۲۳/فروردین/۹۵, ۲۰:۲۲
در تفحص شهدا ، دفترچه یک شهید 16 ساله که گناهان هر روزش را می نوشت پیدا شد.گناهان یک هفته او اینها بود :
شنبه : بدون وضو خوابیدم .
یکشنبه : خنده بلند در جمع .
دو شنبه : وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم .
سه شنبه : نماز شب را سریع خواندم .
چهارشنبه : فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت .
پنجشنبه : ذکر روز را فراموش کردم .
جمعه : تکمیل نکردن 1000 صلوات و بسنده به 700 صلوات .
راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده در سطر آخر افزوده بود: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...
---
اگه راوی کوچیک تره من هنوز به دنیا نیومدم! معلوم نیست دارم چه غلطی می کنم!
شنبه : بدون وضو خوابیدم .
یکشنبه : خنده بلند در جمع .
دو شنبه : وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم .
سه شنبه : نماز شب را سریع خواندم .
چهارشنبه : فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت .
پنجشنبه : ذکر روز را فراموش کردم .
جمعه : تکمیل نکردن 1000 صلوات و بسنده به 700 صلوات .
راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده در سطر آخر افزوده بود: دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...
---
اگه راوی کوچیک تره من هنوز به دنیا نیومدم! معلوم نیست دارم چه غلطی می کنم!
![[تصویر: Avini-950120.jpg]](http://www.mobarezclip.com/Mobarez/Ax/Post/Avini-950120.jpg)

