مدیرکل مدیریت بحران بوشهر:
یکی از انبارهای بزرگ در پارس جنوبی ساعتی پیش دچار آتش سوزی شد و نیروهای امدادی در حال مهار آتش هستند.
خطری تاسیسات پالایشگاه را تهدید نمیکند
سخنگوی کمیته بحران منطقه ویژه پارس:
آتشسوزی در بخش زبالههای هیدروکربنی پالایشگاه ششم رخ داده و در حال خاموش شدن است.
این بخش با پالایشگاه فاصله دارد و خطری تاسیسات را تهدید نمی کند.
این زبالهها هنگام آتش دود زیادی تولید میکنند. با وجود اینکه آتش سوزی گسترده و شدید نیست دود ایجاد شده زیاد است.
سلام
این مستند رو جدیداً دیدم. خیلی جالبه.
بسم الله الرحمن الرحیم
با توجه به آنچه که گفته شد این مستند سعی داشته است تا در عین پردهبرداری از یکی دیگر از جنایات ایالاتمتحده آمریکا به بزرگنمایی در رابطه با قدرت سایبری این کشور بپردازد. این مستند به گونهای ساخته شده است که بیننده در انتها به صورت ناخودآگاه خود را در برابر نیروی سایبری آمریکا مستأصل ببیند. درصورتیکه باید توجه داشته باشیم آمریکا با استفاده از همین ابزار رسانه است که خود را در چشم جهانیان بزرگ کرده است. بیش از زمان این مستند در چگونگی حمله استاکسنت و طراحی عملیات مربوط به آن صرف میشود تا در انتهای آن به عملیات Nitro Zeus اشاره شود و حال که بیننده مبهوت توان سایبری آمریکا در ساخت استاکسنت است به او گفته میشود که عملیات Nitro Zeus از قدرتی چند برابر قدرت استاکسنت برخوردار است درحالیکه بهتر است بدانیم چند ماه پس از حمله استاکسنت آمریکا ویروس دیگری با نام Flame را وارد تجهیزات صنعتی ایران کرد و با وجود اینکه به گفته خود مقامات آمریکایی از پیچیدگی و قدرت بیشتری نسبت به استاکسنت برخوردار بود نتوانست کوچکترین ضربهای به تجهیزات ایرانی وارد کند که این نشان از قدرت بازدارندگی سایبری ایران و همچنین نتیجه بومیسازی قطعات هستهای دارد که در این مستند هیچ اشارهای در این رابطه نشده است. با توجه به گفته مقامات آمریکایی برنامه Nitro Zeus یک برنامه جامع و کامل برای حمله سایبری به تمام زیرساختهای حساس ایران مانند حملونقل، نیروگاههای تأمینکننده آب و برق و سیستم تصفیه آب میباشد که در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات هستهای به عنوان اهرم فشار علیه آن استفاده شود.[sup]
[۱۱] [/sup]حمله استاکسنت به زیرساخت هستهای ایران بخشی از این برنامه بوده است. همانطور که بارها و بارها از زبان آمریکاییها گزینههای نظامی علیه ایران مطرح شده و تا به امروز نهتنها هیچ تهدیدی در این زمینه متوجه کشور ما نبوده است بلکه بارها و بارها در جنگهای نیابتی میان ایران و آمریکا در منطقه، شکستهایی سختی بر آنها تحمیل کردهایم، این بار نیز آمریکاییها با این مستند از گزینههای سایبری روی میز صحبت میکنند.
بهطورکلی آنچه که باید در این مستند به آن توجه شود عبارت است از:
آمریکاییها با زبان خود اعتراف میکنند که برای متوقف سازی پروژه هستهای ایران از هیچ تلاشی دریغ نکردهاند و در این مسیر از تمام ابزارهای ممکن اعم از ترور دانشمندان هستهای، تحریم، حمله سایبری و دیگر اهرمهای فشار استفاده کردهاند.
ابعاد این حمله سایبری در حد یک جنگ هستهای علیه ایران محسوب میشود به دو دلیل:الف) طبق قانون اساسی آمریکا این نوع حمله مانند حمله اتمی نیاز به دستور مستقیم از سوی رئیسجمهور آمریکا دارد. ب) حمله به تأسیسات اتمی، بهعنوانمثال انفجار در یک راکتور هستهای، میتواند پیامدها و خساراتی در حد حمله با بمب اتمی در پی داشته باشد. حتی در قانون اساسی کشور آمریکا آمده است که هرگونه حمله سایبری به زیرساختهای حیاتی این کشور به عنوان اعلام جنگ علیه این کشور و تعرض به خاک آن تلقی میشود و آمریکا میتواند به صورت حمله نظامی و حتی اتمی به آن پاسخ دهد. همچنین دادگاههای بینالمللی نیز این قانون را پذیرفته و این حق را برای آن قائل هستند لذا ایران میتواند در دادگاههای بینالمللی از آمریکا بابت این موضوع شکایت کند و از آن درخواست خسارت نماید یا در قانون اساسی خود نیز برای این موضوع قانونی جدید تصویب کند.
به نهادهای جهانی مانند سازمان ملل یا آژانس بینالمللی انرژی اتمی نباید اعتماد کرد چرا که این نهادها در ظاهر بی طرف هستند اما در عمل تحت سلطه ابرقدرتها و مستکبران جهان بالاخص ایالات متحده آمریکا هستند و در راستای اهداف آنها حرکت میکنند.
آسیبپذیریهای سایبری ایران جدی است و باید به صورت کامل شناسایی و رفع شود. همانطور که بومیسازی در تجهیزات هستهای، حملات بعدی دشمن مانند Flame را خنثی کرد، در حوزه سایبری نیز نیاز به بومیسازی در سطح زیرساختهای شبکهای وجود دارد، مانند طراحی پروتکلهای جدید ارتباطی برای جایگزینی با پروتکلهایی نظیر TCP\IP.
باید توجه داشته باشیم که دشمن از آسیبرسانی به صورت جنگ سخت نظامی به جنگهای نیمهسخت و نرم از جمله جنگ اقتصادی و سایبری روی آورده است و در آینده بیشتر با این جنگها سروکار خواهیم داشت و باید کشور را مانند حوزه سخت نظامی در این حوزهها نیز توانمند سازیم.
توان سایبری به عنوان یک اصل بازدارندگی و اهرمی برای فشار بر کشورهایی که در این حوزه ضعیفتر هستند به حساب میآید و کشورهای پیشرو در این حوزه به راحتی از آن برای اعمال قدرت خود و زورگویی به کشورهای دیگر استفاده خواهند کرد ازاینرو کشورهایی نظیر آمریکا سرمایهگذاریهای کلانی در این بخش کرده و میکنند تا نتیجه آن را در سالهای آینده برداشت نمایند.
امروزه با وجود گسترش فضای سایبر و امکانات متعددی که این فضا در اختیار بشر قرار داده است نوع تهدیدات آن نیز گسترش پیدا کرده است و امروزه توان سایبری به عنوان نیروی چهارم نظامی در ارتشهای دنیا در کنار نیروی زمینی، دریایی و هوایی آنها به حساب میآید. لذا در آینده کمتر شاهد درگیری مستقیم میان کشورها خواهیم بود و جنگهای آینده بیشتر به صورت جنگهای نیمه سخت و نرم خواهد بود. جنگهایی از قبیل جنگ ارزی، جنگ رسانهای، جنگ فرهنگی و جنگ سایبری. اگر روزی برای به زانو درآوردن دشمنی مانند ژاپن نیاز به بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی بود امروزه نسخه جدید آن یعنی استاکسنت برای این امر استفاده میشود که علاوه بر هزینه کمتر از کارایی بیشتری نیز برخوردار بوده و هیچگونه اثری از خود به جای نمیگذارد و میتوان با یک کلیک لطمههای جبرانناپذیری به دشمن وارد ساخت.
حال که دشمن برای به زانو درآوردن ایران از هیچ ظلمی دریغ نکرده است و به گفته رئیس سابق آژانس امنیت ملی آن در این مستند، آمریکا برای پای میز مذاکره نشاندن ایران دست به چنین اقدامی زده است، آیا مذاکره با چنین دشمنی رواست؟
باید به این نکته دقت داشت که جنگ سایبری ابعاد گوناگونی دارد و حمله استاکسنت را میتوان در دسته حملات سایبری سخت قرار داد. هم اکنون علاوه بر بعد سخت سایبر ما درگیر جنگ نرم در این فضا نیز هستیم. جنگ فرهنگیای که ایالات متحده با استفاده از رسانههایی مانند اینترنت، شبکههای اجتماعی، فیلمهای هالیوودی و … علیه دنیا و بالاخص ایران شروع کرده است به مراتب صدمههای شدیدتری نسبت به جنگ سخت سایبری این کشور خواهد داشت و همانطور که امروز ما به حول قوه الهی در زمینه سخت سایبری موفقیتهای چشمگیری داشتیم باید با همت دو چندان خود را برای جنگ در عرصه نرم سایبری نیز آماده کنیم.
منبع
مطلب خوبی بود من همینطوری میچرخم تو نت همه چی میخونم