تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نتایج اعتماد به دشمن در دولت خاتمی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
به گزارش پایگاه 598، با بررسی رویکرد و عملکرد دولت خاتمی در حوزه سیاست خارجی می توان مدعی شد که در دوران اصلاحات، سیاست خارجی ایران در عین تداوم ظاهری، دستخوش تغییرات رفتاری شگرفی شد. سمت گیری و راهبرد سیاست خارجی خاتمی، همانند دولت هاشمی رفسنجانی، نوعی عدم تعهد اصلاح طلب بود؛ به این معنی که راهبرد هر دو دولت، عدم وابستگی به مراکز قدرت بین المللی، تلاش برای اصلاح نظم و نظام مستقر و موجود بین المللی، و مقابله با نظام تک قطبی مبتنی بر استیلا و سلطه آمریکا بود.

خاتمی در موردی طی سخنانی بر مبنای همین راهبرد تصریح کرد که:

«ایران اسلامی اندیشه و پندار سلطه طلبی را نمی پذیرد و خود نیز قصد سلطه طلبی ندارد. ما با جهان تک قطبی به این معنا که یک قدرت به خاطر برخورداری از امکانات مادی بخواهد خواست ها و سیاست های خود را به دنیا تحمیل کند، مخالفیم».

(روزنامه اطلاعات 4/4/1379)

این راهبرد، در ظاهر و شکل خود، تعارضی با گفتمان انقلاب اسلامی نداشت؛ اما دولت اصلاحات با راهکارهایی که برای عملیاتی کردن آن برگزید، نشان داد که اتخاذ این راهبرد، ناشی از یک نگرش آرمان-گرایانه و عاطفی به روابط بین الملل بوده، و نکوهش سلطه طلبی در ادبیات خاتمی، به هیچ رو ریشه در آموزه های رهبران جمهوری اسلامی و نگاه آنان به ماهیت نظام بین الملل ندارد.

در نگاه امام خمینی (رحمة الله علیه)، هدف جمهوری اسلامی «گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهان خواران» و نیز «خشکانیدن ریشه‏هاى فاسد صهیونیسم، سرمایه دارى و کمونیسم» است.

به باور امام(رحمة الله علیه) «امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استکبار، و جنگ پابرهنه‏ها و مرفهین بى‏ درد شروع شده است».

(روح الله موسوی خمینی، صحیفه امام(رحمة الله علیه)، ج 21 (تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(رحمة الله علیه)، 1378)، صص 85 و 86.)


آیت الله خامنه ای نیز در گفتاری عرصه روابط بین الملل را به صحنه جنگی تشبیه می کنند که انسان همواره باید در آن هوشیار باشد:

« انسان باید در این عرصه وسیع بین‌المللى، خود را در میدان جنگ مشاهده کند. بحث صلح و نوازش و اینها نیست. حتى آنجائى هم که حرف نرم می زنند، پشت حرف نرم، یک خنجر آخته‌اى وجود دارد که منتظر غفلتى هستند تا دسته در جگر طرف مقابلِ خودشان فرو کنند. لذا باید بیدار بود، باید هوشیار بود».

(بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، 8/3/1390)

در نگاه ایشان این روحیه سلطه گری چیزی نیست که بخواهد با کرنش در مقابل سلطه گران از بین برود و یا تعدیل شود:

«در مقابل این زورگوئى و گردن کلفتى و حرف نشنوى و حق ناشناسى چه جور باید برخورد کرد؟ دو جور برخورد وجود دارد: یک برخورد، تسلیم است؛ یک برخورد، مقاومت است. تسلیم در مقابل زورگویان جهان، زورگو را به زورگوئى تشویق می کند. تسلیم ملتها، تسلیم سیاسیون عالم، تسلیم روشنفکران جوامع مختلف در مقابل زورگوئی هاى استکبار جهانى، مشوق آنها در پیشرفت است؛ مشوق آنها در زورگوئى بیشتر است.»

(بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شوراى اسلامى، 8/3/1390)

نگرش خاتمی اما به روابط بین الملل کاملا متفاوت است. خاتمی نه تنها اعتقادی به جنگ دائمی حق و باطل ندارد، بلکه عرصه روابط بین الملل را «عاطفی» می پندارد و بر این باور است که می توان با گفت و گو، مبادله و مفاهمه فرهنگی بین ملت ها و در نتیحه از بین رفتن پیش داوری های قوم مدارانه به یک جامعه بین المللی عاری از زور و خشونت و سپس صلح جهانی رسید:

«گفت وگو، شرط لازم برای رسیدن به صلح است...صلحی که از راه گفت و گو حاصل شود و بر اثر رشد عقلی و عاطفی انسان به دست آید، تابع علل وجود خود، یعنی تکامل عقلی و روانی خواهد بود و چون سیر قهقرایی در رشد عقل، امری است نزدیک به محال، چنین صلحی لاجرم امری طولانی است و ثانیا دامنه آن بسیار وسیع خواهد بود».

(روزنامه اطلاعات 8/8/1378)

خاتمی در جایی دیگر می گوید:

«باید به تحقق دموکراسی و جامعه مدنی در عرصه بین المللی اندیشید. در دنیای امروز، حکومت ها یا به اراده ملت ها وابسته اند و یا به نیروهای بیگانه؛ از این رو برای تحقق دموکراسی و حکومت های مردم سالار در درون کشورها باید در درجه اول به محور پشتوانه اصلی ستم و تبعیض در این کشورها، یعنی ستم و تبعیض بین المللی، بیندیشیم و در پی تاسیس و استقرار نوعی دموکراسی و ایجاد یا تقویت جامعه مدنی و نهادهای مدنی در سطح جهانی باشیم».

(سید محمد خاتمی، گفت و گوی تمدن ها، چاپ دوم (تهران: انتشارات طرح نو، 1388))


این نگرش خاتمی به عرصه روابط بین الملل در حقیقت ریشه در دیدگاه «انترناسیونالیسم لیبرال» دارد.

بر اساس این دیدگاه که «امانوئل کانت» و «جرمی بنتهام» دو چهره سرشناس آن هستند، جوامع مستقل و افراد مستقل، از طریق کنش متقابل و همکاری افزون تر، به‏ سمت مقصدهای مشترک،که از همه مهم‏تر صلح و سعادت همگانی است، حرکت می‏کنند. در نظر انترناسیونالیسم لیبرال، عقل می‌تواند آزادی و عدالت در روابط بین‌الملل ایجاد کند.

«جرمی بنتهام» معتقد بود در هیچ جا میان منافع ملت ها تعارضی وجود ندارد؛ بدین طریق طرح های صلح دائمی می توانند از سطح خرد یعنی قرارداد اجتماعی میان افراد در جوامع داخلی، به سطح کلان تر یعنی میان دولت ها در نظام بین الملل بسط پیدا کنند.

بر همین مبنا بود که «سید محمد خاتمی» صلح گرایی، تنش زدایی، اعتماد سازی، گفت و گو، چندجانبه گرایی گفتمانی و تلاش برای برقراری دموکراسی جهانی را در دستور کار سیاست خارجی خود قرار داد.

در پرتو این گفتمان، تنش زدایی، توسعه روابط و مناسبات با شورای همکاری خلیج فارس، اتحادیه اروپا و سپس آمریکا در دستور کار و اولویت سیاست خارجی دولت اصلاحات قرار گرفت.

خاتمی در نشست خبری در حاشیه اجلاس هزاره سران کشورهای عضو سازمان ملل درباره سیاست تنش زدایی خود گفت:

«سیاست تنش زدایی جمهوری اسلامی ایران شامل همه کشور ها می شود و ما به هیچ وجه از دشمنی و تشدید دشمنی ها استقبال نمی کنیم و در حال حاضر روابط بین ملت ایران و آمریکا مثبت است.»

(روزنامه جمهوری اسلامی، 19/6/1379)

و این در حالی بود که نظر صریح آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی با این موضع خاتمی کاملا در تضاد بود:

«مسئله ما با آمریکا، مسئله تنش زدایی نیست...[چون] سیاست استکباری آمریکا متکی بر ایجاد مزاحمت برای جمهوری اسلامی ایران و مخالفت از پیشرفت اقتصادی کشور ماست».

(روزنامه اطلاعات، 26/5/1378)

به هر تقدیر، سرآغاز اعمال و اجرای سیاست تنش زدایی از هشتمین اجلاس سران کنفرانس اسلامی در 18 آذرماه 1376 در تهران بود. اجلاس تهران فرصت و فضای مساعدی را فراهم ساخت تا رهبران ایران با سران عرب شرکت کننده در نشست، درباره مسائل دوجانبه، منطقه ای و بین المللی گفت وگو و رایزنی کنند. به ویژه آنان فرصت یافتند تا درباره مهم ترین موضوع اختلافی یعنی جزایر سه گانه ایرانی گفت و گو کنند.

اما اولین تیر خاتمی برای تنش زدایی به سنگ خورد. سران شورای همکاری خلیج فارس در نشستی که در آذرماه همان سال (1376) برگزار شد، بار دیگر از ادعای مالکیت امارات عربی متحده بر جزایر سه گانه حمایت کردند. با وجود این، خاتمی همچنان بر رویه خود اصرار ورزید و به منظور اعتمادسازی و نشان دادن حسن نیت ایران، برای دیدار با شیخ «زاید آل نهیان» رئیس امارات اعلام آمادگی کرد که با استقبال وی مواجه شد. این دیدار اما هیچ گاه صورت نگرفت.

(سید جلال دهقانی فیروزآبادی، سیاست خارجی جمهوری اسلانی ایران (تهران: انتشارات سمت، 1387))

ادامه دارد ان شاءالله...
در پرتو اصل تنش زدایی در سیاست خارجی دولت اصلاحات، تصمیم گرفته شد با توجه به واکنش های تند کشورهای اروپایی به حکم امام خمینی(رحمة الله علیه) درباره نویسنده کتاب آیات شیطانی، این قضیه حل و فصل شود.

بعد از انتشار کتاب سلمان رشدی، امام در اقدامي بي‌سابقه، فتواي اعدام سلمان رشدي را صادر كرده و فرمودند:

« بسمه تعالى‏

إنا للَّه و إنا إليه راجعون‏

به اطلاع مسلمانان غيور سراسر جهان مى‏رسانم مؤلف کتاب آيات شيطانى که عليه اسلام و پيامبر و قرآن، تنظيم و چاپ و منتشر شده است، همچنين ناشرين مطلع از محتواى آن، محکوم به اعدام مى‏باشند. از مسلمانان غيور مى‏خواهم تا در هر نقطه که آنان را يافتند، سريعا آن‌ها را اعدام نمايند تا ديگر کسى جرأت نکند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر کس در اين راه کشته شود، شهيد است ان شاء‌اللَّه. ضمنا اگر کسى دسترسى به مؤلف کتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نمايد تا به جزاى اعمال‌ش برسد. والسلام عليکم و رحمة اللَّه و برکاته.

25 بهمن 1367/ 7 رجب 1409

روح اللَّه الموسوي الخمينى‏»

(صحيفه‌ي امام، ج‏21، ص263)

بازتاب‌هاي حكم بي‌سابقه‌ي امام خميني

اين فتواي امام باعث ايجاد موج جديدي از بيداري اسلامي در جهان شد. مجلس اعلای اسلامی الجزایر نيز با انتشار بیانیه‌ای ضمن محکوم کردن کتاب خواستار مجازات نویسنده‌ي آن شد. شیخ احمد سخنون بزرگ‌ترین روحانی الجزایر در پیامی خطاب به امام خمینی و علمای ایران، سلمان رشدی را مرتد و واجب القتل خواند. در اين كشور کتابی نيز با عنوان «شیطان غرب» علیه آیات شیطانی منتشر شد. سعید ایوب در قسمتی از این کتاب با درج کامل فتوای امام خمینی، به تجلیل از آن پرداخته و نوشت: «آیت‌الله روح الله خمینی، رهبر انقلاب اسلامی ایران با شجاعت و قبول مشکلات ناشی از این فتوا که غرب را علیه ایران بر می‌انگیزاند این فتوا را صادر کردند». نمایندگان 47 کشور اسلامی در سازمان کنفرانس اسلامی نيز در هجدهمین اجلاس وزیران امور خارجه در اسفند 67 کتاب آیات شیطانی را کفرآمیز خوانده و انتشار آن را به عنوان توهین به مقدسات امت مسلمان محکوم ساخته و هم‌چنین نویسنده‌ي آن را مرتد اعلام نمودند.

(غفاری جاهد، مریم. قضیه‌ي آیات شیطانی و فتوای تاریخی امام. سايت مركز اسناد انقلاب اسلامي)

مسلمانان شهر بُن آلمان، تظاهرات گسترده‌اي در تاييد فتواي امام به راه انداختند. مسلمانان انگلستان نيز در تظاهراتي بزرگ، اين کتاب و نويسنده‌اش را محکوم کرده و كتاب آيات شيطاني را به آتش كشيدند. در ايتاليا تعدادي از کتاب‌فروشي‌ها اعلام کردند که هنگام بازکردن در کتاب‌فروشي، با نامه‌هاي تهديدآميز مواجه شده‌اند. فدراسيون ملي مسلمانان فرانسه، با انتشار اطلاعيه‌اي اعلام کرد از تمامي راه‌ها و امکانات قانوني براي جلوگيري از انتشار کتاب آيات شيطاني استفاده خواهد کرد. فريادهاي «مرگ بر رشدي» و «رشدي بايد اعدام گردد» در هلند و تعداد ديگري از کشورهاي غربي بلند شد و نشان از اعتراض آن‌ها به اين کتاب و حمايت از فتواي امام داشت.

(رضاییان، زهرا. همان)

نكته‌ي مهم اين است كه اگر هدف امام خمینی تنها به درک واصل کردن سلمان رشدی بود مي‌توانست اين فتوا را علني نكرده و در عين حال دستور اين كار را به‌صورت غير علني صادر كند. اما امام ترجيح داد تا اين فتوا علنا منتشر شود. اين‌كه چرا امام مبادرت به انجام چنين تصميمي گرفت دقيقا به همان موضوع بيداري جهان اسلام بر مي‌گردد. امام به‌خوبي مي‌دانستند كه مسلّما اين آخرين اقدام جهان غرب در مقابل قدرت روز افزون جهان اسلام نيست و يقينا در آينده با موارد ديگري نيز روبرو خواهند شد. بنابراين بايد اقدامي صورت مي‌گرفت تا غرب از مواضع خود عقب‌نشيني كرده و مجددا به فكر اجراي طرح و برنامه‌اي شبيه آن نيفتد و از طرف ديگر، روح اسلام انقلابي و مبارزاتي نيز در كالبد مسلمانان دنيا زنده شود. اين اقدام امام خميني در حقيقت، حمله به عمق طرح‌ريزي استراتژيك غرب بود كه در چند برهه‌ي ديگر نيز از سوي امام اتخاذ شد. اين فتوا چنان لرزه‌اي بر پيكره‌ي دستگاه سياستگذاري غرب انداخت كه چاره‌اي نداشتند جز اين‌كه مانند هميشه دست به تحريم روابط ديپلماتيك با ايران بزنند. كما اين‌كه واکنش اتحاديه‌ي اروپا نسبت به فتواي صادره تصميم و اقدام مشترکي در سه زمينه بود:

1- احضار سفراي دولت‌هاي عضو از تهران و کاهش سطح روابط ديپلماتيک با جمهوري اسلامي ايران
2- لغو ملاقات و بازديد مقامات دو طرف در سطح وزيران و معاونان آن‌ها
3- تقليل همکاري هاي اقتصادي و کاهش واردات کالا از ايران

پس از قطع روابط سياسي ايران و انگلستان در 15 اسفند 1367 (5 مارس 1989 ) دولت آلمان نيز در حمايت از انگلستان، اجراي موافقتنامه‌ي فرهنگي با ايران را که در آبان 1367 (نوامبر1988 ) امضا شده بود، به حالت تعليق در آورد...

اما بعد از انتشار اين فتواي امام، عده‌اي در داخل و خارج كه هميشه دايه‌ي مهربان‌تر از مادر هستند و كاتوليك‌تر از پاپ و البته حلقه به گوش اوامر سياسيون غرب، عنوان كردند كه اگر سلمان رشدي توبه كرده و به اشتباهي كه مرتكب شده است اقرار كند، اين حكم از او ساقط خواهد شد. اما چند روز بعد دفتر امام در جواب به اين بحث انحرافي نيز اطلاعيه‌اي با اين مضمون صادر كرد:
«رسانه‏ هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولين نظام جمهورى اسلامى نسبت مى‏دهند که اگر نويسنده‌ي کتاب آيات شيطانى توبه کند حکم اعدام درباره‌ي او لغو مى‏ گردد. امام خمينى- مدّ ظلّه- فرمودند: اين موضوع صد در صد تکذيب مى‏گردد. سلمان رشدى اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى همّ خود را به کار گيرد تا او را به دَرک واصل گرداند.
(صحيفه‌ي امام، ج‏21، ص268)

استقامت و پافشاري بر حكم امام خميني بعد از فوت ايشان توسط رهبر انقلاب نيز هم‌چنان پيگيري شد. في‌المثل در 5 دی ماه 1369 كه عده‌اي باز هم مي‌خواستند فتواي امام را ملغي كنند دفتر رهبر انقلاب پیامی به شرح ذیل صادر نمود:
«با توجه به اخبار مربوط به تبري جستن سلمان رشدي مرتد از اهانت‌هايي كه به پيامبر عظيم الشأن اسلام صلي الله عليه و آله و ديگر مقدسات اسلامي، در كتاب موهن آيات شيطاني شده است،‌ دفتر مقام معظم رهبري در پاسخ به سؤالاتي كه ازسوي مسلمانان در اين زمينه به‌عمل آمده است،‌ اعلام داشت كه: حضرت آيت‌الله خامنه‌اي مدظله العالي رهبر معظم انقلاب اسلامي فرمودند: حكم تاريخي و تغييرناپذير حضرت امام رضوان‌الله تعالي عليه در مورد نويسنده‌ي كتاب كفرآميز آيات شيطاني و تعهد مسلمانان در سراسر جهان به اجراي اين حكم اسلامي،‌ نخستين ثمرات خود را در صحنه‌ي رويارويي اسلام با كفر جهاني نشان مي‌دهد و استكبار غرب كه حمله به مقدسات يك ميليارد مسلمان جهان را مقدمه‌اي براي تحقير مسلمين و از بين بردن انگيزه‌هاي خيزش اسلامي در جهان قرار داده بود،‌ به‌صورت مفتضحانه و گام به گام مجبور به عقب‌نشيني شده و انشاءالله با ادامه‌ي مقاومت مسلمانان جهان از اين پس كسي جرأت اهانت به پيامبر معظم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مقدسات اسلامي را نخواهديافت.
حكم اسلام درمورد نويسنده‌ي كتاب آيات شيطاني همان‌گونه كه حضرت امام رضوان‌الله تعالي فرمودند: «اگر توبه كند و زاهد زمان هم گردد» ثابت است و چنين تشبثاتي كه با هم‌ياري بعضي افراد به ظاهر مسلمان صورت مي‌گيرد،‌ تغييري در اين حكم الهي نخواهد داد.»

تيم دولت اصلاحات اعم از خاتمي و وزير امور خارجه‌ي وقت ايران، سيد كمال خرازي كه در مهرماه سال 77 براي شركت در اجلاس سالانه‌ي سازمان ملل به ايالات متحده سفر كرده بود درباره‌ي سلمان رشدي موضعي اتخاذ كرد كه باعث خوشحالي سياست‌مداران غربي شده و در آن ايام با استقبال وسيع مطبوعات و نشريات آمريكايي و اروپايي مواجه شد. براي مثال راديو «سي بي سي» كانادا گزارش داد: خاتمي روز سه‌شنبه اعلام كرد كه مسأله‌ي رشدي بايستي خاتمه يافته تلقي شود.

31 شهریور 77 در حاشیه پنجاه و سومین مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، خاتمی فتوای امام خمینی(رحمة الله علیه) درباره اعدام سلمان رشدی را مسئله ای فقهی و در نتیجه کاملا پایان یافته اعلام کرد.

گویی امام(رحمة الله علیه) این روز خاتمی را به چشم دیده بودند.

وقتی خاتمی سخاوتمندانه از حکم امام(رحمة الله علیه) درباره سلمان رشدی صرفنظر کرد، دقیقا 10 سال از سال 67 می گذشت؛

یعنی زمانی که امام(رحمة الله علیه) پیش بینی کرده بودند:

«ترس من این است که تحلیل گران امروز، 10 سال دیگر بر کرسى قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتواى اسلامى و حکم اعدام سلمان رشدى مطابق اصول و قوانین دیپلماسى بوده است یا خیر؟ و نتیجه گیرى کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتى داشته است و بازار مشترک و کشورهاى غربى علیه ما موضع گرفته ‏اند، پس باید خامى نکنیم و از کنار اهانت کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم!»

(روح الله موسوی خمینی، صحیفه امام(رحمة الله علیه)، ج 21 (تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(رحمة الله علیه)، 1378)، ص 292)

پس از آن موضع خاتمی، تنها دستاورد دولت اصلاحات این شد که «رابین کوک» وزیر خارجه انگلیس به ایران سفر کرد و پس از مذاکرات، روابط دو کشور به سطح سفیر ارتقا داده شد.

(سید جلال دهقانی فیروزآبادی، سیاست خارجی جمهوری اسلانی ایران (تهران: انتشارات سمت، 1387))

ادامه دارد ان شاءالله ...
اروپایی ها اما پس از آن عقب نشینی خاتمی، دندان طمع خود را تیز تر کردند. در سوم و چهارم مهرماه 80 هیئت تروئیکای اروپا به سرپرستی «لویی میشل» نخست وزیر بلژیک برای بحث و گفت و گو با مقامات ایران به تهران سفر کرد. آنان خواهان بهبود و گسترش روابط با ایران شدند مشروط بر اینکه ایران به «ائتلاف مبارزه با تروریسم» بپیوندد. در همین راستا بود که مذاکراتی نیز بین«رایان کراکر» سفیر وقت آمریکا در کابل و فرستادگان تهران، در ژنو انجام شد.

در چارچوب چندجانبه گرایی گفتمانی دولت خاتمی، مشارکت جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل نیز بیش از دوره های دیگر افزایش و گسترش یافت. مهم ترین انگیزه ایران مشارکت در هنجارسازی، تنظیم دستور کار و تدوین قواعد بازی بین المللی و منطقه ای بود. بر این اساس، طرح و تصویب گفت و گوی تمدن ها به عنوان یک قاعده و هنجار بین المللی در دستور کار سیاست خارجی ایران قرار گرفت. در حقیقت دولت اصلاحات در چارچوب چندجانبه گرایی گفتمانی، منافع ملی خود را در راستای مصالح جامعه بین المللی تعریف کرد.

خاتمی در پنجاه و سومین مجمع عمومی سازمان ملل در اوایل مهر 77 طرح گفت و گوی تمدن ها و پیشنهاد نام گذاری سال 2001م را تحت این عنوان مطرح ساخت: «به نام جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد می کنم به عنوان گام اول سال 2001م از سوی سازمان ملل سال گفت و گوی تمدن ها نامیده شود. با این امید که با گفت و گو نخستین گام های ضروری برای تحقق عدالت و آزادی جهان برداشته شود...استقرار و توسعه مدنیت چه در صحنه داخلی کشورها و چه در پهنه جهانی در گرو گفت و گو میان جوامع و تمدن ها با سلایق و نظرات متفاوت است

مجمع عمومی نیز در تاریخ 13 آبان 1377 (سالروز تسخیر سفارت آمریکا در تهران) برابر با 4 نوامبر 1988م در قطعنامه 22/53 نام گذاری سال 2001م را به عنوان سال گفت و گوی تمدن ها به اتفاق آراء تصویب کرد.

(سید جلال دهقانی فیروزآبادی، سیاست خارجی جمهوری اسلانی ایران (تهران: انتشارات سمت، 1387))

تلاش های خاتمی برای تنش زدایی و برقراری صلح بین المللی برپایه گفت و گو اما نه تنها به نتیجه نرسید، بلکه هر چه او و دولتش برای به دست آوردن رضایت طرف مقابل کوتاه آمد و عقب نشست، دشمن پای خود را پیشتر و پیشتر گذاشت.

اشتباه بزرگ خاتمی در آنجا بود که وقتی سرمست نظریه انترناسیونالیسم لیبرال شده بود، سرنوشت آن را در تاریخ ندید و نخواند که این آرمانگرایی «ویلسونی»، نتوانست جلوی جنگ جهانی دوم را بگیرد؛ خاتمی نخواست واقعیات عرصه روابط بین الملل را که صحنه تقلای مستکبر برای کسب قدرت و منفعت بیشتر است، درک کند... و زود بود که نتیجه«عاطفی گرایی» خود در سیاست خارجی را مشاهده کرد:

در همان سال2001م که سازمان ملل متحد به پیشنهاد خاتمی سال گفت وگوی تمدن ها نام گذاری کرد، آمریکا جنگ جهانی خود علیه تروریسم ادعائی اش را از افغانستان آغاز کرد و دیری نپائید که ایران هم از سوی واشنگتن در زمره کشورهای عضو «محور شرارت» دسته بندی شد.



ادامه دارد ان شاءالله ...
چند روز پس از حادثه 11 سپتامبر جرج بوش با شعار «یا با مائید یا با تروریست ها» همه کشورهای جهان را ضمن تهدید، به همراهی با خود در «جنگ علیه تروریسم» فراخواند.

سپس رسانه های موسوم به زنجیره ای برای اثبات ضرورت همکاری با آمریکا در جنگ با تروریسم، تبلیغات وسیعی انجام دادند و حتی کالین پاول وزیر خارجه دولت بوش نیز به رسانه ها گفت که «جک استراو» وزیر خارجه انگلیس در سفر خود به تهران، حامل پیام آمریکا برای جلب همکاری تهران با واشنگتن است.

(روزنامه نوروز، 1/7/1380)

پس از آن آیت الله خامنه ای مواضع صریحی اتخاذ کردند: «همه بدانند... که ایران اسلامی در هیچ حرکتی که رهبری آن با آمریکا باشد شرکت نخواهد کرد. البته مبارزه با تروریسم و ناامنی فضای زندگی انسان ها یک مبارزه لازم و یک جهاد است... منتها این یک حرکت جهانی است و باید رهبری صالح داشته باشد.»

(روزنامه جمهوری اسلامی، 5/7/1380)


طبق نوشته های رایان کراکر دیپلمات کهنه کار آمریکایی در خاطرات خود ، دو سه روز پس از مذاکرات ژنو (دو روز قبل از حمله آمریکا به افغانستان) دستگاه سیاست خارجی دولت «جرج بوش» فهرستی از کشورها و گروه هایی که از نظر دولت آمریکا تروریست یا حامی تروریسم به شمار می رفتند، منتشر می کند. شاید برای دولت خاتمی غیرقابل انتظار بود، اما در فهرست وزارتخانه تحت مدیریت «کالین پاول»، نام ایران نیز در میان کشورهای حامی تروریسم به چشم می خورد.

(روزنامه جمهوری اسلامی، 15/7/1380)

سرانجام 29 ژانویه 2002م یعنی نهم بهمن ماه 1380 نیز جرج بوش در سخنرانی سالانه خود صراحتا ایران را کشوری جزو محور شرارت (Axis of Evil) معرفی کرد!!!

*********************************************

نقشه راه ایران و آمریکا

یک ماجرای حیرت انگیز که پس از حوادث 11 سپتامبر 2001م رخ داد و البته بعدها افشا شد، نامه محرمانه و مرعوبانه ای بود که وزارت خارجه دولت اصلاحات خطاب به رئیس جمهور آمریکا نوشت و البته با بی توجهی و تحقیر مخاطب روبه رو شد تا نتایج اتخاذ سیاست تنش زدایی با دشمنان قسم خورده ایران بیش از پیش برای مجریان این خط مشی روشن شود.

25 سپتامبر سال 2006م (5 مهر 85) شبکه چهار رادیو بی.بی.سی از ارسال نامه ای در سال 2003م توسط دولت «سید محمد خاتمی» خطاب به مقامات کاخ سفید خبر داد. آن گونه که این شبکه رادیویی اعلام کرد، دولت وقت ایران در نامه برای حل همه اختلافات فیمابین اعلام آمادگی کرد.

تلاش برای خلع سلاح حزب الله لبنان، شفاف سازی تمامی فعالیت های هسته ای، دست برداشتن از حمایت گروه های فلسطینی و ... از جمله مواردی بود که در نامه مذکور دولت ایران به جرج بوش پیشنهاد داده بود.

متن ترجمه فارسی بخشی از این نامه که به نقشه راه ایران و آمریکا معروف شده، به این شرح است:

اهداف ایران:

- آمریکا حمایت‌هایی که برای تغییرات سیاسی به طور مستقیم در حال انجام هستند، دیگر انجام ندهند.

- لغو تمام تحریم‌ها تمام تحریم‌های تجاری، پولهای بلوکه شده و لغو دست یافتن به WTO

- تعقیب و پیگرد منافقین حمایت از بازگرداندن اعضای منافقین به ایران حمایت از برگرداندن ایرانی‌هایی که در عراق هستند. ترکیه به شمال عراق حمله نکند.

- احترام گذاشتن به آداب و رسوم ایرانیان و احترام گذاشتن به روابط مذهبی دیرینه ایران و نجف و کربلا.

- دست یافتن به انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای، فناوری زیست شناسی، فن‌آوری‌های شیمیایی.

- قبول کردن ایران به عنوان کشوری که حلال مسئله امنیتی منطقه است با احتساب میزان دفاعی که می‌توانند از خود بکنند (منظور پیشرفتهای نظامی که ایران داشته است).

- تروریسم: برخورد با منافقین و قبول آنها در آمریکا (منظور شخص نیست).


اهداف آمریکا:

1- WMD (سلاح‌های کشتار جمعی) : ایرانی‌ها باید از لحاظ امنیتی اطمینان کامل بدهند که ایرانیان هیچ طرح و برنامه‌ای برای ساخت WMD ندارند.

همکاری کامل با آژانس (IAEA): براساس اجازه ایرانی‌ها بر تمام (2+ 93 و تمام عهده نامه‌های آینده آژانس)

2- برخورد قاطع علیه هر گونه عمل تروریستی در خاک ایران، همکاری ایران همکاری کامل و تبادل اطلاعات مربوط به این موضوع.

3- هماهنگی ایرانی‌ها برای برقرار کردن امنیت در عراق و تاسیس یک عراق دمکراتیک و دولت دمکراتیک که متشکل باشد از تمام گروه‌های مذهبی و قبائل در عراق.

4- قطع هر گونه کمک مادی به فلسطینی‌ها (حماس و جهاد و.. ..) از طرف خاک ایران و اجبار این گروه‌ها که اقدامات خون بار را قطع کنند علیه مردمی که در مرزهای 1967 قرار دارند. کاری کنند که حزب الله یک گروه سیاسی- اجتماعی در لبنان شود. قبول 2 راه آمریکا؟؟

منبع:

http://www.iranwatch.org/privateviews/ME...s-2003.htm

همچنین ر.ک. به :

http://www.cfr.org/publication/10326/leverett.html

http://www.mideastweb.org/iranian_letter_of_2003.htm

http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/5377914.stm

رادیو بی.بی.سی در گزارشی طعنه آمیز که به طریقی در صدد نشان دادن ترس دولت وقت تهران از حمله نظامی آمریکا به منطقه بود، ماجرا را این گونه افشا کرد:

آوریل 2003 میلادی، درشرایطی که تانک های آمریکایی در خیابان های بغداد حرکت می کردند، این نگرانی در تهران شدت می گرفت که شاید پس از عراق نوبت ایران باشد. یک ماه بعد، ایران در اقدامی بی سابقه و با واسطه سوئیسی ها، نامه برای دولت آمریکا فرستاد که در آن آمادگی خود برای حل همه اختلاف ها اعلام کرده بود.

در این نامه، ایران نه تنها از دست برداشتن از حمایت گروه های فلسطینی سخن به میان آورده بود، بلکه پیشنهاد داده بود برای خلع سلاح حزب الله تلاش کرده و تمام فعالیت های هسته ای خود را شفاف کند. در ازای این همه، ایران از آمریکا خواست از رفتار خصمانه خود نسبت به جمهوری اسلامی دست بکشد و در بیانیه ای تصریح کند که ایران جزو محور شرارت نیست.

محمدحسین عادلی که در آن زمان معاون وزیر امور خارجه ایران بود می گوید: آن نامه برای آمریکایی ها فرستاده شد تا نشان دهد که ما آماده گفت وگو و حل معضلات هستیم. این اقدام در راستای سیاست های محمدخاتمی بود که می خواست همه راه های مسالمت آمیز را بیازماید.

افشای این ماجرا اما با تکذیب سخنگوی دولت سابق مواجه شد، به طوری که «عبدالله رمضان زاده» در گفت وگویی به کلی چنین نامه ای را تکذیب کرد.

با این حال مقاله «دنیس راس»، مشاور ارشد جرج بوش پدر و پسر، فرستاده ویژه کلینتون در مسائل خاورمیانه و مشاور خارجه باراک اوباما، که در مجله نیوزویک به چاپ رسید، نه تنها نگارش و ارسال نامه دولت اصلاحات به جرج بوش را تأیید کرد که از نویسنده این نامه نیز اسم برد.

«دنیس راس» در ابتدای این مقاله به نفوذ قدرت منطقه ای ایران در دولت احمدی نژاد اشاره و در ادامه با بیان اینکه هنوز هم برای متوقف کردن ایران در برنامه هسته ای دیر نشده است، برای ادعای خود این گونه آدرس داد:
«تاریخ نشان داده ایران در مقاطعی در قبال فشار سیاسی بین المللی جواب دلخواه را داده است. برای مثال در سال 2003م پس از نابودی ارتش عراق توسط نیروهای آمریکایی، دولت وقت از طریق سفیر سوئیس در ایران پیامی به واشنگتن ارسال کرد تا با این کار نگرانی های آمریکا را درباره برنامه های تسلیحاتی تهران و حمایت ایران از حزب الله و حماس تا حدی تخفیف دهد».

راس یاد آور می شود: «صادق خرازی، معاون وزیر امورخارجه دولت وقت که این پیام را تنظیم کرده بود، گفت بیم ها وهراس ها آنها را مجبور کرد دست به این کار بزنند. اما برعکس، سال پیش که سازمان اطلاعاتی آمریکا گزارشی راجع به ایران منتشر کرد، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور دولت جدید ایران در اظهاراتی جنجالی گفت رویارویی با آمریکا اثر بخش است و آمریکا از موضع خود عقب نشسته است».

(http://www.newsweek.com/2008/11/28/iran-...ehran.html)

پس از نگارش این یادداشت، دست اندرکاران دولت خاتمی انکار را بی فایده دیده و زبان به اعتراف گشودند.
«صادق خرازی» در جلسه بررسی سیاست خارجی دولت هشتم در بنیاد باران اظهار داشت:

« در سال 2003م دیوار بی اعتمادی بلندی میان ایران و آمریکا وجود داشت و هر لحظه ممکن بود آمریکا به ما حمله کند(!)، به همین خاطر به پیشنهاد من دولت هشتم نامه ای به آمریکا نوشت و همراهی اش با برخی سیاست های خاورمیانه ای آمریکا مثل سازش در فلسطین و لزوم تبدیل حزب الله لبنان به یک حزب سیاسی و شفاف سازی فعالیت های هسته ای ایران را اعلام کرد». خرازی البته تحقیر دولت وقت تهران از سوی واشنگتن را نیز این گونه توجیه کرد که«اما دیوار بی اعتمادی میان ایران و آمریکا به قدری بلند بود که آمریکایی ها حتی نامه را بررسی نکردند.»

(سایت خبری عصر ایران. 1/12/1385)

مقام معظم رهبری بعدها در سال ۱۳۸۵ در جمع مردم گرمسار از این سفر محرمانه سخن به میان آوردند. ایشان ضمن اشاره به دیپلماسی فعال دولت نهم فرمودند:
«بحمدالله پایگاه سیاسی کشور و منزلت اجتماعی ملت ایران در جهان افزایش پیدا کرده است. قبل‌ها، دشمنان ما خیال می‌کردند زمینه را فراهم کرده‌اند یا فراهم خواهند کرد و با یک حرکت دست، می‌توانند کشور را از این رو به آن رو کنند. امریکایی‌ها این حرف را گفتند. چند سال قبل از این، عده‌ای از سیاسیون امریکایی به طور محرمانه و مخفیانه ـ ما مطلع نشدیم، بعد که برگشتند مطلع شدیم ـ به ایران آمده بودند و با بعضی از محافل نامساعد با نظام نشست و برخاست کرده بودند؛ وقتی رفتند گفتند در ایران کسانی هستند که منتظر یک اشاره ما هستند تا علیه نظام شلیک کنند. امروز حقیقت برای آنها روشن شده است...»

لری ویلکینسون، رئیس دفتر کالین پاول، وزیر خارجه وقت آمریکا، می گوید: تنها چیزی که من دیدم گزارشی بود از این که چنین نامه ای دریافت شده و پاسخی که از طریق مقام های سوئیسی برای ایران فرستاده شد. پاسخی شبیه به اینکه چطور به خود اجازه می دهید چنین پیشنهاد «گستاخانه ای» بدهید...

*******************************************

در بحث هسته ای هم که مفصل گفته شده و دوست و دشمن می دونن تیم آقای روحانی و ظریف و ... در سالهای دولت خاتمی چه اعتمادی به دول اروپایی کرد و چه دستاوردها داشت. مختصرش اینه که

در جمع بندی کارنامه هسته ای دولت اصلاحات باید گفت؛ دولت مداراجوی خاتمی بی قید و شرط خواسته ها و شروط غربی ها را درباره موضوع هسته ای می پذیرد. پروتکل الحاقی را امضا می کند، غنی سازی اورانیوم را تعلیق می کند، اما اروپایی ها هرگز راضی نمی شوند و وزیر خارجه آلمان علنا در کاخ سعدآباد می گوید که برنامه هسته ای ایران مانند ساعتی عقربه ای است که ابتدا باید متوقف شده و سپس نابود شود. ترس خاتمی برای ایستادگی در برابر این زیاده خواهی ها ناشی از تهدید غرب به گزارش پرونده ایران به شورای امنیت است و خاتمی به صراحت اعلام می کند که «به هیچ وجه نمی خواهیم به شورای امنیت برویم».

عقب نشینی و انفعال خاتمی در جریان پرونده هسته ای تا روزهای پایانی دولت اصلاحات ادامه دارد. از گفته های رهبر انقلاب اسلامی نیز بر می آید که ایشان تا آخرین روزها در امور دخالت نکرده اند؛ اما چون خط قرمزهای نظام شکسته می شود، ایشان دستور فک پلمپ از نیروگاه اصفهان را صادر می کنند. اما خاتمی هنوز مرعوب است و یک روز قبل از فک پلمپ در نامه ای به بهانه تقدیر از حسن روحانی پیغام می دهد که ما تا این مرحله صلح را حفظ کردیم و اگر بعد از این خطری متوجه کشور شد، اصلاحات مسئول نیست! پلمپ نیروگاه فک می شود، دولت جدید برنامه را به دست می گیرد و علی رغم تهدیدها و زورگویی ها و گزارش پرونده به شورای امنیت، ایران را وارد باشگاه هسته ای جهان می کند.


منبع: سودای سکولاریسم
نتایج پاکترین دولت بعد از انقلاب هم که دوستان میگفتن، اگه از بخش اوین و فراری ها صرف نظر کنیم اقتصاد داغون و دلاری که 400% گرون تر شد و بنزینی که 1000% اضافه تر شد و بقیه چیزاست.

مسلما مشکلاتی همیشه بوده و همونطور که دکتر ظریف گفتند از اشتباهات درس گرفته و با حواسی جمع تر نظارت میکنیم

ان شاا... موفق باشند
محمد جان شما اصلا تاپیک رو خوندی یا فقط دو خط آخر رو دیدی؟

داریم از فروختن فلسطین و حزب الله در دولت اصلاحات میگیم. ایدئولوژی انقلاب رو بدون خبر دادن به رهبر انقلاب رفتن پیش دشمن گذاشتن برای فروش بدون اجازه ولی فقیه ننگ نامه نوشتن از ترس! آبروی مملکت رو بردن. داریم از نقض تصمیم امام خمینی در مورد سلمان رشدی ملعون در دولت اصلاحات میگیم. داریم از خود باختگی کامل و ضعف نفسی و فکری دولت اصلاحات در مقابل دشمن میگیم. شما و دیگر دوستان هی حمله کنین به دولت احمدی نژاد. اصلا دولت احمدی نژاد صفر اصلا منفی اصلا داغون. کافیه عزیزم. اما لااقل یه حسنی داشت دل رهبر از سفر سفرای دولتش به خارج از کشور نمی لرزید که الان این سفرا دارن یواشکی این انقلاب و این نظام رو سر چی با کی معامله می کنن. مغر متفکر این دولت جناب سریع القلم در کتاب "ایران و جهانی‌شدن، چالش‌ها و راه‌حل‌ها" خودش میگه :

... ولی مرکز ثقل تقابل فکری، ایدئولوژیک و سیاسی-امنیتی آن یعنی اسرائیل و موجودیت و سیاست‌های آن همچنان باقی مانده است. نگرانی، تهدیدها و تقابل با مخالفان، وقت، انرژی و منابع قابل توجهی از جمهوری اسلامی را به خود اختصاص داده است...


جای دیگه میگه:

جمهوری اسلامی با یک پارادوکس مهم روبه‌روست، از یک طرف می‌خواهد رشد و پیشرفت کند و از طرف دیگر در پی حفظ استقلال سیاسی و همین‌طور عدالت در بیرون از مرزهای کشور است.

دارن به رسمیت شناختن اسرائیل رو تئوریزه می کنن. دارن قطع حمایت از فلسطین و حزب لله رو تئوریزه می کنن در مسئله اقتصاد. اقتصادی که 80 درصد مشکلاتش از بی لیاقتی مجریان بعد از انقلاب بوده و هنوز هم هست... معلومه این تفکرات سازشگر به چنین نتایجی برسن. البته که رهبری اجازه نمیدن ولی اولا جهانبینی اینها رو باید شناخت که بی جهت بهشون امد نبست و فریب وعده هاشون رو نخورد و دوم هم من نگران هستم اگر اینها بخوان دائم با خط فکری انقلاب و رهبری درگیری در جامعه ایجاد کنن چه شری در جامعه برپا میشه مگر اینکه بساط برجام ها جمع بشه تا شر بخوابه. عطای ناچیزش را به لقایش بخشیدیم....

نقل قول: مسلما مشکلاتی همیشه بوده و همونطور که دکتر ظریف گفتند از اشتباهات درس گرفته و با حواسی جمع تر نظارت میکنیم

اینجمله هم محمد جان مال پارسال و 2 سال قبل بود که هنوز دشمنی آمریکا رو باور نمی کردین و نمی کردن. آمریکایی که تونسته توی مذاکرات سر روسیه رو هم شیره بماله و توی هیچ مذاکره ای حاضر نشده امتیاز بده و غرورش بهش اجازه نداده، می خوای این تیم کوچولو از پسشون بر بیان؟ نه عزیز نسخه جدید نتیجه مذاکرات اصلا امیدوار کننده نیست متاسفانه بخوایم یا نخوایم. رهبری هم فرمودن تا الان اگر تغییری اساسی در رفتار آمریکا داده نشه "خسارت محض" هست. زدیم آبرو و عزت و هسته ای و انرژی کشور و ... همه رو دادیم برای تحقیر و تحریم بیشتر و تحریم های جدید به بهانه های دیگه و .... حالا هم باید نگران برجام های بعدی دولت باشیم. این دولت صادق هم 100 بار از رکود عبور کرده و فعلا 60 درصد تولید داخلی رو نابود کرده طوریکه رهبری جدیدا به جای حمایت تولید داخلی می فرمایند احیای تولید داخلی.

شما که دیگه پیرو رهبر هستی ببین و رصد کن که اخیرا رهبری مواضعش در قبال سران فتنه و دولت صریح تر شده... امیدوارم شما رهبر رو که در سخنرانی مجلس خبرگان کاملا منتقد و دلواپس وانمود میکرد به تندروی و افراط متهم نکنین. گفتم خط دولت و رهبر داره روز به روز شفافتر میشه و امثال شما دوستان عزیز بالاخره مجبور میشین یکیش رو انتخاب کنین... دارم پیشاپیش هشدار میدم که خودت به فکر آینده خودت باشی. موفق باشی.
یادمه موقع انتخابات ریاست جمهوری مدیران این تالار اومدن گفتن چون بحث انتخابات خیلی مهمه فقط درباره اون تاپیک می زنیم و بعد دوباره مثل همیشه بحث های سیاسی ممنوع میشه...


بعد از انتخابات وقتی نتیجه برخلاف تصور مدیران تالار انتخاب یک اصلاح طلب بود ناگهان چندین و چند تاپیک سیاسی تایید شد و موضوع "بحث سیاسی ممنوع" به فراموشی سپرده شد...

مشخص شد که گفتن بحث سیاسی ممنوع برای این بوده که جلوی نقد کاندیدای ریاست جمهوری موردنظر مدیران که رای نیاورد گرفته شه!!

بعد از اون موقع مذاکره با آمریکا مدیر سایت اومدن گفتن صبر می کنیم ببینم چی میشه. اینها میگن احمدی نژاد گفتمان بلد نبود و سیاست خشن داشت حالا ببینیم سیاست لبخند جواب میده یا نه. اگه جواب نده می فهمیم که مشکل از ما و احمدی نژاد نیست مشکل از آمریکاست که با ما دشمنه.

زد و گفتمان و مذاکرات به نتیجه رسید و ناگهان به جای اینکه مدیران بفهمن که مشکل از نوع گفتمان خارجی بوده شروع کردن به زدن تاپیکهای سیاسی علیه دولت و کوبیدن دولت و رئیس جمهور و .....

البته اگه این پست بمونه و دو ثانیه دیگه به وسیله جناب "بیداری اندیشه" محو نشه Wink
به نظرم سیاست تالار در این مورد اشتباه نبوده !
قبلا این طور بود که برنده انتخابات طبق انچه از او انتظار میرفت دولت تشکیل میداد و کارها را جلو میبرد (چه خوب چه بد!)
اما دولت فعلی که اصلا ابتدا خود را فراجناحی معرفی کرد نه تنها فراجناحی عمل نکرد (مثلا احمدی نژاد هم خود را فراجناحی معرفی کرد و در عمل هم واقعا دولت دلبخواهی خود را تشکیل داد و سهمی برای جریان های سیاسی قائل نشد !!!) بلکه برای اولین بار دولت در سایه ی شخص ثالث شد !!!
خوب شرایط جدید طرز تفکر جدیدی هم میخواهد !
در مورد نتیجه ی مذاکرات هم حرف بسیار است ! نمونه اش هم نظر ریس جمهور اتریش !!!
جناب خانم فرمیسک سابق شما چند مدت نبودین از سیر تغییرات روند تالار خبر ندارین. به جای تهمت زدن مثل بعضی دوستان دیگه بپرسین تا جواب بگیرین. بفرمایین مطالعه کنین:

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-41133.html

(۱۳/فروردین/۹۵ ۲۳:۴۵)Nadia نوشته است: [ -> ]زد و گفتمان و مذاکرات به نتیجه رسید و ناگهان به جای اینکه مدیران بفهمن که مشکل از نوع گفتمان خارجی بوده شروع کردن به زدن تاپیکهای سیاسی علیه دولت و کوبیدن دولت و رئیس جمهور و .....

کجا زد و به نتیجه رسید؟ انگار اینجا هم خیلی در جریان نیستین؟ اتفاقا بحث های سیاسی رو آزاد گذاشتیم برای همین آگاه سازی ها و در جریان گرفتن واقعیت ها تا با دروغ متصدیان امر فریب نخوریم...
(۱۴/فروردین/۹۵ ۰:۵۳)عمار94 نوشته است: [ -> ]مثلا احمدی نژاد هم خود را فراجناحی معرفی کرد و در عمل هم واقعا دولت دلبخواهی خود را تشکیل داد و سهمی برای جریان های سیاسی قائل نشد !!!) بلکه برای اولین بار دولت در سایه ی شخص ثالث شد !!!

یا خدا Big Grin

با کمال احترام اشتباه میکنید
آدرس های مرجع