تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شهداء شرمنده ایم
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
?سکانس 1?

«دیروز»
?قدم گذاشت
سوی میدان ?? حرکت? کرد
رفت سینه ? سپر کرد
برای اسلام??
برای ناموس??
برای ایران ????
همه ی نگاه ها? خیره ?? به او بود✨✨

?«امروز»?

او روی تخت?? است
آسمان ☁️ اتاقش را نظاره می کند
و چشم هایی ? که دیگر خیره به او نیستند ??

چشم هایی? که پی خوشی ?? خود رفته اند ?

دلم? غم ? دارد و عاشق?? شدم باز






?سکانس 2?

خش خش? سینه اش صدایم را در آورده است?
می گوید این صدای عشق?? بازی با خداست
همیشه دلتنگ❣ می شود
به گمانم قفسه ی سینه ی خود را فشرده است??
بدنش نای حرف زدن در مورد دردهای?? کوچک و بزرگش را ندارد
می بینم? این نگاه های عجیب? و مظلومش? را

همیشه اتاقی دارم برای بعد از تماشای این نگاه ها??
اتاقی برای خیس?? کردن چشم? هایم..?




آدرس های مرجع