۱۵/آبان/۹۵, ۱۸:۵۸
مطالبی رو که در مورد این شخص خوندم رو به طور خلاصه میزارم تا اگه کسی میاد تو تاپیک اطلاعی کسب کنه در مورد این فرد:
مارینا ابراموویچ(مادر هنر پرفورمنس)
مارینا آبرامویچ هنرمند یوگوسلاویتبار ساکن نیویورک است که از اوایل دههی 1970 خلق آثار پرفورمنس را به صورت حرفهای آغاز کرد. وی با سه دهه فعالیت، سعی بر این دارد تا خود را به عنوان «مادر هنر پرفورمنس» مطرح کند. اثر آبراموویچ رابطهی میان پرفورمر (اجراکار) و مخاطب، محدودیتهای بدن و امکانات مفاهیم ذهنی را مورد کاوش قرار میدهد.
پاتریچ واماوا عموی بزرگ مارینا آبراموویچ، کشیش یک کلیسای ارتدوکس صربستانی بود. والدین او، هر دو در جنگ جهانی دوم نظامی بودند. پدرش ووجو یک فرمانده بود که بعد از جنگ به عنوان یک قهرمان ملی مورد تحسین قرار گرفت. مادرش دانیکا، یک سرگرد ارتش بود که در اواسط دهه شصت مدیریت موزهی هنر و انقلاب بلگراد را بر عهده داشت.
پدر آبرامویچ در 1964 خانوادهاش را ترک کرد. در مصاحبهای که در 1998 منتشر شد، مارینا شرح داد که چگونه « مادر به شیوهی ارتشیها کنترل من و برادرم را در دست گرفت. من تا سن 29 سالگی اجازه نداشتم که بعد از 10 شب از خانه بیرون بروم. . . . همه پرفورمنسهایم در یوگوسلاوی را در غروب و قبل از ساعت 10 شب انجام میدادم چرا که مجبور بودم که پس از آن به خانه بروم. کاملاً احمقانه بود اما تمام خودزنیها، تازیانهزنیها و خودسوزیهایم تقریباً زندگیام را در ستارهی آتشین مفقود میکرد. همهچیز باید قبل از ساعت 10 و در غروب انجام می شد.»
برخی از آثار نخستین آبراموویچ که تقریبا از خطرناکترین پرفورمنس های او نیز هستند، نه فقط مشارکت تماشاگران که حس خشونت بالقوه آنان را نیز برانگیخت. آبراموویچ در اجرای ریتم صفر (۱۹۷۴) از تماشاگرانش خواست تا با استفاده از ۷۲ وسیلهیی که در اختیار آنها گذاشته بود هرچه میخواهند بر سر او بیاورند. تماشاگران پس از گذشت ۹ ساعت از اجرا، در حالی که بدن آبراموویچ زخمی، نقاشی و تزیین شده بود و یکی از تماشاگران اسلحهیی بالای سرش گرفته بود، اجرا را متوقف کردند. او در سال ۱۹۷۵ تعدادی بادی آرت اجرا کرد که از طریق آنها محدودیتهای بدن خود را آزمود. برای مثال، در اجرای «آزاد کردن صدا» آنقدر جیغ کشید تا صدایش را از دست داد یا در اجرای «وقفه در فضا» پی درپی به سمت دیوار دوید و به آن برخورد کرد تا آنجا که از حال رفت.
در اجرای «لبهای توماس» نیز بمدت ۳۰ دقیقه روی صلیبی یخین دراز کشید. آبراموویچ در سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۸ در یکی از مشهورترین همکاریهای هنری تاریخ هنر معاصر، به همراه پارتنر خود، اولی، هنرمند آلمانی تبار به آزمایش مرزهای پایداری بدن ادامه داد. آن دو پس از نمایش مجموعه اجراهایی در پی کشف مرز درد، به کار روی اجرایی مشغول شدند که آنها را به مقاومت در برابر زمان ملزم کرد. در اجرای «تقاطع شب و دریا» (۱۹۸۱) که در مکانهای مختلفی در سرتاسر دنیا اجرا شد، آبراموویچ و اولی بیحرکت، ساکت و بدون غذا بمدت هفت تا دوازده ساعت، طی روزهای متعدد رودرروی هم در دو طرف میزی نشستند. اما نقطه اوج مهارت هنری مقاومت مشترک آنها اجرای «عاشق ها: قدم زدن روی دیوار چین»، (چین، ۱۹۸۸) بود.
در این اجرا که ۹۰ روز به طول انجامید آبراموویچ از انتهای سمت شرقی دیوار چین و اولی از منتهاالیه غربی دیوار به قصد ملاقات یکدیگر به سوی مرکز دیوار به راه افتادند و در نقطه تلاقی با یکدیگر قطع رابطه کردند و به همکاری خود پایان دادند.
اینم فیلم یکی از اجراهاش:
http://owrsi.com/%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%88%DB%8C%DA%86-2/
مارینا ابراموویچ(مادر هنر پرفورمنس)
مارینا آبرامویچ هنرمند یوگوسلاویتبار ساکن نیویورک است که از اوایل دههی 1970 خلق آثار پرفورمنس را به صورت حرفهای آغاز کرد. وی با سه دهه فعالیت، سعی بر این دارد تا خود را به عنوان «مادر هنر پرفورمنس» مطرح کند. اثر آبراموویچ رابطهی میان پرفورمر (اجراکار) و مخاطب، محدودیتهای بدن و امکانات مفاهیم ذهنی را مورد کاوش قرار میدهد.
پاتریچ واماوا عموی بزرگ مارینا آبراموویچ، کشیش یک کلیسای ارتدوکس صربستانی بود. والدین او، هر دو در جنگ جهانی دوم نظامی بودند. پدرش ووجو یک فرمانده بود که بعد از جنگ به عنوان یک قهرمان ملی مورد تحسین قرار گرفت. مادرش دانیکا، یک سرگرد ارتش بود که در اواسط دهه شصت مدیریت موزهی هنر و انقلاب بلگراد را بر عهده داشت.
پدر آبرامویچ در 1964 خانوادهاش را ترک کرد. در مصاحبهای که در 1998 منتشر شد، مارینا شرح داد که چگونه « مادر به شیوهی ارتشیها کنترل من و برادرم را در دست گرفت. من تا سن 29 سالگی اجازه نداشتم که بعد از 10 شب از خانه بیرون بروم. . . . همه پرفورمنسهایم در یوگوسلاوی را در غروب و قبل از ساعت 10 شب انجام میدادم چرا که مجبور بودم که پس از آن به خانه بروم. کاملاً احمقانه بود اما تمام خودزنیها، تازیانهزنیها و خودسوزیهایم تقریباً زندگیام را در ستارهی آتشین مفقود میکرد. همهچیز باید قبل از ساعت 10 و در غروب انجام می شد.»
برخی از آثار نخستین آبراموویچ که تقریبا از خطرناکترین پرفورمنس های او نیز هستند، نه فقط مشارکت تماشاگران که حس خشونت بالقوه آنان را نیز برانگیخت. آبراموویچ در اجرای ریتم صفر (۱۹۷۴) از تماشاگرانش خواست تا با استفاده از ۷۲ وسیلهیی که در اختیار آنها گذاشته بود هرچه میخواهند بر سر او بیاورند. تماشاگران پس از گذشت ۹ ساعت از اجرا، در حالی که بدن آبراموویچ زخمی، نقاشی و تزیین شده بود و یکی از تماشاگران اسلحهیی بالای سرش گرفته بود، اجرا را متوقف کردند. او در سال ۱۹۷۵ تعدادی بادی آرت اجرا کرد که از طریق آنها محدودیتهای بدن خود را آزمود. برای مثال، در اجرای «آزاد کردن صدا» آنقدر جیغ کشید تا صدایش را از دست داد یا در اجرای «وقفه در فضا» پی درپی به سمت دیوار دوید و به آن برخورد کرد تا آنجا که از حال رفت.
در اجرای «لبهای توماس» نیز بمدت ۳۰ دقیقه روی صلیبی یخین دراز کشید. آبراموویچ در سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۸ در یکی از مشهورترین همکاریهای هنری تاریخ هنر معاصر، به همراه پارتنر خود، اولی، هنرمند آلمانی تبار به آزمایش مرزهای پایداری بدن ادامه داد. آن دو پس از نمایش مجموعه اجراهایی در پی کشف مرز درد، به کار روی اجرایی مشغول شدند که آنها را به مقاومت در برابر زمان ملزم کرد. در اجرای «تقاطع شب و دریا» (۱۹۸۱) که در مکانهای مختلفی در سرتاسر دنیا اجرا شد، آبراموویچ و اولی بیحرکت، ساکت و بدون غذا بمدت هفت تا دوازده ساعت، طی روزهای متعدد رودرروی هم در دو طرف میزی نشستند. اما نقطه اوج مهارت هنری مقاومت مشترک آنها اجرای «عاشق ها: قدم زدن روی دیوار چین»، (چین، ۱۹۸۸) بود.
در این اجرا که ۹۰ روز به طول انجامید آبراموویچ از انتهای سمت شرقی دیوار چین و اولی از منتهاالیه غربی دیوار به قصد ملاقات یکدیگر به سوی مرکز دیوار به راه افتادند و در نقطه تلاقی با یکدیگر قطع رابطه کردند و به همکاری خود پایان دادند.
اینم فیلم یکی از اجراهاش:
http://owrsi.com/%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%85%D9%88%D9%88%DB%8C%DA%86-2/