۲۹/خرداد/۹۰, ۱۵:۴۱
![[تصویر: 160148218233252239891612184824112525112148248.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1388/01/160148218233252239891612184824112525112148248.jpg)
فمينيسم رويكردي است نوظهور كه با تكيه بر تأثير مستقيم عنصر جنسيت بر معرفت در جامعه غربي متولد شد و غايت آن رفع ظلم و ستم عليه زنان به وسيله نفي تفاوت ها و مطرح كردن مسئله جنسيت برتر مي باشد.
رويكردهاي ليبرال، ماركسيست، راديكال، سوسيال هركدام با توسل به معرفت شناسي هاي پيش از خود، به گونه اي موضوع تأثير جنسيت را بر امر شناخت مورد بررسي قرار داده اند اما اين رويكردها مباني عصر نوين را، به نوعي مبناي كار خود قرار داد. ازآنجا كه فمينيسم نوعي آزادي خواهي است شناخت مباني اومانيسم و سكولاريسم به فهم اين مكتب كمك مي كند.
اين مكتب مؤثر از دو انقلاب: انقلاب صنعتي اروپا و انقلاب كبير فرانسه مي باشد. چون ريشه بسياري از تزاحم ها و درگيري ها در جامعه مكتب فمينيسم است لذا نقد و بررسي آن حائز اهميت است و نيز بيان آثار فردي و خانوادگي و اجتماعي اين جنبش تا حد زيادي در نقد آن ياريرسان است.
فصل اول: تعريف و تبيين موضوع
جنبش فمينيسم عبارت است از دفاع از حقوق زنان، مبتني بر انگاره هاي اومانيسم و سكولاريسم، با تأكيد بر غيرطبيعي دانستن نابرابري هاي موجود و حركت به سمت برابري يا موقعيّت برتر زنان.
متغيّرشناسي اين موضوع به دو قسم دروني و بيروني تقسيم مي شود كه قسم دروني آن عبارت است از: عدم اعتماد به افراد به خصوص به جنس مردان، فزوني غرور و تكبر زنان، بالا رفتن سطح توقعات و انتظارات فردي در زنان، عدم اعتقاد به قدرتي فراتر از ماده، كاهش اعتماد به آفريدگار و در نتيجه بيايماني فرد، مختل شدن آرامش حقيقي، احساس پوچي، گوشهگيري و رو آوردن به تنها زيستن، ايجاد انگيزه خودكشي.
و متغيّرهاي بيروني عبارتند از: ايجاد فساد و بيبندوباري، فزوني درگيري و تنش بين افراد خانواده، كاهش آرامش محيط اجتماعي، كاهش پايبندي به خانواده و در نهايت فروپاشي اين نهاد، رويارويي با سيلي از خانواده هاي تكوالديني، عدم انجام كارها به نحو احسن زيرا هركس اعم از زن و مرد بدون توجه به تواناي هايش شغل انتخاب مي كند، ايجاد عدم توازن در جامعه، تبديل خانواده به نهاد سياسي و اقتصادي، ايجاد فاصله بين دو ركن اساسي جامعه اعم از زن و مرد و عدم همكاري اين دو جنس.
در اين نوشتار سعي شده است كه مفهوم فمينيسم و تاريخچه پيدايش آن و انواع و اثرات آن بررسي شود. همچنين پس از نقد اين نگرش، راهكارهايي پيرامون آن بيان خواهد شد.
پژوهش پيرامون اين موضوع از نوع پژوهش هاي هنجاري است زيرا پيرامون ايجاد هنجار در پاسخ به هنجارهاي گذشته سخن مي گويد و به لحاظ انساني و غيرانساني در رابطه با مسائل انساني بحث مي كند و نيز به اعتبار اينكه وابسته به چه علومي است در حوزه هاي اجتماعي و حقوقي مورد بحث قرار مي گيرد.
اهمّيت و ضرورت تحقيق
منشأ گرايش يا جنبش فمنيسم تقريباً به يك قرن قبل باز مي گردد. اين جنبش به قدري فراگير و مؤثر بود كه پس از چند سال تمامي فرامين فمينيسم به قانون در سطح بين الملل بدل شد و امروزه شايد در جهان نامي از اين جنبش برده نشود و حال آنكه اثرات آن در همه جا هويداست.
امّا در اين زمانه معاندان مخالف با اسلام سعي دارند تا ايده هاي اين نگرش را به شكل و شمايل جديد ميان مسلمانان رواج دهند. پس بر تك تك افراد است كه مطالعاتي پيرامون اين جريان داشته باشند تا بتوانند رگه هاي اين جنبش و خرده فعاليت هاي آن را حتي با نام هاي ديگر تشخيص دهند و از اثرات سوء آن جلوگيري به عمل آورند.
اهداف و فوائد تحقيق
هدف از گردآوري اين مطالب در ابتدا آشنايي هرچند اجمالي با جنبش فمينيسم است زيرا همان طور كه در قسمت قبل گفته شد فمينيسم در حال حاضر به صورت نامحسوس در حال فعّاليت است و بدون آنكه اشخاص متوجه شوند وارد حريم آنها شده و ناخودآگاه اثرات خود را مي گذارد كه يكي از اثرات آن درگيري ها و نزاع ها خواهد بود. در ادامه اينكه فمينيسم در موطن غربي خودش در پاسخ به وضعيت زنان در آن كشورها ايجاد شده است و حال آنكه همه كشورها مانند فرانسه و امريكا به زن نظر ندارند تا اينكه زنان كشورهاي ديگر بخواهند مانند فرانسه و امريكا جنبش فمينيستي داشته باشند پس آشنايي با تاريخچه و اساس ايده هاي اين مكتب كمك ميكند كه زنان گمان نكنند كه اين جنبش در تمامي فضاها به نفع آنها خاتمه خواهد يافت. همچنين شناخت مضرّاتي كه فمينيسم براي زنان و جهان انسانيت به ارمغان آورد زمينه پرهيز از اينگونه افكار و عقايد را فراهم مي كند.
پيشينه تحقيق
پيشينه تحقيق عبارت است از پيشينه تاريخي و علمي يا نوشتاري.
پيشينه تاريخي: جنبش استيفاي حقوق زنان يا فمينيسم پاسخ و واكنشي بود در برابر تبعيض هاي غيرانساني در غرب كه كمتر از صد سال است مورد توجه قرار گرفته است كه انگيزه مظلوميت زن در تاريخ معاصر غرب از جايگاه صنفي و افكار زنگرايانه عدول و در چارچوب نهضت سياسي و سازمان حزبي نمودار گشته است. به اين معنا كه فمينيسم در ابتدا براي احقاق حقوق اجتماعي زنان اعم از حقّ رأي، حقّ مالكيّت ، حقّ ارث و . . . شكل گرفت پس از شكست جامعه مردسالاري زنان به تدريج به حقوق خود و نيز ايده نفي تفاوتها دست يافتند و پس از آن اين گرايش به شكل جنبش و نهضتي سياسي نمو كرد.
پيشينه علمي يا نوشتاري: از ميان تعداد منابعي كه در اين نوشتار به كار رفته 5 مورد آن مورد بررسي قرار مي گيرد.
1)كتاب نظام حقوق زن در اسلام نوشته مرتضي مطهري: از اين كتاب دو عنواني كه از آن استفاده شده است عبارتند از: مباني طبيعي حقوق خانوادگي و تفاوت هاي زن و مرد.
در اين كتاب نويسنده وضعيت زنان قبل از اسلام را شرح مي دهد. سپس تجديد زندگي به وسيله اسلام ، مقام انساني زن و اينكه زن از ديدگاه اسلام داراي انسانيت است را از منظر قرآن مورد بررسي قرار مي دهد. رابطه حقوق طبيعي و هدفداري طبيعت، حقوق اجتماعي و حقوق خانوادگي را بيان مي كند و تفاوت هاي زن و مرد را با استناد به نظريه هاي روانشناسي اثبات مي كند.
در بعضي قسمت ها شماره آيات و سوره ها بيان نمي شود. پس از توضيح حقوق اجتماعي و خانوادگي اقتضا مي كرد كه ضرباتي كه فمينيسم به جامعه انساني وارد آورد به شكل اختصاصي مورد بررسي قرار گيرد اما اينكه نويسنده براي اثبات نظرياتش علاوه بر استناد به منظر اسلام ، نظريه روانشناسان غربي را بيان مي كند بسيار جالب توجه است.
2) فمينيسم و دانش هاي فمينيستي كه ترجمه و نقد تعدادي از مقالات دايرة المعارف فلسفي روتليج است. عنوان هايي كه از اين كتاب استفاده شده است عبارتند از: واژه شناسي فمينيسم، تاريخ فمينيسم، فمينيسم يا فمينيسمها.
با توجه به عنوان كتاب مطالب بسيار متناسب اند يعني تقريبا تمام علومي كه پيرامون فمينيسم ايده داشته اند نام برده شده است اعم از: علم اخلاق، معرفت شناسي، علوم اجتماعي، زبان، فلسفه سياسي، روانكاوي، فلسفه جنسيت و . . .، اطلاعات كتاب، اطلاعات مفيدي است و مطالب به شكل منظمي دسته بندي شده اند. در قسمت تاريخ فمينيسم چندان پيرامون علت پيدايش اين گرايش سخن به ميان نيامده است و حال آنكه علت پيدايش گرايش به اين جنبش در پديد آمدن دانش هاي فمينيسمي بسيار مورد اهميت است.
3) زن در آينه جلال و جمال كه عبدالله جوادي آملي آن را نوشته است. عنوان استفاده شده، رحامت عامل فطري روابط اجتماعي.
مطالب كتاب روان و قابل فهم هستند و زن از منظرهاي مختلف بررسي مي شود ولي جا داشت با توجه به اينكه زن محور مطالب است به عنوان ستون اجتماع از او ياد مي شد و تفكرات فمينيستي كه امروزه در ايران بسيار رواج يافته است ريشهيابي مي شد و نيز اين كتاب در اكثر قسمت ها، عربي آيات را بدون ترجمه آنها بيان مي كند.
4)كتاب درآمدي بر نظام شخصيت زن در اسلام نوشته محمدرضا زيبائي نژاد و محمدتقي سبحاني مي باشد. عنوان هاي استفاده شده: فمينيسم و نقد فمينيسم. اين كتاب مطالب جامع و كاملي پيرامون نقد فمينيسم دارد و نقد فمينيسم را به لحاظ درونديني و برونديني مورد بررسي قرار مي دهد اما اين كتاب تعريف فمينيسم را به صورت منسجم نياورده است در صورتي كه بعضي قيدها در تعريف اين جنبش بسيار حائز اهميت اند و نيز متن كتاب ثقيل است.
5) "CD آموزه " سخنراني محمدتقي كرمي مي باشد. عنوان هايي كه از آنها بهره برده شده است عبارتند از: اهميت فمينيسم، زمينه هاي شكل گيري فمينيسم، واژه فمينيسم، عوامل فترت جنبش فمينيسم در غرب، گرايش هاي جنبش فمينيسم، نگاهي به فمينيسم راديكال و سوسيال.
اين منبع تاريخچه فمينيسم را بسيار دقيق مورد كنكاش قرار مي دهد و حتي ريزترين نكاتي را كه در پيدايش اين جنبش مؤثر است بيان مي كند. موج هاي فمينيسم و عوامل فترت هريك را ذكر مي كند. اين منبع زن را به عنوان موجودي احساسي "كه هريك از اين ظلم و ستمها چقدر بر وي مؤثر است " مورد بررسي قرار نداده است. در مورد افرادي كه اين جنبش را دامن زدند و زندگي هايشان بسيار بحث مي شود و اين در فهم، مفهوم اين جنبش حائز اهميت است و نيز پيرامون تفاوت هاي بين زن و مرد سخن گفته نشده است.
سؤالات تحقيق
1.فمينيسم به لحاظ لغوي و اصطلاحي چگونه تعريف مي شود؟
2.علل پيدايش فمينيسم چيست؟
3.چرا گرايشات مختلف فمينيسم پديد آمدند؟
4.موج اول، دوم و سوم فمينيسم چه دستاوردهايي را براي جهان به ارمغان آورد؟
5.علل ركود موجهاي سهگانه فمينيسم چه بود؟
6.ناديده انگاشتن تفاوت هاي زن و مرد بهنفع زنان است يا بهضرر آنها؟
7.گرايش هاي فمينيسم مدرن چگونه باعث نهادينه شدن زنسالاري در جامعه مي شود؟
8.گرايش پستمدرن چگونه بهنفع مردسالاري خاتمه مي يابد؟
9.چرا خانواده و نقش هاي زنان اعم از مادري و همسري در جنبش فمينيسم عامل ظلم و ستم عليه زنان شناخته مي شود؟
10.تفاوت اسلام و فمينيسم در احقاق حقوق زنان يا امحاي حقوق آنها چيست؟
11. فمينيسم چه آثار فردي دارد؟
12. فمينيسم چه ضربه هايي به خصوصيات ذاتي و طبيعي زن و مرد وارد مي سازد؟
13. فمينيسم چه آثار سوئي براي نظام خانواده در پي دارد؟
14.از ديدگاه امام علي "عليه السلام " اطاعت بي قيد و شرط از زنان چه اشكالي دارد؟
15.آيا فمينيسم به حل معضل زنان دست يافت؟
16.تعيين و تنظيم روابط جنسي زناشويي توسط زن به نفع خانواده است يا به ضرر خانواده ؟
17.چگونه بنيان خانواده توسط فمينيسم سست شد؟
18.فعاليت هاي نامتناسب زنان درعرصه اجتماع چه پيامدهايي دارد؟
19.آيا زنان مي توانند در تمامي شغل ها مانند مردان مشغول شوند؟
20.بنيان نهادن جامعه براساس قوانين فمينيسم چه پيامدهايي را براي افراد دارد؟
فرضيههاي تحقيق
1.فمينيسم باعث احياي بعضي حقوق واقعي زنان در غرب شده است.
2. فمينيسم باعث ضايع شدن حقوق زنان در جامعه ي شرقي و همچنين اسلامي شد.
3. در غرب به زنان از منظر ا نسايت نگاه مي شود.
4. فمينيسم بر اساس مقابله با تعاليم غلط مسيحيت پايه گذاري شد.
5.رابطه ي زيادي بين فمينيسم و تزلزل بنيان خانواده وجود دارد.
6.بين اعتقادات فمينيستمي و ارتكاب فحشا رابطه وجود دارد.
7.پنهان كاري، روند كاري فمينيسم در جامعه ي شرقي و به خصوص اسلامي، مي باشد.
روش تحقيق
روش گردآوري مطالب، روش تركيبي است يعني در آن ازروش هاي كتابخانه اي، تعريفي، مقايسه اي، خلاصه نويسي و توصيفي استفاده شده است.
پس از انتخاب موضوع، منابع به وسيله ي فهرست خواني انتخاب شدند و پس از يادداشت برداري از مطالب، مورد تصرف ، تلخيص و بازنگري واقع شدند و در نهايت به شكل مدون در آمدند.
ساختارتحقيق(فصل ها)
فصل اول : كليات: تعريف و تبيين موضوع، اهمّيت و ضرورت تحقيق، اهداف و فوايد تحقيق ، پيشينه تحقيق، سؤالات تحقيق، فرضيه هاي تحقيق، روش تحقيق ، ساختارتحقيق ، واژگان كليدي ، محدوديت ها و موانع تحقيق.
فصل دوم: چيستي فمينيسم: تعريف لغوي، تعريف اصطلاحي ،تاريخچه ي فمينيسم، انواع فمينيسم ، فمينيسم ليبرال ، فمينيسم ماركسيست ، فمينيسم راديكال ، فمينيسم سوسيال.
فصل سوم : نقد فمينيسم :نقدي بر گرايش هاي فمينيسم از منظر ساير گرايش ها ، نقد فمينيسم از منظر ديني ، احقاق حقوق زنان يا امحاي حقوق آنان.
فصل چهارم:آثارفمينيسم: آثارفردي فمينيسم ، آثار خانوادگي فمينيسم ، آثاراجتماعي فمينيسم، راهكارها.
واژگان كليدي
فمينيسم: برابري طلبي، عقيده به برابري زن و مرد ، طرفداري از زنان (ديكشنري بابيلون)
اومانيسم: انسان گرايي، نوع دوستي، علوم انساني، نوع پرستي، بشردوستي، اصالت انسان (ديكشنري بابيلون)
ليبراليسم : آزاد انديشي ، آزادي خواهي، وسعت نظر، آزادگي (ديكشنري بابيلون)
ماركسيسم: فلسفه ماركسيست، عقيده ي كارل ماركس، اصالت اجتماعي(ديكشنري بابيلون)
راديكاليسم: تندروي و افراط ، بنيان ، بن رست ، ريشگي ، افراط گراريشه اي(ديكشنري بابيلون)
سوسياليسم: جامعه گرايي، نظام اشتراكي، مالكيت اجتماعي ابزار توليد (ديكشنري بابيلون)
محدوديت ها وموانع تحقيق
كمبود وقت، كمبود منابع مدرسه، كمتر دسترسي داشتن به راهنما ، سنگين بودن مطالب كتب
پيرامون اين تحقيق، زياد بودن حجم تحقيق، كتب در بيان تاريخچه ي فمينيسم تا حدودي ضديت دارند. در بعضي كتاب ها، نظرات و راهكارها، غيركاربردي هستند.
فصل دوم : چيستي فمينيسم
ت
فمينيسم ماركسيست
دومين گرايش مدرن فمينيسم ماركسيستي است كه با الهام از انديشه هاي ماركسيست، تلاش مي كند مسأله ي زنان را تحليل و درمان كند در نظريه ي ماركسيسم بايد به مفهوم نظام سرمايه داري به عنوان نظام سلطه و دامن زننده به سلطه توجه كرد.(37)
فمينيسم هاي ماركسيستي معتقدند كه ظلم و ستمي كه برعليه زنان وارد مي شود تابعي است از ظلم و ستمي كه برطبقه ي فراتر يا طبقه ي بورژوا بر عليه طبقه ي فروتر يا نظام كارگري اعمال مي كنند اين نظام سرمايه داري است كه در راستاي اهداف خودش كه استثمار و استعمار طبقه ي فروتر است انواع و اصناف ظلم ها را در جامعه نهادينه مي كند. اين گرايش دچار كورجنسي است يعني مقوله ي جنسيت رادر تحليل هايش مورد توجه و اشاره قرار نمي دهند.(38)
آثارخانوادگي فمينيسم
«تأكيد و اصرار فمينيسم راديكال مبني بر اين است كه ابزار سلطه ي مردان يا نظام مرد سالاري بر زنان، نهاد خانواده است و مهم ترين نقش هايي كه جامعه مرد سالار به كار مي گيرد و به وسيله ي آن ها زنان را تحت ستم و ظلم قرار مي دهد نقش مادري و نقش همسري است. خانواده نهادينه ترين جايگاه ظلم و ستم بر عليه زنان است كه بايد ساختار خانواده را مورد بازسازي قرار داد و با نظم موجود خانواده مبارزه كرد. »(78)
«آزادي سقط جنين و كنترل بر بدن خويش از شعارهاي فمينيسم هاست كه در مجامع بين المللي هم بر آن تأكيد شده است سقط جنين اين فرصت را به زنان مي دهد كه از فرزندان ناخواسته جلوگيري كنند و در روابط جنسي محدوديت خاصي احساس نكنند. همچنين قانون اين اجازه را به زن داده است كه در مقابل خواست همسر مقاومت كند و خود زمان آميزش را برگزيند.»(79)
چنين شعارهايي چند پيامد اساسي را به دنبال داشت: اول آن كه آزادي سقط جنين سبب شد كه زنان اقدام به انتخاب نوع فرزند كنند با استفاده از سونوگرافي و در اين ميان جنس دختر بيشتر در معرض فنا قرار گرفت. به ويژه در كشورهايي كه هنوز فرزند مذكر را بر جنس مخالف ترجيح مي دهند. دختران قرباني سياست پرچمداران فمينيسم گرديدند. دومين مسأله آن بود كه محدوديت رو%
![[تصویر: 844420510034129218192168104018595766151.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1388/01/844420510034129218192168104018595766151.jpg)