(۱۶/دی/۹۴ ۱۴:۳۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]بسیار شنیده میشود که میگویند حضرت محمد با بیوه زنان و زنان بی سر پرست و فقیر ازدواج میکرد تا سرپرست آنها باشد و آنها را از سختی و مشقت خارج کند. اما براستی آیا ازدواج های حضرت محمد همه از این دست بوده اند، یا اینکه این آخوندها بد نام باز هم طبق معمول دست به تاریخ سازی و دروغگویی در این باره می زنند؟ این نوشتار سعی در بررسی این موضوع با استناد به کتابهای معتبر تاریخی و دانش رایج اسلامی خواهد داشت.
در مورد ستم و ظلم فراوان به زنان در آیین اسلام سخنهای بسیاری رفته است . زنان حضرت محمد براستی کشتزارهایی بوده اند که حضرت محمد از هر دری بداننها وارد میشده است (
سوره نساء آیه 34).آخوندها ادعا میکنند ازدواج های حضرت محمد تنها برای کمک مالی و سرپرستی بیوه زنان بوده است. این درحالی است که تقریبا هیچ یک از زنان حضرت محمد قبل از ازدواج با وی در فقر نبوده لند، بلکه اتفاقاً اکثراً زنانی متشخص و غنی بوده اند. ادعای آخوندها مبنی بر اینکه حضرت محمد تنها برای پشتیبانی مالی با زنانی ازدواج میکرده است با قرآن، این مجموعه بیانات نامقدس در تضاد جدی است، در قرآن میخوانیم که سازنده کائنات و همه دنیا اینگونه در زندگی شخصی پیامبر دخالت میکند و مشکلات خانوادگی اش را با زورگویی و تهدید حل میکند.
سوره احزاب آیه 28
يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ إِن كُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا
ای پيامبر ، به زنانت بگو : اگر خواهان زندگی دنيا و زينتهای آن ، هستيدبياييد تا شما را بهره مند سازم و به وجهی نيکو رهايتان کنم ،
علامه (!) طباطبائی در تفسیر المیزان خود در مورد این آیه مینویسد:
«اين دو آيه اشاره دارد به اينكه گويا از زنان رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) يا از بعضي ايشان سخني و يا عملي سر زده كه دلالت مي كرده بر اينكه از زندگي مادي خود راضي نبوده اند ، و در خانه رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) به ايشان سخت مي گذشته ، و نزد رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) از وضع زندگي خود شكايت كرده اند و پيشنهاد كرده اند كه كمي در زندگي ايشان توسعه دهد ، و از زينت زندگي مادي بهره مندشان كند / دنبال اين جريان خدا اين آيات را فرستاده ، و به پيغمبرش دستور داده كه ايشان را بين ماندن و رفتن مخير كند ، يا بروند و هر جوري كه دلشان مي خواهد زندگي كنند ، و يا بمانند و با همين زندگي بسازند ، چيزي كه هست اين معنا را چنين تعبير كرد»
این آیه همانطور که علامه (!) طباطبائی هم دریافته است نشان میدهد که زنان حضرت محمد خود پس از ازدواج با حضرت محمد از وضعیت اقتصادی خوبی برخوردار نبوده اند و زبان به شکوه گشوده اند، و البته حضرت محمد برای ثروتی که از دزدی کاروانها و چپاول یهودیان و غیر مسلمانان بدست می آورد نقشه های دیگری داشت و آنها را بصورت رشوه به دشمنان خود میداد تا دست از دشمنی بردارند یا میان قدرتمندان تقسیم میکرد تا دست از پشتیبانی او برندارند. همین آیه دروغین بودن حرف آخوندها مبنی بر اینکه هدف حضرت محمد از ازدواج با زنان متعدد سودمند کردن آنها و سر و سامان دادن به زندگی آنها بوده است آشکار میکند. براستی چرا خالق تمام کائنات و انسانها و موجودات بخواهد در زندگی حضرت محمد دخالت کند، و در مشکلات خصوصی حضرت محمد دخالت کند.
ادعای دیگری از همین جنس مطرح میکنند و آن این است که حضرت محمد برای ارضای جنسی خود ازدواج نمیکرده است بلکه برای ارضای جنسی بیوه زنان بیچاره بوده است که با آنان ازدواج میکرده است، البته این ادعای مضحک نیز دوباره با قرآن در تضاد است.
آیه 51 سوره احزاب:
تُرْجِي مَن تَشَاء مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَن تَشَاء وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَن تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا
از زنان خود هر که را خواهی به نوبت مؤخردار و هر که را خواهی با خود، نگه دار و اگر از آنها که دور داشته ای يکی را بطلبی بر تو گناهی نيست در اين گزينش و اختيار بايد که شادمان باشند و غمگين نشوند و از آنچه همگيشان را ارزانی می داری بايد که خشنود گردند و خدا می داند که در دلهای شما چيست و خداست که دانا و بردبار است
علامه (!) طباطبائی این آیه را اینگونه تفسیر کرده است:
«و ممكن هم هست جمله مورد بحث اشاره باشد به مساله تقسيم بين همسران ، و اينكه آن جناب مي تواند اصلا خود را در بين همسرانش تقسيم نكند ، و مقيد نسازد كه هر شب به خانه يكي برود ، و به فرضي هم كه تقسيم كرد ، مي تواند اين تقسيم را به هم بزند ، و يا نوبت كسي را كه مؤخر است مقدم ، و آن كس را كه مقدم است مؤخر كند ، و يا آنكه اصلا با يكي از همسران متاركه كند ، و قسمتي به او ندهد ، و يا اگر متاركه كرده ، دوباره او را به خود نزديك كند ، و اين معنا با جمله و من ابغيت ممن عزلت فلا جناح عليك ذلك ادني /// نزديك تر است ، و بهتر مي سازد ، چون حاصل آن آيه اين است كه : اگر همسري را كه قبلا كنار زده بودي ، دوباره بخواهي نزديك سازي ، مي تواني ، و هيچ حرجي بر تو نيست ، و بلكه اين بهتر و نزديك تر است به اينكه چشمشان روشن شود ، يعني خوشحال شوند ، و راضي گردند به آنچه تو در اختيارشان قرار داده اي ، و خدا آنچه در دلهاي شماست مي داند ، چون آنكه قسمتش را پيش انداخته اي خوشحال ، و آنكه عقب انداخته اي به اميد روزي مي نشيند كه قسمتش جلو بيفتد»
این آیه نشان میدهد حضرت محمد همانطور که قابل پیشبینی و طبیعی است از پس تمامی زنان خود بر نمی آمده و حتی نمیتوانسته است تساوی را بین آنها برقرار کند، در اینجاست که الله به کمک پیامبر زیاده خواه خود میرسد و میگوید میتوانی در نوبتها نیز دست ببری و هر شب هرجا که دوست داری بخوابی، و شر نوبت دادن و قول دادن به زنان را از سر حضرت محمد کم میکند.
آخوندها میگویند حضرت محمد اصلا نیاز جنسی نداشته است و از سر خیر خواهی بوده است که با این زنان ازدواج میکرده است(!). آنچنان پیامبرشان را نجیب جلوه میدهند که گویا وی ابداً تحت تاثیر زیبایی زنان قرار نمیگرفته است. این نیز خود با قرآن در تضاد است. براستی سوره مبارکه احزاب خوب مشت آخوندها را باز میکند.
آیه 52 سوره احزاب:
لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ رَّقِيبًا
بعد از اين زنان ، هيچ زنی بر تو حلال نيست و نيز زنی به جای ايشان ، اختيار کردن ، هر چند تو رااز زيبايی او خوش آيد ، مگرآنچه به غنيمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چيزی است
مسلمانان اگر چشمهایشان را باز کنند خواهند دید که قرآن میگوید «هرچند تو را از زیبایی او خوشت آید»، یعنی پیامبر اسلام نیز با زیبایی زنان تحریک میشده است و این از ویژگی های عادی هر انسانی است و پیامبر نیز بارها در قرآن گفته است که من بشری همچون شما هستم. اما وی مثل هر انسان بیمار جنسی دیگری در زندگی خود نمیتوانست مرز مشخصی را برای قوه جنسی اش در نظر گیرد و بنده شهوت و زن برگ ی گشته بود.
اما بررسی تاریخی زندگی پیامبر اسلام زنبارگی وی را به روشنی نشان میدهد و انسان را به حیرت می اندازد که چطور ممکن است یک شخص این همه ماجراهای گوناگون و عجیب غریب در زندگی خود داشته باشد. در زیر مطلب شماری از زنان حضرت محمد و شرح کوتاهی از ماجرای آنها برای آگاهی هرچه بیشتر از زندگی حضرت محمد جمع آوری شده است. همچنین نام زنانی که حضرت محمد آنها را میخواست اما به او ندادند و زنانی که از او طلاق گرفتند آمده است. تلاش شده است که مطالب با ذکر منابع آورده شود.
دوستان سلام . نمیخواستم این بحث رو ادامه بدم ولی یک نکته رو یادم رفت خدمت شما بگم که تا حدی باعث میشه این نگارنده ای که مدعی بود مستند به قران سخن میگه ولی جاهل بود به اینکه همین استناد کردن باعث ابروی نداشتش رو بیشتر میبره .
ابتدا اگه کسی کمی با شان نزول و ناسخ و منسوخ و زمان نزول ایات و مقدم و مواخر بودن ایات رو بدونین متوجه میشین که :
اما قبلش این رو تاکید کم که کلام علامع رو تا جایی که مظور خودشون بوده اوردن و بقیه کلام علامه رو خذف کرده و نیاوردن
دقت کنید تا بگم ایات ناسخ و منسوخ منظور کجاس :
یا ایها النبی قل لازواجک...اجرا عظیماسیاق این دو آیه اشاره دارد به اینکه گویا از زنان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)یا از بعضی ایشان سخنی و یا عملی سرزده که دلالت می کرده بر اینکه از زندگی مادی خود راضی نبوده اند، و در خانه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به ایشان سخت می گذشته، و نزد رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)از وضع زندگی خود شکایت کرده اند وپیشنهاد کرده اند که کمی در زندگی ایشان توسعه دهد، و از زینت زندگی مادی بهره مندشان کند.
دنبال این جریان خدا این آیات را فرستاده، و به پیغمبرش دستورداده که ایشان رابین ماندن و رفتن مخیر کند، یا بروند و هر جوری که دلشان می خواهد زندگی کنند،و یابمانند و با همین زندگی بسازند، چیزی که هست این معنا را چنین تعبیر کرد، که
اگر حیات دنیا و زینت آن را می خواهید،بیایید تا رهایتان کنم.و اگر خدا و رسول و دار آخرت رامی خواهید باید با وضع موجود بسازید، و از این تعبیر بر می آید که: اولا جمع بین وسعت در عیش دنیا، و صفای آن، که از هر نعمتی بهره بگیری و به آن سرگرم شوی، با همسری رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)و زندگی در خانه او ممکن نیست، و این دو با هم جمع نمی شوند.
ثانیا دلالت می کند بر اینکه هر یک از دو طرف تخییر مقیدبه مقابل دیگرش است، ومراد از اراده حیات دنیا و زینت آن، این است که انسان دنیا و زینت آن را اصل وهدف قراردهد، چه اینکه آخرت را هم در نظر بگیرد یا نه، و مراد از اراده حیات آخرت نیز این است که آدمی آن راهدف و اصل قرار دهد، و دلش همواره متعلق بدان باشد، چه اینکه حیات دنیاییش هم توسعه داشته باشد،و به زینت و صفای عیش نائل بشود، یا آنکه از لذائذ مادی به کلی بی بهره باشد.
تنها ملاک سعادت و کرامتتقویاست و هیچ حسب و نسب دیگری ازآنجمله همسری پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) - ملاک نیست مطلب دیگر اینکه جزاء یعنی نتیجه اختیار کردن یکی از این دو طرف تردید مختلف است، اگر حیات دنیا و زینت آن را اختیار کنند، یعنی همسران رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)از همسری او صرفنظر نمایند، نتیجه و جزایش این است که آن جناب ایشان را طلاق دهد، و هم از مال دنیابهره مندشان سازد و اما بر فرضی که به همسری آن جناب باقی بمانند وآخرت را بر حیات دنیا و زینت آن ترجیح دهند نتیجه اش اجر عظیمی است در نزد خدا، اما نه به طور مطلق، بلکه به شرطی که احسان و عمل صالح هم بکنند.
ادامه رو هم بخونید تا متوجه اشکال بی اساس و ... نگارنده بشید .( مراجعه کنید به ترجمه تفسر المیزان ، ج16، ص: 455 به بعد )
این برای استفاده ابزاری از برخی از عبارات تفسیر علامع که نشون بدن حتی علامه هم این رو تایید میکنه .
اما در باره ایات 52 و 50 سوره احزاب .
خداوند در آیه 50 احزاب می فرماید:
«
ای پیامبر، ما همسرانت که مهرشان را پرداخت کرده ای و زنانی که خداوند به عنوان کنیز و غنیمت جنگی به تو ارزانی می دارد و دخترعموها و دخترعمه ها و دختردایی ها و دخترخاله هایی که با تو هجرت کرده اند و زن مؤمنی که خود را به تویِ پیامبر بخشیده، در صورتی که بخواهی با وی ازدواج کنی، بر تو حلال کرده ایم. این حکم (حلال بودن زنی که خود را می بخشد) ویژه توست؛ نه دیگر مؤمنان؛ تا برای تو مشکلی نباشد و خدا آمرزنده و مهربان است.»
در مورد این آیه در کتب احادیث بحث های فراوانی آمده، از جمله گفته اند:
این آیه ناسخ آیه بعدی (آیه 52) است و با اینکه در قرآن پیش از آن آمده، ولی در نزول پس از آن نازل شده، حکم ذکر شده در آن آیه را نسخ کرده است.
آیه 52 به این شرح است:
«
بعد از این [پس از اینکه موظف شدی زنانت را مخیّر سازی و آنان تو را اختیار کردند] هیچ زنی بر تو حلال نیست و نمی توانی به جای آنها زن دیگری بگیری، هر چند از زیباییِ او خوشت آید مگر آنچه به غنیمت به دست تو افتد و خدا مراقب هر چیزی است.»
گفته اند آیه 52 پس از جریان تخییر نازل شد و در واقع پاداش انتخاب و اختیار زنان پیامبر بود، که دوام همسری با ایشان با وجود اوضاع سخت، آن زندگی را پذیرفتند.
- خداوند برای قدردانی از آنان، پیامبر را از گرفتن همسر جدید و یا جایگزین کردن آنها منع کرد و آیه 50 ناسخ آیه 52 شد و این منع را از پیامبر برداشت تا ازدواج نکردن ایشان، منّتی از جانب حضرت بر زنانش باشد.
بنا بر قولی دیگر آیه 50 برای پیامبر محدودیتی در ازدواج ایجاد کرد. حضرت پیش از نزول این آیه، با هر زنی که صلاح می دید، ازدواج می کرد و این کار برای زنانش سنگین بود. با نزول این آیه جز همسران، دیگر زنان بر حضرت حرام شدند، که سبب خوشحالی همسران شد. بنابراین، آیه منتهی بر همسران آن جناب می باشد، که شاید به خاطر قدردانی از انتخاب درست است.
درباره عدم رعایت حق تساوی و حتی نوبت هرکدام از همسران ، ابتدابه تاریح های نکاح راجعه کنید تا کمی شبهه بی اساس رفع بشه و اگه باز هم چشم ها متوجه حقیقت نشدن ، دقت کنید که وقتی پیامبر خاتم که قران کریم مصدق بر این هست که :
وما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي پس رفتاری هم که انجام میدادن از مسیر حق و درست بوده و حتما حکمت و علتی رو پشت خودش داشته .
اگه کسی میخواد برای پیامبر اسلام ؛ ایراد به تعدد زوجات بگیره باید اول اشنا به سیره نبی خاتم باشه بعد بیاد حرف بزنه نه اینکه هر عمرو و بکر و زیدی بیاد نقل سیره و حدیث کنه .
درباره این قسمت
(۱۶/دی/۹۴ ۱۴:۳۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]
بسیار شنیده میشود که میگویند حضرت محمد با بیوه زنان و زنان بی سر پرست و فقیر ازدواج میکرد تا سرپرست آنها باشد و آنها را از سختی و مشقت خارج کند.
اما براستی آیا ازدواج های حضرت محمد همه از این دست بوده اند، یا اینکه این آخوندها بد نام باز هم طبق معمول دست به تاریخ سازی و دروغگویی در این باره می زنند؟ این نوشتار سعی در بررسی این موضوع با استناد به کتابهای معتبر تاریخی و دانش رایج اسلامی خواهد داشت.
دوباره تاکید میکنم که اگه کسی بر وقابع و نوع ازدواج امهات المومنین نگاه کنید متوجه میشید که غیر از این که سرپرستی و اتحاد و جلوگیری از جنگها چیزی دیگر نیست . اگه معاندین و منافقین بحثهایی همچون زیبایی و جمال و ... رو مطرح میکنن باید دید که به اعتبار چه مبنایی این حرف رو میزنن و ایا خود ناقل از خودش نعریف میکنه یا دیگران از او به جسن جمال و .... .
کسی میتونه خلافش رو ثابت کنه که با جعلیات و تحریفات بتونه نظر خواننده رو به سمت مورد نظر ببره.
این هم از مطلب جامونده بود که حیفم اومد محروم بشن معاندین تا بدونن حرف مستند زدن و تکیه بی اساس زدن به قران اونها رو با سر به زمین میکوبونه.