تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بررسی پرونده هسته‏ای در دو دولت خاتمی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بنام خدا
بررسی پرونده هسته‏ای در دو دولت خاتمی
(برای برخی که حافظه ضعیفی دارند)

دیپلماسی دولت خاتمی در مساله هسته‏ای
شروع بحران هسته اي ايران باز مي گردد به مرداد سال 1381،آن زمان به خاطر اقدامات منافقين اين بحث مطرح گرديد كه ايران در سه مركز مخفي مشغول ساخت سلاح هسته اي است. در مقابل ايران هم اعلام كرد از آقاي البرادعي دعوت كرده تا به ايران بيايد و از تاسيسات هسته اي ايران بازديد كند.البرادعي به ايران آمد وپس از سفر او يك مدتي سروصداها كاهش پيدا كرد.دليلش هم اين بود كه امريكا در آن مقطع خودش را براي حمله به عراق آماده مي كرد. كه اين حمله در اسفند ماه انجام شد.بنابراين در اوايل سال 1382مسايل هسته اي ايران بدون جنجال در محافل غربي مطرح بود.اما اولين بار كه موضوع ابعاد بين المللي وسيعي پيدا كرد در ژوئن 2003 يا خرداد 1382 بود.در اين تاريخ پرونده ايران براي اولين بار در شوراي حكام انرژي اتمي مطرح شد.دبير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي اولين بار گزارش در باره ايران به شوراي حكام داد، وي در اجلاسي در تاريخ 16 ژوئن 2003 در سخنراني خود گفت: " ايران نتوانسته است گزارش دقيقي از مواد هسته اي وفعاليتهايش را ارائه دهد ،ولي مقامات ايران گامهاي اصلاح كننده اي برداشته اند"
وهمين زمانها بود كه فشارها بر ايران براي امضاي پروتكل الحاقي افزايش يافت. چنانكه البرادعي به صورت جدي خواهان اين مساله بود وسران هشت كشور صنعتي در اجلاس اويان فرانسه در ژوئن 2003(11خرداد 1382) اعلام كردند كه به طور جدي نگران فعاليتهاي هسته اي ايران هستندوروسيه نيز به آنها اطمينان داد تا وقتي ايران پروتكل را امضا نكند از تحويل تجهيزات وامكانات هسته اي به ايران خودداري خواهد كرد.
شوراي حكام در سپتامبر اجلاس تشكيل داده بودو در آن قطعنامه شديد اللحني عليه ايران صادر شد.
شوراي حكام براي اجراي درخواستهاي قطعنامه به ايران ضرب الاجل (
Dead Line
) داد.
بعد از اين قطعنامه سرو صداي زيادي در دنيا به پا شد. وبه دنبال آن وضع اقتصادي كشور هم به شدت تحت تاثير قرار گرفت.ركود سراسر بازار وحتي معاملات عادي را هم گرفت

خاوير سولانا

مسئول سياست خارجي اروپا در پايان اوت 2003 وارد ايران شد وضمن گفتگو با مقامات ايران تقاضا نمود كه ايران پروتكل الحاقي را امضاء نمايد .هر چند وي براي مذاكرات سياسي وحل مسائل ميان ايران و آژانس به ايران آمده بود اما اين سفر در راستاي تحت فشار قرار دادن جمهوري اسلامي ايران بود.



در 18 شهريور 82 نيز اروپا ضمن بيانيه اي كه منتشر كرد از ايران تقاضا كرد كه بي قيد و شرط پروتكل را امضا نمايد و با آژانس همكاري جامع تري به عمل آورد

شوراي حكام پس از گزارش مدير كل قطعنامه اي عليه ايران صادر كرد و از ايران تقاضا كرد كه بي درنگ غني سازي را متوقف كرده وپروتكل 2+93 را امضاء نمايد وهمچنين پيش بيني شده بود كه مسائل في ما بين ايران و آژانس تا 9 آبان 82 حل وفصل شود. اتحاديه اروپا ضمن پشتيباني از قطعنامه مزبور از ايران خواست تا در برابر خواسته هاي شوراي حكام تمكين كند و با آژانس براي ارائه گزارش در نشست آبان ماه همكاري نمايد همچنانكه گفته شد اوضاع سياسي وجو حاكم در روابط بين الملل تماما بر ضد جمهوري اسلامي ايران بودو هوشياري ودرايت مضاعفي لازم بود تا جمهوري اسلامي بتواند تصميمات مقتضي بر مبناي منافع ملي خود اتخاذ نمايد تصميمي كه علاوه بر حل مسالمت آميز اختلافات با آژانس و حفظ دستاوردهاي چند سال سياست تنش زدايي،

از عزت نظام نيز دفاع نمايد.همزمان دولت امريكا با صدور قطعنامه اي شديد اللحن از سوي آژانس عزم خود را جزم كرده بود تا پرونده هسته اي ايران به شوراي امنيت برود.

با صدور قطعنامه پيشنهادي 3 كشور كانادا ،استرالياو ژاپن

در تاريخ 21 شهريور 1382 ايران مهلت داشت تا پايان ماه اكتبر سال2003 به تعهدات خود در مورد كنترل برنامه اتمي عمل كند و تمامي نارساييهايي را كه آژانس تشخيص داده بود را برطرف سازد.بر اساس اين قطعنامه دولت ايران بايد تا اين تاريخ فهرست تمامي منابع و اجزاء غني سازي اورانيوم را اعلام كند و به بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي اجازه ورود به مراكز مورد نظرشان را بدهد. تهران بايد منشاء مواد آلوده به اورانيوم را روشن سازد و در مورد دستگاههاي گريز از مركز گازي براي غني سازي اورانيوم به پرسشها پاسخ دهند

در اين قطعنامه از كشورهايي كه براي ايران مواد هسته اي تهيه كرده اند. نيز خواسته شده بود تا دراين زمينه همكاري لازم را به عمل آورند. اين قطعنامه همچنين از ايران مي خواست كه برخي از برنامه هاي هسته اي خود را متوقف و پروتكل الحاقي را امضاء نمايد. در پايان مقرر شد دبير كل آژانس گزارشي را در ماه نوامبر و يا زودتر از آن در مورد اجراي اين قطعنامه به شوراي حكام ارائه دهد.
منشاء اختلافات
1-
سوالاتي درباره ساخت تاسيسات هسته اي در نطنز و اراك و ارائه نكردن به موقع گزارش اقدامات خريد و تبديل اورانيوم در اواخر دهه نود

2-
ايجاد محدوديت
براي بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي

3-
اطلاعات بعضا ضد و نقيضي كه ارائه شده بود

4-
توليد چند تن گاز
UF6در اصفهان

5-
پيدا شدن آثار اورانيوم بسيار غني شده
6-
قرار داشتن تاسيسات هسته اي در مجموعه نظامي پارچين
دستگاه دیپلماسی ایران
ایران تحت تاثیر فشارهای وارد شده اعلام کرد که در قبال دریافت برخی امتیازات پروتکل را امضا خواهد کرد.
بعد از صدور قطعنامه شوراي حكام عليه ايران ، ارسال نامه مشترك از سوي آلمان فرانسه و انگليس براي ايران در خصوص همكاري بيشتر در زمينه تكنولوژي هسته اي بازتاب گسترده اي داشت. در واقع بعد از اعلام ايران مبني بر اينكه در قبال امضاي پروتكل الحاقي خواهان امتيازاتي بود نامه مشترك از سوي آلمان فرانسه و انگليس براي ايران در خصوص همكاريهاي بيشتر در زمينه تكنولوژي هسته اي ارسال شد كه بازتاب بسيار گسترده اي داشت و در واقع اين نامه پاسخي به درخواست هاي ايران براي كسب امتيازاتي در قبال ملحق شدن به پروتكل 2+93 بود اما مسائل مطرح شده در اين نامه بسيار كلي و مبهم بود و مشخص نبود كه ايران در صورت پذيرش چه نوع همكاريهايي را دريافت خواهد كرد. ارسال اين نامه با مخالفت آمريكا نيز همراه بود، زيرا دادن هرگونه امتياز به ايران در قبال پذيرش پروتكل را تن دادن به مصالحه مي دانست البته جواب نامه نيز در آخر ماه مي همان سال ارسال گرديد، اما بسيار ي از كارشناسان داخلي و خارجي سهل انگار ي ايران در پاسخ دادن به نامه فوق الذكر را يكي از علل اصلي صدور قطع نامه شديد اللحن عليه ايران مي دانستند.
وزراي خارجه سه كشور آلمان فرانسه و انگليس وارد ايران شدندتا براي برون رفت از وضعيت آنزمان چاره اي انديشيده شود و نشست مشتركي بين وزراي خارجه اين سه كشور و وزير خارجه جمهوري اسلامي ايرن در كاخ سعد آباد برگزار شد كه ماحصل اين نشست موافقتنامه اي به نام موافقتنامه يا بيانيه سعدآباد بود كه طي آن ضمن اينكه حق ايران در دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي به رسميت شناخته شده بود يكسري از امتيازات ديگري هم براي ايران در نظر گرفته شده بود كه در قبال آن ايران بايد پيوستن به پروتكل الحاقي و تصويب آن در مجلس را دستور كار خود قرار مي داد و لذا بعد از تمام اتفاقات پيش آمده ايران نهایتا در وضعیتی پرروتکل را پذیرفت که وزرای سه کشور اروپایی خواسته های خود را در کاخ سعدآباد بر ایران تحمیل کردند.
به هر حال جمهوري اسلامي ايران پس از مذاكرات اعلام كرد كه پروتكل الحاقي را پذيرفته و برنامه غني سازي اورانيوم را به حال تعليق درآورده است.
دكتر حسن روحاني دبير كل وقت شوراي عالي امنيت ملي هم در اين باره اعلام كرد كه ايران مصمم است تا براي پايان دادن به تنش فعلي فعاليت هاي مشروع هسته اي خود را نيز معلق نمايد.

نکته مهم درباره وضعیتی که ایران پروتکل الحاقی را امضاء کرد این بود که حتی افرادی که معتقد به درست بودن امضای پروتکل الحاقی بودند نظرشان این بود که امضای پروتکل تحت چنین شرایطی پرستیژ بین المللی ایران را زیر سوال برد. ايران نه داوطلبانه بلكه با زور وتهديد قطعنامه را پذيرفت،در صورتي كه ايران مي توانست ابتكار عمل را در دست بگيرد و توپ را در زمين امريكا واسرائيل بياندازد. در صورتي كه با تعللي كه ايران به خرج دادو سپس با پذيرش پروتكل بعد از صدور قطعنامه ،نشان داد كه زبان زور را بهتر مي فهمد واين مساله خود مي توانست تعيين كننده استراتژي هاي بعدي براي تعامل با ايران باشد.

نقد کارشناسان

دكتر يوسف مولايي استاد دانشكده حقوق دانشگاه تهران معتقد است حضور سه كشور خارجي به عنوان ميانجي بين ايران وآژانس بين المللي وزن تصميم گيري ملي كشور را تحت تاثير حضور خارجي

كمرنگ تر كرد وي اعتقاد دارد كه اصل امضاء كردن پروتكل گام مثبتي بوده است كه ايران را از بحراني كه با آن مواجه بود نجات داد اما طريقه تعليق وامضاي پروتكل بايد به نحو ديگري مي بود زيرا كه ايران براي الحاق به اين پروتكل شيوه هاي بهتر وكم هزينه تري داشت يعني هيچ ضرورتي به حضور وزراي خارجه سه كشور خارجي براي تصميم گيري در بعد ملي ما وجود نداشت.

دكتر پيروز مجتهد زاده، استاد دانشگاه تربيت مدرس و رئيس موسسه يوروسويك لندن، معتقد است بايد در مقابل توافق ايران با ملحق شدن به پروتكل،

طرف مقابل نيز قطعنامه را پس مي گرفت، چرا كه مفاد آن توهين آميز و تجاوزكارانه نسبت به حقوق ملت ايران بود كه در اين زمينه توانسته ايم از طريق نهادهاي بين المللي توجه اروپا را جلب كنيم كه نمي تواند در اين برخورد ايران را از حق استفاده كامل از انرژي اتمي محروم كند به اعتقاد وي امضاي پروتكل الحاقي كار درستي بود كه به خاطر تعلل در امضاي آن عليه ايران قطعنامه صادر گرديد، كه اي كاش ايران زودتر از ان پروتكل را مي پذيرفت و حالا هم كه ايران پروتكل را پذيرفته بايد در صدد كان لم يكن كردن قطعنامه شوراي حكام باشد وي تعليق برنامه هاي هسته اي بيش از سه ماه را نادرست ارزيابي كرد و معتقد است كه بايد به ايران آزادي كامل داده شود تا بهره برداري كامل از غني سازي اورانيوم انجامدهد و از هيچ بخشي از آن محروم نگردد و بايد تمام شرايط تجاوزكارانه گنجانده شده در قطعنامه پس كرفته شود و بدانيم كه چگونه با سياست بازي كنيم
معاهده بروکسل
بر اساس گفته هاي حسن روحاني پس از امضاي بيانيه تهران بين سه كشور اروپايي و ايران ، طرفين امضا كننده اين بيانيه در تاريخ 23 فوريه 2004(14

اسفند ماه 1382) يعني چند ماه بعد از امضاي بيانيه سعد

آباد ، در بروكسل مقر اتحاديه اروپا توافق كردند كه ايران علاوه بر تعليق داوطلبانه اورانيوم كه در بيانيه تهران بدان متعهد شده است از ساخت قطعات و مونتاژ دستگاههاي سانتريفوژ كه ابزار اصلي غني سازي اورانيوم به حساب مي آيند نيز دست بردارد. اروپايي ها نيز در مقابل متعهد شدند تا پرونده هسته اي ايران را به طور كامل از از دستور كار آژانس خارج كنند .
موافقتنامه پاریس
بعد از اعتراضات و ابراز نگراني هاي ايران پرونده هسته اي وارد فاز جديدي شد و و اين بار اروپا با پيشنهاد جديد تري وارد بازي شد. و طرح پيشنهادي سبد تشويقي را مطرح كرد طرحي كه مورد حمايت 8 كشور صنعتي قرار گرفت. طرح اروپا با اصلاحاتي به عنوان معاهده و يا توافقنامه پاريس به امضا رسيد.
بالاخره بعد از چند مورد مذاكره توافقنامه پاريس به امضا رسيد كه علاوه بر موارد ذكر شده طرفين تعهدات جديد را هم پذيرفتندمثلا ايران تصميم گرفت كه به طور داوطلبانه برنامه تعليق را گسترش دهد و به طور كلي هر نوع آزمايشاتي كه تبديل اورانيوم را در بر بگيرد به حال تعليق در بياورد.در مقابل اروپاييان بيشتر تعهداتي که ناظر به آينده بود را پذيرفتنداز جمله اينكه حقوق ايران بر اساس
NPT
به رسميت شناخته شود و و اذعان كردند كه اروپا حق ايران را در بهره گيري صلح آميز از انرژي انرژي اتمي و چرخه سوخت هسته اي را به رسميت شناخت.
اما بر خلاف انتظار بعد از اين توافقات كشورهاي اروپايي باني قطعنامه اي شدند كه 5 آذر 1383 به تصويب رسيد و صادر شد.
و مهمترين نكته آن عبارت تعليق پايدار
غني سازي اورانيوم و تاكيد غني سازي به عنوان يك الزام و تعهد از جانب ايران بود و همچنين بحث نامحدود بودن تعليق نيز از مسائل مطرح شده بود كه با توافق پاريس كاملا در تضاد بود
ارزيابي تصميم ايران بعد از صدور قطعنامه

جمهوري اسلامي ايران بازهم برخوردي محتاطانه با اين مساله داشت يعني در واقع سياست ايران همچنان ثابت بود و بر مبناي همكاري با آژانس و

مذاكره با كشورهاي اروپايي قرار داشت اما براي كاستن ازفشار اروپا و

تعديل مواضع كشورهاي اروپايي تصميم گرفت تعداد بيست عدد سانتريفوژ را براي انجام امور تحقيقات از تعليق داوطلبانه خارج سازد

با اين حال اين اقدام باعث نگرديد كه قطعنامه شوراي حكام كه متعاقب اين مذاكرات صادر شد همه خواسته هاي جمهوري اسلامي ايران را برآورده سازد.

دولتهاي اروپايي همچنین قرار بود پيشنهاد خود را درباره فعاليتهاي هسته اي اصفهان در اول آگوست2004 (دهم مردادماه) ارائه دهند اما نه تنها اين كار انجام نشد بلكه توافقنامه پاريس را نقض كرده و از انجام تعهدات خود طفره رفتند و همجنان قصد داشتند كه كه با اتلاف وقت و عدم تقيد به وعده هايشان جمهوري اسلامي را از برنامه هايش دور كنند. و حتی حاضر نبودند به خواسته دولت ایران مبنی بر در اختیار قرار دادن تعداد 20 یا 30 دستگاه سانتریفیوژ برای ادامه تحقیقات هسته ای تن در دهند. و بعدا که ایران با اطلاع آژانس و حضور نمایندگان آژانس فعالیت های تبديل اورانيوم درUCFاصفهان را از سر گرفت. سیر ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت از سوی غربی ها آغاز شد . در واقع عقب نشینی های مکرر ایران در بحث هسته ای که برای فرار از بحران آفرینی انجام می شد ، توقعات اروپائیان را در حد بسیار زیادی بالا برده بود و هیچ گونه حقی را در زمینه تصمیم گیری های مستقل برای ایران قائل نبودند و به نوعی خود باعث ایجاد بحران شده بود.و لذا ارجاع پرونده هسته‏ای ایران به شورای امنیت که با هدف ترساندن ایران آغاز شده بود کم کم شکل جدی تری به خود گرفت.
به طور کلی شاخص های زیر را می توان برای تصمیمات دولت هشتم در زمینه مسائل هسته ای برشمرد

1-
تحمل و خویشتن داری
2-
مصالحه و مماشات

3-
احتیاط و پرهیز از مواجهه
4-
اعتماد و امید بیش از حد به سه کشور اروپائی در حل بحران (والبته سوء استفاده آنها از این موقعیت های و اثبات عدم صداقت آنها)
برخی نکات مهم دیپلماسی هسته ای ایران در این دوره:
1-

اينکه سياست ايران در ابتدا منفعلانه بود و در برخي از مقاطع دستگاه تصميم گيري و مذاکره کنندگان از اقتدار لازم برخوردار نبودند و همين مساله باعث گام به جلو غربي ها مي شد.
2-

نکات ديگر اينکه در ابتداي امر تعلل تصميم گيران در پاسخ گویی به سوالات و ابهامات آژانس و همچنین در پاسخ گویی به نامه اروپائیان باعث شد تا

پرونده هسته اي ايران فعال شود که اين خود از نقاط ضعف تصميمات بود

3-
..به نظر ورود اروپا و دخالت دادن آنها در اين حد و اندازه در پرونده هسته اي از اشتباهات ديگري بود که از ابتدا شکل گرفت و به گونه ای زمینه را برای جسارتهای بیشتر آنها و حتی دخالت در امنیت ملی ایران که نمونه آن را در توافقنامه سعدآباد می بینیم شد.
4-
اشتباه بزرگتر اعتماد به اروپايي ها
در زمينه وعده هايي بود که با توجه به نوع بيان آنها و عدم وجود مکانيسم لازم براي اجراي آنها, هيچگاه تحقق پيدا نکرد و تنها فشارها را بر ايران بيشتر کرد. و در واقع اروپائیان یک طرف اجرای سیاست چماق و همیج با همکاری آمریکا بودند که سیاستگذارن ایرانی توجه زیادی به این مساله نداشتند
5-
. بحث ديگري که وجود داشت اين بود که در برخي از مقاطع و خصوصا در ابتداي امر ايران علي رغم توافقات و تفاهماتي که انجام داده بود. اما برخي رفتارها و برخي فعاليتهاي هسته اي مشکوک و خارج از چارچوب توافقات صورت مي داد که نتيجه آن ايجاد بي اعتمادي در بين ساير دولتها شد.
خاتمی و احمدی نزاد کی باشن که بخوان توی مسئله هسته ای دخالت کنن!
این جور تصمیمات مهم رو اشخاص دیگه ای میگیرن،اینام اجرا میکنند.
دلشون بخواد شاخ و شونه میکشن،نخوان هم بازی نرمش قهرمانانه میکنن :-)
(۸/فروردین/۹۵ ۱۹:۰۸)Ali#59 نوشته است: [ -> ]خاتمی و احمدی نزاد کی باشن که بخوان توی مسئله هسته ای دخالت کنن!
این جور تصمیمات مهم رو اشخاص دیگه ای میگیرن،اینام اجرا میکنند.
دلشون بخواد شاخ و شونه میکشن،نخوان هم بازی نرمش قهرمانانه میکنن :-)

اشخاص یا شخص؟؟؟؟؟؟
Cool
(۸/فروردین/۹۵ ۱۹:۰۸)Ali#59 نوشته است: [ -> ]خاتمی و احمدی نزاد کی باشن که بخوان توی مسئله هسته ای دخالت کنن!
این جور تصمیمات مهم رو اشخاص دیگه ای میگیرن،اینام اجرا میکنند.
دلشون بخواد شاخ و شونه میکشن،نخوان هم بازی نرمش قهرمانانه میکنن :-)
سلام
اگر منظور شما رهبری هستند که قطعاً همین منظور را دارید باید گفت:
رهبری با آمدن هر دولت به سیاست های آن دولت احترام می گذارند و دست آنها را تا حد زیادی برای برنامه ها باز می گذارند


وگرنه موضع رهبری کاملاً مشخص است و این تغییر سیاست ها هم به همین دلیل است


نظر مردم حتی در صورت تعارض با نظر رهبری در سیاست اعمال میشود پس نتیجه سیاست دولتمردان در هر دوره ای به خودشان مربوط است نه به رهبری


مثلاً بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد دبیر شورای عالی امنیت ملی که لاريجاني بود تغییر می کنه و جلیلی وارد ميشه و بعد از اومدن روحانی آقای جلیلی ميره و آقای شمخانی مياد
این یعنی نتیجه هر انتخابات در رفتار رهبری اثر دارد
(۹/فروردین/۹۵ ۱۱:۲۰)قلب نوشته است: [ -> ]سلام
اگر منظور شما رهبری هستند که قطعاً همین منظور را دارید باید گفت:
رهبری با آمدن هر دولت به سیاست های آن دولت احترام می گذارند و دست آنها را تا حد زیادی برای برنامه ها باز می گذارند


وگرنه موضع رهبری کاملاً مشخص است و این تغییر سیاست ها هم به همین دلیل است


نظر مردم حتی در صورت تعارض با نظر رهبری در سیاست اعمال میشود پس نتیجه سیاست دولتمردان در هر دوره ای به خودشان مربوط است نه به رهبری


مثلاً بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد دبیر شورای عالی امنیت ملی که لاريجاني بود تغییر می کنه و جلیلی وارد ميشه و بعد از اومدن روحانی آقای جلیلی ميره و آقای شمخانی مياد
این یعنی نتیجه هر انتخابات در رفتار رهبری اثر دارد
Big Grin

(۹/فروردین/۹۵ ۱۱:۲۰)قلب نوشته است: [ -> ]نظر مردم حتی در صورت تعارض با نظر رهبری در سیاست اعمال میشود

[تصویر: 2016_03_28_145456.jpg]

لینک

باورم نمیشه
SurpriseSurpriseSurpriseSurprise
AngryAngryAngryAngry
جالبه !
اگر تو جایی بودیم و اکثریت تصمیم گرفت هر روز به اقلیت یک دست کتک بزنه ! تکلیف چیه !
کتک نزنیم نظر اکثریت زیر سوال میره ! کتک بزنیم جای اخلاق کجاست ؟
(۹/فروردین/۹۵ ۱۴:۵۵)Ali#59 نوشته است: [ -> ]Big Grin


[تصویر: 2016_03_28_145456.jpg]

لینک
سلام


شما واقعا در فهم مسایل مشکل دارید
بهتره يه توبه حسابی کنید و از خداوند متعال درخواست هدایت کنید که حتماً لازم دارید


خب الان مشکل چيه؟


به یک سوال غلط با پیش فرض غلط پاسخ صحیح داده شده


پاسخ کاملاً روشن است


اول آنکه معصوم حکم خودکشی نمی دهد
دوم اینکه ولی فقیه حکم خودکشی نمی دهد


البته سوال کننده مغرض است و سوال را اشتباه مطرح کرده و سایت نباید چنین سوال غلطی را نمایش ميداد تا افراد سطحی نگری مثل شما دچار فهم غلط نشوند


(۹/فروردین/۹۵ ۱۵:۰۷)پارمیس نوشته است: [ -> ]باورم نمیشه
SurpriseSurpriseSurpriseSurprise
AngryAngryAngryAngry
سلام

بله اون چیزی که شما از این سوال و جواب فهمیدید کاملاً غلطه و با عقل سلیم هم سازگار نیست

توضیح دادیم که اصلاً سوال غلط است چرا که نه معصوم و نه ولی فقیه حکم خودکشی نمی دهند و مسئله چيزه ديگريست

احتمالا منظور از خودکشی همان جهاد نظامی است وگرنه معلوم است که خودکشی کاری خلاف شرع و عقل است


مثل این میماند که بگوییم اطاعت از پدر و مادر واجب است پس اگر حکم خودکشی بدهند پس باید انجام شود در صورتی که مسئله واجب بودن اطاعت از پدر و مادر چيزه ديگريست و قیاس مع الفارق است



و هیچگاه پدر و مادر حکم به خودکشی نمی دهند
(۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۲۱)عمار94 نوشته است: [ -> ]جالبه !
اگر تو جایی بودیم و اکثریت تصمیم گرفت هر روز به اقلیت یک دست کتک بزنه ! تکلیف چیه !
کتک نزنیم نظر اکثریت زیر سوال میره ! کتک بزنیم جای اخلاق کجاست ؟
اتفاقا خوبی اکثریت اینه که تصمیمی تا این حد اشتباه نمیگیره.
نمیگم هیچ اشتباهی نمیکنه ولی کلا ضریب خطای 70 میلیون آدم کمتر از 1 آدمه Smile

(۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۲۳)قلب نوشته است: [ -> ]سلام


شما واقعا در فهم مسایل مشکل دارید
بهتره يه توبه حسابی کنید و از خداوند متعال درخواست هدایت کنید که حتماً لازم دارید


خب الان مشکل چيه؟


به یک سوال غلط با پیش فرض غلط پاسخ صحیح داده شده


پاسخ کاملاً روشن است


اول آنکه معصوم حکم خودکشی نمی دهد
دوم اینکه ولی فقیه حکم خودکشی نمی دهد


البته سوال کننده مغرض است و سوال را اشتباه مطرح کرده و سایت نباید چنین سوال غلطی را نمایش ميداد تا افراد سطحی نگری مثل شما دچار فهم غلط نشوند
من که رفتم توبه کنم Cool


من واقعاً متاسفم که بعضی فکر میکنند خیلی میفهمند و دایم دنبال تایید خود و رد دیگران هستند حتی اگر آن دیگری از بزرگان باشد

(۹/فروردین/۹۵ ۱۶:۲۹)Ali#59 نوشته است: [ -> ]اتفاقا خوبی اکثریت اینه که تصمیمی تا این حد اشتباه نمیگیره.
نمیگم هیچ اشتباهی نمیکنه ولی کلا ضریب خطای 70 میلیون آدم کمتر از 1 آدمه Smile

من که رفتم توبه کنم Cool
سلام
فهمیدی بالاخره جریان چيه یا الان خیلی خوشحالی و فکر کردی خیلی میفهمی!!!
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع