۱۶/فروردین/۹۵, ۱۸:۵۶
خودشرقیگری و نابه جایی: استفاده و سوء استفاده از گفتمان «آریایی» در ایران
نویسنده- دکتر رضا ضیا ابراهیمی
برگردان- یعقوب ابراهیمی
مطلب پیش رو مقاله ای خواندنی درباره «افسانه نژاد آریایی» است که چون خیلی طولانی هست، بر خلاف آنچه معمول است، ابتدا بخش پایانی و «نتیجه گیری» را در اینجا ذکر می کنیم تا به جهت جذابیت و کششی که ممکن است در مخاطب ایجاد کند، وقتی به مرور مجددا از ابتدا این مقاله را قرار دادیم، اشتیاق بیشتری برای پیگری آن داشته باشد 

[b]نتیجهگیری[/b]
[b]بتاریخ ۱۲ اکتبر سال ۲۰۰۱ در یک مسابقه فوتبال بین ایران و عراق، تیم ملی عراق مسابقه را با نتیجه ۱-۲ به تیم ایران که میزبان مسابقه بود باخت. اما این باخت هرگز باعث آن نشد تا تماشاچیان ایرانی از پرتاب سنگ و بوتل های پلاستیکی بر بازیکنان عراقی که در حال ترک میدان بودند، خود داری کنند. تا حدی که پلیس مجبور شد بازیکنان عراقی را تا رخت کن ها بدرقه کند.[۱۰۰] در یک رویداد دیگر، تیم ملی فوتبال ایرلند در بازی مقدماتی جام جهانی در نومبر سال ۲۰۰۱ ازین هم بدتر مورد هجوم تماشاچیان ایرانی قرار گرفت و حتی با مواد منفلقه به آنها حمله شد. دروازه بان تیم فوتبال ایرلند به رسانه ها گفت که آنها برای مواجهه با پیشامد ناگوار در ایران آمادگی داشتند، اما چیزی که اتفاق افتاد به مراتب بد تر از پیشبینی آنها بود: « آنها به ما فحش دادند و میوه های گندیده و بوتل های پلاستیکی را بروی ما پرتاب کردند؛ بنأ به نیروی امنیتی زیادی نیاز بود تا ما را از آن مهلکه بیرون کنند، حتی جاده های مسیر میدان هوایی را شیشه فرش کرده بودند تا مانع رسیدن ما به طیاره شوند. »[۱۰۱] با توجه به این رویداد ها و سایر اتفاقات مشابه آن، متاسفانه اوباشیگری در جریان مسابقات فوتبال در ایران در این اواخر رایج شده است. اما باوجود این، هنگامی که تیم ملی فوتبال آلمان بتاریخ ۷ اکتبر سال ۲۰۰۴ جهت انجام یک بازی دوستانه با تیم ملی ایران وارد تهران شد، کاملا با برخورد متفاوتی مواجه شد. ۱۵۰۰ ایرانی به استقبال آنها به میدان هوایی شتافته؛ ورود شان به تهران را «خیر مقدم« گفته و با سر دادن شعار «جرمنی جرمنی به ایران خوش آمدی» از آنها پذیرایی کردند. مدیر تیم فوتبال آلمان در واکنش به این استقبال گفته بود که «کاملا باور نکردنی است یک تیم مهمان به این شکل مورد پذیرایی قرار گیرد. » همچنان یکتن از بازیکنان آلمانی گفته بود که «من هرگز چنین چیزی را ندیده ام. »[۱۰۲] مسابقه در استدیوم آزادی تهران در حضور یکصد هزار تماشاچی در حالی برگذار شد که مدیر تیم فوتبال المان فضای استدیوم را «فوق العاده عاطفی… و مملو از تعصب مثبت» توصیف کرد؛ چیزی که روزنامه آلمانی زودوچه سیتونگ آن را «محبوبیت مسخره تیم فوتبال آلمان در ایران» خواند.[۱۰۳]در آغاز مسابقه هنگامی که سرود ملی آلمان از بلند گو ها پخش می شد، تماشاچیان ایرانی کاملا به وجد آمدند، شمار زیادی به پا خاسته و به طور دسته جمعی به مهمانان آلمانی خود «سلام نازی» دادند. این درحالی بود که سایر تماشاچیان ایرانی تصویر های فریدریش نیچه را در برابر چشمان بهت زده مهمانان آلمانی به اهتزاز در آورده بودند.[۱۰۴] مبصر تلویزیون آلمانی زی دی اف وضعیت مذکور را چنین گزارش داده بود: «خوشبختانه ما خیلی مختصر دیدیم. افراد معیوب به زمین افتادند، شمار زیادی به پا خاستند و حتی تعدادی از آنها سلام هیتلری دادند. »[۱۰۵] تردید نیست که تماشاچیان ایرانی، هرگز قصد حمایت از نازیسم و جنایات آن را نداشتند. ایرانی ها با این دوره ای از تاریخ اروپا، به آن اندازه ای که خود اروپاییان آشنا اند، آشنایی ندارند. اما استقبال غیر معمول از تیم آلمان نشان می دهد که ایرانی ها تلاش کردند تا علاقمندی شان را به جرمن ها –ولو با تاسف بار ترین شیوه ممکن- ابراز کنند. در وقایع فوتبال ایران چنین علاقمندی، تنها و تنها به جرمن ها، نشان می دهد که پیام «اخوت آریایی» که دهه ها قبل توسط دستگاه پروپاگند آلمان نازی پخش شد، هنوز در ایران طنین انداز است. این آریایی باوری مبتذل در ابعاد مختلف زندگی روزمره در ایران هنوز هم معمول بوده؛ در فرهنگ عامه، ادبیات و نمایشات به وفرت مشاهده می شود. واقعیت این که گفتمان آریایی در هویت و شناخت ایرانی خیلی جا افتاده شده و بدون هیچ قید و شرط و به اشکال گونهگون بیان می شود.گفتمان آریایی در اروپا ابتدا یک محصول زبان شناخی و متعاقبا یک دستاورد انسان شناسی نژادی بوده که تاریخ پر آشوبی را پشت سر گذاشته است. این گفتمان، صرف نظر از پیراهن علمی ای که به تنش کرده اند، غالبا به حیث یک ابزار سیاسی جهت منکوب کردن دیگران به کار رفته است. گفتمان آریایی در نهایت با حماقت کشنده آلمان نازی به اوج خود رسید. اما آریایی باوری در ایران اولین بار در نیمه نخست قرن بیستم هنگامی مطرح شد که جریان ناسیونالیستی رادیکال ایرانی در پی مدیریت مواجهه ایران با اروپا و مدرنیته برآمده بود. پاسخ این جریان به چالش های آن زمان کاملا استدلالی بود و میکوشید چهره ایران خیالی پیش از اسلام را بازسازی کند. چهره ای که بر اساس آن ایرانی ها ذاتا یک ملت برتر و قادر به انجام کارهای بزرگ تصویر می شد که جاده شکوه و افتخارات شان را عرب ها و اسلام مسدود کرده اند. عرب ها طبق این استدلال گنهکارانی خوانده می شدند که بار ملامت همه کاستی های ایران به دوش شان بود.ناسیونالیسم ایرانی، آریایی باوری را به دلیل این که عرب ستیزی این گفتمان با قطبی سازی آریاییان و سامیان در گفتمان آریایی همخوانی داشت بی چون و چرا پذیرفت. گفتمان تازه وارد آریایی در ایران خوانش ساده نژادی از تاریخ ارایه کرد که طبق آن ایرانیان از منظر نژادی همطراز اروپاییان پنداشته می شدند. از آنجایی که این خوانش تاریخی مهر تائید دانش اروپایی را بر جبین داشت بسادگی ایرانیان را شیفته خود ساخت. عقده حقارت ناسیونالیسم ایرانی و فقدان ذهنیت استعمارستیز در ایران به ترویج عرب ستیزی و اسلام ستیزی از طریق توسل به تعصب اروپایی و خودشرقیگری کمک کرد. همچنین دستگاه مفهومی ایدیولوژی آریایی با ارایه یک گفتمان استدلالی، زمینه فرار از پاسخ دادن به کاستی های موجود را فراهم ساخت. این گریزگاه مولود سیاست «نابه جایی» بود. سیاستی که را ایران عضو خانواده ی اروپایی قلمداده می کرد. به این ترتیب، ناسیونالیست های ایرانی، با توسل به همذات پنداری با اروپاییان، به این نتیجه رسیدند که ایران را صرف یک تصادف به قعر خاورمیانه نا متمدن پرتاب کرده است.گفتمان آریایی در ایران، در کل، ریشه در یک تفکر بی اعتبار اروپایی دارد. نوع افراطی این تفکر در اردوگاه های مرگ آلمان نازی مسلط بود. اما از منظر داخلی، این گفتمان در عقده حقارت، بازنویسی تاریخ بر اساس نژاد و عواطف ملالت بار نژادپرستانه ریشه دارد. گفتمان یاد شده با ابداع میانبری بسوی مدرنیته، از پاسخ به چالشهای اصلاحات، مدرن سازی و توسعه سر باز زده و هواداران خویش را در زندان یک بینش مشکل آفرین و تحریف شده از جهان نگه می دارد. علاوتا، پیدایش گفتمان آریایی در ایران ناشی از رخدادی است که دیگر وجود ندارد، رخداد رویارویی ایران با اروپا که اکنون حدود دو قرن از آن سپری شده است. پس وقت آن است که این گفتمان معیوب هویت را اگر تغییر داده نمی توانیم، کم از کم مورد بررسی قرار دهیم.
منبع: مطالعات ایران، جلد چهل و چهارم، شماره چهارم، جولای ۲۰۱۱
[/i][۱۰۰] ۳۰ Iranian soccer fans appear in court for disturbing public order,” Associated Press Newswires, 16 October 2001.
[۱۰۱] Football—Given’s blast ordeal—Interview—The Republic’s World Cup hero talks of grenades and glory …”, The Observer, 25 November 2001.
[۱۰۲] Football—Accueil Triomphal pour les Allemands en Iran,” Reuters—Les actualités en français, 7 October 2004.
[۱۰۳] Kolossale Weihnachten in Teheran,” Süddeutsche Zeitung, 11 October 2004.
[۱۰۴] Kolossale Weihnachten in Teheran.”
[۱۰۵] Länderspiel Iran – Deutschland live im ZDF, 09.10.2004,” in Zweites Deutsches Fernsehen (ZDF). A video of the scene is available on YouTube under “Iran v Germany, 2004, National anthems”. http://www.youtube.com/watch
- [url=http://forum.bidari-andishe.ir/https://twitter.com/intent/tweet?text=%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D8%B1%D9%82%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C+%D9%88+%D9%86%D8%A7%D8%A8%D9%87+%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DB%8C%3A+%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87+%D9%88+%D8%B3%D9%88%D8%A1+%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%AF%D9%87+%D8%A7%D8%B2+%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86+%C2%AB%D8%A2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%C2%BB+%D8%AF%D8%B1+%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86:%20http://zameenmag.com/2016/03/29/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d8%b1%d9%82%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d9%86%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%b3%d9%88%d8%a1/][/url]