۱/اسفند/۹۴, ۸:۵۹
خیلی وقته نیت این رو داشتم تاپیک بزنم اما فرصت نمیشد. سریع برم سر اصل مطلب.
داستان از قصه هسته ای شروع شد. خوب ما قبلا قصد نداشتیم در حوزه بحث های سیاسی ورود کنیم اگر چه معتقد بودیم بحث سیاسی و شناخت جریانهای سیاسی لازمه اما چون ظرفیتش در تالار نبود و یکی دو بار که گفتگوی سیاسی رو آزاد گذاشتیم با نتایج خوبی روبرو نشدیم مجبور شدیم جلو این بحث ها رو بگیریم.
رسید قصه تا بحث مذاکرات هسته ای. بنده خودم اصلا پیگیری نمی کردم و نمی دونستم چه خبره. از طریق یکی از دوستان با محتوای مذاکرات ژنو آشنا شدم و به وبلاگی رفتم و مطالبی فهمیدم که خیلی ناراحت شدم. خواستیم برای جلوگیری از نابودی این صنعت مهم کشور در حد خودمون کاری کنیم. مردم باید آگاه می شدن. ما فقط این تریبون رو داشتیم. چاره کار رو در این دیدیم که یه سری فعالیت سیاسی در تالار اجرا کنیم تا در نتیجه بچه ها بفهمن در این زمینه داره چه اتفاقی می افته. خصوصا اینکه دیدم چندین خط قرمز رهبری رو هم به هر حال زیر پا گذاشتن دولتمردان...خیلی دوست داشتم نتیجه این بشه که مردم بریزن تو خیابونها و مثل قبل طلب انرژی هسته ای کنن تا رهبری هم به همین پشتوانه مردمی جلو نابودی این صنعت و صنعت فضایی رو بگیره اما متاسفانه دیر اقدام شده بود. البته در هر صورت بعدها فهمیدم این تجربه لازم بوده منتهی به شرطیکه مردم با چشمان باز این تجربه رو داشته باشن. چشمان باز یعنی اطلاع رسانی....
بحث هسته ای بهانه ای بود تا پای بنده به بحث های عمیق سیاسی باز بشه. در حالیکه بنده سیر مطالعاتی کتب دینی و اعتقادی خودم رو دنبال می کردم ضرورت دیدم یه شاخه مطالعاتی دیگه برای خودم تعیین کنم و اونم شناخت عمیق رجال و جریانهای سیاسی و آشنایی با اقدامات اونها بعد از انقلاب بود. همیشه فکر می کردم جریانهای سیاسی همشون اوکی هستن فقط قصه اختلاف سلیقه هست و ... از این حرفها...
تا اینکه یه کتاب در مورد راز قطعنامه 598 خوندم و چند مستند در مورد وقایع بعد از انقلاب و ... فتنه 88 هم از اونطرف. دیدم قضیه پیچیده تر از این حرفهاست. افرادی که چندین ساله آگاهانه دارن جریانها رو رصد می کنن اذعان می کنن افرادی در داخل دارن نظام اسلامی و ولایی رو نابود می کنن که متاسفانه در غفلت مردم و مسئولان قدرت زیادی هم پیدا کردن.
این بحث وقتی خیلی مهم میشه که رهبری همین امسال فرمودن:
یک واقعیّت این است که در این کشور از بعد از رحلت امام، سعی یک مجموعهی مصمّمی بر این شد که آرمانهای انقلاب را بکلّ بشویند بگذارند کنار. بعضیشان اشتباه کردند و همان اوّل، همین را اعلان هم کردند. در روزنامه مقاله نوشتند، حرف زدند. اینجا یک خطای راهبردی کردند یا خطای تاکتیکی کردند و مشت خودشان را باز کردند که میخواهند آرمانها را بکل، کنار بگذارند. البتّه حالا پختهتر شدهاند، حالا نمیگویند، میخواهند بعضیها آرمانها را کنار بگذارند امّا صریح نمیگویند، به جای اینکه بگویند عمل میکنند. آنوقت، بیعقلها(۱۸) قبل از اینکه عمل بکنند بنا کردند گفتن. خب کسانی را هم که حدس نمیزدند که چنین چیزی وجود داشته باشد، بیدار کردند. از آن روز شروع شده. بیوقفه هم کار کردند. فقط هم در داخل کار نکردند؛ هم در داخل کار کردند، هم در خارج کار کردند، هم از عنصر فکری استفاده کردند، هم از عنصر علمی استفاده کردند، هم از عنصر هنری استفاده کردند، هم از عنصر سیاسی استفاده کردند، برای اینکه آرمانها را در کشور از بین ببرند، یعنی نسل جدید آرمانها را بکلّ فراموش کند.
پس یه جریانی تو کشور داره به طور عملی آرمانهای انقلاب رو زیر پا می گذاره. اینها کی هستن؟ مطمئنا اگر اینها در مسندهای قدرت نبودن که نگرانی نداشت. ما کی و چطور باید اینها رو بشناسیم؟ چقدر مسئله برای ما اهمیت داره؟ آیا غیر از اینه که اینهمه شهید نازنین دادیم برای همین آرمانهای انقلابی؟ کیا هستن میخوان آرمانها نباشه و چرا؟
این سوالها یعنی نمیشه ساده از کنار این واقعیات گذشت.
از طرفی بحث اقتصادی شده مهمترین چالش کشور در کنار مسائل فرهنگی که اونم غصه زیاد داره. برنامه ثریا بود نشون میداد روستاهای کرمان که آب شربشون زردرنگ از وسط کوچه می گذشت. درسته دولتها از اول تا الان دارن به اینها ظلم می کنن اما یه اشکال بزرگ دیگه اینه که اینها خودشون هم مطالبه نمی کنن. این اتفاقا نکته ای بود که مسئول فرهنگی یکی از اردوهای جهادی که به اونجا رفته بود بهشون تذکر میداد. ازشون می خواست که روحیه مطالبه گری داشته باشن. به دولت فشار بیارن. شما ببینین اگر پیگیری های بعضی رسانه های خبری کشور نباشه طرف مسئول اصلا انگار نه انگار. این روحیه انتقاد و مطالبه گری باید در مردم نسبت به مسئولان مملکت وجود داشته باشه.
خوب الحمدلله نسل جوان مملکت اتفاق خوبی براش افتاده خیلی فعال اتفاقات کشورش رو رصد میکنه. اینقدر ریز و جسورانه که مجری خبری که از قبل انتخاب هم شده از رئیس جمهور می پرسه بهتر نبود به جای ایرباس 380 بیشتر به فکر دردهای دیگر جامعه بود؟ این میرسونه که مردم جزئیات رو پیگیری می کنن. این اتفاق مبارکی هست در کشور که مردم جزئیات اقدامات مجلس و دولت رو رصد میکنه و به چالش می کشونه. ابزارهای رسانه ای مختلف هم اومده کمک. برنامه های خوبی هم در صدا و سیما یا اینترنت کار میشه. مثل جیوگی، غیر محرمانه، دکتر سلام، ثریا، پایش، و .... اینها خیلی خوبه منتهی خطر هم داره که عرض میکنم.
اتفاق خوبی هم که در تالار افتاد این بود که بعد از پایان بحث هسته ای فضای انتقاد و مطالبه از دولت تعطیل نشد. فضای آگاهی نسبت به ریزترین اقدامات دولت تعطیل نشد. ما هم اجازه دادیم این فضا بمونه و برای چندین بار اجازه بحث سیاسی رو دادیم چون دیدیم فضا و زمانه مقداری تغییر کرده. شاید طرف مخالف بحث با حفظ ادب و اخلاق کمک کرد به اینکه بحثها به مشاجره کشیده نه و فضای بحث سیاسی در تالار باز بشه.
البته یه نتیجه بد هم داشت که ما متهم شدیم به حزبی بودن. بارها گفتم باز عرض میکنم. بشناسین بچه های اینجا رو. ما اگر انتقادی به دولت می کنیم یا استنادمون به دین هست یا صحبتهای امام خمینی یا رهبری. چکار داریم به فلان حزب و ... ما اصلا درگیر اسمها نیستیم. تنها چیزی که ازش طرفداری می کنیم و مطالبه می کنیم دین و عدالت و آرمانهای انقلاب و رسیدگی به محرومان و .... فکر نمیکنم کسی مخالف این مطالبه ها باشه فقط دوستان ایرادی از ما می گیرن که ایراد بجایی هم هست اینه که چرا این انتقادها رو زمان احمدی نژاد نمی کردیم. عرض می کنیم این ایراد وارده البته این ایراد وارد هم هست که چرا زمان خاتمی نکردیم و زمان هاشمی و نخست وزیری موسوی و ...
یکی اینکه سنمون کمتر بود و خیلی مثل الان وارد جزئیات نشده بودیم یعنی از خیلی اشتباهات روسای جمهور قبلی خبر نداشتیم چون فضا مثل الان نبود.
دلیل دوم این بود که مذهبی ها فکر می کردن اگر به احمدی نژاد انتقادی کنن این انتقاد به کل نظام بر می گرده در حالیکه اصلا اینطور نبود و گذشت زمان ثابت کرد نه احمدی نژاد ولایتمداری حالیش بود نه همین الان بعضی از مثلا اصولگراها. پس میشه با خیال راحت از همه انتقاد کرد.
از طرفی تالار از لحاظ زمانی بعد از فتنه 88 راه اندازی شده بود. فضای گفتگوی کشور تا چند سال اینقدر ملتهب بود که اصلا نمیشد حرف زد. سریع طرفین بحث دعواشون میشد. الان که التهاب خوابیده فضای گفتگو بهتر شده. حتی میشه درباره وقایع و قتلها و مستندات و اعترافات فتنه 88 صحبت کرد. نه چپی ها دیگه الان دو آتیشه از اصلاح طلبان طرفداری می کنن نه مذهبی ها از اصولگراها. این فضا فضای خوبی هست درستش هم همین بوده و هست.
خلاصه اینکه اگر اونموقع انتقاد نشد چون زمینه اش فراهم نبود وگرنه الان مستنداتی دوستان دارن علیه دولتهای قبلی مطرح کنن و آگاهی بدن.
همه چیز خوبه فقط این انتقادات و مطالبه گری رو دو آفت تهدید میکنه یکی نداشتن انصاف و دیگری نداشتن تقوی.
متاسفانه تا یه مدت پیش هم فضای نقد تالار خوب و منصفانه بود اما الان شاهد هستیم بعضی از دوستان در انتقادها یا زیاده روی می کنن یا با عینک کاملا بدبینانه به تمام اقدامات دولت و مجلس نگاه می کنن و حتی در مسائلی هم که جای نقد نیست یه عیبی پیدا می کنن. این دو اشکال داره. یکی اینکه آدم کم کم عادت میکنه فقط منفی نگر میشه و نگاه منصفانه خودش رو از دست میده. یکی دیگه هم اینکه اون انتقادات جدی و مهم میرن تو حاشیه ....
در بحث نداشتن تقوی هم متاسفانه دو رفتار اشتباه دیده میشه. یکی تهمت خیانت و .... زدن و یکی هم توهین کردن به رجال سیاسی. متاسفانه این خیلی ناپسند هست که فضا رو به این سمت ببریم. خوب انتقاد وارده انتقاد کنیم چرا توهین می کنیم؟ چرا تمسخر؟ اشکال امثال کوچک زاده و رسایی در همین هست وگرنه میشه مثل آقای زاکانی و فواد ایزدی و مهدی محمدی انتقادات کرد خیلی هم منصفانه و دقیق و در نهایت ادب. بیخود نیست بعضی دوستان در تالار ناراحت شدن. چون فضا پر شده از توهین نسبت به سران مملکت در غفلت ما مدیران و وقت نگذاشتن ها. کاربران هم متاسفانه گزارش نمیدن. حالا توهینی به فلان حاجی شده گزارش میده اما توهین به سران مملکت شده گزارش نمیده.
تیم مدیریتی هم متاسفانه بد عمل کرده و دلیل عمده اش کم شدن تعداد مدیران که ان شاءالله با به کار گرفتن نیروی جدید در اولین فرصت تجدید قوی میشن یکی هم وقت نگذاشتن کافیه که باید درستش کنیم. همکاری کاربران در گزارشها هم خیلی میتونه کمک کنه.
بنده میخوام ما روی خودمون کار کنیم و اجازه بدیم این فرهنگ گفتگو بدون توهین و تهمت بینمون راه بیافته. 2 سال پیش نشد. یه بار دیگه شانس خودمون رو امتحان کنیم. بگذاریم یاد بگیریم فردا موافق و مخالف هر دولتی که سر کار بیاد منصفانه و بدون توهین نقد و گفتگو کنیم.
این به بعد هم برخورد جدی میشه با کسانی که بخوان تهمت و توهین رو تو برنامه خودشون داشته باشن. اگر دوستان نمی تونن منصفانه و با رعایت تقوی فضای انتقادی و مطالبه گری داشته باشن دوباره جلو این بحث و فضای انتقادی گرفته میشه و اون موقع مقصر خود ما خواهیم بود که بلد نیستیم گفتگو کنیم.
داستان از قصه هسته ای شروع شد. خوب ما قبلا قصد نداشتیم در حوزه بحث های سیاسی ورود کنیم اگر چه معتقد بودیم بحث سیاسی و شناخت جریانهای سیاسی لازمه اما چون ظرفیتش در تالار نبود و یکی دو بار که گفتگوی سیاسی رو آزاد گذاشتیم با نتایج خوبی روبرو نشدیم مجبور شدیم جلو این بحث ها رو بگیریم.
رسید قصه تا بحث مذاکرات هسته ای. بنده خودم اصلا پیگیری نمی کردم و نمی دونستم چه خبره. از طریق یکی از دوستان با محتوای مذاکرات ژنو آشنا شدم و به وبلاگی رفتم و مطالبی فهمیدم که خیلی ناراحت شدم. خواستیم برای جلوگیری از نابودی این صنعت مهم کشور در حد خودمون کاری کنیم. مردم باید آگاه می شدن. ما فقط این تریبون رو داشتیم. چاره کار رو در این دیدیم که یه سری فعالیت سیاسی در تالار اجرا کنیم تا در نتیجه بچه ها بفهمن در این زمینه داره چه اتفاقی می افته. خصوصا اینکه دیدم چندین خط قرمز رهبری رو هم به هر حال زیر پا گذاشتن دولتمردان...خیلی دوست داشتم نتیجه این بشه که مردم بریزن تو خیابونها و مثل قبل طلب انرژی هسته ای کنن تا رهبری هم به همین پشتوانه مردمی جلو نابودی این صنعت و صنعت فضایی رو بگیره اما متاسفانه دیر اقدام شده بود. البته در هر صورت بعدها فهمیدم این تجربه لازم بوده منتهی به شرطیکه مردم با چشمان باز این تجربه رو داشته باشن. چشمان باز یعنی اطلاع رسانی....
بحث هسته ای بهانه ای بود تا پای بنده به بحث های عمیق سیاسی باز بشه. در حالیکه بنده سیر مطالعاتی کتب دینی و اعتقادی خودم رو دنبال می کردم ضرورت دیدم یه شاخه مطالعاتی دیگه برای خودم تعیین کنم و اونم شناخت عمیق رجال و جریانهای سیاسی و آشنایی با اقدامات اونها بعد از انقلاب بود. همیشه فکر می کردم جریانهای سیاسی همشون اوکی هستن فقط قصه اختلاف سلیقه هست و ... از این حرفها...
تا اینکه یه کتاب در مورد راز قطعنامه 598 خوندم و چند مستند در مورد وقایع بعد از انقلاب و ... فتنه 88 هم از اونطرف. دیدم قضیه پیچیده تر از این حرفهاست. افرادی که چندین ساله آگاهانه دارن جریانها رو رصد می کنن اذعان می کنن افرادی در داخل دارن نظام اسلامی و ولایی رو نابود می کنن که متاسفانه در غفلت مردم و مسئولان قدرت زیادی هم پیدا کردن.
این بحث وقتی خیلی مهم میشه که رهبری همین امسال فرمودن:
یک واقعیّت این است که در این کشور از بعد از رحلت امام، سعی یک مجموعهی مصمّمی بر این شد که آرمانهای انقلاب را بکلّ بشویند بگذارند کنار. بعضیشان اشتباه کردند و همان اوّل، همین را اعلان هم کردند. در روزنامه مقاله نوشتند، حرف زدند. اینجا یک خطای راهبردی کردند یا خطای تاکتیکی کردند و مشت خودشان را باز کردند که میخواهند آرمانها را بکل، کنار بگذارند. البتّه حالا پختهتر شدهاند، حالا نمیگویند، میخواهند بعضیها آرمانها را کنار بگذارند امّا صریح نمیگویند، به جای اینکه بگویند عمل میکنند. آنوقت، بیعقلها(۱۸) قبل از اینکه عمل بکنند بنا کردند گفتن. خب کسانی را هم که حدس نمیزدند که چنین چیزی وجود داشته باشد، بیدار کردند. از آن روز شروع شده. بیوقفه هم کار کردند. فقط هم در داخل کار نکردند؛ هم در داخل کار کردند، هم در خارج کار کردند، هم از عنصر فکری استفاده کردند، هم از عنصر علمی استفاده کردند، هم از عنصر هنری استفاده کردند، هم از عنصر سیاسی استفاده کردند، برای اینکه آرمانها را در کشور از بین ببرند، یعنی نسل جدید آرمانها را بکلّ فراموش کند.
پس یه جریانی تو کشور داره به طور عملی آرمانهای انقلاب رو زیر پا می گذاره. اینها کی هستن؟ مطمئنا اگر اینها در مسندهای قدرت نبودن که نگرانی نداشت. ما کی و چطور باید اینها رو بشناسیم؟ چقدر مسئله برای ما اهمیت داره؟ آیا غیر از اینه که اینهمه شهید نازنین دادیم برای همین آرمانهای انقلابی؟ کیا هستن میخوان آرمانها نباشه و چرا؟
این سوالها یعنی نمیشه ساده از کنار این واقعیات گذشت.
از طرفی بحث اقتصادی شده مهمترین چالش کشور در کنار مسائل فرهنگی که اونم غصه زیاد داره. برنامه ثریا بود نشون میداد روستاهای کرمان که آب شربشون زردرنگ از وسط کوچه می گذشت. درسته دولتها از اول تا الان دارن به اینها ظلم می کنن اما یه اشکال بزرگ دیگه اینه که اینها خودشون هم مطالبه نمی کنن. این اتفاقا نکته ای بود که مسئول فرهنگی یکی از اردوهای جهادی که به اونجا رفته بود بهشون تذکر میداد. ازشون می خواست که روحیه مطالبه گری داشته باشن. به دولت فشار بیارن. شما ببینین اگر پیگیری های بعضی رسانه های خبری کشور نباشه طرف مسئول اصلا انگار نه انگار. این روحیه انتقاد و مطالبه گری باید در مردم نسبت به مسئولان مملکت وجود داشته باشه.
خوب الحمدلله نسل جوان مملکت اتفاق خوبی براش افتاده خیلی فعال اتفاقات کشورش رو رصد میکنه. اینقدر ریز و جسورانه که مجری خبری که از قبل انتخاب هم شده از رئیس جمهور می پرسه بهتر نبود به جای ایرباس 380 بیشتر به فکر دردهای دیگر جامعه بود؟ این میرسونه که مردم جزئیات رو پیگیری می کنن. این اتفاق مبارکی هست در کشور که مردم جزئیات اقدامات مجلس و دولت رو رصد میکنه و به چالش می کشونه. ابزارهای رسانه ای مختلف هم اومده کمک. برنامه های خوبی هم در صدا و سیما یا اینترنت کار میشه. مثل جیوگی، غیر محرمانه، دکتر سلام، ثریا، پایش، و .... اینها خیلی خوبه منتهی خطر هم داره که عرض میکنم.
اتفاق خوبی هم که در تالار افتاد این بود که بعد از پایان بحث هسته ای فضای انتقاد و مطالبه از دولت تعطیل نشد. فضای آگاهی نسبت به ریزترین اقدامات دولت تعطیل نشد. ما هم اجازه دادیم این فضا بمونه و برای چندین بار اجازه بحث سیاسی رو دادیم چون دیدیم فضا و زمانه مقداری تغییر کرده. شاید طرف مخالف بحث با حفظ ادب و اخلاق کمک کرد به اینکه بحثها به مشاجره کشیده نه و فضای بحث سیاسی در تالار باز بشه.
البته یه نتیجه بد هم داشت که ما متهم شدیم به حزبی بودن. بارها گفتم باز عرض میکنم. بشناسین بچه های اینجا رو. ما اگر انتقادی به دولت می کنیم یا استنادمون به دین هست یا صحبتهای امام خمینی یا رهبری. چکار داریم به فلان حزب و ... ما اصلا درگیر اسمها نیستیم. تنها چیزی که ازش طرفداری می کنیم و مطالبه می کنیم دین و عدالت و آرمانهای انقلاب و رسیدگی به محرومان و .... فکر نمیکنم کسی مخالف این مطالبه ها باشه فقط دوستان ایرادی از ما می گیرن که ایراد بجایی هم هست اینه که چرا این انتقادها رو زمان احمدی نژاد نمی کردیم. عرض می کنیم این ایراد وارده البته این ایراد وارد هم هست که چرا زمان خاتمی نکردیم و زمان هاشمی و نخست وزیری موسوی و ...
یکی اینکه سنمون کمتر بود و خیلی مثل الان وارد جزئیات نشده بودیم یعنی از خیلی اشتباهات روسای جمهور قبلی خبر نداشتیم چون فضا مثل الان نبود.
دلیل دوم این بود که مذهبی ها فکر می کردن اگر به احمدی نژاد انتقادی کنن این انتقاد به کل نظام بر می گرده در حالیکه اصلا اینطور نبود و گذشت زمان ثابت کرد نه احمدی نژاد ولایتمداری حالیش بود نه همین الان بعضی از مثلا اصولگراها. پس میشه با خیال راحت از همه انتقاد کرد.
از طرفی تالار از لحاظ زمانی بعد از فتنه 88 راه اندازی شده بود. فضای گفتگوی کشور تا چند سال اینقدر ملتهب بود که اصلا نمیشد حرف زد. سریع طرفین بحث دعواشون میشد. الان که التهاب خوابیده فضای گفتگو بهتر شده. حتی میشه درباره وقایع و قتلها و مستندات و اعترافات فتنه 88 صحبت کرد. نه چپی ها دیگه الان دو آتیشه از اصلاح طلبان طرفداری می کنن نه مذهبی ها از اصولگراها. این فضا فضای خوبی هست درستش هم همین بوده و هست.
خلاصه اینکه اگر اونموقع انتقاد نشد چون زمینه اش فراهم نبود وگرنه الان مستنداتی دوستان دارن علیه دولتهای قبلی مطرح کنن و آگاهی بدن.
همه چیز خوبه فقط این انتقادات و مطالبه گری رو دو آفت تهدید میکنه یکی نداشتن انصاف و دیگری نداشتن تقوی.
متاسفانه تا یه مدت پیش هم فضای نقد تالار خوب و منصفانه بود اما الان شاهد هستیم بعضی از دوستان در انتقادها یا زیاده روی می کنن یا با عینک کاملا بدبینانه به تمام اقدامات دولت و مجلس نگاه می کنن و حتی در مسائلی هم که جای نقد نیست یه عیبی پیدا می کنن. این دو اشکال داره. یکی اینکه آدم کم کم عادت میکنه فقط منفی نگر میشه و نگاه منصفانه خودش رو از دست میده. یکی دیگه هم اینکه اون انتقادات جدی و مهم میرن تو حاشیه ....
در بحث نداشتن تقوی هم متاسفانه دو رفتار اشتباه دیده میشه. یکی تهمت خیانت و .... زدن و یکی هم توهین کردن به رجال سیاسی. متاسفانه این خیلی ناپسند هست که فضا رو به این سمت ببریم. خوب انتقاد وارده انتقاد کنیم چرا توهین می کنیم؟ چرا تمسخر؟ اشکال امثال کوچک زاده و رسایی در همین هست وگرنه میشه مثل آقای زاکانی و فواد ایزدی و مهدی محمدی انتقادات کرد خیلی هم منصفانه و دقیق و در نهایت ادب. بیخود نیست بعضی دوستان در تالار ناراحت شدن. چون فضا پر شده از توهین نسبت به سران مملکت در غفلت ما مدیران و وقت نگذاشتن ها. کاربران هم متاسفانه گزارش نمیدن. حالا توهینی به فلان حاجی شده گزارش میده اما توهین به سران مملکت شده گزارش نمیده.
تیم مدیریتی هم متاسفانه بد عمل کرده و دلیل عمده اش کم شدن تعداد مدیران که ان شاءالله با به کار گرفتن نیروی جدید در اولین فرصت تجدید قوی میشن یکی هم وقت نگذاشتن کافیه که باید درستش کنیم. همکاری کاربران در گزارشها هم خیلی میتونه کمک کنه.
بنده میخوام ما روی خودمون کار کنیم و اجازه بدیم این فرهنگ گفتگو بدون توهین و تهمت بینمون راه بیافته. 2 سال پیش نشد. یه بار دیگه شانس خودمون رو امتحان کنیم. بگذاریم یاد بگیریم فردا موافق و مخالف هر دولتی که سر کار بیاد منصفانه و بدون توهین نقد و گفتگو کنیم.
این به بعد هم برخورد جدی میشه با کسانی که بخوان تهمت و توهین رو تو برنامه خودشون داشته باشن. اگر دوستان نمی تونن منصفانه و با رعایت تقوی فضای انتقادی و مطالبه گری داشته باشن دوباره جلو این بحث و فضای انتقادی گرفته میشه و اون موقع مقصر خود ما خواهیم بود که بلد نیستیم گفتگو کنیم.
و دعا میکنم انشالله روزی مزد این زحماتتون رو خود امام زمان بهتون بدهد بیشتر از اون چیزی که هر کسی فکرشو بکنه.... و ازتون میخوام در پناه امام زمان جدی تر از گذشته به کارتون ادامه بدید و هیچوقت ناامید نشوید...