ما زیاد شنیدیم دور و برمون که افراد طرفدار روحانی و همونها که ۴ سال پیش از سر فریب و وعده و ناآگاهی به روحانی رأی دادن الان میگن تو انتخابات ۹۶ شرکت می کنیم تا فقط روحانی انتخاب نشه چون انتخاب مجدد روحانی و وزرای پیر خسته اش یعنی تقریبا ورشکستگی کامل مملکت و چپاول هر چه بیشتر منافع ملی توسط دوستان دولت اعم از نجومی بگیران « قانونی» یا کاسبان برجام و مافیای واردات زمین زننده تولید داخل. امیدوارم....
(۲۹/آذر/۹۵ ۷:۲۰)بیداری اندیشه نوشته است: [ -> ]انتخاب مجدد روحانی و وزرای پیر خسته اش یعنی تقریبا ورشکستگی کامل مملکت و چپاول هر چه بیشتر منافع ملی توسط دوستان دولت اعم از نجومی بگیران « قانونی» یا کاسبان برجام و مافیای واردات زمین زننده تولید داخل. امیدوارم....
ورشکستگی کامل مملکت= لیست شرکت ها و کارخانه هایی که در دولت قبل ورشکست شدند را با لیست دولت جدید مقایسه بفرمایین بعد ...
چپاول هر چه بیشتر منافع ملی= بله درسته ، گم شدن دکل نفتی، گم شدن ماشین طلا در ترکیه، اختلاس های 3000 میلیارد دلاری- افزایش دلار به بالای 4000 تومن و ....
دوستان دولت اعم از نجومی بگیران « قانونی» = یا شاید هم جناب رحیمی معاون اول یک ریال اختلاس نکردن و مجلسی ها یک ریال از کسی رشوه نگرفتن!!! نجومی بگیران که در همان دولت قبل هم بود
کاسبان برجام= برجام هرچی درامدزا باش به پای دور زدن تحریم و کاسبی از اون و منافع شبه جنگ و جنگ افروزی نمی رسه
مافیای واردات زمین زننده تولید داخل= بله همه کارگرهای داخل زمین خوردند چون اجناس چین و و کره و ... را عمه من وارد می کرد نه دولت قبل
یعنی خیلی برای من عجیبه که با این همه توهین به روحانی و فحاشی به اون و با اینکه بارها شما رو به سایت فی*ل*ترینگ فتا معرفی کردن چرا تا الان هیچ برخوردی با فحاشی های شما نشده؟ راست می گین روحانی که نمیتونه به افرادی که به خودش فحش می دن قاطع برخورد کنه چطوری می خواد با دشمن برخورد کنه؟؟ باید همون احمدی نژاد بیاد که کسی نتونه بهش حرف بزنه چون سریع می گفت اب رو بریز .....
((من طرفدار هیچ دولتی نیستم. صرفا بین بد و بدتر، بد رو ترجیح می دهم

)
نقل قول:افزایش دلار به بالای 4000 تومن و ...
الان دلار چنده؟؟شما خوبی؟؟
نقل قول:اجناس چین و و کره و ... را عمه من وارد می کرد نه دولت قبل
عمه شما رو نمیدونم ولی تو این دولت شش برابر شده واردات.شششششششش برابر
نقل قول:روحانی که نمیتونه به افرادی که به خودش فحش می دن قاطع برخورد کنه چطوری می خواد با دشمن برخورد کنه؟؟
روحانی که فش نمیده ماشالا در و گوهر از زبونش میباره.
بی شناسنامه عصر حجری از جای معدود تغذیه شونده بی سواد برید جهنم رفته رو عمه من گفته
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺳﺎﯼ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﺍﺳﻤﺶ ﺣﺴﻦ فری دون یا همان ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ؛ ﺩﺭ ﺍﺑﺘﺪﺍﯼ ﺩﻭﺭﻩ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﺟﻤﻬﻮﺭﯼِ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
« ﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ کشور ﺗﺮﮐﯿﻪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﻢ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﻟﮕﻮﯼ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﻢ »
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺸﺎﻭﺭﯾﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﺋﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﻧﯿﺰ ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﺍﺳﻤﺶ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺳﺮﯾﻊﺍﻟﻘﻠﻢ ﺍﺳﺖ، ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ :
« ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﮐﺸﻮﺭ ﻣﺪﻝ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻦ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻭ ﺩﯾﭙﻠﻤﺎﺗﯿﮏ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺑﻪ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﻮﺩ »
ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﺍﺧﯿﺮ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻋﻼﻗﻪ ﺷﺪﯾﺪ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺘﻬﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﺸﻮﺭ ؛ ﺍﺣﺘﻤﺎﻝ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﺣﻤﻼﺕ ﺍﻧﺘﺤﺎﺭﯼ فری دون یا همان ﺭﻭﺣﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺑﺎ ﻣﻨﺘﻘﺪﯾﻦ ﻧﯿﺰ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﯼ ﺍﻟﮕﻮﮔﯿﺮﯼﺍﺯ ﻣﺪﻝ ﻓﻮﻕ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺗﯿﮏ کشور ﺗﺮﮐﯿﻪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ !!
نقل قول:ورشکستگی کامل مملکت= لیست شرکت ها و کارخانه هایی که در دولت قبل ورشکست شدند را با لیست دولت جدید مقایسه بفرمایین بعد ...
ارمغان دولت مدعی فعلی
دولت قبل هم مدیریتش ضعیف بود ولی این دولت ....
نقل قول:چپاول هر چه بیشتر منافع ملی= بله درسته ، گم شدن دکل نفتی، گم شدن ماشین طلا در ترکیه، اختلاس های 3000 میلیارد دلاری- افزایش دلار به بالای 4000 تومن و ....
دوستان دولت اعم از نجومی بگیران « قانونی» = یا شاید هم جناب رحیمی معاون اول یک ریال اختلاس نکردن و مجلسی ها یک ریال از کسی رشوه نگرفتن!!! نجومی بگیران که در همان دولت قبل هم بود
کاسبان برجام= برجام هرچی درامدزا باش به پای دور زدن تحریم و کاسبی از اون و منافع شبه جنگ و جنگ افروزی نمی رسه
ببخشید
خدا رو شکر اکثر این کثافت کاری ها متعلق به جریان لیبراله
تمامشون با وضع زندگی فوق العاده و شکم های بزرگ
زن هاشون با عمل های زیبایی و ....
نقل قول:یعنی خیلی برای من عجیبه که با این همه توهین به روحانی و فحاشی به اون و با اینکه بارها شما رو به سایت فی*ل*ترینگ فتا معرفی کردن چرا تا الان هیچ برخوردی با فحاشی های شما نشده؟ راست می گین روحانی که نمیتونه به افرادی که به خودش فحش می دن قاطع برخورد کنه چطوری می خواد با دشمن برخورد کنه؟؟ باید همون احمدی نژاد بیاد که کسی نتونه بهش حرف بزنه چون سریع می گفت اب رو بریز .....
روحانی و ادب
محمدرضا و مردم سالاری
نقل قول:((من طرفدار هیچ دولتی نیستم. صرفا بین بد و بدتر، بد رو ترجیح می دهم
)
دقیقا مشکلشون همینه
فکر میکنن چقدر طرفدار دارن ولی نمیدونن یه عده وهابی و بهایی و کمونیست و پدرسوخته منفعت طلب دورشونو گرفتن و به یه کاهو گندیده میفروشنشون و اینه عاقبت این عبد دنیاها
دوستان این مطلب مهمیه لطفاً تا انتها مطالعه بفرمایید. اگر قرار بود من اسمی براش انتخاب کنم "بد و بدتر" رو انتخاب می کردم.
1- مجرمان و کلاهبرداران حرفهای، شگردهای موثری دارند که هرچند شناخته شده است اما همچنان کاربرد دارد و سر بزنگاهها بهکار گرفته میشود. از جمله این شگردها، جا زدن خود به عنوان قربانی یا امدادگر در کنار به جان هم انداختن مردم و جا خالی دادن در موقعیت تنگناست. انگلیسیها پس از 50 سال ظلم و خیانت به ملت ایران، وقتی در سالهای1284-85 با قیام عدالتخواهی روبرو شدند و نفوذ خود را در خطر دیدند، قطببندی حقیقی «ملت و علما» در برابر «استبداد متکی به استعمار» را برهم زده و جای آن ادبیات «مشروطیت» را رسوخ دادند. به تدریج با تبلیغات وارونه شبه روشنفکران هماهنگ با سفارت انگلیس، اینگونه جا افتاد که «انقلابی یعنی مشروطهخواه» و هر کس درباره مشروطیت حرف و پرسش دارد یا آن را مشروط به احکام اسلامی و منافع ملی (مستقل از اجنبی) میخواهد، «مستبد» و حامی دربار است حتی اگر کسی در تراز مجتهد شهید شیخ فضلالله نوری (از رهبران نهضت) باشد. از شیخ شهید جملات روشنگر و غمباری به یادگار مانده که بیانگر همین آدرس دروغ در قطببندی است. «اختلاف میان ما و لامذهبهاست که منکر اسلامیت و دشمن دین حنیفاند... آنچه خیلی لازم است برادران بدانند و از اشتباه کاری خصم بیمروت بیدین تحرّز نمایند این است که چنین ارائه میدهند که علما دو فرقه شدهاند و با هم حرف دینی دارند و با این اشتباه کاری، عوام بیچاره را فریب میدهند... افسوس که این اشتباه را با هر زبانی و به هر بیانی بخواهیم دفع شود، خصم بیانصاف نمیگذارد.»
2- فرصتطلب لاقید، فرصتطلب است چه آن زمان که از خاتمی حمایت کرده و اصلاحطلب شده و در رقابت هاشمی و احمدینژاد جانب هاشمی را گرفته و چه روزگاری که احمدینژادی دوآتشه شده و چه اکنون که با نقاب حمایت از احمدینژاد، منتقدان را میکوبد و - در شرایطی که حامیان روحانی نسبت به ناکامی وی در انتخابات به خاطر عملکرد منفی هشدار جدی میدهند- ادعا میکند روحانی بالای 24 میلیون رای خواهد آورد. فردا هم لابد اگر رقیب روحانی رای آورد، سعی میکند حتیالمقدور به همان سمت ریل عوض کند. این طیف ولو با تفاوتهای ظاهری، یک سودا بیشتر ندارند، و آن اینکه مردم محکوم و مجبورند میان یکی از همین دو طایفه انحرافی و فاقد خیر برای کشور یکی را انتخاب کنند. آنها ظاهرا دو طیفند اما یک کار را با هم انجام میدهند. گروهی چنین القا میکنند که تنها چاره خروج از معضلات احمدینژاد بود و طرف مقابل مدعیاند همه گرفتاریهای امروز- الیالابد- محصول دولت احمدینژاد است و هر کس خارج از شرکت ائتلافی و انحصاری «اصلاحات- اعتدال» نامزد شود، آدم احمدینژاد و نماینده ناکارآمدیهاست! نتیجه این بده - بستان مبتذل همان است که فلان نوچه حلقه انحرافی برای نشریات زنجیرهای تیتر چاق کند و بگوید روحانی تنها گزینه با 24 میلیون رای است. همین تبلیغات طراحی شده، هر روز توسط شبکه انحصار سیاسی- اقتصادی مورد بحث تکرار میشود مبنی بر این که روحانی- و مهمتر از روحانی، مدل مدیریتی که به دولت اجارهای دیکته شده- تنها گزینه است و هیچ جایگزینی (آلترناتیوی) حتی در تصور هم نمیآید.
3- این انحصار، همان جریانی است که به بازار ارز- فارغ از دولت سابق و دولت فعلی- شوک میدهد و در هر شوک به رانتهای محیرالعقول چنگ میاندازد. فارغ از این یا آن دولت، بانک و شرکت تاسیس میکند و همین بانک و شرکت را فارغ از خصوصی یا دولتی بودن، ابزار دستدرازی به بیتالمال قرار میدهد؛ قانون را دور میزند و با انواع استثنا و تبصره، حقوق و پاداش و فرصتهای نجومی نامشروع برای خود و همسفرههایش تدارک میکند. بر سر خوراک پتروشیمی چنبره میزند و سالانه 10-15 میلیارد دلار (60 هزار میلیارد تومان) مابهالتفاوت را میبلعد. در اوج تلاطمهای ارزی صرافی میزند و از رانت اطلاعات دولتی بهره میگیرد و با موجسواری، قبل از گران شدن، ارز میخرد و بعد از گران شدن میفروشد. برایش فرق نمیکند که به صندوق ذخیره فرهنگیان چنگ بیندازد و 8 هزار میلیارد تومان غارت کند یا با شرکت اماراتی کرسنت و فرانسوی توتال گاوبندی کند. در همین فرایند، یک قلم قرارداد کرسنت بسته میشود که حداقل جریمه محکومیت ایران در آن حدود 15 میلیارد دلار (60 هزار میلیارد تومان) است. به قول آقای نورا نماینده مجلس ششم، پورسانتها و رشوههای جابهجا شده در حوزه برخی قراردادهای نفتی به درصد و دلار است و مبالغ به دست آمده حتی صرف ترور شخصیت منتقدان در رسانههای خریده شده میگردد.
4- احمدینژاد و هاشمی و روحانی و خاتمی، هر یک تفاوتهای اساسی با دیگری داشته و هر کدام کارنامههایی متفاوت بر جای گذاشتهاند اما هرجا که آن انحصار سیاسی- اقتصادی فرصتطلب، کم یا زیاد، راهی به برخی اجزای دولتها پیدا کرد، به همان میزان راه خدمتگزاری مردم را تنگ کرد. اشرافیت فربه شده در دولتهای هاشمی و خاتمی، به واسطه خیزش مردم در سال 84 برای چند سال دچار شوک شد و مسیر شورش علیه جمهوریت و اسلامیت را در سال 88 برگزید. اما چون شکست خورد، دعوت دشمن به تشدید تحریمها را سرلوحه کار خود قرار داد تا بتواند خود را جای منجی و میانجی قالب کند. برخی دستاندرکاران این طیف، با محافل قدرت در غرب بر سر یک مدل و راهبرد بزرگ بستند و آن اینکه؛ باید عرصه را بر مردم تنگ کرد و این تنگنا را پای منطق انقلاب و جمهوری اسلامی نوشت؛ اگر هم آشوب مقدور نیست، باید با مهرهچینی و تزریق کادر به بدنه تصمیمگیر و تصمیمساز، مدام عرصه بر ارزشهای انقلابی نظیر خدمتگزاری و عدالتخواهی و مبارزه با فساد و فقر و تبعیض تنگ شود، چنان که اولاً افکار عمومی دچار احساس غرق مصنوعی در میان فقر و فساد و تبعیض شوند و از بهبود شرایط ناامید باشند. ثانیاً در موقعیت انتخاب، به نمایندگان مدیریت اشرافی به عنوان تنها گزینه تن دهند. چاشنی این نقشه، ترساندن مردم از بدیل گفتمانی جریان اشرافی غربگراست.
5- صورت حساب و فهرست «هزینه- فایده» مدیریت اشرافی در همین 41 ماه فعالیت دولت یازدهم به غایت خسارتبار است و لاجرم باید با اهتمام و اقدام ملی بر آن نقطه پایان نهاد. خسارت امتیازهای واگذار شده در برجام با همه اهمیت، در مقایسه با خسارتهای اصلیتر این جریان، قابل اعتنا نیست. اگر روزی غائلهآفرینی و تجزیهطلبی و آشوبطلبی مصداق براندازی و ساختارشکنی بود، بیتردید تزریق زیرپوستی دروغ خانمانبرانداز «ما نمیتوانیم» به عوام و خواص، بدترین نوع ساختارشکنی و براندازی علیه انقلاب اسلامی است. القای تردید و تشکیک در ظرفیتهای قدرت و استقلال ملی، همان بیماری مهلکی است که حلقههای نفوذ و مافیای زد و بند کرده با انحصارهای بزرگ سیاسی و اقتصادی در غرب، به برخی مدیران فاقد صلاحیت و درایت تلقین کردند و از زبان آنها با گستاخی به افکار عمومی گفتند «ما جز آبگوشت بزباش و قرمهسبزی، هیچ توان تولیدی و فناوری به درد بخوری نداریم»، «باید مدیر از خارج کشور وارد کنیم»، «باید شرکتهای داخلی را در حوزه تأسیسات و مهندسی و نفت و راهآهن و حتی کترینگ و تزئینات حاشیه بزرگراه تهران- شمال و... دور بزنیم و با شرکتهای انگلیسی و فرانسوی و آمریکایی و اتریشی و ایتالیایی قرارداد ببندیم»، «ما قدرت دفاع در برابر آمریکا را نداریم و ظرف 5 دقیقه میتوانند همه توان دفاعی ما را نابود کنند» و قسعلیهذا.
انحطاط چنین مدیریتی تا به آنجا رسید که جوهر برجام خشک نشده، از ساندویچ مکدونالد گرفته تا شرکتهای لوکس ورساچه و کاواللی و لوازم آرایشی سفورا برای پنجه انداختن به بازارهای ایران گسیل شدند و آخر سر هم فلان سفیر فاقد غیرت ملی، صراحتاً به شرکتهای یکی از کشورهای جنوب شرق آسیا گفت: «بازار لوازم آرایشی ایران بازار بسیار پرسودی است و شما میتوانید صادرات به ایران را از همین بازار شروع کنید»! وقتی مدیریت بزککار و صحنهآرا از آمریکا شروع کند و به بزک برجام برسد و به آوردن نمایشی هواپیمای اشرافی برای گرفتن عکس یادگاری منتهی شود، طبیعی هم هست که 48 زائر مظلوم امامرضا(علیه السلام) در آتش بیکفایتی مدیران ذیربط بسوزند. در این صورت، سفیر چنین مدیریتی جز دعوت به صادرات لوازم بزک به ایران، چه درک و دریافت دیگری میتواند داشته باشد؟
6- لیبرالیسم و کاپیتالیسم، یک مصیبت است و لیبرالمآبی مقلدانه، مصیبتی افزونتر. در این مدل به جای مبارزه با رشد و نمو اشرافیت و تکاثر و انحصار، سیاستهای اعانهای و متظاهر به فقرزدایی غالب میشود؛ که البته اگر فقرزدایی هم بود، قابل تحمل بود؛ بلکه تدریجا به اسم فقرزدایی، «فقیرزدایی» غالب میشود چرا که فقرا- ولو متن مردم باشند- وصله نچسب به طمطراق مدیریت و زیستاشرافی هستند. بنابراین بیخود نیست در حالی که فلان مدیر برای گورخوابها اشک تمساح میریزد و نماینده او با گورخوابها عکس یادگاری میگیرد، معاون او خواستار عقیمسازی همین فرودستان محروم میشود! کاش میشد قبیل این مدیران اشرافی و نجومی بیدرد را برای یک شب- فقط یک شب- مجبور کرد تنهایی و بیامکانات در یکی از همان گورها بخوابند و ببینند چنین محرومانی به کدام کنسرت گوش میکنند و دریافتشان از سند و منشور حقوق شهروندی کدام است؟ به راستی با هر کدام از آن مفاسد و خسارتهای 8 یا 60 هزار میلیارد تومانی میشد مشکلات چند میلیون نفر درگیر معضل شغل و ازدواج و مسکن و وام را برطرف یا کم کرد؟ قبیل فلان مدیر هزار میلیاردی که با وقاحت میگویند 2 میلیارد یا 20 میلیارد حقوق نجومی، رقم قابل اعتنایی نیست اما ذینفع رانت 60 هزار میلیاردی پتروشیمی و رئیس فلان ستاد انتخاباتی هستند، چگونه میتوانند غمخوار محرومان و پابرهنگانی باشند که اصالتاً ولینعمت مسئولان هستند؟ آنها ککشان هم نمیگزد که مثلا بودجه جاری دولت 3 برابر شود و بودجههای عمرانی را ببلعد یا دلار از 3150 تومان پایان دولت دهم، به 4100 تومان پس از فتحالفتوح برجام برسد و باعث کاهش 17 درصدی قدرت خرید مردم شود. آنها که مهندس ظلم بزرگند چگونه میتوانند رهنمود امیرمومنان(علیه السلام) را بهکار ببندند که فرمود «کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا.»
7- مردم ما مجبور نیستند میان عملکرد حلقه انحرافی و «انحصار اشرافیت» یکی را انتخاب کنند و به اشرافیت فاسد سواری بدهند. باید جرئت ملی به خرج داد و زیر میز این دوگانه ذاتا فریبکارانه و انحرافی زد. دولت دوازدهم میتواند و باید، با اهتمام نخبگان شرافتمند، به ریل اصلی انقلاب برگردد. هویت این ریل، هدفگذاری معطوف به داخل کشور و متن مردم و ارزشهای اسلامی است.
تشدید چالش انتخاباتی اصلاحطلبان با روحاني
تاریخ انتشار :
دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۶
روحاني در انتخابات پيش رو با چالشهاي جدي مواجه است؛ چالشهايي كه ناشي از عمل نكردن به وعدههايي است كه در ايام انتخابات رياست جمهوري گذشته ارائه كرد و حالا همين بدعهدي او در عمل به وعدههايش باعث شده كه چالشهايي جدي در انتخابات پيش روي رياستجمهوري گريبانگير او شود.
جوان نوشت: روحاني در انتخابات پيش رو با چالشهاي جدي مواجه است؛ چالشهايي كه ناشي از عمل نكردن به وعدههايي است كه در ايام انتخابات رياست جمهوري گذشته ارائه كرد و حالا همين بدعهدي او در عمل به وعدههايش باعث شده كه چالشهايي جدي در انتخابات پيش روي رياستجمهوري گريبانگير او شود.
اين يك واقعيت است كه روحاني بخشی از موفقيت خود در انتخابات رياستجمهوري 92 را مديون حمايتهاي اصلاحطلباني است كه در خشكسالي كانديدا و چهره، مجبور شدند بر موج او سوار شوند و رأي خود و هوادارانشان را در سبد فردي بريزند كه سابقهاي اصولگرايي داشت. اصلاحطلبان در آن روزها حاضر به پذيرش ريسكي بزرگ شدند، چراكه تنها كانديداي خود را به رغم ميلش مجبور به كنارهگيري به نفع روحاني كردند تا شايد پيروزي وي بتواند زمينهساز بازگشتشان به بدنه حاكميت را فراهم كند؛ پيشبينيای كه از قضاي روزگار درست از آب درآمد و روحاني در آن سال پيروز انتخابات شد كه اگر نميشد شرايط براي اصلاحطلباني كه پس از وقايع سال 88، جزو طردشدگان صحنه سياسي كشور بودند، بغرنجتر از هر زمان ديگر ميشد؛ بغرنج شايد تا حد سرنوشت نهضت آزادي. . . .
اما چرخش روزگار، اينگونه رقم خورد تا روحاني پيروز انتخابات نام بگيرد و آن سرنوشت براي جريان حامياش شكل نگيرد.
آغاز فشارها به روحاني
درست پس از روزهاي پيروزي روحاني بود كه فشارهاي متعدد اين جريان براي گرفتن سهم خود از دولت آغاز شد؛ فشارهايي كه روحاني حاضر نبود زير بار آن برود و علاقه نداشت شعار خود در خصوص دولت اعتدالي را در همان روزهاي نخست روي كار آمدنش با چالش مواجه كند، اگرچه در نهايت هسته تصميمگير اطراف رئيسجمهور، حاضر به پذيرش بخشي از خواستههاي اين جريان شدند و تعدادي از كرسيهاي دولت را به چهرههاي اين جريان سپردند.
سهگانه ناكام اصلاحطلبان
اما اين پايان خواستههاي اصلاحطلبان نبود و آنان در مراحل مختلف خواستههايي جديد را مطرح ميكردند؛ خواستههايي كه باعث اعتراضهاي تلويحي روحاني به اين جريان نيز شد و در نهايت اين زمينه را فراهم كرد كه اصلاحطلبان در مجامع عمومي رسماً رأي روحاني را متعلق به خود بدانند و حتي برخي از آنان نيز تصميم بگيرند حمايت خود را از وي بازپس بگيرند. اما در اين بين اصلاحطلبان سه خواسته اصلي از روحاني داشتند كه وي تاكنون هيچ اقدامي در خصوص اين سه خواسته انجام نداده و همين موضوع زمينهساز خشم آنان را فراهم آورده است:
خواسته اول موضوع رفع حصر است؛ خواستهاي كه مانيفست اصلي جريان اصلاحات است و حتي به يك شعار كليدي در ايام انتخابات رياستجمهوري و مجلس تبديل شده بود. اگرچه آنها هيچگاه نخواستند اين واقعيت را براي افكار عمومي روشن سازند كه پيگيري رفع حصر به هيچ عنوان جزو اختيارات رئيسجمهور نيست اما بايد پذيرفت روحاني با نپذيرفتن اين خواسته و سردواندن اصلاحطلبان در اين حوزه از طريق وعدههاي ووعید باعث شده حناي آنان پيش هوادارانشان عملاً رنگي نداشته باشد.
خواسته دوم اصلاحطلبان رياست عارف بر مجلس بود. اين جريان سياسي به واسطه آنچه فداكاري عارف در انتخابات رياستجمهوري عنوان ميكردند، به دنبال اين پروژه بودند كه در پناه حمايتهاي دولت، عارف را به رياست مجلس برسانند و يكي از كليديترين پستهاي كشور را به خود اختصاص دهند اما روحاني در آخرين لحظات با چرخش به نفع رقيب قدرتمند عارف در مجلس، دومين خواسته اساسي اصلاحطلبان را ناكام باقي گذاشت تا چالشي تازه با آنها ايجاد كند.
در نهايت سومين خواسته اصلاحطلبان، موجسواری روی خواستههای مردم با هدف بهبود وضع معیشت پس از برجام بود اما عدمتحقق وعدههاي غرب در موضوع برجام باعث شد دولت در موضوع بهبود وضعيت معيشت نيز با اشكالات زيادي مواجه شود و اصلاحطلبان را در انتخابات پيش رو در خصوص اين شعار خلع سلاح كند.
اعتراض استراتژيست اصلاحات به روحاني
حال روحاني در حالي دست رد به سينه اصلاحطلبان در مورد اين سه خواسته زده كه به نظر ميرسد، در اردوگاه اين جريان، مباحث بر سر خواستن يا نخواستن وي بالا گرفته است. اگرچه به نظر ميرسد اين جريان حداقل در انتخابات سال 96 هيچ چهره تأثيرگذاري كه بتواند پايگاه رأي روحاني را به خود اختصاص دهد، در اختيار ندارد، اما آنها اين موضوع را به روحاني يادآور ميشوند كه حتي اگر در انتخابات پيش رو بار ديگر از وي حمايت كنند، نه به واسطه موفقيتهاي وي بلكه به واسطه نداشتن يك آلترناتيو مناسب است؛ موضوعي كه ميتواند زمينه فشارهاي آتي در خصوص پيگيري اهدافشان را فراهم كند. در همين ارتباط روز گذشته محمدرضا تاجيك، استراتژيست ارشد جريان اصلاحات در گفتوگويي با روزنامه شرق عملاً بر اين موضوع مهر تأييد زد.
تاجيك در اين گفتوگو عنوان كرده است: «بيترديد نميتوان فرض كرد كه قبلاً براساس يك ديالوگ گفتماني دو جريان به يك اشتراكاتي رسيدند و اين اشتراكات باعث ائتلاف آنها شد. نه چنين مجالي بود و نه چنين نشستهايي برقرار شد و نه اينكه اساساً طرف مقابل تصويري از گفتمان خود داشت. اين گفتمان زاييده شرايط انتخابات است كه بههرحال بايد يك جريان براي خود نامي دستوپا ميكرد و اين نام هم اعتدال انتخاب شد، بنابراين هيچ پروسه و پروژه ائتلافي مبتني بر اشتراكات گفتماني وجود نداشته است بلكه در يك شرايط تاريخي بالاخره امر بر اين واقع شد كه براي ممانعت از يك غيرمشترك اين ائتلاف صورت بگيرد و صورت گرفت. اين امكانپذير بود كه فرداي پس از انتخابات و استقرار دولت، آن نكات سلبي تبديل به نكات ايجابي بشود اما متأسفانه تلاشي دراينزمينه صورت نگرفت و به اقتضاي قدرت و سياست فاصله در برخي جاها نسبت به جريان اصلاحات زيادتر شد. به نظرم اين شرايط، شرايط شكنندهاي است.
قبلاً هم گفتهام تنها شانس آقاي روحاني فقدان آلترناتيو است يا وجود ديگري كه جاذبه ايجاد نميكند بلكه دافعه ايجاد ميكند. اين مسئله باز ممكن است كه در انتخابات آتي اصلاحطلبان را به جريان اعتدالي گره بزند اما معنا و مفهومش اين نيست كه دقيقاً در دقايق گفتماني اينها داراي يك فهم و درك هستند و در مشي و منش اجتماعي، فرهنگي و سياسي داراي جغرافياي مشتركي هستند. من چنين فرضي ندارم. اگر بخواهم عريانتر بگويم خيلي جاها بين جريان كارگزاران و جريان اصلاحطلبي اصيل - نه جريان اصلاحطلبي دولتيشده و نه جرياني كه حيات و ممات خود را در عرصه قدرت كلان تعريف ميكند- جغرافياي متمايز وسيعي وجود دارد و در جاهاي مختلف خود را نشان ميدهد. با اين حال، من معتقد نيستم كه به علت وجود اين جغرافيا، بايد دستها از هم جدا شود.»
دلتون خوشه ها
این انتخابات هم به روحانی رای می دن
اگه به روحانی رای ندن کم کم اش به نفر دومی که اصلاح طلبا معرفی می کنن رای می دن
فعلا دور، دور اصلاح طلباس و خیلی هم خوب افکار عمومی رو سمت خودشون بردن
مثال ساده اش هم ترند آرش صادقی نسبت به گورخواب هاس