تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: •●چله سوره یس●• 14مین کارگاه معنویت
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
ی بیلبورد بزرگ بود ی زمانی همیشه توی راه ب چشمم میومد :

هر روز، هفت دقیقه تا آرامش
هر روز با سوره یس
معمولا فرصت نمیکردم Sad
اما همین الان نرم افزار سوره یاسین رو ریختم رو گوشیم مخصووص چله Smile
خیلی خوشحال شدم ک این دوره چله مون، شده سوره یسBlush

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

[b]اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم
ان شاء الله
ببخشید که این پستم واسه افرادی که در جریان نیستن ، حالت اسپم به خودش گرفتهAngel

توی یکی از تاپیک های همسایه بحثی مطرح شد که باعث شد به این فکر بیفتم که یه چرخی توی دوتا از تاپیک هام بزنم...
و این شد که یه نوستالژی بسیار خفن براتون آوردم Big GrinCool


(ارتباط معنایی جالبی با چله ی اول داره اما به روی خودم نمیارم که ریا نشه Big Grin
حقیقت نامه // نوجوان،کبک،قاتل

برای سال 93

واقعا کی یادشه؟! روی صحبتم با بعضی از قدیمیای چله هستش. اون تاپیک برای زمانی بود که ما همدیگرو نمیشناختیم حتی توی لحن گفتگوی بین خانم مهپاره و خانم مهدوی کاملا مشخصه که شروع آشناییشون از اونجا بود
Big Grin
ولی حالا 13 تا چله رو گذروندیم!!

به پست 45 اون تاپیک دقت کنید.امضای من نقل قول شده.واقعا از اون موقع تا حالا امضام همین بود؟! Bi Dandoon
بگذریم...
واقعا چه دوران جالبی داشتیم ما...

فقط یه چیزی ذهنمو مشغول کرده! من توی صفحه ی 5 اونجا همچین جمله ای گفتم:
نقل قول: اما هرچی که هست ، بزودی میام تا برای یکبار هم که شده ، حرفمو کامل زده باشم
اما هیچوقت عملیش نکردمUndecided به نظرتون نیازه که یه تاپیک قدیمی رو بیارم بالا فقط برای عذر خواهی؟!

اما به هر حال ، حداقل اینجا بابت این قضیه رسما عذر خواهی میکنمAngel
کسی اصلاحیه ای واسه حرفایی که اونجا زده نداره؟ Big Grin
نقل قول:اون تاپیک برای زمانی بود که ما همدیگرو نمیشناختیم حتی توی لحن گفتگوی بین خانم مهپاره و خانم مهدوی کاملا مشخصه که شروع آشناییشون از اونجا بود
بله...اون موقع اولن بار بود که با ایشون برخورد داشتم.Heart
تازه چقدر از حرفای خانم مرهم ناراحت بودم اونجا ولی بعدها نظرم نسبت بهشون تغییر کردCool

نقل قول:اما به هر حال ، حداقل اینجا بابت این قضیه رسما عذر خواهی میکنم[تصویر: angel.png]
شما هر جا که تونستین حرفاتون رو زدین عذر خواهی نمیخواد.
فقط من یه مدت تو همون تابیک منتظر بودم...زیر باهام علف سبز شده بود دیگهCool
اللهم صل علی محمد وال محمد و عجل فرجهم
[تصویر: woue_12009634_10153667971164319_38121177...6708_n.jpg]


ما درس سحر در ره میخانه نهادیم / محصول دعا در ره جانانه نهادیم


در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش / این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد / تا روی در این منزل ویرانه نهادیم

در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را / مهر لب او بر در این خانه نهادیم

در خرقه از این بیش منافق نتوان بود / بنیاد از این شیوه رندانه نهادیم

چون می‌رود این کشتی سرگشته که آخر / جان در سر آن گوهر یک دانه نهادیم

المنه لله که چو ما بی‌دل و دین بود / آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم

قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ / یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم




اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم
منم هستم
یاعلی
التماس دعا دارم برای همه ی هم چله ای های قبل

و یک التماس دعای ویژه برای دو تا از آشناهامون:
اولی دختری بود که ماجراشو تو چله های قبل مطرح کردم و اوضاعش خیلی پیچیده شده.دعا کنید گره از کارش باز بشه.
دومی پدری هست که تازه متوجه شده سرطان معده داره و داره شیمی درمانی میشه. خودشون خیلی امیدوارن خداروشکر. دعا کنید حالش خوب بشه. خیلی مرد خوب و مومنی هست.
از وقتی این ماجرا رو فهمیدم خیلی داغونم.
همسنگر های گرامی ، امروز ان شالله اولین روز چله جدید هستش...Angel


التماس دعا
سلام دوستان
امیدوارم حالتون خوب باشه...

تو همه ی چله هاتون همراه نبودم اما تو بعضیاش بودم.... مادربزرگم هم تو چله ها شرکت میکرد...
همیشه چله که تموم میشد ازم میپرسید چله ی بعدی کیه؟
اما خوب تو این چله دیگه نیست....

هم چله ایه گم نام بود ....اگه راه داره یادش کنید...

التماس دعا
(۲۱/آذر/۹۴ ۲۲:۰۷)مهسا110 نوشته است: [ -> ]هم چله ایه گم نام بود ....اگه راه داره یادش کنید...

التماس دعا

ان شاء الله که در این شب های عزیز ایشون در کنار خوبان عالم به یاد ما بوده باشن خواهر عزیزمBlush
ثواب قراءت شب های آغازین چله ی بنده تقدیم به ایشونHeart
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع