۲۶/مرداد/۹۵, ۲۲:۱۳
پرسش
اخیراً به کتابی با عنوان "سیصد و بیست داستان از معجزات و کرامات امام علی (علیه السلام)" نوشته آقای عباس عزیزی برخوردهام، با توجه به عجیب بودن برخی معجزات نقل شده در آن، میخواستم بدانم این کتاب چقدر معتبر است؟
پاسخ
به طور کلی اعتبار و استواری لازم برای هر مطلبی متناسب با این است که از آن چه انتظاری داریم و به چه منظوری می خواهیم از آن متن استفاده کنیم.
اگر بخواهیم اعتقاداتمان را بر امری بنا سازیم باید آن چیز محکم و استوار باشد،(1) نمیتوان اعتقادات را بر داستانهایی که سند درستی ندارند و امثال آن بنا نمود؛ اما گاهی هدف انسان کشف اعتقاد حقه نیست، بلکه با دلائل برهانی در جای خودش امامت، افضلیت، عصمت و قدرت کرامت امیرالمومنین(علیه السلام) اثبات شده است و اکنون به دنبال افزایش عشق به آن حضرت(علیه السلام) در دل مخاطب یا توصیه های اخلاقی و امثال آن هستیم، در اینجا میتوان از داستان ها و حکایات بهره گرفت و عجیب بودن آنها(مادامی که عقل ستیز نباشد) و با اعتقادات ما در تعارض نباشد مشکلی ندارد. چون ما به دنبال بهره بردن اعتقادی از آنها نیستیم.
قرآن کریم هم پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را برای تشویق به دین از طرق مختلف متناسب با مخاطب، و مناسب با هدفی که انتظار دارد ، دعوت نموده است: «ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَن»؛ با حكمت، و با اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن(2)
معنى" حكمت"- بطورى كه در مفردات آمده به معناى اصابه حق و رسيدن به آن به وسيله علم و عقل است، و اما" موعظه" به اين معنا تفسير شده كه كارهاى نيك طورى يادآورى شود كه قلب شنونده از شنيدن آن بيان، رقت پيدا كند، و در نتيجه تسليم گردد، و اما" جدال" عبارت از سخن گفتن از طريق نزاع و غلبه جويى است. بنابراين، اين سه طريقى كه خداى تعالى براى دعوت بيان كرده با همان سه طريق منطقى، يعنى برهان و خطابه و جدل منطبق مى شود.(3)
لذا همان طور که حکمت و برهان در جای خودش کارآمد است، استدلالات خطابی که نیازی نیست برهانی باشند نیز در جای خود کارآمد بوده و نقش مثبت خود را در تحریک مخاطب خواهند داشت.
با این مقدمه می رویم به سراغ کتابی که شما فرمودید، حال اینگونه پاسخ می دهیم:
این کتاب به عنوان یک کتاب اعتقادی معتبر نیست؛ چون مواد کتب اعتقادی باید برهانی یا حداقل موجب علم اطمینانی باشند؛ اما نقل چنین داستانهایی که در کتاب هایی اینچنینی نوشته شده و بیشتر هم برای خطابه و موعظه استفاده می شود مشکلی ندارد، لازم نیست به خاطر نداشتن سند درست مته به ته خشاش گذاشته شود. لذا اگر ببینیم که نقل چنین داستان هایی از نظر محتوایی مفید هست و موجب تقویت علاقه مردم به امام علی(علیه السلام) شده یا مردم را به سمت تقوا و ورع سوق می دهد، این که سند معتبری ندارند مشکلی ایجاد نمی کند و استفاده از انها مانعی ندارد. اما برای اثبات اعتقادات کارایی نخواهند داشت.
_____________________________
1. رسائل فبض کاشانی، ج1، رساله اول، ص26.
2. نحل:125.
3. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج12، ص534.
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
کتاب مذکور در آدرس زیر قابل دسترسی است:
http://www.ghadeer.org/Book/990
اخیراً به کتابی با عنوان "سیصد و بیست داستان از معجزات و کرامات امام علی (علیه السلام)" نوشته آقای عباس عزیزی برخوردهام، با توجه به عجیب بودن برخی معجزات نقل شده در آن، میخواستم بدانم این کتاب چقدر معتبر است؟
پاسخ
به طور کلی اعتبار و استواری لازم برای هر مطلبی متناسب با این است که از آن چه انتظاری داریم و به چه منظوری می خواهیم از آن متن استفاده کنیم.
اگر بخواهیم اعتقاداتمان را بر امری بنا سازیم باید آن چیز محکم و استوار باشد،(1) نمیتوان اعتقادات را بر داستانهایی که سند درستی ندارند و امثال آن بنا نمود؛ اما گاهی هدف انسان کشف اعتقاد حقه نیست، بلکه با دلائل برهانی در جای خودش امامت، افضلیت، عصمت و قدرت کرامت امیرالمومنین(علیه السلام) اثبات شده است و اکنون به دنبال افزایش عشق به آن حضرت(علیه السلام) در دل مخاطب یا توصیه های اخلاقی و امثال آن هستیم، در اینجا میتوان از داستان ها و حکایات بهره گرفت و عجیب بودن آنها(مادامی که عقل ستیز نباشد) و با اعتقادات ما در تعارض نباشد مشکلی ندارد. چون ما به دنبال بهره بردن اعتقادی از آنها نیستیم.
قرآن کریم هم پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را برای تشویق به دین از طرق مختلف متناسب با مخاطب، و مناسب با هدفی که انتظار دارد ، دعوت نموده است: «ادْعُ إِلى سَبيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي هِيَ أَحْسَن»؛ با حكمت، و با اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن(2)
معنى" حكمت"- بطورى كه در مفردات آمده به معناى اصابه حق و رسيدن به آن به وسيله علم و عقل است، و اما" موعظه" به اين معنا تفسير شده كه كارهاى نيك طورى يادآورى شود كه قلب شنونده از شنيدن آن بيان، رقت پيدا كند، و در نتيجه تسليم گردد، و اما" جدال" عبارت از سخن گفتن از طريق نزاع و غلبه جويى است. بنابراين، اين سه طريقى كه خداى تعالى براى دعوت بيان كرده با همان سه طريق منطقى، يعنى برهان و خطابه و جدل منطبق مى شود.(3)
لذا همان طور که حکمت و برهان در جای خودش کارآمد است، استدلالات خطابی که نیازی نیست برهانی باشند نیز در جای خود کارآمد بوده و نقش مثبت خود را در تحریک مخاطب خواهند داشت.
با این مقدمه می رویم به سراغ کتابی که شما فرمودید، حال اینگونه پاسخ می دهیم:
این کتاب به عنوان یک کتاب اعتقادی معتبر نیست؛ چون مواد کتب اعتقادی باید برهانی یا حداقل موجب علم اطمینانی باشند؛ اما نقل چنین داستانهایی که در کتاب هایی اینچنینی نوشته شده و بیشتر هم برای خطابه و موعظه استفاده می شود مشکلی ندارد، لازم نیست به خاطر نداشتن سند درست مته به ته خشاش گذاشته شود. لذا اگر ببینیم که نقل چنین داستان هایی از نظر محتوایی مفید هست و موجب تقویت علاقه مردم به امام علی(علیه السلام) شده یا مردم را به سمت تقوا و ورع سوق می دهد، این که سند معتبری ندارند مشکلی ایجاد نمی کند و استفاده از انها مانعی ندارد. اما برای اثبات اعتقادات کارایی نخواهند داشت.
_____________________________
1. رسائل فبض کاشانی، ج1، رساله اول، ص26.
2. نحل:125.
3. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج12، ص534.
http://www.askdin.com/showthread.php?t=55543
کتاب مذکور در آدرس زیر قابل دسترسی است:
http://www.ghadeer.org/Book/990