۲۸/مهر/۹۵, ۲۲:۴۷
العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس؛
کسی که به زمان خود آگاه و داناست، در هجوم فتنه ها و فریب ها دچار اشتباه نمی شود.
کسی که به زمان خود آگاه و داناست، در هجوم فتنه ها و فریب ها دچار اشتباه نمی شود.
اگر شما اعلم علما هم باشید ،ولی زمانتان را نشناسید ، محال است بتوانید برای جامعه ی اسلامی امروز مفید واقع شوید.اگر ندانیم استکبار چه کار می خواهد بکند و دشمنان ما چه کسانی هستند و علاجش چیست، و اگر اطلاع نداشته باشیم که در جبهه بندی های امروز جهان چه جایگاهی داریم،نمی توانیم نقش واقعی خود را ایفا کنیم.
امام خامنه ای(1368/4/20)
تلخ و شیرین وقایع و تحلیل تاریخ به روایت امام خامنه ای :
اولین کسانی که با موج مدرنیته روبه رو شدند چه کردند؟
اول كه نشانه هاى پيشرفت اروپايى براى ايرانيها معلوم شد، كم كم به فكر افتادند كه ببينند در اروپا، در آن طرف دنيا، چه خبراست؛ قبل از آن، اصلاً خبر نداشتند كه در دنيا چه خبر است! سلاطين قاجارى آنقدر گرفتار حرمسراها و سفره خانه ها و گرفتاريهاى شخصى و مسائل بى ارزش خودشان بودند كه اصلاً از اينكه در دنيا چه دارد مى گذرد، خبر نداشتند. رنسانس چه بود؟ چطور به وجود آمد؟ چرا به وجود آمد؟ نتيجه اش چه شد؟ اصلاً اين قضايا را تا دوران فتحعلى شاه و بعد از آن ملتفت نبودند! بعد كه جنگ ايران و روس شد و دستگاه قاجارى به واسطه ى سلاحهاى پيشرفته ى روسها - كه آن روز از امكانات جديد و سلاحهايى كه براى خودشان ساخته بودند، بهره بردند - تو دهنى محكمى خورد، تازه كسانى را به اروپا فرستادند و سفراى اروپايى هم كه در ايران زندگى مى كردند، دست و پايى باز كردند. پيغام آورها و مأموران ويژه اى هم براى زمينه سازى نفوذ سياسى به ايران گسيل شدند و با روشهاى خودشان به ايران آمدند. اولين كسانى كه با موج به اصطلاح مدرنيته مواجه شدند، چه كسانى بودند؟
شاهزاده ها، رجال دربار قاجارى و شخصيتهاى متنفذ سياسى آن روز. عامه ى مردم كه خبرى نداشتند، علما كه اطلاعى نداشتند و ديگران كه چيزى نمى دانستند. اينها هم به جز خيلى افراد معدود، عموماً - تقريباً مى شود گفت بدون استثنا - در مواجهه ى با اين فرهنگ و پيشرفتهاى غربى مات و مبهوت شدند؛ دست و پاى خودشان را گم كردند و نتوانستند ذهن و عقل خودشان را به كار بگيرند و از پيشرفت طرف مقابل، به فكر پيشرفت خود بيفتند. نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه در دوران مشروطيت و بعد از استقرار آن، روشنفكرهاى درجه ى اول ما عقيده شان اين شد كه اگر ايران بخواهد پيشرفت كند، بايد از فرق سرتا پا غربىِ كامل بشود! اين، يعنى تقليد محض. و همين طور هم عمل كردند و اين روند تا حكومت پهلوى ادامه داشت.
حكومت پهلوى آمد اين را برنامه ريزى كرد تا با سرعت بيشترى اين كار انجام بگيرد. به آن مقدارى كه در دوره ى قاجار بود، قانع نبودند. پهلوى را براى اين سرِ كار آوردند؛ چند تا روشنفكرِ دست نشانده ى مورد اعتماد خودشان از ايرانيهاى تحت تأثير غرب را هم به عنوان عناصر فرهنگى، دور و برِ آن گذاشتند تا همين كار را بكنند. مسئله ى كشف حجاب، مسئله ى تغيير لباس و مسئله ى حذف كردن نشانه هاى ايرانىِ اسم: ميرزا، سيد، خان، آقا، دادن امتيازات فراوان در زمينه هاى نفت و آوردن مستشارهاى خارجى - كه روز به روز هم بيشتر شد - از اين قبيل است. بعد هم كه - انگليسيها رضاخان را كنار گذاشتند، در دوره ى بعد، امريكاييها از سال ۱۳۳۲ همه كاره ى كشور شدند؛ اين سرگذشت تحولات ما در دوران طاغوت است كه با همان مديريت خطرناك كه گفتم، به سمت نابود كردن اصالتها رفت. اى كاش در مقابل چيزى مى گرفتند! نه، هيچ چيز هم نگرفتند.
يعنى ايرانيها در طول سالهاى متمادى - بيش از شصت، هفتاد سال - كه در اختيار انگليسيها و غربيها بودند، اين قدرت را پيدا نكردند كه مثلاً يك مركز تحقيقات علمى در كشور به وجود آورند كه ظرف پنجاه سال دو تا اختراع درست كند؛ دانشمندانى را تربيت كنند كه دو، سه تا كشف جديد علمى بكنند؛ يعنى اينها اين اندازه از غرب استفاده نكردند. آنها چه مى خواستند؟ مصرف كننده مى خواستند. مصرف كننده ى اقتصادى اى كه به طور طبيعى با خودش مصرف فرهنگى و تسليم سياسى را هم همراه دارد. آنها اين را مى خواستند؛ اينها هم راحت تسليم شدند و دادند. همه ى اين تشنجها، درگيريها و چالشهايى كه شما در دوران حكومت قاجاريه از زمان تنباكو تا دوران رضا خان و تا بعد از آن مى بينيد كه بين جبهه اى از مؤمنين به رهبرى علما از يك طرف و حكام جائر از يك طرف انجام گرفت، نشئت گرفته از اين قضيه است. در قضيه ى امتياز «رژى»، ميرزاى شيرازى در مقابل دادن امتيازِ مفت و مجانىِ يك منبع درآمد بزرگ در كشور به غربيها و خارجيها، مخالفت كرد. در قضيه ى امتياز «رويتر» همين طور، و در قضيه ى قراردادِ ۹۹ - قرارداد معروف به «قرارداد وثوق الدوله» كه در واقع طبق آن، همه ى كشور را به دست انگليسها مى دادند - هم همين طور بود، كه مدرس، آن روحانى برجسته، مخالفت كرد.
در قضيه ى ملى شدن صنعت نفت هم كه مرحوم آقاى كاشانى (رضوان اللَّه عليه) دخالت كرد، همين طور بود. اين چالشهايى كه علما با حكام دورانهاى مختلف داشتند - كه مردم و بسيارى از روشنفكرها هم با اينها همراهى كردند - همه در اين مرز است؛ مرز منافع ملى، و آن طرف هم كه تحول ناشى از اراده و تصميم گيرى قدرتهاى بيگانه است. پس نسخه هاى پيشرفت و نسخه هاى غربى و بيگانه، بعضاً حتّى خائنانه است.
تلخ و شیرین وقایع و تحلیل تاریخ به روایت امام خامنه ای :
اولین کسانی که با موج مدرنیته روبه رو شدند چه کردند؟
اول كه نشانه هاى پيشرفت اروپايى براى ايرانيها معلوم شد، كم كم به فكر افتادند كه ببينند در اروپا، در آن طرف دنيا، چه خبراست؛ قبل از آن، اصلاً خبر نداشتند كه در دنيا چه خبر است! سلاطين قاجارى آنقدر گرفتار حرمسراها و سفره خانه ها و گرفتاريهاى شخصى و مسائل بى ارزش خودشان بودند كه اصلاً از اينكه در دنيا چه دارد مى گذرد، خبر نداشتند. رنسانس چه بود؟ چطور به وجود آمد؟ چرا به وجود آمد؟ نتيجه اش چه شد؟ اصلاً اين قضايا را تا دوران فتحعلى شاه و بعد از آن ملتفت نبودند! بعد كه جنگ ايران و روس شد و دستگاه قاجارى به واسطه ى سلاحهاى پيشرفته ى روسها - كه آن روز از امكانات جديد و سلاحهايى كه براى خودشان ساخته بودند، بهره بردند - تو دهنى محكمى خورد، تازه كسانى را به اروپا فرستادند و سفراى اروپايى هم كه در ايران زندگى مى كردند، دست و پايى باز كردند. پيغام آورها و مأموران ويژه اى هم براى زمينه سازى نفوذ سياسى به ايران گسيل شدند و با روشهاى خودشان به ايران آمدند. اولين كسانى كه با موج به اصطلاح مدرنيته مواجه شدند، چه كسانى بودند؟
شاهزاده ها، رجال دربار قاجارى و شخصيتهاى متنفذ سياسى آن روز. عامه ى مردم كه خبرى نداشتند، علما كه اطلاعى نداشتند و ديگران كه چيزى نمى دانستند. اينها هم به جز خيلى افراد معدود، عموماً - تقريباً مى شود گفت بدون استثنا - در مواجهه ى با اين فرهنگ و پيشرفتهاى غربى مات و مبهوت شدند؛ دست و پاى خودشان را گم كردند و نتوانستند ذهن و عقل خودشان را به كار بگيرند و از پيشرفت طرف مقابل، به فكر پيشرفت خود بيفتند. نتيجه چه شد؟ نتيجه اين شد كه در دوران مشروطيت و بعد از استقرار آن، روشنفكرهاى درجه ى اول ما عقيده شان اين شد كه اگر ايران بخواهد پيشرفت كند، بايد از فرق سرتا پا غربىِ كامل بشود! اين، يعنى تقليد محض. و همين طور هم عمل كردند و اين روند تا حكومت پهلوى ادامه داشت.
حكومت پهلوى آمد اين را برنامه ريزى كرد تا با سرعت بيشترى اين كار انجام بگيرد. به آن مقدارى كه در دوره ى قاجار بود، قانع نبودند. پهلوى را براى اين سرِ كار آوردند؛ چند تا روشنفكرِ دست نشانده ى مورد اعتماد خودشان از ايرانيهاى تحت تأثير غرب را هم به عنوان عناصر فرهنگى، دور و برِ آن گذاشتند تا همين كار را بكنند. مسئله ى كشف حجاب، مسئله ى تغيير لباس و مسئله ى حذف كردن نشانه هاى ايرانىِ اسم: ميرزا، سيد، خان، آقا، دادن امتيازات فراوان در زمينه هاى نفت و آوردن مستشارهاى خارجى - كه روز به روز هم بيشتر شد - از اين قبيل است. بعد هم كه - انگليسيها رضاخان را كنار گذاشتند، در دوره ى بعد، امريكاييها از سال ۱۳۳۲ همه كاره ى كشور شدند؛ اين سرگذشت تحولات ما در دوران طاغوت است كه با همان مديريت خطرناك كه گفتم، به سمت نابود كردن اصالتها رفت. اى كاش در مقابل چيزى مى گرفتند! نه، هيچ چيز هم نگرفتند.
يعنى ايرانيها در طول سالهاى متمادى - بيش از شصت، هفتاد سال - كه در اختيار انگليسيها و غربيها بودند، اين قدرت را پيدا نكردند كه مثلاً يك مركز تحقيقات علمى در كشور به وجود آورند كه ظرف پنجاه سال دو تا اختراع درست كند؛ دانشمندانى را تربيت كنند كه دو، سه تا كشف جديد علمى بكنند؛ يعنى اينها اين اندازه از غرب استفاده نكردند. آنها چه مى خواستند؟ مصرف كننده مى خواستند. مصرف كننده ى اقتصادى اى كه به طور طبيعى با خودش مصرف فرهنگى و تسليم سياسى را هم همراه دارد. آنها اين را مى خواستند؛ اينها هم راحت تسليم شدند و دادند. همه ى اين تشنجها، درگيريها و چالشهايى كه شما در دوران حكومت قاجاريه از زمان تنباكو تا دوران رضا خان و تا بعد از آن مى بينيد كه بين جبهه اى از مؤمنين به رهبرى علما از يك طرف و حكام جائر از يك طرف انجام گرفت، نشئت گرفته از اين قضيه است. در قضيه ى امتياز «رژى»، ميرزاى شيرازى در مقابل دادن امتيازِ مفت و مجانىِ يك منبع درآمد بزرگ در كشور به غربيها و خارجيها، مخالفت كرد. در قضيه ى امتياز «رويتر» همين طور، و در قضيه ى قراردادِ ۹۹ - قرارداد معروف به «قرارداد وثوق الدوله» كه در واقع طبق آن، همه ى كشور را به دست انگليسها مى دادند - هم همين طور بود، كه مدرس، آن روحانى برجسته، مخالفت كرد.
در قضيه ى ملى شدن صنعت نفت هم كه مرحوم آقاى كاشانى (رضوان اللَّه عليه) دخالت كرد، همين طور بود. اين چالشهايى كه علما با حكام دورانهاى مختلف داشتند - كه مردم و بسيارى از روشنفكرها هم با اينها همراهى كردند - همه در اين مرز است؛ مرز منافع ملى، و آن طرف هم كه تحول ناشى از اراده و تصميم گيرى قدرتهاى بيگانه است. پس نسخه هاى پيشرفت و نسخه هاى غربى و بيگانه، بعضاً حتّى خائنانه است.
بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اساتيد و دانشجويان دانشگاههاى استان سمنان(1385/8/18)