک پولی مدرن، بانک ملزم به نگهداری بخشی از ذخیره، معادل درصدی از حساب است. سپس این میزان را با بیان زیر مشخص می کند.
در آیین نامه ی کنونی، ریزرو ملزم برای بیشتر سپرده ها، ۱۰% است. این یعنی با یک حساب سپرده ی ۱۰ میلیارد دلاری، ده درصد یا ۱ میلیارد به عنوان ریزرو ملزم، نگه داشته می شود و باقی ۹ میلیارد، به عنوان ریزرو اضافی در نظر گرفته می شود و بانک می تواند از آن، به عنوان پایه ای برای وام های جدید استفاده کند. حال منطقی است که فرض کنیم این ۹ میلیارد، در واقع از سپرده ی ۱۰ میلیارد دلاری، بیرون می آید، اما در حقیقت این طور نیست. چیزی که واقعا اتفاق می افتد این است که ۹ میلیارد، به سادگی از ناکجا، خلق می شود و در کنار سپرده ۱۰ میلیاردی قرار می گیرد. این گونه است که ذخیره ی پولی گسترش می یابد. همان طور که در مکانیک پولی مدرن گفته شده، قطعا بانک ها، واقعا وام ها را از محل سپرده ای که دریافت می کنند، نمی پردازند، که اگر این کار را می کردند، پول جدیدی ایجاد نمی شد.
بانک ها، پول ریزرو را (منهای درصدی که باید برای پاسخ به مراجعات درخواست پول نقد، نگه می دارند) وام می دهند. حال فرض کنیم کسی وارد بانک شده و ۹ میلیارد جدید در دسترس را، وام بگیرد. او هم به احتمال زیاد (در واقع به احتمال ۱۰۰%، چون پول دست هر کس برود و به هر میزان هم که خرد و پخش شود، باز در حساب های تک تک افراد، و در بانک ها تجمیع می شود؛ پول همواره مال بانک است و مردم فقط در توهمند که پول دارند!) پول را بر داشته و در حسابی خود در بانک، می گذارد. این روند دوباره تکرار می شود زیرا این سپرده نیز به رزرو بانک در می آید، ده درصد آن جدا شده، و در عوض ۹۰ درصد از نه میلیارد، یا ۸٫۱ میلیارد جدید، برای اعطای وام، در دسترس بانک است و البته آن ۸٫۱ میلارد نیز می تواند وام داده شده و سپرده گذاری شود و ۷٫۲ میلیارد اضافی تولید کند؛ بعد ۶٫۵ میلیارد و ۵٫۹ میلیارد و … . این چرخه ی ایجاد حساب، خلق پول، وام؛ از نظر تئوری می تواند تا بی نهایت ادامه یابد. نتیجه ی میانگین ریاضی این است که نود میلیارد دلار، می تواند در کنار ۱۰ میلیارد اصلی، خلق گردد. به عبارت دیگر، به ازای هر حساب که در سیستم بانکی ایجاد می شود، حدود ۱۰ برابر آن مقدار می تواند از عدم، خلق شود.
![[تصویر: 41.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/41.jpg)
![[تصویر: 5.png]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/5.png)
روشن شد که همه ی پول افراد، به ظاهر مال آنها است و در واقع مال بانک ها است. وام ها را هم فقط کسانی می توانند بگیرند که اعتبار قبلی شان در بانک، بیشتر باشد و لذا در این سیستم، ذاتا فقرا و مستضعفان، فقیرتر و ثروتمندان، ثروتمند تر می شوند. این ذات بانک است.
حال که فهمیده ایم پول چگونه در این سیستمِ فرکشنال ریزرو، خلق می شود، یک سوال منطقی و گیج کننده به ذهن می رسد: چه چیز در واقع به این پول ارزش می دهد؟ جواب: پولی که از پیش وجود داشته؛ پول جدید، مولد هیچ ارزش و اعتباری نیست و در اصل، ارزش خود را از ذخیره ی پولی می دزدد، زیرا حجم پول در حال گسترش، صرف نظر از تقاضا برای کالا و خدمات است، و چون ذخیره و تقاضا در تعادل هستند، قیمت ها افزایش یافته و قدرت خرید هر دلار را کاهش می دهد. این مسئله را باید در قاعده ی ظروف مرتبطه، بررسی کرد. پول موجود، یک ارزش و اعتباری دارد و چون پول جدید، ارزش و اعتبار تولید نمی کند و مبتنی بر بدهی و نه پشتوانه ی حقیقی، خلق شده است، لذا باید همان ارزش و اعتبار موجود، این پول جدید را هم پشتیبانی کند.
وضعیت اعتبار و ارزش پول در آغاز خلق پول جدید (رنگ سبز، نشانه ی میزان اعتبار موجود)
وضعیت اعتبار و ارزش پول پس از خلق پول جدید (رنگ سبز، نشانه ی میزان اعتبار موجود، که باید پول جدید را نیز پشتیبانی کند!)
لذا ارزش هر تک واحد از پول، کمتر و کمتر می شود. به این کاهش مداوم ارزش پول، در کل، تورم اطلاق می شود و تورم در اصل یک مالیات پنهان برای عموم است. پس تورم، خلاف آن چه همه می پندارند، افزایش عمومی سطح قیمت ها نیست و این تعریف فقط برای تحمیق مردم و استحمار استادان دانشگاه ها است و در واقع، تورم، کاهش مداوم ارزش و اعتبار پول و قدرت خرید آن است. یعنی قیمت کالاها بالا نمی رود، بلکه قیمت پول پایین می آید و این مسئله ی تورم زایی، از ذاتیات این سیستم مدرن است. در حقیقت، انسان ها در این سیستم، کالا را خرید و فروش نمی کنند، بلکه پول را خرید و فروش می کنند و این یک «ربای پنهان سازمان یافته» است. انسان ها در ازای کالاهای خود، پول را خرید و فروش می کنند!
سیستم فرکشنال ریزرو گسترش پول، ذاتا تورم زاست چرا که عمل حجیم کردن ذخیره پول بدون اینکه به همان تناسب کالا و خدمات در اقتصاد گسترش یابند، همیشه ارزش پول را پایین می کشد. در واقع نگاه مختصر تاریخی به ارزش دلار ایالات متحده، در مقابل میزان ذخیره پول، دقیقا این نکته را منعکس می کند زیرا رابطه ی عکس آنها واضح است: یک دلار در سال ۱۹۱۳ معادل ۲۱٫۶ دلار در سال ۲۰۰۷ به لحاظ ارزش است؛ این یعنی ۹۶ درصد کاهش ارزش از زمانی که فدرال ریزرو (بانک مرکزی آمریکا)، پا به عرصه وجود گذاشته است. لذا بی ارزش ترین پول در کره ی زمین، پولی است که از همه بیشتر خلق شده است بدون پشتوانه و از این نظر، دلار بسیار پول بی ارزشی است.
![[تصویر: 8.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/8.jpg)
در سیستم مالی، پول همان بدهی است و بدهی همان پول. نمودار ذخیره ی پولی ایالات متحده از سال ۱۹۵۰تا ۲۰۰۶ در مقایسه با نمودار بدهی ملی ایالات متحده در همان بازه زمانی، بسیار گویای این مسئله است:این دو، دقیقا یک شکل هستند، زیرا هر چه بیشتر پول باشد؛ بدهی بیشتری وجود دارد، هر چه بدهی بیشتری وجود داشته باشد، پول بیشتری موجود است، (چون پول و بدهی، مولد یکدیگرند و لازم و ملزوم). به عبارت دیگر، هر دلار در کیف پول هر فرد را، کسی به کسی بدهکار است: به خاطر داشته باشید تنها راهی که پول می تواند به وجود آید. از طریق وام (قرض) است. بنابراین، اکر هر کس در کشور می توانست بدهی خود را پرداخت کند، از جمله دولت، حتی یک دلار هم در چرخش باقی نمی ماند!
![[تصویر: 9.jpg]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/9.jpg)
خب، تا اینجا ما به این واقعیت پرداختیم که پول توسط بدهی از طریق وام تولید می شود. این وام ها مبتنی بر میزان ریزرو بانک هستند و ریزرو ها، از سپرده و ایجاد حساب، تولید می شوند و از طریق، این سیستم فرکشنال ریزرو، هر سپرده می تواند تا ۹ برابر اندازه ی واقعی خود، را خلق کند و در عوض، ارزش پول را کاهش دهد و قیمت ها را در جامعه افزایش دهد و از آنجا که تمام این پول، از بدهی ایجاد شده و از طریق داد و ستد، به چرخش در آمده، مردم از بدهی اصلی خود جدا می شوند، و عدم تعادلی وجود دارد که در آن مردم، وادار می شوند برای کار به رقابت بیفتند تا به اندازه کافی پول از ذخیره پولی، به سمت خود بکشند تا هزینه معاش خود را تامین کنند.
![[تصویر: 10.gif]](http://ystc.ir/wp-content/uploads/2014/01/10.gif)
هر چند بسیار عقب افتاده و غیر معقول به نظر می رسد، هنوز هم یک چیز هست که از معادلات حذف کرده بودیم و این عنصر در این ساختار است که ذات شیطانی و کلاه بردارانه ی سیستم را نمایش می دهد: استفاده از نرخ بهره یا Interest (که همان ربای تئوریزه است!). وقتی که دولت از فدرال ریزرو،پول قرض می کند، یا وقتی که شخصی از بانک، پول قرض (وام) می کند، همیشه باید با نرخ بهره خام پول را برگرداند. به عبارت دیگر تقریبا تمام دلارهایی که وجود دارد، باید نهایتا به علاوه نرخ بهره، به بانک برگردانده شود، اما اگر تمام پول ها، از بانک مرکزی قرض شده اند و توسط بانک های تجاری از طریق وام، گسترش یافته اند؛ تنها چیزی که به آن سرمایه اصلی اطلاق می شود، در همین سیستم بدهی و به واسطه ی ریزرو وامی بانک ها تولید شده، پس پولی که برای بهره ی مطالبه شده باید پرداخت شود کجاست؟ هیچ جا! چنین پولی اصلا وجود ندارد. شما تا ابد بدهکار بانک ها هستید!
نتایج این مسئله، شگفت انگیز است چرا که میزان بدهی که به بانک وجود دارد، همیشه بیشتر از میزان پول در گردش است. به این دلیل، تورم در اقتصاد مدرن، معضلی همیشگی است زیرا همیشه به خلق پول جدید نیاز است تا جبران کسری همیشگی موجود در سیستم شود که علت آن نیاز به پرداخت بهره است، معنی دیگری که این دارد این است، که از لحاظ ریاضی عدم پرداخت ها و ورشکستگی در سیستم ساخته و تعبیه شده است و همیشه جیب های خالی جامعه خواهند بود که چوب می خورند و فقرا فقیرتر و اغنیا، غنی تر می شوند. ورشکستگی ذاتی این سیستم مثل آن بازی صندلی و موسیقی است که هر گاه آهنگ تمام شود، کسی بی نصیب خواهد ماند و نکته همین است: به طور یکنواخت، ثروت واقعی به بانک ها، انتقال می یابد زیرا اگر شما نتوانید، قسط خانه خود را بپردازید، ملک شما را تصاحب خواهند کرد. این، به ویژه وقتی عصبانی کننده است که بدانید نه تنها این مساله به دلیل اعمال فرکشنال ریزرو، اجتناب ناپذیر است بلکه به این علت که پولی که بانک به شما وام داده، حتی از ابتدا، به شکل قانونی، وجود نداشته است!
با این حساب، دکترین سیستم بانکداری فرکشنال رزرو یا Fractional Reserve System، مبتنی بر سه مولفه ی اساسی بدهی یا Debt، تورم یا Inflation و بهره یا ربا یا Interest، شکل می گیرد:
حال به ذکر مصادیق ربا در احادیث اهل بیت علیه السلام خواهیم پرداخت .
ربا از دیدگاه قرآن و روایات
به نقل از “ندای یک بسیجی”:
دفتر نشر آثار
استاد منظوری امام زاده این بار برآن شد تا پژوهشی باعنوان ربا از دیدگاه قــرآن و روایـات که توسط استاد گـرانقدرحجت الاسلام والمسلمین منظوری امام زاده تالیف گردیده را نشر دهد این مقاله توسط علیرضا منظوری امام زاده و سرکارخانم دکتر هدیه رماحی تدوین و ویراستاری شده و در اختیار عموم قرار گرفته امید است مورد توجه و استفاده همگان واقع گردد.
در محضر استاد عزیزمان حجت الاسلام والمسلمین منظوری امام زاده پیرامون :
ربا از دیدگاه قرآن و روایات
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یمحق الله الربا[۱]
خداوند ربا را نابود میکند.
معنی لغوی: ربا= ربو. در اصل به معنی زیادی و بالا آمدن چیزی را گویند. به تپه و برآمدگیها زمین از این جهت(
ربوه) میگویند که نسبت به اطرافش بلندتر است. معامله ربوی را از آن جهت (ربا) گویند که نسبت به اصل سرمایه زیادتر است.[۲]
از این واژه به این معنی درچهار سوره، طی شش آیه، هشت بار در قرآن یاد شده است.
ربا، تصرف مال دیگران به باطل است. دین مبین اسلام در عین حالی که مالکیت خصوصی را قبول دارد، تعریف دلبخواه مالک در مالش را قبول ندارد.
در نگاه اقتصادی اسلام، به دست آوردن پول و ثروت و نگاهداشتن و به مصرف رساندن آن شامل مقرراتی است که تخلف از آن مقررات منجر به سلب مالکیت یا سلب استقلال در تصرف مال توسط مالک میشود.
قرآن کریم یکی از موارد مقررات در تجمیع ثروت را پرهیز از باطل گرایی میداند و میفرماید:
{لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل}[۳]
«اموال یکدیگر را بین خود و به باطل نخورید»
اکل: یعنی خوردن ولی در این آیه کنایه از هر گونه تصرف است.
اموال: شامل هر چیزی است که مالکیت در آن تصور شود. و مالکیتآور باشد.
بینکم: نسبت دادن اموال به مردم دلالت بر اصل مالکیت در اسلام را دارد.
باطل: در مقابل حق است یعنی عملی که غرض صحیح عقلایی بر آن مترتب نباشد. و این معنی عام است که در ربا معامله و داد وستد میتواند موارد زیادی را شامل شود. از جمله تصرف مالِ غیر از راهدزدی، کمفروشی، غصب، غش در معامله و … و ربا.
بنابراین معنی آیه شریفه این میشود که:[/b]
در هر یک از اموال مردم، هرگونه تصرف غیر عقلایی از جمله ربا ممنوع و خلاف حق میباشد. ممکن است سوال شود : چرا در داد و ستدها ربا باطل و غیر عقلایی است؟
پاسخ روشن است زیرا: ربا از جنبههای اقتصادی، اجتماعی، و اخلاقی مفسدهانگیز است و هر چیزی که در جامعه ایجاد فساد کند باید پاکسازی شود.
فساد ربا از جنبه اقتصادی از نظر اقتصادی ربا دارای مفاسد و آثار سوء فراوان در جامعه است از آن جمله:
- ربا وسیله ثروتمندان برای استثمار و استغلال ضعیفان است.
- ربا تبدیل شدن پول و سرمایه از وسیله به هدف است.
- ربا برهم زننده موازنه اقتصاد صحیح در جامعه است.
- ربا تعطیل کننده بازار جحارت و داد و ستدهای مشروع است.
- ربا مانع شکوفایی ابتکار است و استعدادها خلاق در رباخوار و ربا دهنده است.
- ربا نوعی بیماری اقتصادی است که اگر درمان نشود، اقتصاد جامعه به تباهی کشیده خواهد شد.
فساد ربا از جنبه اجتماعی
آنچه از آثار سوء با از جنبه اقتصادی به عرض رسید میتوان به نوعی از آثار سوء ربا از جنبه اجتماعی هم به حساب آورد. به علاوه از مهمترین و در عین حال خطرناکترین فساد ربا در جامعه ایجاد دو گروه: اقلیت بینیاز و اکثریت نیازمند است.
که امروزه از آن به عنوان فاصله طبقاتی یاد میشود. فاصلهای که منشأ همه انحرافات و مفاسد اجتماعی است. فاصلهای که اگر به سر پنجه تدبیر پر نشود و همه ارزشهای انسانی را در خود فرد خواهد برد. و از اجتماع چنان خواهد ساخت که علی (علیه السلام) میفرماید:
اَضرِبْ بِطَرفِکَ حَیثُ شِستَ منَ الناس، فَمَل تُبصِرُ الّا فقیراً یکابِدُ فَقراً اَو غنیّاً بَدَّل نِعمَه الله کُفراً اَو بخیلاً اتَّخَذَ البُخلَ بِحَقِّ اللهِ وفْراً اَو متمّرداً کأنَّ بِإذنِه عَنْ سَمعِ المواعِظِ وقراً[۴]
و چه مظفره دردناک و چه اجتماع ننگینی. هرجا که نظر میاندازی، از سوئی مستمندی را میبینی که با فقر و بینوایی دست به گریبان است و از سوی دیگر توانگری که نعمت خدارا به صورت کفران آمیزی در هوا و هوس خود صرف میکند و یا بخیل آزمندی که حقوق الهی را درباره بندگان او دریغ کرده به روی هم انباشته است و یا سرکشی که گوش او از شنیدن پند و اندرزها کر است؟!
فساد ربا از جنبه اخلاقی
اسلام دین برادری و اخوت است. و هر رابطه مودت آمیز که بین برادران وجود دارد باید بین مسلمانان وجود داشته باشد این پیام قرآن است که:
{انّما المؤمنون اخوه}[۵]
«مومنان برادر یکدیگرند»
حضرت امام صادق ع فرمودند:
اَلمؤمن أخوالمؤمنْ، عَنَه و دلیلَهُ، لا یَخونُهُ و لا یظْلِمُهُ و لا یَغُشُّهُ و لا یَعِدُهُ عِدَهّ فیَخلَفُه[۶]
مؤمن برادر مؤمن است و به منزله چشم او و راهنمای او است هرگز به او خیانت نمیکند و ستم روا نمیدارد و با او غش و تقلب نمیکند و هر وعدهای را که به او دهد تخلف نمیکند.
قرآن کریم با لحنهای مختلف و متنوع و در عین حال محرک احساسات بدین موضوع تشویق فراوان نموده است تا جایی که رسیدگی به مؤمنان در حدّ ایثار را از ویژگیهای مؤمنان راستین دانسته و میفرماید:
{و یؤثرون علی انفسهم ولوکان بهم خصاصه}[۷]
«و آنها را برخود مقدم میدارند هرچند ـ خودـ شدیداً نیازمند باشند»
در شأن نزول این آیه شریفه چنین آمده است:
کسی خدمت پیامبر| آمد و عرض کرد: گرسنهام، پیغمبر دستور داد، از منزل غذایی برای او بیاورند، ولی در منزل حضرت غذا نبود. حضرت فرمود:
چه کسی امشب این مرد را میهمان میکند؟
مردی از انصار اعلام آمادگی کرد و او را به منزل خویش برد. اما جز مقدار کمی غذا برای کودکان خود چیزی نداشت.
سفارش کرد غذا را برای میهمان بیاورید و چراغ را خاموش کرده و به همسرش گفت: کودکان را هرگونه ممکن است چاره کن تا خواب روند. سپس زن و مرد بر سر سفره نشستند و بیآنکه چیزی از غذا در دهان بگذارند دهان خود را تکان میدادند. میهمان گمان کرد آنها نیز همراه او غذا میخورند. و مقدار کافی خورد و سیر شد. و آنها شب گرسنه خوابیدند.
صبح خدمت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آمدند. پیامبر نگاهی به آنها کرد و تبسمی فرمود: آیه فوق را تلاوت کرد و ایثار آنها را ستود.
در روایاتی که از طرف اهل بیت رسیده میخوانیم: میزبان علی(علیه السلام) و کودکان به فرزندان او. و کسی که کودکان را گرسنه خواباند بانوی اسلام فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود.[۸]
با توجه به مطالب فوق که صفحهای کتاب قطور توصیهها و سفارشات اسلام در این باب است آیا رباخواری با روح اسلام و مسلمانی، اخوت و برادری، انفاق و ایثار، رحم و مروت سازگاری دارد؟
آیا ربا آفت ارزشهای انسانی و اخلاقی در جامعه نیست؟
تعریف ربا و اقسام آن قبل از بررسی (ربا) از دیدگاه قرآن کریم بهتر است بدانیم(ربا) چیست؟ و اساساً به چه نوع داد و ستدی ربا گفته میشود؟
[i]فقهای امامیه ربا را به دو قسم کرده اند؟
- ربای در معاملات یا ربای معاملی
- ربای در وام یا ربای قرضی
و اما تعریف و اقسام ربای در معاملات یا ربای معاملی:
ربای معاملی را اینگونه تعریفکرده اند: فروش یک کالا به کالاهای مشابه و مماثل او با فزونی عینی یا حکمی در یکی از آن دو. همچون فروش صد کیلو گندم در مقابل ۱۲۰ کیلو گندم دیگر. در فزونی عینی
یا فروش ۲۰ کیلو گندم نقدی به ۲۰ کیلو گندم نسیهای در فزونی حکمی.
به اعتقاد فقهای امامیه سبب تحقق ربا در معاملات بر وجود دو رکن است: اول: اتحاد و یگانگی عرفی میان دو کالای مبادله شده گرچه صفات و ویژگیهای آن دو متفاوت باشند. از این رو فروش ۱۰۰ کیلوبرنج مرغوب به ۱۲۰ کیلو برنج نامرغوب معاملهای ربوی شمرده میشود. دوم : هر دو کالای مبادله شده باید از کالاهایی باشد که واحد فروش و تبدیل آنها وزن یا حجم یعنی کیلو و پیمانه بوده باشد. اما اگر واحد فروش آنها تعداد و شمارش عددی «همچون تخم مرغ، سکه، اسکناس و…» بوده باشد فروش دو کالای مشابه با فزونی یکی از آنها «
همچون فروش یک تخم مرغ به دو تخم مرغ» سبب حدوث معاملهی ربوی نخواهد شد.
معیار پیمانهای یا وزنی یا عددی بودن کالا به نظر مشهور فقهاء امامیه عرف عقلاء در روابط اقتصادی و معاملات تجاری میان خود میباشد.
موارد استثناء در ربای معاملی
اصل اولی آن است که مطلق معاملات ربویه حرام و ممنوع و باطل باشد. لیکن از این اصل کلی مواردی استثناء شده است. که به رغم ربا بودن اصل معامله، شرع مقدس ربوی بودن را از آن برداشته است این موارد عبارتند از:
الف: معامله ربوی میان پدر و فرزند. پدر و فرزند هر یک میتواند از دیگری ربا بگیرد ولی بین مادر و فرزند ربا حرام است.
ب: معامله ربوی میان زن و شوهر
ج: معامله ربوی میان برده و آقایش ـ عبد و مولی.
د: معامله ربوی میان مسلمان و کافر حربی به شرط این که طرف گیرنده اضافه مسلمان باشد نه کافر. این حکم در مورد کافر ذمی صدق نمی کند یعنی مسلمان نمیتواند از کافر ذمی ربا بگیرد و اما تعریف و اقسام ربای در وام یا ربای قرضی:
مقصود از ربای قرضی اضافه ای است که در قرض با پیششرط قبلی از وام گیرنده دریافت میشود.
ربای قرضی دارای دو رکن اساسی است: اول : شرط بازپرداخت اضافه از سوی وام گیرنده، دوم: انتفاع و سودیابی وام دهنده.
ربای قرضی دارای انواعی است از آن جمله:[/i]
[b]الف: اضافه عینی، همچون پرداخت ۱۰۰ کیلو گندم به عنوان قرض و شرط بازپرداخت به ۱۱۰ کیلو. یا وام و قرض دادن مبلغ هزار تومان به شرط بازپرداخت ۱۱۰۰ تومان.
ب: اضافه حکمی، همچون پرداخت ۱۰۰ کیلو برنج نامرغوب به عنوان قرض به شرط بازپرداخت ۱۰۰ کیلو برنج مرغوب.
ج: شرط اضافه غیر عینی و حکمی. همچون بازپرداخت قرض و شرط انتفاع و بهرهبرداری از کتاب یا خانه وام گیرنده و یا شرط انتفاع شخص ثالث.
تماس این انواع معاملات ربای قرضی، حرام و ممنوع و باطل میباشد.[۹]
بنابراین اگر کسی مبلغی پول به صاحب خانهای بدهد و در مقابل از خانهاش استفاده کند بدون این که وجهی به عنوان کرایه پرداخت کند. ربا و نامشروع است. و این چیزی است که متأسفانه بسیار در جامعه رایج است.
مسئله:
در صورتی که بدون شرط پرداخت اضافی، قرض کننده خود مقداری اضافی به قرض دهنده بپردازد مانعی ندارد. و جزء ربا به حساب نمیآید ـ بلکه مستحب است که قرض کننده در برابر احسانی که قرض دهند در حق او کرد برای تشویق او به قرض دادن، مقداری به عنوان هدیه به وی بپردازد.[۱۰]
اکنون که آشنایی اجمالی با تعریف ربا و اقسام و آثار آن پیدا کردیم ببینیم دیدگاه قرآن در مورد ربا چیست؟
تحریم ربا قبل از اسلام {واخذهم الربوا و قدنهوا عنه و اکلهم اموال الناس باالباطل}[۱۱]
«و همچنین به خاطر ربا خواری در حالی که از آن نهی شده بودند و خوردن اموال مردم به باطل»
قوم یهود به خاطر سرکشیهای خود در مقابل فرمان خدا از قسمتی چیزهای پاکیزه و حلال محروم شده و بر آن حرام گردید. از جمله سرکشیهای آنان حلال شمردن ربا و خوردن مال مردم به باطل بود.
از این آیه شریفه موارد زیر استفاده می شود:
- ربا در ادیان قبل از اسلام هم حرام و خداوند از آن نهی کرده بود.
- ربا خواری تصرف مال مردم به ناحق است.
- یهود ربا را حلال کرد و خدا هم قسمتی از حلالها را بر آنان حرام کرد.
آیا ربا مانند بیع است؟ {قالو انما البیع مثل الربا و احل الله البیع و حرم الربا}[۱۲]
«گفتند بیع هم مانند ربا است در حالی که خداوند بیع را حلال کرده و ربا را حرام نموده است»
انسانهای گنهکار برای توجیه گناه خود آگاه متشبث به عذرهای بدتر از گناه میشوند. وقتی از یک رباخوار بپرسید: چرا ربا میخوری؟ چرا سرمایهات را در راه معامله حلال به کار نمیاندازی در پاسخ میگوید: ای بابا چه فرقی میکند همه معامله است. اینهم نوعی خدمت به جامعه است.
در حالی که چنین نیست!بلکه بین بیع و ربا تفاوت فاحشی است که یک نمونه بارز این تفاوت را آیه فوق چنین بیان میکند که:
{احل الله البیع و حرم الربا}
«خدا بیع را حلال کرده و ربا را حرام»
آیا بین چیزی که حلال است با چیزی که حرام، هیچ تفاوت نیست؟ آیا ادعای پوچ رباخوار میتواند حرام خدا را حلال کند؟ یا حلال و حرام را در یک سطح مساوی قرار دهد؟!
آیا ربا مانند صدقه است؟ {یمحق الله الربا و یربی الصدقات}[۱۳]
«خداوند ربا را نابود میکند و صدقات را افزایش میدهد»
یمحق: از ماده (محق) به معنی نقصان و زوال تدریجی است. چنان که «
اربا، یربی» نمو و رشد تدریجی است.
صدقه: که جمع آن صدقات است. به مالی گفته میشود که انسان در راه خدا میدهد واجب باشد یا مستحب.
یکی از دلایل رباخواران در موجّه جلوه دادن عمل خلاف خود همین است که میگویند:
همچنانکه صدقات خدمت به نیازمندان است ربا نیز نوعی خدمت به نیازمندان است. ولی این ادعا با آنچه آیه شریفه فوق به عنوان آثار صدقات و ربا بیان کرده مخالف است زیرا آنچه از صدقات باقی میماند. در دنیا و آخرت به تدریج رو به افزایش است. ولی آنچه از ریا باقی میماند رو به زوال و نابودی است. ایجاد امنیت از مهمترین آثار جامعهای است که در آن صدقات رایج گردد و این امنیت به اشکال محبت و اظهار ارادت و دوستی نسبت به صدقه دهنده ظهور پیدا میکندو به تدریج تقویت مییابد. برعکس ایجاد ناامنی از مهمترین آثار جامعهای است که در آن ربا رایج گردد و این ناامنی به اشکال کینه و عداوت و اظهار تنفر و دشمنی نسبت به رباخوار ظهور پیدا میکند و به تدریج محبوبیت خود را از دست میدهد.
بنابراین جان و مال افراد و نیکوکار و خیّر همواره تحت حمایت مردمی از هرگز ندی در امان است. ولی جان و مال افراد رباخوار همواره در معرض خطر غارت و چپاول مردمی قرار دارد که زمین خورده رباخواران هستند.
ربا به هر اندازه که باشد حرام است. {یا ایها الذین آمنوا الا تأکلو الربوا اضعافاً مضاعفه و اتقوالله لعلکم تفلحون}[۱۴]
«ای کسانی که ایمان آورده اید ربا را چند برابر نخورید از خدا بپرهیزید تا رستگار شوید»
اضعاف: جمع (ضعیف) به معنی چند برابر. مضاعفه، مصدر باب مفاعله است، و وصف است برای اضعاف.
از خاصیت ربا این است که چون زمان پرداخت آن فرا رسد و بدهکار قدرت پرداخت نداشته باشد سود آن افزایش مییابد تا آنکه گاه همه دارائی بدهکار را فرا میگیرد و او را از زندگی ساقط میسازد.
از مفهوم آیه فهمیده میشود که تنها این گونه ربا «ربای مضاعف» حرام است و ربای غیر مضاعف یعنی مثلاً یکبار سود ربوی گرفتن حرام نیست!! در حالی که چنین نیست ربا به هر اندازه چه مضاعف و چه غیر مضاعف حرام است و آیه فوق هم با حرام دانستن ربای مضاعف نمیخواهد ربای غیر مضاعف را استثناء کند بلکه این تعبیر یا در مقام بیان ربای فاحش است یا در مقام بیان ربای غالب و یا هر دو.
ربای فاحش به این معنی که سیر ربا به طور تصاعدی بالا میرود. بنابراین سود ربا به هر اندازه چه از نوع فاحش چه از نوع غیر فاحش، چه از نوع غالب و چه از نوع غیر غالب حرام و مورد نهی خداوند قرار گرفته است.
رباوار محبوط شیطان است {الذین یأکلون الربا لا یقومون الاکما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس}[۱۵]
«کسانی که ربا میخورند بر نمیخیزند مگر مانند کسی بر اثر تماس شیطان تعادل خود را از دست داده باشد»
خبط: به معنی زدن کسی یا چیزی به طور نامنظم مثل زدن شاخ و برگهای درخت با عصا.
مس: دست زدن وبه معنی لمس کردن است با این تفاوت که لمس برای یافتن چیزی است هر چند که یافت نشود.[۱۶]
از این آیه شریفه استفاده میشود که رباخواران مخبوط شیطانند. یعنی شیطان به سر و روی آنان دست کشیده لذا تعادل خود را به هنگام برخاستن «
یعنی انتخاب راه صحیح زندگی» از دست داده اند. و به جای راه مستقیم به بیراهه میروند و در نهایت سر از ناکجاآباد در خواهند آورد.
نکته قابل توجه:[/b]
خبط، به همان معنایی که عرض شد تنها یک بار در قرآن آمده و آن هم در مورد رباخواران است که توسط شیطان صورت میگیرد. و شیطان جز با رباخوار، با هیچ گناهکار دیگری به شکل خبط برخورد نمیکند. و این نوع برخورد شیطان با رباخوار شاید به خاطر این باشد که رباخوار با این کار نظم عمومی به ویژه نظم اقتصادی جامعه را به هم میزند. لذا خود باید گرفتار زندگی نامنظم و پر از اضطراب در دنیا و آخرت گردد.
رباخوار از خدا نمیترسد {یا ایها الذین امنوا اتقو الله و ذروا ما بقی من الربا ان کنتم مؤمنین}[۱۷]
«ای کسانی که ایمان آورده اید از خدا بترسید و آنچه از ربا باقی مانده رها کنید اگر ایمان دارید»
قبل از نزول این آیه رباخواری در بین مردم رواج داشته است با نزول این آیه، ربا اکیداً نهی شد بنابراین هر کس بعد از نزول این آیه ربا را ترک نکند مؤمن نیست زیرا ربا با روح ایمان مغایرت دارد. لذا مؤمن ربا نمیخورد و چون ربا خورد مومن نیست. مفاضاً بر این رباخوار از خدا نمیترسد، زیرا اگر از خدا میترسید ربا نمیخورد. بنابراین ترک ربا از لوازم ایمان به خدا و تقوای الهی است.
اعلام جنگ خدا با رباخواران ![[تصویر: reba.jpg]](http://s4.picofile.com/file/8173365592/reba.jpg)
{فان لم تفعلو فأذنوا بحرب من الله و رسوله}…[۱۸]
«اگر ترک ربا نکنید پس آماده جنگ از سوی خدا و پیامبر او باشید»
الف: اعلام جنگ، نشاندهنده شدت دشمنی اعلام کننده نسبت به طرف مقابل است.
ب: در قرآن خدا جز با رباخواران با هیچ گروه دیگری اعلام جنگ نکرده است.
با این دو مقدمه به این نتیجه میرسیم که:
[b]اولاً : ربا بدترین گناه است
ثانیاً: ربا خوار دشمنترین دشمنان خدا است.
ثالثاً: طرف مقابل رباخوار، خدا و پیامبر او است.
ربا، در سخنان حضرات معصومین[b]: رسول گرامی اسلام [/B]
فرمودند:
مَن اَکَلَ الرِّبا مَلَأَ اللهُ بَطنَهُ نارَ جَهَنََّمَ بقَدرِ ما اَکلَ قإن کَسَبَ مِنه مالاً لم یَقبَلِ الله شیئاً من عَمَلِه و لم یزل فی لعنه اللهِ و مَلائِکتِه مادامَ مَعَه قیراطٌ[۱۹]
هر کس ربا خورد خداوند شکم او را از آتش دوزخ به آن اندازه که ربا خورده است پر کند. و اگر مالی از این رهگذر بدست آورد ـ و انفاق کند ـ خداوند چیزی از عمل او را نخوهد پذیرفت . و تاوقتی که نیم دانگ از ربا در مالش باشد، همیشه در زیر پوشش لعنت خدا و فرشتگان خواهد بود.
شرّ المکاسب کسبُ الرِبّا[۲۰]
بدترین کسبها، کسب ربوی است.
انَّ اللهَ عزَّوَجل لَعَنَ آکِلِ الرّبا و مُوَکلِّهِ و کاتِبَهُ و شاهِدیهِ[۲۱]
همانا خداوند عزوجل رباخوار، ربا دهنده، نویسنده و شاهد آن را لعنت کرده.
الرّبا سبعونَ جُزءً فأیسَرُها مثلِ اَن یَنکَحَ الرَّجُل اُمَّهُ فی بَیت اللهِ الحرام[۲۲]
گناه رباخواری هفتاد جزء است که آسانترین جزء آن چون زنا کردن مرد با مادر خود در بیتالله الحرام است.
حضرت علی(علیه السلام) میفرماید:
معاشر الناسِ أَلفِقه ثمَّ المَتجَر و اللهِ للّربا فی هذه الأمه أخفی من دبیبِ النّمل علی الصّفا[۲۳]
ای مردم، اول احکام ـ تجارت ـ را فرا گیرید پس تجارت کنید، به خدا سوگند ربا در این امت پنهانتر از حرکت مورچه بر روی سنگ صاف است.
فَما جاعَ فقیرٌ الّا بما مُتِّعَ به غَنیُّ و الله سائِلُهُم عن ذلک[۲۴]
هیچ تهیدست محرومی گرسنه نمیشود مگر آنکه نصیب او در خوشگذرانی ثروتمندی صرف میگردد و خداوند این طبقه را مورد مؤاخذه قرار خواهد داد.
من لَم یَتفقّه فی دینِه ثُّّمَ اتّجر ارتَطَم فی الربا ثم ارتَطَمَ[۲۵]
هر کس دانش در دین خویش نداشته باشد ـ احکام حلال و حرام را یاد گیرد ـ و آنگاه به تجارت پردازد همواره در ربا فرو خواهد رفت.
حضرت امام صادق(علیه السلام):
بَلَغَ ابا عبد اللهِ عَن رَجلِ انّه کان یأکل الرّبا و یسّمیه اللّبا. فقال لئن امکنی الله منه لأحضر بّنَ عُنقَه[۲۶]
به حضرت امام صادق(علیه السلام) خبر دادند که مردی ربا میخورد و آن را به حساب عقل و زیرکی خود میگذارد.
امام فرمود: اگر خداوند مرا بر او مسلط میکرد گردنش را میزدم ـ او را میکشتم ـ
حضرت امام رضا(علیه السلام):
اِعلم یَرحَمَک الله انّ الربا حرامٌ سحُتٌ من الکبائرِ و فیّما قدوعدَ اللهَ علیهِ النّار فنعوذُ ـ بالله ـ مِنها و هو محرّم علی لسان کلّ نبی و فی کل کتابٍ[۲۷]
بدان خدایت رحمت کند که به طور مسلم و با حرام است و از گناهان کبیره و از چیزهایی است که خداوند به خورنده آن وعده آتش جهنم داده و ما از آتش جهنم به خدا پناه میبریم. و ربا از نظر همه پیامبران الهی و کتب آسمانی حرام است.
منبع:
ندای یک بسیجی عاشق
کلاه بانکی! اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یک دانشجوی اقتصاد از ابتدای دوران تحصیل خود پیوسته با مفهومی به نام “هزینه فرصت” یا همان Opportunity cost مواجه می گردد. به طور کلی این مفهوم به این معناست که شما در خصوص انجام یک تصمیم بهترین آلترناتیو ممکن را از دست بدهید تا بتوانید تصمیم مورد نظر را به اجرا درآورید. برای مثال در یک زمان مشخص، کار کنید یا به مدرسه بروید اگر به مدرسه بروید درآمدی که اگر کار می کردید را به دست نمی آورید و این همان هزینه فرصت مدرسه رفتن به شمار می رود.
هزینه ی فرصت دارایی های پولی در ادبیات رایج اقتصادی به مفهوم “بهره” یا Interest تعبیر می گردد. به عبارت دیگر بهره همان هزینه ی فرصت از دست رفته ی پول به شمار می رود. به این معنا که اگر فردی پولی را به فرد دیگر وام داد، فرصت داشتن آن میزان پول را در آن زمان از دست داده است، بنابراین بهره به جبران آن فرصت از دست رفته، از طرف وام گیرنده به وام دهنده پرداخت می گردد.
این هزینه به این جهت در اقتصاد سرمایه داری همواره محاسبه می گردد که اولا ماهیت مادی انگارانه مانع از محاسبات معنوی خواهد بود و ثانیا عدم ایمان به خدا و غیب، آخرت و… هر نوع پرداختی را واجد فرصتی می داند که همواره از دست می رود و مضمحل می گردد.
بنابراین فلسفه ی بهره پول ذات بسیار مادی و دنیوی دارد که به جهت جبران از دست رفتن فرصت داشتن پول، وجود و ماهیت پیدا می کند. در ادیان توحیدی به ویژه در دین اسلام به جهت اعتقاد به خداوند و اینکه او در جریان زندگی انسان جاری است و دست اندر کار است، بهره و ربا مذموم شمرده شده زیرا خداوند خود جبران کننده ی هزینه فرصت از دست رفته ی پول به شمار می رود و بارها در قرآن کریم ذکر نموده که اگر مالی را برای خدا قرض دهید همانند یک دانه ی گندم که کاشته می شود اما هفت دانه ی دیگر پدیدار می گردد، خداوند برای شما جبران نموده و برکت و زیادت را به ارمغان می آورد. به عبارت دیگر در اسلام بهره ی قرض الحسنه را خداوند می پردازد! اما از جانب دیگر اگر مردم خود از یکدیگر بهره دریافت کنند و هزینه ی فرصت از دست داده را از هم بستانند اینجاست که به جنگ با خدا وارد شده اند…
با تمام این اوصاف و پذیرفتن بهره به عنوان هزینه ی فرصت پول در پارادایم اقتصاد مادی سرمایه داری، عملکرد بانک های به ظاهر اسلامی کشور خود را با مثالی ساده ارزیابی می کنیم:
چندی قبل از بانک…. وامی معادل ده میلیون تومان با بهره ی حدود سی درصد دریافت نمودم، این وام را باید به مدت سه سال با پرداخت ماهیانه مبلغ ۴۲۰۰۰۰ تومان مستهلک نمایم.
با این مشخصات اصل پول دریافتی ده میلیون و مبلغ بازپرداخت در طول سه سال حدود پانزده میلیون خواهد بود. پس به طور کلی فرع پول یا همان بهره ی این وام و یا هزینه ی فرصت از دست رفته ی این ده میلیون، پنج میلیون است که باید اصل و فرع هردو به بانک پرداخت گردند.
حال پس از گذشت یکسال از پرداخت اقساط که حدودا شش میلیون تومان تا به امروز به بانک پرداخت نموده ام، خداوند لطف نموده و مشکل من مرتفع گردید و اکنون قصد دارم به بانک مراجعه کنم تا بیش از این هزینه ی فرصت مابقی پول از دست نرود و فرصت داشتن این مقدار وام را به بانک بازگردانم و به عبارت دیگر وام را تسویه نمایم…
به بانک مراجعه می کنم و انتظار دارم با محاسبه ی بهره ی تنها یکسال و پرداخت آن به عنوان فرع و مابقی اصل پول وامم تسویه گردد. اما با کمال ناباوری با این جمله از جانب متصدی بانک مواجه می گردم که آنچه تاکنون در طول این یکسال پرداخت نموده آید بهره ی سه سال بوده و اصل پول را شما باید کامل بازگردانید.
یعنی شما هزینه ی فرصت از دست رفته ی در طول سه سال را که هنوز دو سالش باقیمانده است را باید اول به بانک بازگردانید! هرچند هنوز کامل هم از دست نرفته باشد و بعد قرض اصلی را پرداخت نمایید و این مساله باقی است حتی اگر یک روز از پرداخت وام به شما گذشته باشد و شما بخواهید فردای دریافت وام آن را به بانک بازگردانید نه تنها بهره ی یک روز فرصت از دست رفته محاسبه نمی شود بلکه بهره ی سه سال محاسبه شده و شما محکوم به پرداخت این پول زور هستید..!!!
و این است ماجرای بدهکاران بی شماری که قصد دارند زودتر از موعد وام خویش را بازپرداخت نمایند اما آنقدر پرداخت فرع یا همان بهره یا همان فرصت از دست رفته که هنوز از دست نرفته آنان را با مشکل روبرو می کند که از پرداخت اصل وام باز می ماندند…
من به این می گویم کلاه برداری از سرمایه داری….
به جای اینکه اصل و فرع همزمان محاسبه و اخذ شود بانک های مثلا اسلامی ما اول فرع و بهره را می گیرند بعد اصل وام را….
و این یک شیادی و سودجویی محض در دل سرمایه داری است…
خدا رحممان کند….
نویسنده: هاله اسماعیل نژاد