درود برشما
نبوت یکی ازاصول دین ماست وتعریف آنرا هر مسلمانی میدونه ادیان هم محدود به 5 تاست پس بقیه انبیا چه کاره اند؟ بقیه انبیا مروج این 5 دین جهانی اند .هرنبی باوحی درارتباط است ودایره مسوولیت او ابلاغ وحی بمحدوده مکان فعالیت اوست اگر رسول است مثلا یک شهر مانند یونس وداود وسلیمان واگر محدودتر است مانند ادم وادریس در آن دوردستها پس همه پیامبران ازیک جنسن اند وکارشان یکسان اما دایره مکانی انها موجب این تقسیمات است. بنظر میرسد که شما هنوز مفهوم نبوت را درست نمیدانید والا تقاوتی درمیان آنان جز محدوده مکانی نیست ممنون
فعلا شب بخیر تا فردائی اگر توفیقی بود
(۲۲/آبان/۹۵ ۱:۱۶)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]درود برشما
نبوت یکی ازاصول دین ماست وتعریف آنرا هر مسلمانی میدونه ادیان هم محدود به 5 تاست پس بقیه انبیا چه کاره اند؟ بقیه انبیا مروج این 5 دین جهانی اند .هرنبی باوحی درارتباط است ودایره مسوولیت او ابلاغ وحی بمحدوده مکان فعالیت اوست اگر رسول است مثلا یک شهر مانند یونس وداود وسلیمان واگر محدودتر است مانند ادم وادریس در آن دوردستها پس همه پیامبران ازیک جنسن اند وکارشان یکسان اما دایره مکانی انها موجب این تقسیمات است. بنظر میرسد که شما هنوز مفهوم نبوت را درست نمیدانید والا تقاوتی درمیان آنان جز محدوده مکانی نیست ممنون
گرامی شما اینجا داری وقتی صحبتی مطرح میکنی بحث خاصه اسلامی نیست. بلکه بحث ادیان هم هست چون فقط درباره حضرت محمد صلی الله علیه و ال وسلم صحبت نمیکنین پس براین اساس شما نیاز دارید که چون نگاه به انبیا و رسولان پیشین هم هست کمی جزئی تر و مصداقانه و همینطور بادقت و استفاده از تعاریف درست پیش بریم.
شما اگه احساس میکنی من مفهوم رو نمیدونم پس باید برام ریزتر توضیح بدی نه اینکه به مانند یک شهروند مثال بزنی انبیا و رسولان رو/
جالبه که فرق رسول و نبی و اون 5 بزرگوار رو در اینکه مجدوده کاری ( البته به تعبیر شما ) فرق داره شدن نبی و رسول. میشه این چند شخصیت رو که نام میبرم بگید نبی بود یا رسول؟
حضرت سلیمان:
حضرت لوط:
حضرت ادریس :
حضرت شعیب :
حضرت یوسف :
حضرت زکریا :
حضرت هارون :
حضرت محمد صلی الله علیه وال وسلم :
حالا دواسم از اسامی با مثال شما یکی شد ولی قصدی داشتم از گفتنش .
ایا همه این اسامی نبی هستن؟ ایا همه رسول هستن ؟
جناب شاید هم ایراد در بیان و یا نگاه و اون مفهومی که از نبی و رسول دارید اشتباه و یا خلط شده باشه .
کلام شما باکدوم محتوا میتونه همخوانی داشته باشه :
الف : هر رسولی نبی است اما هر نبی رسول نیست؟
ب: هر نبی رسول است اما هر رسولی نبی نیست؟
ج:هر نبی رسول است ولی دایره فعالیتش از رسول بیشتر است.
د: هر رسولی نبی است ولی دایره فعالیتش از نبی بیشتر است.
کدوم مورد رو شما بصورت اصل کلام میپذیری ؟
درود برشما
ممکنه بجز تفاوتی که بنده برای نبی ورسول نوشته ام موارد دیگری هم باشه اگر هست شما بنویسید اما پاسخ سوالات شما
ما124000 نبی داریم اول اونها آدم وآخر اونها پیامبر اسلامه پس همشون عنوان نبی ونبوت رادارند.برخی ازاینها رسول هم هستند که قبلا تعداد اونهارو 313 نوشتم مواردی رو که نوشته اید همگی نبی اند وبجز ادریس همگی نیزازرسولانند.
در مورد 4 سوال تستی الف ودال درست است (مرا یاد کنکور شکست خورده انداختید)
سلام اغاز هفته دوستان بخیر و نیکی
(۲۲/آبان/۹۵ ۸:۰۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]درود برشما
ممکنه بجز تفاوتی که بنده برای نبی ورسول نوشته ام موارد دیگری هم باشه اگر هست شما بنویسید اما پاسخ سوالات شما
ما124000 نبی داریم اول اونها آدم وآخر اونها پیامبر اسلامه پس همشون عنوان نبی ونبوت رادارند.برخی ازاینها رسول هم هستند که قبلا تعداد اونهارو 313 نوشتم مواردی رو که نوشته اید همگی نبی اند وبجز ادریس همگی نیزازرسولانند.
در مورد 4 سوال تستی الف ودال درست است (مرا یاد کنکور شکست خورده انداختید)
این ممکن رو شما باید مطرح کنی چون من پرسش کننده هستم و فرض رو بر این میزاریم بنده اطلاعی ندارم .دانش اموزم و شما مربی
پس زحمت تعریف دقیق و اختلافی این رسول و نبی رو بصورت مستند به من بدین چون من دانش اموز بران حرف معلم مهم هست ولی برای یافتن صحتش مدرک میخوام که این برام اهم هست.
پس با این اوضاف الف و د دایره فعالیت رسولان بیشتر هست و سخت تر.

ان شالله که کنکور روهم رد کنی.
- درباره چناب ادریس بر چه اساسی ایشون رسول هست؟ + مستند
- و بر چه اساس بقیه فقط نبی مطلق بودند و رسول نبودند؟ + مستند
- نزدیک به 3 صفحه داریم پیش میریم ولی شما یک دلیل و مستند که تعریف کنه ارایه نمیدین ایا علتی داره؟تعریف دقیق نه تعریف شهری .
ممگنه بگین کتاب کافی رو گفتم برو بخون ، گرامی کار بنده رفتن و خوندن نیست شما طرح موضوع کردین پس باید مستندات هم براش ضمیمه کنن. ایا غیر اینه؟
درود برشما وصبح شنبه هم بخیر
والله من گناهی ندارم اگرشما دقت کنی مطالب تکرار نمیشه
ادریس نبی بود نه رسول درجمله بنده دقت نکردی
بقیه هم هم نبی بودن ورسول بازدقت نکردی
در مورد تقسیمات جلد سوم کتاب حجت ازکتب کافی ترجمه آن درزیر صفحه توسط مترجم امده است بنده نمیتونم اسکن کنم شما اگر خلاف اینو دارید بنویسید تا اطلاعات همه زیاد شود ممنون
-----------------
درود برشما
چاره ای ندارم بطور خلاصه یکبار دیگر بنویسم
همه پیامبران نبی اند
313 تا ازآنها رسولند
5 تا ازرسولان اولوالعزمند
مهمترین عامل این تقسیم دایره فعالیت آنان ست اولوالعزمها جهانی رسولانمنطقه ای وبقیه دایره محدودی داشته اند
مرجع هم اعلام شد حالا اگر شما اطلاعات دیگری دارید بنویسید تا همهآگاه شوند
ضمنا سایت مرتبا اعلام میکنه که بیش از15 مطلب درروز نمیتوان نوشتدرحالیکه بنده از صبح امروز 4 مطلب نوشته ام حتما غرضی درکاره پس مشکل سایتوهمبرطرف کنید بنابراین دیگرمطلبی نمیفرستم تا مشکل سایت برطرف شه.ممنون
این پاسخ مطلب زیرین است
(۲۲/آبان/۹۵ ۱۰:۲۷)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]درود برشما وصبح شنبه هم بخیر
والله من گناهی ندارم اگرشما دقت کنی مطالب تکرار نمیشه
ادریس نبی بود نه رسول درجمله بنده دقت نکردی
بقیه هم هم نبی بودن ورسول بازدقت نکردی
در مورد تقسیمات جلد سوم کتاب حجت ازکتب کافی ترجمه آن درزیر صفحه توسط مترجم امده است بنده نمیتونم اسکن کنم شما اگر خلاف اینو دارید بنویسید تا اطلاعات همه زیاد شود ممنون
خو من دقت میکنم ولی شما مطلبتون ناقص هست و باید یکی یکی مثل مروارید از صدف کشید.
(۲۲/آبان/۹۵ ۸:۰۰)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]مواردی رو که نوشته اید همگی نبی اند وبجز ادریس همگی نیزازرسولانند.
پس ( حضرت سلیمان: حضرت لوط:حضرت
شعیب :حضرت
یوسف :حضرت زکریا :حضرت هارون :حضرت محمد صلی الله علیه وال وسلم

رسول نبی هستن بجز ادریس که فقط نبی هست ! الان این مفهوم کلام شما میشه دیگه درسته؟
حضرات شعیب و یوسف و رسول است ؟ چطوریا اونوقت؟مگه دایره فعالیتشون زیاد بوده؟
خو دلیلش بر چی هست؟من الان برم کتاب الحجت کتاب کافی رو بخونم تا اینها هویدا بشه؟ بقول اقای سعدی از کجا معلوم این احادیث صحت داشته باشه؟

سعدی جان بیا اینجا که بهت نیاز داریم.
دوست گرامی Mforootaghe
لطف کنید یک تعریف دقیق از نبی و رسول و اینکه اگه فعالیتشون متغییر هست میزانش چیه؟ بالاخره باید فرقی داشته باشن با هم که این دو لفظ استفاده شده.
منتظر معنای کامل و مانع از سوی شما همچنان هستم.و البته اینم بگم که این تعریف شما بازم مفهوم نداره:
(۲۲/آبان/۹۵ ۱:۱۶)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]هرنبی باوحی درارتباط است ودایره مسوولیت او ابلاغ وحی بمحدوده مکان فعالیت اوست اگر رسول است مثلا یک شهر مانند یونس وداود وسلیمان واگر محدودتر است مانند ادم وادریس
الان فرق شهر بزرگ و کوچک یا بقول شما محدود و گسترده هر دو شد رسول که !اگه من بد متوجه شدم ساده تر و دقیقتر بگین.
(۲۲/آبان/۹۵ ۱:۱۶)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]همه پیامبران ازیک جنسن اند وکارشان یکسان اما دایره مکانی انها موجب این تقسیمات است.
دایره مکانی ؟ یعنی فقط همین دایره مکانی یکی رو میکنه رسول و دیگری را نبی

واقعا جالبه.
استاد کنید به یک حدیث ، یعنی نقل حدیث هم باتون سخته؟ متن عربی قرار بدین بنده قول میدم خودم ترجمه رو براتون اسکن شده و یا از منبع معتبر ادرس بدم.
درود
بعلت مشکل سایت پاسخ درویرایش بالا داده شد
(۲۲/آبان/۹۵ ۱۰:۲۷)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]درود برشما وصبح شنبه هم بخیر
والله من گناهی ندارم اگرشما دقت کنی مطالب تکرار نمیشه
ادریس نبی بود نه رسول درجمله بنده دقت نکردی
بقیه هم هم نبی بودن ورسول بازدقت نکردی
در مورد تقسیمات جلد سوم کتاب حجت ازکتب کافی ترجمه آن درزیر صفحه توسط مترجم امده است بنده نمیتونم اسکن کنم شما اگر خلاف اینو دارید بنویسید تا اطلاعات همه زیاد شود ممنون
-----------------
درود برشما
چاره ای ندارم بطور خلاصه یکبار دیگر بنویسم
همه پیامبران نبی اند
313 تا ازآنها رسولند
5 تا ازرسولان اولوالعزمند
مهمترین عامل این تقسیم دایره فعالیت آنان ست اولوالعزمها جهانی رسولانمنطقه ای وبقیه دایره محدودی داشته اند
مرجع هم اعلام شد حالا اگر شما اطلاعات دیگری دارید بنویسید تا همهآگاه شوند
ضمنا سایت مرتبا اعلام میکنه که بیش از15 مطلب درروز نمیتوان نوشتدرحالیکه بنده از صبح امروز 4 مطلب نوشته ام حتما غرضی درکاره پس مشکل سایتوهمبرطرف کنید بنابراین دیگرمطلبی نمیفرستم تا مشکل سایت برطرف شه.ممنون
این پاسخ مطلب زیرین است
دوست گرامی شما اگه توضیحتون کامل باشه نیازی به تکرار نیست ، به شما اگه بی نهایت پست هم اجازه داده بشه بازم فکر نکنم مشکلتون حل بشه.
الان ببینید که از پست ابتدایی تا الان چه تعداد پست زده شد و چه مطلبی پاسخ داده شد .
گرامی بنده متوجه این شدم که 313 رسول و 124000پیامبر و 5 اولولعزم هستن.
من سوالم اینه : وجوه اشتراک و افتراق نبی و رسول را توضیح دهید.
اگه فقط بعد مکانی (
مهمترین عامل این تقسیم دایره فعالیت آنان ست ) باشه، چطور میخوایین فعالیت انبیا ( نبی و رسول ) رو تفکیک کنین؟ مثلا حضرات ابراهیم و لوط هردو در یک زمان و نزدیک هم بودن . و هردو هم رسول بودن هم نبی. حالا هم جناب شعیب و هم جناب موسی کلیم الله یکی میشه رسول ( البته پیش فرض چون شما اثبات نکرید ) یکی میشه رسول و نبی و اون هم نبی اولوالعزم.
وجوه اشتراک و افتراق رو لطفا از دوستان و اساتیدتون بپرسید و بیان کنید.متن کتاب کافی شریف هم بنده اون قسمت که میگید قرار میدم در نقل قول البته کاری که شما باید انجام بدید نه بنده .
نقل قول:بَابُ طَبَقَاتِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الرُّسُلِ وَ الْأَئِمَّةِ ع
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي يَحْيَى الْوَاسِطِيِّ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع الْأَنْبِيَاءُ وَ الْمُرْسَلُونَ عَلَى أَرْبَعِ طَبَقَاتٍ فَنَبِيٌّ مُنَبَّأٌ فِي نَفْسِهِ لَا يَعْدُو غَيْرَهَا وَ نَبِيٌّ يَرَى فِي النَّوْمِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ-
الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص: 175
وَ لَا يُعَايِنُهُ فِي الْيَقَظَةِ وَ لَمْ يُبْعَثْ إِلَى أَحَدٍ وَ عَلَيْهِ إِمَامٌ مِثْلُ مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ عَلَى لُوطٍ ع وَ نَبِيٌّ يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ يُعَايِنُ الْمَلَكَ وَ قَدْ أُرْسِلَ إِلَى طَائِفَةٍ قَلُّوا أَوْ كَثُرُوا كَيُونُسَ قَالَ اللَّهُ لِيُونُسَ- وَ أَرْسَلْناهُ إِلى مِائَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ «1» قَالَ يَزِيدُونَ ثَلَاثِينَ أَلْفاً وَ عَلَيْهِ إِمَامٌ وَ الَّذِي يَرَى فِي نَوْمِهِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ يُعَايِنُ فِي الْيَقَظَةِ وَ هُوَ إِمَامٌ مِثْلُ أُولِي الْعَزْمِ وَ قَدْ كَانَ إِبْرَاهِيمُ ع نَبِيّاً وَ لَيْسَ بِإِمَامٍ حَتَّى قَالَ اللَّهُ- إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي فَقَالَ اللَّهُ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ مَنْ عَبَدَ صَنَماً أَوْ وَثَناً لَا يَكُونُ إِمَاماً.
2- مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَجْعَلَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ الْأَشْيَاءَ قَالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قَالَ فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ قَالَ لَا يَكُونُ السَّفِيهُ إِمَامَ التَّقِيِّ.
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْخَثْعَمِيِّ عَنْ هِشَامٍ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ سَادَةُ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ خَمْسَةٌ وَ هُمْ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ عَلَيْهِمْ دَارَتِ الرَّحَى «2»- نُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَى وَ عِيسَى وَ مُحَمَّدٌ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَى جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ.
4- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ أَبِي السَّفَاتِجِ «3» عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْيَاءَ وَ قَبَضَ يَدَهُ «4» قَالَ لَهُ- يَا إِبْرَاهِيمُ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ ع قَالَ يَا رَبِّ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ.
__________________________________________________
(1) الصافّات: 147.
(2) أي رحى النبوّة و الرسالة و الشريعة و الدين؛ و ساير الأنبياء تابعون لهم
(3) بالسين المهملة و الفاء و الالف و التاء المثناة من فوق و الجيم.
(4) اما من كلام الراوي اي قبض الباقر (علیه السلام) اصابعه الخمسة حكاية عن اجتماع تلك المقامات الخمس في إبراهيم (علیه السلام) و اما من كلام الامام (علیه السلام) أي قبض اللّه يد إبراهيم (علیه السلام) و هو كناية عن كمال لطفه تعالى بابراهيم حين خاطبه كما قد يخاطب الإنسان خليله، و قد قبض يده و جعل كفه في كفه
الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص: 176
بَابُ الْفَرْقِ بَيْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْمُحَدَّثِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كانَ رَسُولًا نَبِيًّا مَا الرَّسُولُ وَ مَا النَّبِيُّ قَالَ النَّبِيُّ الَّذِي يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا يُعَايِنُ الْمَلَكَ وَ الرَّسُولُ الَّذِي يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ يَرَى فِي الْمَنَامِ وَ يُعَايِنُ الْمَلَكَ قُلْتُ الْإِمَامُ مَا مَنْزِلَتُهُ قَالَ يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا يَرَى وَ لَا يُعَايِنُ الْمَلَكَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ وَ لَا مُحَدَّثٍ «1».
2- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ قَالَ كَتَبَ الْحَسَنُ بْنُ الْعَبَّاسِ الْمَعْرُوفِيُّ إِلَى الرِّضَا ع- جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِي مَا الْفَرْقُ بَيْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْإِمَامِ قَالَ فَكَتَبَ أَوْ قَالَ الْفَرْقُ بَيْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْإِمَامِ أَنَّ الرَّسُولَ الَّذِي يُنْزَلُ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ فَيَرَاهُ وَ يَسْمَعُ كَلَامَهُ وَ يُنْزَلُ عَلَيْهِ الْوَحْيُ وَ رُبَّمَا رَأَى فِي مَنَامِهِ نَحْوَ رُؤْيَا إِبْرَاهِيمَ ع وَ النَّبِيُّ رُبَّمَا سَمِعَ الْكَلَامَ وَ رُبَّمَا رَأَى الشَّخْصَ وَ لَمْ يَسْمَعْ وَ الْإِمَامُ هُوَ الَّذِي يَسْمَعُ الْكَلَامَ وَ لَا يَرَى الشَّخْصَ.
3- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْمُحَدَّثِ قَالَ الرَّسُولُ الَّذِي يَأْتِيهِ جَبْرَئِيلُ قُبُلًا «2» فَيَرَاهُ وَ يُكَلِّمُهُ فَهَذَا الرَّسُولُ وَ أَمَّا النَّبِيُّ فَهُوَ الَّذِي يَرَى فِي مَنَامِهِ نَحْوَ رُؤْيَا إِبْرَاهِيمَ وَ نَحْوَ مَا كَانَ رَأَى رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ أَسْبَابِ النُّبُوَّةِ قَبْلَ الْوَحْيِ حَتَّى أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بِالرِّسَالَةِ وَ كَانَ مُحَمَّدٌ ص حِينَ جُمِعَ لَهُ النُّبُوَّةُ وَ جَاءَتْهُ الرِّسَالَةُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ يَجِيئُهُ بِهَا جَبْرَئِيلُ وَ يُكَلِّمُهُ بِهَا قُبُلًا وَ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ مَنْ جُمِعَ لَهُ النُّبُوَّةُ وَ يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَأْتِيهِ الرُّوحُ وَ يُكَلِّمُهُ وَ يُحَدِّثُهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونَ يَرَى فِي الْيَقَظَةِ وَ أَمَّا الْمُحَدَّثُ فَهُوَ الَّذِي يُحَدَّثُ فَيَسْمَعُ وَ لَا يُعَايِنُ وَ لَا يَرَى فِي مَنَامِهِ.
__________________________________________________
(1) قوله: «و لا محدث» انما هو في قراءة أهل البيت عليهم السلام و هو بفتح الدال المشددة (فى).
(2) قبلا بضمتين و فتحتين و كصرد و عنب أي عيانا و مقابلة. (فى)
الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص: 177
4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ «1» وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ يَعْقُوبَ الْهَاشِمِيِّ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بُرَيْدٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ وَ لَا مُحَدَّثٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَيْسَتْ هَذِهِ قِرَاءَتَنَا فَمَا الرَّسُولُ وَ النَّبِيُّ وَ الْمُحَدَّثُ قَالَ الرَّسُولُ الَّذِي يَظْهَرُ لَهُ الْمَلَكُ فَيُكَلِّمُهُ وَ النَّبِيُّ هُوَ الَّذِي يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ رُبَّمَا اجْتَمَعَتِ النُّبُوَّةُ وَ الرِّسَالَةُ لِوَاحِدٍ وَ الْمُحَدَّثُ الَّذِي يَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا يَرَى الصُّورَةَ قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ كَيْفَ يَعْلَمُ أَنَّ الَّذِي رَأَى فِي النَّوْمِ حَقٌّ وَ أَنَّهُ مِنَ الْمَلَكِ قَالَ يُوَفَّقُ لِذَلِكَ حَتَّى يَعْرِفَهُ لَقَدْ خَتَمَ اللَّهُ بِكِتَابِكُمُ الْكُتُبَ وَ خَتَمَ بِنَبِيِّكُمُ الْأَنْبِيَاءَ.
امیدوارم دوستان متوجه شده باشن مفاهیم رو و فرقی که بین نبی و رسول ( و حتی امام ) رو تا اگه کلامی که جناب
Mforootaghe بیان میکنن رو نقد و یا مدح کنن.
جناب Mforootaghe یا شما یچی خوندیو شنیدی و یااینکه دسترسی به متون نداری ، مورد اول اظهر هست و مورد ثانی تضعیف شده هست چون دسترسی به متون در دنیای جدید کار سختی نیست ، و اینهم یه احتمال میدیم که شما دسترسی به این منابع ندارید به دلایلی .اینو گفتم تا فکر نکنین شما رو ضعیف پنداشتیم و میخواییم بتازیم بر شما .
(۲۲/آبان/۹۵ ۱۳:۳۲)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]درود
بعلت مشکل سایت پاسخ درویرایش بالا داده شد
به شما هم عرض کنم مشکل از سمت شما احتمالا هست وگرنه اگه احتمال میدید تالار مشکل داره میتونید در تاپیک مربوطه موضوع خودتون رو مطرح کنین.
(۲۲/آبان/۹۵ ۱۰:۲۷)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]ضمنا سایت مرتبا اعلام میکنه که بیش از15 مطلب درروز نمیتوان نوشتدرحالیکه بنده از صبح امروز 4 مطلب نوشته ام حتما غرضی درکاره پس مشکل سایتوهمبرطرف کنید بنابراین دیگرمطلبی نمیفرستم تا مشکل سایت برطرف شه.ممنون
حتما غرضی در کاره؟

به چه دلیل گرامی ؟ کسی حرفی زده که غرض داشته باشه؟
دوستان اغاز طرحی دیگر برای عدم پاسخگویی شروع شد

طرح غرض ورزی که تهمتی بیش نیست و بار اثبات هم بر مطرح کننده هست.

درود برشما
فعلا مشکل سایت حلشد ممنون
ازاینکه متن مورد نظررا زحمت کشیدید اوردید صمیمانه تشکر میکنم. حال با توجه به این متن کجای تقسیم بندی بنده اشکال داره؟
(۲۲/آبان/۹۵ ۱۴:۱۱)Mforootaghe نوشته است: [ -> ]درود برشما
فعلا مشکل سایت حلشد ممنون
ازاینکه متن مورد نظررا زحمت کشیدید اوردید صمیمانه تشکر میکنم. حال با توجه به این متن کجای تقسیم بندی بنده اشکال داره؟

تقسیم بندی شما : مربوط به مکان و موقعیت هست حال اینکه :
نقل قول:
باب طبقات پیغبران و رسولان و ائمهع بَابُ طَبَقَاتِ الْاَنْبِیَاءِ وَ الرّسُلِ وَ الْأَئِمّهِ ع 1- مُحَمّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنْ أَبِی یَحْیَی الْوَاسِطِیّ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ دُرُسْتَ بْنِ أَبِی مَنْصُورٍ عَنْهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّهِ ع الْأَنْبِیَاءُ وَ الْمُرْسَلُونَ عَلَی أَرْبَعِ طَبَقَاتٍ فَنَبِیّ ٌ مُنَبّأٌ فِی نَفْسِهِ لَا یَعْدُو غَیْرَهَا وَ نَبِیّ ٌ یَرَی فِی النّوْمِ وَ یَسْمَعُ الصّوْتَ وَ لَا یُعَایِنُهُ فِی الْیَقَظَهِ وَ لَمْ یُبْعَثْ إِلَی أَحَدٍ وَ عَلَیْهِ إِمَامٌ مِثْلُ مَا کَانَ إِبْرَاهِیمُ عَلَی لُوطٍ ع وَ نَبِیّ ٌ یَرَی فِی مَنَامِهِ وَ یَسْمَعُ الصّوْتَ وَ یُعَایِنُ الْمَلَکَ وَ قَدْ أُرْسِلَ إِلَی طَائِفَهٍ قَلّوا أَوْ کَثُرُوا کَیُونُسَ قَالَ اللّهُ لِیُونُسَ وَ أَرْسَلْناهُ إِلی مِائَهِ أَلْفٍ أَوْ یَزِیدُونَ قَالَ یَزِیدُونَ ثَلَاثِینَ أَلْفاً وَ عَلَیْهِ إِمَامٌ وَ الّذِی یَرَی فِی نَوْمِهِ وَ یَسْمَعُ الصّوْتَ وَ یُعَایِنُ فِی الْیَقَظَهِ وَ هُوَ إِمَامٌ مِثْلُ أُولِی الْعَزْمِ وَ قَدْ کَانَ إِبْرَاهِیمُ ع نَبِیّاً وَ لَیْسَ بِإِمَامٍ حَتّی قَالَ اللّهُ إِنّی چاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرّیّتِی فَقَالَ اللّهُ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمِینَ مَنْ عَبَدَ صَنَماً أَوْ وَثَناً لَا یَکُونُ إِمَاماًاصول کافی جلد 1 ص: 245
امام صادق علیه السلام فرمود: پیغمبران و رسولان چهار طبقه باشند:
1- پیغمبریکه تنها برای خودش پیغمبر است و بدیگری تجاوز نمیکند (و خدا بوسیلهای وظائف شخصی او را باو میفهماند)
2- پیغمبریکه در خواب میبیند و آواز هاتف را میشنود ولی خود او را در بیداری نمیبیند و بر هیچکس مبعوث نیست و خود او امام و پیشوائی دارد. چنانچه ابراهیم بر لوط امام بود
3- پیغمبریکه در خواب میببیند و صدا را میشنود و فرشته را میبیند و بسوی گروهی کم یا زیاد مبعوث است مانند یونس، خدا باو فرماید: (147 سوره 37) (((ما او را بسوی صد هزار نفر بلکه بیشتر فرستادیم))) امام فرمود: مقدار بیشتر سی هزار بود و یونس را پیشوائی بود (که جناب موسی باشد و او شریعت موسی را ترویج میکرد)
4- پیغمبریکه در خواب میبیند و صدا را میشنود و در بیداری میبنید و او امام است مانند پیغمبران اولواالعزم، ابراهیم علیه السلام مدتی پیغمبر بود و امام نبود تا خدا فرمود: (124 سوره2) (((من ترا امام مردم قرار دادم ابراهیم گفت از فرزندان من هم؟))) خدا فرمود (((پیمان من بستمکاران نرسد))) کسی که غیر خدا یا بتی را پرستیده امام نگردد. توضیح: کلمه (((عهد))) را که به پیمان معنی کردیم، مجلسی(رحمة الله علیه) گوید، مقصود از عهد معنائیست که شامل امامت شود و بمعنی فرمانیکه بفرمانداران نویسند، میآید و در اینجا کنایه از مقام خلافت خداست در زمین، و چون آیه شریفه امامت و پیشوائی امت را از ستمکاران نفی کرد، دلالت دارد بر ثبوت آن برای عادلان و همین آیه دلیل است بر اینکه امام باید معصوم باشد و گناهی از او سر نزند، زیرإ؛پپ غیر معصوم نسبت بخود یا دیگری ستمگر است.
نقل قول:2- مُحَمّدُ بْنُ الْحَسَنِ عَمّنْ ذَکَرَهُ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ زَیْدٍ الشّحّامِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع یَقُولُ إِنّ اللّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اتّخَذَ إِبْرَاهِیمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ یَتّخِذَهُ نَبِیّاً وَ إِنّ اللّهَ اتّخَذَهُ نَبِیّاً قَبْلَ أَنْ یَتّخِذَهُ رَسُولًا وَ إِنّ اللّهَ اتّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ یَتّخِذَهُ خَلِیلًا وَ إِنّ اللّهَ اتّخَذَهُ خَلِیلًا قَبْلَ أَنْ یَجْعَلَهُ إِمَاماً فَلَمّا جَمَعَ لَهُ الْأَشْیَاءَ قَالَ إِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً قَالَ فَمِنْ عِظَمِهَا فِی عَیْنِ إِبْرَاهِیمَ قَالَ وَ مِنْ ذُرّیّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمِینَ قَالَ لَا یَکُونُ السّفِیهُ إِمَامَ التّقِیّ
امام صادق علیه السلام میفرمود. خدای تبارک و تعالی ابراهیم را بنده خود گرفت پیش از آنکه پیغمبرش نماید و او را بپیغمبری برگزید پیش از آنکه رسولش کند و رسول خود ساخت پیش از آنکه خلیش گرداند و خلیش گرفت پیش از آنکه امامش قرار دهد، پس چون همه این مقامات را برایش گرد آورد فرمود، (((همانا من ترا امام مردم قرار دادم))) چون این مرتبت در چشم ابراهیم بزرگ جلوه نمود، عرضکرد (((از فرزندان من هم))) خدا فرمود. (((پیمان من بستمکاران نرسد))) شخص کم خرد امام شخص پرهیزکار نگردد (و ستمگر از نظر خدا کم خرد است و ممکن نیست که او پیشوای امتی گردد که در میان ایشان مردم پرهیزکار باشد.
نقل قول:3- عِدّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ یَحْیَی الْخَثْعَمِیّ عَنْ هِشَامٍ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع یَقُولُ سَادَهُ النّبِیّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ خَمْسَهٌ وَ هُمْ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرّسُلِ وَ عَلَیْهِمْ دَارَتِ الرّحَی نُوحٌ وَ إِبْرَاهِیمُ وَ مُوسَی وَ عِیسَی وَ مُحَمّدٌ صَلّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَی جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ
و فرمود، آقا و سرور پیغمبران و رسولان پنج نفرند که ایشان اولواالعزم رسولانند و آسیای نبوت و رسالت گرد آنها میچرخد و ایشان: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد است درود خدا بر محمد و خاندانش و بر تمام پیغمبران.
نقل قول:4- عَلِیّ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ أَبِی السّفَاتِجِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنّ اللّهَ اتّخَذَ إِبْرَاهِیمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ یَتّخِذَهُ نَبِیّاً وَ اتّخَذَهُ نَبِیّاً قَبْلَ أَنْ یَتّخِذَهُ رَسُولًا وَ اتّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ یَتّخِذَهُ خَلِیلًا وَ اتّخَذَهُ خَلِیلًا قَبْلَ أَنْ یَتّخِذَهُ إِمَاماً فَلَمّا جَمَعَ لَهُ هَذِهِ الْأَشْیَاءَ وَ قَبَضَ یَدَهُ قَالَ لَهُ یَا إِبْرَاهِیمُ إِنّی جاعِلُکَ لِلنّاسِ إِماماً فَمِنْ عِظَمِهَا فِی عَیْنِ إِبْرَاهِیمَ ع قَالَ یَا رَبّ وَ مِنْ ذُرّیّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمِینَ
جابر گوید: شنیدم که امام باقر علیه السلام میفرمود: همانا خدا ابراهیم را به بندگی به پذیرفت پیش از آنکه به پیغمبری پذیرد و به پیغمبریش پذیرفت پیش از آنکه برسالتش گیرد و برسالتش گرفت پیش از آنکه خلیلش گیرد و خلیلش گرفت پیش از آنکه امامش گیرد و چون این مقامات برایش فراهم نمود امام پنج انگشت خود را (برای نمودن این پنج مقام) جمع کرد به ابراهیم گفت. ای ابراهیم همانا من ترا امام مردم گردانیدم. از بس این مرتبت در چشم ابراهیم بزرگ آمد، گفت. پروردگارا و از فرزندان من هم؟، خدا فرمود: پیمان من بستکاران نرسد.
ایهم قسمت دوم
فرق میان رسول و نبى و محدثنقل قول:بَابُ الْفَرْقِ بَیْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِیِّ وَ الْمُحَدَّثِ
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كانَ رَسُولًا نَبِیًّا مَا الرَّسُولُ وَ مَا النَّبِیُّ قَالَ النَّبِیُّ الَّذِی یَرَى فِی مَنَامِهِ وَ یَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا یُعَایِنُ الْمَلَكَ وَ الرَّسُولُ الَّذِی یَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ یَرَى فِی الْمَنَامِ وَ یُعَایِنُ الْمَلَكَ قُلْتُ الْإِمَامُ مَا مَنْزِلَتُهُ قَالَ یَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا یَرَى وَ لَا یُعَایِنُ الْمَلَكَ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ وَ لَا مُحَدَّثٍ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 248 روایة: 1
ترجمه :
زرارة گوید از امام باقر علیه السلام درباره قولى خداى عزوجل كه فرماید «و او رسول بود و نبى» سؤال كردم: رسول چیست و نبى چیست؟ فرمود: نبى كسى است كه در خواب مى بیند و صدا را مى شنود و فرشته را نمى بیند و رسول كسى است كه صدا را مى شنود و در خواب مى بیند و فرشته را هم مشاهده مى كند، عرضكرم: امام در چه پایه است؟ فرمود صدا را مى شنود ولى نه در خواب بیند و نه فرشته را مشاهده كند سپس آیه (52 سوره 22) را قرائت فرمود «پیش از تو هیچ رسول و نبى و محدثى نفرستادیم» (مگر اینكه وقتى قرائت كرد شیطان در قرائتش القا كرد كلمه محدث در قرآن نیست و از تفسیر امام است).
نقل قول: 2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مَرَّارٍ قَالَ كَتَبَ الْحَسَنُ بْنُ الْعَبَّاسِ الْمَعْرُوفِیُّ إِلَى الرِّضَا ع جُعِلْتُ فِدَاكَ أَخْبِرْنِی مَا الْفَرْقُ بَیْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِیِّ وَ الْإِمَامِ قَالَ فَكَتَبَ أَوْ قَالَ الْفَرْقُ بَیْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِیِّ وَ الْإِمَامِ أَنَّ الرَّسُولَ الَّذِی یُنْزَلُ عَلَیْهِ جَبْرَئِیلُ فَیَرَاهُ وَ یَسْمَعُ كَلَامَهُ وَ یُنْزَلُ عَلَیْهِ الْوَحْیُ وَ رُبَّمَا رَأَى فِی مَنَامِهِ نَحْوَ رُؤْیَا إِبْرَاهِیمَ ع وَ النَّبِیُّ رُبَّمَا سَمِعَ الْكَلَامَ وَ رُبَّمَا رَأَى الشَّخْصَ وَ لَمْ یَسْمَعْ وَ الْإِمَامُ هُوَ الَّذِی یَسْمَعُ الْكَلَامَ وَ لَا یَرَى الشَّخْصَ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 248 روایة: 2
ترجمه :
معروفى بامام رضا(علیه السلام) نوشت: قربانت گردم، بفرمائید، چه فرقست بین رسول و نبى و امام؟ حضرت نوشت - یا شفاها فرمود فرق میان رسول و نبى و امام اینستكه رسول جبرئیل بر او نازل شود و او را به بیند و سخنش را بشنود و بر او وحى نازل شود (كند) و گاهى باشد كه در خواب بیند مانند خواب دیدن ابراهیم (دستور سر بریدن پسرش را) و نبى گاهى سخن جبرئیل را مى شنوند و گاهى شخص او را مى بیند و سخنش را نمى شنود و امام آنستكه سخن را شنود و شخص را نبیند.
نقل قول: 3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْأَحْوَلِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الرَّسُولِ وَ النَّبِیِّ وَ الْمُحَدَّثِ قَالَ الرَّسُولُ الَّذِی یَأْتِیهِ جَبْرَئِیلُ قُبُلًا فَیَرَاهُ وَ یُكَلِّمُهُ فَهَذَا الرَّسُولُ وَ أَمَّا النَّبِیُّ فَهُوَ الَّذِی یَرَى فِی مَنَامِهِ نَحْوَ رُؤْیَا إِبْرَاهِیمَ وَ نَحْوَ مَا كَانَ رَأَى رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ أَسْبَابِ النُّبُوَّةِ قَبْلَ الْوَحْیِ حَتَّى أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ ع مِنْ عِنْدِ اللَّهِ بِالرِّسَالَةِ وَ كَانَ مُحَمَّدٌ ص حِینَ جُمِعَ لَهُ النُّبُوَّةُ وَ جَاءَتْهُ الرِّسَالَةُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ یَجِیئُهُ بِهَا جَبْرَئِیلُ وَ یُكَلِّمُهُ بِهَا قُبُلًا وَ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ مَنْ جُمِعَ لَهُ النُّبُوَّةُ وَ یَرَى فِی مَنَامِهِ وَ یَأْتِیهِ الرُّوحُ وَ یُكَلِّمُهُ وَ یُحَدِّثُهُ مِنْ غَیْرِ أَنْ یَكُونَ یَرَى فِی الْیَقَظَةِ وَ أَمَّا الْمُحَدَّثُ فَهُوَ الَّذِی یُحَدَّثُ فَیَسْمَعُ وَ لَا یُعَایِنُ وَ لَا یَرَى فِی مَنَامِهِ
اصول كافى جلد 1 صفحه: 249 روایة: 3
ترجمه :
احول گوید از امام باقر علیه السلام در باره رسول و نبى و محدث پرسیدم، فرمود رسول كسى است كه جبرئیل پیشش آید و او را ببیند و با او سخن گوید، این است رسول و اما نبى آنستكه در خواب بیند مانند خواب دیدن ابراهیم (فرمان سر بریدن پسرش را) و مانند آنچه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیش از آمدن وحى از اسباب و علائم نبوت مى دید تا آنكه جبرئیل رسالت را براى او از جانب خدا آورد و محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هنگامى كه نبوت برایش فراهم گشت و رسالت از جانب خدا براى او آمد، جبرئیل برایش پیغام مى آورد و شفاهاً با او سخن مى گفت، بعضى از انبیاء نبوت برایش جمع شود و در خواب بیند و روح القدس نزدش آید و با او سخن گوید و بازگو نماید، بدون آنكه در بیدارى به بیند و اما محدث آنستكه خبر داده شود، صدا را شنود ولى نه مشاهده كند و نه در خواب بیند.
اصول كافى جلد 1 صفحه: 249 روایة: 4
نقل قول: 4- أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَسَّانَ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ یَعْقُوبَ الْهَاشِمِیِّ عَنْ مَرْوَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ بُرَیْدٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ وَ لَا مُحَدَّثٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَیْسَتْ هَذِهِ قِرَاءَتَنَا فَمَا الرَّسُولُ وَ النَّبِیُّ وَ الْمُحَدَّثُ قَالَ الرَّسُولُ الَّذِی یَظْهَرُ لَهُ الْمَلَكُ فَیُكَلِّمُهُ وَ النَّبِیُّ هُوَ الَّذِی یَرَى فِی مَنَامِهِ وَ رُبَّمَا اجْتَمَعَتِ النُّبُوَّةُ وَ الرِّسَالَةُ لِوَاحِدٍ وَ الْمُحَدَّثُ الَّذِی یَسْمَعُ الصَّوْتَ وَ لَا یَرَى الصُّورَةَ قَالَ قُلْتُ أَصْلَحَكَ اللَّهُ كَیْفَ یَعْلَمُ أَنَّ الَّذِی رَأَى فِی النَّوْمِ حَقٌّ وَ أَنَّهُ مِنَ الْمَلَكِ قَالَ یُوَفَّقُ لِذَلِكَ حَتَّى یَعْرِفَهُ لَقَدْ خَتَمَ اللَّهُ بِكِتَابِكُمُ الْكُتُبَ وَ خَتَمَ بِنَبِیِّكُمُ الْأَنْبِیَاءَ
برید گوید: از امام باقر و صادق علیهماالسلام درباره قول خداى عزوجل «هیچ نبى و رسول و محدثى پیش از تو نفرستادیم» (كه در حدیث او بیان شد) پرسیدم و گفتم فدایت گردم قرائت ما این چنین نیست (یعنى كلمه محدث ندارد) بفرمائید: رسول و نبى و محدث چیست؟ فرمود: رسول كسیست كه فرشته بر او نمایان شود و با او سخن گوید و نبى آنستكه در خواب بیند و گاهى نبوت و رسالت در یك شخص جمع شود و محدث كسى است كه صدا را شنود و صورت را نبیند. عرض كردم اصلحك الله از چه راه بداند آنچه در خواب دیده حق است و از جانب فرشته باشد؟ فرمود توفیق یابد كه آن را بفهمد، خدا با فرستادن قرآن شما بكتب آسمانى پایان داد و با فرستادن پیغمبر شما به پیغمبران (پس دانستن علامات نبوت و رسالت براى شما لزومى ندارد).
ایا این دو فعلا با توجه به این احادیث فرقی ندارن باهم؟ موقعیت مکان و جمعیت با نوع وحی به نبی و رسول و اینکه ( یکی صاحب شریعت و دیگر مروج شریع هستن؟)
کلام شما* =/= کلام معصوم
پ.ن: * اگه شما فرقی احساس نمیکنی مشکلی نیست ، ادامه بحث و نتیجه گیری بماند برای خواننده/
اگه احساس میکنید تعداد پستهاتون تموم میشه ارسالی نداشته باشید و با ویرایش مطاالب پیش و افزودن مطالب باعث خلط مطالب میشید.