تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نگاهی به مصوبه خلع ید ناجا از صدور مجوز کنسرت‌ها
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
نگاهی به مصوبه خلع ید ناجا از صدور مجوز کنسرت‌ها
بعد از نیروی انتظامی نوبت کیست!؟


[تصویر: 1750056_261.jpg]

اقدام دولت برای کوتاه کردن دست نیروی انتظامی سر سلسله اقداماتی برای ترویج ولنگاری و بی‌بند و باری است و می‌توان گام‌های بعدی‌ را هم پیش‌بینی کرد. اما این رفتار در همین گام نخست با واکنش علما و مؤمنین مواجه شده است.
به گزارش مشرق،هفته قبل مصوبه جلسه 95/4/13 هیئت وزیران در رسانه‌های عمومی منتشر شد. براساس این مصوبه، اختیارات ناجا در موضوع صدور مجوز برای برگزاری کنسرت‌ها و جشن‌ها و شب‌نشینی‌ها(!) به «بررسی ترافیک» و نیز عبارت مبهم «بررسی از جهت انتظامی» محدود شد و برای محکم‌کاری، تصریح شد که «نیروی انتظامی موظف است ظرف 10 روز نظر خود را ارایه و نظم امنیت محل و مراسم را «بدون دخالت در مجوز و محتوای برنامه و ویژگی مجریان» تأمین نماید»!


این که این متن عجیب و در عین حال مبهم، در گرماگرم مشکلات اقتصادی چه گره مهمی از کار مردم را باز می‌کند، به کنار. اما اینکه در روزهای پرهیاهوی فیش‌های نجومی مدیران و کارگزاران ارشد دولت یازدهم، دولتمردان فرصت را مغتنم شمرده و به زعم خودشان یکی از موانع قانونی و به حق بر سر راه «ولنگاری فرهنگی» از سر راه بردارد، نشان از اهمیت این موضوع برای آنها دارد.

اما چه شده که دولتمردان در چنین روزهایی و در روزگاری که رهبر معظم انقلاب صریح‌ترین گلایه‌ها را از اوضاع فرهنگی با بیان عبارت «ولنگاری فرهنگی» بیان می‌کنند، به جای تحکیم ضوابط قانونی و سوق دادن امور به سوی نهادینه شدن اخلاق و فرهنگ اسلامی، ضوابط و مقررات کنونی را هم لغو می‌کنند و از کارآمدی می‌اندازند؟!

پاسخ را باید در جهت‌گیری‌های فرهنگی دولتمردانی دانست که از فرهنگ فقط کنسرت را فهمیده‌اند و از هنر فقط ابتذال را! و چون مبنا و معنای دیگری برای این مسیر مهم و تأثیرگذار ندارند و چون برنامه‌ای برای سیر فرهنگی- در همه حوزه‌های آن- ندارند، ترجیح می‌دهند با ایجاد موج‌های اجتماعی، ضعف ساختاری و برنامه‌ای خود را پنهان کنند تا هر کس از آنها مطالبه کارنامه فرهنگی کرد، پشت سپر نخ‌نما و کهنه‌ «نگذاشتند» و «گروه‌های فشار» و... پنهان شوند! مرور گذرا بر یک نمونه ساده از این دست اقدامات دولت، حقایق را بهتر آشکار خواهد نمود.

نیشابور و تکدر رئیس‌جمهور!

28 اردیبهشت ماه سال جاری بود که سخنگوی دولت از تکدر خاطر رئیس‌جمهور محترم خبر داد. در ابتدا گمان می‌رفت وی به خاطر بیکاری گسترده، رکود، گرانی ، نابسامانی اقتصادی و... مکدر شده است. اما توضیح سخنگو، خیال همه را راحت کرد که این مشکلات خاطر کسی را در دولت مکدر نمی‌کند. اما ادعای لغو یک کنسرت در نیشابور، آنقدر اهمیت دارد که شخص رئیس‌جمهور به آن ورود کند و خاطرش را مکدر کند!


کدام مجوز لغو شد؟

بر خلاف آنچه رسانه‌های حامی دولت و موج‌سواران حرفه‌ای عنوان می‌کردند، هیچ مجوزی برای کنسرت «کلهر» در نیشابور صادر نشده بود که لغو آن موجب تکدر کسی بشود! اما از همان ابتدا جریانی حساب شده و هدفمند، تحرکاتی انجام دادند تا در موقع مقتضی بتوانند از آب گل‌آلود شده، ماهی مورد نظر خود را بگیرند. از جمله این کارها می‌توان به فروش بلیط کنسرت، سه روز قبل از تشکیل کمیته برآورد اطلاعات اشاره کرد!

اصل ماجرا چه بود؟!

برخلاف ادعای «لغو کنسرت توسط دادستان نیشابور» ماجرا از اساس چیز دیگری بود و همانگونه که گفته شد، مجوزی صادر نشده بود که بخواهد لغو شود! صورت ماجرا بدین شکل بوده که دادستان نیشابور، در پاسخ به یک پرسش تلفنی از سوی مسئولان پیگیری کننده برگزاری کنسرت اعلام می‌کند، معتقدم در این گونه مراسم اقدامات خلاف شرع انجام می‌شود، اگر از من استعلام شود، نظر خود را بی‌اغماض و براساس تکلیف قانونی‌ام خواهم گفت. با این وصف، پس از فضاسازی وسیع در شهر و رسانه‌ها و حتی رسانه‌های غیرمحلی و در شرایطی که افکار عمومی ظاهراً جهت‌دهی شده است، از دادستان استعلام صورت می‌گیرد. وی پاسخ روشنی می‌دهد به این مضمون که؛ نظر به سوابق موجود، اکثر قریب به اتفاق این قبیل برنامه‌ها و مراسم، همراه با رقاصی و اقدامات خلاف شرع و عفت عمومی بوده و موجب نارضایتی مؤمنین و خانواده‌های شهدا می‌گردد. نظر به عدم ضرورت برگزاری چنین مراسمی و با هدف «پیشگیری از وقوع جرم» با اجرای کنسرت مخالفت می‌گردد.

حمله به خاطر عمل به قانون اساسی

این اقدام دادستان، موجی از حمله به اصطلاح اصلاح‌طلبان را درپی داشت و همه وی را به خاطر عمل به تکلیف مصرح در قانون اساسی مورد حمله قرار دادند! قانون اساسی یکی از تکالیف قوه قضاییه را، پیشگیری از وقوع جرم برشمرده است. دادستان نیشابور، پیش از اعلام نظر رسمی، ضمن برشمردن مشکلات و جرائم احتمالی که معمولاً در زمان برگزاری کنسرت رخ می‌دهد، از مسئولان امر خواسته بود شخصی از بین خودشان یا برگزارکنندگان، به عنوان تضمین‌دهنده برای حفظ نظم، امنیت و اخلاق عمومی معرفی کنند، اما هیچ‌کس چنین شخصی را معرفی نمی‌کند! گویی آنها خود بهتر می‌دانستند که قرار است چه اتفاقی بیفتد! ظاهراً سناریو این بوده که برنامه‌ای- فارغ از خواست و نیت برگزارکنندگان- همراه با حاشیه‌های فراوان شکل بگیرد، اگر مورد اعتراض کسی قرار گرفت، وی مخالف هنر، شادی، نشاط و... معرفی شود و در مقابل افکار عمومی قرار گیرد و اگر مخالفتی نبود، یک ناهنجاری اجتماعی و یک تخلف وسیع، به راحتی و بی‌هیچ مخالفتی در شهر جا بیفتد و سنگ بنایی برای حرمت‌شکنی‌های بعدی بشود! اینکه عده‌ای حاضر نبودند برای تضمین رعایت قانون در یک مراسم پا پیش بگذارند، گویای آن بود که آنها، خود می‌دانستند چه خبر است و چه اتفاقی قرار بود بیفتد. این را می‌توان از رفت و آمد برخی اعضای اتاق فکر عملیات روانی به تهران و بالعکس حدس زد. اطمینان از رعایت نظم عمومی از سوی متقاضیان برپایی یک مراسم، شرطی عقلانی و قانونی است، همان‌گونه که این موضوع در خصوص تجمعات و راهپیمایی‌ها نیز در نظر گرفته می‌شود.

مخالفت با همه مظاهر هنر!!

موج‌سواران پس از ناکامی از برپایی کنسرت و ایجاد حاشیه‌های بعدی آن، اینگونه کوشیدند که همه اهل شهر را خواهان آن نشان دهند و در مقابل یک جریان خاص و مشخصاً دادستان را مخالف همه مظاهر هنر نشان دهند!


حال آنکه برخلاف ادعای آنها، پیشتر، چندین و چند مراسم مشابه برگزار شده بود که آخرین آنها اجرای زنده توسط شهرام ناظری در کنگره عطارشناسی بود. و یا همایش اوج عرفان که بابت آن هزینه‌ای بین 700 تا یک میلیارد و 200 میلیون تومان صرف شد و به جهت وضعیت زننده اخلاقی و فرهنگی همایش- که دقیقاً بر خلاف نام آن بود- مورد اعتراض مومنین و امام‌جمعه نیشابور قرار گرفت. این سوابق و موارد مشابه نشان می‌دهد که اجرای برنامه‌های هنری، تا وقتی که به جریحه‌دار شدن اخلاق و عفت عمومی منجر نمی‌شد، به صورت کاملاً عادی و طبیعی جریان داشته است.

چه کسانی به فکر مردم هستند و چه کسانی دنبال کنسرت؟!

قضاوت اینکه هزینه 700 میلیون تا یک میلیارد و 200 میلیونی برای چه چیزی مهم‌تر است، با مردم، اینکه اساساً اولویت نیشابور، کنسرت است یا اشتغال، یا محیط‌زیست و حل مسئله کارخانه کارتن‌سازی و...، با مردم اما خوب است بدانیم چندی قبل برخی مسئولان شهری، به دلیل تخلفات مالی با پرونده‌ای سنگین بازداشت و راهی محکمه شدند! این جماعت، اصلی‌ترین حامیان کنسرت، بدون تضمین قانونی و منطقی بودند! شاید دلشان می‌خواست زیر سر و صدای بلند سازهای هنرمندان، صدای دست درازی آنها به بیت‌المال، به گوش کسی نرسد! شاید بدشان نمی‌آمد در هیاهوی ساختگی برای کنسرت و لغو آن، چشم‌های نظارتی و اطلاعاتی شهر، سرگرم شوند و فرصت و نیرویی برای نظارت بر عملکرد آنها نداشته باشند! نکته جالب ماجرا، همراهی و همسویی جریان مطبوعاتی از نیشابور تا تهران است که با همراهی مسئولان درجه اول سیاسی تکمیل شد!


امید چه کسانی!؟

اقدام دولت برای کوتاه کردن دست نیروی انتظامی سر سلسله اقداماتی برای ترویج ولنگاری و بی‌بند و باری است و می‌توان گام‌های بعدی‌ را هم پیش‌بینی کرد. اما این رفتار در همین گام نخست با واکنش علما و مؤمنین مواجه شده است.


آیت‌الله علم‌الهدی، امام جمعه مشهد در واکنش به این مصوبه در خطبه‌های دیروز گفت: «جریان فساد فرهنگی و اخلاقی در جامعه مقدس انقلابی و شهید داده ما تاسف‌بار است، رهبری دغدغه‌شان را با عنوان «ولنگاری فرهنگی» بیان کردند، این ولنگاری در همه ابعاد یعنی هم فضای اجتماعی مردم را این ولنگاری فرا گرفته و هم حوزه اندیشمندان و فرهیختگان و هم عرصه متولیان فرهنگی را این ولنگاری فراگرفته است... بنده «دولت‌ستیز» نیستم، دولت ما وزرایی دارد که ولایتمدار هستند و حتی اکثر اینها مقلد رهبری هستند و در راس دولت نیز یک روحانی فقیه و عضو خبرگان رهبری قرار دارد... اما جای این سؤال باقی است که چه مصوبه‌ای است که دولت گذاشته مبنی بر اینکه نیروی انتظامی در مسئله کنسرت‌های مجوزدار دخالت نکند؟... رهبری فرمودند نیروی انتظامی محور اقتدار نظام است. مگر می‌شود این محور اقتدار برابر فساد و فسق و فجور بی‌تفاوت باشد و دخالت نکند؟ این مجوزی که دولت به کنسرت می‌دهد، این مجوز را به چه می‌دهند؟ فرض کنیم قرار است مجوزی داده شده اما آیا به همه بی‌بند و باری‌های حاشیه کنسرت هم مجوز داده شده است؟... آقای وزیر شما با یک خودکار 10 تومانی وزیر نشدید، بلکه با خون هزاران شهید، وزیر شده‌اید. آیا وزیر شده‌ای تا این را تصویب کنی؟ خوشبختانه قوه قضائیه قاطعی داریم و دادستان‌های جوانمرد ما در تمام نقاط کشور اجازه نمی‌دهند جمهوری اسلامی ایران کانون توسعه فساد و فحشا شود. شما فکر می‌کنید دل یک جریان اقلیت لائيک را خوشحال می‌کنید؟... دنبال دشمنان خدا رفتن نتیجه‌اش این بود و شما می‌خواهید یک اقلیت لائيک را راضی کنید و قاطبه مردم را ناراضی؟»

و حالا مصوبه!
شاید اکنون بهتر بتوان فهمید چرا دولت یازدهم به جای هر کار مهم و برزمین مانده دیگری، عدم دخالت نیروی انتظامی در کنسرت‌ها را تصویب می‌کند. لابد باید سراسر کشور، بی‌هیچ مانع و عامل بازدارنده‌ قانونی، غرق در سر و صدای سازهای هنرمندانی شود که خبر ندارند، زیر لوای حمایت از هنر، قرار است سر و صدای دزدی‌ها و حرامخواری‌ها پنهان شود! صدای فیش‌های نجومی، صدای اختلاس و رشوه و خلاصه صدای هر خلاف دیگری را باید با صدای هنر بست! عجب دولت هنردوستی!
منبع: کیهان
سلام
کنسرت یه برنامه فرهنگیه
نقش نیروی انتظامی فقط باید برقراری امنیت باشه وگرنه محتوای کنسرت به نیروی انتظامی مربوط نمیشه مگه حکومت نظامیه که نیرو انتظامی محتوای کنسرت رو تشخیص بده???
این مصوبه یه چیز خیلی طبیعیه که خیلی قبلتر باید اتفاق میفتاد
سلام
نقل قول:این که این متن عجیب و در عین حال مبهم، در گرماگرم مشکلات اقتصادی چه گره مهمی از کار مردم را باز می‌کند، به کنار.
واضحه که وزارت فرهنگ باید به مسائل فرهنگی بپردازه و وزارت اقتصاد به مسائل اقتصادی.
متاسفانه هر چی بدبختی توی دین داری مردم ایجاد شده ، از کوته فکری خیلی از متحجر های ماست.

متاسفانه توی شهر ما هم همین مشکل رو داریم که برخی مسئولین اصلا از خونشون بیرون نرفتند و کلا هیچی از جامعه امروزی نمیفهمند و ان شاا... شاهد سقوط اونها در تعفن خودشون باشم.

انقلاب ما هنوز مشکل متحجرین رو داره که امام فرمود

امام خمینی (رحمة الله علیه): هنر در مدرسه عشق/ سینما یکى از مظاهر تمدن است

سینماى ما مرکز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم، ما با مرکز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم، ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم، ما با آن چیزى که در خدمت اجانب براى عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروى انسانى ماست، با آن مخالف هستیم.
ما کىْ مخالفت کردیم با تجدد؟ با مراتب تجدد؟ مظاهر تجدد وقتى که از اروپا پایش را در شرق گذاشت - خصوصاً در ایران - مرکز [عظیمى‏] که باید از آن استفاده تمدن بکنند ما را به توحّش کشانده است.
سینما یکى از مظاهر تمدن است که باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد؛ و شما مى‏دانید که جوان‌هاى ما را اینها به تباهى کشیده‏اند. و همین طور سایر این [مراکز]. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم‏. (سخنرانی بدو ورود در بهشت زهراء علیهاالسلام - (صحیفه امام، ج‏6، ص: 15)

پ.ن: توی شهر ما یه جوون نماز جمعه نمیره ! چون که امام جمعه با تمام فعالیت های هنری در شهر مخالفت میکنه ! حتی نماز عید فطر رو هم نمیرن ! میرن توی مسجد میخونن.

استخر ساعتی 10 تومن

کنسرت3 ساعت 40 به بالا

اسب سواری 50 تومن ساعتی

کلا جوونای ما هیچ تفریحی ندارن و بعد از مدت ها که میخوان یکم روحیات مثبت به جوونا القا کنن ، متحجرین از خدا بی خبر کاری میکنن که بیشتر از دین زده بشن. ازشون هم که پرسیدی چه کنیم به جای این کار ها ، میگن قرآن بخوانید برادرانBig Grin
(۲۸/تیر/۹۵ ۱:۱۳)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]متاسفانه هر چی بدبختی توی دین داری مردم ایجاد شده ، از کوته فکری خیلی از متحجر های ماست.

متاسفانه توی شهر ما هم همین مشکل رو داریم که برخی مسئولین اصلا از خونشون بیرون نرفتند و کلا هیچی از جامعه امروزی نمیفهمند و ان شاا... شاهد سقوط اونها در تعفن خودشون باشم.

کلا جوونای ما هیچ تفریحی ندارن و بعد از مدت ها که میخوان یکم روحیات مثبت به جوونا القا کنن ، متحجرین از خدا بی خبر کاری میکنن که بیشتر از دین زده بشن. ازشون هم که پرسیدی چه کنیم به جای این کار ها ، میگن قرآن بخوانید برادرانBig Grin

بسم الله الرحمن الرحیم

زیاد حرف بی ربط زدن برای آخرت شما خیلی خطرناک است
متحجر ؟ تعفن؟ از خدا بی خبر؟

این چه حرفهایی است که آزادانه می زنید؟ کدام تفریح سالم است و کدام سالم نیست؟ در ورای این دست کوتاه کردن ها چه اتفاقی قابل رخ دادن است؟

کوته فکری؟ شما مطلقا بی فکر هستید زیرا به جای اینکه با منطق پاسخ بدهید و حداقل حداقلش یک مورد دخالت بی جای نیروی انتظامی رو که در این مصوبه قصد قطع آن را داشتند بیان می کردید نه اینکه یکریز حرف های زشت بزنید
ما نفهمیدیم بالاخره کسانی که ادعای ولایت پذیری دارن اصلا حرفهای رهبر براشون مهم هست یا نه... چون جوانان نیاز به شادی دارن باید باب گناه رو براشون باز کنیم؟ به به از این سخنان نغز...

بله هم امام خمینی و هم رهبری از موسیقی با محتوای درست، سالم، معنوی، موسیقی که حرف داشته باشه برای گفتن، و ... حمایت کردن اما کو؟ وضع سکولار هنرمندان ما رو نمی بینین؟ کنسرت ها و خواننده ها و خانمهایی که با یه وضعی میان اونجا و موجی که بر می دارن موقع اجرا و ... تازه ما اینها رو 10 - 15 سال پیش توی دانشگاه می دیدیم الان که فیلمها و عکسها موجوده.... اینها تعالیم انسانی و معنوی و اخلاقی درش هست؟ یعنی شما فکر می کنین یه مرجع دینی مثل امام خمینی و رهبری اینها رو تایید می کنن؟...

توجه دوستان رو جلب میکنم به کلام رهبری:


حضرت آيت الله خامنه ای، رهبر معظم انقلاب اسلامي 26 آذرماه 81 در دوره وزارت معین و در جمع کابینه دولت وقت (دولت خاتمی) در مورد اسلامی شدن دانشگاه ها بیاناتی داشتند كه در ادامه مي آيد:

«حالا (در مورد) همین اسلامی شدن دانشگاه ها، ای کاش آقای دکتر معین می بود که من این حرف را می خواهم بزنم. در باب اسلامی شدن دانشگاه ها همانطوری که به من گزارش رسیده و گفتند، به نظرم هفتاد و دو سه تا جلسه تشکیل شده است در آن شورای مربوط به اسلامی شدن دانشگاه ها. از آقای دکتر معین باید سئوال کنیم که این مصوبات چند تایش و چگونه در دانشگاه ها اجرا شده. من به ایشان گفته ام، من اعتراض دارم.

یک چیزهایی عکس (عمل) شده است! یعنی الآن در دانشگاه های کشور ترویج موسیقی می شود. نباید بشود. ترویج موسیقی می شود! ترویج موسیقی یک کاریست بر خلاف مذاق اسلام. درست است که هر نوع موسیقی حرام نیست، اما ترویج موسیقی معنایش این نیست که یک موسیقی که حرام نیست را می گردند و با دقت پیدا می کنند و آن را تعلیم می دهند و ترویج می کنند، این نیست، نخیر، درست عکس این است! در موارد بسیاری درست عکس این است...


---------------------------------------------------------------------------
سوال : با توجه به نیاز و استقبال دانشجویان و نظر به ضرورت مقابله با تهاجم فرهنگی آیا اجرای برنامه مستقیم موسیقی، فاخر، اصیل در تالارهای دانشگاه ها با رعایت همه شئون اخلاقی و قانونی جایز است(یعنی همه موارد را رعایت کنیم و یک موسیقی اصیل با همه جوانب شرعی مراعات شود) ؟
جواب: بستگی به چگونگی استفاده از آن دارد اگر به نحوی لهو باشد، حرام است. ضمناً توجه داشته باشیم ترویج موسیقی هرچند حلال باشد با اهداف عالیه نظام مقدس جمهوری اسلامی سازگار نیست و بهتر است جوانان عزیز وقت با ارزش خود را صرف یادگیری علوم و فنون لازم نموده و اوقات فراغت خود را با ورزش و تفریحات سالم بنمایند.
---------------------------------------------------------------------------

رهبری در دیدار رمضانی با دانشجویان:

اینکه ما بیاییم دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی، به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلط‌ترین کارها است. برای تحرّک دانشجویی و تلاش دانشجویی و نشاط دانشجویی، راه های دیگری وجود دارد؛ آنها را به گناه نباید کشاند، آن ها را به سمت شکستن پرده‌های تقوا که خوشبختانه جوان متدیّن امروزی بر حفظ آن اصرار دارد- نباید کشاند؛ آنها را به سمت بهشت باید برد، نه به سمت دوزخ. بله، این کار ها در دانشگاه اصلاً وجهی ندارد.


(۲۸/تیر/۹۵ ۵:۲۷)بیداری اندیشه نوشته است: [ -> ]کنسرت ها و خواننده ها و خانمهایی که با یه وضعی میان اونجا و موجی که بر می دارن موقع اجرا

حالا چون یه عده بی حجاب میان دلیل میشه کنسرت کاملا تعطیل بشه؟؟؟
خب این بی حجاب ها تو خیابون هم میرن و رفت و آمد میکنن پس خیابون ها رو هم باید بست که اینا واردش نشنConfused




دوتا سوال هم ازتون داشتم:
1- مذاق اسلام را چه کسی و چگونه تشخیص میدهد؟؟
2-چند مورد از تفریحات سالم و اسلامی که نشاط آور نیز باشد را مثال بزنید؟؟(خواهشا پیاده روی و شرکت در مجالس ختم و این چیزا رو نگید)
نقل قول:1- مذاق اسلام را چه کسی و چگونه تشخیص میدهد؟؟
تشخیص این موضوع بر عهده علمای اسلامی است.
با تشکر از اظهار نظر موافق و مخالف دوستان
برای دوستان اهل بصیرت داستان اندلس رو بازگویی خواهم کرد تا بدانند که چگونه سرزمین اندلوس که بیش از هشتصد سال در دست مسلمانان بود ،به چه بلایی گرفتار شد ،شاید باعث عبرت برای ما باشد ،با این روندی که در حال حاضر در پیش داریم ،اگر نخواهیم هم که بگوییم در مسیر اندلوسیزه شدن می رویم ،قسمت اعظمی از این جامعه خواهان اندلوسیزه کردن این کشور هستند ،پیشنهاد می کنم که سخنرانی استاد رائفیپور رو در این زمینه بشنوید و یا ببینید و متن ذیل که از همسنگر گرامی مان در این تالار منتشر شده است(

شماره ارسال: #1

اندلوسیزه کردن ایران

) را که سرانجام اسلام متمدن در عصر اروپای وحشی است ، به عرضتان می رسانم .


آيا طرح اندلسيزه كردن ايران اسلامي جدي است؟

دوران حكومت 800 ساله مسلمانان بر جنوب اروپا (اسپانيا و پرتقال) دوران درخشان و روشني است كه البته عاقبتي بسيار تلخ و دردناك دارد.در زمان حضور مسلمين در اندلس، سطح رفاه زندگي ، رشد تمدن در بالاترين سطح خود بود. اما چه شد كه اين تمدن عظيم و افتخار آفرين فروپاشيد . داستان اين فروپاشي عبرت آموز است.




جوان مرد يا شواليه عرب كه براي جنگ به ميدان مسابقه مي رفت، بر روي بازوهاي خود علامتي مانند شكل قلب با تيري كه آن را سوراخ كرده يا حرف اول اسم محبوبه خود را داغ مي كرد و يا خال كوبي مي نمود. اين سپاهيان علناٌ درحضور محبوبه هاي خود براي جايزه شجاعت و دلاوري با يكديگر مبارزه مي كردند و اغلب با...
5 رجب سال 92 هجري مصادف با 712 ميلادي است. جنوب اروپا شاهد ورود دلاوران مسلمان به شبه جزيره ايبري (Iberia) است. اندلس مسيحي در مقابل سپاه سردار طارق بن عزيز تسليم مي شود.[1]


* * * *
مسلمانان حدود 800 سال دراسپانيا، قدرت را در دست داشتند و اسپانيا در اين مدت، مهد علم و تمدن شده بود.[2]

* * * *

اينك 800 سال از ورود سپاه 12 هزار نفري مسلمين مي گذرد. سال 897 هجري قمري است. ابوعبدا... محمد آخرين حاكم قرناطه، مهم ترين و زيبا ترين بخش اندلس، كليد شهر را تسليم فرديناند، سردار مسيحي مي كند و خود با چشماني گريان مي گريزد.
اين بار اين اندلس اسلامي است كه تسليم سپاهيان مسيحي مي شود.

* * * *

دوران حكومت 800 ساله مسلمانان بر جنوب اروپا (اسپانيا و پرتقال) دوران درخشان و روشني است كه البته عاقبتي بسيار تلخ و دردناك دارد.
پس از حضور مسلمين در اندلس، آزادي ديني، علم اندوزي و تحصيل دانش، سطح رفاه و زندگي ، رشد تمدن و ... در بالاترين سطح خود بود.
آن زمان كه ماريا راهبه مسيحي در نامه اي به اسقف طليطله اين گونه مي نويسد: تا 60 سالگي جز انگشتانم كه مكرر به آب مقدس رسيده، بدنم با آب آشنايي نداشته و شست وشو نشده است. در همان زمان در شهر قرطبه به تنهايي 900 حمام عمومي وجود داشت كه اغلب با سنگ مرمر ساخته شده بود و اين نشان دهنده ميزان پيشرفت و رفاه مسلمانان بود.[3]
فيليپ ك.حتي در "تاريخ عرب " مي نويسد: در اين دوران، قرطبه، پايتخت اندلس، بزرگترين مركز فرهنگي اروپا و با قسطنطنيه و بغداد سه مركز فرهنگي جهان به شمار مي رفتند. قرطبه 113000 خانه، 21 محله ي بيرون شهر، 70 كتابخانه و تعداد زيادي كتابفروشي و مسجد داشت. در شهر فرسنگها راه، سنگ فرش بود كه از خانه هاي دو طرف روشني مي گرفت. در صورتي كه لندن و پاريس، حتي هفت قرن پس از آن تاريخ، چنين وضعي نداشت. قرن ها بعد اگر كسي جرات مي كرد و در يك روز باراني پاريس، از آستانه ي خانه بيرون مي رفت، تا قوزك به گل فرو مي رفت. موقعي كه دانشگاه آكسفورد نظر مي داد كه استحمام يك رسم بت پرستي است!! نسل هاي متوالي از دانشوران قرطبه از استحمام در حمام هاي مجلل بهره ور شده بودند.[4]

گسترش، پيشرفت و توسعه ي علوم در شاخه هاي مختلف بسيار چشم گير بود، به نحوي كه همگان پيشرفت اروپا را مديون توسعه علم در اندلس مي دانند. "لاين پل‏ " مستشرق انگليسى مى‏نويسد: اسپانيا هشت قرن در دست مسلمانان بود و نور تمدن آن، اروپا را نورانى ساخته بود.[5]
اين پيشرفت هاي علمي آن چنان بود كه هر بيننده اي را به تعجب و البته تحسين وا مي داشت. به عنوان مثال، پزشكان مسلمان در اندلس اسلامي به درجه اي از تخصص رسيده بودند كه جراحى‏هاى دقيق چشم همچون آب مرواريد، قرنيه و ... را انجام مى‏دادند.[6]


* * * *
و اما چه اتفاقي افتاد كه اندلس زيبا، اين حسرت هميشگي مسلمانان، از كف رفت و به دست صلبيون فتح شد.
با حضور فرديناند در اندلس، پذيرش مسيحيت براي همگان اجباري و آموزش و صحبت به زبان عربي ممنوع شد و هر كه از اين امر سرباز مي زد به تبغ جلاد سپرده مي شد.
كشتارها آغاز شد. صليبي ها حتي به مسلماناني كه با تغيير دين، مسيحي شده بودند نيز رحم نكرده و با عنوان عرب هاي خائن آنها را كشتند. در يك روز 3000 نفر از آنان زنده زنده سوزانده شدند.
مساجد، دانشگاهها و نمادهاي والاي تمدن، به بهانه حذف نمادهاي اسلامي ويران شدند و اين ها همه در حالي بود كه در هنگام حضور مسلمين در اندلس نه تنها آزادي اديان وجود داشت، بلكه بسياري از مناصب دولتي در اختيار مسيحيان بود .


به راستي بر آندلس چه رفت ؟!
گوستاو لوبون در اين زمينه مي نويسد : دشمنان با انتشار فساد و رواج مشروبات الكلي و بي بند باري و بالاخره در اثر اختلافات بين زمامداران حكومت، بر مسلمانان چيره شدند و مسلمانان را به زور، وادار به قبول دين مسيح كردند.[7]
لوبون دو دليل اختلافات دروني و رواج فساد را عامل سقوط اندلس مي داند .پيرامون عامل اول اشاره به اين موضوع خالي از وجه نيست كه حكومت هاي كوچك محلي مسلمانان در پي درگيري هاي به وجود آمده ميان بومي هاي اندلس و شامي ها و عرب هاي مقيم اندلس براي غلبه بر ديگري، دست ياري و نياز به سوي حكومت هاي مسيحي دراز كردند. اختلافات و جنگ هاي داخلي در طول ساليان دراز سبب ضعف قواي مسلمين شده بود.


و اما عامل دوم :رواج فساد و فحشا

وقف تاكستان هاي بزرگ و متعدد و توزيع مشروبات حاصل از آنها به شكل رايگان در بين جوانان مسلمان و تاسيس تفريح گاه هاي متنوع از سوي صاحبان كليسا كه خدمه و كاركنان آن همگي زيبارويان مسيحي بودند و ... ، همگي عواملي اند كه موجب ضعف اراده در ميان جوانان مسلمان شد. دليران مسلمان كه به هنگام فتح اندلس با چنان ايماني مي جنگيدند كه نوشته اند،كشتي هاي خود را به آتش كشيدند تا ديگر راه باز گشتي نداشته باشند،[8] اينك در آغوش دختران زيباروي مسيحي به ضعف نشسته اند.

حال و روز جوانان و دليران مسلمان از زبان امير علي تاريخ نويس مسلمان، خواندني و البته افسوس خوردني است:

" جوان مرد يا شواليه عرب كه براي جنگ به ميدان مسابقه مي رفت، بر روي بازوهاي خود علامتي مانند شكل قلب با تيري كه آن را سوراخ كرده يا حرف اول اسم محبوبه خود را داغ مي كرد و يا خال كوبي مي نمود. اين سپاهيان علناٌ درحضور محبوبه هاي خود براي جايزه شجاعت و دلاوري با يكديگر مبارزه مي كردند و اغلب با محبوبه هاي شان مي رقصيدند.[9] "
همچنين دقت در عوامل ديگري همچون آزادي بيش از حد مسيحيان براي تبليغ و ترويج ،رشد و گسترش روحيه تساهل و تسامح، تقدس زدايي گسترده از ارزش هاي اسلامي از راه عادي جلوه دادن توهين به مقدسات مسلمين همچون توهين به مقام والاي پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، دگرديسي ارزش هاي ديني و معنوي، اشرافي گري زمامداران و ... مي تواند در ارائه تحليلي روشن، پيرامون دليل از دست دادن اين بخش از سرزمين هاي اسلامي، سودمند و مثمر ثمر باشد .
دشمن براي شكست مسلمين در اندلس، به جاي قهرمانان و شواليه هاي و جنگ جويان غول پيكر، دختر كان ظريف اندام خود را به آوردگاه مسلمين روانه كرد و به جاي تيرهاي آتشين و كشنده با غمزده چشمان جادويي زيبارويان مسيحي به جان مجاهدان مسلمان افتاد و ترنم آوازه خوانان مه رو را به جاي برق شمشيرهاي خون ريز هديه مسلمانان كرد و شراب سرخِ شيرافكن را در كنار همه اين ها در حلقوم مسلمين ريخت تا بدين سان و در يك پروسه مدت دار، اندلس را به حسرتي هميشگي در دل مسلمين بدل نمايد .


* * * *
جمله زير از زبان "بنيامين نتانياهو " نخست وزير پيشين اسرائيل خطاب به مجلس نمايندگان امريكا بيان شده است:
ارسال برنامه هاي ماهواره اي حاوي تصاوير زنان زيبا، با بدن هاي برهنه و نيمه برهنه و پرداختن به امور دينوي، از قبيل زندگي تجملي و البسه زيبا و صحنه هاي جنسي و مشاهده امور كاملا انحرافي باعث مي شود كه كودكان ايراني خواستار لباس هاي زيبا، زندگي تجملي و استخر و امثال اين ها شوند و با اين امر مي توان در ايران انقلابي به راه انداخت .


يك سؤال جدي ؟!
آيا طرح اندلسيزه كردن ايران اسلامي جدي است؟
غفلت متوليان فرهنگي و اثر گذاران فكري ـ فرهنگي جامعه، شايد نشان آن باشد كه اين خطر آن چنان كه بايد و شايد، جدي نيست!!!


پي نوشت ها:
[1]- نور الدين آل على، اسلام در غرب، انتشارات دانشگاه تهران، ص 45 .
[2]- گوستاو لوبون، تمدن اسلام وعرب، ص333.
[3] - نورالدين آل علي، اسلام در غرب (تاريخ اسلام در اروپاي غربي)،1370، ص 3 و4.
[4]- اعترافات، ج1، خدمات اسلام به اروپا، عطايي اصفهاني، چاپ چهارم، 1387، ص 32.
[5]- محمد ابراهيم آيتى، اندلس يا تاريخ حكومت مسلمين در اروپا، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ دوم، ص 14.
[6]- حسن وطنخواه، اسلام در اندلس، مجله مشكوة، پاييز 1370، شماره‏32، ص 115 .
[7]- گوستاو لوبون، تمدن اسلام و عرب ، ص335
[8]- همچنين، تدمير، جانشين پادشاه اندلس در زمان حمله دلاوران مسلمان، در نامه اي به رودريك، پادشاه اندلس در وصف دلاوران مسلمان اين گونه مي نگارد: مردمي به كشور ما آمده اند كه ندانيم آنها اهل آسمانند يا اهل زمين. اعترافات، ج1، خدمات اسلام به اروپا، عطايي اصفهاني، چاپ چهارم، 1387، ص 32.
[9]- امير علي، تاريخ غرب و اسلام، ص542.



و همچنین توجه شما را به متن ذیل از دیدگاه استاد رائفیپور جلب می کنم .
فتح اندلس و فروپاشی آن
با بررسی تاریخ آندلس، می توان به نقاط ضعف و قدرت دوستان و دشمنان خویش پی برد. بدین منظور در این بخش به بررسی مختصری از تاریخ فتح آندلس بوسیله ی مسلمانان پرداخته ایم:[/b]

در سال 92 هجری، مسلمانان تحت فرماندهی «طارق بن زیاد» حركت براي فتح اندلس را آغاز كردند. این جریان از 92 تا 96 طول کشید.


سپاه اسلام، پس از فتح اندلس، آزادي مسيحيان و يهوديان اهل اين سرزمين را تضمين كردند و با گرفتن جزيه و خراج اسلامي، آن ها را در پناه خود در آوردند.

مسلمانان فاتح، فقط املاك «خانواده رودريك» و افراد وابسته به آن و يا كساني كه در جنگ با مسلمانان كشته شده بودند و هم چنين املاك كليساها را غنيمت جنگي قلمداد كردند كه خمس آن به عنوان سهم دولت اسلامي خارج شد و بقيه در دست صاحبان آن ها باقي ماند به شرط آن كه ماليات آن را بپردازند.

در زيرسايه همين درخت بود كه بنيان گذاران تمدن نوين اروپايي، چون دكارت (دكارت، پياده از پاريس تا طليطله را پيمود، تا در مدارس عربي طليطله با زبان عربي آشنا شود.) توانستند از تاریکی جهالت قرون وسطا رهایی یابند.


بازپس‌گیری آندلس

در این بین کسانی (مسیحیان) که هنوز مسلمین را دشمنان خود می پنداشتند برای بازپس گیری آندلس راه هایی را در پیش گرفتند. راهبرد آن ها شامل سه مرحله بود:


مرحله اول: تبليغ و ترويج افكار و انديشه هاي مسيحيت با هدف ايجاد تزلزل در عقايد جوانان مسلمان و سست نمودن آنان در پايبندي به احكام ديني.

مرحله دوم: نفوذ در امر حياتي و مهم تعليم و تربيت جوانان مسلمان از طريق گرفتن امتياز باز كردن مدارس مجاني با هدف تعليم مطالب انحرافي و القاي شبهات در جوانان مسلمان.

مرحله سوم: توسعه روابط تجاري با مسلمين با هدف ترويج فساد و بي بند و باري در زمام داران و به ويژه جوانان مسلمان اندلس.

نتيجه مراحل سه گانه مذكور كه جملگي يك راهبرد اساسي براي فروپاشي اندلس اسلامي و خارج كردن اين سرزمين از دست مسلمانان بود، تخدير افكار و انديشه هاي مسلمانان بود. وضعيت فرهنگي – اجتماعي ايجاد شده در اندلس اسلامي، اين گونه در كتاب «غروب آفتاب در اندلس» تشريح شده است:

1. مي خوارگي كه در گذشته در ميان مردم عياش اندلس به طور خفا انجام مي شد، يك عمل عمومي و علني گرديد.

2. جوانان مي گسار و بي بند و بار، روش پدران خود را حقير شمرده و آنان را نادان و احمق و دور از تمدن خواندند.

3. لباس ساده خود را كه نشانه صبر بود از تن در آورده و جامه تن پروري را به تن كردند.

4. جوامع مذهبي در انحصار پير مردان و پير زنان در آمد و جوانان را با مسجد و نماز سرو كاري نبود.

5. دختران زيبای اروپايي كه در همه جا مامور دلربايي از جوانان مسلمان بودند با دقت هر چه تمام تر ماموريت خود را انجام دادند و در نتيجه جوانان مسلمان تا نيمه هاي شب در گوشه مهمانخانه ها به سر بردند.


عوامل سقوط


دراینجا به طور مختصر عوامل سقوط اندلس را بررسی میکنیم.

1. دلدادگی فرمانروایان اسلامی به فرهنگ ترسایان(ازدواج با زنان مسیحی)

2. ساده لوحی فرمانروایان اسلامی و ندانستن فنون پیچیده جنگ نرم و دشمن شناسی

3. اشاعه اصالت لذت و تن آسایی بین مسلمین

4. اشاعه فحشا و بی بند و باری و غنا

5. بوجود آمدن اختلاف بین مسلمانان عرب و بربر

6. انگیزه مسلمانان برای فتح اندلس الهی نبود

7. بوی غرور و ریاست‌طلبی در سخنان فاتح اندلس

8. رفتارعباسیان با خلفای اموی پیش ازخود

9. قدرت دريايي مسلمين و پيدايش قدرت دريايي اروپايي پرتغالي

10. ركود تجارت و فروپاشي و سقوط اقتصادي جهان اسلام و دولت مماليك

11. جنگ استشراقي

12. انحطاط علمی مسلمانان

نتیجه

با توجه به چگونگی نفوذ مسیحیان در بین مسلمین، و در نتیجه ناکامی سپاه اسلام در حفظ اسپانیا، می توان از تکرار چنین وقایعی پیش گیری کرد.


شیوع بی حیایی که در نتیجه منجر به مسائلی چون بی عفتی، گناه آشکار، و ... می شود، یکی از مواردیست که به مرور باعث از هم گسستگی ملتهای مسلمان و در نتیجه انحطاط دولتهای آنها می گردد و تنها راه مبارزه با آن داشتن هوشیاری و بصیرت است که از راه های کسب آن نیز مطالعه در تاریخ، و تدبر و تعقل در آن است.

نظر امام خمینی (رحمة الله علیه) در مورد موسیقی:

رادیو و تلویزیون باید آموزنده باشد

حالا باید جدی بگیرید مسائل را، از آن هزل و شوخی و عرض می‌کنم که مسائل غیرجدّی برگردید به آن مسائل جدّی، مملکتتان را اداره کنید؛ خودتان باید اداره کنید. دستگاه تلویزیون یا دستگاه رادیو که آموزنده باید باشد، قدرت بدهد به جوانهای ما، جوانهای ما را نیرومند کند، نباید دستگاه تلویزیون جوری باشد که ده ساعت موسیقی بخوانند. جوانی که نیرومند هست از نیرومندی برگردانند به یک حال خُمار و به یک حال خَلْسَه، مثل همان تریاک می‌ماند این هم اینقدر با او فرق ندارد، این یک جور خلسه می‌آورد، آن یک جور خلسه می‌آورد. اینها باید تبدیل بشود. اگر بخواهید مملکتتان یک مملکت صحیح باشد، یک مملکت آزاد باشد، یک مملکت مستقل باشد، مسائل را از این به بعد جدّی بگیرید. رادیو و تلویزیون را تبدیلش کنید به یک رادیو و تلویزیون آموزنده، موسیقی را حذف کنید. نترسید از اینکه به شما بگویند که ما موسیقی را که حذف کردیم کهنه پرست شدیم! باشد ما کهنه پرستیم! از این نترسید. همین کلمات نقشه است برای اینکه شماها را از کار جدی عقب بزنند.



موسیقی در رادیو - تلویزیون

اینکه می‌گویند که اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشد آنها می‌روند از جای دیگر می‌گیرند موسیقی را، بگذار بگیرند از جای دیگر، شما عجالتاً آلوده نباشید؛ آنها هم کم کم برمی‌‌گردند به اینجا. این عذر نیست که اگر موسیقی در رادیو نباشد، آنها می‌روند از جای دیگر موسیقی می‌گیرند. حالا اگر از جای دیگر موسیقی بگیرند، ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟! ما باید خیانت بکنیم؟! این خیانت است به یک مملکتی، خیانت است به جوانهای ما. این موسیقی را حذفش کنید بکلی، عوض این یک چیزی بگذارید آموزنده باشد. کم کم مردم را و جوانهای ما را عادت به آموزندگی بدهید؛ از آن عادت خبیثی که داشتند برگردانید. اینکه می‌بینید که جوانها اگر این نبود می‌روند سراغ موسیقی دیگر، برای این که اینها عادت کردند! این شاهد بر این است که جوانهای ما فاسد شدند. الآن ما موظّفیم که این نسلی که فاسد شده برگردانیم به صلاح و نگذاریم این کوچکهای ما فاسد بشوند، اینها را جلویش را بگیریم، باید جدّ باشد این مسائل. اختلاط زن و مرد در اطراف دریا از همان نقشه‌ها بوده است، باید مردم جدیّت کنند خودشان جلو بگیرند. و دستگاه‌های انتظامی و حکومتها و اینها جلوگیری بکنند، خود مردم جلوگیری بکنند. رادیو این معنی را تبلیغ بکند که نباید این طور بشود، مفاسدش را به آنان بگوید.

http://farsi.rouhollah.ir/library/sahife...9&page=205
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع