هدف طرح بحث شما؟
من چیزی بجز اینکه، اقا کاری به کار هم نداشته باشیمهرکی هر دینی داره به ما چه چرا جلوشو بگیریم و بگیم تو کافری برداشت نمیکنم.
اصلا کافر بودن چطور اثبات میشه گرامی؟ این رو بحث نکردید و فکرم نکنم بحث کنید.
مخصوصا که شما تو حرفاتون غیر از این جیزی نمیگید .
بعدشم شما که تازه اومدید ، چطور میشه که با بیانی که انگار چقئذ تو تالار بحث کردین که بهتون کنایه زده شده برخورذ میکنین؟
(۲/آذر/۹۵ ۲:۰۱)rexsport نوشته است: [ -> ]اگر می بینید موضوع تکفیر رو انتخاب کردم این بود موضوع امروز ودرد جامع دینی ماست که بین افراد و گرو های جامعه باعث شکاف و ناراحتی است جان کلام من این بود که همانطور مارا در زبانها و رنگ ها و نژاد های مختلف خلق شده ایم در دین هم به این صورت است و ادیان و مذاهب دیگر رو رد نکرده در قران نقد شده اند نه پیامبر ان دین افراد فرصت طلبی که دین ادیان گذشته را تحریف کرده اند در قران نقد شدن واهل کتاب را پذیرفته بنده سعی کردم در رابطه با این موضوع دین دریک تالاردینی این موضوع رو مطرح بکنم و سعی بکنم این نظر بدم که ما همه بنده ی خدا هستیم .
وخلق نشده ایم که یکدیگر را ازار بدهیم به صورت زبانی تحقیر کنیم بحث موضوع بنده از اول همین بود فکر کنم انچه که بایستی می گفتم را گفتم و در رابطه با این موضوع نظراتم رو خوب منعکس کردم وفقط یک نکته در این رابطه بگم وتمام در طی این نقد که بر حرف های من رفت متاسفانه از انصاف خبری نبود انچه که ابتدایی ترین صفات مومن هست انصاف شما خواننده گرام توجه بفرماید به نقدها سوال نیست فقط حمله است که در پست نهایی هم به خوبی این موضوع اشکار شد توهین هم کردن بفرما وهابی هم شدیم من برای همین پست تکفیر زدم که به این برسم هرکسی حرفی بزنه که مخالف نظر این دوستان بیاد وهابی هم میشه
,
مقصود حرف من اعتقاد جوامع بشری از روز اول چون این بشر از خود سوال کرد .کما این که تو پرسیدی و من پرسیدم در این جهان چه می کنیم ؟ برای چه این جا هستیم؟ ایا خالقی داریم؟ چگونه است که ما دراین جهان تنهاییم و منحصر به فرد ؟ وسوالاتی غیره , چون انسان به چشم انسان به این جهان خاکی امد واین خود برای خود شوک اور بود چنین اندیشه ی بالایی چنین نگرش عمیقی و وجود خدایان هم در گذشته به گمان من از همین سر چشمه در وجود انسان اب می خورد واون هم ذهن وفوق العاده انسانیست .
گرامی اگه شما وهابیت رو در اسلام میبینید که دیگه بحثی نداریم .
وگرنه درخدمت شما هستند و هستم با اینکه امیدی به بحث با شما هم ندارم .
اینقدر افعال و جملات شما بدون ارتباط باهم مطرح میشه که ادم باید چندبار بخونه تا متوجه بشه کدوم فعل برای کذئم جمله هست.
اما روی هم رفته ایا وقتی مثلا نبیی میاد ایا دلیل بر کمی و دستخوردگی اون دین نیست؟ این که میگید انبیا نقد نشدن گرامی چاقو فکر نکنم دسته خودش رو ببره مگر اینکه چاقو شما و وهابیت این کار رو بکنه.
شما یا تازه فارسی نوشتن یاد گرفتی یا اینکه اصلا فارس نیستی .
افرین خلق نشدی م همدیگر رو ازار بدیم افرین و صد افرین اما شما که داری با ظلم کردن این کار رو انجام میدی

چیزی منعکس نشد جز نگاه متعصبانه و دور از نقد شما که میل به نقد شدن نداری حتی نقد دوستاانه بعد چطور انتظار داشته باشم از سمت شما که تکفیر رو نقد کنی؟
الان کار نداشته باشی حکم تکفیر بنده رو هم صادر میکنی .
جناب rexsport تفکرات ابن تیمیه و محمدبن عبدالوهاب رو برید مطالعه بفرمایید بعد بیایید نظر بدید بر قاطبه مسلمین که شیعه و اهل سنت هستند . خود جناب شیخ الاسلام و احیاگر اون تفکر همه اهل سنت رو تکفیر میکنن شیعه جای خودش رو داره .
این هم تقدیم به دوستان مخصوصا کاربر rexsport
واژه «تکفیر» یکی از الفاظی است، که در سالیان اخیر زیاد به گوش میرسد. گروههای جهادی و افراطی سلفی با تکفیر دیگر مذاهب اسلامی، منشأ ترویج خشونت در جهان اسلام شدهاند.
- اما سؤالی که مطرح است، اینکه منشاء تکفیر در جهان اسلام چیست؟
- آبشخور تکفیر از کجا سرچشمه میگیرد؟
در پاسخ از این سوالات باید گفت: تکفیر پدیدهای نوظهور در جهان اسلام نیست، بلکه سابقهای طولانی دارد. شاید بارزترین نمونه تکفیر در صدر اسلام، تکفیر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
توسط گروهک خوارج باشد. بعد از آن افرادی از اصحاب حدیث، پدیده تکفیر را در جهان اسلام حفظ کردند.
بربهاری یکی از آن افراد است، که با سخنرانیهای او چند پدیده تکفیر در جهان اسلام رخ داد. وی مردم را از نوحه سرایی برای امام حسین (علیه السلام) نهی میکرد و به کسانیکه قصد برپایی مراسم نیمه شعبان را داشتند، حمله کرد؛ حتی مسجد براثا را تخریب و منازل و مغازهها را جهت امر به معروف و نهی از منکر، تفتیش و تخریب میکرد و...[دائرالمعارف بزرگ اسلامی، مدخل بربهاری.]
در قرن هفتم هجری فرد دیگری از اصحاب حدیث، رخ عیان نمود، که در روشمند کردن تکفیر، نقش اساسی و مهمی ایفاء کرد. این فرد کسی نیست جز
ابن تیمیه حرانی، که مبنای معرف شناسی خود را بر نقلگرایی و مخالفت با عقل پایهگذاری کرده بود.[ سید مهدی علیزاده موسوی، مبانی فکری سلفیه و وهابیت، ج1، ص41-55]
وی با منحصر کردن توحید واقعی، به توحید عبادی، بسیاری از مسلمانان را که به انبیاء و صلحاء متوسل شده و تبرک میجستند، مشرک دانست و در یک فتوای افراطی، حکم به قتل و کشتار مسلمانانی داد که به قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و قبور افراد صالح توسل میجستند و از آنها حاجت میخواستند.[ ابن تیمیه، زیاره القبور و الاستنجاء بالمقبور، دارطیبه، ریاض، بی تا، ص17.]
در قرن دوازدهم هجری
محمد بن عبدالوهاب روش تکفیر را احیاء کرد، و
در فتاوای متعددی، مسلمانان را به شرک و کفر متهم کرد، و حکم قتل آنها را صادر کرد.[محمّد بن عبد الوهّاب (م 1206)، كشف الشبهات، وزارة الشؤون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد، المملكة العربية السعودية، چاپ اوّل، 1418 هـ.ق، ص7.] نهضت فکری محمد بن عبدالوهاب، در سالهای بعدی، ادامه پیدا کرد و اکنون عربستان سعودی و وهابیت، بهعنوان مهمترین حامیان علمی و مالی تکفیر در جهان اسلام هستند.
جریانهای سلفی تکفیریِ زیادی، با پول عربستان سعودی و پشتیبانی مفتیان وهابی، به جانِ اسلام افتاده و جهان اسلام را به خاک و خون کشیدهاند!
بهامید آن روزی که جهان اسلام، در مقابل این پدیده زشتِ ضداسلام به پا خیزد، و این غده سرطانی را از جا کنده و به دور اندازد.
نقدی داری بفرما بر ایم مطلب. وگرنه تشریف ببرید نوشتن فرسی رو اول یلد بگیرید بعد نقد مطالب این تالار و ابراز نظر بکنید.
دوستان حواسا باشه دهه اخر صفر هست و ایام شهادت نبی خاتم و ماجراهای بعد . دقت کنید تو مطالب .