خانم پارمیس همه ما دلمون ایران آباد از همه لحاظ می خواد. ولی کو؟ از دشمن انتظار خیر و خوبی و برکت داشته باشیم؟ یعنی هنوز هم روشن نشده وضعیت و آینده کشور؟ واقعا ملت ما نیاز به این تجربه رو داشت. عیب نداره. فعلا 60 درصد تولید داخل خوابیده. ببینیم بالاخره با اینهمه تاکیدات رهبری بر اجرای اقتصاد مقاومتی که مهمترین محورش حمایت از تولیدات داخلی هست کاری صورت می گیره یا نه همچنان قراره "واردات بازی" کنیم و ملت رو از کار بیکار کنیم. الان که دقیقا مشخصه مشکل از کجاست و نقش برجام رو هم داریم می بینیم. بروزترین وعده رئیس جمهور پیرامون گذشتن از رکود مال فروردین امساله... مردم هنوز به برجام امید دارن در حالیکه هنوز هیچ خیری ازش به ما نرسیده و دشمن از طرق دیگه داره دورمون میزنه... از دشمن هم جز این انتظار نمیره ولی...
در مورد عکس خودروی رهبری :
اولا اگر کسی سیری کنه در زندگی ایشون از ابتدای انقلاب تا الان می بینه ایشون زندگی خودشون رو در پایین ترین سطوح نگه داشتن و چهار تا عکس مثل این و فیلم اون احمق در مورد کلکسیونها نمی تونه به چهره ساده زیست و زاهدانه ایشون لطمه بزنه. دوم در مورد خود عکس هم باید بگم نفر اول مملکت با اینهمه دشمن داخلی و خارجی به حکم عقل سوار ماشین حفاظ دار میشه. محافظ شخصی هم داره. مگه خوبان خودمون رو با سهل انگاری همینطوری از دست ندادیم؟ حتی با شناختی که از ایشون دارم ممکنه از اینکه مجبورن سوار چنین ماشینی بشن ناراحت هم بشن اما وظیفه ایشون و عقل ایجاب میکنه...
ما میگیم اگر مسئول مملکت مجبوره برای حفظ جون خودش ! سوار چنین خودرویی بشه اشکال نداره ولی یه سر به روستاهای فقیر و بی امکانات بره تا دل مردم شاد بشه. یه سری به روستاهای دور افتاده بزنن تا ببینه مردم اونجا از کمترین امکانات زندگی بی بهره هستن و ارتزاق اونها فقط از طریق 50 تومن یارانه می گذره. ببینن تا بهتر بدونن مدل توسعه بدون عدالت ره به کجا می بره و به فکر اونها هم باشن.
-----------------------------------------------------------------------------------------
اینم گوشه ای از دغدغه ما پیرامون مدل توسعه اقتصادی بدون عدالت...
حجت الاسلام روانبخش:
آقاي هاشمي به دنبال مدل توسعه بود. شعار اصلي او هم توسعه و پيشرفت بود.
يعني در شعار هم بروز داشت، توسعه به معناي غرب...
[b]
بله، فقط ميگفت ما دنبال توسعه و پيشرفت هستيم. حتي شعار عدالت هم در كنار پيشرفت مطرح نبود كه مثلاً بگوييم توسعه و عدالت. ميگفت ما بايد توسعه و پيشرفت را محقق كنيم، بقيه حاصل خواهد شد. شعارش هم اين بود كه الان كشور خيلي عقب افتاده است. اين كشور را بايد برد جلو. مثالشان هم مالزي بود. ميگفتند ببينيد مالزي چقدر پيشرفت كرده؟ بايد هر آنچه را كه ممكن است قيد و بندي بر سر راه پيشرفت و توسعه باشد، برداشت. بر اساس اين مدل، حتي يك وقتي آقاي هاشمي در دوره رياست جمهورياش ـفكر ميكنم دوره دوم بودـ به اعضاي جامعه مدرسين قم رسماً گفت كه مدل ما مدل مالزي است. مدل مالزي را اگر خوب ملاحظه كنيد، پايبنديها و تقيدات ديني در توسعه مزاحمتي ايجاد نميكنند. حتي در آنجا بعضي از زنها بيحجاب هستند. انقلاب اگر بخواهد بماند، نبايد پايبند اين مسائل باشد كه حالا مثلاً خانمها حجاب داشته باشند و نبايد دنبال اين نوع مسائل اجتماعي باشيم و لذا حضرت آيتالله مصباح فرمودند كه يكي از مسئولين بلندپايه كشور، روزي آمد و به من گفت: «يكي از مشكلاتي كه الان داريم اين است كه جوانان ما به بعضي از كشورهاي اطراف ميروند و كارهاي ناهنجاري را انجام ميدهند و اين اتفاق دارد ميافتد. خود ما هم خبر داريم كه اينها چرا دارند به آنجا ميروند و چگونه برميگردند. پيشنهاد من اين است كه ما در يكي از جزاير خودمان ـ مثل كيشـ مركز فساد رسمي درست كنيم كه كساني كه ميخواهند براي كارهاي فاسد به كشورهاي مجاور بروند، حداقل ارز مملكت را بيرون نبرند»!
[/b]
دلش براي ارز سوخته...
بله، بهجاي اينكه ارز مملكت برود در آنجا مصرف بشود، بروند كيش و ارز در همينجا مصرف شود. وقتي مدل ما مدل توسعه محض شد، غير از اينها چيزي نميبيند و فكر ميكند كه ارز دارد از مملكت بيرون ميرود، ما آن ارز را در اينجا جمعآوري ميكنيم و با آن پل ميسازيم، جاده ميسازيم و كشور توسعه پيدا ميكند. در اين مدل حتي ممكن است سفر حج و عمره را هم بگويند چون ارز خارج ميشود، بايد محدود كرد. يعني همه چيز را در مدل توسعه محض ديدن و لذا خود حضرت آقا فرمودند: «پيشرفت بدون عدالت مورد قبول ما نيست. پيشرفت بايد با عدالت همراه باشد». ايشان ميفرمودند: «پيشرفت و توسعه شربت آبليمو نيست كه شكر و آب را مخلوط كنيد و آخر سر چند قطره آبليمو در آن بريزيد». عدالت را نميشود به پيشرفت اضافه كرد، بهطوري كه اول پيشرفت و بعد عدالت را به آن ضميمه كنيم. وقتي كه پيشرفت بدون عدالت حاصل شد، به اين سادگيها نميشود آن را به عدالت برگرداند. بر اساس آن مدل، بعضي از شهرهاي ما خيلي گسترش پيدا كردند و ديگر شهرها و استانهاي ما در فقر و فلاكت باقي ماندند. بعد از 32 سال ميبينيد كه بعضي از روستاهاي جنوب كرمان هنوز هم كپرنشين هستند، البته انصافاً در چند سال دولت نهم براي مسكنسازي و جادهسازي كارهاي خوبي انجام شد. چرا آنگونه شد؟ چون او فقط توسعه را ميديد. معناي عدالت در آن چهارچوب اين ميشود كه ما نبايد برويم و پولها را در استاني خرج كنيم كه زمينه پيشرفت كمتري فراهم ميشود. ما بايد در كلان كشور، پيشرفت را در نظر بگيريم و بر آن اساس جلو برويم. يادم هست كه در زمان آقاي هاشمي حتي صندوقهاي قرضالحسنه را بستند. اينها يك شاهي صناري به مردم وام ميدادند و كارشان را راه ميانداختند. آنها ميگفتند وامي كه صندوقهاي قرضالحسنه به مردم ميدهند، اقتصاد مملكت را به هم ميريزد. خيلي حرف مسخرهاي بود.
اينكه ميگويند عدهاي از مردم زير چرخهاي توسعه له شدند.
دقيقاً همينطور بود. آن روزها صندوقهاي قرضالحسنه اگر خيلي به مردم وام ميدادند، 100 هزار تومان بود. مگر از طريق اين صندوقها چقدر پول به دست مردم ميرسيد كه روي نقدينگي كل كشور تأثير بگذارد؟ ولي آنها تحمل نميكردند.
ميگفتند اين را هم ببريم توي توليد.
بله، ميگفتند اين پولها موجب افزايش نقدينگي در بازار ميشود و تورم بالا ميرود. اين حرف موقعي زده ميشد كه تورم 5/49 درصدي را تجربه كرده بوديم! و ربطي به اين نداشت، ولي اين صندوقها را هم بستند. فقرا غالباً زير چرخ توسعه اقتصادياي كه آقاي هاشمي راه انداخت، له شدند. حركتهايي كه در اكبرآباد، اسلامشهر، كوي طلاب در قزوين اتفاق افتادند، به همين دلايل بود.
ميشود در باره اين موارد توضيح بدهيد؟ مثلاً در اسلامشهر چه شد؟
اسلامشهر و اكبرآباد و... از بخشهاي مهاجرنشين هستند و بعد از انقلاب بود كه توسعه پيدا كردند. به علت فقر و فلاكتي كه در شهرهاي دورافتاده وجود داشت، اينها آمدند و در اين مناطق مستقر شدند. اگر به شهرهاي دورافتاده ميرسيدند، شايد اين مهاجرتها شكل نميگرفت. چه كسي دلش ميخواهد از شهر و فرهنگ و اقوام خود جدا شود و به شهر ديگري برود و اجارهنشيني يا كاري را بكند كه خودش هم نميداند چيست؟ اين مهاجرتها متأسفانه باعث شد كه شهرهاي اطراف تهران توسعه پيدا كنند. به بعضي از اين شهركها كه ميرفتم، اينها در خانههاي بسيار كوچك بدون امكانات زندگي ميكردند. فشارهاي سنگين اقتصادي كه آمد و تورمهاي 5/49 درصدي و 50 درصدي، خانوادههايي كه در اين مناطق زندگي ميكردند، به تنگ آمدند و در بعضي جاها فقط يك جرقه كافي بود تا به صورت شورش و اعتراض بروز كند. مثلاً در قزوين بهانهشان استان نشدن بود. اصل بهانه آن حركت اين بود. بهانه اسلامشهر را يادم نيست كه چه بود، ولي مهم نوع برخورد اينها بود. آقاي دكتر داوودي، معاون اول قبلي رئيسجمهور ميگفت اسنادي داريم كه سفارش ابزار سركوب شورشها را به خارج داده بودند كه چقدر باتوم و وسايل بياورند كه بتوانيم اين شورشها را سركوب كنيم.
در همان دوره؟
بله، ايشان ميگفت اسنادش هست كه مبالغ كلاني را اختصاص دادند كه لوازم سركوب شورشها را وارد كنند. يعني بهجاي اينكه بيايند ريشهيابي كنند كه اين مردمي كه انقلاب كردهاند، دردشان چيست و حرفشان را بشنوند، ميگفتند اين مسيري است كه ما تعيين كردهايم و به هر قيمتي ادامه ميدهيم.
يادم هست كه حضرت آيتالله مشكيني در مدرسه فيضيه در زيرزمين دارالشفاء در حضور آقاي هاشمي سخنراني و به چند نكته اشاره فرمودند كه يكي از آنها اين بود: «آقاي هاشمي! اين ماشيني كه تو راه انداختهاي، اگر به قله برسد خوب است، ولي اگر اين ماشيني را كه دارند هُل ميدهند كه به سمت قله برود، نتواني به قله برساني، برميگردد و تمام مردمي را كه دارند آن را هُل ميدهند، ميكشد. يكخرده ملاحظه اين مردم را بكن». ايشان برگشت و گفت: «بگذاريد كسي كه دستش در اجراست، كارش را بكند. او ميفهمد دارد چه كار ميكند». بعد مثال زد كه ما يك كوپن را حذف كرديم و پالايشگاه آبادان را ساختيم و تعمير كرديم. اين نميارزيد؟ كوپن روغن اين بندگان خدا را حذف كرديد، ماجراي اسلامشهر را برايت رقم زد. او در عالم خودش مدل توسعه را در نظر گرفته بود و همان را ميخواست جلو ببرد. كارشناساني هم كه به او مشاوره ميدادند، عمدتاً همين تفكر را داشتند، درحالي كه اسلام اين مدل را نميپسندد. بايد در كنار توسعه به مباحث عدالت بپردازيد، توسعه همراه با عدالت بايد جلو برود و همراه با ارزشهاي ديني باشد. يادمان نرود چرا انقلاب كرديم. انقلاب نكرديم كه چهار تا خيابان و چهار تا جاده درست كنيم، ولي اصول و ارزشهاي انقلابيمان را زير پا بگذاريم. اساس انقلاب، اسلام است و اسلام هم براي همه اين دردها، نسخه شفابخشي دارد. اسلام دين جامعي است. اگر اسلام را با جامعيت نگاه كنيد و همه اينها را با هم مخلوط كنيد، جواب ميگيريد. علت اين گرفتاريها فاصله گرفتن از اسلام است و تنها كساني كه در دوران 32 ساله پس از انقلاب نگذاشتند اين انقلاب از مسير خودش خارج بشود، حضرت امام(رحمة الله علیه) بود و بعد هم شخص مقام معظم رهبري كه در همين مسير، انقلاب را هدايت كردند و هم اسلاميت و هم جمهوريت را حفظ كردند و كشور را در اين مدل قرار دادند و امروز هم به فضل الهي، الگوي اسلاميـايران را كه شخص ايشان رهبري آن را به عهده گرفتهاند و كارشناسان را جمع ميكنند و دارند آنها را به اين سمت سوق ميدهند كه بنشينند و راجع به اين الگو فكر كنند، شخص ايشان هستند و اميدواريم خداوند سايه بلندپايه ايشان را بر سر همه ما مستدام بدارد تا اين انقلاب بقيه قلهها را هم انشاءالله تسخير كند.