ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
ببخشید
موقعی که از هیئتی بیرون میریم
تو هوای سرد
تو همون هیئتی که بودی
افرادی هستن که با ماشینشون از کنارت رد میشن
انگار نه انگار تا چند دقیقه پیش با هم بودید
دقیقا همین موضوع در جاهای دیگه هم هست
ای کاش یکمی به ادعایی که داریم فکر کنیم
کافی نیست این خودبینی ها؟
این ها همش مثال بود
مثلا همین تاپیک
خدا همش برامون مثال میزنه میگه .....
"اگر شیعیان ما-که خدا توفیق طاعتشان بخشد-
با دلهایی متحد و یکپارچه به پیمانی که با ما دارند
وفا میکردند،هرگز یمن ملاقات ما از انان به تاخیر نمی افتاد و بزودی،سعادت دیدار ما با معرفتی کامل نصیبشان می گردید.
پس ما را از شیعیان،پنهان نساخته
مگر اندسته از کردارشان که بر ما خوشایند نیست و از ایشان،توقع نداریم.
خداوند مددکار و یاور ما است و او برای ما کفایت کننده و نیکو وکیل است،درودهای خدا بر سرورما،نوید دهنده و ترساننده،محمد و خاندان پاکش باد."
اول تا آخر با خودم بودم بعد بقیه
(۵/دی/۹۴ ۲۰:۰۷)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]بسم الله
سلام
واقعاً از دیدن این موضوع بسیار تعجب کردم .....

حکایت شما داستان بعضی از کاربران تالار هست که برای وقت ظهور حد و حدود تعیین می کنه
در زيارت جامعه کبیره ميخوانيم:
«موالي لا أحصي ثنائكم و لا أبلغ من المدح كنهكم و من الوصف قدركم و أنتم نورالاخيار و هداة الابرار و حجج الجبار و بكم فتح الله و بكم يختم و بكم ينزل الغيث و بكم يمسك السماء أن تقع علي الارض إلاّ بإذنه و بكم ينفس الهم و يكشف الضر...».
«اي وليّ نعمتهاي من, ثنايتان را نميتوانم شماره كنم و كنه حقيقت شما را نميتوانم مدح نمايم و از توصيف قدر و منزلتتان ناتوانم, شما نور خوبان و هادي نيكان و حجتهاي خداي جباريد, خداوند بخاطر شما آفرينش را آغاز كرد و به خاطر شما به جهان پايان ميدهد, و بخاطر شما باران فرو ميفرستد و به خاطر شما آسمان را از فروريختن بر زمين نگه ميدارد و به خاطر شما گرفتاري را رفع و سختي و ناراحتي را برطرف ميسازد.»
همچنین در روايات اسلامي نيز امام غائب (علیه السلام) به خورشيد پشت ابر تشبيه شده است
«سليمان اعمش» از امام صادق (علیه السلام) پرسيد: چگونه مردم از حجت خدا كه غائب باشد استفاده ميكنند؟
فرمودند: همانطور كه از خورشيد وقتي كه ابرها آنرا پوشانده استفاده مينمايند.
با توجه به این فراز از زیارت جامعه کبیره و همچنین روایتی که خدمتتون عرض کردم بی انصافی هست که وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو نادیده و کم اثر (و حتی خدایی ناکرده بی اثر) بدانیم.
به دل نگیر جوون اولش که گفتم گلایه ست اصلا من با امام هیچ جماعتی حرف نزدم هر کسی یه جور با خدا و امامش حرف میزنه
شما به دل نگیر
در کل حق با شماست
(۵/دی/۹۴ ۲۰:۲۲)سدرة المنتهی نوشته است: [ -> ]باز قضاوت ها و تهمت دوستان شروع شد.
اینها رو برای برای کسی نوشتم که همه ی زندگیه و هدف من رو میدونه و مثل شما اینطور با جهل از وضعیتم در مورد من قضاوت نمی کنه.
تعجب می کنم از بعضی دوستان که چطور به خودشون در مقام یک شیعه و دانای کل! شروع می کنن به نصیحت کردنی که توش پر از توهینه.
دین ما با فطرت و عقل و احساس همگی با هم کار داره و اگر ما توی این تاپیک داریم روی بعد احساسیش بحث می کنیم دال بر این نیست که بعد عقلی و فطری ماجرا رو نفی کردیم!
دوست عزیز با من بودید؟ من تهمت یا برداشت اشتباهی داشتم؟ اگر اینطور تصور کردید عذر میخوام
نه سعید جان با شما نبودم شما که چیزی نگفتید.
گویا برقرار کردن رابطه عاطفی با امام زمان و درد و دل کردن با ایشون یک امر غیرمنطقی ، غیر عقلانی و بی ادبانه هست. لابد همه چیز باید با سردی و حالت کتکی با امام زمان انجام بشه! (نعوذ بالله)
---
اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا، صلواتک علیه و اله، و غیبه ولینا، و کثره عدونا، و قله عددنا و شده الفتن بنا، و تظاهر الزمان علینا، فصل علی محمد و اله و اعنا علی ذلک بفتح منک تعجله و بضر تکشفه و نصر تعزه و سلطان حق تظهره، و رحمه منک تجللناها و عافیه منک تلبسناها، برحمتک یا ارحم الراحمین.
سلام
غیبت اسراری دارد
ظهور هم اسراری
=====> والفجر، ولیال عشر
هرکدام برای خود حکمتی دارند
هرکدام از ماها باید به سر غیبت پی ببریم
اینجا گفته نشد که رابطه ی عاطفی و درد دل با امام زمان بی ادبی است
اتفاقا بی ادبی نیست
و اگه این رابطه نباشه، باید به محبت خودمون شک کنیم
بی ادبی که گفته شد، منظور این بود که نگیم آقا بیا. بلکه خودمون بالا بریم
بی ادبی که گفته شد، از قول آقای صمدی اینه :
در دعای فرج بحث احضار امام زمان مطرح نیست
در هیچ دعایی به محضر امام زمان اینطور بی ادبی نمی شود که به ایشان بگوییم بیا
که بیا احضار است
و احضار کسی که امام انسان است بی ادبی است
و در بحث احضار فقط کسانی که از لحاظ روحی از احضار شونده قوی ترند حق احضار فرد مورد نظر را دارند
و چون هیچ کس بالاتر از امام زمان نیست این بی ادبی است که حتی درخواست احضار ایشان را داشته باشیم
ادب آن است که به محضر آقا تشرف حاصل کنیم
دعا می کنیم خدایا تو برای آقا باش یعنی آقا دارد می رود ما هم به دنبال ایشان برویم
و هر روز بهتر از دیروز باشیم و چرا نرویم و بایستیم؟
همین لحظه دعا کنیم و بگیریم و ظرف وجودی ما هم که پر نمی شود لذا دم به دم بالاتر!
همه جا حرف این است که شما که دم به دم به سوی حق متعال می روید ما را هم ببرید
پس بهتر است اینقدر نگوییم آقا بیا
ادب این است که بگوییم برویم .
لذا لفظ انتظار کد است
لفظ قیام کد است
لفظ فرج کد است .
التماس دعا
یا علی
هیج آداب و ترتیبی مجو *** هرچه می خواهد دل تنگت بگو
کفر تو دینست ودین تو نور جان*** آمنی و زتو جهانی در امان
ای معاف یفعل الله ما یشا *** بی محبا رو زبان را برگشا
----------------------------------------------------------------------
شرط مومن چیست ؟ اندر خویشتن کافر شدن *** شرط کافر چیست ؟ اندر کفر ایمان داشتن
چو بپویی راه دانی چیست علم آموختن*** چون بجویی علم دانی چیست کیهان داشتن
دین نباشد با مراد و با هوا در ساختن*** دین چه باشد ؟ خویشتن در حکم یزدان داشتن
-------------------------------------------------------------------
دو قطب هست دو منظر هست ؛ بله هست ولی اصل کیه؟
زرنگ کیست ؟ زرنگ ایراد گیر نیست زرنگ پای یادگیری و فیضه
از عالم علمش را می آموزد از عارف معرفتش
اهل انتظار تشنه هستند . هرجا روضه ای باشد پای روضه هستند. اگر عرفان منتظر هستند پای دل عالمان انتظار هستند و اگر عالمان منتظر هستند پای دل عارفان انتظار هستند .اینها سربازان منتظَر هستند
جسارتا دل نوشته کاری ندارد بازهم جسارتا فلسفه گفتن هم کاری ندارد . این کار است که کار دارد . که سنگ دل نوشته به سینه نزنی سنگ فلسفه به سینه نزنی لب بگزی و زخم فراغ به سینه بزنی
خطابی به بزرگی نمی کنم من هم سنگ خودمو به سینه می زنم

پ.ن
مرد کیست ؟ مرد هم نه علمش و نه معرفتش را دریغ نمی کند. از فلسفه انتظار بگید که جذاب بود از دل بگید که زیبا بود
دوستان هم دل و همسنگر اختلاف نظر طبیعیه اما یه دیالوگ موندگار هست که همتون حفظ هستید: به تعداد انسانهای روی زمین راه هست برای رسیدن به خدا
تا حالا خود شما نگفتی آقا بیا؟ دلت زیر بار فشار نرفته پس
نگاه به همسر و دخترم که میکنم و نگاه به اوضاع دنیا و درآمد و جنگ خطر و بی سرپرستی شیعه دلم بد جور میگیره
تا حالا به خدا نگفتید فلان چیز رو بده؟ زود باش بده من میخوامش؟ عزیز دل من یه خوبی اینجا اینه که اینایی که اینجان همه با هم همزبون شاید نباشن اما هم دل و هم مقصد هستن همه میدونن که چی میگی. گفتم که اختلاف نظر طبیعیه اما یادمون باشه امام زمان ما برای همه ست برای من نیست برای هیچ کسی نیست برای شیعه نیست برای سنی نیست برای همه مردم دنیا و برای همه انسانها و ادیان و مذاهبه همه یه امام داریم اونم امام مهدی علیه السلامه و لا غیر.
کار به نظر هیچ کسی ندارم اما من دلم خیلی پره اول متن گفتم هی اینجا میام و میرم دنبال رد پای امام خودم دنبال نشونه و دلگرمی ظهور دنبال عطر حضور امام.آقا دلم پره خیلی پر. فشار زندگی یه طرف احساس غربت و بیسرپرستی من یه طرف همه فشار های مالی و دزدی و اختلاس و.... یه طرف این حس لعنتی تنهایی و بی یاوری یه طرف.
حس رها شدن به امون خدا حس سرگردونی اونم توی شهر درندشت تهران .
من اصالتا نه اما متولد قم هستم الان چند ساله اومدم تهران اونقدر توی کاسبی و کسب کار خودم رعایت میکنم که همه بهم برچسب سادگی و ... میزنن.
خب چه کنم مالی که با دروغ و کم فروشی و .... باشه از گلوم پایین نمیره اما این جماعت میرن مال حروم میخرن و میخورن مال حروم فقط بهشون میچسبه همه هم اوضاعشون خوبه دیگه چون به هیچ خدایی بنده نیستن.
تنها موندم از بس این و اون و موعضه کردم کلافه شدم.
از وقت استراحتم میزنم باهشون میرم ورزش که از فکر حرام خوری دربیان اما من حریف چند نفر میشم زورم نمیرسه بعد میبینم امام که نیست هیچ دولتمردامونم .....
دیگه چی بگم؟
هر آداب و ترتیبی بجو ***ولیک*** هرچه می خواهد دل تنگت بگو
اینطور بهتره
ینی اینطور بهمون یاد دادن
بی ادبی شاید یعنی اینکه فکر کنی نبخشیدنمون
یعنی بهمون نگاه نکردن
یعنی روزیمون دست غریبس
یعنی رو انداختن به غریبه
یعنی حواسشون به ما نیست
و......