تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تحریف تاریخ و توهین بی سابقه به امام حسین (علیه السلام)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام


حالا تازه اولشه


رییس جمهور به ظاهر محترم ما تاسوعا و عاشورا و اربعین ميرن دیدن مریض


شاید برای کسی که شخصیت و تفکرات حسن روحانی رو نشناسه به نظر عمل خوبی هست اما برای یک فرد بصیر معلوم ميشه چه خبره


سال دیگه پرده ها کنار ميره و علنی میان وسط
(۵/آبان/۹۴ ۲:۴۴)قلب نوشته است: [ -> ]سلام


حالا تازه اولشه


رییس جمهور به ظاهر محترم ما تاسوعا و عاشورا و اربعین ميرن دیدن مریض


شاید برای کسی که شخصیت و تفکرات حسن روحانی رو نشناسه به نظر عمل خوبی هست اما برای یک فرد بصیر معلوم ميشه چه خبره


سال دیگه پرده ها کنار ميره و علنی میان وسط



به نام خدا

واقعا جالبه که روحانی در برخی روزهای مذهبی خاص به دیدن خانواده شهدا یا بیماران میرود !!!!!!!!!

یعنی در 365 روز سال برای این بازدیدها وقت نیست ؟؟؟؟؟؟؟

اخبار نشان میداد که ایشون امسال تاسوعا و عاشورا به یک بنیاد خیریه مراقبت از کودکان معلول رفته بود و با کودکان معلول مشغول عزاداری بود !!!!!!!!!!!!!

خوب بله همه تایید میکنند که باید از بیماران و کودکان آسیب دیده و غیره حمایت کرد و به آنها دلگرمی داد ولی سوال اصلی این است که برای این کارها روزهای بهتری هم نیست ؟؟؟؟؟؟

بهتر نیست در روز تاسوعا و عاشورا علاوه بر بازدید از مراکز خیریه، در یک هیئت هم عزاداری کرد ؟؟؟؟؟؟

الان هیئت دولت در تاسوعا و عاشورا در کدام هیئت عزاداری مشغول به عزاداری بوده اند ؟؟؟؟؟؟

عیادت از بیماران در برخی روزهای خاص سال توسط هیئت دولت یازدهم چه معنایی میتواند داشته باشد.

قطعا اگر دقیق‌تر فکر کنید، به خوبی متوجه میشوید که تمام این حرکات از قبیل دست دادن با اوباما و پذیرش برجام و مقایسه وقایع عاشورا با این کارها و غیره مانند یک پازل میباشد که با چیدن درست آنها کنار یکدیگر به خیلی مسائل میتوان پی برد.

البته دست خداوند بالای تمام دستهاست.
دوستان این متن بهترین جوابیه که به این موضوع میشه داد و به نظر من ختم کلام برای کسانی محسوب میشه که عنادی ندارند. ابوموسی اشعری و رفقاش با منطق مسئله شون حل نمیشه و از این به بعد هم از هر مراسم و مفهوم مذهبی برای توجیه شاهکارهای خوشون استفاده خواهند کرد.

منطق ساده است، عباس بن علی بدون اجازه ولی زمانش جواب سلام شمر رو هم نداد چه برسه به اینکه بهش دست بده. در مورد امام زمان هم که تکلیف روشنه این حضرات خودشون رو با کدومش مقایسه می کنند با عباس یا با امام زمان؟؟؟؟

متن رو مطالعه کنید و لذتش رو ببرید.

دست دادن یا دست ندادن؛ مسأله این نباید باشد
کبری آسوپار؛ 4 آبان 94
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۴ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۶:۳۴
دست دادن یا دست ندادن؛ فعلی که وقتی دو سوی آن وزیرخارجه ایران و رئیس جمهور آمریکا هستند، آنقدر سر و صدای رسانه ای دارد که پا به سخنرانی های مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام بگشاید. حرجی بر این سخنرانان نیست؛ چه آنکه اول بار این حسن روحانی بود که کوشید با ارائه ی تفسیری جدید از عاشورا، این واقعه ی تاریخی را به کمک اثبات درستی مذاکره با آمریکا بیاورد و پای تشابه تاریخی از واقعه ی عاشورا را به این ماجرا باز کند. روحانی معتقد بود درس کربلا براي ما، درس تعامل سازنده و مذاکره در چارچوب منطق و موازين است. بعدتر دیگرانی نیز این تحلیل را در سخنان و مقالات خود تکرار کردند. این تفسیر نادرست البته یک سال بعد با عتاب رهبری مواجه شد و آن را عامیانه و سهل اندیشانه و ساده اندیشانه دانستند؛ اما به هر روی پای گفت و گوهای امام حسین علیه السلام با عمرسعد و تشابه تاریخی از ماجرای عاشورا را به مباحث پیرامون درستی و نادرستی مذاکره با آمریکا باز کرد.

دست دادن یا دست ندادن؛ موضوعی که هنوز سرد نشده، داغی اش با سخنرانی های دو روحانی معروف بیشتر شد. حجت الاسلام علیرضا پناهیان می گوید عباس ابن علی علیهماالسلام با دشمن (شمر) دست نداد و امان نامه ی او نپذیرفت و از همین رو خدا دستان او را قبول کرد. این عبارت البته بیشتر به یک تمثیل ذوقی و احساسی شبیه است؛ اما اصل صحبت پناهیان در جملات قبلی اوست که «شب عاشورا وقتی شمر ملعون عباس را صدا زد، عباس تا وقتی امام حسین(علیه السلام) نفرمود جوابش را نداد. ما عباس می‌خواهیم که تا امامش اجازه نداده با دشمن دست ندهد، و با دشمن تماس نگیرد. اگر عباس می‌گفت که حالا بگذار ببینم شمر چه میگوید، امروز نامی از عباس نمانده بود» حجت الاسلام ناصر نقویان اما بی اشاره به ماجرای شمر ملعون و امان نامه اش برای پسران بانو ام البنین و واکنش عباس علیه السلام، در هیات منزل صادق خرازی می گوید که «چه کردند این روزها درباره دست دادن؛ اما اگر عکس و فیلم بود آن روزها نشان می دادیم، روایاتش اما هست که امام حسین(علیه السلام) در این روز با عمرسعد هم حداقل یکبار دست داد» یعنی نقویان کلاً موضوع را صرف یک دست دادن به شمار می آورد و برای اثبات درستی دست دادن ظریف و اوباما به دست دادن امام حسین علیه السلام با عمرسعد اشاره می کند. اما آیا موضوع دست دادن است؟ و راستی! اگر آنچنان که همه برداشت کرده ایم -و به نظر می رسد مطابق واقع هم هست- نظر نقویان آن بوده که پاسخ سخنان شب قبل پناهیان را بدهد، چرا موضوع را از عباس ابن علی علیهماالسلام و شمر به امام حسین علیه السلام و عمر سعد تغییر می دهد؟!

دست دادن یا دست ندادن؛ موضوع این نیست. اینجا بحث مهم «اجازه از ولی» هست که علیرضا پناهیان آن را با بیان ماجرای حضرت عباس مطرح می کند. ماجرایی که اختلافی بر سر وقوع آن نیست و همه می دانند که ابوالفضل علیه السلام جواب شمر را نداد تا وقتی که امام اجازه فرمودند. قرار اگر بر قیاس تاریخی هم هست، جایگاه دولت و وزیرخارجه با جایگاه حضرت عباس قابل قیاس است؛ نه جایگاه رهبر مسلمین. امام حسین علیه السلام برای دست دادن یا صحبت یا هر تعاملی با عمر سعد صاحب اختیار بود و نیازی به اجازه از کسی نداشت؛ بنابراین نمی توان جایگاه ولی امری و امامت ایشان را که فرد اول بودند با مقامات درجه دوم و سوم قیاس کرد. ظریف و روحانی باید از ولی فقیه اجازه بگیرند که نه برای تماس تلفنی و نه دست دادن، اجازه ای نگرفتند و از قضا ولی فقیه قبل تر چندین بار تاکید کرده بودند که تعامل با آمریکایی ها را اولاً تا سطح وزارت خارجه و ثانیاً صرفاً در موضوع هسته ای اجازه داده اند. بنابراین حتی اگر سندی هم بر دست دادن امام حسین علیه السلام با عمرسعد موجود بود – که نیست – باید توجه داشت که امام مسلمین دست دادند، نه اینکه نیروی زیر دست امام بدون اجازه و هماهنگی و حتی با وجود اعلام مخالفت قبلی ایشان، با دشمن وارد تعامل شود و تماس بگیرد یا دست بدهد. اصل قضیه ولایتمداری هست. تعجب است که یک استاد همچون ناصر نقویان چنین اموری را نادیده بگیرد و از سر مغالطه، بحث حضرت عباس و شمر را به امام حسین و عمرسعد تغییر دهد تا موضوع «اجازه» خود به خود منتفی شود!

از سویی نمی توان منکر شد که هر جایگاهی الگوبرداری متناسب آن جایگاه را دارد. نمی شود به بهانه ی الگوبرداری وارد حوزه ی اختیارات رهبر جامعه شد و هر کاری را که ایشان نه صرفاً به عنوان یک فرد مسلمان، بلکه به عنوان رهبر جامعه ی اسلامی انجام داده اند، برای خود مجاز شمرد. مثلاً امام معصوم این اختیار را دارد که حکم جهاد ابتدایی صادر کند؛ آیا رئیس جمهور هم با استناد به اینکه چنین کاری را امام انجام داده، می تواند آن را برای خود مجاز شمارد؟! بنابراین باید توجه کرد سیره ی معصوم، گرچه حجت است، اما آنچه به عنوان «یک مسلمان» انجام می دهد، برای همه قابل انجام است، نه آنکه در حوزه ی اختیارات «رهبر جامعه ی اسلامی» است و دیگران برای انجام آن ملزم به اجازه گرفتن از ایشان هستند.

نقویان البته هیچ سندی هم برای این دست دادنی که مدعی آن هست، ندارد. او در مصاحبه با یک سایت خبری اصلاح طلب سندش را ارشاد شیخ مفید معرفی می کند که در آن آمده که امام علیه السلام و عمرسعد با یکدیگر دیدار داشته اند. نقویان از همین دیدار داشتن نتیجه می گیرد که وقتی دیداری بوده، لابد دست هم داده اند! راقم این سطور البته در مقام شاگردی جناب نقویان اشکالی هم در دست دادن امام و عمرسعد نمی بیند که پی تکذیب آن برود و اساساً ادعایی هم در اصل وقوع دست دادن یا دست ندادن ندارد که لازم باشد آن را اثبات کند؛ اما ناصر نقویان در سخنرانی هیات منزل صادق خرازی مدعی است که «روایاتش هست که امام حسین(علیه السلام) در این روز با عمرسعد هم حداقل یکبار دست داد» آیا برای شاگردانی چون من نیاز نیست که جناب نقویان اصل روایاتی را که مدعی آن هستند، بیان کنند؟! مصاحبه ی مذکور و عدم بیان سند و روایت نشان می دهد که نقویان دچار اشتباه تحلیلی شده است. و البته چه بد که باید اذعان کرد وقتی قرار است در روندی معکوس، وقایع تاریخ اسلام طوری تفسیر شود که منطبق بر عملکرد سیاسیون مورد علاقه ی ما شود و نه اینکه ما عملکردمان را منطبق بر سیره ی اهلبیت علیهم السلام کنیم، لاجرم استاد اخلاق نیز پای سند و استدلالش لنگ می زند.

حال بماند که هر گفت و گویی مذاکره به معنای امروزی و معامله و بده بستان نیست؛ گفت و گوی امام حسین با عمرسعد هم از نوع نهیب و انذار بود و نه معامله و مذاکره ی برد – برد.

دست دادن یا دست ندادن؛ موضوع این نیست. این روزها حسرتی در دل هست که با همه ی استدلال ها علیه ادعای نادرست نقویان آرام نمی شود. ناصر نقویان برای ما استاد اخلاق بود؛ استاد اخلاق جمع زیادی از مردم ایران که از طریق صداوسیما پای منبر درس او می نشستیم و می آموختیم؛ مشکلی نیست که استاد اخلاق در سیاست مخالف ما باشد؛ هر کس نظر خودش را دارد دیگر؛ اما این روزها استاد اخلاق ما را چه شده که راحت ادعای دینی بی سند می کند؛ مگر نه اینکه اول قدمی که طلبه می آموزد، حرف زدن با آیه و روایت و اسناد هست؟! استاد اخلاق ما را چه شده که راحت مخالفانش را به «خفه خون» گرفتن توصیف می کند و تهمت می زند که در برابر اختلاس ها خفه خون گرفته اند؛ چه راحت همه ی کسانی را که مخالف دست دادن ظریف و اوباما بودند به «ساواکی ها» تشبیه می کند که نیت برهم زدن مجالس با صلوات را دارند! استاد اخلاق اسلامی و این توهین ها و این نیت خوانی ها و این تهمت ها و این دروغ ها؟! همه ی سختی نوشتن این یادداشت در همین بند آخرش بود؛ مایی که از او اخلاق می آموختیم، سخت است بگوییم علیک بالاخلاق؛ سیاست این قدرها هم نمی ارزد استاد!
*****
و در نهایت اینکه، آیا این اصلاح طلبان نبودند که همیشه می گفتند هیات ها نباید سیاسی باشد؟ به نظر می رسد مخالفت اصلاح طلبان با سیاسی شدن هیات ها صرفاً از این جهت است که چرا جهت گیری این سیاسی بودن به سمت و سوی آنها نیست؛ وگرنه هیات های خودشان هم سیاسی است. این تناقض، خود یادداشتی جداگانه می طلبد.

پ.ن.
ببخشید مطالعه کردم دیدم یکی از دوستان بخشی از این مقاله رو آورده. خالی از لطف نیست مطالعه دوباره اون.
(۵/آبان/۹۴ ۱۰:۲۴)عدالت نوشته است: [ -> ]
عیادت از بیماران در برخی روزهای خاص سال توسط هیئت دولت یازدهم چه معنایی میتواند داشته باشد.

قطعا اگر دقیق‌تر فکر کنید، به خوبی متوجه میشوید که تمام این حرکات از قبیل دست دادن با اوباما و پذیرش برجام و مقایسه وقایع عاشورا با این کارها و غیره مانند یک پازل میباشد که با چیدن درست آنها کنار یکدیگر به خیلی مسائل میتوان پی برد.

البته دست خداوند بالای تمام دستهاست.
اینکه روزهای عزا مثل تاسوعا و عاشورا اختصاصا روز عزاداریه که شکی درش نیست. درست هم نیست وقت برای کارهای دیگر بگذاریم
ولی عیادت بیماران چه معنای خاصی داره در این روزها؟
(۵/آبان/۹۴ ۲۰:۳۲)علائم ظهور نوشته است: [ -> ]اینکه روزهای عزا مثل تاسوعا و عاشورا اختصاصا روز عزاداریه که شکی درش نیست. درست هم نیست وقت برای کارهای دیگر بگذاریم
ولی عیادت بیماران چه معنای خاصی داره در این روزها؟


به نام خدا

یکی از معانی خاصش این میتواند باشد که عذری وجود داشته باشد برای نرفتن به مراسمی که مقام معظم رهبری برگذار میکنند.

یکی از معانی آن میتواند این باشد که مثلا دستگیری از مستمندان و عیادت از بیماران اولویت دارد بر عزاداری.

یکی دیگر از معانی آن، این میتواند باشد که کلا عزاداری و هیئت و سینه زنی از نظر اینها غیرقابل قبول است.

برخی معانی دیگر که نمیتوان صراحتا به آن اشاره کرد.

البته همه ما میدانیم که اکثر افرادی که در مراسم عزاداری امام حسین (علیه السلام) شرکت میکنند به موقعش هم از یتیمان حمایت میکنند، هم از فقیران دستگیری میکنند و هم به بیماران، خون میدهند و عیادتشان میکنند ولی متاسفانه برخی اقدامات عجیبی که از بعضی از مسئولین در برخی ایام خاص مذهبی سر میزند به نوعی غیر مستقیم میخواهد بگوید که خیر و برکتی در عزاداری نیست.

شما بهتر از هر کسی میدانید که خیلی از قیامهای دوران معاصر بر ضد نظام استبدادی و شاهنشاهی و فساد اجتماعی از همین روضه ها و هیئتهای امام حسین (علیه السلام) شکل گرفت، خوب طبیعتا، افرادی که قدرت حسینیه ها را در مبارزه با ظلم و فساد و تباهی و بی عدالتی و دین گریزی میدانند همه گونه تلاش میکنند تا نقش حسینیه ها و هیئت ها را در بین اقشار مختلف کمرنگ کنند.

گاهی به صورت عریان عمل میکنند و نیت واقعی خودشان را علنی نشان میدهند، مانند حوادث عاشورای 88 و گاهی بصورت بسیار موذیانه و غیرمستقیم و گاهی هم میخواهند اصل مراسم را زیر سوال ببرند با آرایشهای زننده و استفاده از ساز در دسته های عزاداری و حتی قمه زنی.
اصلا چرا رئیس جمهور باید بره بازدید؟ چه بیمارستان باشه چه هیئت...

بنده خدا برو ذخیره قیامتی برای خودت جور کن. اون چیزی که می تونه ما رو از گرفتاری ها و بدبختی های برزخ و قیامت نجات بده اشک ها و عزاداری ها برای سید الشهدا هست.

تازه شهید تهرانی مقدم چند شب قبل از شهادتش خواب دیده بود قیامت هست و تنها برپایی مراسم عزاداری سبب نجاتش بوده.. اون شهید با اینهمه خدمت به امت اسلام می گفت عامل نجات دهنده اش عزاداری بوده وای به حال امثال من و رئیس جمهور...

نکنه خدایی ناکرده رئیس جمهور تحت تاثیر پیامهای واتساپی قرار گرفته که میگن به جای گریه کردن اشکی از دردمندی پاک کنن. البته پاک کردن اشک دردمند بسیار کار پسندیده ای هست اما به جای خود و نباید تزاحم ایجاد کنه برای عزاداری سید الشهدا.
آیت الله بهجت که فوق العاده به جلسات درسشون اهمیت می دادن و به هیچ عنوان تعطیل نمی کردن موقع بیماری تعطیلش می کردن اما رفتن به جلسات عزای امام حسین علیه السلام رو حتی در حالت بیماری تعطیل نمی کردن. اینها درس بزرگ نداره؟

البته یادمه توی کتاب خاطرات آقای هاشمی هم عصر روز عاشورا رفته بودن تفریح (تو خود بخوان...)

یکشنبه ۳۰ ﺗﯿﺮ ۱۳۷۰ - ۹ ﻣﺤﺮﻡ ۱۴۱۲ (ﺭﻭﺯ ﺗﺎﺳﻮﻋﺎ)

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﭼﯿﻨﯽ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ که ﺳﺎﻋﺖ ۸ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﻟﺰلهﺍﯼ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ۶٫۸ ﺭﯾﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ. ﺁﻣﺪﻥ ما ﺑﻪ ﻟﺘﯿﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﯽ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ. ﮔﺮﭼﻪ ﺧﻮﺩم ﺍﺻﻼ ﻗﺒﻮل ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﭽﻪ ها ﺁﻣﺪﻡ. ﺑﺎ ﻫﻠﯽ ﮐﻮﭘﺘﺮ ﺑﻪ ﺳﺪ ﻟﺘﯿﺎن ﺁﻣﺪﯾﻢ. ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﺩ. ﻋﺼﺮ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﭽﻪ ها ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺳﮑﯽ رﻭﯼ ﺁﺏ ﯾﺎﺩﺑﮕﯿﺮﻡ. ﮐﻤﯽ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻗﺎﯾﻖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪﻡ ؛ ﺑﺪﻧﻢ ﺁﻣﺎﺩگی ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﻭﺭﺯﺷﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﮔﺮﭼﻪ ﺁﺳﺎﻥ ﺍست.


ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ۳۱ ﺗﯿﺮ ۱۳۷۰ - ۱۰ ﻣﺤﺮﻡ ۱۴۱۲ (ﺭﻭﺯ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ)

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺸﺖ ﻭ ﻧﯿﻢ ﺻﺒﺢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ. ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﻪ «ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ» ﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻪ «ﻟﺘﯿﺎﻥ» ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ، ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻡ. ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻏﺮﻭﺏ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ.
(۷/آبان/۹۴ ۱۱:۳۸)بیداری اندیشه نوشته است: [ -> ]یکشنبه ۳۰ ﺗﯿﺮ ۱۳۷۰ - ۹ ﻣﺤﺮﻡ ۱۴۱۲ (ﺭﻭﺯ ﺗﺎﺳﻮﻋﺎ)

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﭼﯿﻨﯽ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ که ﺳﺎﻋﺖ ۸ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﻟﺰلهﺍﯼ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ۶٫۸ ﺭﯾﺸﺘﺮ ﺩﺭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﻭﯼ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ. ﺁﻣﺪﻥ ما ﺑﻪ ﻟﺘﯿﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﯽ ﺍﺭﺗﺒﺎﻁ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ. ﮔﺮﭼﻪ ﺧﻮﺩم ﺍﺻﻼ ﻗﺒﻮل ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺑﭽﻪ ها ﺁﻣﺪﻡ. ﺑﺎ ﻫﻠﯽ ﮐﻮﭘﺘﺮ ﺑﻪ ﺳﺪ ﻟﺘﯿﺎن ﺁﻣﺪﯾﻢ. ﻫﻮﺍﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﺩ. ﻋﺼﺮ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺑﭽﻪ ها ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﺳﮑﯽ رﻭﯼ ﺁﺏ ﯾﺎﺩﺑﮕﯿﺮﻡ. ﮐﻤﯽ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻗﺎﯾﻖ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪﻡ ؛ ﺑﺪﻧﻢ ﺁﻣﺎﺩگی ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻨﯿﻦ ﻭﺭﺯﺷﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﮔﺮﭼﻪ ﺁﺳﺎﻥ ﺍست.


ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ۳۱ ﺗﯿﺮ ۱۳۷۰ - ۱۰ ﻣﺤﺮﻡ ۱۴۱۲ (ﺭﻭﺯ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ)

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺍﺳﺖ. ﺗﺎ ﺳﺎﻋﺖ ﻫﺸﺖ ﻭ ﻧﯿﻢ ﺻﺒﺢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ. ﺭﻭﺯ ﺭﺍ ﺑﻪ «ﺍﺳﺘﺮﺍﺣﺖ» ﻭ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻪ «ﻟﺘﯿﺎﻥ» ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ، ﮔﺬﺭﺍﻧﺪﻡ. ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻏﺮﻭﺏ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺮﮔﺸﺘﻢ.

چقدر تاسف بار و زشت
چه وضعیت ظالمانه ای

اعوذ بالله

این ها زشت تر از حدی هستند که قابل انتشار باشند به نظرم ضرر انتشار آن بیش از سود آن هست خیلی بیشتر نمی بینید این فردچه جایگاهی دارد؟!
ان شاءالله خداوند مارا نجات بدهد
سلام
بخشودگی اهل گنه در صف محشر وابسته به یک گردش چشمان حسین است
این شعر و امثال این امیدوارم باعث نشه فکر کنیم اگه یه قطره اشک ریختیم دیگه بهشت واسمون تضمینیه
سخنان دکتر رحیم پور ازغدی:
شهید مطهری: مردم شیعه قالتاقترین مردم دنیا هستند
البته شهید مطهری هرگز نگفتن مردم شیعه قالتاق ترین مردم هستند:

آقای مطهری دو جا بحث از قالتاق‌بودن را مطرح کرده که عبارات یاد شده بالا که دنباله حرف و سخن آقای مطهری است، در آنجا نیامده و آن قسمت در عدل‌الهی آمده است (مجموعه آثار 1/ 338). بنابرین نخستین مشکل، وصل‌کردن اینها به همدیگر است که در متن آقای مطهری نیست.

اما در دو موردی که آقای مطهری بحث قالتاق بودن را مطرح کرده، یک مورد مفصل آن درباره کسانی است که فکر می‌کنند ظهور مهدی (عجل الله تعالی فرجه) تنها برای شیعیان است. و دیگری به طور کلی در باره تربیت شیعیان است که نباید چهار تا قالتاق شیعه فکر کنند که بهترین هستند با این عبارت « می‌گوییم فقط ما مورد عنایت خدا هستیم و براى ما همان انتساب نام ائمه کافى است، چیز دیگر نمى‏‌خواهیم. خدا هم بهشت را آماده کرده براى ما چهارتا قالتاق‏! بعد می‌گوییم پس چرا ما مسلمان‌ها اینقدر بدبخت و بیچاره‌‏ایم؟ »

هر دو عبارت، به هیچ روی، آن جمله کلی آقای ازغدی را ندارد که شیعیان جزو قالتاق‌ترین مردم دنیا هستند. آدمی به خدا پناه می برد که آقای مطهری چنین نسبتی را به کل شیعه بدهد آن هم آنها را نه قالتاق که قالتاق‌ترین مردم دنیا بداند.
--------------------
بقیه بحث رو در اینجا بخونید:

پاسخ جعفریان به ...
(۲/آبان/۹۴ ۱۶:۴۶)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]والا چه عرض کنم
به نظر بنده باید از ایت الله فاطمی نیا یا دکتر سنگری هم این سوال رو جویا شد.
به اقای نقویان نمیاد بدون دلیل حرفی بزنه.
منتهی در مورد اون بخش دومش باید بهش افرین گفت، یه مرد پیدا شد بگه اختلاس و دزدی از بی حجابی بدتره!


ببخشید من این تاپیک رو نخونده بودم

محمد چون زن نداره عذر داره (منم ندارم)

محمد جون

یکی میاد شب تمام خونه یه نفر و ماشین و هرچی پول داره یا ارزش مالی داره و .... هاپولی که میره

حالا حالت دوم

یه زن بی حجاب بره بیرون کسی بهش چیزی بگه یا از اون طرف این بد بیرون رفتن باعث گناه کسی بشه

برای شوهر اون زن کدوم بدتره؟

البته این نقویان """""""""اگر"""""""""" شرافت و غیرت داشت که قطعا نداره مسائل ناموسی رو با مسائل دیگه قاطی نمیکرد ...خدا لعنتش کنه منافقو

جالبه افراد بی ناموس (من خانواده هاشونو میشناسم) و البته دزد همین فتنه گرا هستن.... محبین کدخدا
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع