بسم الله الرحمن الرحیم
"عهد" در لغت به معنای میثاق[ابنمنظور، محمدبنمكرم؛ لسان العرب، بیروت، دار صادر، 1414ق، چاپ سوم، ج3، ص311.] یا وصیت[فراهیدى، خلیلبناحمد؛ كتاب العین، قم، هجرت، 1410ق، چاپ دوم، ج1، ص102.] آمده و میتوان معنای این ماده را به طور کلی تعهدی خاص در برابر دیگران دانست.[مصطفوى، حسن؛ التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، 1360ش، ج8، ص246.]
و در اصطلاح دینی منظور از "عهدین" دو عهد عتیق و جدید است که کتاب مقدس مسیحیان میباشد؛ و مسیحیان این نام را بر کتاب خود و کتاب یهودیان نهادند.
پس یهودیان کتاب آسمانی خود را عهد عتیق نمیگویند، بلکه این فقط نظر مسیحیان است که به هر دو عهد اعتقاد دارند، بر خلاف یهودیان که فقط کتاب خودشان را قبول داشته و آن را "تنخ" مینامند.
[توفیقی، حسین؛ آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، سمت، 1385ش، چاپ هشتم، ص97.]
- در اعتقاد مسیحیان "عهدین" دو پیمانى است که خداوند با انسان بست:
یکی پیمان کهن قبل از حضرت عیسای مسیح که با حضرت ابراهیم(علیه السلام) و قوم اسرائیل بست، و دیگری پیمانی است که توسط حضرت عیسی(علیه السلام) با انسانها بسته شد.[توفیقی، حسین؛ آشنایی با ادیان بزرگ، تهران، سمت، 1385ش، چاپ هشتم، ص156]
بخش نخست عهدین که کتاب دینى یهودیان است و از سوى مسیحیان، عهد عتیق نامیده شده، مجموعاً 39 کتاب در اعتقاد "پروتستانها" و 46 کتاب در اعتقاد "کاتولیکها" است.
[زنجانی، مسعود؛ مقالهی کتاب مقدس چیست؟ ] (اسفار پنجگانه یا تورات، نوشتههای انبیاء و نوشتههای دیگران). و بخش دوم کتاب مقدس را که عهد جدید تشکیل مىدهد، در مجموع 27 کتاب است (اناجیل چهارگانه، اعمال رسولان، رسائل رسولان و مکاشفه).
محتوای کتاب مقدس شامل مباحثی چون تاریخ آفرینش، تاریخ پیامبران، احکام، اعداد و آمار، نامهها و آثار رسولان، اخلاق، شعر و رمان، سیرهی انبیاء و... میباشد.
ادامه دارد ...
مقاله نوشته شده : روحالله رضائی
- ریشه های شبه ی تاثیرپذیری قرآن از عهدین
تعدادی از مستشرقین (اسلام شناسان غیر مسلمان) مغرب زمین سعی دارند، با ساختن مصادری غیر وحیانی و الاهی ثابت کنند که کتاب مقدس مسلمانان ساخته و پرداخته حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است؛ لذا از جنبههای مختلف، مصادری احتمالی برای قرآن مطرح کردهاند.(زمانی، محمدحسین؛ شرقشناسی و اسلامشناسی غربیان، قم، بوستان کتاب، 1385ش، چاپ اول، ص51.)
برخی از شرق پژوهان شبه هی استفادهی حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از متون مقدس، آیین حنفاء، هندیان، زرتشتیان و... را مطرح نمودهاند.(
اعظمشاهد، رئیس؛ اعجاز قرآن از دیدگاه مستشرقان، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1386ش، چاپ اول، ص155) و جمع زیادی از مستشرقان که مجموعهی معارف قرآن را برتر از اندیشهی بشری دیده و مشاهده کردهاند، به اینکه اندیشه های بلند، جامع و حکیمانهی موجود در آیات قرآن، جز از مبدأ عالم از راه دیگر قابل وصول نیست،
برای فرار از اعتراف به نزول وحی بر پیامبر اسلام، احتمال اقتباس این معارف را از تورات، انجیل و دیگر کتابهای آسمانی پیشین مطرح نموده و بر این احتمال اصرار ورزیدهاند.
- آنان جهت اثبات ادعای خود، به جستجوی قرائن و شواهد پرداخته، تا در نتیجه ثابت کنند که قرآن ساخته و پرداخته حضرت محمّد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده و وحی الهی نیست.(زمانی، محمدحسین؛ مستشرقان و قرآن، قم، بوستان کتاب، 1385ش، چاپ اول، ص142.)
از جمله افرادی که در این زمینه نظریه پردازی نمودهاند، میتوان به "کارل بروکلمان"،[Carl Brockelmann ر. ک. بروکلمان، کارل؛ تاریخ الشعوب الاسلامیه، ترجمه: نبیه امین و منیر بعلبکی، بیروت، 1984م، ص34.] "ایگناس گلدزیهر"[Ignaz Goldziherر. ک. گلدزیهر، اگناس؛ العقیده و الشریعه فی الاسلام، مترجم: یوسف موسی؛ مصر، دارالحدیثه، چاپ دوم، ص20.] و "ویلیام مونتگمری وات"[William Montgomery Wattر. ک. زمانی، محمدحسین؛ مستشرقان و قرآن، پیشین، ص144.] اشاره کرد.
ادامه دارد ...
بسم الله الرحمن الرحیم
- تبیین شبههی تاثیرپذیری قرآن از عهدین
این گروه از مستشرقان اصل ادعایشان بر اقتباس قرآن از عهدین به دلیل شباهتی است که میان قرآن و عهدین وجود دارد. برای نمونه به باور برخی مستشرقین حضرت محمد –صلیالله علیه و آله- در تألیف قصص قرآنی از یهودیت به ویژه "تورات" کمک گرفته است.
"بروکلمان" مینویسد: در مکه پیامبر با گروههایی از مسیحیان روابط داشته که از تورات و انجیل آشنائی خوبی داشتند.[Carl Brockelmann ر. ک. بروکلمان، کارل؛ تاریخ الشعوب الاسلامیه، ترجمه: نبیه امین و منیر بعلبکی، بیروت، 1984م، ص39] همچنین در جائی دیگر مینویسد: پیامبر فکر خطاء و گناه حضرت آدم را از تورات اقتباس کرد. و نیز میگوید: اعتقادات "محمّد" دربارهی روز قیامت، به مصادر یهودی برمیگردد.[Carl Brockelmann ر. ک. بروکلمان، کارل؛ تاریخ الشعوب الاسلامیه، ترجمه: نبیه امین و منیر بعلبکی، بیروت، 1984م، ص71.]
یک. از جمله دلائل مستشرقان برای اثبات نظریهی اقتباس، شباهت میان کتب آسمانی است. خود قرآن و مسلمانان نیز معترف هستند که قرآن و کتب آسمانی دیگر، با هم شباهت دارند. با توجه به این بیان، سه وجه کلی در علل این شباهت، میتوان مطرح نمود:
1. چون منشأ آنها واحد است، پس مطالبشان نیز شبیه به هم میباشد؛
2. به دلیل اقتباس یکی از دیگری، به هم شباهت دارند؛
3. به طور تصادفی و بدون دلیل عقلی شباهت پیدا کردهاند.
احتمال سوم مردود است، چون مطالب مطرح شده در قرآن عقلاً امکان ندارد که از ذهن بشری سرچشمه گرفته باشد.[معرفت، محمدهادی؛ التمهید فی علوم القرآن، قم، موسسه فرهنگی تمهید، 1386ش، چاپ اول، ج7، ص26 - 27.]
و احتمال دوم نیز مردود است چون، در اقتباس سه رکن وجود دارد که از خود عملیات اقتباس برمیآید: اقتباس کننده (فرع)، اقتباس شونده (اصل) و مادهی اقتباس. در اقتباس، فرع منبعی جز اصل ندارد و از این جهت میتوان فرع را اسیر اصل دانست؛ زیرا فرع راهی به منبع اصلی، به جز اقتباس از اصل که در بحث ما وحی الهی است، ندارد؛ حال اگر چیزی در فرع بیاید که صحیحتر از اصل بوده و اشکالات آن را بر طرف کرده، این نشان دهندهی عدم اقتباس است. قرآن کریم معارف بسیار والایی را داراست که نه در کتب قبل از آن آمده و نه از ذهن بشری برمیآید.
[ المطعنی، عبدالعظیم؛ الاسلام فی مواجهة الاستشراق العالمی، المنصوره، دارالوفاء، چاپ دوم، 1992م، ص240-241.]
- پاسخ دیگر در مورد اقتباس، شبه هی اخذ قصص قرآنی از تورات است؛
اگر قرآن داستانهای خود را از تورات گرفته، باید در زمینهی قصص، از تورات ضعیفتر یا برابر باشد؛ در حالیکه قصه های تورات، بیشتر خرافاتی و دروغ محض بوده، اما این خرافات و دروغ در قرآن راه پیدا نکرده است؛ این بهترین نشانهای است بر اینکه منبع قرآن کریم وحی الهی بوده، نه تورات تحریف شده و مملو از خرافات یهودیان که بیشتر مطالبشان با قرآن کاملاً منافات و تناقض دارد؛ از جمله:
الف. توهم کُشتی با خدا:
در تورات مقام خدا تا آنجا پایین آمده که وارد خیمهی یعقوب پیامبر شده و از سر شب تا صبح با او کشتی میگیرد و آن قدر ناتوان است که مرتب در برابر یعقوب میبازد و به زمین میخورد. سفر پیدایش، باب32، آیه3- 24.
ب. توهم زنای لوط با دختران خود:
یکی دیگر از خرافات تورات، داستان زنای حضرت لوط در حال مستی با دختران خودش است. سفر پیدایش، باب 19، آیه30- 38.
در صورتی که حضرت لوط از پیامبران بزرگ الهی است و پیامبران از عصمت برخوردارند، اما تورات محرّف به حضرت لوط نسبت زنا با دختر خود در حال مستی میدهد. معرفت، محمد هادی؛ التمهید فی علوم القرآن، قم، موسسه فرهنگی تمهید، 1386ش، چاپ اول، ج7، ص72.
برخلاف تورات و انجیل، قرآن پیامبران خدا را از گناه مبرا میداند و برای آنان مقام عصمت قائل است. خداوند در قرآن امر میکند که از رسول خدا اطاعت کنیم، این نشان دهندهی عصمت پیامبر است:
طباطبايى(علامه)، سيدمحمدحسين؛ الميزان فى تفسيرالقرآن، قم، جامعهى مدرسين حوزه علميه قم، 1417ق، چاپ پنجم، ج4، ص389.
ایاتی همچون ایات سوره نساء/59، مائده/92، نور/54، محمد/33 و تغابن/12.
«أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُول...»
«اطاعت كنيد خدا را! و اطاعت كنيد پيامبر خدا را...»
یک قسمت دیگه با ما باشید

با اخرین قسمت از این بحث با شما هستیم
پس با کمک آیات قرآن کریم که برتری قرآن نسبت به تورات و انجیل محرّف، به خوبی روشن شده، معلوم است که از سه احتمال گذشته تنها احتمال اول صحیح بوده و ما مسلمانان اعتقاد داریم که شرائع الاهی از منشأ واحد الاهی سرچشمه گرفتهاند و هدف نهایی آنها یکی است؛
[ معرفت، محمدهادی؛التمهید فی علوم القرآن، قم، موسسه فرهنگی تمهید، 1386ش،، ج7، ص27- 28.]
- چنانچه قرآن کریم میفرماید:
«شَرَعَ لَكُم مِّنَالدِّينِ مَا وَصّىَ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِى أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَ مَاوَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَ مُوسىَ وَ عِيسىَ أَنْأَقِيمُواْ الدِّينَ وَ لَاتَتَفَرَّقُواْ فِيهِ...»[ شوری/13. ]
«آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه: دين را برپا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد!...»
دو. دلیل دیگر مستشرقان بر تأثیرپذیری قرآن از عهدین، دیدارهای پیامبر با برخی مسیحیان و یهودیان از جمله، "بحیرای راهب" و "ورقة بن نوفل" است؛ که در این زمینه تذکر چند نکته لازم است:
1. تمام تلاش این مستشرقان تنها به دو دیدار محدود میشود؛ دیدار با بحیرای راهب و ورقة بن نوفل، که دیدار با "بحیرا" در سن 9 یا 12 سالگی گزارش شده که امکان انتقال این همه معارف در زمانی کوتاه، به کودکی حداکثر 12 ساله امکان ندارد؛ و دیدار با "ورقه" تنها یک دفعه نقل شده که بعد از بعثت بوده؛ بنابراین ورقه نقشی در پیامبری حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ندارد.
2. در هیچ یک از این دیدارها پیامبر تنها نبوده است.
3. چرا کسانی که پیامبری را به حضرت محمد آموختند، خود ادعای نبوت نکردند، تا خودشان به جایگاهی برسند؟
4. اگر چنین ملاقاتهای علمی و مهمی وجود داشته، چرا دشمنان اسلام در صدر اسلام آن را مطرح نکردند؟
و چندین علامت سوال دیگر که در زمینهی این ادعای ساختگی وجود دارد.[زمانی، محمدحسین؛ مستشرقان و قرآن، ، ص148.]
با تشکر از شما دوستان که با این بحث همراه بودین.
ان شالله در بحثی دیگر به بعدی دیگر از این مباحثات میپردازیم .
