۷/فروردین/۹۵, ۱۲:۱۸
حکومت آخوندی!!!!!!!!!!!!
اين مقاله تقديم مي شود به همه آنها كه 34 سال انتظار كشيده اند، تا نظامي وابسته به "ولايت فقيه" يا همان "حكومت آخوندي" كه ما را به آن مي شناسانند، از بين برود، و براندازي شود، تقديم به آنها كه، عمرشان را بيهوده بر سر مسئله اي گذاشته اند، كه به فضل خدا، هيچ نتيجه اي برايشان ندارد، الا نا اميدي...و تقديم مي شود به مردمي كه ولايت فقيه را چيزي جز"حكومت آخوندي" نمي دانند، و به آن به همين سادگي مي نگرند...
ولايت فقيه(حكومت آخوندي) از كجا شروع شد؟ چرا با آن دشمني مي شود؟ و بسياري از اين قبيل سوالات كه امروزه، و با فشارهاي مضاعف دشمن براي از پا در آوردنمان، هجومي شده است كه اصل ولايت فقيه را زير سوال ببرند..[/b]
[b]از زماني كه دست اميرالمومنين(علیه السلام)، به عنوان جانشين رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در غدير خم، در دست ايشان به سوي آسمان بالا رفت، و خداوند اين دين را پسنديد(آيه 3 سوره مائده)، چشم هاي از غضب دريده شده دشمنانش در همه تاريخ و از همان لحظه، در پي نابودي و تاريكي اين نور خداپسندانه بوده اند، و الحق كه در همه تاريخ براي نابوديش سنگ تمام گذاشته اند...
از زماني كه حكومت آل الله غصب شد؛ براي نگه داري از اين حركت برآمده از خواست خدا، گزينه اي به وجود آمد به اسم " ولايت فقيه" تا در حضور و غياب امام معصوم(علیه السلام) خط دهنده به حركت شيعه علوي باشد.
اولين ولي فقيه هاي اسلام، در زمان اميرالمومنين (علیه السلام) و در زمان حيات و ظهور امام معصوم(علیهم السلام) در ميان مردم بوده اند، كساني مانند، حذيفه ابن يعمان، سلمان، عمار ياسر و مجدداً حذيفه. شايد نامهاي محمد بن ابي بكر و مالك اشتر براي حكومت مصر به گوشتان خورده باشد و يا كميل براي كوفه؛ اينها تعدادي از ولي فقيه هاي شيعه بوده اند.
البته در زمان زندگي امامان شيعه و ظهور آنها در ميان مردم، افراد بسياري بوده اند كه اين امر خطير را به گردن گرفته بودند، و بنا به وظيفه خود، كه در آزادي و تحت تعقيب بودن ائمه، و يا در حصر بودن آنها، برايشان ايجاب مي كرد، مسير حركت شيعه را به سر منزل مقصود، كه همان رضايت خداست، هموار مي كردند، مانند، عبدالعظيم حسني كه در زمان امام هادي النقي(علیه السلام) مأمور به انجام اين وظيفه بودند...
تحول اين سير از زمان غيبت صغراي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شروع شد، و آن انتخاب 4 نائب خاص از طرف حضرت بود براي به عهده گرفتن امور مسلمين، و بعد از وفات آخرين نائب خاص حضرت و اتمام 69 سال غيبت صغري، دوره جديدي در اين سازمان الهي شروع شد، و نائبان عام حضرت، در هر زمان عهده دار امور شيعيان ائمه اطهار(علیه السلام) شدند.
اين حركت الهي كه هميشه براي حفظ شيعه از خطر نابودي ، تمام قدرت خود را گذاشته، و شيعه اي را كه، كوچكترين و تاثير گذار ترين، و در عين حال قدرتمندترين حركت تاريخ بوده است؛ تا اينجا هدايت كرده است. و بزرگترين دشمنان تاريخ را- كه براي رسيدن به هدفشان، يعني نابودي اين جريان الهي، از هيچ جنايتي كوتاهي نكرده اند- كنترل كرده است. و هنوز مي بينيم، دشمنان ما با بهترين امكانات براي نابودي تنها جريان مخالف خود، كه تمام نارضايتي ها ، به قول معروف از گور او بلند مي شود، هر چه داشته اند گذاشته اند، و نه تنها از بيرون از كشور، بلكه از داخل نيز با استفاده از اهرم هاي فشار، كه همانا از ترسوترين و ذليل ترين افراد تشكيل شده است، قصد براندازي اين حركت نوراني را دارد، و ديده ايم و ديده اند كه هر چه كرده اند به در بسته خورده اند...
ولايت فقيه از زمان " شيخ كليني" وارد فاز جديد خود، با هدايت و كنترل نائبان عام امام معصوم(علیه السلام) شد. و به تبع آن كساني چون "ابن قولويه قمي"، "شيخ صدوق"، "شيخ مفيد"، "سيد مرتضي علم الهدي" و ... و... به اين حركت مقدس پيوستند، تا نوبت رسيد به نقطه عطف رهبري ولايت فقيه در دوران حركت تشيع علوي، و شصت و سومين نفر از اين سلسله الهي، امام خميني(رحمة الله علیه) كه به ظاهر موفق ترين فرد در اين دوران چند صد ساله بوده است.
ايشان توانستند، با عنايت خداوند بزرگ، و نظر لطف امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، و با دقت و فهم و زمان شناسي كه داشتند، محرك انقلابي بشوند، كه قدرتمند ترين دست نشانده غرب شيطاني را، با آنهمه يال و كوپال و قدرت، به زباله دان تاريخ بفرستد، و در خلاف جريان استكبارگري، دست به استكبار ستيزي بزند، و شيعه را بعد از صدها سال مخفيانه كار كردن، و يا با ظهورهايي ضعيف و نيمه قوي و گاهاً قوي ولي نه با همه فاكتورهاي شيعي حقيقي مانند حكومت صفويان، به قدرتي در خور نامش برساند...و پس از ايشان، اين وظيفه بزرگ بر عهده امام خامنه اي مي باشد، همان امامي كه سال هاست ميان فوج دشمنان اسلام ناب محمدي، راهنماي اين راه پر خطر است، همان امامي كه منتخب بالعنايه از طرف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي باشد...
اين گوشه كوتاهي از تاريخي بزرگ است كه دشمنان زبون ما از درك و فهم آن عاجزند، و ولايت فقيه را حكومتي آخوندي و برخواسته از احساسات عاميانه مذهبي ايرانيان مي دانند، كه قرار است به زودي زود، و با گران شدن مرغ و برنجشان، به آن پشت كنند، و در حماقت دشمنان ما همين بس كه، هنوز شيعه را بعد از اين همه ضربه كه از آن نوش جان كرده اند،نشناخته اند...
حال كه بين مردم، همان مردمي كه براي ماندن بر سر اعتقاداتشان سخت ترين ضربه ها را خورده اند، خون داده اند، فرزند، پدر، مادر، خواهر و برادر؛ خانه و مال، و آرامش و آسايش خود را داده اند؛ دست به تخريب ذهني زده اند، و سعي دارند، بازخورد تحريم هاي بي امان جهاني، بازخورد بعضي سوء مديريت ها(همان مديريتي كه رأي خود همين مردم به كارش گرفته است)، بازخورد بعضي بي فكري ها و آب به آسياب دشمن ريختن ها كه بعضأ خود مردم هم در آن نقش دارند، بازخورد بعضي حقه بازي ها، احتكارها، دزدي ها را مستقيمأ متوجه رهبري جامعه كند، چه هدفي دنبال مي شود؟ مي خواهند چه چيزي را ثابت كنند؟
متأسفانه در اين زمان كه دشمنان ما همه قدرت خود را گذاشته اند، و با اينكه خودشان هم بدترين ضربه ها را به واسطه موضع گيريشان مي خورند، شمشير را از رو بسته اند، مي بينيم افرادي در داخل كشور، و به محض اينكه به عنوان مثال مرغ گران مي شود، صدايشان در مي آيد كه :پس رهبر چه كار مي كند؟؟؟؟
جالب است،گراني كالاهايي كه مستقيماً، برخورد مردم، هجومشان به سمت بازار، تهيه كردن آن حتي بدون نياز به آن و خيلي از حقه بازي هاي بعضي فروشندگان و انبار كردن ها، به آن كمك كرده است، بايد بيفتد به عهده رهبري كه بارها رهنمون هاي خود را براي بهتر شدن حال و روز اقتصادي مردم داده اند، و بارها همه ارگانهاي مسئول در جريان اقتصادي كشور را متذكر شده اند، كه چند سال گذشته به اين طرف و نامگذاري سال هاي اقتصادي، و خط دهي به جريان مالي و اقتصادي مردم، يكي از آن كارها بوده است.
به اين فكر كنيم كه اگر در سال همت و تلاش مضاعف واقعا سنگ تمام مي گذاشتيم، و يا در اين سال كه سال حمايت از توليد ملي است، همه تلاش خود را مي كرديم كه از خريد و تهيه كردن توليدات غير داخلي حتي با قيمت بهتر، جدا ميشديم، و براي بهتر شدن وضعيت اقتصادي خودمان فقط منتظر مسئولين نمي شديم، در چه جاي بهتري و شرايط ايده آل تري مي بوديم...
ولايت فقيه، آمده است تا ديكتاتوري اتفاق نيفتد، نه اينكه مدام و در كوچكترين تغيير قيمتي، به سوي حكومت منتخب مردم، هجوم برد، و با ديكتاتوري دستش را ببندد، مردم براي اجرائيات جامعه دولت انتخاب كرده اند، و همين دولت مستقيماً بايد مشكلات بازار را حل كند، و قانون نيز همين را مي گويد...
زماني كه بني صدر حكم عزل شهيد صياد شيرازي را از فرماندهي نيروي زميني داد، و همه بزرگان نظام به امام شكايت بردند كه نتيجه جنگ در گرو بودن و نبودن صياد است، امام حق را به رئيس جمهور منتخب مردم داد، و از كسي حمايت كرد كه طبق قانون مأمور به انجام آن بود، در حالي كه خيانتش برايش مشخص بود.
كاش رهبرمان را با جان و دل حمايت مي كرديم، تا مي ديديم نتيجه اي را كه هميشه در خيال دنبالش بوده ايم. تا زودتر برسيم به آن نقطه اي كه انشاالله روزي خواهيم رسيد، روزي كه دشمن براي ادامه حياتش وابسته به ما خواهد شد، و منت ما را خواهد كشيد...[/b]
[b]آن روز خواهد آمد، خواهيم ديد...ان شاالله.
[/b]
[b]پي نوشت:
امام زمان (عجل الله تعالی فرج الشریب):
...و اما در رويدادهاي پيش رو(ديني، سياسي، فرهنگي، نظامي و ...) به راويان حديث ما(فقيهان دين شناس و دين گراي واجد الشرايط) مراجعه كنيد، همانا كه ايشان حجت من بر شما، و من حجت خدا بر ايشانم... (طبرسي، الاحتجاج، جلد 2 صفحه 429)
اين مقاله تقديم مي شود به همه آنها كه 34 سال انتظار كشيده اند، تا نظامي وابسته به "ولايت فقيه" يا همان "حكومت آخوندي" كه ما را به آن مي شناسانند، از بين برود، و براندازي شود، تقديم به آنها كه، عمرشان را بيهوده بر سر مسئله اي گذاشته اند، كه به فضل خدا، هيچ نتيجه اي برايشان ندارد، الا نا اميدي...و تقديم مي شود به مردمي كه ولايت فقيه را چيزي جز"حكومت آخوندي" نمي دانند، و به آن به همين سادگي مي نگرند...
ولايت فقيه(حكومت آخوندي) از كجا شروع شد؟ چرا با آن دشمني مي شود؟ و بسياري از اين قبيل سوالات كه امروزه، و با فشارهاي مضاعف دشمن براي از پا در آوردنمان، هجومي شده است كه اصل ولايت فقيه را زير سوال ببرند..[/b]
[b]از زماني كه دست اميرالمومنين(علیه السلام)، به عنوان جانشين رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در غدير خم، در دست ايشان به سوي آسمان بالا رفت، و خداوند اين دين را پسنديد(آيه 3 سوره مائده)، چشم هاي از غضب دريده شده دشمنانش در همه تاريخ و از همان لحظه، در پي نابودي و تاريكي اين نور خداپسندانه بوده اند، و الحق كه در همه تاريخ براي نابوديش سنگ تمام گذاشته اند...
از زماني كه حكومت آل الله غصب شد؛ براي نگه داري از اين حركت برآمده از خواست خدا، گزينه اي به وجود آمد به اسم " ولايت فقيه" تا در حضور و غياب امام معصوم(علیه السلام) خط دهنده به حركت شيعه علوي باشد.
اولين ولي فقيه هاي اسلام، در زمان اميرالمومنين (علیه السلام) و در زمان حيات و ظهور امام معصوم(علیهم السلام) در ميان مردم بوده اند، كساني مانند، حذيفه ابن يعمان، سلمان، عمار ياسر و مجدداً حذيفه. شايد نامهاي محمد بن ابي بكر و مالك اشتر براي حكومت مصر به گوشتان خورده باشد و يا كميل براي كوفه؛ اينها تعدادي از ولي فقيه هاي شيعه بوده اند.
البته در زمان زندگي امامان شيعه و ظهور آنها در ميان مردم، افراد بسياري بوده اند كه اين امر خطير را به گردن گرفته بودند، و بنا به وظيفه خود، كه در آزادي و تحت تعقيب بودن ائمه، و يا در حصر بودن آنها، برايشان ايجاب مي كرد، مسير حركت شيعه را به سر منزل مقصود، كه همان رضايت خداست، هموار مي كردند، مانند، عبدالعظيم حسني كه در زمان امام هادي النقي(علیه السلام) مأمور به انجام اين وظيفه بودند...
تحول اين سير از زمان غيبت صغراي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شروع شد، و آن انتخاب 4 نائب خاص از طرف حضرت بود براي به عهده گرفتن امور مسلمين، و بعد از وفات آخرين نائب خاص حضرت و اتمام 69 سال غيبت صغري، دوره جديدي در اين سازمان الهي شروع شد، و نائبان عام حضرت، در هر زمان عهده دار امور شيعيان ائمه اطهار(علیه السلام) شدند.
اين حركت الهي كه هميشه براي حفظ شيعه از خطر نابودي ، تمام قدرت خود را گذاشته، و شيعه اي را كه، كوچكترين و تاثير گذار ترين، و در عين حال قدرتمندترين حركت تاريخ بوده است؛ تا اينجا هدايت كرده است. و بزرگترين دشمنان تاريخ را- كه براي رسيدن به هدفشان، يعني نابودي اين جريان الهي، از هيچ جنايتي كوتاهي نكرده اند- كنترل كرده است. و هنوز مي بينيم، دشمنان ما با بهترين امكانات براي نابودي تنها جريان مخالف خود، كه تمام نارضايتي ها ، به قول معروف از گور او بلند مي شود، هر چه داشته اند گذاشته اند، و نه تنها از بيرون از كشور، بلكه از داخل نيز با استفاده از اهرم هاي فشار، كه همانا از ترسوترين و ذليل ترين افراد تشكيل شده است، قصد براندازي اين حركت نوراني را دارد، و ديده ايم و ديده اند كه هر چه كرده اند به در بسته خورده اند...
ولايت فقيه از زمان " شيخ كليني" وارد فاز جديد خود، با هدايت و كنترل نائبان عام امام معصوم(علیه السلام) شد. و به تبع آن كساني چون "ابن قولويه قمي"، "شيخ صدوق"، "شيخ مفيد"، "سيد مرتضي علم الهدي" و ... و... به اين حركت مقدس پيوستند، تا نوبت رسيد به نقطه عطف رهبري ولايت فقيه در دوران حركت تشيع علوي، و شصت و سومين نفر از اين سلسله الهي، امام خميني(رحمة الله علیه) كه به ظاهر موفق ترين فرد در اين دوران چند صد ساله بوده است.
ايشان توانستند، با عنايت خداوند بزرگ، و نظر لطف امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، و با دقت و فهم و زمان شناسي كه داشتند، محرك انقلابي بشوند، كه قدرتمند ترين دست نشانده غرب شيطاني را، با آنهمه يال و كوپال و قدرت، به زباله دان تاريخ بفرستد، و در خلاف جريان استكبارگري، دست به استكبار ستيزي بزند، و شيعه را بعد از صدها سال مخفيانه كار كردن، و يا با ظهورهايي ضعيف و نيمه قوي و گاهاً قوي ولي نه با همه فاكتورهاي شيعي حقيقي مانند حكومت صفويان، به قدرتي در خور نامش برساند...و پس از ايشان، اين وظيفه بزرگ بر عهده امام خامنه اي مي باشد، همان امامي كه سال هاست ميان فوج دشمنان اسلام ناب محمدي، راهنماي اين راه پر خطر است، همان امامي كه منتخب بالعنايه از طرف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي باشد...
اين گوشه كوتاهي از تاريخي بزرگ است كه دشمنان زبون ما از درك و فهم آن عاجزند، و ولايت فقيه را حكومتي آخوندي و برخواسته از احساسات عاميانه مذهبي ايرانيان مي دانند، كه قرار است به زودي زود، و با گران شدن مرغ و برنجشان، به آن پشت كنند، و در حماقت دشمنان ما همين بس كه، هنوز شيعه را بعد از اين همه ضربه كه از آن نوش جان كرده اند،نشناخته اند...
حال كه بين مردم، همان مردمي كه براي ماندن بر سر اعتقاداتشان سخت ترين ضربه ها را خورده اند، خون داده اند، فرزند، پدر، مادر، خواهر و برادر؛ خانه و مال، و آرامش و آسايش خود را داده اند؛ دست به تخريب ذهني زده اند، و سعي دارند، بازخورد تحريم هاي بي امان جهاني، بازخورد بعضي سوء مديريت ها(همان مديريتي كه رأي خود همين مردم به كارش گرفته است)، بازخورد بعضي بي فكري ها و آب به آسياب دشمن ريختن ها كه بعضأ خود مردم هم در آن نقش دارند، بازخورد بعضي حقه بازي ها، احتكارها، دزدي ها را مستقيمأ متوجه رهبري جامعه كند، چه هدفي دنبال مي شود؟ مي خواهند چه چيزي را ثابت كنند؟
متأسفانه در اين زمان كه دشمنان ما همه قدرت خود را گذاشته اند، و با اينكه خودشان هم بدترين ضربه ها را به واسطه موضع گيريشان مي خورند، شمشير را از رو بسته اند، مي بينيم افرادي در داخل كشور، و به محض اينكه به عنوان مثال مرغ گران مي شود، صدايشان در مي آيد كه :پس رهبر چه كار مي كند؟؟؟؟
جالب است،گراني كالاهايي كه مستقيماً، برخورد مردم، هجومشان به سمت بازار، تهيه كردن آن حتي بدون نياز به آن و خيلي از حقه بازي هاي بعضي فروشندگان و انبار كردن ها، به آن كمك كرده است، بايد بيفتد به عهده رهبري كه بارها رهنمون هاي خود را براي بهتر شدن حال و روز اقتصادي مردم داده اند، و بارها همه ارگانهاي مسئول در جريان اقتصادي كشور را متذكر شده اند، كه چند سال گذشته به اين طرف و نامگذاري سال هاي اقتصادي، و خط دهي به جريان مالي و اقتصادي مردم، يكي از آن كارها بوده است.
به اين فكر كنيم كه اگر در سال همت و تلاش مضاعف واقعا سنگ تمام مي گذاشتيم، و يا در اين سال كه سال حمايت از توليد ملي است، همه تلاش خود را مي كرديم كه از خريد و تهيه كردن توليدات غير داخلي حتي با قيمت بهتر، جدا ميشديم، و براي بهتر شدن وضعيت اقتصادي خودمان فقط منتظر مسئولين نمي شديم، در چه جاي بهتري و شرايط ايده آل تري مي بوديم...
ولايت فقيه، آمده است تا ديكتاتوري اتفاق نيفتد، نه اينكه مدام و در كوچكترين تغيير قيمتي، به سوي حكومت منتخب مردم، هجوم برد، و با ديكتاتوري دستش را ببندد، مردم براي اجرائيات جامعه دولت انتخاب كرده اند، و همين دولت مستقيماً بايد مشكلات بازار را حل كند، و قانون نيز همين را مي گويد...
زماني كه بني صدر حكم عزل شهيد صياد شيرازي را از فرماندهي نيروي زميني داد، و همه بزرگان نظام به امام شكايت بردند كه نتيجه جنگ در گرو بودن و نبودن صياد است، امام حق را به رئيس جمهور منتخب مردم داد، و از كسي حمايت كرد كه طبق قانون مأمور به انجام آن بود، در حالي كه خيانتش برايش مشخص بود.
كاش رهبرمان را با جان و دل حمايت مي كرديم، تا مي ديديم نتيجه اي را كه هميشه در خيال دنبالش بوده ايم. تا زودتر برسيم به آن نقطه اي كه انشاالله روزي خواهيم رسيد، روزي كه دشمن براي ادامه حياتش وابسته به ما خواهد شد، و منت ما را خواهد كشيد...[/b]
[b]آن روز خواهد آمد، خواهيم ديد...ان شاالله.
[/b]
[b]پي نوشت:
امام زمان (عجل الله تعالی فرج الشریب):
...و اما در رويدادهاي پيش رو(ديني، سياسي، فرهنگي، نظامي و ...) به راويان حديث ما(فقيهان دين شناس و دين گراي واجد الشرايط) مراجعه كنيد، همانا كه ايشان حجت من بر شما، و من حجت خدا بر ايشانم... (طبرسي، الاحتجاج، جلد 2 صفحه 429)