۱۰/مهر/۹۴, ۱۷:۳۳
لطفا اگر آن را کپی می کنید با نام شاعرش یعنی امیر حسین نَفَر باشد
قلب من با عقل من گفت:
سرورو سالار می آید به زودی؟
سرور و سالاری که آید ز خورشید
با سه صد سیزده یار وهمراه
همان مضطر مستجاب گشته
همان بقیة اللهِ فی الارضِ
***
عقل من پاسخ داد قلبم را چرا نه
چرا دور و چرا در قرن و هزاره
چرا اینقدر می گویی دور است
چرا امسال می گویی نیست
چرا این جمعه می گویی نیست
***
چون امید از کف بدادم در طی قرن و هزاره
چون ندارم چشمی به آینده که می آید به زودی همان آقای آسمانی
چون دلم سرد و تاریک و کثیف است
دم به دم می گوید نمی آید او بدین زودی
***
قلب نادان ناامیدی گناهی نیست
راه در پی من جوی ای قلب نابخرد
راه دور نیست،تا ظهور سرور و سالار کم مانده
کن نگاهی در بر این دنیای وان افسا
در شرق و غرب آن دعواست
یک طرف قتل و غارت پشت نام لا اله الا الله
یک طرف گویند اسلام چیست؟خدا چیست؟ نعوذ و باالله
بریزند این همه پول به پای فتنه هاشان
تا نباشد دین و آیین
تا بریزند پول در صندوق هاشان
بریزند این همه پول بر درختی که میوه اش پول است و پول است
ضرر با ما و پر می شود کیف پول هاشان
ببین قلب این همه شاهد که از آیین من و تو فقط مانده رسم ونشانی یا تعصب
که آن هم گشته نقابی برای دشمنمان
کن نگاهی جهانی را که گشته است خسته
قیام انقلاب می خواهد تا شود تازه روح دین و ایمان
چون قیام و نهضت حسین شاه شهیدان
شیرمردی چون حسین تواند بگرداند حال دین وایمان
کیست این شیر مرد جز مهدی موعود
که آید تا بگیرد دست مظلومان
همه مظلومیم زیر بار این پول بازی ها
پس بگیرد دست ما هم،ما همه مظلوم هستیم
***
این بود حرفی و جوابی میان قلب و عقلم
سخن هایشان را تا شنیدم
بگشتم سرتا پا پر حماسه
چرا هیچ کس نیست به انتظارش
چرا هیچ کس نیست یارش
چرا همه درگیر پول بازی هستند
علم،دسته،داد داد مداحان همه دین بازی هستند
چه کس فکر همسایه و مردم
چه کس یاد خداوند است
چه کس گوید که رازق خداوند است
بفمیدم رها باید بشد از بند دنیا
بفهمیدم باید منتظر بود
بفهمیم آماده باید گشت
اگر درک او کردیم چه بهتر
اگر هم در فراقش ما بمردیم
دست کم ما آزاده بودیم
به زیر فتنه های دشمن نامرد نشکستیم
راه سمت بهشت رضوان جستیم.
قلب من با عقل من گفت:
سرورو سالار می آید به زودی؟
سرور و سالاری که آید ز خورشید
با سه صد سیزده یار وهمراه
همان مضطر مستجاب گشته
همان بقیة اللهِ فی الارضِ
***
عقل من پاسخ داد قلبم را چرا نه
چرا دور و چرا در قرن و هزاره
چرا اینقدر می گویی دور است
چرا امسال می گویی نیست
چرا این جمعه می گویی نیست
***
چون امید از کف بدادم در طی قرن و هزاره
چون ندارم چشمی به آینده که می آید به زودی همان آقای آسمانی
چون دلم سرد و تاریک و کثیف است
دم به دم می گوید نمی آید او بدین زودی
***
قلب نادان ناامیدی گناهی نیست
راه در پی من جوی ای قلب نابخرد
راه دور نیست،تا ظهور سرور و سالار کم مانده
کن نگاهی در بر این دنیای وان افسا
در شرق و غرب آن دعواست
یک طرف قتل و غارت پشت نام لا اله الا الله
یک طرف گویند اسلام چیست؟خدا چیست؟ نعوذ و باالله
بریزند این همه پول به پای فتنه هاشان
تا نباشد دین و آیین
تا بریزند پول در صندوق هاشان
بریزند این همه پول بر درختی که میوه اش پول است و پول است
ضرر با ما و پر می شود کیف پول هاشان
ببین قلب این همه شاهد که از آیین من و تو فقط مانده رسم ونشانی یا تعصب
که آن هم گشته نقابی برای دشمنمان
کن نگاهی جهانی را که گشته است خسته
قیام انقلاب می خواهد تا شود تازه روح دین و ایمان
چون قیام و نهضت حسین شاه شهیدان
شیرمردی چون حسین تواند بگرداند حال دین وایمان
کیست این شیر مرد جز مهدی موعود
که آید تا بگیرد دست مظلومان
همه مظلومیم زیر بار این پول بازی ها
پس بگیرد دست ما هم،ما همه مظلوم هستیم
***
این بود حرفی و جوابی میان قلب و عقلم
سخن هایشان را تا شنیدم
بگشتم سرتا پا پر حماسه
چرا هیچ کس نیست به انتظارش
چرا هیچ کس نیست یارش
چرا همه درگیر پول بازی هستند
علم،دسته،داد داد مداحان همه دین بازی هستند
چه کس فکر همسایه و مردم
چه کس یاد خداوند است
چه کس گوید که رازق خداوند است
بفمیدم رها باید بشد از بند دنیا
بفهمیدم باید منتظر بود
بفهمیم آماده باید گشت
اگر درک او کردیم چه بهتر
اگر هم در فراقش ما بمردیم
دست کم ما آزاده بودیم
به زیر فتنه های دشمن نامرد نشکستیم
راه سمت بهشت رضوان جستیم.
