تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ارتباط با نامحرم : صله رحم یا قطع رحم؟؟!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم


صله رحم به معنای متعارفش مربوط میشه به کسانی که به ما به واسطه نسبتهای سببی و نسبی وصل هستن و فرمودن با این ارحامتون مواصلت کنید

اما صله رحم محدود در این اندازه نیست
الان همه ما در رحم دوم نظام هستی که عالم طبیعت هست قرار داریم و در حال ساخته شدن هستیم
و باید با تمام موجودات در این رحم از جماد و نبات و حیوان و انسان مواصلت و ارتباط گسترده داشته باشیم نه انقطاع



حالا سوال ینجاست :
آیا وسعت به معنی اینه که من با همه خلایق ارتباط برقرار کنم؟


باید بحث وسعت و بحث حدود الهی رو با هم جمع کنیم.
تا حدود الهی در ارتباط ما عینیت پیدا نکنه و و روی حدود الهی ریز نشیم در ارتباطمون به وسعت نخواهیم رسید



گاهی ما به نیت ارتباط حسنه به یک نامحرم طوری سلام می کنیم که اون سلام موجب قطع حقیقتِ ارتباط میشه نه وصل و وسعت ارتباط (مثلا با یه لحن و یا ادبیات نابجا)


چون در اون سلام کردن حدود الهی رعایت نشد لذا قطع رحم کردیم نه صله رحم
پس با سلام بی جا یا با دعایی در غیر جای خودش ممکنه قطع رحم و قطع حقیقت ربط انجام بشه



تا حالا به این موضوع فکر کردید که چرا حضرت امیر (علیه السلام) به زنان جوان سلام نمی کردن؟
چون می خواستن قطع رحم اتفاق نیافته

اون سلام کردن فقط ظاهرش صله رحم بود اما در باطن قطع رحم اتفاق می افتاد لذا حضرت امیر سلام نمی کردن به زنان جوان

البته باید دید جزئیات این سلام نکردن چی بوده. ممکنه در سلام کردن به زنان جوان پیش قدم نمی شدن اما جواب رو می دادن.
کاری با جزئیات نداریم.

اصل مهمه... منظور که حضرت امیر در برخورد با زنان جوان بسیار جانب احتیاط رو رعایت می کردن...



یا حضرت فاطمه با صدایی که کمی از حالت زنانگی خارج شده بود از پشت در پاسخ می دادند یا در مقابل کور حجاب می گرفتند

اینها برای چی بود؟
چون اونها نمی خواستن قطع رحم کنن


گاهی سلام کردنها و دعا کردن های ما می تونه موجب قطع رحم بشه. موجب این بشه که توفیق ارتباط گسترده رو از دست بدیم...



اصل مطلب اینه که :
واسع حقیقی خداست و ما برای وسعت بخشیدن به ارتباطاتمون باید در قید حدود الهی باشیم و تا مادامی که در این عالم هستیم مکلف به این حدود هستیم.


به هر اندازه به این حدود ملتزم و مقید شدیم اسم واسع خدا در ارتباطات ما تجلی میکنه نه به هر اندازه که به دیگران سر زدیم و یه جاهایی قیود الهی رو موجب نقض گسترش ارتباطمون دیدیم و زیر پا گذاشتیمش



غرب رو ببینیم : تمام امکانات ارتباطی دنیا در دستشون هست اما آیا اونها بیشتر موفق به ارتباط با دلهای مردم شدن یا جمهوری اسلامی که همواره طی این سالها در محرومیتهای ارتباطی قرار داشته؟؟



ان شاءالله که خدا به همه ما توفیق صله رحم در رحم دوم نظام هستی که عالم طبیعت هست رو بده.



به نام خدا

گفته شد که ارتباط نابجا و غیر ضروری با نامحرم، نه تنها مصداق صله رحم نیست، بلکه باعث انقطاع رحمِ مربوط به نظام هستی هم می شه

حالا این مسئله رو بیشتر باز کنیم

تو این پست و پست های بعدش گفتیم که اگه قوه ی خیال ادم اون طهارت رو نداشته باشه، نمی تونه حقایق ملکوتی و کلا حقایق عالم هستی رو درک کنه، چه سر نماز چه توی حالات دیگش :

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-40...#pid352450

(حالات دیگش مثل همون حالی که بانو مجتهده داشتن و موقع جارو زدن خونه، ادراک می کردن یا اصحاب پیامبر که توی خواب ادراک داشتن)


یعنی همه چی به این قوه خیاله و اون طهارتش برمی گرده
یعنی این قوه خیاله زمانی می تونه اون عملکرد اصلی خودش که ادراکات عقلی و عالم بالاست رو درست انجام بده که پاک و مطهر باشه


خب حالا ارتباطش با این مبحث چیه؟
توی روایاتمون اومده که حشر و نشر بی جا با نامحرم دل رو می میرانه
چرا که ویژگی هایی توی جنس زن هست که توجه به اون ویژگی ها باعث از بین رفتن طهارت قوه ی خیال مرد می شه
دقیقا مشابه همین آسیب ها هم در مورد خانوم ها صدق می کنه.

وقتی که قوه خیال طهارتش و از دست داد، پراکنده می شه و خودش می شه از مصادیق شیطان درونی

برای همین تو روایاتمون فرمودن هیچ زن و مرد نامحرمی با هم تنها نمیشن مگه اینکه نفر سومشان شیطان هست...

الزاما هم نباید تحریک جنسی بشن که بگیم شیطان وسوسه کرد... نه ...
کمترین اثر تخریبی اش اینه که طهارت قوه خیال رو از بین میبره

کسی که قوه خیالش ناطاهر باشه قدرت درک حقایق رو نداره. حتی برای فهموندن معقولات ساده هم باید خودش رو از سقف آویزون کنه که باز هم در نهایت کج متوجه می شه



این همه انحرافات اعتقادی که از در و دیوار جامعه مون داره می ریزه فکر می کنید زیر سر چی هست؟
زیر سر همین تطهیر نبودن قوه خیال
و تا قوه خیال تطهیر نشه انسان به ادراکات عقل قدسی نمیرسه


عجیبه که تو مسائل محرم و نامحرم علمای برجسته ی دین خودشون شخصا از مراقبت بالایی برخوردارن
با اینکه نسبت به قوه خیال خودشون مسلطن اما مراقبتشون خیلی خیلی بیشتر از ما هستش.
چرا؟ همینطور از روی عادت و تعصب این کار رو میکنن؟ یا یه چیزی میبینن؟



عالم بزرگواری داشت صحبت می کرد. در پایان صحبتهاش خانمی از سمت خانمها (بین آقایون و خانمها پرده کشیده بودن توی مسجد) گفت : بر محمد و آل محمد صلوات.

وقتی همه صلوات فرستادن اون عالم بزرگوار فرمود: این صدای یک زن نبود؟
یک زن چه حقی داره در جایی که مردها هستن و ضرورتی نداره، صداش رو به گوش نامحرم برسونه؟...




یا مرحوم سید علی قاضی با اینکه یک عارف الهی بود در مورد ایشون می فرمودن وقتی هنوز نامحرم در میدان دید ایشون قرار نمی گرفت ایشون چشمهاش رو مینداخت پایین.



اینها که از اولیا الله هستن به این شدت اهل مراقبت هستن !!! اینها که بر تمام قوای ادارکی شون تسلط دارن اینجور اهل مراقبه هستن ... پس ماها چرا اینقدر ولنگ و واز هستیم؟

ماهایی که نه به خیالمون تسلط داریم نه به قلبمون نه...

اینا از اثرات تکوینی نامحرمان بر روی همه.



توصیه هایی که توی سیره بزرگان دین و اخلاق ما اومده برای زنی که می خواد با یک مرد گفتگویی برقرار کنه :
اولا که با تمام رعایت حدود شرع باشه
ثانیا اگه زن هست به اذن شوهر باشه و اگه دختر به اذن پدر

طوری بحث نشه که اگه همون حرفها رو جلوی همسر هم بهش میگفت یا جلوی یک عالم دین هم بهش میگفت مشکلی پیش نمی اومد...
در محیط خلوت نباشه


خیلی به حالت سخن گفتن خود مراقبه داشته باشه. مبادا لحن های زنانه در سخنها نمایان بشه.
سخن رو به درازا نکشونه.
جلسات مکرر نشه.

اگه دارن بحث و مباحثه ای می کنن دنبال نتیجه گرفتن نباشه و فکر نکنه حتما باید متقاعدش کنه. نه ... دلایلی که لازم داره بدونه رو براش بیان کنه و بقیه رو بسپره به خدا... ما مامور به نتیجه گرفتن نیستیم... نتیجه مِلکِ مطلق خداست... باور کنیم خداست دارد خدایی می کند.


یا علی



باسلام.
(۲۸/آذر/۹۴ ۲۱:۲۵)مصباح نوشته است: [ -> ]اگه دارن بحث و مباحثه ای می کنن دنبال نتیجه گرفتن نباشه و فکر نکنه حتما باید متقاعدش کنه. نه ... دلایلی که لازم داره بدونه رو براش بیان کنه و بقیه رو بسپره به خدا... ما مامور به نتیجه گرفتن نیستیم... نتیجه مِلکِ مطلق خداست... باور کنیم خداست دارد خدایی می کند.
ممنون از مطااب بسیار خوبBlush
دل مشغولی ای داشتم که رفع شد.

ادامه داره؟؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم

بارها برامون پیش اومده که ما با نامحرم ها ارتباط داشتیم، ولی واقعا چیز بدی رو تو وجود خودمون احساس نکردیم
مثل تاثیرات نگاه به نامحرم
یا مثلا تبریک گفتن های بی جا به یه نامحرم
یا عرضه کردن منویات درونمون به یه نامحرم
و ....


مثلا اومدن به شخص من تذکر می دن، که لطف کن و از این ارتباطات کم کن، اینها روی وجودت اثر بد می ذاره

ولی من می گم، که نه من اینطور نیستم. این ارتباطات اثری رو من نداره
تو برو خودتو درست کن
اگه تو خودت شخصا ایرادی نداری، مطمئنا روی تو هم اثر نمی ذاره (همون اثر روی قوه ی خیال و وهم)
ولی چون تو خودت ایراد داری و دائم به این ارتباطات و طرف مقابلت فکر می کنی و درواقع خودت مریض هستی، اینه که رو ارتباطات حساس شدی و میگی تاثیر بد داره


حالا می دونید علت این امر چیه؟
واقعا این ارتباطات بی جا، یا نابجا و غیر ضروری روی من اثری نداره؟
چون من هیچی رو حس نکردم توی خودم؟؟

خیر اصلا اینطور نیست
بلکه اثر داره
و اتفاقا روی منی که هیچی رو به قول خودم حس نمی کنم، اثراتش بدتر و بیشتره


یه مثال می زنم
هم کف پای ما درک لمسی داره هم مردمک چشم ما
درک لامسه تو مردمک چشم خیلی لطیفتر از درک لامسه تو کف پاست

ممکنه برخورد چیزی با کف پا برای درک لمسی پا خیلی خوشایند باشه
اما همون چیز اگه با مردمک چشم برخورد کنه برای درک لمسی چشم نه تنها خوشایند نیست بلکه دردناک هم هستش


درک ادما هم به میزان مراقبه و طهارتشون هست
بعضیا طهارت بالایی دارن و درکشون از مسایل خیلی لطیفتره و حسن و قبح امور براشون به وضوح قابل درکه
بعضی هم برعکس، مثل من نوعی چون هنوز لطیف نشدم، درک و احساسم از حسن و قبح امور، پایینه و ممکنه حسش نکنم
از اون بدتر، ممکنه مثل اون برخورد شیئه با پا، برام خوشایند هم باشه

اینه که چون لطیف نشدم چرک و تعفن نگاه به نامحرم رو نمی بینیم
چون لطیف نشدم نمی فهم رعایت نکردن حیا در گفتار چقدر مزاجم رو بهم میزنه
چون لطیف نشدم نمی فهمم عرضه کردن منویات درون برای نامحرم چقدر در نظام هستی کریه هست و مزاج انسان درست بنیاد رو بهم میزنه
چون لطیف نشدم نمی فهمم یه تبریک گفتن بیجا به نامحرم چقدر روح رو تیره میکنه.



ان شاءالله که همه ی ما به این بلوغ برسیم که حسن و قبح امور رو درک کنیم.
یا علی



بسم الله الرحمن الرحیم

آقای صمدی یه بحثی دارند مضمونش اینه که :
"قرآن از مظاهر جمال الهی است و زن هم (از مظاهر جمال)
از آنجا که این ظهور و تجلی اسم جمال خدا، کتبا در قرآن هست (یعنی قرآن می شه تجلی کتبی اسم جمال خدا) و نباید غیر از مطهرون کسی اون رو مسح کنه، به طریق اولی وجود خارجی این اسم هم (که همون زن هست) نباید بی طاهران اون رو حس و درک کنند."


توضیح اینکه :
وقتی گفته می شه زن مظهر اسم جماله خداست، یعنی اینکه اون وجودش در هر صورت جمیل بودن رو می رسونه
حالا ممکنه زنی هم زیبا نباشه، ولی باز هم این اسم جمال خدا توی وجودش عیانه. بالاخره صداش، خلق و خوش و ... همه تجلی اسم جمال خداست.
این زیبایی هم جز برای مطهرون که همون محارمش می شن نباید قابل لمس باشه


(البته تعابیر دیگه هم داره تطبیق با این ایه. منتها این بخشش مربوط می شد به بحث بین محرم و نامحرم)




بسم الله الرحمن الرحیم

ببخشید آدم واقعا بعضی از مسائل رو می بینه و می شنوه به شدت ناراحت می شه
مسائلی که همگی ریشه در ارتباطات نادرست بین نامحرمان داره
ارتباطی که الکی الکی شروع و به ناکجا آباد ختم می شه
قرار بود به کجا برسیمش به کنار (همون مسائل مربوط به از بین رفتن طهارت قوه ی خیال برای درک معارف بالا)
چه زندگی ها که از هم نمی پاشه
چه نسل های ناپاکی که به خاطر رفتار نادرست پدر و مادر به اجتماع ورود پیدا می کنن!


یه بنده خدا تعریف می کرد :
همکارش بهش میگه یه روز یه خانمی دست بلند کرد سوارش کرده
خلاصه دختره بهش میگه میخوام سایه ی بالای سرم باشی

حالا طرف هم متاهل بوده و به دختره هم نگفته

بعد می گه : گیر داده عقدش کنم. میگه من هیچی ازت نمی خوام... فقط تا مدتی که همسر آینده ام رو پیدا کنم میخوام اسم کسی بالا سرم باشه... حالا چکار کنم؟

حالا دختره 24 سالشه... پدرش مُرده... اینجا دانشجوئه... مستاجره...


حالا این بنده خدا بهش می گه: گیر میکنی توی این داستان... با قاطعیت ردش کن... تو داری پدر میشی... زندگیت از هم می پاشه و ...
ولی این رابطه همچنان ادامه داره
...



-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

خلاصه کلام:
تو همچین مسائلی اصلا اصلا راهش ملاطفت نیست
توی قطع این ارتباطات طرف باید قاطع باشه




چقدر روابط این شکلی توی کشورمون زیاد شده... خیلی...
تازه این خوبش هست. طرف رو به عنوان یه آدم موجه می شناسن ...


واقعا خدا به دادمان برسه
خوبان و پاکان نسل آینده خواهند فهمید دنیا جهنم مومن هست یعنی چه؟
جهنم به معنای واقعیش هنوز برای نسل ما تحقق پیدا نکرده.
نسل بعد حقیقتش رو درک میکنه با این کارهایی که پدر و مادرهای جوانشون دارن انجام میدن.


چه نطفه هایی که با یاد اغیار منعقد نمیشه!!!!...
و روایت محکم داریم که چنین فرزندی که از چنین نطفه ای متولد بشه خودفروش خواهد شد!!!

در برخی روایات داریم مخنث میشه یعنی جنسیتش معلوم نیست
خدایا چه اتفاقاتی داره می افته؟؟!!!!


اینکه انقدر تاکید هست که خانوم ها جز در مشاغل و فعالیت های ضروری که لازمه ی اون کار و فعالیت خانوم هست، بی خود به اجتماع وارد نشوند و حشر و نشر بی جا با نامحرمان نداشته باشند، همینه
ما خانوم ها نمی دونیم. با این ورودها و معاشرت های غیر ضروری اول و پیش از همه زندگی خودمون رو خراب می کنیم


پدر و مادرهایی هستند که واقعا دغدغشون اینه که فرزندانی ولایی و اهل تقوا تربیت کنن.
این کودکان در آینده با هموطنایی باید حشر و نشر داشته باشن که بنیاد خیلی هاشون به خاطر هوسرانی ها و غفلت پدر و مادرهاشون ویران هست...
جان یک انسان الهی رو به لب میارن تا فقط دست از فساد بردارن
مسیر حق پیشکششون...




تجاوز به حریم انسانها بسیار بار منفی داره... بسیار کریه هست...
چطور اینها نمیفهمن؟...
تا کجای حریم همدیگه هم تجاوز میکنن؟!!!!!


حواسمون باشه : پاکان نسل آینده از همین رفتار درست و اصولی و مبتنی بر دین پدر و مادرها به وجود میان
از عرش و از غیب نمیاند



یا علی





آدرس های مرجع