۲۱/اسفند/۹۴, ۲۳:۲۳
سلام
توی این تایپک میخوام خیلی خلاصه راجع به یکی از پروژه های شیطانی یعنی تاثیر لباس بر اندیشه و تفکر انسان صحبت کنم. اگه بتونم مفهوم رو جا بندازم موضوع جالب و تامل برانگیزی میشه

قبل از اینکه چیزی بگم از دوستانی که مطلب رو مطالعه میفرمایند خواهش میکنم مد نظر داشته باشند که منظور از لباس در اینجا نوع پوشش بانوان و حجاب و اینجور مسائل نیست. لباس یک نوع استعاره است که هم نوع لباس شخص رو شامل میشه و هم ظاهر فرد رو و هم غیره. مثلا اینکه طرف ریش داشته باشد یا نداشته باشد

لباس در ظاهر خیلی چیز ساده و پیش پا افتاده ای به منظر میرسد اما هنگامیکه به رفتارهایی که در طول روز در واکنش با افراد مختلف بروز میدهیم بیشتر دقت میکنیم در میابیم که تاثیر لباس بر روی رفتار ما یک چیزی به پیچیدگی متافیزیک است!
تنوع لباس ذاتا چیز خوبی ست چون باعث تفکیک افراد مختلف با مشاغل و حرفه های مختلف میگردد. مثلا دکتر روپوش سفید، مامور شهرداری لباس سبز مخصوص خود، کارگر لباس کارگری، ملا عمامه و عبا، یک استاد دانشگاه کت و شلوار و ... را بر تن میکنند. پس ذات لباس یک پروژه ی الهی ست چون باعث ایجاد گوناگونی در افراد مختلف می شود. اما همین لباس می تواند تبدیل به یک پروژه ی شیطانی گردد
چه وقت؟
چه وقت؟ هنگامیکه ذهن فرد را به گونه ای تسخیر کند که خودش نیز از آن آگاه نباشد (شیطان علاقه ی زیادی به ناخودآگاه انسان دارد). بایک مثال کل مطلب را توضیح می دهم.
مثلا در حالت عادی فرد ابتدا باید سخنان طرف مقابل را گوش کند و ببیند که چه میگوید و سپس در مورد آنها بیاندیشد و سخنان را تجزیه و تحلیل منصفانه کند و به درستی یا نادرستی آنها پی ببرد. اما هنگامیکه ذهن در تسخیر لباس باشد فرد ابتدا لباس طرف مقابل را نگاه میکند و سپس شروع میکند به گوش کردن سخنان وی. در این حالت از آنجایی که ذهن ابتدا در تسخیر لباس بوده یک نوع پیشداوری قبلی بوجود می آید! که مانع از تجزیه و تحلیل منصفانه سخنان طرف مقابل خواهد شد.
مثلا فردی است که از ملاها خوشش نمی آید بنابراین هنگامیکه یک آخود در تلویزیون یا هر جای دیگری شروع میکند به صحبت کردن نوع لباس آخوند باعث خواهد شد که فرد نتیجه گیری درستی از سخنان وی نداشته باشد در صورتیکه اگر همین آخوند کت و شلوار میپوشید و ریش هایش را هم سه تیغ میکرد قضیه متفاوت میشد.
عکس این موضوع نیز صادق است. مثلا فردی است که از افراد کت و شلواری با ریش سه تیغ و کراوات خوشش نمی آید بنابراین هنگامیکه یک همچنین فردی شروع میکند به صحبت کردن بر اساس پیش داوری قبلی که در ذهن طرف وجود دارد تجزیه و تحلیل منصفانه ای صورت نخواهد گرفت. در صورتیکه اگر همین شخص کت و شلواری با ریش سه تیغ در لباس یک ملا و با ریش بلند ظاهر میشد قضیه متفاوت میشد

"گاهی مشکل از سخنان طرف مقابل نیست مشکل از پیشداوری هایی است که ما در ناخودآگاه ذهن خود داریم"