۲۸/دی/۹۴, ۷:۳۸
البته حالا برای تبریک گفتن خیلی زوده. جوجه رو آخر پاییز می شمرن. صبر می کنیم. بالاخره می خوایم ببینیم نتیجه این تجربه ما چی میشه. خدا رو شکر بهانه ای هم نیست...
می دونین چرا رهبری خیلی سر این قضیه از ابتدا مماشات کردن یا الان سکوت کردن؟
صرفا به خاطر کسب تجربه فکری ملت. سال 82 دولت خاتمی همین فشارها رو به رهبری آورد و ایشون علیرغم اینکه بارها در سخنرانی ها با عتاب صحبت کردن ولی در نهایت پذیرفتن. 2 سال تعطیلی و هیچ!! تجربه ای شد که ملت نسل قدیم بفهمن که خیری در ارتباط با آمریکا و اروپا نیست...
اما حالا نسل جدید دهه 60 اومده و دوباره تاریخ تکرار شد. این نسل جدید و کسانی از نسل قدیم که اونموقع تو باغ نبودن یا فراموش کردن و همه کسانی که به روحانی رآی دادن بیشتر به خاطر "تعامل سازنده با جهان!؟" همه باید صبر کنن و از این به بعد چشم و گوششون رو خوب باز کنن و عبرت جمع کنن. بالاخره اینهمه هزینه شده فقط بحث نابودی صنعت هسته ای و لگدمال شدن عزتمون نیست. کشور 3 سال بیکار نشسته تا تعامل سازنده اش با آمریکا ایران رو گلستان کنه مسئله رکود و بی آبی و .... همه با ارتباط با آمریکا باید حل بشه دیگه. خود اباما در نطقش می گفت این ارتباط باعث میشه جوانان ایرانی اشتغال پیدا کنن و توسعه اقتصادی بشه و ... همه این هزینه ها لازم بود بشه تا ملت ما به طور عملی آمریکا رو بشناسن. چاره ای نیست. اینها برگ برنده ای رو برای انتخابات رو کردن و وقت میوه چیدنشون شده. همه عوامل داره به نفع این تفکر پیش میره اما... همونطور که گفتم جوجه رو آخر پاییز می شمرن. چاره ای جز صبر نیست. مردم باید بصیرت پیدا کنن.
برای اونهایی که مواضع گذشته رهبری در مورد مذاکرات براشون جالب هست:
بازخوانی نظرات رهبری در مورد مذاکره:
امام خامنه ای: بعضی از مسئولین و دولتمردان فكر میكنند در قضیّهی هستهای ما با آمریكاییها مذاكره كنیم [تا] موضوع حل بشود؛ گفتیم خیلی خب، اصرار دارید(؟) شما، در این موضوعِ بالخصوص بروید مذاكره كنید؛ (۱۳۹۲/۱۱/۲۸)
امام خامنه ای: بحث مذاکره را پیش کشیدند، که ایران بیاید بنشینیم مذاکره کنیم غرضشان یک کار تبلیغاتی است برای اینکه به ملتهای مسلمان نشان دهند که ببینید این نظام جمهوری اسلامی بود با آن سرسختی، با آن ایستادگی، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز کند. وقتی ملت ایران اینجور است، شماها چه میگوئید دیگر؟ این را برای خاموش کردن و ناامید کردن ملتهای سربرافراشتهی مسلمان که امروز در بسیاری از کشورهای اسلامیِ اینها نسیم بیداری وزیده است و به خاطر اسلام احساس عزت میکنند، لازم دارند. از اول انقلاب، این یکی از هدفها بود. از سالهای اول انقلاب، یکی از هدفهای آنها همین بود که ایران را پای میز مصالحه و بدهبستان بکشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم که ادعا میکرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پای میز مذاکره؟(۱۳۹۱/۱۱/۲۸)
یك تجربهای در اختیار ملّت ایران است این تجربه ظرفیّت فكری ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربهای كه در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینهی تعلیق غنیسازی انجام گرفت، كه آنوقت تعلیق غنیسازی را در مذاكرات با همین اروپاییها، جمهوری اسلامی برای یك مدّتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لكن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم كه با تعلیق غنیسازی، امید همكاری از طرف شركای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیاری را – كه البتّه بهنحوی تحمیل شده بود، لكن ما قبول كردیم، مسئولین ما قبول كردند – آن روز قبول نكرده بودیم، ممكن بود كسانی بگویند خب یك ذرّه شما عقبنشینی میكردید، همهی مشكلات حل میشد، پروندهی هستهای ایران عادی میشد. آن تعلیق غنیسازی این فایده را برای ما داشت كه معلوم شد با عقبنشینی، با تعلیق غنیسازی، با عقب افتادن كار، با تعطیل كردن بسیاری از كارها مشكل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است؛ این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع كردیم غنیسازی را آغاز كردن. امروز وضعیّت جمهوری اسلامی با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق كرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ،[در حالی كه] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول كارند. البتّه بنده همچنان كه گفتم خوشبین نیستم؛ لكن تجربهای است و پشتوانهی تجربی ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد كرد؛ ایرادی ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد.(۱۳۹۲/۰۸/۱۲)
یكی از بركات همین مذاكرات اخیر این بود كه دشمنی آمریكاییها و مسئولین دولت ایالات متّحدهی آمریكا با ایران و ایرانی، با اسلام و مسلمین آشكار شد، برای همه مدلّل شد، همه این را فهمیدند.( ۱۳۹۲/۱۰/۱۹)
البته در زمینهی ادامهی مذاکرات هستهای، منع نمیکنیم اما این، یک تجربهی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است(۱۳۹۳/۰۵/۲۲)
امام خامنه ای: این کار (مذاکره با آمریکا) ما را در افکار عمومی ملتها و دولتها به تذبذب متهم میکند و غربیها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه میدهند.(۱۳۹۳/۰۵/۲۲)
امام خامنه ای: تحریمها با مذاکره برداشته نخواهد شد؛ این را من به شما عرض بکنم. هدف تحریمها چیز دیگری است. هدف تحریمها خسته کردن ملت ایران است، جدا کردن ملت ایران از نظام اسلامی است. مذاکره هم که انجام بگیرد، اگر ملت ایران باز در صحنه باقی باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، این تحریمها وجود خواهد داشت.(۱۳۹۱/۱۱/۲۸)
می دونین چرا رهبری خیلی سر این قضیه از ابتدا مماشات کردن یا الان سکوت کردن؟
صرفا به خاطر کسب تجربه فکری ملت. سال 82 دولت خاتمی همین فشارها رو به رهبری آورد و ایشون علیرغم اینکه بارها در سخنرانی ها با عتاب صحبت کردن ولی در نهایت پذیرفتن. 2 سال تعطیلی و هیچ!! تجربه ای شد که ملت نسل قدیم بفهمن که خیری در ارتباط با آمریکا و اروپا نیست...
اما حالا نسل جدید دهه 60 اومده و دوباره تاریخ تکرار شد. این نسل جدید و کسانی از نسل قدیم که اونموقع تو باغ نبودن یا فراموش کردن و همه کسانی که به روحانی رآی دادن بیشتر به خاطر "تعامل سازنده با جهان!؟" همه باید صبر کنن و از این به بعد چشم و گوششون رو خوب باز کنن و عبرت جمع کنن. بالاخره اینهمه هزینه شده فقط بحث نابودی صنعت هسته ای و لگدمال شدن عزتمون نیست. کشور 3 سال بیکار نشسته تا تعامل سازنده اش با آمریکا ایران رو گلستان کنه مسئله رکود و بی آبی و .... همه با ارتباط با آمریکا باید حل بشه دیگه. خود اباما در نطقش می گفت این ارتباط باعث میشه جوانان ایرانی اشتغال پیدا کنن و توسعه اقتصادی بشه و ... همه این هزینه ها لازم بود بشه تا ملت ما به طور عملی آمریکا رو بشناسن. چاره ای نیست. اینها برگ برنده ای رو برای انتخابات رو کردن و وقت میوه چیدنشون شده. همه عوامل داره به نفع این تفکر پیش میره اما... همونطور که گفتم جوجه رو آخر پاییز می شمرن. چاره ای جز صبر نیست. مردم باید بصیرت پیدا کنن.
برای اونهایی که مواضع گذشته رهبری در مورد مذاکرات براشون جالب هست:
بازخوانی نظرات رهبری در مورد مذاکره:
امام خامنه ای: بعضی از مسئولین و دولتمردان فكر میكنند در قضیّهی هستهای ما با آمریكاییها مذاكره كنیم [تا] موضوع حل بشود؛ گفتیم خیلی خب، اصرار دارید(؟) شما، در این موضوعِ بالخصوص بروید مذاكره كنید؛ (۱۳۹۲/۱۱/۲۸)
امام خامنه ای: بحث مذاکره را پیش کشیدند، که ایران بیاید بنشینیم مذاکره کنیم غرضشان یک کار تبلیغاتی است برای اینکه به ملتهای مسلمان نشان دهند که ببینید این نظام جمهوری اسلامی بود با آن سرسختی، با آن ایستادگی، اما عاقبت مجبور شد بیاید باب مصالحه و گفتگو را با ما باز کند. وقتی ملت ایران اینجور است، شماها چه میگوئید دیگر؟ این را برای خاموش کردن و ناامید کردن ملتهای سربرافراشتهی مسلمان که امروز در بسیاری از کشورهای اسلامیِ اینها نسیم بیداری وزیده است و به خاطر اسلام احساس عزت میکنند، لازم دارند. از اول انقلاب، این یکی از هدفها بود. از سالهای اول انقلاب، یکی از هدفهای آنها همین بود که ایران را پای میز مصالحه و بدهبستان بکشانند؛ بگویند بالاخره دیدید ایران هم که ادعا میکرد مستقل است، ایستاده است، نترس است، شجاع است، مجبور شد بیاید بنشیند پای میز مذاکره؟(۱۳۹۱/۱۱/۲۸)
یك تجربهای در اختیار ملّت ایران است این تجربه ظرفیّت فكری ملّت ما را بالا خواهد برد؛ مثل تجربهای كه در سال ۸۲ و ۸۳ در زمینهی تعلیق غنیسازی انجام گرفت، كه آنوقت تعلیق غنیسازی را در مذاكرات با همین اروپاییها، جمهوری اسلامی برای یك مدّتی پذیرفت. خب ما دو سال عقب افتادیم، لكن به نفع ما تمام شد. چرا؟ چون فهمیدیم كه با تعلیق غنیسازی، امید همكاری از طرف شركای غربی مطلقاً وجود ندارد. اگر ما آن تعلیق اختیاری را – كه البتّه بهنحوی تحمیل شده بود، لكن ما قبول كردیم، مسئولین ما قبول كردند – آن روز قبول نكرده بودیم، ممكن بود كسانی بگویند خب یك ذرّه شما عقبنشینی میكردید، همهی مشكلات حل میشد، پروندهی هستهای ایران عادی میشد. آن تعلیق غنیسازی این فایده را برای ما داشت كه معلوم شد با عقبنشینی، با تعلیق غنیسازی، با عقب افتادن كار، با تعطیل كردن بسیاری از كارها مشكل حل نمیشود؛ طرف مقابل دنبال مطلب دیگری است؛ این را ما فهمیدیم، لذا بعد از آن شروع كردیم غنیسازی را آغاز كردن. امروز وضعیّت جمهوری اسلامی با سال ۸۲، زمین تا آسمان فرق كرده؛ آن روز ما چانه میزدیم سرِ دو، سه سانتریفیوژ،[در حالی كه] امروز چندین هزار سانتریفیوژ مشغول كارند. البتّه بنده همچنان كه گفتم خوشبین نیستم؛ لكن تجربهای است و پشتوانهی تجربی ملّت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد كرد؛ ایرادی ندارد امّا لازم است ملّت بیدار باشد.(۱۳۹۲/۰۸/۱۲)
یكی از بركات همین مذاكرات اخیر این بود كه دشمنی آمریكاییها و مسئولین دولت ایالات متّحدهی آمریكا با ایران و ایرانی، با اسلام و مسلمین آشكار شد، برای همه مدلّل شد، همه این را فهمیدند.( ۱۳۹۲/۱۰/۱۹)
البته در زمینهی ادامهی مذاکرات هستهای، منع نمیکنیم اما این، یک تجربهی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است(۱۳۹۳/۰۵/۲۲)
امام خامنه ای: این کار (مذاکره با آمریکا) ما را در افکار عمومی ملتها و دولتها به تذبذب متهم میکند و غربیها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه میدهند.(۱۳۹۳/۰۵/۲۲)
امام خامنه ای: تحریمها با مذاکره برداشته نخواهد شد؛ این را من به شما عرض بکنم. هدف تحریمها چیز دیگری است. هدف تحریمها خسته کردن ملت ایران است، جدا کردن ملت ایران از نظام اسلامی است. مذاکره هم که انجام بگیرد، اگر ملت ایران باز در صحنه باقی باشد و بر حقوق خود اصرار بورزد، این تحریمها وجود خواهد داشت.(۱۳۹۱/۱۱/۲۸)
" يكى از سياستهاى اساسىمان قطع رابطهى با آمريكاست. هرگز هم نگفتيم ما تا ابد قطع رابطه خواهيم بود؛ نه، هيچ دليلى ندارد كه تا ابد قطع رابطه با هر كشورى، با هر دولتى داشته باشيم. مسئله اين است كه شرائط اين دولت به گونهاى است كه رابطهى با او براى ما ضرر دارد. انسان رابطه را با هر كشورى به دنبال تعريف يك منفعتى ايجاد ميكند؛ آنجائى كه براى ما منفعت ندارد، دنبال رابطه نميرويم؛ حالا اگر ضرر داشت، به طريق اولى دنبال رابطه نميرويم.
مينشينند آقايان وراجى كردن و حرف زدن و استدلال كردن، كه نبود رابطهى با آمريكا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطهى با آمريكا براى ما مفيد است. آن روزى كه رابطهى با آمريكا مفيد باشد، اول كسى كه بگويد رابطه را ايجاد بكنند، خود بنده هستم.
اول بحث میخوام اینا از بقیه جدا کنم
؟!
استکبار جهانی وقتی گفته میشه یعنی همین) فردا بیان بگن ایران حقوق بشر رو نقض میکنه چجوری میخواید ثابت کنید که اشتباه میگن؟!