تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: "ظرفیت دنیای مجازی نت" و "اصل گفتگو"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
با یاد خدای مهربان

عرض سلام و ارادت و ادب حقیر را پذیرا باشید

برخی از دوستان بصورت خصوصی نظراتی داشتند که مناسب دیدم چند نکته کوتاه محضر عزیزان تقدیم کنم:

1) "ظرفیت دنیای مجازی نت" هم بجهت "شکلی" و هم بجهت "محتوایی" اساسا با "دنیای واقعی" متفاوته!

2) باب "گفتگو" بعنوان یکی از عالی ترین نشئه های ظهور و بروز آدمی از همین منظر،بدیهیه که در چنین شرایطی، بسیار بسیار بیشتر از "دنیای واقعی" توام با "جدل" ، "عدم اقناع" ، "نبود تفاهم" و... باشه.(بسیار مهم!!!)

3) مهمترین و اولیه ترین "اصل گفتگو" ، تماس "چهره به چهره" همراه با "شناخت" و "همگامی" در "طرفین" هست که ماهیتاً در "دنیای مجازی" اتفاق نمی افته(بسیار مهمتر!!!!!)

4) هر پنجره ای که در باب "معارف دینی" باز میشه،هزار هزار لای تودرتوی دیگری داره که هر کی به اندازه وسع خودش از این دریای بیکران چند قطره ای می نوشه!
انتظار تبیین،توضیح و تشریح کامل و تخصصی و همه جانبه ی "مباحث" در این تالار، از نظر حقیر، واقعاً و مجازاً، از اساس دچار "اشکال" هست!

5) به شاخصه ها و تفاوت های شرکت کنندگان در "تالارهای گفتگو" دقتی بفرمایید:
سن / جنس / سطع معلومات / رشته تحصیلی / نوع نگرش فردی / آموزه ها و تربیت های خانوادگی / مکان و محیط زندگی / شخصیت و جوهره ی فردی / محیط دینی و اجتماعی / خانواده / مربیان / دوستان / شغل / دسترسی به منابع / سابقه فعالیت و تجربه و...........
همه و همه در این "گفتمان مجازی" که به دلایل مذکور،"ناقص" و "ابتر" هم منعقد می شه! نقش داره...

6) بر همین مبنا "سطح توقعات" ما از "تالار" ، باید تنظیم شده و تنها در اینصورته که از "دلگیری" و "ناخوشایندی" و "زدگی" بیرون میآیم(امری که بعد مدتی برای عده ای از دوستان در تالار رخ داده و خواهد داد! که موضوعی طبیعی در فضای مجازی تلقی می شه!)

7) بهترین "میثاق" برای ادامه ی مناسب و جلوگیری از هرج و مرج در "تالارهای گفتگو"، توجه دقیق به "قوانین تالار" هست.
نقش مدیران و ناظران محترم، در بثمر نشستن این مهمترین، بشدت "تعیین کننده" هست.

7) در چنین تالارهایی باید به مفروضات و اهداف تعیین شده دقت کنیم!


به راستی "بیداری اندیشه" به دنبال چیه...؟!

در این قسمت بجاست بعنوان مثال، به موضوع "عدم بیان شبهه" در تاپیکها (که اتفاقا تو جای خودش، امری مثبت تلقی می شه)اشاره ای بسیار کوتاه داشته باشم:
به یاد داشته باشیم که مضمون فوق،در مفروض اولیه این تالار نیست!(و در تالاری دیگر هست!)
ضمن عذرخواهی؛
در کلاس درس معمول و متعارف ریاضی، موضوع " توضیح،حل و بیان مسئله" است نه اساسا شک و تردید در "اصل وجوب ریاضی" و اصول و قواعد مترتب بر آن!
.
.
مطمئن هستم که عزیزان تالار منظور حقیر رو دریافتید...
.
.

بنابراین؛
بیشتر از قبل همدیگه رو:
- دعوت به "تحمل" کنیم
- از تضارب آراء "استقبال" نماییم
- بر اصول "مشترک" پای بفشاریم
- "متذکر" هم باشیم
- در بیان "آموزه هایی" کوشا باشیم که به درد "دنیای واقعی" ما بیاد و اونو آباد کنه

.
.
در پناه خدای مهربانHeart
دوست من سلام.
خیلی با این پستت حال کردم. کاشکی میشد. بیشتر به مفاهیم توجه میکردیم. نگاه نمیکردیم ببینیم کی چی میگه و فقط اونو تایید را رد کنیم.
جناب میسنجر شما که وارد در این کار هستید یک پست بگذارید و اجمالا شرح بدید که چطور میشه خارج از گوینده منظور اصلی را متوجه شد و اگر گوینده نقصی در بیان داره افراد بالغ (از نظر عقلی نه سنی) در تکمیل فرآیند عمل کوشا باشند.

با سپاس از شما
با سلام و احترام

کلام برای "منعقد شدن" به این عناصر نیاز ویژه داره:
1- زمان
2- موقعیت
3- شخص
4- شکل سخن
5- محتوی سخن

6- گفتگو (دیالوگ)


عالی ترین حالت ممکنه برای "انعقاد کلام" چنین است :

انتخاب زمان مناسب؛

لحاظ موقعیتی بجا و سنجیده؛

شخصی موجه با:

بیانی شیوا و روان؛

و سخنی صحیح و عمیق؛

در جریان "گفتگویی پویا"

.

.

.

کافیه یک عنصر،مثلا "زمان" یا "موقعیت" یا... مناسب نباشه!

حدس مابقی حالات با سروران عزیز...

.

.

بعبارتی:

در عالم "واقع" شکل گیری این پیوستار تعریف شده؛ عموماً امکان پذیر نیست !!!

تا چه برسه به "دنیای مجاز" که:

ماهیتاً، عناصر مورد اشاره در بالا، امکان تحقق و تجمع کامل رو ندارند...!
ضمن تشرک فراوان از این پست ارزشمند
موارد دیگری هم هست
بر میگرده به دخل و تصرف عوامل غیر ماتریالیستی در رساندن یک مفهوم از مبدأ صدور به مقصد دریافت کننده پیام
خداوند به عنوان یگانه اثر بخش هستی میتواند در صورتی که صلاح بداند متناسب با نیات گوینده و شنونده در اثر گذاری پیام هم در فضای محازی و هم در فضای حقیقی عمل نماید
البته این به معنی نقض مباحث جناب messenger نیست
خواستم دوستان هواسشون باشه که تحلیل های ما نباید تماماً مادی باشه حتی در این موارد
البته اصل کلام سر جایش هست که خود خداوند هم اثری را که دیدار واقعی قرار داده برای دیدارهای مجازی قرار نداده
کما این که در اصول کافی یک باب اختصاص داده شده به زیارت مومنین برای رضای خدا از یکدیگر
یعنی از بالاترین راههای رشد ایمان این است که جماعتی از مومنین برای رضای خدا دور هم جمع شوند و گرد هم آیند و یکدیگر را دیدار کنند
یا علی
از علی عزیز بخاطر بیان نکته ی ظریفشان،صمیمانه تشکر می کنم
در واقع این بحثها بدنبال ایجاد تنش های کلامی،نوشتاری و...در برخی از کاربران محترم تالار ایجاد و هدف،تبیین "چالشها"ی "دنیای مجازی" بطور اختصار بوده..
حتی؛همین بحث حقیر نیز مشمول این دیدگاه هست..!
معتقدم که "فرصت"های ایجاد شده در "دنیای مجازی" ؛
بلا شک "غیرقابل انکاره" و مثالی از این دست،همین "قدم زدن" های ما در این تالار وزین هست..
اگر توجه کنیم در طول یکسال گذشته، جرقه ی اتفاقات بسیار میمون و مبارکی از همین تالار به دنیای واقعی دوستان محترم منتقل شده و منشاء خیر و برکت کثیر با نگاه "الهی و قدسی" گردیده..
جوانب متعدد این موضوع در برخی از تاپیک های ارسالی دوستان عزیز مشهود و گاهاً جزء به جزء بیان و نوشتار شده..
.
.
.
یادمه چند ماه قبل،در جواب به کاربر محترمی که سایت رو مناسب کار نمی دیدند؛ در پستی اینگونه تقدیم کردم:
... بپذیریم که اگر در چنین فضاهای کوچکی @!!!،با ارائه یک پست و بیان زاویه ای کوتاه، رهنمونی باشیم برای یک نگاه بلند، کاری درخور انجام داده ایم...
(۲۷/خرداد/۹۰ ۱۲:۲۱)MESSENGER نوشته است: [ -> ]با یاد خدای مهربان

عرض سلام و ارادت و ادب حقیر را پذیرا باشید

برخی از دوستان بصورت خصوصی نظراتی داشتند که مناسب دیدم چند نکته کوتاه محضر عزیزان تقدیم کنم:

1) "ظرفیت دنیای مجازی نت" هم بجهت "شکلی" و هم بجهت "محتوایی" اساسا با "دنیای واقعی" متفاوته!

2) باب "گفتگو" بعنوان یکی از عالی ترین نشئه های ظهور و بروز آدمی از همین منظر،بدیهیه که در چنین شرایطی، بسیار بسیار بیشتر از "دنیای واقعی" توام با "جدل" ، "عدم اقناع" ، "نبود تفاهم" و... باشه.(بسیار مهم!!!)

3) مهمترین و اولیه ترین "اصل گفتگو" ، تماس "چهره به چهره" همراه با "شناخت" و "همگامی" در "طرفین" هست که ماهیتاً در "دنیای مجازی" اتفاق نمی افته(بسیار مهمتر!!!!!)

4) هر پنجره ای که در باب "معارف دینی" باز میشه،هزار هزار لای تودرتوی دیگری داره که هر کی به اندازه وسع خودش از این دریای بیکران چند قطره ای می نوشه!
انتظار تبیین،توضیح و تشریح کامل و تخصصی و همه جانبه ی "مباحث" در این تالار، از نظر حقیر، واقعاً و مجازاً، از اساس دچار "اشکال" هست!

5) به شاخصه ها و تفاوت های شرکت کنندگان در "تالارهای گفتگو" دقتی بفرمایید:
سن / جنس / سطع معلومات / رشته تحصیلی / نوع نگرش فردی / آموزه ها و تربیت های خانوادگی / مکان و محیط زندگی / شخصیت و جوهره ی فردی / محیط دینی و اجتماعی / خانواده / مربیان / دوستان / شغل / دسترسی به منابع / سابقه فعالیت و تجربه و...........
همه و همه در این "گفتمان مجازی" که به دلایل مذکور،"ناقص" و "ابتر" هم منعقد می شه! نقش داره...

6) بر همین مبنا "سطح توقعات" ما از "تالار" ، باید تنظیم شده و تنها در اینصورته که از "دلگیری" و "ناخوشایندی" و "زدگی" بیرون میآیم(امری که بعد مدتی برای عده ای از دوستان در تالار رخ داده و خواهد داد! که موضوعی طبیعی در فضای مجازی تلقی می شه!)

7) بهترین "میثاق" برای ادامه ی مناسب و جلوگیری از هرج و مرج در "تالارهای گفتگو"، توجه دقیق به "قوانین تالار" هست.
نقش مدیران و ناظران محترم، در بثمر نشستن این مهمترین، بشدت "تعیین کننده" هست.

7) در چنین تالارهایی باید به مفروضات و اهداف تعیین شده دقت کنیم!


به راستی "بیداری اندیشه" به دنبال چیه...؟!

در این قسمت بجاست بعنوان مثال، به موضوع "عدم بیان شبهه" در تاپیکها (که اتفاقا تو جای خودش، امری مثبت تلقی می شه)اشاره ای بسیار کوتاه داشته باشم:
به یاد داشته باشیم که مضمون فوق،در مفروض اولیه این تالار نیست!(و در تالاری دیگر هست!)
ضمن عذرخواهی؛
در کلاس درس معمول و متعارف ریاضی، موضوع " توضیح،حل و بیان مسئله" است نه اساسا شک و تردید در "اصل وجوب ریاضی" و اصول و قواعد مترتب بر آن!
.
.
مطمئن هستم که عزیزان تالار منظور حقیر رو دریافتید...
.
.

بنابراین؛
بیشتر از قبل همدیگه رو:
- دعوت به "تحمل" کنیم
- از تضارب آراء "استقبال" نماییم
- بر اصول "مشترک" پای بفشاریم
- "متذکر" هم باشیم
- در بیان "آموزه هایی" کوشا باشیم که به درد "دنیای واقعی" ما بیاد و اونو آباد کنه

.
.
در پناه خدای مهربانHeart

سلام دوست عزیز
باگزینه 5 شما مخالفم اگه درست برداشت کرده باشم.
علم بهتراست یا تقوی؟؟؟؟
من اشخاصی دیدم وشنیدم که بیسوادن (سطح تحصیلی پایین)امله کشاورز و...اماازنظرتقوی بیشترازیک دکترفقه وفلسفه میدونه.شنیدم یه نیروهای هم دارن که کاربه اونش نداریم/
سن هم مهم نیست.داشتیم بچه هایی که قران روحفظ بودن بافه ودرکش/
اینجامبحث دین وفقه واجتماع/ بنظرمن کسی که اهلش نباشه یاواردنمیشه یااگه اومدوحرفی زد بایدکسی که ادعاش میشه قانعش کنه نه اینکه بگه بروبرو توبیسوادی/ازینکاروضعف فوق العاده متنفرم چون 1%اشتیاق طرفم کورمیکنه وبدنامی داره/
عرفانای نوظهورمثل عرفان حلقه بازیباصحبت کردن واجازه ورود هرشخصی بیسوادباسوادووووو..نکته ی اصلی روتوذهن طرف میکنن ومجابش میکنن//اگه کسی مجابش نشه باز باصبوری وگفتن ی بیت شعر دروصفش میگن بیسوادی.چون شعرتاثیرگذاره/
تعصب بده.خیلی بده
آدرس های مرجع