تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چرا سازمان غذا و دارو گفت نوشیدنی Redbull غیر شرعی است؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام
جناب mirza47820
بازهم مطالبی بی سند و خاطراتی بس توهمی از کجای دنیای حقیقی و مجازی

(۱۲/آبان/۹۴ ۲۳:۰۹)mirza47820 نوشته است: [ -> ]قسمتی از خاطرات کلنل اف استیون کول از اولین فرمانده نظامی بریتانیا در ایران:

آنها (ایرانیها) خیلی مهربانند و سخت کوش. هر حاکمی که بخواهد به آنها مستبدانه حکم فرماید راحت میتواند آنها را با بازی با باورهایشان فریب دهد و بر آنها حاکم شود .

یادم نمی رود وقتی چای را از هند به مزارع طبرستان بردیم و کشت کردیم و با شکر مخلوط کردیم و به خوردشان دادیم وقتی سود سرشاری بدست آوردیم روحانی بزرگشان حاج ملا محمد کرمانی نزد من امد و گفت اگر میخواهی به تجارت شکر و چایت در ایران ادامه دهی باید چهار یک سودت را به من بدهی.

من اورا ضعیف پنداشتم و به او خندیدم و از عمارت بیرون انداختم.

بعد از چند ماه گزارش امد که دیگر در ایران مردم چای نمینوشند. باورم نمیشد. چطور ممکن بود. اکثر مردم به چای معتاد بودند.

بعد از پاره ای تحقیقات فهمیدیم میرزای کرمانی چای و شکر را نجس و نوشیدنش را حرام اعلام کرده و مردم هم چشم و گوش بسته فقط مطیع.


او (میرزای کرمانی) را به عمارت فرا خواندیم.


به او گفتم حیف که چای را حرام کردی اگر راه برگشتی بود و میشد هنوز سودی از چای بدست اوریم چهار یک تو را پرداخت میکردیم.

میرزا خندید و گفت تو عهدنامه را بنویس حرام و حلالش با من.

او این فتوا را داد که اگر شکر (حبه قند) را به چای برسانند و بعد در دهان بگذارند نجاستش بر کنار میرود وچای و شکر از حالت حرام خارج میشود. اینگونه باز حرامی به حلال تبدیل شد و ما و میرزا به سودمان رسیدیم و مردم به رضایت خدایشان.

یادم هست وقتی همین میرزای کرمانی مرد، باز همان مردم عکس او را در ماه میدیدند.


هر کس که به آنها خوش خدمتی کنند را دزد میخوانند و هر کس انها را بفریبد را در ماه و خورشید می بینندش.

یادم نمیرود مردم شکر (حبه قند) را بین انگشتان میگرفتند و بزور آن را به چای ته استکان میرساندند تا پاک شود بعد بخورند و من فقط به انها میخندیدم و ته بسته های شکرم مینوشتم "شکر پاک میرزایی"

اما متن این نقل قول جناب mirza47820
نقل قول:قسمتی از خاطرات کلنل اف استیون کول از اولین فرمانده نظامی بریتانیا در ایران





:

آنها (ایرانیها) خیلی ساده لوح و زود باورند. مهربانند و سخت کوش. هر حاکمی که بخواهد به آنها مستبدانه حکم فرماید راحت میتواند آنها را با بازی با باورهایشان فریب دهد و بر آنها حاکم شود ولی اگر حاکمی بخواهد برایشان دل بسوزاند و حق را بر مردم دهد او را سرنگون میکنند. مردمانی اند مستحق ظلم





.
یادم نمی رود وقتی چای را از هند به مزارع طبرستان بردیم و کشت کردیم و با شکر مخلوط کردیم و به خوردشان دادیم وقتی سود سرشاری بدست آوردیم روحانی بزرگشان حاج ملا محمد کرمانی نزد من امد و گفت اگر میخواهی به تجارت شکر و چایت در ایران ادامه دهی باید چهار یک سودت را به من بدهی. من اورا ضعیف پنداشتم و به او خندیدم و از عمارت بیرون انداختم. بعد از چند ماه گزارش امد که دیگر در ایران مردم چای نمینوشند. باورم نمیشد. چطور ممکن بود. اکثر مردم به چای معتاد بودند





.
بعد از پاره ای تحقیقات فهمیدیم میرزای کرمانی چای و شکر را نجس و نوشیدنش را حرام اعلام کرده و مردم هم چشم و گوش بسته فقط مطیع





.

کلی به این ملت نفهم خندیدم





.
او (میرزای کرمانی) را به عمارت فرا خواندیم





.
به او گفتم حیف که چای را حرام کردی اگر راه برگشتی بود و میشد هنوز سودی از چای بدست اوریم چهار یک تو را پرداخت میکردیم





.
میرزا خندید و گفت تو عهدنامه را بنویس حرام و حلالش با من





.
او این فتوا را داد که اگر شکر (حبه قند) را به چای برسانند و بعد در دهان بگذارند نجاستش بر کنار میرود وچای و شکر از حالت حرام خارج میشود





.
اینگونه باز حرامی به حلال تبدیل شد و ما و میرزا به سودمان رسیدیم و مردم به رضایت خدایشان





.
یادم هست وقتی همین میرزای کرمانی شیاد مرد، باز همان مردم عکس او را در ماه میدیدند





.
نمیدانم چگونه خلقتی هستند قوم پارس





.
هر کس که به آنها خوش خدمتی کنند را دزد میخوانند و هر کس انها را بفریبد را در ماه و خورشید می بینندش





.
شاید اعراب برای تضعیف ایران آنها را مسلمان کردند





.
یادم نمیرود مردم شکر (حبه قند) را بین انگشتان میگرفتند و بزور آن را به چای ته استکان میرساندند تا پاک شود بعد بخورند و من فقط به انها میخندیدم و ته بسته های شکرم مینوشتم "شکر پاک میرزایی





"
نمیدانم این ملاها و میرزاها در آینده چه بر سر این ملت زود باور بیاورند





.
کاش رستگار شوند.





و اما واقعیت چیست
1. این داستان در هیچ منبع معتبری یافت نشد و جستجوی فارسی و انگلیسی "کلنل اف استیون کول" نتیجه خاصی در بر نداشت !
2. با جستجوهای انجام گرفته ، در آن دوره مرجع تقلید بزرگی به نام "ملا محمد کرمانی" یافت نشد!
3. تنها شخصیت مطرح تاریخی که عبارت "میرزای کرمانی" ما را به آن می رساند ، میرزا رضای کرمانی قاتل ناصرالدین شاه است که نه روحانی بوده و نه فتوا می داده است !
www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=3090
4. اولین بار در سال ۱۲۶۱ ، حاج محمد اصفهانی کشت چای در ایران را آغاز نمود که به عللی رونق و توسعه نیافت و در سال ۱۲۷۹ ، با تلاش محمد میرزای چایکار ملقب به کاشف السلطنه کشت چای در لاهیجان و کلارآباد آغاز گردید که ارتباطی با انگلیس نداشته است !
irantea.org/fa/?page_id=719
5. فتوایی مبنی بر نجاست چای و شکر یافت نشد و نزدیک ترین مورد به این ادعا ، تحریم قند و کالاهای روسی توسط میرزای شیرازی است که در مقطعی خاص و جهت پیشگیری از سلطه اقتصادی اجانب بوده و ارتباطی با داستان ادعا شده ندارد .
iichs.org/index.asp?id=1661&doc_cat=1
6. این متن مقدمه ای طولانیست تا در انتهای آن غرض اصلی نویسنده در قالب یک جمله بیان شود و آنهم تلاش برای القای تضعیف ایران با اسلام است . همان داستان تکراری دادن اطلاعات غلط و گرفتن نتیجه غلط و دلخواه !
اخوی یکم مطالعات خودتون رو زیاد کنین مگر اینگه برای حرف های خودتون مدرک و مستند صحیح بیارین.
سند دادن رو اگه بلد نیستین برید یاد بگیرین بعد بیاییین نقل تاریخ کنید.
اینترنت پر از شایعه است ... مراقب باشید

ممکنه شایعه با هدف ضربه زدن به روحانیت ایجاد بشه یا با هدف ضربه زدن به یک برند خاص یا هر هدف دیگر. اما صرف نظر از هدف انتشار شایعات، باید انتشارشون جلوگیری کرد.

همیشه سعی کنید قبل از کپی کردن یک مطلب، در موردش تحقیق کنید.
شایعه نیست اخوی.
دانشمندان تحقیق میکنن و می بینن فلان ماده غذایی سرطانزاست یا مشکل ایجاد میکنه.
بعد که نتیجه تحقیقاتشون رو بیرون میدن انواع انگها و شایعات پخش میشه.
مثلا مدیرعامل دماوند گفت چون پول به سازمان غذا و دارو ندادیم بهمون گیر دادن.
اولین بار هم که گفتن رقبا برای بدنامی ما گفتن آب معدنی دماوند سالم نیست.
دیگه در ضرر های نوشابه و نوشیدنی های گاز دار کسی شک داره؟
دانشمندان بررسی کردن دیدن تو رد بول تائورین هست.
هم میشه کارخونه ای ساختش و هم تو اسپرم گاوه.
بعد نوشابه انرژی زا که اسمش گاو نر وحشیه، مشکوکه که شامل اسپرم گاوه.
اگه این شرکت و کوکاکولا و پپسی ریگی به کفش ندارن اجازه بازرسی از خط تولیدشون رو به رسانه ها بدن.
همین شکها رو بیشتر به یقین نزدیک میکنه.
لطفا نگید که از خط تولیدشون کپی میشه که خنده داره.
توی بعضی از ایالات آمریکا فروش کوکا ممنوعه.
به بچه های زیر 18 سال نمیفروشن.
نوشابه خانواده اش دیگه تولید نمیشه.
اروپا هم همینطور.
اون وقت تو عربستان مسلمونا بیشتر از آب کوکا میخورن.
در مورد شایعه بودن اون قضیه ریختن جگر جنین توی نوشابه که به اندازه کافی توضیح داده شد. این که نوشابه های گازدار ضرر دارند هم به خاطر گازکربنیک و قند و ... است نه به خاطر جگر.

اما فرمودید چرا ردبول و کوکاکولا اجازه فیلم گرفتن از خط تولیدشون رو به رسانه ها نمیدن. خب با یه جستجو توی اینترنت می تونید فیلمهایی از خط تولید این کارخونه ها رو ببینید.

ممنون میشم دفعه بعد که خواستید مطلب جدیدی بنویسید حتماً قبلش خودتون بررسیش کنید و منبعش رو هم ذکر کنید. این بررسی ها وقت زیادی از من میگیره.
(۱۳/آبان/۹۴ ۱۴:۱۴)mahdy30na نوشته است: [ -> ]سلام
جناب mirza47820
بازهم مطالبی بی سند و خاطراتی بس توهمی از کجای دنیای حقیقی و مجازی


اخوی یکم مطالعات خودتون رو زیاد کنین مگر اینگه برای حرف های خودتون مدرک و مستند صحیح بیارین.
سند دادن رو اگه بلد نیستین برید یاد بگیرین بعد بیاییین نقل تاریخ کنید.
در اثبات این موضوع(حرام شدن و دوباره حلال شدن به شرط زدن حبه قند در چای) همین مقدار بس که تقریبا تمام افراد کهن سال و میان سال حبه های قند خود را در چای می زنند و بعد میخورند و این رسم زدن حبه قند در چای نشات گرفته از همین قضیه حرام شدن و بعد حلال شدن آن است ولی حتی کهن سالان هم از چرایی کار خود بی خبر هستند ولی بخاطر اینکه پدر پدران آنها اینکار را می کرده اند حسب عادت اینها نیز همان کار را می کنند



چرایی فرو کردن حبه قند در چای:



حکایت حلال شدن قند حرام. فکر می کنم روایتهای مختلف داستان حلال شدن «قند حرام» را اغلب ایرانیان، بخصوص هموطنان سنین متوسط و بالا شنیده اند. یکی از مشهورترین روایتها که من بیاد دارم، اینگونه است که، قریب یکصد سال پیش، وقتی که قند مورد نیاز ایران از کشورهای پادشاهی بلژیک و انگلیس، و روسیه تزاری وارد می شد، تاجران قند بلژیک و انگلیس، سهم امام، خمس و زکات کالای شیرین خود را معین کرده و پس از تقدیم بحضور روحانیون ، از آنها می خواهند فتوا صادر نموده، قند روسیه تزاری را حرام اعلام نمایند. روحانیون نیز بنا به وظیفه شرعی و الهی خود، بالای منبر رفته، در این خصوص، فتوا صادر می کنند. تاجران «قند حرام» روسیه تزاری که بازی را باخته می بینند، پس از شور و مشورت دموکراتیک، راه چاره را در ادای دین شرعی، یعنی تقدیم خمس و زکات و سهم امام و نایب امام می بینند. پس، گروهی از میان آنها، سهم حلال کننده کالای خود را بحضور حضرات تقدیم داشته، چاره می جویند. یک روز بعد، نماینده محترم همان ها در بالای منبر می فرماید: آی جماعت، می دانید که چندی پیش، ما طبق شرع مقدس اسلام، فتوا صادر نموده و اعلام کردیم که قند روسیه کافر(گوئی بلژیکیها و انگلیسیها برادران دینی ملایان بودند)، حرام است ولی، دین مبین اسلام برای هر قفل، کلیدی دارد. مثلا، برای جلوگیری از هم پاشیدن خانواده، کلید محلل را ساخته است و یا برای حلال شدن همین قند کافر، که «قند شعبه» هم می گویند، راهی به این ترتیب معین کرده است که اگر آن را قبل از گذاشتن به دهان، در استکان چای، یعنی آب کر برای قند فرو کنید، نجسی آن پاک می شود و حلال می گردد
جناب میرزا، این موضوع اگر صحت داشته باشد، باید در یک کتاب تاریخی یا ... ذکر شده باشد. پس لطفاً منبع را ذکر بفرمایید.
منبعش همین پیرمردها هستن که ازشون می پرسم چرا قند رو تو چای میزنی بعضی هاشون میگن عادته بعضی هاشون میگن برای اینکه نرم بشه زودتر آب شه ولی می بینی بعضی ها آبنبات نرم رو هم می زنن تو چای ولی خودشون نمی دونن چرا . چرایی این مسئله هم در همون قضیه حرام و حلال شدن حبه قند بوده ولی خوب این سالمندان نمی دونن این رفتار ریشه اش در چه داستانی هست . اما ما می دونیمHappy
نه. اینطوری نمیشه اثباتش کرد.

من الآن یه داستان می سازم: می دونی دلیل اینکه مردم وقتی به هم می رسن چیه؟ قدیما هر وقت به هم می رسیدن کشتی می گرفتن. بعد از یه مدت که دیدن خیلی انرژی شون هدر میره تصمیم گرفتن مچ بندازن. بعد دیدن اون هم سخته دیگه به دست دادن راضی شدن Big Grin

بعد شما می پرسی از کجا می دونی مردم اون موقع ها هر وقت به هم می رسیدن کشتی می گرفتند؟

من هم بگم مگه نمی بینی الآن مردم با هم دست میدن؟!!! این هم شاهدش.
سلام
(۱۳/آبان/۹۴ ۲۰:۲۴)mirza47820 نوشته است: [ -> ]در اثبات این موضوع(حرام شدن و دوباره حلال شدن به شرط زدن حبه قند در چای) همین مقدار بس که تقریبا تمام افراد کهن سال و میان سال حبه های قند خود را در چای می زنند و بعد میخورند و این رسم زدن حبه قند در چای نشات گرفته از همین قضیه حرام شدن و بعد حلال شدن آن است ولی حتی کهن سالان هم از چرایی کار خود بی خبر هستند ولی بخاطر اینکه پدر پدران آنها اینکار را می کرده اند حسب عادت اینها نیز همان کار را می کنند



چرایی فرو کردن حبه قند در چای:



حکایت حلال شدن قند حرام. فکر می کنم روایتهای مختلف داستان حلال شدن «قند حرام» را اغلب ایرانیان، بخصوص هموطنان سنین متوسط و بالا شنیده اند. یکی از مشهورترین روایتها که من بیاد دارم، اینگونه است که، قریب یکصد سال پیش، وقتی که قند مورد نیاز ایران از کشورهای پادشاهی بلژیک و انگلیس، و روسیه تزاری وارد می شد، تاجران قند بلژیک و انگلیس، سهم امام، خمس و زکات کالای شیرین خود را معین کرده و پس از تقدیم بحضور روحانیون ، از آنها می خواهند فتوا صادر نموده، قند روسیه تزاری را حرام اعلام نمایند. روحانیون نیز بنا به وظیفه شرعی و الهی خود، بالای منبر رفته، در این خصوص، فتوا صادر می کنند. تاجران «قند حرام» روسیه تزاری که بازی را باخته می بینند، پس از شور و مشورت دموکراتیک، راه چاره را در ادای دین شرعی، یعنی تقدیم خمس و زکات و سهم امام و نایب امام می بینند. پس، گروهی از میان آنها، سهم حلال کننده کالای خود را بحضور حضرات تقدیم داشته، چاره می جویند. یک روز بعد، نماینده محترم همان ها در بالای منبر می فرماید: آی جماعت، می دانید که چندی پیش، ما طبق شرع مقدس اسلام، فتوا صادر نموده و اعلام کردیم که قند روسیه کافر(گوئی بلژیکیها و انگلیسیها برادران دینی ملایان بودند)، حرام است ولی، دین مبین اسلام برای هر قفل، کلیدی دارد. مثلا، برای جلوگیری از هم پاشیدن خانواده، کلید محلل را ساخته است و یا برای حلال شدن همین قند کافر، که «قند شعبه» هم می گویند، راهی به این ترتیب معین کرده است که اگر آن را قبل از گذاشتن به دهان، در استکان چای، یعنی آب کر برای قند فرو کنید، نجسی آن پاک می شود و حلال می گردد

اینطور که شما میگید پس سنتون به این بحث میرسه و این رو هم باید بدونید که در اون زمان خیلی از حرفها رو یا جعل میکردن و به گوش علما و ... میرسوندن چون اطلاع رسانی به این شکل نیست که شما الان یچی بگی درجا طرف جواب شما رو بده.
و اما یک موضوع ، بحث از مسیر خودش خارج شده .

جناب mirza47820 برخی از کارهایی که عرفی شد متاسفانه پشتوانه نداشت و چون یکی انجام میداد بقیه دنباله رو میشدن و میشد سنت .
همونطور که خودتون هم نقل کردید
(۱۳/آبان/۹۴ ۲۰:۲۴)mirza47820 نوشته است: [ -> ] ولی حتی کهن سالان هم از چرایی کار خود بی خبر هستند ولی بخاطر اینکه پدر پدران آنها اینکار را می کرده اند حسب عادت اینها نیز همان کار را می کنند

اِذا قیلَ لَهُمُ اتَّبِعوا ما اَنزَلَ اللّهُ قالوا بَل نَتَّبِعُ ما اَلفَینا عَلَیهِ ءاباءَنا... بقره/ آیه۱۷۰.

زخرف/آیه۲۲-۲۳.

و هنگامى که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است، پيروى کنيد!» می‏گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى می‏نماييم
اما اگه حرفتون سر این هست که چرا حلالی حرام و حرامی حلال میشه ، چناب لطفا مطالعه ای داشته باشین به فقه و مرجعیت و شرایط فتاوا .
این متن رو بخونید تا متوجه منظور بشید.

سوال
آیا احکام اسلام با توجه به مقتضیات و شرایط زمان و مکان تغییر پذیر می باشند؟

پاسخ


در اصول احکام، از قبیل تعداد رکعات نماز، اعمال اصلی حج، زمان نماز و روزه و حج و حرام بودن رشوه و ربا و ... هیچ گاه تغییری حاصل نمی شود. غالبا در امور جزئی ای که به این اصول هیچ گاه خدشه وارد نمی کنند تغییر حکم حاصل می شود و این به دلایلی صورت می گیرد که به برخی از آنها اشاره می شود:

1- فتوای مجتهد همواره مستند به آخرین منبع فقهی است که به دست وی رسیده و چون در طی زمان اطلاع بر منابع جدیدی(از قبیل روایتی خاص یا سندی معتبر برای یک روایت) حاصل می شود امکان تبدل رای و تغییر نظر وجود دارد و این تغییرات همه در جهت کشف حکم خداست و چون قانون مند و طبق ضوابط دینی است برای مکلف نزد خدا حجت است و هیچ اشکال شرعی پدید نمی آورد.

2- در مواردی که فقیه حکمی درباره موضوع خاصی مانند ماهی خاصی داده است با شناخت جدیدی از آن موضوع حکم نیز تفاوت پیدا می کند مثلا حکم به حرمت ماهی خاویار از این رو بوده است که دارای فلس نیست چنانچه با تحقیقات کارشناسان ثابت شود که دارای فلس باشد حکم به حلالبودن آن صادر می گردد.

3- گاهی خود موضوع تغییر می کند و چون حکم همواره دائر مدار موضوع است با تغییر موضوع حکم نیز تفاوت می یابد مثلا فروش خون در گذشته به جهت نداشتن فایده غیر از خوردن حرامبوده ولی امروز حلال است، زیرا با قدرت انتقال آن فایده مهمی بر آن مترتب گردیده و هر دو حکم واقعی الهی است بدون آن که تناقضی در بین باشد زیرا حکم کلی الهی جواز فروش چیزهایی است که فایده حلال دارند و حرمت فروش برای چیزهایی است که قابل استفاده حلال نیستند.

نکته دیگر احکام ولایی یا حکومتی است. اسلام به ولی فقیه آزادی نظر قانونی بر اساس مصالح جامعه بخشیده است و نمونه بارز آن تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی به عنوان ولی فقیه است یعنی با آن که از نظر اولی استعمال آن حلال می باشد ولی در شرایطی که موجب تقویت استعمارگران و تضعیف مسلمین شود حرام است و این حرمت در شرایط خاص با حلیت اولی، یعنی شرایط عادی هیچ تضادی ندارد.
(۱۳/آبان/۹۴ ۱۸:۴۲)chiaueam نوشته است: [ -> ]در مورد شایعه بودن اون قضیه ریختن جگر جنین توی نوشابه که به اندازه کافی توضیح داده شد. این که نوشابه های گازدار ضرر دارند هم به خاطر گازکربنیک و قند و ... است نه به خاطر جگر.

اما فرمودید چرا ردبول و کوکاکولا اجازه فیلم گرفتن از خط تولیدشون رو به رسانه ها نمیدن. خب با یه جستجو توی اینترنت می تونید فیلمهایی از خط تولید این کارخونه ها رو ببینید.

ممنون میشم دفعه بعد که خواستید مطلب جدیدی بنویسید حتماً قبلش خودتون بررسیش کنید و منبعش رو هم ذکر کنید. این بررسی ها وقت زیادی از من میگیره.

آقای محترم!
محاله نشون بدن به اصطلاح اسانس هاشون رو چجوری درست میکنن.
فقط مرحله اضافه کردن اسانس رو نشون میدن.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع