تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تکلیف تکفیر کردن دیگران در دین کجاست؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۱/آذر/۹۵ ۱۹:۳۷)rexsport نوشته است: [ -> ]
باسلام مجدد خدمت دوستان محترم در مورد تکفیر و نگاه تکفیری این جانب از جهت فکری و انسانی پرداختم ویکی از دوستان از من 4 سوال غیر مرتبط با موضوع کردن که هر کدام رو میشه به عنوان موضوع مشخصی درمیان گرفت و جان موضوع در پست اغازین هست هر چه هست همان است که نوشته ام و در این تایپیک بنده راجب مباحثی که فرمودید صحبت خواهم کرد ولی در 3 پستی که گذاشتم مباحث مربوط به موضوع رو بیان کردم و از موضوع خارج نمیشم سوالاتی که در رایطه با موضوع نوشته بنده بود پاسخ دادم بنده اینجا از پستی که در بالا گذاشته ام دفاع می کنم که این چهار موضوع است1
دین پس اندیشه ی فلسفی ما پدید امد

2 دفاع از خرد انسانی
3 فرق بین تفکرات دینی واقعی وجهل
4 خود بزرگ بینی و خودبالا پنداری

سلام
کی گفته دین پس از اندیشه فلسفی ما پدید آمد؟ راه دین با فلسفه کاملا جداست. خدای فلسفه با خدایی که دین معرفی میکنه کاملا متفاوت هست. وقتی توحید متفاوت باشه تمام مسایل دیگه هم متفاوت خواهد بود. پس پیش فرض اول شما اشتباه هست. منظور شما از اینکه دین برای دفاع از خرد انسانی اومده چیه؟ دین برای نشان دادن راه درست اندیشیدن که همان راه پیامبران و امامان معصوم هست اومده تا افراد سودجو نتوانند تفکرات باطل خودشون رو به انسان تحمیل کنند.
(۱/آذر/۹۵ ۱۹:۳۷)rexsport نوشته است: [ -> ]باسلام مجدد خدمت دوستان محترم در مورد تکفیر و نگاه تکفیری این جانب از جهت فکری و انسانی پرداختم ویکی از دوستان از من 4 سوال غیر مرتبط با موضوع کردن که هر کدام رو میشه به عنوان موضوع مشخصی درمیان گرفت و جان موضوع در پست اغازین هست هر چه هست همان است که نوشته ام و در این تایپیک بنده راجب مباحثی که فرمودید صحبت خواهم کرد ولی در 3 پستی که گذاشتم مباحث مربوط به موضوع رو بیان کردم و از موضوع خارج نمیشم سوالاتی که در رایطه با موضوع نوشته بنده بود پاسخ دادم بنده اینجا از پستی که در بالا گذاشته ام دفاع می کنم که این چهار موضوع است1
دین پس اندیشه ی فلسفی ما پدید امد

2 دفاع از خرد انسانی
3 فرق بین تفکرات دینی واقعی وجهل
4 خود بزرگ بینی و خودبالا پنداری


که این مبحث در پست اول به صورت خلاصه گفتیم ودر 3 پست دیگه تکمیل کردیم و نگاه خودم رو بدون پریدن از این شاخه به اون شاخه بیان کردم






با سلام خدمت دوست محترم بحث تفسیر فهم ایات نبود بحث تکفیر بود ویکی از کاربران که شما نبودید گفته بودن تکفیر در قران هم امده است من خواستم از طریق اشاره ایی براین موضوع که خودشخص هم دادگاست هم وکیل و هم قاضی و هم شخص جاری کننده خکم یعنی قران خواندم و حفظ کردم برم و دیگران را تکفیر کنم الفاظ تحقیر امیز استفاده کنم این درحالت معمولی یعنی یک شخصیت حالا بی ازار اما شخص دیگر باز مثل همین شخص قبلی شروع به تکفیر دیگران می کند بازهم خودش رو دادگاه می بیند وکیل می بیند کمپلت حکم یک شخص رومیپیچه و اون شخص مورد ازار و ناراحتی فرار میده من از این منظر نگاه انداختم

یعنی هیشکی نگه من صحیحم ؟ حتی با بحث و نشست های دوستانه؟ همه دینی و دوری از واقعیت . لجاجت غلطه اما بیان واقعیت چی؟

این سه سوال با اینکه می بینم ربطی به پست اول ندارد و موضوع تکقیر بود پاسخ می دهم اینا سوالاتی است که کلا یک سوال نه سه سوال .این که
هیشکی نگه من صحیحم
باز برمیگردد به اندیشه های شما واستنباط های درونی خودتون اینکه به عقیده دیگران حمله بکنیم تفتیش عقیده بکنیم حمله بکنیم به اعتقادات یک شخص با چه رسالتی با چه حکمی نفرماید امر به معروف و نهی از منکر امز به معروف کردن برای مسلمین است در جامعه مسلمین اگر بخواهید برید مثلا در هر نقطه ای از این جهان پهناور به یک نفر حمله بکنید عقایدش رو زیر سوال ببرید ودین خودتون اخرین کشتی نجات بشریت معرفی بکنید باید حتما پیامبر باشید یعنی خداوند حضرت مسیح را فرو فرستاد تا مردم رو راهنمایی و هدایت بکنه همراه با عنایت پروردگار وحفاظت و معجزات متعدد یاری شدن وحضرت محمد ص هم به این شکل بود اصلا برای چی پیمابر نازل شد مگر خدا موسی را نفرستاده بود مگر مردم خدا را نشناخته اند حد عقل خدا را که فهمیده بودن چه شد که مسیح امد خواب خا م خام ها بودن خودشون داشتن مردم رو هدایت می کردن نکته بعدی شاید شما بگویید روحانیت دینی باید بشر را به سوی حق هدایت بکند وظیفه دارد شما توجه بکنید در تمام ایین های مذهبی افراد روحانی هستند در یهودت در مسیحیت در اسلام با در نظر گیری فرقه های مختلف دینی این حضرات هستند ولی پیامبری در طی این چند سال از این جماعت روحانیت در دین در نیامد که مثلا مسیح بیاید و بگوید یهودت درست بود ما ان را ادامه میدهیم شما تحریف کردید بنده امده ام تحریفات شما درست کنم و شما همان یهودی باقی بمانید خیر اصلا این خبرها نبود موضوع بر سر این بوده که دین جدید امده است به اسم مسحیت و هرکسی می خواهد رستکار شود مسیحی شود مسیح برای بشارت به دین مسیح فرستاده شد نه این که بره کنیسا و با خاخام ها همکاری بکنه و یهودیت رو ادامه بده بلکه جدا دین اورد با ان ها و این همه ناراحتی که حضزت مسیح کشید نه به خاطر دین جدید بلکه عده ای از این یهودیت نمی خواستند جایگاه دینیشان در نزد مردم خوار شود این موضع در رابطه با پیامیر اسلام هم صدق می کند این اسلام یک دین جدید است و هر کس مثل یهودی مسیحی زرتشتی بت پرست و هر کسی نه به دین قبلی به دین جدید باور بیاورد و اعتقاد خود رها کند وبه دین اسلام رو اورد در این بین افرادی هم بودن و میگفتند ما امده که شما راهدایت بکنیم و وقتی از انها معجزه ایی در خواست می شد چیزی در دست نداشتن و مزحکه ی خاص و عام می شدند و به ان ها می گویند پیامبران دروغین فکر کنم توضیحم کامل بود .
در رابطه با دین از نگاه هرشخص باورهای دینی ان مثل کودک ان فرد میماند وهرکس فکر می کند از کودکش زیبا تر نیست دلیل این که این همه مسیحی میبنی همین دلیل این که این همه مسلمان می بینی همینه دلیل اینکه که یهودی هست همینه مردم شما قطعا زرتشتی می بنید برای چه هست شما ومن نسبت به باور ها ی دینی علاقه مند هستیم و هرکسی اهل کتابشان برای خود و جامعه خود محترم است .
و اما نکته ای که یادم رفت رو اظافه می کنم در پایان فرمودید پس بیان واقعیت چه؟ واقعیت هم نسبی هست مثلا من وشما من فکرمی کنم این ها واقعیت هاست و در حال نوشتن پست هستیم می نویسم و شما فکر می کنید بیانات شما واقعیت هاست و من فکر میکنم انچه می نویسم بیان واقعیت 2 دید متفاوت از حقیقت برای اینکه بحث در رابطه با موضوع به درازا نکشد شما شاید بگویید دو تفکر مثل ما مناظره می کنن و حقیقت برملا می شود اون هم صدرصدی نیست یعنی این هر کسی که امد مثلا یک عالم دینی در یک موضوع به دام انداخت و به عنوان یک بی خدا توانست این عالم دین را به کنج رینگ ببرد پس بی دینی پیروز شد با مناظره فهمیدیم حق و باطل رو خدا را شناختیم یا خدا را ازیاد بردیم چون موضوع بسر بحث هست ایا بامناظره کردن به حقیقت 100دریافت به نظر من خیر در فیزیک البرت اینیشتن هم باشید در نظریاتی که فکر می کنید درست هست اشتباه میکنید .چون نگاه فکری است خوب این ذهن ما محاسبه می کنه و پاسخ به شخص شما میده که از منظر ماتریلستی بعد بحث جریان بیگ بنگ به طورکلی شکل فرم واقعیت گونه ایی دیگر شد و جهان تشکیل ازماده رد شد زمان اشکار کننده بسیاری از حقایق است در دین همین موضوعات و به نظر بنده نگاه صدرصد قالب در امور دینی هم وجود ندارد مگر به امر خدا به پیامبر خود به امام خود شخصی که به درجه ایی از بشر رسید که منبع اکبر و اصغر نیست خداست دستگاه پرودگار است که دقیق و حساب شده همچنان که با فرستاده های خود ما را هدایت فرمود بنده به عنوان اخرین جمله در این بحث می گویم ما باید دنبال حقیقت باشیم با سفسته با وارونه جلوه دادن حقایق و دیدن فقط نقاط تاریک هرگز به حقیقت دست پیدا نخواهیم کرد سپاس گذارم Heart
Heart

اینهمه گفتی ولی جواب ندادی و فقط حرف خودتو زدی . حال کی داره نکاه متعصبانه به این موضوع میکنه؟
بازم هیچ علائم نگارشی بکار نبردید که . امیدوارم موفق باشید در مقابله با تکفیر . البته علمای شیعه سعی میکنن کسی رو تکفیر نکنن و اگه میبینیند کسی رو تکفیر میکنن به احتمال زیاد وهابی ها هستن که به خودشونم ...
فقط من میخوام بدوم اون سوالت رو که نگفتی و من دیگه تکرار نمیکنم چون حقیقتش میدونم شما پاسخ بده نیستی و حال بحث با شما رو دیگه ندارم به حد کافی کاربران دیگه انرژی منو گرفتن و من میدونم و خدا چطور حساب کتاب بکنیم باهم
اما برام واقعا سواله که اگه قران و کتب اسمانی برای هدایت نیومدن برای چی اومدن؟
من گفتم روحانیت؟
گرامی اگه سواد داشته باشی میخونی که مسیح نمیگه دین جدید اوردم مسیحی بلکه میگ امده ام .. اصلا چرا باید برای شما بگم؟ مگه مسیحی و یهودی هستی؟ سربحثم که ندارم باش ما پس مطالب رو شهید نمیکم برای شما. برید بخوانید تا یاد بگیرید.
میزان درک و حد تامل شما رو متن نشون میده که چی میگید و برای چه امدید . مراقب باشید به عنوان نظریه پرداز و ... ربوده نشی توسط وهابیها ، گرامی .
دوستان بفمرایید این بحث برای شما .
شاید شما در مورد تکفیر کردن اینطور فکر میکنی که وقتی کسی تکفیر میشه در واقع حکم قتلش صادر میشه!! اگه اینطور فکر میکنین درست نیست. هدف از تکفیر کردن این هست که بقیه ی افراد با افکار اون شخص یا اشخاص گمراه نشن. مثلا امامان معصوم صوفیه رو بسیار تکفیر کردن. افکار صوفیه به قدری برای دین و انسانها خطرناک بود که امامان اونها رو تکفیر کردن. این جریان علاوه بر اسلام توی سایر ادیان هم نفوذ داشته و باعث انحراف دین از مسیر حقیقی شده. بزرگترین صدمات رو به مذهب تشیع وارد کرده به طوری که هنوز هم ادامه داره. به نظر شما جریان فکری که اینقدر خطرناک هست نباید تکفیر بشه؟
اگر می بینید موضوع تکفیر رو انتخاب کردم این بود موضوع امروز ودرد جامع دینی ماست که بین افراد و گرو های جامعه باعث شکاف و ناراحتی است جان کلام من این بود که همانطور مارا در زبانها و رنگ ها و نژاد های مختلف خلق شده ایم در دین هم به این صورت است و ادیان و مذاهب دیگر رو رد نکرده در قران نقد شده اند نه پیامبر ان دین افراد فرصت طلبی که دین ادیان گذشته را تحریف کرده اند در قران نقد شدن واهل کتاب را پذیرفته بنده سعی کردم در رابطه با این موضوع دین دریک تالاردینی این موضوع رو مطرح بکنم و سعی بکنم این نظر بدم که ما همه بنده ی خدا هستیم .
وخلق نشده ایم که یکدیگر را ازار بدهیم به صورت زبانی تحقیر کنیم بحث موضوع بنده از اول همین بود فکر کنم انچه که بایستی می گفتم را گفتم و در رابطه با این موضوع نظراتم رو خوب منعکس کردم وفقط یک نکته در این رابطه بگم وتمام در طی این نقد که بر حرف های من رفت متاسفانه از انصاف خبری نبود انچه که ابتدایی ترین صفات مومن هست انصاف شما خواننده گرام توجه بفرماید به نقدها سوال نیست فقط حمله است که در پست نهایی هم به خوبی این موضوع اشکار شد توهین هم کردن بفرما وهابی هم شدیم من برای همین پست تکفیر زدم که به این برسم هرکسی حرفی بزنه که مخالف نظر این دوستان بیاد وهابی هم میشه

(۱/آذر/۹۵ ۲۱:۵۷)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]سلام
کی گفته دین پس از اندیشه فلسفی ما پدید آمد؟ راه دین با فلسفه کاملا جداست. خدای فلسفه با خدایی که دین معرفی میکنه کاملا متفاوت هست. وقتی توحید متفاوت باشه تمام مسایل دیگه هم متفاوت خواهد بود. پس پیش فرض اول شما اشتباه هست. منظور شما از اینکه دین برای دفاع از خرد انسانی اومده چیه؟ دین برای نشان دادن راه درست اندیشیدن که همان راه پیامبران و امامان معصوم هست اومده تا افراد سودجو نتوانند تفکرات باطل خودشون رو به انسان تحمیل کنند.
,
مقصود حرف من اعتقاد جوامع بشری از روز اول چون این بشر از خود سوال کرد .کما این که تو پرسیدی و من پرسیدم در این جهان چه می کنیم ؟ برای چه این جا هستیم؟ ایا خالقی داریم؟ چگونه است که ما دراین جهان تنهاییم و منحصر به فرد ؟ وسوالاتی غیره , چون انسان به چشم انسان به این جهان خاکی امد واین خود برای خود شوک اور بود چنین اندیشه ی بالایی چنین نگرش عمیقی و وجود خدایان هم در گذشته به گمان من از همین سر چشمه در وجود انسان اب می خورد واون هم ذهن وفوق العاده انسانیست .
(۲/آذر/۹۵ ۲:۰۱)rexsport نوشته است: [ -> ]مقصود حرف من اعتقاد جوامع بشری از روز اول چون این بشر از خود سوال کرد .کما این که تو پرسیدی و من پرسیدم در این جهان چه می کنیم ؟ برای چه این جا هستیم؟ ایا خالقی داریم؟ چگونه است که ما دراین جهان تنهاییم و منحصر به فرد ؟ وسوالاتی غیره , چون انسان به چشم انسان به این جهان خاکی امد واین خود برای خود شوک اور بود چنین اندیشه ی بالایی چنین نگرش عمیقی و وجود خدایان هم در گذشته به گمان من از همین سر چشمه در وجود انسان اب می خورد واون هم ذهن وفوق العاده انسانیست .
خب این نظر شماست و بسیار هم قابل احترام اما از دیدگاه دین اسلام اولین انسانی که روی کره زمین بود حضرت آدم پیامبر خدا بود و آخرین
نفری هم که روی زمین خواهد بود حجت خدا است. میبینین که دین از همون ابتدای خلقت بشر وجود داشته و اینطور نبوده که پس از اندیشه
فلسفی ما بوجود اومده باشه. این حرف رو فلاسفه میزنن و هدف هم این هست که بگن دین ساخت دست بشر است در صورتیکه اینطور نیست.
شما چرا احتمال نمیدید که فلسفه بعد از دین بوجود اومده باشه؟
(۲/آذر/۹۵ ۸:۱۷)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]خب این نظر شماست و بسیار هم قابل احترام اما از دیدگاه دین اسلام اولین انسانی که روی کره زمین بود حضرت آدم پیامبر خدا بود و آخرین
نفری هم که روی زمین خواهد بود حجت خدا است. میبینین که دین از همون ابتدای خلقت بشر وجود داشته و اینطور نبوده که پس از اندیشه
فلسفی ما بوجود اومده باشه. این حرف رو فلاسفه میزنن و هدف هم این هست که بگن دین ساخت دست بشر است در صورتیکه اینطور نیست.
شما چرا احتمال نمیدید که فلسفه بعد از دین بوجود اومده باشه؟


با درود فراوان خدمت هموطن گرامی بله بله کاملا درست دین به ما می گوید پیامبری به اسم ادم بر این جهان امده اما شما به مرور زمان و پدید امدن نسل های مختلف بشری از نظر نژاد و قومیت دارای ادیان ودین های مختلفی است مثلا کشور هند رو می تونم مثال بزنم که هر 100 کیلومتر دین عوض میشه ودر سرتاسر جهان شما در هر فرهنگ ایین مذهبی مخصوص به خودشان را میبینید که خوب به اون می گویند ایین های دینی. خدایان و بت پرستان قطعا از حضرت ادم ع نیامده من وامثال من میگم از فکر و ذهن انسان مثل یک شعر مثل یک داستان ان را تراوش ذهنی می بنیم البته در رابطه با خدایان و چند خدایی یک سری گفته هایی هست به وجود یوفو ها و موجودات فضایی که پشت وانه ایین های بت پرستی است مثل مصر باستان هند و سرتاسر جهان و در رابطه با این موضوع بایستی جدا برسی بشه و بحث بشه
هدف طرح بحث شما؟
من چیزی بجز اینکه، اقا کاری به کار هم نداشته باشیمهرکی هر دینی داره به ما چه چرا جلوشو بگیریم و بگیم تو کافری برداشت نمیکنم.
اصلا کافر بودن چطور اثبات میشه گرامی؟ این رو بحث نکردید و فکرم نکنم بحث کنید.
مخصوصا که شما تو حرفاتون غیر از این جیزی نمیگید .
بعدشم شما که تازه اومدید ، چطور میشه که با بیانی که انگار چقئذ تو تالار بحث کردین که بهتون کنایه زده شده برخورذ میکنین؟
(۲/آذر/۹۵ ۲:۰۱)rexsport نوشته است: [ -> ]اگر می بینید موضوع تکفیر رو انتخاب کردم این بود موضوع امروز ودرد جامع دینی ماست که بین افراد و گرو های جامعه باعث شکاف و ناراحتی است جان کلام من این بود که همانطور مارا در زبانها و رنگ ها و نژاد های مختلف خلق شده ایم در دین هم به این صورت است و ادیان و مذاهب دیگر رو رد نکرده در قران نقد شده اند نه پیامبر ان دین افراد فرصت طلبی که دین ادیان گذشته را تحریف کرده اند در قران نقد شدن واهل کتاب را پذیرفته بنده سعی کردم در رابطه با این موضوع دین دریک تالاردینی این موضوع رو مطرح بکنم و سعی بکنم این نظر بدم که ما همه بنده ی خدا هستیم .
وخلق نشده ایم که یکدیگر را ازار بدهیم به صورت زبانی تحقیر کنیم بحث موضوع بنده از اول همین بود فکر کنم انچه که بایستی می گفتم را گفتم و در رابطه با این موضوع نظراتم رو خوب منعکس کردم وفقط یک نکته در این رابطه بگم وتمام در طی این نقد که بر حرف های من رفت متاسفانه از انصاف خبری نبود انچه که ابتدایی ترین صفات مومن هست انصاف شما خواننده گرام توجه بفرماید به نقدها سوال نیست فقط حمله است که در پست نهایی هم به خوبی این موضوع اشکار شد توهین هم کردن بفرما وهابی هم شدیم من برای همین پست تکفیر زدم که به این برسم هرکسی حرفی بزنه که مخالف نظر این دوستان بیاد وهابی هم میشه

,
مقصود حرف من اعتقاد جوامع بشری از روز اول چون این بشر از خود سوال کرد .کما این که تو پرسیدی و من پرسیدم در این جهان چه می کنیم ؟ برای چه این جا هستیم؟ ایا خالقی داریم؟ چگونه است که ما دراین جهان تنهاییم و منحصر به فرد ؟ وسوالاتی غیره , چون انسان به چشم انسان به این جهان خاکی امد واین خود برای خود شوک اور بود چنین اندیشه ی بالایی چنین نگرش عمیقی و وجود خدایان هم در گذشته به گمان من از همین سر چشمه در وجود انسان اب می خورد واون هم ذهن وفوق العاده انسانیست .
گرامی اگه شما وهابیت رو در اسلام میبینید که دیگه بحثی نداریم .
وگرنه درخدمت شما هستند و هستم با اینکه امیدی به بحث با شما هم ندارم .
اینقدر افعال و جملات شما بدون ارتباط باهم مطرح میشه که ادم باید چندبار بخونه تا متوجه بشه کدوم فعل برای کذئم جمله هست.
اما روی هم رفته ایا وقتی مثلا نبیی میاد ایا دلیل بر کمی و دستخوردگی اون دین نیست؟ این که میگید انبیا نقد نشدن گرامی چاقو فکر نکنم دسته خودش رو ببره مگر اینکه چاقو شما و وهابیت این کار رو بکنه.
شما یا تازه فارسی نوشتن یاد گرفتی یا اینکه اصلا فارس نیستی .
افرین خلق نشدی م همدیگر رو ازار بدیم افرین و صد افرین اما شما که داری با ظلم کردن این کار رو انجام میدیBig Grin
چیزی منعکس نشد جز نگاه متعصبانه و دور از نقد شما که میل به نقد شدن نداری حتی نقد دوستاانه بعد چطور انتظار داشته باشم از سمت شما که تکفیر رو نقد کنی؟
الان کار نداشته باشی حکم تکفیر بنده رو هم صادر میکنی .
جناب rexsport تفکرات ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب رو برید مطالعه بفرمایید بعد بیایید نظر بدید بر قاطبه مسلمین که شیعه و اهل سنت هستند . خود جناب شیخ الاسلام و احیاگر اون تفکر همه اهل سنت رو تکفیر میکنن شیعه جای خودش رو داره .
این هم تقدیم به دوستان مخصوصا کاربر rexsport

واژه «تکفیر» یکی از الفاظی است، که در سالیان اخیر زیاد به گوش می‌رسد. گروه‌های جهادی و افراطی سلفی با تکفیر دیگر مذاهب اسلامی، منشأ ترویج خشونت در جهان اسلام شده‌اند.
  • اما سؤالی که مطرح است، این‌که منشاء تکفیر در جهان اسلام چیست؟
  • آبشخور تکفیر از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
در پاسخ از این سوالات باید گفت: تکفیر پدیده‌ای نوظهور در جهان اسلام نیست، بلکه سابقه‌ای طولانی دارد. شاید بارزترین نمونه تکفیر در صدر اسلام، تکفیر امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب (علیه السلام) توسط گروهک خوارج باشد. بعد از آن افرادی از اصحاب حدیث، پدیده تکفیر را در جهان اسلام حفظ کردند. بربهاری یکی از آن افراد است، که با سخنرانی‌های او چند پدیده تکفیر در جهان اسلام رخ داد. وی مردم را از نوحه سرایی برای امام حسین (علیه السلام) نهی می‌کرد و به کسانی‌که قصد برپایی مراسم نیمه شعبان را داشتند، حمله کرد؛ حتی مسجد براثا را تخریب و منازل و مغازه‌ها را جهت امر به معروف و نهی از منکر، تفتیش و تخریب می‌کرد و...[دائرالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل بربهاری.]
در قرن هفتم هجری فرد دیگری از اصحاب حدیث، رخ عیان نمود، که در روشمند کردن تکفیر، نقش اساسی و مهمی ایفاء کرد. این فرد کسی نیست جز ابن تیمیه حرانی، که مبنای معرف شناسی خود را بر نقل‌گرایی و مخالفت با عقل پایه‌گذاری کرده بود.[ سید مهدی علیزاده موسوی، مبانی فکری سلفیه و وهابیت، ج1، ص41-55] وی با منحصر کردن توحید واقعی، به توحید عبادی، بسیاری از مسلمانان را که به انبیاء و صلحاء متوسل شده و تبرک می‌جستند، مشرک دانست و در یک فتوای افراطی، حکم به قتل و کشتار مسلمانانی داد که به قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و قبور افراد صالح توسل می‌جستند و از آن‌ها حاجت می‌خواستند.[ ابن تیمیه، زیاره القبور و الاستنجاء بالمقبور، دارطیبه، ریاض، بی تا، ص17.]
در قرن دوازدهم هجری محمد بن عبدالوهاب روش تکفیر را احیاء کرد، و در فتاوای متعددی، مسلمانان را به شرک و کفر متهم کرد، و حکم قتل آن‌ها را صادر کرد.[محمّد بن عبد الوهّاب (م 1206)، كشف الشبهات، وزارة الشؤون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد، المملكة العربية السعودية، چاپ اوّل، 1418 هـ.ق، ص7.] نهضت فکری محمد بن عبدالوهاب، در سال‌های بعدی، ادامه پیدا کرد و اکنون عربستان سعودی و وهابیت، به‌عنوان مهم‌ترین حامیان علمی و مالی تکفیر در جهان اسلام هستند.
جریان‌های سلفی تکفیریِ زیادی، با پول عربستان سعودی و پشتیبانی مفتیان وهابی، به جانِ اسلام افتاده و جهان اسلام را به خاک و خون کشیده‌اند!
به‌امید آن روزی که جهان اسلام، در مقابل این پدیده زشتِ ضداسلام به پا خیزد، و این غده سرطانی را از جا کنده و به دور اندازد.
نقدی داری بفرما بر ایم مطلب. وگرنه تشریف ببرید نوشتن فرسی رو اول یلد بگیرید بعد نقد مطالب این تالار و ابراز نظر بکنید.

دوستان حواسا باشه دهه اخر صفر هست و ایام شهادت نبی خاتم و ماجراهای بعد . دقت کنید تو مطالب .
(۲/آذر/۹۵ ۹:۵۶)rexsport نوشته است: [ -> ]با درود فراوان خدمت هموطن گرامی بله بله کاملا درست دین به ما می گوید پیامبری به اسم ادم بر این جهان امده اما شما به مرور زمان و پدید امدن نسل های مختلف بشری از نظر نژاد و قومیت دارای ادیان ودین های مختلفی است مثلا کشور هند رو می تونم مثال بزنم که هر 100 کیلومتر دین عوض میشه ودر سرتاسر جهان شما در هر فرهنگ ایین مذهبی مخصوص به خودشان را میبینید که خوب به اون می گویند ایین های دینی. خدایان و بت پرستان قطعا از حضرت ادم ع نیامده من وامثال من میگم از فکر و ذهن انسان مثل یک شعر مثل یک داستان ان را تراوش ذهنی می بنیم البته در رابطه با خدایان و چند خدایی یک سری گفته هایی هست به وجود یوفو ها و موجودات فضایی که پشت وانه ایین های بت پرستی است مثل مصر باستان هند و سرتاسر جهان است
فلسفه چیزی جز تراوشات ذهنی انسان نیست که آمیخته با خطاست. از بحث خارج نشیم. یکی از دوستان میگه تکفیر مخصوص وهابی هاست و هر کس تکفیر کنه فرض رو بر این میگیره که وهابی
هست! به همین سادگی. اما نمیاد توضیح بده که چرا امامان صوفیه رو از کافر هم بدتر دونستن و مثل کسی که اونها رو انکار کنه مثل مسلمانانی میدونن که در رکاب پیامبر با کفار جنگیدند. شما دوست
عزیز هم توجه داشت باشید که وحدتی که مانع گفتن حقیقت بشه درست نیست. وحدت تا اندازه ای برای حفظ دین اسلام لازم هست اما افرادی هم که بیش از اندازه حرف از وحدت میزنن ممکنه
مقاصد شخصی خودشون رو داشته باشن که همون حفظ جایگاه و مقامشون هست. در مورد ادیان مختلفی که گفتین درسته کسی منکر وجود ادیان مختلف نیست اما بحث اینه که کدوم دین و مذهب
برحق است. اگه آخرتی وجود نداشت و انسانها بخاطر اعمالشون مجازات نمیشدن اونوقت حق با شما بود و هیچ کس حق نداشت دین خودش رو بر حق بدونه و هر کسی به دین خودش عمل میکرد اما
اینطور نیست. برای همین لازم هست که آدما به دور از خشونت و جنگ با هم مناظره کنن. خیلی دوستانه و از روی دلسوزی تا بتونن راه درست رو پیدا کنن.
(۲/آذر/۹۵ ۱۴:۳۵)حقیقتجو نوشته است: [ -> ]فلسفه چیزی جز تراوشات ذهنی انسان نیست که آمیخته با خطاست. از بحث خارج نشیم. یکی از دوستان میگه تکفیر مخصوص وهابی هاست و هر کس تکفیر کنه فرض رو بر این میگیره که وهابی
هست! به همین سادگی. اما نمیاد توضیح بده که چرا امامان صوفیه رو از کافر هم بدتر دونستن و مثل کسی که اونها رو انکار کنه مثل مسلمانانی میدونن که در رکاب پیامبر با کفار جنگیدند. شما دوست
عزیز هم توجه داشت باشید که وحدتی که مانع گفتن حقیقت بشه درست نیست. وحدت تا اندازه ای برای حفظ دین اسلام لازم هست اما افرادی هم که بیش از اندازه حرف از وحدت میزنن ممکنه
مقاصد شخصی خودشون رو داشته باشن که همون حفظ جایگاه و مقامشون هست. در مورد ادیان مختلفی که گفتین درسته کسی منکر وجود ادیان مختلف نیست اما بحث اینه که کدوم دین و مذهب
برحق است. اگه آخرتی وجود نداشت و انسانها بخاطر اعمالشون مجازات نمیشدن اونوقت حق با شما بود و هیچ کس حق نداشت دین خودش رو بر حق بدونه و هر کسی به دین خودش عمل میکرد اما
اینطور نیست. برای همین لازم هست که آدما به دور از خشونت و جنگ با هم مناظره کنن. خیلی دوستانه و از روی دلسوزی تا بتونن راه درست رو پیدا کنن.


با سلام خدمت دوست محترم متشکر از اینکه نظرتان گفتید همین الان در موضوع تکفیر داریم بحث می کنیم تبادل نظر می کنیم بنده به شخص به دور از توهین واقعا نظرم بیان میکنم و بسیار خورسند از اینکه به دنبال حقیقت باشیم این خیلی خوب که به دور از ماله کشی های مذهبی موضعاتی رو بیان بکنیم وراجبش صحبت بکنیم اما خود به خدایی اگر بخواهیم منصف باشیم با تحقیر و همراه با توهین نمی شود حقیقتی پیدا کرد درواقع در دید حقیقت از هر منظری که است باید از خود بیرون بیاد وحقایق اندیشه خودش را بازنگری بکنه و در ان زمان است که انسان به جای اینکه یکسره دیگران رو قضاوت بکند یکبار بشینه و خود رو قضاوت بکنه مدل های تفکراتی خودش را بنگر این نگاه نگاه ازاد اندیشی است به نظر بنده .

در رابطه با بیان شما که فرمودید ما می تونیم اندیشه هم رو نقد بکنیم از نظر من که به اندیشه ازاد باور دارم وانسان بشری ازاد می بینم نه در جبر بلکه صاحب اختیار صاحب عقاید صاحب نظر مشکلی ندارم . اما بعضی از موضوعات حساسیت برانگیز است و این از منظر من مشکلی نیست از دید ازاد اندیشی اما بالاخره دین و باورمندی عده ایی است خوب ناراحتی عاطفی میاره درست است حقایق امور رو باید گفت اما عده ای انسان با این داستان ارامش میگرن کلبه امید های انان است
(۲/آذر/۹۵ ۱۷:۰۴)rexsport نوشته است: [ -> ]با سلام خدمت دوست محترم متشکر از اینکه نظرتان گفتید همین الان در موضوع تکفیر داریم بحث می کنیم تبادل نظر می کنیم بنده به شخص به دور از توهین واقعا نظرم بیان میکنم و بسیار خورسند از اینکه به دنبال حقیقت باشیم این خیلی خوب که به دور از ماله کشی های مذهبی موضعاتی رو بیان بکنیم وراجبش صحبت بکنیم اما خود به خدایی اگر بخواهیم منصف باشیم با تحقیر و همراه با توهین نمی شود حقیقتی پیدا کرد درواقع در دید حقیقت از هر منظری که است باید از خود بیرون بیاد وحقایق اندیشه خودش را بازنگری بکنه و در ان زمان است که انسان به جای اینکه یکسره دیگران رو قضاوت بکند یکبار بشینه و خود رو قضاوت بکنه مدل های تفکراتی خودش را بنگر این نگاه نگاه ازاد اندیشی است به نظر بنده .

در رابطه با بیان شما که فرمودید ما می تونیم اندیشه هم رو نقد بکنیم از نظر من که به اندیشه ازاد باور دارم وانسان بشری ازاد می بینم نه در جبر بلکه صاحب اختیار صاحب عقاید صاحب نظر مشکلی ندارم . اما بعضی از موضوعات حساسیت برانگیز است و این از منظر من مشکلی نیست از دید ازاد اندیشی اما بالاخره دین و باورمندی عده ایی است خوب ناراحتی عاطفی میاره درست است حقایق امور رو باید گفت اما عده ای انسان با این داستان ارامش میگرن کلبه امید های انان است
سلام بر شما
بله بحث کردن خیلی خوبه به شرطی که منصفانه باشه و کسی نخواد باورهای خودش رو به زور و بدون استدلال بر دیگران تحمیل کنه چون در صورت اشتباه بودن خودش هم ضرر خواهد کرد. همونطور
که گفتم اگه آخرتی نبود هیچ نیازی به بحث و تبادل نظر نبود و خودم به شخصه دین رو کنار میگذاشتم. در مورد جمله آخر شما باید بگم اگه انتقاد درست باشه دلیلی برای ناراحتی عاطفی نیست و
اگه اشتباه باشه دودش توی چشم خود فرد انتقاد کننده میره. اگه تعصبها کنار گذاشته بشن حقیقت خودشو به ما نشون میده. در مورد دین و فلسفه اگه خواستین تحقیق کنین توصیه میکنم اول تعریف
خدا رو توی فلسفه و دینهای مختلف مطالعه بفرمایین. اگه پذیرای حقیقت بودین کاملترین و عقلانی ترین تعریف جای خودش رو توی قلب شما باز میکنه
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع