در سایت askdin این موضوع به خوبی بررسی شده که در ادامه متنش رو میارم:
http://www.askdin.com/showthread.php?t=35415
...
متاسفانه نزد برخي از متدیّنان، "تهمت و افترا زدن" به مخالفان،جایز شمرده میشود.پس چنین استدلال میکنند که با تهمت باید آبرو و حیثیت آن ها را از بین برد تا کسی به آن ها اعتماد نکند و تحت تأثیر گمراهیشان قرار نگیرد. آنان به روایتی از رسول خدا صلوات الله علیه استناد می کنند که در ابتدای پاسخ بدان اشاره شد
در روایت مذکور، حضرت وظیفه امت را در مقابل "اهل بدعت" بیان فرموده و دستور دادند که از آنان برائت جسته،عیب ها و ایرادات شان را بازگو کنید و آنان را "مبهوت" کنید تا برای تباه کردن اسلام، طمع نکنند.
واژه "باهتوهم" از ماده "بهت" به معنی "مبهوت کردن" است، یعنی به قدری با قوّت با آنان بحث کنید و دلیل محکم و قاطع ارائه کنید، که اهل بدعت را "متحیّر و مبهوت"کرد تا از پاسخ دادن مبهوت شوند. چه، این که حضرت ابراهیم علیه السلام نیز،آن چنان با کافر بت پرست منطقی و محکم احتجاج کرد که او را مبهوت نمود: "فبهت الذی کفر". (14)
قرن ها عالمان اسلام از این روایت "بهت" را به معنای تحیر و گیجی تفسیر می کردند و کسی آن را به معنای "بهتان"
و "تهمت" معنا نمی کرد
فیض کاشانی در شرح این روایت نوشته است:
با آنان چنان سخن بگویید که ساکت شوند و حرفی برای گفتن نداشته باشند. (15)
فقهای شیعه دربحث های فقهی خود تا قرن دوازدهم،بر این مبنا بودند که حتی به بدعت گذاران در دین نباید نسبت خلاف داد و تهمت زد و دروغ بستن به آن ها جایز نیست، اگر چه آنان به تخریب دین اقدام کردهاند، ولی ما حق نداریم برای ضایع کردن شان، نسبت ناروا به آن ها بدهیم و تهمت بزنیم .شهید ثانی گفت:در نقد و اعتراض آن ها، نباید ذرهای از حقیقت منحرف شده و مرتکب دروغ گردید. (16)
صاحب جواهر هم در بحث "قذف" از کتاب الحدود خود، این روایت را نقل میکند، ولی هشدار می دهد که بدگویی نسبت به اهل بدعت به معنای آن نیست که نسبت های ناروا به آن ها داده شود و به آن چه که انجام نداده اند،متهم شوند.(17)
از قرن سیزدهم نظریه "به اهل بدعت "تهمت" بزنید تا آن ها را از میدان بدر کنید" در فقه پدیدار شد. این نظریه ابتدا به شکل احتمال مطرح شد که "باهتوهم" میتواند به معنی " بهتان و تهمت زدن" باشد . سپس در تایید این احتمال گفته شد: چه مانعی دارد که تهمت زدن به آن ها به جهت "مصلحت" جایز باشد، و چه مصلحتی بالاتر از آن که با تهمت زدن - مثل آن که فلانی دزد است، و یا کافر شده، و یا اهل زنا و لواط است- او را مفتضح و بی آبرو ساخته تا مردم از او فاصله بگیرند و دین حفظ شود! با این تهمت، هر چند یک نفر بی آبرو می شود، ولی دین و ایمان جامعه سالم می ماند! (18)
در حالی که این نظریه ایراد های اصولی دارد که با توجه به آن ها، اصلا پذیرفتنی نیست:
با معنای لغوی "بهت" (مبهوت و حیران کردن) سازگاری ندارد.
اگر بگوییم "بهت" از ریشه بهتان است، چون احتمال مخالف وجود دارد، حدیث مجمل شده و قابلیت استناد را از دست می دهد.
قراین نشان می دهد که در این حدیث "بهت" به معنای بهتان نیست.
کسانی که این حدیث را به تهمت زدن معنا کرده اند ،این فرض را داشته اند که تهمت زدن به آن ها مصلحت دارد، در حالی که خود این موضوع محل اختلاف است و بلکه عکس آن وجود دارد.زیرا سبب می شود که قبح تهمت ریخته شود و نظام اخلاقی جامعه که هدف بعثت است،به هم بریزد (19)بریزد
فقهای گذشته با این معنا به شدت مخالفت کردند.
مقدس اردبیلی نوشته است:
مسلمانی که عقیده کافری را مورد نقد و اعتراض قرار میدهد، فقط میتواند از"دلیل منطقی" علیه او استفاده کند و حق ندارد به او نسبت ناروا داده او را قذف کند، حتی اجازه ندارد زشتیهای ظاهری یا عیوب باطنی اش را به رخ او بکشد.(20)
شهید مطهری نوشته است: بعضی آدمهای بی سواد "باهتوهم" را این طورمعنا کرده اند که به آن ها تهمت بزنید و دروغ ببندید، و بعد میگویند: اهل بدعت دشمن خدا هستند و من دروغ علیه او جعل می کنم، با هر کسی هم که دشمنی شخصی داشته باشد، میگوید: این ملعون اهل بدعت است. صغری و کبری تشکیل میدهد، بعد هم شروع میکند دروغ جعل کردن علیه او.آن وقت است که شما میبینید، دروغ اندر دروغ جعل میشود. (21)
بنا بر این تهمت و بهتان و فحش به مخالفان جایز نیست،ولی لعن و طلب نفرین و دوری از رحمت خدا در این دنیا و عذاب آخرت برای آنان جایز است. (22)
با این حساب می توان پاسخ کارشناس محترم قبلی را از این زاویه تحلیل کرد که سخنان ایشان نیاز به تفاسیری داشته که شاید بیان آن لازم نبوده،اما اکنون به شکل مفصل نقل شد.
البته بیان این توضیح لازم است که سبّ در لغت و نیز در کتاب خدا به معنای فحش و بد زبانی است.و در کتاب خدا از آن نهی شده است
"وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا بِغَیْرِ عِلْمٍ"(23) آن هایى را که جز خدا می خوانند، دشنام مدهید که آنان از روى دشمنى و به نادانى خدا را دشنام خواهند داد.
حال با توجه به معنای صریح سبّ در کتاب خدا و منع از استفاده از این کلمه در برابر جواز به کار گیری آن در روایت مورد نظر یا در کتاب های بزرگان،شاید با توجیه یا تاویل خاص به خود همراه باشد.علاوه ممکن است سبّ در روایت به معنایی که قرآن از آن قصد کرده نباشد و جمله پایانی این که اولیای مروجان اخلاق و خود بهتر به اوضاع و احوال جامعه آگاه بودند.
پی نوشت ها:
...
13.سوره بقره، آيه 159
14.همان، آیه 260.
15.فیض کاشانی محسن، وافی،اصفهان، انتشارات کتابخانه امیر المومنین،سال 1406 قمری، چاپ ا ول، ج1، ص245.
16.مازندرانی، شرح اصول کافی،بیروت،انتشارات دار احیاء التراث العربی سال 1421 قمری،چاپ اول، ج10، ص 43.
17.نجفی شیخ محمد حسن، جواهر الکلام،تهران،انتشارات دار الکتب الاسلامیه،سال 1365 خورشیدی،چاپ دوم،ج۴۱، ص۴۱۳.
18.شیخ انصاری مرتضی، مکاسب، ج2، ص 118.
19.شیخ حسن فرزند شیخ طبرسی، مکارم الاخلاق،قم،انتشارات شریف رضی،سال 1392 قمری، ص 3.
20.محقق اردبیلی، مجمع الفائده، قم، انتشارات اسلامی، ج۱۳، ص۱۶۴.
21.شهید مطهری، مجموعه آثار، تهران ، انتشارات صدرا، ج۲۶، ص۴۱۷.
22.مطالب مربوط به تبیین معنای حدیث "باهتوهم" و رد نظریه "جواز تهمت به مخالفان" خلاصه مقاله ارزش مند "تهمت در خدمت دیانت" مربوط به حجت الاسلام محمد سروش محلاتی است که از سایت اینترنتی ایشان گرفته شده است.
23.. سوره انعام، آیه 108