خدا رحمتشون کنه
چه خوشبخته کسی که اسمش با اسم امام حسین عجین بشه
حتی برای لحظاتی
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا رحمتش کنه بسیار ناراحت شدم ایشون یکی از بزرگهای روحانیون بودند از شاگردان علامه طباصبائی
شادی روحش صلوات
الهم صل علی محمد واله محمد
همزمان با اصلاح خویش در محبت به اباعبدالله (علیه السلام) بکوشید
آیتالله محمد شجاعی میگوید: امام حسین (علیه السلام) بابالله و سفینه نجات است و هر چه میتوانید در عین اینکه در اصلاح خود میکوشید در محبت خود به اباعبدالله (علیه السلام) و در گریه و تأثر زیاد بکوشید.
جزئیات واقعه کربلا برای پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مکشوف بود رسولالله غیر از اینکه از جریان عاشورا خبر داشت، جزئیات این جریان برای ایشان مکشوف بود.
مقام رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بالاتر از آنچیزی است که در تصور ما قرار دارد و برای او عادی بود که بساط زمان و مکان برچیده شود و حجاب مکان و زمان از میان برخیزد و طیالارض و طیالزمان کند. هضم این مطلب برای عقل مشکل است؛ اما تنها از یک منظر جنبه فلسفی دارد و از یک منظر جنبه یافتنی دارد؛ ولی مسلّم است که طی زمان و مکان برای انسان در مواقعی ممکن است و اگر حجاب زمان و مکان برای ما برخیزد، امکان رؤیت واقع عاشورا را خواهیم داشت.
امکان طیالارض و طی الزمان هنگامی رخ میدهد که انسان به خودش بازگردد. اگر کسی با مجاهدت، ریاضت و تزکیه نفس به خودش برسد، طیالارض و طی الزمان برای او پیش میآید و انسان در صحنهای که اتفاق افتاده و یا در آتیه رخ خواهد داد، قرار میگیرد و گاهی که حضرات ائمه و معصومین (علیه السلام) گاهی خبر می دادند که چنین میبینیم و چنین میشود، این قرار گرفتن در صحنه و برچیده زمان و مکان است.
حقیقت مکان غیر از این است که ما و همه عقلای تاریخ آن را فهمیدهایم و حقیقت زمان هم غیر از این است که بیان میشود. برای رسولالله طی زمان و مکان عادی بود و طبعاً جریان کربلا برای رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مکشوف بود. یعنی حجاب زمان و مکان برای ایشان برچیده میشد و ایشان گاهی در صحنه عاشورا قرار میگرفت. به همین خاطر دلش خیلی به درد میافتاد. روایت است که ام سلمه میگوید: رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شبی از نزد ما خارج شد و به مدت طولانی غایب شد. بعد از مدتی آمد که دیدم غبارآلود و پژمرده است و یک دستش هم را بسته است. گفتم: «ای رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چرا شما را اینطور میبینم؟» گفت: «الان من را سیر دادند به مکانی از عراق که به آن کربلا میگویند. در آنجا همه مصائب فرزندانم را به من نشان دادند. از خونهای آنها جمع میکردم و از مجموع خونها که جمع کردم در دستم هست.» بعد دستش را باز کرد و گفت: «بگیر و این را حفظ کن» از رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چیزی گرفتم که مانند «خاکِ سرخ» بود. در شیشهای آن را حفظ کردم. این جریان نزد من بود.
وقتی که امام حسین (علیه السلام) از مکه خارج شد و به سمت عراق رفت، هر روز آن را بیرون میآوردم و استشمام و گریه میکردم؛ اما وقتی روز دهم محرم شد، در اول روز، شیشه را بیرون آوردم و دیدم که در حال خودش است و در آخر روز که دوباره آن را نگاه کردم، دیدم که در آن خون تازه است. در خلوت خودم گریه کردم؛ ولی سعی کردم کسی صدایم را نشنود و دشمنان در مدینه به اذیت و آزار نپردازند.
در محبت به اباعبدالله (علیه السلام) بکوشید این مکشوف بودن برای حضرت امیر (علیه السلام) هم بوده است. ابن عباس میگوید که به همراه حضرت امیر (علیه السلام) از کربلا میگذشتند که حضرت سخت در آن مکان گریست. چون مکشوف شده بود که در آنجا بر سیدالشهداء (علیه السلام) و اهل بیتش چه میگذرد.
اینها همه اسرار است و حکایت از اسرار بودن میکند. امیدوارم که با این اسرار آشنا باشید و بتوانید خودتان را از شفاعت امام حسین (علیه السلام) بهرهمند کنید. امام حسین (علیه السلام) بابالله و سفینه نجات است و هر چه میتوانید در عین اینکه در اصلاح خود میکوشید در محبت خود به اباعبدالله (علیه السلام) و در گریه و تأثر زیاد بکوشید. اگر قلبتان از باب محبت به درد بیاید و چشمتان اشک داشته باشد، بدانید که ارزشمند است.
منبع
بسم الله الرحمن الرحیم
یا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً
فَادْخُلِي فِي عِبَادِي
وَادْخُلِي جَنَّتِي
به مناسبت ارتحال ملکوتی استاد جامع اخلاق و عرفان، فقیه و فیلسوف کامل ، حضرت آیت الله محمد شجاعی قدس الله سره ، در روز پنج شنبه 10/10 /94 از ساعت 10:30 الی 12 ظهر مجلس ترحیم در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار خواهد شد.
تمام انبیای الهی شریک جریان کربلا بودند
آیتالله محمد شجاعی با استناد به روایات میگوید که جریان کربلا برای تمام انبیاء و اولیاء مطرح شده بود و آنها وظیفه داشتند که در این جریان شریک شوند و گاهی خونشان با خون سیدالشهداء آمیخته میشد.
سوگواری برای حسین (علیه السلام) از زمان حضرت آدم هنگامی که حضرت آدم از بهشت به زمین هبوط کرد، بین او و حوا فاصله افتاد. آدم همینطور در زمین میگشت تا به سراغ حوا برود. به کربلا رسید و همین که پایش به آنجا رسید، دلش به حزن افتاد بدون اینکه علتش را بداند، درست در آن نقطه که سیدالشهداء (علیه السلام) به شهادت رسیده است، آدم پایش لغزید و از پایش خون آمد.
آدم گفت: خدایا باز از من گناهی سر زد که این عقوبت به سراغ من آمد؟ ندا آمد که به خاطر گناه نیست. اینجا فرزند تو حسین(علیه السلام) را به ظلم میکشند. خون تو هم جریان پیدا کرد تا همگام با خون حسین (علیه السلام) باشد.
از آدم که میگذریم به حضرت نوح میرسیم. شیخالانبیاء هم میبایست در این غم شریک میشد. وقتی کشتی نوح به کربلا رسید، زمین کشتی را به اضطراب انداخت و نوح هم به اضطراب افتاد و دعا کرد و گفت: خدایا، این خوف و اضطرابی که اینجا پیش آمد، قبل از این بر من وارد نشده بود، جریان چیست؟ جبرئیل آمد و گفت که ای نوح (علیه السلام) اینجا فرزند محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خاتم انبیاء و فرزند خاتم اوصیا به قتل میرسد و کسی که لعین آسمانها و زمین است، او را به قتل میرساند. نوح هم قاتل سیدالشهداء (علیه السلام) را لعن کرد. پس نوح هم شریک حزن شد.
خون ابراهیم (علیه السلام) با خون حسین (علیه السلام) همراه شد ابراهیم (علیه السلام) سوار بر مرکبی از کربلا میگذشت. از آنجا که میگذشت پای اسبش لغزید و ابراهیم (علیه السلام) به زمین افتاد. سرش شکست و خونش جاری شد. ابراهیم شروع به استغفار کرد. گفت: خدایا چه از من سرزده است؟ جبرئیل آمد گفت: از تو گناهی سرنزده است. اینجا سبط خاتمالانبیاء و فرزند خاتم اوصیا به قتل میرسد. خون تو جریان پیدا کرد تا با خون او همگام باشد. ابراهیم(علیه السلام) از جریانات کربلا سؤال کرد و متوجه شد که شخصی به نام یزید او را به قتل میرساند، ابراهیم (علیه السلام) او را لعن کرد.
حضرت موسی (علیه السلام) نیز با یوشع در حرکت بود که به کربلا رسیدند. آنجا کفشاش پاره شد و خاری به پایش فرو رفت. خون پاهایش جریان پیدا کرد. گفت که خدایا چه چیزی از من سرزده است؟ جواب آمد که اینجا، حسین (علیه السلام) کشته میشود و خونش ریخته میشود. این خون تو هم باید آمیخته با خون حسین (علیه السلام) باشد. بعد سؤالاتی در خصوص حسین (علیه السلام) پرسید. جواب آمد که سبط محمد مصطفی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پسر علی مرتضی(علیه السلام) است. از قاتلش پرسید که گفته شد، لعین در همه حالت. موسی(علیه السلام) متأثر شد و قاتلین را لعن کرد.
از سلیمان نبی هم که ملک عظیم داشت، آمده است که او در بساطش در هوا سیر میکرد. به فضای کربلا که رسید، باد بساط را به اضطراب انداخت و سلیمان از سقوط ترسید و باد آرام شد. بساطش در زمین کربلا نشست. سلیمان به باد گفت که چرا چنین کردی؟ باد گفت که اینجا حسین (علیه السلام) به قتل میرسد. پرسید حسین (علیه السلام)کیست؟ گفت: سبط محمد مختار و فرزند علی کرار است. از قاتلش پرسید و بعد به لعن قاتلش پرداخت.
عیسی (علیه السلام) سوگوار حسین (علیه السلام) بود راه عیسی (علیه السلام) با حواریون به کربلا افتاد. دید که آهوان بیابان آنجا جمع شدهاند و میگریند. عیسی(علیه السلام) گریه کرد و حواریون هم گریستند؛ ولی نمیدانستند عیسی (علیه السلام) برای چه گریه میکند. پرسیدند؛ ای روحالله! چه چیز شما را به گریه انداخت. عیسی (علیه السلام) گفت؛ میدانید این چه زمینی است؟ اینجا جایی است که فرزند رسولالله احمد در آن کشته میشود و فرزند طاهره بتول به قتل میرسد. بعد عیسی (علیه السلام) به حواریون میگوید که آهوان از این بیابان دستبردار نیستند؛ چون به این تربت شوق خاص دارند.
گریه رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم از حد بیرون بود. رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از همان اول که به معراج شرف شد، در آن معراج جریان برایش مکشوف شد. ملائکه نزد رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میآمدند و قبل از تولد سیدالشهداء(علیه السلام) از شهادتش خبر میدادند. بعد از تولدش هم مکرر و مکرر جبرئیل و ملائک دیگر میآمدند و هنگامی که امام حسین (علیه السلام) کوچک بود، به رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تعزیت میگفتند و رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سخت میگریست.
رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منزلت سیدالشهدا (علیه السلام) که سرّ خداست را بهتر از همه میدانست و به همین دلیل بیش از همه برای امام حسین (علیه السلام) گریست و در روایت است که همه ملائکه به رسوالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تسلیت گفتند.
امسلمه میگوید: وقتی که رسوالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در منزل من بود و حسین (علیه السلام) را در آغوش داشت، چشمانش اشک ریخت. گفتم چه شده که گریه میکنی؟ گفت: که جبرئیل آمد و خبر داد و به من درباره فرزندم حسین (علیه السلام) تعزیت گفت که طایفهای از امت من او را میکشند. خدا شفاعت من را به آنها نرساند.
جبرئیل هم خیلی برای امام حسین(علیه السلام) گریه کرده است. در محفل اولیاء و انبیاء این مسأله مطرح بود و حتی وظیفهای بود که آنها باید در جریان قرار میگرفتند و متأثر میشدند. باید در این جریان شریک میشدند و گاهی خونشان با خون سیدالشهداء(علیه السلام) آمیخته میشد.
اَولیایی تَحت قِبایی، لا یَعْرِفهُمْ غَیری
مجلس بزرگداشت به مناسبت ارتحال ملکوتی مجتهد مبارز، عارف فیلسوف، نابغه قرن، نادرِ دهر، مجاهد خستگی ناپذیر؛ حضرت آیت الله محمد شجاعی قدس الله سره، روز جمعه 18/ 10/ 94 از ساعت 14:30 الی16 در مسجد ارک واقع در میدان پانزده خرداد منعقد می گردد. شاگردان استاد سفر کرده ، خدمتگزار عموم شرکت کنندگان این مجلس می باشند.