۱۷/مهر/۹۴, ۱۲:۰۸
بسم الله الرحمن الرحيم
قاعده نفي سبيل
" قاعده نفی سبیل " از جمله قواعد فقه است که در روابط حقوقی مسلمانان با غیرمسلمانان نقش تعیینکنندهای دارد و به عنوان شاخصی مطمئن برای تعدیل و تنطیم روابط یادشده به کار میرود و حافظ استقلال ، عزت و شرافت مسلمانان است. در جهان امروز که کشورهای استعمارگر به دنبال نفوذ و سلطه هر چه بیشتر بر ممالک اسلامی هستند، قاعده نفی سبیل، سنگری مهم در برابر هجمهها محسوب میشود. بسیاری از روابط و مناسبات جهان اسلام و جهان کفر، در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی تحت تأثیر این قاعده قرار میگیرد و با قاطعیت میتوان گفت که این قاعده در روابط خارجی اسلام و مسلمانان، حق وتو دارد. در هر عمل، قرارداد و تصمیمی در زمینههای مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و... در صورتی که مقدمه و زمینه تسلط کفار بر مسلمین را فراهم آورد، قاعده نفی سبیل پای در میان میگذارد و آن قرارداد را باطل میسازد.
مهمترین ادله این قاعده، مستندات قرآنی و روایی است .
در آیه شریف آمده است که خداوند برای کافران علیه مؤمنان هیچگونه سلطهای راه نداده است. در این جا مراد از مؤمن، معنای خاص آن نیست که بر اساس برخی روایات، به شیعه اختصاص دارد؛بلکه شامل همه کسانی است که به شهادتین اقرار دارند.
لذا کلیه فرَق و مذاهب اسلامی (به جز آنها که محکوم به ارتدادند) را شامل میشود. در مقابل، کافران کسانی هستند که به دینی غیر از اسلام ایمان داشته باشند و یا با وجود قبول اسلام ، ضرورت دین اسلام را انکار کنند.
از کلام علامه طباطبایی نکته ظریفی استفاده میشود که این عدم سبیل و سلطه در دنیا و آخرت از سوی کفار، مادامی است که مؤمنان به لوازم ایمان خود ملتزم باشند. همچنان که در جای دیگر، این وعده را صریحاً داده و فرموده:
وَ لاتَهِنُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
سستی نکنید و غمگین نباشید که شما برترید اگر مؤمن(واقعی) باشید
آل عمران-۱۳۹
در واقع، در مواردی که مسلمانان در برابر کفار شکست میخورند و کفار در جنگ نظامی، یا فرهنگی یا اقتصادی و... غلبه مینمایند، علت را باید در عدم اتحاد، کمکاری، تنبلی و عدم انجام وظایف از سوی مسلمانان و دولتهای اسلامی دانست؛ چون سنت خدا، ثابت است و اگر مسلمین آنچنانکه قرآن و اولیای دین فرمان میدهند عمل نمایند، هیچگاه مغلوب کفار نخواهند شد.
به هر حال دلالت آیه شریف بر قاعده مورد بحث، تمام است و هر حکم و عملی که موجب تسلط و نفوذ کفار بر مسلمانان شود، بر اساس آیه شریف از نظر شریعت اسلامی، ممنوع و مرفوع است.
آیات عزّت مؤمنان
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ
در حاليكه عزت و اقتدار براي خدا و پيامبر او و مومنان است
منافقون-۸
مفادّ قاعده نفی سبیل و نفی سلطه ، از آیات دیگری نیز استفاده میشود که در آنها تصریح شده، عزت و شرافت منحصر به خدا و رسول و مؤمنان است. این آیات دلالت دارند که کفار و مشرکان عزت و شرافتی ندارند؛ (لفظ عزت و مشتقات آن بیش از ۱۴۰ مورد در قرآن کریم تکرار شده است. این آیات به وضوح بر انحصار عزت به خدا و رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مؤمنان دلالت دارد.) هر نوع رفتار و گفتاری که باعث شود این شرافت و عزت، خدشهدار شود و کفار عزت یابند، بیتردید مخالف با حکم قرآن است.
تعداد زیادی از روایات ائمه (علیه السلام) نیز بر عزت و شرافت مؤمن دلالت دارد و بر اساس این روایات مسلمان حق ندارد خودش را ذلیل و خوار کند. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
همانا خداوند امور مؤمن را به خودش تفویض کرده است و(البته) تفویض نکرده است که ذلیل باشد...(بر اساس آیه قرآن (مؤمن عزیز است و ذلیل نیست. "انّ الله افوض الی المؤمن اموره کلها و لم یفوض الیه ان یکون ذلیلاً. اما تسمع قول الله تعالی یقول و لله العزة...فالمؤمن یکون عزیزاً و لایکون ذلیلاً."))
شیخ طوسی،التهذیب، ج۶، ص۱۷۹ حدیث ۷۲۱
بنابراین در اسلام حکمی که مستلزم ولایت و استیلای کفار بر مسلمانان باشد، تشریع نشده است. از اینرو هر قرارداد و حکمی که منجر به عزت کفار و سلطه بر مسلمانان شود، از نظر وضعی، باطل و از نظر تکلیفی، حرام است. دایره این مسأله گسترده است و دوستی با کفار را هم شامل میشود. اگر دولت و حکومتی در قلمرو اسلام، به جای رابطه با مسلمانان که باعث قدرت و شرافت آنان میشود، دوستی با کفار را برگزیند.
الَّذینَ یتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیأَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً
همان كساني كه كافران را بجاي مومنان سرپرست و دوست خود ميگيرند ؛آيا عزت و قدرت را نزد آنان مي طلبند؟ يقينا همه عزت و قدرت فقط براي خداست
نساء-139
که موجب عزت آنها شود و به نوعی تأیید و حمایت از کفر و رفتار کافرانه آنها باشد، به حکم آیه قرآن، این اقدام ممنوع است؛
لذا میفرماید:
یا أَیَّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَتَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَتُرِیدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَیکُمْ سُلْطَانًا مّبِینًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید، به جای مؤمنان کافران را به دوستی خود مگیرید آیا میخواهید علیه خود حجتی روشن برای خدا قرار دهید
نساء-144
این آیه شریف و امثال آن، مودت و دوستی با کفار به جای مؤمنان را منع میکند؛ چون این دوستی سبب سلطه و سلطنت اعتباری و واقعی کفار میشود. نهی از دوستی کفار، بر حرمت هر عملی دلالت میکند که موجب سلطه و سلطنت و نفوذ کفار شود. بنابراین طبق آیات شریف هر نوع عمل و رابطهای که موجب ولایت کفار و سلطه و استیلای آنان بر مسلمانان گردد، نامشروع و حرام است.
رفتار مسالمت آمیز با کفار
در پایان این بحث، لازم است اشاره شود که آن دوستی و اعتماد و از خودگذشتگی که بین خود مسلمانان وجود دارد، بیتردید در رابطه با کفار، مورد نهی است؛ چون اعتماد و برادری که بین خود مسلمانان نسبت به یکدیگر وجود دارد هیچگاه نمیتواند بین مسلمانان با کفار ایجاد شود و هیچگاه کفار نمیتوانند جای مسلمانان را در دوستی به یکدیگر پر کنند. از سوی دیگر، قرآن کریم برخورد عدالتمحورانه و ارتباط مسالمتآمیز با غیرمسلمانانی را که به دنبال سلطهجویی و زورمداری نیستند، توصیه مینماید و میفرماید:
لایَنْهاکُمُ اللّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یقاتِلُوکُمْ فِی الدّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبّ الْمُقْسِطینَ
خدا شما را از کسانی که در (کار) دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، باز نمیدارد که با آنان نیکی کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست میدارد
ممتحنه-8
این آیه شریف قاعده کلی و اساسی برای مسلمانان وضع میکند که در برابر هر گروه، جمعیت و کشور غیرمسلمان که نسبت به اسلام و مسلمین، موضع خصمانه نداشته باشند، اصل بر برقراری رابطه مسالمتآمیز و پایبندی به پیمانها و برخورد عدالت محورانه است.
ان شاءالله ادامه دارد...
قاعده نفي سبيل
" قاعده نفی سبیل " از جمله قواعد فقه است که در روابط حقوقی مسلمانان با غیرمسلمانان نقش تعیینکنندهای دارد و به عنوان شاخصی مطمئن برای تعدیل و تنطیم روابط یادشده به کار میرود و حافظ استقلال ، عزت و شرافت مسلمانان است. در جهان امروز که کشورهای استعمارگر به دنبال نفوذ و سلطه هر چه بیشتر بر ممالک اسلامی هستند، قاعده نفی سبیل، سنگری مهم در برابر هجمهها محسوب میشود. بسیاری از روابط و مناسبات جهان اسلام و جهان کفر، در ابعاد فرهنگی، اقتصادی، نظامی و اجتماعی تحت تأثیر این قاعده قرار میگیرد و با قاطعیت میتوان گفت که این قاعده در روابط خارجی اسلام و مسلمانان، حق وتو دارد. در هر عمل، قرارداد و تصمیمی در زمینههای مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و... در صورتی که مقدمه و زمینه تسلط کفار بر مسلمین را فراهم آورد، قاعده نفی سبیل پای در میان میگذارد و آن قرارداد را باطل میسازد.
مهمترین ادله این قاعده، مستندات قرآنی و روایی است .
... وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَی الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً
.. خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان، تسلطی نداده است
نساء-141
.. خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان، تسلطی نداده است
نساء-141
در آیه شریف آمده است که خداوند برای کافران علیه مؤمنان هیچگونه سلطهای راه نداده است. در این جا مراد از مؤمن، معنای خاص آن نیست که بر اساس برخی روایات، به شیعه اختصاص دارد؛بلکه شامل همه کسانی است که به شهادتین اقرار دارند.
لذا کلیه فرَق و مذاهب اسلامی (به جز آنها که محکوم به ارتدادند) را شامل میشود. در مقابل، کافران کسانی هستند که به دینی غیر از اسلام ایمان داشته باشند و یا با وجود قبول اسلام ، ضرورت دین اسلام را انکار کنند.
از کلام علامه طباطبایی نکته ظریفی استفاده میشود که این عدم سبیل و سلطه در دنیا و آخرت از سوی کفار، مادامی است که مؤمنان به لوازم ایمان خود ملتزم باشند. همچنان که در جای دیگر، این وعده را صریحاً داده و فرموده:
وَ لاتَهِنُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
سستی نکنید و غمگین نباشید که شما برترید اگر مؤمن(واقعی) باشید
آل عمران-۱۳۹
در واقع، در مواردی که مسلمانان در برابر کفار شکست میخورند و کفار در جنگ نظامی، یا فرهنگی یا اقتصادی و... غلبه مینمایند، علت را باید در عدم اتحاد، کمکاری، تنبلی و عدم انجام وظایف از سوی مسلمانان و دولتهای اسلامی دانست؛ چون سنت خدا، ثابت است و اگر مسلمین آنچنانکه قرآن و اولیای دین فرمان میدهند عمل نمایند، هیچگاه مغلوب کفار نخواهند شد.
به هر حال دلالت آیه شریف بر قاعده مورد بحث، تمام است و هر حکم و عملی که موجب تسلط و نفوذ کفار بر مسلمانان شود، بر اساس آیه شریف از نظر شریعت اسلامی، ممنوع و مرفوع است.
آیات عزّت مؤمنان
وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنینَ
در حاليكه عزت و اقتدار براي خدا و پيامبر او و مومنان است
منافقون-۸
مفادّ قاعده نفی سبیل و نفی سلطه ، از آیات دیگری نیز استفاده میشود که در آنها تصریح شده، عزت و شرافت منحصر به خدا و رسول و مؤمنان است. این آیات دلالت دارند که کفار و مشرکان عزت و شرافتی ندارند؛ (لفظ عزت و مشتقات آن بیش از ۱۴۰ مورد در قرآن کریم تکرار شده است. این آیات به وضوح بر انحصار عزت به خدا و رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مؤمنان دلالت دارد.) هر نوع رفتار و گفتاری که باعث شود این شرافت و عزت، خدشهدار شود و کفار عزت یابند، بیتردید مخالف با حکم قرآن است.
تعداد زیادی از روایات ائمه (علیه السلام) نیز بر عزت و شرافت مؤمن دلالت دارد و بر اساس این روایات مسلمان حق ندارد خودش را ذلیل و خوار کند. امام صادق (علیه السلام) میفرمایند:
همانا خداوند امور مؤمن را به خودش تفویض کرده است و(البته) تفویض نکرده است که ذلیل باشد...(بر اساس آیه قرآن (مؤمن عزیز است و ذلیل نیست. "انّ الله افوض الی المؤمن اموره کلها و لم یفوض الیه ان یکون ذلیلاً. اما تسمع قول الله تعالی یقول و لله العزة...فالمؤمن یکون عزیزاً و لایکون ذلیلاً."))
شیخ طوسی،التهذیب، ج۶، ص۱۷۹ حدیث ۷۲۱
بنابراین در اسلام حکمی که مستلزم ولایت و استیلای کفار بر مسلمانان باشد، تشریع نشده است. از اینرو هر قرارداد و حکمی که منجر به عزت کفار و سلطه بر مسلمانان شود، از نظر وضعی، باطل و از نظر تکلیفی، حرام است. دایره این مسأله گسترده است و دوستی با کفار را هم شامل میشود. اگر دولت و حکومتی در قلمرو اسلام، به جای رابطه با مسلمانان که باعث قدرت و شرافت آنان میشود، دوستی با کفار را برگزیند.
الَّذینَ یتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیأَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً
همان كساني كه كافران را بجاي مومنان سرپرست و دوست خود ميگيرند ؛آيا عزت و قدرت را نزد آنان مي طلبند؟ يقينا همه عزت و قدرت فقط براي خداست
نساء-139
که موجب عزت آنها شود و به نوعی تأیید و حمایت از کفر و رفتار کافرانه آنها باشد، به حکم آیه قرآن، این اقدام ممنوع است؛
لذا میفرماید:
یا أَیَّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَتَتَّخِذُواْ الْکَافِرِینَ أَوْلِیاء مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَتُرِیدُونَ أَن تَجْعَلُواْ لِلّهِ عَلَیکُمْ سُلْطَانًا مّبِینًا
ای کسانی که ایمان آوردهاید، به جای مؤمنان کافران را به دوستی خود مگیرید آیا میخواهید علیه خود حجتی روشن برای خدا قرار دهید
نساء-144
این آیه شریف و امثال آن، مودت و دوستی با کفار به جای مؤمنان را منع میکند؛ چون این دوستی سبب سلطه و سلطنت اعتباری و واقعی کفار میشود. نهی از دوستی کفار، بر حرمت هر عملی دلالت میکند که موجب سلطه و سلطنت و نفوذ کفار شود. بنابراین طبق آیات شریف هر نوع عمل و رابطهای که موجب ولایت کفار و سلطه و استیلای آنان بر مسلمانان گردد، نامشروع و حرام است.
رفتار مسالمت آمیز با کفار
در پایان این بحث، لازم است اشاره شود که آن دوستی و اعتماد و از خودگذشتگی که بین خود مسلمانان وجود دارد، بیتردید در رابطه با کفار، مورد نهی است؛ چون اعتماد و برادری که بین خود مسلمانان نسبت به یکدیگر وجود دارد هیچگاه نمیتواند بین مسلمانان با کفار ایجاد شود و هیچگاه کفار نمیتوانند جای مسلمانان را در دوستی به یکدیگر پر کنند. از سوی دیگر، قرآن کریم برخورد عدالتمحورانه و ارتباط مسالمتآمیز با غیرمسلمانانی را که به دنبال سلطهجویی و زورمداری نیستند، توصیه مینماید و میفرماید:
لایَنْهاکُمُ اللّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یقاتِلُوکُمْ فِی الدّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبّ الْمُقْسِطینَ
خدا شما را از کسانی که در (کار) دین با شما نجنگیده و شما را از دیارتان بیرون نکردهاند، باز نمیدارد که با آنان نیکی کنید و با ایشان عدالت ورزید، زیرا خدا دادگران را دوست میدارد
ممتحنه-8
این آیه شریف قاعده کلی و اساسی برای مسلمانان وضع میکند که در برابر هر گروه، جمعیت و کشور غیرمسلمان که نسبت به اسلام و مسلمین، موضع خصمانه نداشته باشند، اصل بر برقراری رابطه مسالمتآمیز و پایبندی به پیمانها و برخورد عدالت محورانه است.
ان شاءالله ادامه دارد...